فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۲۱ تا ۱٬۴۴۰ مورد از کل ۶٬۴۵۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
این مطالعه، با هدف بررسی اثربخشی آموزش بهداشت کلام، مبتنی بر آموزه های اسلامی بر دلبستگی به همسر به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون، با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان با تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مرکز مداخله در بحران های خانوادگی، فردی و اجتماعی بهزیستی شهر بیرجند در سه ماهه سوم سال 1394می باشد. از این میان، 32 نفر از زنان هدف به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 16 نفره قرار گرفتند و به ابزار دلبستگی به همسر ب ارتولومیو و ه ورویتز پاسخ دادند. اعضای گروه های آزمایش در 9 جلسه 60 دقیقه ای، آموزش های بهداشت کلام مبتنی بر آموزه های اسلامی دریافت کردند. یافته های حاصل از تحلیل کواریانس چندمتغیره حاکی از اثربخشی آموزش بهداشت کلام، مبتنی بر آموزه های اسلامی بر کاهش میزان دلبستگی اجتناب و اضطراب نسبت به همسر است. ازاین رو، آموزش بهداشت کلام در جهت فعال سازی گفتار سودمند و بازداری از گناهان زبان، مبتنی بر آموزه های اسلامی می تواند بر دلبستگی به همسر مؤثر باشد.
بایدهای اخلاقی سه گانه در فرایند مشاوره از چشم انداز آموزه های اسلامی و دانش روان شناسی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه روانشناسی اسلامی سال پنجم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۱
101 - 116
حوزههای تخصصی:
رعایت هنجارهای اخلاقی از مهم ترین عوامل مصونیت بخش فرایند مشاوره است. برخی از بایدها و اصول اخلاقی به دلیل نقش سازنده و اساسی که در فرایند مشاوره دارند در اولویت بوده و رعایت آن ها باعث ایجاد اعتماد در مراجع و باعث افزایش موفقیت در فرایند مشاوره می شود. پژوهش پیش رو با هدف تبیین مهم ترین بایدهای اخلاقی در فرایند مشاوره انجام شده است. سؤال اساسی این است که مهم ترین بایدهای اخلاقی در فرایند مشاوره چیست و چه فوایدی دارد؟ در پژوهش حاضر از روش توصیفی تحلیلی و اجتهادی بهره گرفته شده و آموزه های اخلاقی سه گانه که می تواند نقش سازنده و مهمی در فرایند مشاوره داشته باشد، بررسی شده است. با بررسی اصول اخلاقی قابل استنباط از آموزه های اسلامی در فرایند مشاوره، می توان ادعا کرد که برخی از اصول اخلاقی نقش بنیادین و محوری در فرایند مشاوره دارند؛ به گونه ای که بدون التزام به این اصول اخلاقی، فرایند مشاوره با چالش ها و آسیب های جدی روبرو خواهد شد. پرواپیشگی، عفاف و صداقت، ازجمله اصول مهم در فرایند مشاوره است. رعایت این اصول و بایدهای اخلاقی سه گانه، می تواند مشاور را از غلتیدن در بسیاری از چالش ها مصونیت بخشد و می تواند زمینه ساز ایجاد اعتماد و امنیت روانی در مراجع باشد.
شکل گیری اختلال وسواس _ اجباری طهارت و نجاست بر اساس منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی چگونگی شکل گیری اختلال وسواس اجباری طهارت و نجاست بر اساس منابع اسلامی است. بدین منظور این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی انجام شد که پس از طی فرایند منبع شناسی و دسته بندی منابع و سپس تدوین، تنظیم، طبقه بندی، تلخیص و بیان مفهوم انبوهی از داده های گردآوری شده از این منابع و کاهش آنها به بخش های قابل کنترل و تفسیر، مبانی نظری این اختلال از منابع اسلامی استخراج شده و در مرحله بعد از مبانی نظری به دست آمده، چرخه شکل گیری این اختلال به دست آمد. یافته های پژوهش نشان داد که بر اساس منابع اسلامی این اختلال دارای چرخه شکل گیری شش مرحله ای بدین ترتیب است: 1. قرار گرفتن در موقعیت وسواس اجباری طهارت و نجاست؛ 2. انتخاب؛ 3. وسوسه و اضطراب؛ 4. تمایل به وسواس؛ 5. انجام عمل وسواسی؛ 6. بازگشت به ابتدای چرخه و قرار گرفتن در موقعیت وسواس اجباری طهارت و نجاست.
