فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۵۳٬۶۱۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از حوزه هایی که امروزه، اندیشمندان و صاحب نظران مطالعات ادبی به آن توجه دارند نشانه-معناشناسی متون کهن ادبی مبتنی بر تحلیل گفتمان است. شاهنامه فردوسی، اثری گران سنگ است که عظمت و گستره فراوانش، تحلیل و تفسیر متون آن را از ابعاد گوناگون برای غنای ادب پارسی ضروری می نماید. با توجه به اهمیت شاهنامه فردوسی و رویکردهای نوین تحلیل متون ادبی، هدف این مقاله تحلیل نشانه-معناشناسی گفتمان در شاهنامه فردوسی است. با توجه به اقتضائات یک مقاله و به منظور مطالعه ژرف در این زمینه دو داستان تراژیک حماسی از این کتاب یعنی «داستان رستم و سهراب» و «داستان رستم و اسفندیار» به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شده است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که در گفتمان هر دو داستان، رستم به عنوان پهلوان شکست ناپذیر ایرانی، در مرکز اندیشه قرار دارد؛ و آنچه برای رستم ارزشی بی بدیل است حفظ حریم ایران و آزادی فردی است. در هر دو روایت علیرغم چیرگی نتایج منفی، روایت به صورتی است که اقتدار رستم در دو بعد آزادی میهن و آزادی فردی حفظ گردد. ازاین رو نشانه ها مبین قهرمانی رستم است و گفتمان بر ستون آزادی (فردی، اجتماعی) بنا نهاده شده است.
ناپختگی حسام الدین؛ عامل اصلی تأخیر دفتر دوم مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۳ شماره ۹۹
67 - 90
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش برانگیزترین موضوعات مثنوی معنوی، تأخیرِ به وجود آمده در سرودن دفتر دوم است. بسیاری از محققان به تبع افلاکی، فوت همسر حسام الدین و بی انگیزگی مولوی را از مهم ترین عوامل این تأخیر دانسته اند، اما برخی از محققان در این نظریه نه چندان معقول تشکیک کرده، نظرات ارزشمندی ارائه کرده اند. در این مقاله به روش تحلیلی- توصیفی به یکی از عوامل این تأخیر که مورد توجه قرار نگرفته، پرداخته شده است. پس از مرگ صلاح الدین، بعضی از امور مولوی و مریدان به حسام الدین واگذار می شود، اما بنا به دلایلی ایشان رسماً به عنوان خلیفه برگزیده نمی شود. حسام الدین با اصرار از مولوی درخواست داشته که خلیفگی او را رسماً اعلام کند، اما ظاهراً مولوی عجله ای برای چنین انتسابی ندارد. این تعلیق، رنجش حسام الدین را در پی داشته است. در ابیات پایانی دفتر اول، دلگیری و رنجش حسام الدین به اوج می رسد و ظاهراً مولوی او را از خود می راند. این جدایی و قهر، دو سال به طول می انجامد تا اینکه حسام الدین رسماً خلیفه مولوی می شود و کتابت دفتر دوم را از سر می گیرد. دلایل برون و درون متنی، این مطلب را تبیین و تأیید می کند.
کارکرد اسطوره ای عصا در حماسه های ملی ایران و جهان
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
83 - 109
حوزههای تخصصی:
متون حماسی، کارنامه ی ادبی ملت ها و اندیشه اسطوره ای مردمان سرزمین های مختلف است که به تعبیر یونگ «ضمیر ناخودآگاه جمعی» ملت خوانده می شود. برخی از ابزارهای اسطوره ای در متون حماسی علاوه بر کارکرد اصلی خود، ویژگی هایی فراتر از سرشت طبیعی خود و نقشی نمادین دارند. در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی، کارکرد اسطوره ای عصا در متون حماسی ایران و جهان بررسی و تحلیل شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که عصا در متون حماسی ملی ایران به عنوان یکی از لوازم بایسته پادشاهی نقش زیادی ندارد در حالی که در نگاره های شاهان ایران باستان، نماد قدرت و مشروعیت آن ها قلمداد می شود. به نظر می رسد: گرز در شاهنامه همان کارکرد عصا را دارد. برخلاف حماسه های ملی ایران در متون حماسی ملل جهان، عصا یا چوبدستی شاهی یکی از ابزارهای نمادین خدایان و الهگان، پادشاهان، پهلوانان، قاضیان و کاهنان به شمار می رود و در آیین بار و سوگند کارکرد بنیادین و اسطوره ای دارد. عصا در حماسه ها خاصیت جادویی هم دارد و الهه ها با عصا به تبدیل صورت و پیکر می پرداختند. خاصیت نیرو بخشی، پیشگیری از نبرد، کمک به پیروزی در نبرد، نشان دادن قدرت و کمال پختگی از موارد دیگر کاربرد عصا در حماسه های ملی ایران و جهان است.
