بازنمایی های کودک و جهان کودکی در آثار چوبک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
133-150
حوزههای تخصصی:
کودکی مفهومی فرهنگ مبنا است و در جوامع و ادوار مختلف تعاریف متفاوتی از آن ارائه شده است. برای دست یابی به شناختی کلی از کودکی، می توان از دانش های مختلف بهره گرفت. در این پژوهش، با روش تحلیل محتوای کیفی محتوایی ، مفهوم کودکی را در آثار صادق چوبک تحلیل می کنیم و تلاش می کنیم در کنار الگوهای شناخته شده جامعه شناختی از کودکی، الگوهای فرهنگی جامعه ایران دوره پهلوی دوم نیز معرفی شود. اگرچه این دوره تاریخی، دوره شکوفایی مفهوم کودکی است؛ اما چالش هایی نظیر فقر، کار کودکان و نابرابری همچنان وجود دارد و سهم کودکان فرودست از امکانات همچنان ناچیز است. چوبک در آثارش با توجه به سبک ناتورالیستی ، توجهی ویژه به کودکان طبقه فروتر دارد و دردها و رنج های آن ها را به شکلی عمیق و عریان به تصویر می کشد.کودکان طبقات متوسط و فراتر اگر در داستانی هم حضور دارند، برای نشان دادن تقابل طبقاتی با کودکان فرودست است. در آثار داستانی چوبک بیش از آن که مسائل اجتماعی عصر پهلوی و راه های برون رفت از فقر و ظلم به تصویر کشیده شود، مطابق با مؤلفه های داستان های ناتورالیستی،کودکان قربانیانی هستند که همچون بزرگسالان روان رنجور در چنبره سرنوشت شوم خود گرفتارند و گریزی از بدبختی و جبر محیط و سرنوشت ندارند. این کودکان معصوم و قربانی در معرض انواع آسیب های جسمی و روانی و اسیر در سنت ها و خرافات پوسیده-اند. تنها در داستان رئالیستی «تنگسیر» فرزند قهرمان در مسیر ظلم ستیزی پدر گام برمی دارد.