بررسی رابطه ی بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی با سلامت معنوی در مادران دارای کودک کم توان ذهنی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۵ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
37-49
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: ناتوانی ذهنی کودک می تواند بر سلامت مادر که اصلی ترین مراقب وی است، تأثیر منفی داشته باشد. سلامت معنوی یکی از ابعاد سلامت است که اخیراً توجه محققان را به خود جلب کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بهزیستی روان شناختی و ابعاد کیفیت زندگی با سلامت معنوی در مادران دارای کودک کم توان ذهنی شهر رشت صورت گرفته است. روش کار: این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. برای انجام این پژوهش 150 مادر دارای کودک کم توان ذهنی که فرزندانشان در مدرسه ی کم توان ذهنی شهر رشت در سال تحصیلی 97-1396 مشغول به تحصیل بودند، به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پس از توجیه، به ابزارهای پژوهش که شامل مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (PWBS)، پرسش نامه ی کیفیت زندگی (SF-36) و مقیاس سلامت معنوی (SWB) بود، پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده به روش تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: بر اساس یافته های به دست آمده، بین بهزیستی روان شناختی با سلامت معنوی ارتباط مثبت و معناداری وجود داشت (76/0=r و 01/0>P) و نیز مشخص شد که بین ابعاد کیفیت زندگی و سلامت معنوی شامل سلامت جسمانی با سلامت معنوی (65/0 = r و 01/0>P)، سلامت روانی با سلامت معنوی (83/0-=r و 01/0>P)، روابط اجتماعی با سلامت معنوی (57/0=r و 01/0>P) و سلامت محیطی با سلامت معنوی (67/0r= و 01/0>P) رابطه ی مثبت معناداری وجود داشت. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان دهنده ی این بود که سلامت معنوی مادران دارای کودک کم توان ذهنی بر اساس بهزیستی روان شناختی و ابعاد کیفیت زندگی پیش بینی شدنی است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که سلامت معنوی افراد با بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی در ارتباط است. ازاین رو، با افزایش سطح سلامت معنوی از طریق آموزش ها و مداخلات لازم می توان کیفیت زندگی و بهزیستی روان شناختی مادران و مراقبان کودکان کم توان ذهنی را افزایش داد.
The comparison of the motivation and personality risk profile in different substance use(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۲, Issue ۲ - Serial Number ۴, December ۲۰۱۹
89 - 100
حوزههای تخصصی:
Objective: This study investigates the different motives and substance use risk profile in opium and methamphetamine use. Method: The statistical sample includes Seventy-eight individuals with substance use history referred to drop-in center (DIC) that completed research instruments including demographic information (researcher-made questionnaire), substance use motives (Hecimovic, Barrett, Darredeau, and Stewart, 2014), and substance use risk profile scale (Woicik et al., 2009). Multivariate analysis of variance utilized for data analysis based on SPSS-24. Results: The results of the MANOVA indicated that availability, relaxation, enjoying, and sexual motives are significantly higher in individuals using methamphetamine. Also, the results of the substance use risk profile represent that there are significant differences in anxiety sensitivity, sensation-seeking, and impulsivity in opium and methamphetamine use. Conclusions: Findings indicate the important role of motives and substance use risk profile in the tendency to the different types of substances. These various motives and personality risk factors should be considered in educational settings and psychological treatment for different types of substance use, especially opiate or stimulating substances.
