مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
دشواری های تنظیم هیجان
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف تعیین رابطه ی هم وابستگی با دشواری های تنظیم هیجان در زنان شهر اصفهان انجام شد. روش: روش تحقیق به کار گرفته شده، توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه ی زنان شهر اصفهان و نمونه مورد مطالعه 450 نفر از جامعه مورد نظر بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سنجش هم وابستگی و مقیاس دشواری های تنظیم هیجان بود. داده های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان، تحلیل گردید. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که رابطه بین هم وابستگی با دشواری های تنظیم هیجان معنادار است. همچنین بین مؤلفه های دشواری تنظیم هیجان و هم وابستگی ارتباط چندگانه معناداری وجود دارد و مؤلفه های دشواری های تنظیم هیجان از طریق مؤلفه های هم وابستگی قابل پیش بینی است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، می توان بیان کرد که هم وابستگی متغیر مهمی در پیش بینی دشواری های تنظیم هیجان است.
اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر دشواری های تنظیم هیجان و بهزیستی روان شناختی در سندرم پیش از قاعدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال هشتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۲۹)
134 - 152
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر دشواری های تنظیم هیجان و بهزیستی روان شناختی در سندرم پیش از قاعدگی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه پژوهش کلیه زنان مراجعه کننده به مرکز سلامت دولت آباد در نیمه دوم سال 1396 بود. نمونه ای به حجم 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفت. سپس گروه آزمایش در 8 جلسه تحت آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از فرم کوتاه مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (RSPWB-SF) و پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان (DERS) استفاده شد و داده های حاصل از اجرای پژوهش از طریق تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد، آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش دشواری های تنظیم هیجان و مؤلفه های آن تأثیر معناداری داشت. همچنین آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش بهزیستی روان شناختی و مؤلفه های آن تأثیر معناداری داشت. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به عنوان یک روش مداخله ای مفید، جهت افزایش بهزیستی روان شناختی و کاهش دشواری تنظیم هیجان زنان مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی بکار رود.
نقش واسطه ای ناگویی طبعی در پیش بینی نگرش های تغذیه ای بر اساس دشواری های تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هجدهم زمستان (دی) ۱۳۹۸ شماره ۸۲
1213-1219
حوزههای تخصصی:
زمینه: نگرش های تغذیه ای ناسالم و دشواری های تنظیم هیجان از جمله مشکلات مهم در بین جوانان است، اما مسئله اصلی اینست آیا ناگویی طبعی دررابطه با دشواری های تنظیم هیجان و نگرش های تغذیه ای نقش واسطه ای دارد؟ هدف: این پژوهش با هدف بررسی نقش واسطه ای ناگویی طبعی در پیش بینی نگرش های تغذیه ای بر اساس دشواری های تنظیم هیجان انجام شد. روش: پژوهش از نوع توصیفی – همبستگی بود و بر روی 130 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور نجف آباد که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، اجرا شد. پرسشنامه های پژوهش شامل مقیاس ناگویی طبعی تورنتو (1994)، آزمون نگرش به تغذیه گارنر و گارفینکل (1979) و مقیاس دشواری تنظیم هیجانی گراتز و روئمر (2004) بود. داده ها با روش معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که ضرایب مسیر مستقیم بین متغیر پیش بین (دشواری های تنظیم هیجان) و متغیر ملاک (نگرش های تغذیه ای) معنادار نمی باشد (0/05 )، اما ضرایب مسیر غیرمستقیم بین این متغیرها با میانجی گری ناگویی طبعی معنادار می باشد (0/05>p ). نتیجه گیری: ناگویی طبعی میانجی گر پیش بینی نگرش های تغذیه ای بر اساس دشواری های تنظیم هیجان است، که نقش ناگویی طبعی را در تنظیم هیجان و بهبود نگرش های تغذیه ای نشان می دهد.