مطالعه تطبیقی خویشاوندی روایات «اسکندر مقدونی» و «کوش پیل دندان»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
25 - 56
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی، رویکردی پژوهشی در دوره معاصر است که به مقایسه، بررسی و تحلیل آثار ادبی و در مفهوم توسع یافته آن، آثار هنریِ ملل و فرهنگ های مختلف پرداخته و تشابهات و تفاوت های این آثار، همچنین تأثیرات و تبادلات ادبی و فرهنگی ملل را می کاود. این علم یا رشته بر آن است که «خودی» را در آینه «دیگری» ببیند و بشناسد. این مسئله، ناقدان ادبی را بر آن داشت تا با بررسی آثار ادبی در ارتباط با یکدیگر، به فهم تکاملی و تطبیقی از نشانه های متن دست یابند. از سوی دیگر «کوش نامه»، روایت «کوش پیل دندان»، قهرمانی شوم و اهریمنی در حماسه های ایرانی است که در بررسی تطبیقی آن، بسامد تشابهات و همسانی های روایت کوش با اسکندر مقدونی در روایات اساطیری- تاریخی با تباری غیر ایرانی، ذهن ناقدان را بر آن وامی دارد که به بررسی لایه ها و شاخص های خویشاوندی این دو روایت و سرفصل های اصلی و مبنایی آن بپردازد. از این رو این پژوهش تلاش کرده است تا با روش توصیفی- تحلیلی و بررسی تطبیقی آنها، به کشف نظام دلالت های دو متن بپردازد. از نتایج این پژوهش برمی آید که این دو داستان به سبب هم سویی و هم پوشانی در ساحت هایی چون شخصیت پردازی، کنشگری، تبیین حالات و ورود به روایت های یکدیگر، بی شک در یک نظام تأثیر و تأثری واقع شده اند و این تأثیرپذیری از روایت اسکندر به کوش، بیشتر موضوعیت دارد و می توان در بخش های متعددی، شخصیت کوش به عنوان قهرمانی ایرانی را بازتابی استحاله شده از شخصیت اسکندر غیر ایرانی دانست و روایت آن را دگردیسی گزینشی از مجموعه ای از داده های منتشر در ادب عامه و روایات مکتوب اسکندر تلقی کرد.
گفتمان شناسی اخلاق در فولکلور بر مبنای روش تفسیرگرایی کلیفورد گیرتز (نمونه مطالعه: ضرب المثل های کردی کردستان ایران و ضرب المثل های عربی)
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
95 - 118
حوزههای تخصصی:
فولکلور و ادبیات شفاهی هر ملتی آینه تمامعیاری است که ارزشهای اخلاقی آن ملت را بازتاب میدهد. بدون شک کُرد و عرب به دلیل همجواری و همسایگی، ارتباط تاریخی بلندمدتی را تجربه نموده و بر فرهنگ همدیگر تأثیر داشتهاند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تطبیقی جایگاه اخلاق در فولکلور و ادبیات شفاهی کُردی (سورانی) و ادبیات فولکلور و شفاهی عربی میباشد. خوانش انسانشناختی ضربالمثلهای کُردی و ضرب المثل های عربی که دربرگیرنده بیشترین نمودها و بازتابهای مربوط به ارزشهای اخلاقی است، ابعاد مشترک و متفاوت جایگاه اخلاق را در دو فرهنگ کُردی و عربی روشن می نماید. در این پژوهش ابعاد ارزشهای اخلاقی در دو بعد پیامدی و هنجاری در نظر گرفته شده که بعد پیامدی اخلاق مرتبط با دیگری، خود و طبیعت را شامل میشود. هم چنین بعد هنجاری شش معیار کمالطلبی، پرهیز از رفتار ناشایست، فضیلت اخلاقی، بخشش و هویت اخلاقی را در بر میگیرد. مسأله اصلی این تحقیق بررسی نحوه بازنمایی ارزشهای پیامدی و هنجاری مربوط به اخلاق در ضربالمثلهای کُردی و عربی میباشد. مقایسه تطبیقی شاخصهای مورد اشاره مربوط به اخلاق در بستر ضربالمثلهای کُردی و ضرب المثل های عربی از منظر انسانشناسی فرهنگی و با بهرهگیری از روششناسی توصیف ضخیم کلیفورد گیرتز به این نتیجه انجامید که شباهتهای مربوط به زندگی اجتماعی باعث ایجاد جهت گیری مشترکی در ارزشها و باورهای اخلاقی بازتاب یافته در ضربالمثلهای کُردها و اعراب گردیده است. همچنین تفاوتها در بیان و تعریف ارزشهای اخلاقی؛ تفاوتهای مربوط به زبان، جغرافیا، فرهنگ، تجربه تاریخی و زیستجهان این دو قوم را مشخص مینمایند.