ارتباط هوش اخلاقی دانشجویان دانشگاه های پیام نور خوی و مهاباد با مشخصات جمعیت شناختی آنها با تأکید بر آموزه های قرآنی و روان شناسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۵ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
72-83
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: هوش اخلاقی با استفاده ی بهینه از توانمندی های هوش، تفکر و آموزش های مؤثر در ارتقای آن، در تمامی ابعاد زندگی انسان ها نقش بسزایی دارد. این پژوهش با هدف تعیین ارتباط هوش اخلاقی با مشخصات جمعیت شناختی دانشجویان دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی انجام شد. روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود که به صورت مقطعی در سال 1396 در دانشگاه های پیام نور خوی و مهاباد انجام شد. جامعه ی آماری این پژوهش، تمامی دانشجویان شاغل به تحصیل در این مراکز دانشگاهی بودند که از میان آنها 101 دانشجو به روش نمونه گیری تصادفی طبقه یی از رشته های مختلف انتخاب شد. داده ها با استفاده از پرسش نامه ی هوش اخلاقی لنیک و کیل جمع آوری شد. پرسش نامه ی پژوهش دارای دو بخش بود: بخش اول مربوط به مشخصات جمعیت شناختی دانشجویان اعم از جنسیت، سن، تأهل و محل تحصیل؛ و بخش دوم مربوط به مؤلفه های هوش اخلاقی و سؤال های مرتبط با آن. پایایی پرسش نامه ی هوش اخلاقی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 86/0 به دست آمد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: میانگین هوش اخلاقی دانشجویان 1/71 و انحراف استاندارد آن 5/10 بود که این مسئله نشان دهنده ی سطح خوب هوش اخلاقی آنها است. همچنین، دانشجویان دارای سن بیشتر، میانگین هوش اخلاقی بالاتری نسبت به دانشجویان دیگر داشتند. بین بعضی مؤلفه های هوش اخلاقی و مشخصات جمعیت شناختی دانشجویان نیز ارتباط معناداری وجود داشت. نتیجه گیری: شناسایی و کسب روش های افزایش هوش اخلاقی در دانشجویان با هدف ایجاد تغییرات مثبت در دیدگاه و نگرش آنها می تواند موجب ارتقای سطح فرهنگ عمومی آنها و بهبود عملکردشان شود. ازاین رو، تلاش در جهت شناسایی مؤلفه های هوش اخلاقی و رشد و پرورش آنها در دانشجویان، نقش مؤثری در آینده ی تحصیلی، شغلی و خانوادگی آنان دارد.
مطالعه کیفی: کاوشی در تجربه زیسته کودکان مبتلا به سرطان درباره بیماری و پیامدهایش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره سیزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
125-138
حوزههای تخصصی:
سرطان در کودکان ، عامل استرس زای غیر قابل پیش بینی محسوب می شود که بر زندگی کودک تاثیرات روانشناختی بسیاری برجای می گذارد. درک دیدگاه کودکان از شرایطی که در آن قرار گرفته اند به ارائه بهتر خدمات و رفع موانعی که از سوی کودک در پذیرش درمان اثرگذار است، نقش دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی و درک دیدگاه کودکان مبتلا به سرطان در مورد بیماری آنها بود. پژوهش حاضر از نوع کیفی و به روش تحلیل محتوا صورت گرفت و در آن تعداد 20 کودک 4-12 ساله بستری و مبتلا به انواع مختلف سرطان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و نمونه گیری تا اشباع داده ها ادامه یافت. دیدگاه کودکان در خصوص بیماری سرطان و پیامدهای آن، با استفاده از تحلیل محتوای نقاشی ها و مصاحبه های نیمه ساختار یافته ضبط شده، مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها به طور مستمر و همزمان با جمع آوری اطلاعات و به شیوه ی مقایسه ای، با استفاده از نرم افزار MAXQDA صورت گرفت. حدود 1020 کد از پیاده سازی مصاحبه های ضبط شده و نقاشی های ترسیم شده ی کودکان به صورت کدگذاری باز مشخص شد. داده های کدگذاری شده در نهایت در 5 مقوله کلی خلاصه شدند که عبارت بودند از: 1. اشتغال ذهنی نسبت به محل درمان، 2. اشتغال ذهنی با مشکلات جسمانی ناشی از بیماری و درد، 3. رشد پس آسیبی مثبت، 4. پیامدهای منفی ناشی از بیماری، 5. پیامدهای خانوادگی ناشی از ابتلا به بیماری، 6. نگاه کودک به روند بیماری.
