رابطه ساختاری کارکرد خانواده و سواد سلامت با کیفیت زندگی بیماران دیابتی: نقش میانجی تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کیفیت زندگی به اندازه کمیت اهمیت دارد. در این پژوهش رابطه ساختاری کارکرد خانواده و سواد سلامت با کیفیت زندگی بیماران دیابتی با نقش میانجی تنظیم هیجان بررسی شد. روش: طرح پژوهش همبستگی بود. جامعه آماری تمامی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 در نیمه اول سال 1403 بود. نمونه شامل تعداد 620 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند نمونه گیری شدند. ابزار گرد آوری داده ها شامل پرسشنامه های؛ کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، سنجش خانواده اپشتاین و همکاران (1983)، سواد سلامت واهل و همکاران (2021) و تنظیم هیجان گارنفسکی و همکاران (2001) بود. داده های با نرم افزار spss23 و Lisrel8.8 و به روش مدلیابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: تمامی متغیر های نشانگر بر متغیر های مکنون (در هر چهار متغیر کیفیت زندگی، تنظیم هیجان، کارکرد خانواده و سواد سلامت) به طور معناداری بار شده اند (96/1t>). تنظیم هیجان بر کیفیت زندگی اثر مستقیم و معناداری داشت (0.186 = β)، کارکرد خانواده بر کیفیت زندگی اثر معناداری داشت (0.223 = γ)، سواد سلامت بر کیفیت زندگی (0.511 = γ)، کارکرد خانواده بر تنظیم هیجان اثر معناداری داشت (0.415 = γ)، سواد سلامت بر تنظیم هیجان اثر معناداری نداشت (1.96t>0, 023/0 = γ)، اثر غیر مستقیم کارکرد خانواده بر کیفیت زندگی معنادار بود (1.96t>0 , 077/0=IE)، اثر غیر مستقیم سواد سلامت بر کیفیت زندگی معنادار نبود (1.96t>0, 077/0=IE). نتیجه گیری: بهبود کارکرد خانواده و ارتقای سواد سلامت می تواند به شکل مؤثری کیفیت زندگی بیماران دیابتی را افزایش دهد.