نقش واسطه ای دشواری های تنظیم هیجان در رابطه بین الگوهای ارتباطی خانواده با گرایش به رفتارهای پرخطر و اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش واسطه ای دشواری های تنظیم هیجان در رابطه بین الگوهای ارتباطی خانواده با گرایش به رفتارهای پرخطر و اعتیاد به اینترنت انجام شد. جامعه ی آماری شامل تمام دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب در سال تحصیلی 98-1397 بود. از میان آن ها 220 نفر به صورت در دسترس وارد پژوهش شدند و پرسش نامه ی الگوهای ارتباطی خانواده، دشواری های تنظیم هیجان، خطرپذیری جوانان و اعتیاد به اینترنت را تکمیل کردند . تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها حاکی از این بود که دشواری های تنظیم هیجان در رابطه بین جهت گیری همنوایی الگوهای ارتباطی خانواده با گرایش به رفتارهای پرخطر و اعتیاد به اینترنت نقش واسطه ای کامل ایفا می کند ؛ اما در رابطه بین جهت گیری گفت و شنود الگوهای ارتباطی خانواده با گرایش به رفتارهای پرخطر و اعتیاد به اینترنت نقش واسطه ای ندارد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که جهت گیری همنوایی از طریق دشواری های تنظیم هیجان در ایجاد گرایش به رفتارهای پرخطر و اعتیاد به اینترنت موثر است.
نقش میانجی دشواری های تنظیم هیجان در رابطه بین الگوهای ارتباطی خانواده و گرایش به اینترنت
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی دشواری های تنظیم هیجان در رابطه بین الگوهای ارتباطی خانواده و گرایش به اینترنت انجام شد. روش پژوهش به لحاظ هدف کاربردی، به لحاظ نوع داده کمی و به لحاظ ماهیت پژوهش توصیفی-همبستگی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول شهرستان ری بودند که تعداد 200 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های پرسشنامه تجدیدنظر شده ی الگوهای ارتباطی خانواده فیتزپاتریک و ریچی (1997)، پرسشنامه دشواری های تنظیم هیجان گرتز و روئمر، (2004) و پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ (1998) بود. به منظور سنجش روایی پرسشنامه ها از روایی محتوایی و سازه (همگرا و واگرا) و همین طور برای محاسبه پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی استفاده شد که نتایج بیانگر روا و پایا بودن پرسشنامه ها بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی (مدل سازی معادلات ساختاری) با نرم افزارهای Spss-V23 و Lisrel-V8.8 استفاده شد. یافته ها نشان داد که الگوهای ارتباطی خانواده بر دشواری های تنظیم هیجان اثر مستقیم (0.74) داشت، از طرفی دشواری های تنظیم هیجان بر گرایش به اینترنت اثر مستقیم (0.61) و همچنین الگوهای ارتباطی خانواده بر گرایش به اینترنت از طریق نقش میانجی دشواری های تنظیم هیجان اثر غیرمستقیم (1.10) داشت. درنهایت می توان گفت که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار بود.
پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف پذیری شناختی و دشواری های تنظیم هیجان مادران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
16 - 30
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف پذیری شناختی و دشواری های تنظیم هیجان مادران آنها انجام شد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده و در قالب طرح همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل نوجوانان 13 تا 18 سال مدارس شهر اراک به همراه مادرانشان بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 459 نفر از آنها انتخاب شد. دانش آموزان ﻣﻘیﺎس ﻧﺎﮔﻮییﻫیﺠﺎنی تورنتو 20 ماده ای، و مادران آنها پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی و مقیاس دشواری های تنظیم هیجان را پاسخ دادند و داده های حاصل با استفاده از رگرسیون گام به گام تحلیل شد. نتایج نشان داد خرده مقیاس های دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان (ضریب بتای 240/0) و فقدان شفافیت هیجانی (ضریب بتای 194/0) مادران نقش معناداری در پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان داشته و حدود 14 درصد واریانس آن را تبیین نمودند. دیگر خرده مقیاس های دشواری های تنظیم هیجان و نیز انعطاف پذیری شناختی مادران نقشی در تبیین آن نداشتند. در نتیجه، دشواری های تنظیم هیجان در مادران می تواند نقش مهمی در ناگویی هیجانی نوجوانان داشته باشد. بر این اساس، تقویت مهارت های تنظیم هیجان مادران به عنوان یک اولویت مهم برای بهبود سلامت هیجانی قرزندان به متخصصان پیشنهاد می گردد.