نقش سبک های دلبستگی، سبک های عشق ورزی و ابرازگری هیجان در پیش بینی شادکامی معلمان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای معلمان، حیاتی است که در محل کار احساس شادکامی کنند؛ زیرا عملکرد بهتری خواهند داشت. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش سبک های دلبستگی، سبک های عشق ورزی و ابرازگری هیجان در پیش بینی شادکامی معلمان متأهل انجام شد. روش تحقیق حاضر توصیفی - مقطعی و از نوع همبستگی بود. تعداد 260 نفر از معلمان شهرستان رودسر با روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای از میان 30 مدرسه به طور تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه های شادکامی آکسفورد، سبک های دلبستگی بشارت، ابرازگری هیجان کینگ و ایمونز و سبک های عشق ورزی استرنبرگ پاسخ دادند. تحلیل های همبستگی نشان دادند شادکامی با سبک دلبستگی ایمن، سبک عشق ورزی صمیمت، شور و اشتیاق و تعهد و ابرازگری هیجان، رابطه مستقیم دارد و با سبک دلبستگی ناایمن و دوسوگرا رابطه معکوس دارد. نتایج آزمون t استیودنت نشان دادند میانگین گروه مردان در مقایسه با زنان ازنظر شادکامی به طور معنی داری بیشتر است. تحلیل رگرسیون در گروه مردان نشان داد سبک دلبستگی ایمن و سبک عشق ورزی تعهد به طورمثبت و معنی دار و سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا به طور منفی 40 درصد از واریانس نمرات شادکامی را پیش بینی می کند. در گروه زنان نیز مشخص شد سبک دلبستگی دوسوگرا به طور معکوس و ابرازگری هیجان به شیوه مستقیم 52 درصد از نمرات شادکامی را پیش بینی می کند. در مجموع، سبک های دلبستگی، عشق ورزی متعهدانه (به طور خاص در مردان) و ابرازگری هیجان (به طور خاص در زنان) می توانند با اثرگذاری بر نحوه تعاملات و ارتباطات، شادکامی جامعه معلمان را تبیین کنند.
تدوین مدل تبحر مداری مبتنی بر توانمندی های منش در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر، تبیین تبحرمداری دانش آموزان براساس توانمندی های منش آنان است که با روش همبستگی انجام شد. در این پژوهش، 417 (213 دختر و 204 پسر) دانش آموز پایه نهم با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به سیاهه ارزش ها در عمل از مقیاس توانمندی های نوجوانان پارک و پیترسون، جهت گیری هدف الیوت و مک گرگور، خودکارآمدی شوارتز و جرسلم، ارزش موفقیت پینتریج و همکاران، مسئولیت پذیری نعمتی و شادی لیبومیرسکی و لپر پاسخ دادند. یافته ها نشان دادند مدل مفروض با داده ها برازشی پذیرفتنی دارد و توانمندی های منش، تبیین کننده تبحرمداری است. همچنین اثر غیرمستقیم متغیرهای توانمندی منش، خودکارآمدی، مسئولیت پذیری و ارزش موفقیت بر تبحرمداری معنادار است. در مقایسه مدل مفروض بین دختر و پسر ازنظر شاخص های کای اسکوئر بهنجارشده، شاخص برازش مقایسه ای، شاخص برازش تطبیقی، ریشه میانگین مربعات برآورد تفاوتی وجود نداشت. نتایج پژوهش نشان دادند تبیین تبحرمداری مبتنی بر توانمندی های منش با متغیرهای میانجی خودکارآمدی، مسئولیت پذیری، ارزش موفقیت و شادی تبیین پذیر است و می توان تبحرمداری را در محیط های آموزشی و برای دانش آموزان نوجوان افزایش داد.
The effectiveness of the schema therapy on depression and relapse in Heroin-dependent individuals(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study was to determine the effectiveness of schema therapy on depression and relapse in heroin-dependent men. Method: This research was a semi-experimental study with pretest-posttest design with control group. To perform this research among people who referedto Tehran addiction treatment clinic in October to February 2017, 40 referees were selected and randomly assigned to experimental (20) and control groups (20). In this study, the experimental group received the Yang Scheme Program for 10 sessions of 90 minutes, while the control group was on the waiting list for the treatment. Participants completed a Beck Depression Inventory and a urine test to measure the substance in the pre-test and post-test phases. Analysis of covariance was used to analyze the data. Results: The results showed that in the post-test stage, schema therapy could significantly reduce depression and relapse rate in heroin- dependent men compared to control group. Conclusion: Schema therapy as a leading method in the field of cognitive-behavioral therapy has therapeutic benefits for heroin addicts and is effective in reducing the relaps problem.