بررسی زبانی-ساختاری ترجمه های چینی گلستان سعدی (چونی و چرایی فاصله زبانی- ساختاری متن مُتَرجَم گلستان با متن اصلی، و تأثیرات همسویی ایدئولوژیک مترجِم با مؤلف در امر ترجمه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زبان ادبی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
147 - 181
حوزههای تخصصی:
"گلستان" سعدی از دیرباز در جامعه مسلمانان چین، جایگاه ویژه ای داشته است. این اثر از نخستین دهه های قرن هشتم قمری (چهاردهم میلادی) به عنوان منبع اصلی آموزش زبان فارسی در مدارس اسلامی چین مورد استفاده قرار گرفته است. با وجود این پیوند عمیق، نخستین ترجمه رسمی "گلستان" به زبان چینی در سال 1947 توسط آخوند وانگ انجام شد. پس از آن، این کتاب سه بار دیگر توسط شوئه جیان فو، یانگ ون بائو و جانگ هونگ نیان به چینی برگردانده شده است. گرچه ترجمه های اخیر نسبت به قبل بهبود یافته اند، اما هنوز کاستی هایی در سطوح زبانی و ساختاری دارند. در این پژوهش، برای نخستین بار چهار ترجمه مذکور با متن مصحح غلامحسین یوسفی از "گلستان" مقایسه و ارزیابی زبانی-ساختاری آن ها انجام شده است. دو پرسش اصلی این تحقیق عبارتند از: 1. فاصله زبانی-ساختاری ترجمه در چه سطوحی قابل طبقه بندی است؟ و 2. آیا همسویی ایدئولوژیک مترجم با مؤلف، معیاری ضروری در ترجمه متن ادبی از فارسی به چینی است؟نتایج پژوهش نشان می دهد مشکلات عمده ترجمه ها در پنج سطح قابل شناسایی است: تغییر جنسیت ضمائر، خطا در ترجمه اشخاص و اماکن، افزودن تفاسیر شخصی مترجم، حذف ایدئولوژیکی عبارات و حکایات، و تغییرات در تعداد و ترتیب حکایات. جالب است که بر خلاف تصور عمومی، ترجمه های مترجمان غیرمسلمان چینی با وجود کاستی ها، به دلیل رویکردهای متدیک، نزدیک تر به متن اصلی بوده اند. در مقابل، ترجمه های مسلمانان با کاستی های بیشتری در زبانی و حذف های ناشی از ملاحظات اعتقادی مواجه اند. یافته های این پژوهش بر اهمیت بازنگری ترجمه های آثار کلاسیک فارسی به زبان چینی توسط متخصصان ایرانی تأکید دارد.