Predicting Self-Efficacy of Women with Breast Cancer based on Quality of Life, Religious Orientation, Resilience, Death Anxiety, Psychological Hardiness and Perceived Social Support(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of the present study was to predict self-efficacy of women with breast cancer based on quality of life, religious orientation, resilience, death anxiety, psychological hardiness and perceived social support. The research method was descriptive and regression type. The statistical population in this study included all patients with breast cancer referring to Cancer Institute of Imam Khomeini and Milad hospitals in Tehran in 2018. Purposeful sampling method was used to select the sample. In this way, 300 patients with breast cancer patients were selected based on the criteria for entering and leaving the research. The research tool was a general self-efficacy questionnaire of Sherer et al. (1982), multi-dimensional perceived social support questionnaire (Zimt et al., 1989), Allport Religious Orientation (1967), Kobasa Psychological Hardiness Questionnaire (1979), Templar's Death Anxiety Scale (1970) ), The Conor-Davidson Resilience Questionnaire (2003) and the World Health Organization Quality of Life Scale (1996). Regression analysis was used to analyze the data. The results of data analysis showed that factors of quality of life, religious orientation, resilience, death anxiety, psychological hardiness and perceived social support have 21% ability to predict self-efficacy. The factors of quality of life, resilience, psychological hardiness and social support with self-efficacy are positive at 5% confidence level, and the positivity of these coefficients actually indicates that increasing these factors increases self-efficacy (p <0.05). Death anxiety also has a significant negative correlation with self-efficacy (p <0.05).
مقایسه و اثربخشی مداخله مبتنی بر مرگ آگاهی با مداخله شناختی-رفتاری بر اختلال وحشتزدگی و اضطراب مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر مرگ آگاهی بر اختلال وحشتزدگی و اضطراب مرگ و مقایسه آن با مداخله شناختی-رفتاری بود. جامعه آماری شامل بیماران زن مبتلا به اختلال وحشتزدگی که در سال 98-97 (زمستان 97 بهار 98) شهر قم بود که جهت درمان به یکی از مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی و روانپزشکی مراجعه نمودند. با توجه به محدودیت جامعه آماری، نمونه ها با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و مراجعین علاوه بر تشخیص روانپزشک توسط پژوهشگر مصاحبه بالینی شدند و در گروه اول آزمایشی 10 نفر، گروه دوم آزمایشی 11 نفر و در گروه گواه 9 نفر با پژوهشگر همکاری نمودند. به منظور رعایت اصول اخلاقی، همه شرکت کنندگان، رضایت داوطلبانه جهت شرکت در طرح پژوهشی در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری داشتند. ابزار مورد استفاده عبارت بود از مقیاس اضطراب مرگ تمپلر، پرسشنامه حساسیت اضطرابی، مداخله شناختی-رفتاری و مداخله مبتنی بر مرگ آگاهی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با روش اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد میانگین نمره اضطراب مرگ و علائم وحشتزدگی هم در پس آزمون و هم در پیگیری در گروه مداخله مبتنی بر مرگ آگاهی نسبت به گروه شناختی-رفتاری و گروه کنترل پایین تر است و این اثر معنادار بود. با توجه به یافته ها می توان این گونه نتیجه گرفت که لازم است همزمان با درمان اختلال وحشتزدگی، اضطراب مرگ آن ها نیز با مداخلات روانشناختی مؤثر؛ کاهش یا برطرف شود تا درمان اختلال وحشتزدگی آن ها اثربخشی بیشتری داشته و از عود مجدد جلوگیری شود
مقایسه ی استرس ادراک شده ، راهبردهای تنظیم هیجان وانعطاف پذیری شناختی در بیماران دستگاه گوارش وافراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال هشتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۲۹)
82 - 100
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیماری های گوارشی یکی از مهم ترین و شایع ترین بیماری های مزمن غیرواگیر است که بار اقتصادی و فشارروانی زیادی را بر جامعه و سیستم بهداشتی و درمانی تحمیل می کند، در این راستا هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه استرس ادراک شده، راهبردهای تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی در بیماران دستگاه گوارش و افراد بهنجار بود. روش: پژوهش حاضر از نوع علی – مقایسه ای بود و جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران گوارشی مراجعه کننده به مطب های درمانی گوارش شهرستان بندر انزلی دربازه زمانی فروردین و اردیبهشت 1397 و همراهان آنها بود که از میان آنها 184 نفر( 92 نفراز بیماران و92 نفر از همراهان آنها ) به شیوه در دسترس به عنوان حجم نمونه انتخاب شده و به پرسشنامه های اطلاعات شخصی، استرس ادراک شده ی کوهن و همکاران (1983)، تنطیم هیجان گروس وجان (2003 ) و انعطاف پذیری شناختی دنیس ووندروال (2010) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که بین دوگروه در مؤلفه های استرس ادراک شده، انعطاف پذیری شناختی و ادارک کنترل پذیری (زیر مقیاس انعطاف پذیری شناختی) تفاوت معناداری وجود داشت. نتیجه گیری: بر اساس نتایج دست آمده از این مطالعه، توجه به ابعاد روانشناختی مرتبط با بیماری های دستگاه گوارش و به طور ویژه استرس وانعطاف پذیری شناختی از اهمیت بسزایی برخوردار است.
ارتباط حس انسجام، تفکر مثبت و خودافشایی هیجانی با کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط حس انسجام، تفکر مثبت و خود افشایی هیجانی با کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان انجام شد . روش: جامعه پژوهش را کلیه بیماران مبتلا به سرطان بستری شده در بیمارستان امام خمینی (ره) شهر اردبیل در سال 1395 تشکیل دادند که از بین آن ها 100 نفر به صورت در دسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جمع آوری داده ها به وسیله چهار پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHQOL-BRIEF)،حس انسجام (COS)، جهت مداری زندگی (TOL-R) و خودافشایی هیجانی (ESDS) انجام شد. برای تحلیل داده ها نیز از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد که بین حس انسجام و تفکر مثبت با کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. از بین مؤلفه های خودافشایی شادی، آرامش و بی حسی با کیفیت زندگی رابطه مثبت، افسردگی، حسادت، خشم، اضطراب و ترس با کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان رابطه منفی داشت. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد حس انسجام 59 درصد، تفکر مثبت 29 درصد و خودافشایی هیجانی 29 درصد توانایی پیش بینی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان را دارند . نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد که حس انسجام، تفکر مثبت و خود افشایی هیجانی در پیش بینی کیفیت زندگی بیماران سرطانی کاربرد دارند، لذا این یافته ها می تواند تلویحات مهمی در زمینه پیگیری از مشکلات روان شناختی در این بیماران داشته باشد.
The Effectiveness of Emotional Regulation and Coping Therapy Training on life style in Adolescent at Risk of Drug Abuse(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objectives: The purpose of this study was to determine the effectiveness of emotional regulation and coping therapy training on life style in adolescent at risk of drug abuse. Method: The present study was a quasi-experimental research with two experimental and one control groups. The statistical population of this study consisted of all 577 boy students in secondary high schools(the second period) in Kish Island, in 2017-18, and finally 45 students were selected based on entry criteria and randomly divided to 3 groups (emotional regulation training group, coping therapy training group and one control group). The research tools consisted of who quality of life questionnaire. Data were analyzed using covariance analysis. Results: The results showed that emotional regulation and coping therapy training programs had a positive effect on life style and these changes have been steady to the stage of follow-up. Conclusion: It is recommended to use emotion regulation and coping therapy programs to increase life style in adolescents
راهکارهای غیرکلامی در تأمین نیازهای عاطفی همسران با توجه به منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
روابط غیرکلامی یکی از راهکارهایی ارتباطی است که اثر بسزایی در تقویت روابط زوجین دارد. در آموزه های اسلامی به روابط غیرکلامی همسران توجه شده است. هدف این پژوهش تدوین روابط موثر غیرکلامی همسران بر اساس منابع اسلامی است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی بوده است. یافته ها نشان می دهد که چهره بشاش، تبسم، همنشینی و صمیمیت بدنی و بصری، هدیه دادن، استقبال از همسر، تفریح و مسافرت، کمک در کارهای خانه، گوش دادن فعال، آراستگی، کنترل خشم و بایسته های غیرکلامی در رابطه جنسی همسران، از جمله راهکارهای مؤثر غیرکلامی در تأمین نیازهای عاطفی همسران از منظر منابع اسلامی است.