تحلیل زبان شناختی مفهوم غربت در دونمونه شعر «بچه های اعماق» و «هجرانی» از احمد شاملو بر اساس نظریه های زولتان کوچش و اومبرتو اکو
منبع:
هنر و ادبیات تطبیقی سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
49 - 65
حوزههای تخصصی:
ساخت استعاره های مفهومی در ذهن هر فرد علاوه بر نوع و نحوه شناختی او از محیط زیستی درونی و بیرونی متأثر از فرهنگ هاست؛ از این روی فرهنگ نقش مهمی در ساختار و سازمان دهی استعاره های مفهومی ایفا می کند. به واقع شکل گیری استعاره های مفهومی بر اساس اقتباسات فرهنگی است؛ به همین سبب استعاره های مفهومی از خلاقیت گسترده ای برخوردارند. برای تبیین این مهم، دونمونه از شعرهای احمد شاملو: «بچه های اعماق» و «هجرانی» را از دفتر ترانه های کوچک غربت برگزیدیم و با روش تطبیقی- بینامتنی مفهوم غربت را در این دونمونه شعر بر اساس اندیشه های زولتان کوچش و اومبرتو اکو از استعاره مفهومی و نشانه های مربوط به آن بررسی و تحلیل کرده ایم. در نهایت دریافتیم که توجه شاملو به حوزه مبدأ مکانی با مفهوم غربت منطبق است و نیز به این نتیجه رسیدیم که غربت مکانی شاعر به دلیل نگاه ناسیونالیستی اوست. مفهوم غربت با مفهوم فشار، فشردگی و انقباض همراه است؛ به دیگر سخن فرهنگ جامعه به ما می گوید که غربت می تواند با مفهوم نیرو شناخته شود و نیز می تواند سبب درون گرایی یا درون بودگی، افسردگی و حتی مرگ اندیشی شود که ناشی از تفکرات بومی گرایی عمیق است. توجه به این نکته مهم است که فرهنگ در هر جامعه ای می تواند به جای سیالیت چهره ای بازدارنده از خود نشان دهد. به همین جهت از قداست مطلقه فرهنگ ها باید کاست.
دگردیسی شخصیت مسیح، اشخاص و عناصر صدر مسیحیت در شعر متعهد معاصر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عیسی فرزند مریم یا عیسی ناصری ملقب به مسیح در فرهنگ و ادب سنتی فارسی پیامبر صلح ورزی، تحمل و تسلیم و نماد روح، شناخت معنوی، احیاگری، شفادهی و جانبخشی است اما این شخصیت آیینی و افراد و عناصر مرتبط با وی در شعر متعهد معاصر فارسی در ساحت اندیشه و گفتمان، کنش و کردار اجتماعی دگردیسی یافته اند. هدف این پژوهش آن است که ابعاد شخصیت مسیح و دگردیسی مفهومی عناصر مسیحیت را در شعر متعهد معاصر نشان دهیم. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی ارائه شده است و در آن به نظریات فرکلاف در ساحتهای سه گانه تحلیل گفتمان شامل کاربردشناسی زبانی، مفهوم شناسی و کردارشناسی(پرکتیس اجتماعی) و نیز نظریات تحلیل گفتمان ایدئولوژیک تئون وندایک توجه داشته ایم. شواهد و داده های متنی از آثار شاعران نامدار متعهد به دست آمده است. نتایج این پژوهش حاکی است که عیسی مسیح در شعر متعهد معاصر فارسی به مبارزی نستوه و دردمند، منادی آزادی و رهایی، جانبخش مبارزات، یاریگر ستمدیدگان، احیاگر اندیشه ای انقلابی و ایدئولوزیک و منادی دگراندیش بدل شده است. مسیح در آثار این شاعران نمادی از «خویشتن» مبارزه جوی شاعر است که برای آرمانها انسانی، سیاسی، اجتماعی و انقلابی تلاش می نماید و در این راه ملتزم مرگ می شود. همچنین در آثار ایشان، شخصیتهای وابسته دیگر مانند مریم، یهودا و العازر و عناصر ترسایی مانند صلیب، باغ جتسمانی، جل جتا نیز برای بیان اهداف ایدئولوژیک مورد توجه و بهره-برداری قرار گرفته اند و بطور کلی در مقایسه کلی با نقش و جایگاه سنتی دچار دگردیسی شده اند.
واکاوی نیازهای روانی بشر در شعر فروغ فرخزاد با تکیه بر الگوی اریک فروم
حوزههای تخصصی:
اریک فروم، روان کاو انسان گرا، با تأکید بر تأثیر جامعه در شکل گیری نیازهای روانی بشر، پنج نوع نیاز اساسی را برای جامعه انسانی، تعریف کرده است. پژوهش حاضر، با بهره گیری از الگوی فروم و به شیوه تحلیلی توصیفی نیازهای روانی بشر را در اشعار فروغ فرخزاد بررسی می کند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که هر پنج نیاز روانی مطرح در نظریه فروم، در اشعار فروغ فرخزاد، دارای مصادیق مشخصی هستند: نیاز به پیوستگی در قالب عشق و پیوند با طبیعت نمود یافته است؛ نیاز به خلاقیت، با گرایش فروغ نسبت به شعر و شاعری، ارتباط دارد؛ هویت ایرانی، جهت گیری نسبت به مسئله دین و توجه به ریشه های دوران کودکی از دیگر نمودهای توجه فروغ فرخزاد به نیازهای روانی انسان در اشعار خویش است. همچنین مطابق با بررسی های فرومی، نمونه هایی از منش گیرنده، بهره کش، مرده گرا و بارور در اشعار فروغ مشاهده می شود که حاکی از تأثیر جامعه بر ایجاد کنش های روانیِ متن است. نتیجه آنکه بخش ناخودآگاه شعر فروغ فرخزاد، دربرگیرنده مجموعه مشخصی از نیازهای انسانی است که در صورت تأمین و تحقق، می تواند زمینه سعادت نوع بشر را فراهم آورد.
بررسی مقایسه ای قصه شاه سیاه پوش از هفت پیکر نظامی و قصه دقوقی از مثنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۲
253 - 282
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی از جمله دانش هایی است که ما را توانمند می کند تا راز و رمز و مشترکات آثار ادبی را بهتر درک کنیم. نظامی از شاعران بزرگی است که بر ذهن و زبان بسیاری از شاعران پارسی گو تأثیر مستقیم و غیرمستقیم داشته است. قصه شاه سیاه پوش از منظومه هفت پیکر نظامی از روایت های رازآلودی است که شباهت های زیادی با قصه دقوقی در مثنوی معنوی دارد. در این مقاله هدف آن بود که با روش تحلیل مقایسه ای کیفی عناصر مشترک این دو داستان مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد. بعد از بررسی و مقایسه دو داستان، این نتایج به دست آمد که شخصیت های شاه سیاه پوش و دقوقی و نیز ترکتاز و هفت مردان بسیار به هم شباهت دارند که در هشت عنصر مشترک آن ها را تطبیق دادیم و تحلیل کردیم: 1- درست کاری قهرمان، 2- دنبال چیزی بودن، 3- مکان اسرارآمیز شهود، 4- رازآمیزی رسیدن به هدف، 5- ترک ادب، 6- خوش رفتاری با قهرمان، 7- کار ممنوع و 8- غیب شدن. در این عناصر شباهت های زیادی میان شخصیت های دو داستان وجود دارد.
دوزخ در شعر سنائی غزنوی (توصیف ها و برداشت های مُتفاوت با قرآن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سنائی غزنوی دوران سازترین شاعر زبان فارسی است، یعنی شعر را می توان به قبل و بعد از سنائی تقسیم کرد. از همین روی است که بسیاری از افکار، باورها و موضوعات نیز در شعر سنائی متفاوت از شاعران پیش از وی یا معاصر با اوست. برداشت های متفاوت سنائی از قرآن، حکایت از اِشراف و تسلّط بسیار وی بر قرآن دارد. از جمله موضوعاتی که در شعر سنائی می توان با استناد به آن به این برداشت ها، تعابیر و تصاویر متفاوت از قرآن تأکید کرد؛ موضوع دوزخ و جلوه های مربوط به آن است. یافته های این بررسی نشان می دهد سنائی به عنوان شاعری مُتشرّع و عارف، جهنّم را جایگاهی برای عذاب گناهکاران در حیات اخروی می داند؛ امّا توصیف ها، برداشت های شاعرانه و دریافت های باطنی وی از مفهوم جهنّم، گاهی متفاوت و حتّی مُغایر با قرآن است و برخی از توصیفات وی از جهنّم و جهنّمیان، مُطابق هیچ کدام از آیات قرآن نیست. این برداشت های متفاوت از آیات قرآنی در شعر سنائی، صرفاً ماهیّت اقناعی دارد و شاعر کوشیده است با احتجاج و حجیّت بخشی به سخنان خود مُخاطب را اقناع و با خود همراه سازد. واژه های کلیدی: جهنّم ، دوزخ، سنائی غزنوی، قرآن کریم
بررسی دونوازی باربد و نکیسا در راست با تأکید بر متن خسرو و شیرین نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستگاه راست، دشوار ترین دستگاه موسیقی ایرانی است که نظامی، شیوه اجرا و پیچیدگی هایش را که بدون دانش موسیقی، ناممکن است، روایت کرده است. جستار حاضر، مهارت نظامی در موسیقی، تحلیل و بررسی چیدمان گوشه های دستگاه راست، دونوازی باربد و نکیسا در آن گوشه ها، به سبک روایی، بازنموده است. روش پژوهش در این مقاله حاضر، کتابخانه ای است. محدوده و جامعه مورد مطالعه، منظومه خسرو و شیرین نظامی با مقدمه شبلی نعمانی و اهتمام م. درویش، چاپ انتشارات جاودان (1370) و ابیات مندرج در مقاله، از منظومه خسرو انتخاب شده است. منظومه خسرو و شیرین از بهترین منظومههای داستانی ادبیات فارسی است که راوی بُعد عاشقانه زندگی خسرو پرویز با معشوقه های متفاوت است که با وصال شیرین ارمنی به پایان رسید. در خسرو و شیرین، شاهد بزم های متعددیم که موسیقی را موسیقیدانان معروف و گمنام ارائه میدهند. بهترینشان، دونوازی باربد و نکیسا پیش از وصال خسرو و شیرین است. به نظر میرسد نواختن آنها، حامل تبادل پیام خسرو و شیرین، کاهنده تنش روانی خسرو و شیرین، نشانگر هنر نظامی در موسیقی، بوده است. نظامی در بزم خسرو در منظومه خسرو و شیرین، گوشههای دستگاه راست را به طرز درست و با دونوازی باربد و نکیسا و بر اساس معیارهای کهن موسیقی ایرانی و جزئیات گردش در دستگاه راست (ماهور، شور، بیات و همایون) با همه پیچیدگی ها، اوج و فرودها و گوشه های متنوعش روایت می کند.