اثربخشی آموزش تاب آوری با رویکرد اسلامی بر سلامت روان و انعطاف پذیری روان شناختی مادران کودکان کم شنوا(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش تاب آوری با رویکرد اسلامی بر سلامت روان و انعطاف پذیری روان شناختی مادران کودکان کم شنوا صورت گرفت. مطالعه حاضر، مطالعه ای شبه آزمایشی و از نوع پیش آزمون - پس آزمون با دو گروه آزمایش و کنترل بود. 30 نفر از مادران کودکان کم شنوا به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های سلامت عمومی گلدبرگ (1972) و انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) را تکمیل کردند. سپس به صورت تصادفی، در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش 5 جلسه هفتگی آموزش تاب آوری با رویکرد اسلامی را دریافت کرد و پس از پایان درمان، هر دو گروه پرسشنامه های مربوط را مجدداً تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه وتحلیل شد. یافته ها نشان داد آموزش تاب آوری با رویکرد اسلامی بر افسردگی، انعطاف پذیری روان شناختی و ادراک توجیه رفتار مادران کودکان کم شنوا تأثیر معنی داری دارد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که تاب آوری با رویکرد اسلامی می تواند برای بهبود شرایط روان شناختی مادران کودکان کم شنوا مفید باشد.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی همسران جانبازان
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۰ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۹
51 - 64
حوزههای تخصصی:
مقدمه: همسران جانبازان ازنظر تعامل و ارتباط با جانباز از ویژگی های روان شناختی و اثرات نامطلوب رفتاری و شناختی او متأثر می شوند که این امر می تواند به طور جدی، انعطاف پذیری روان شناختی همسران جانباز را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی در همسران جانبازان انجام شد. روش: در این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل، 32 نفر از همسران جانباز مراجعه کننده به کلینیک شهر تهران در سال 1396 که از میزان انعطاف پذیری شناختی ضعیفی برخوردار بودند، به روش نمونه گیری هدف مند انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (در هر گروه 16 نفر). مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، طی 8 جلسه (هرجلسه 120دقیقه) برای گروه آزمایش انجام شد. برای گردآوری داده ها، از پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (CFI) استفاده شد و داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس با تعدیل اثر پیش آزمون مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج : یافته ها نشان داد که فرضیه های پژوهش مبنی بر تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش انعطاف پذیری شناختی همسران جانبازان مورد تأیید قرار گرفته است و همسران جانبازان گروه آزمایش نسبت به جانبازان گروه کنترل در پس آزمون به طور معنی داری، انعطاف پذیری شناختی بیشتری داشتند (05/0 P <). بحث: آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش انعطاف پذیری شناختی همسران جانبازان، اثربخش است و باعث افزایش انعطاف پذیری شناختی در آنان می شود.
اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر دشواری های تنظیم هیجان و بهزیستی روان شناختی در سندرم پیش از قاعدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال هشتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۲۹)
134 - 152
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر دشواری های تنظیم هیجان و بهزیستی روان شناختی در سندرم پیش از قاعدگی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه پژوهش کلیه زنان مراجعه کننده به مرکز سلامت دولت آباد در نیمه دوم سال 1396 بود. نمونه ای به حجم 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفت. سپس گروه آزمایش در 8 جلسه تحت آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از فرم کوتاه مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (RSPWB-SF) و پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان (DERS) استفاده شد و داده های حاصل از اجرای پژوهش از طریق تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد، آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش دشواری های تنظیم هیجان و مؤلفه های آن تأثیر معناداری داشت. همچنین آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش بهزیستی روان شناختی و مؤلفه های آن تأثیر معناداری داشت. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به عنوان یک روش مداخله ای مفید، جهت افزایش بهزیستی روان شناختی و کاهش دشواری تنظیم هیجان زنان مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی بکار رود.
پیش بینی رشد پس از آسیب بر اساس شکرگزاری و حمایت اجتماعی ادراک شده در زنان مبتلا به سرطان خون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سرطان خون، پنجمین سرطان رایج در بزرگسالان است که می تواند برای فرد تهدیدکننده باشد. هدف از مطالعه حاضر، پیش بینی رشد پس از آسیب بر اساس شکرگزاری و حمایت اجتماعی در زنان مبتلا به این بیماری بود. روش: طرح تحقیق مطالعه حاضر از نوع همبستگی و پیش بینی بر اساس روش های رگرسیون است. در این پژوهش، 82 نفر از زنان مبتلا به سرطان خون بستری و سرپایی در بخش های بیمارستان نمازی و درمانگاه مطهری، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه های رشد پس از آسیب (تدسچی و کالهون،1996)، شکرگزاری (گودرزی، نوری و مرزوقی،1393) و پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراک شده (زیمت، داهلم، زیمت و فارلی، 1988)، استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که بین شکرگزاری و حمایت اجتماعی با رشد پس از آسیب رابطه معناداری وجود دارد و این متغیرها می توانند به طور معناداری رشد پس از آسیب را پیش بینی کنند. نتیجه گیری: بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت که آموزش های مبتنی بر ارتقای شکرگزاری در این بیماران و تأمین حمایت اجتماعی برای آنان، می تواند زمینه ی ایجاد رشد پس از آسیب را ایجاد کند