نقد و تحلیل ابیات عربی وسائل الرسائل و دلائل الفضائل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
151 - 180
حوزههای تخصصی:
وسائل الرّسائل و دلائل الفضائل از شاهکارهای نثر قرن هفتم هجری قمری (دوره سلجوقی) و از جمله منشآتی است که نورالدین، منشی جلال الدین خوارزمشاه به شیوه ای استادانه در ادب ترسل نگارش کرده است. این کتاب گنجینه ای از شواهد ادبی و قراین اوضاع اجتماعی و تاریخی آن زمان است. نورالدّین منشی بر لغت و ادب عرب احاطه داشته که شرط لازم منصب دبیری آن زمان بوده است. سبک این اثر، فنی و حاوی آیات و ابیات عربی و ضرب المثل های عربی با تبحّر خاص است. بعضی از اشعار به واقعه ای تاریخی مربوط می شود که نویسنده برای تأیید مدّعا می آورد و برخی برای پند و اندرز ذکرشده است. منشی از ادوار مختلف ادبیات عرب (جاهلی، مخضرم، اموی و عباسی) شعر شصت شاعر عرب، به خصوص ابوالعلاء معرّی را آورده است. مترجم و مصحح کتاب، رضا سمیع زاده شاعر بسیاری از ابیات را مشخص کرده است، ولی در مواردی، استناد بعضی از اشعار به سراینده نادرست می نماید و پاره ای از اشعار با دیوان متفاوت است. در این مقاله سعی بر این است تا ابیات عربی با ترجمه بر اساس دوره های تاریخ ادبیات عرب دسته بندی شود و ضمن تعیین جایگاه دستوری-بلاغی و محتوایی اشعار عربی، اطلاعات تاریخی-فرهنگی موجود در آنها مورد واکاوی قرار گیرد. ضمناً ابهام ها، خطاها و سهوهای موجود، چه در شعر و شاعر آن، چه در ترجمه فارسی تحلیل گردد.
بررسی تصویرسازی دو عنصر گفت وگو و شخصیت در داستان حضرت موسی(ع) در قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
در عصری که ادبیات عربی و غیر عربی فاقد داستان به معنای نوین آن بود، ناگاه قرآن کریم، داستان هایی را در قالب و ساختاری نوین عرضه کرد. قصص قرآن بسیار نمایشی و محسوس هستند و از عواملی که به این مسأله کمک می کند، عناصر مختلف داستانی است. از مهم ترین و تصویرسازترین عناصر داستانی در قصص قرآنی، می توان به دو عنصر گفتگو و شخصیت اشاره کرد که در نمایش حوادث داستان بسیار مؤثربه شمار می روند، آن گونه که حادثه را بدون شخصیت و شخصیت را بدون گفتگو نمی توان تصور کرد و در هیچ دوره ای جدال بین انبیا و کفار و گفتمان ایشان با مردم عادی از این عناصر خالی نبوده است. از این رو نگارنده در این مقاله کوشیده است تا با روشی توصیفی – تحلیلی به بررسی دو عنصر گفتگو و شخصیت در داستان حضرت موسی7 بپردازد و ابعاد زیباشناختی آن را تبیین کند. از یافته های چنین تحقیق برمی آید که یکی از مظاهر اعجاز قرآن کریم، از وحدت و انسجام بین آیات نشأت می گیرد و این تناسب و هماهنگی در بین عناصر متعدد داستانی به وضوح قابل مشاهده است. این اتحاد به منظور تحقق اهداف دینی در سراسر داستان های قرآنی است؛ به گونه ای که همه اجزادر کنار هم یک ساختار منسجم و هماهنگی را تشکیل داده اند
نماد کوه در مثنوی «طور معرفت» بیدل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیدل، بیش ازآنکه احساسات خود را در شعر بیان کند، از شعر برای بیان اندیشه بهره می برد. جریان تند اندیشه در نگاه او به پدیده های طبیعی و توصیف عناصر طبیعت سریان دارد. ازآنجا که ذهن او انباشته از معنا و مفاهیم عرفانی است، به هرچه می نگرد، رنگ وبوی عرفان می گیرد و بر زبان او جاری می شود. او هنر را شامل کمال و فضایل اخلاقی دانسته و به کمک آن به بیان قابلیت های انسان و طبیعت پیرامونش پرداخته است. در این پژوهش، با نگاهی توصیفی و تحلیلی، به جایگاه نمادین کوه در مثنوی طور معرفت بیدل پرداخته شده و تصویرهایی که در آن عنصر طبیعی کوه به گونه ای هنرمندانه با مفاهیم و معانی عرفانی ارتباط یافته بررسی شده است. نخست تصویرها مشخص و طبقه بندی شده اند، سپس نماد کوه در طور معرفت بیدل برجسته شده و معانی عرفانی نهفته در آن تبیین شده است. یافته ها نشان داد که مفاهیم نهفته در نمادهای آب، آتش و خاک، در یک مجموعه منسجم، در نگاه بیدل سیر استعلایی عارفانه از پایین ترین مرتبه به بلندترین جایگاه را دارند و این عناصر با نماد کوه ارتباط مفهومی دارند.
شگردهای دستوری و بلاغی فرهاد میرزا در منشآت در شش نامه حکومتی، سیاسی و شخصی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زبان ادبی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
9 - 40
حوزههای تخصصی:
مطالعه ساحت زبان با هدف فهم و کشف مفاهیم اجتماعی از مباحث قابل توجه است. بر اساس این رویکرد نظام مند و منسجمِ برآمده از زبان شناسی انتقادی و تحلیل گفتمان انتقادی، می توان در پی این بود که چگونه مفاهیم اجتماعی مانند ایدئولوژی، گفتمان های غالب، نظام های قدرت و مانند این ها از طریق زبان بیان می شوند در مراحل بعدی اساس شکل گیری آثار ادبی می گردند، و هم چنین به روش های گوناگون بر جهان خارج و جهان ذهنی مخاطبان تأثیر می گذارند. در این روش تحلیل زبانی و بلاغی نخست لایه های مختلف تشکیل دهنده متن استخراج می شوند، سپس با تحلیل انتقادی عناصر هر لایه می توان به ایدئولوژی مؤلف که اساس تشکیل دهنده متن است پی برد. فرهادمیرزا از برجسته ترین نویسندگان دوره قاجار و عهد ناصری است. منشآت او که به تقلید از منشآت قائم مقام و بر سیاق ترسل و منشآت نویسی دوره قاجار تحریر شده، از موفق ترین نمونه های نثر دوره ناصری برجسته ترین اثر نثر اوست. در این پژوهش با روش کیفی و کمّی عناصر زبانی و بلاغی شش نامه شخصی، سیاسی و حکومتی تحلیل شد. از نتایج این پژوهش این است که در نامه های با بافت سیاسی و خطاب به بزرگان از جملات مرکب، صناعات ادبی ای مانند تشبیه بلیغ، کنایه های غیرایما و معانی ثانویه استفاده شده، درحالی که در نامه های شخصی میزان صناعات ادبی اندک است، جملات غالباً ساده و بدون معنای ضمنی اند. درواقع در تمامی نامه های بررسی شده کاربرد پربسامد وجه اخباری، جملات معلوم و اسنادی بیانگر قاطعیت بالای متن و قدرت بالای نویسنده است.
بررسی دیدگاه مولوی و سهروردی نسبت به «زبان عبارت و زبان اشارت» در مسیر استکمال انسان
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
97 - 126
حوزههای تخصصی:
با پیدایش تصوف و آموزه های عرفانی، اقبال وتوجه مردم به این تعالیم روز به روز گسترش یافت و عرفا برای کمال انسان مقدمات و مراحلی را مطرح کردند که با سیر آن انسان به معرفت خداوند دست می یابد. با ایجاد تحول و دگرگونی در مبانی عرفان در ادوار مختلف، وجود موانع واختلاف در طرقی که برای استکمال انسان مطرح شد، زبان نیز ویژگی های تازه ای یافت. صوفیه برای تعالیم آموزه های خود به علاقمندان از زبانی خاص که به زبان عرفانی معروف است استفاده کردند، که به دو قسم زبان عبارت و زبان اشارت تقسیم می شود. زبان عبارت زبانی روشن وگویا است که برای تعالیم مبتدیان به کار می رود، زبان اشارت زبانی پیچیده و رمزی است. عرفا در مسیر سلوک خود به حقایق و تجربه هایی دست می یابند که با الفاظ معمولی و زبان روزمره قابل بیان نیست و زبان اشارت بهترین قالب برای این گونه تجربیات است. این پژوهش که به بررسی دیدگاه مولوی و سهروردی نسبت به زبان در مسیر کمال انسان پرداخته است، نشان دهنده به کارگیری هردو گونه زبان عبارت و زبان اشارت در آثار مولوی است. در مقابل سهروردی بیشتر از زبان اشارت سود جسته و تعالیم خود را در قالب زبان اشارت مطرح کرده است.
شکل شناسی قصه عامیانه دارابنامه بیغمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دارابنامه، اثر محمد بیغمی، قصه ای حماسی-عیاری، متعلق به قرن نهم هجری و از جمله قصه های عامیانه است. قصّه های عامیانه برخی عناصر روایی مشترک دارند که آن ها را از شکل و ساختار روایی واحد برخوردار کرده است و داستان گزاران به این الگوها پای بندند و به یاری همین عناصر و شگردها، ساختمان قصّه خود را سامان می دهند. نگارندگان در این پژوهش در پی بررسی دارابنامه از نظر شکل و عناصر روایی و پاسخ به این پرسش اصلی هستند که آیا این قصه مبتنی بر الگوی روایی و ساختاری قصه های عامیانه ایرانی است یا خیر؟ نتیجه بررسی ها نشان می دهد که قصه مذکور از همان الگو پیروی کرده و از نظر شکل و ساختمان دارای همه عناصر روایی مشترک میان قصه های عامیانه است. عبارات آغازین، حضور راوی و نقّال در داستان، نامه نگاری، رؤیا پردازی، مداخله نیروهای طبیعی و فراطبیعی در قصّه، شیوه های جنگ و شکل عاشق شدن قهرمان از جمله عناصر و شگردهایی است که در دارابنامه بیغمی مورد استفاده داستان گزار قرار گرفته و از منظر شکل شناسی آن را پیرو الگوی کلان روایی این قصه ها قرار داده است؛ به گونه ای که در مقایسه آن با دیگر قصه های عامیانه ایرانی، شباهت کامل در ساختار روایی شان مشاهده می شود.
دو ساخت کهن گرا در زبان فارسی و مشابه آنها در زبان استونیایی«دارندگی» و «خوش آیندی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۳
۱۹۴-۱۶۷
حوزههای تخصصی:
بنابر تقسیم بندی زبانشناسان، زبان فارسی و استونیایی از دو خانواده زبانی متفاوتند؛ اما در این دو زبان ساختها و عناصر متناظر و مشابه بسیاری هست؛ از جمله دو ساخت کهنگرای «دارندگی» و «خوشایندی» در زبان فارسی که در ساختار نحوی و صرفی مشابهت زیادی دارد با دو ساخت متناظر که امروزه در زبان استونیایی به کار می رود. این مقاله پس از توضیح مختصری در باره اجزای سازنده آنها به بررسی و تحلیل تطبیقی این دو ساخت در فارسی و استونیایی می پردازد: ا- ساخت بیان دارندگی، ساختی که دلالت می کند بر اینکه کسی دارنده چیزی است یا چیزی متعلق به کسی است؛ مانند «مرا کتابی است.» در فارسی و معادل آن در زبان استونیایی، مانند MulOnvend. I-adessbe:3sga brother on meIsa brother مرااستبرادری 2- ساخت بیان خوشایندی، ساختی که حاکی است از اینکه کسی، چیزی را دوست دارد یا چیزی خوشایند کسی است؛ مانند «مرا این کتاب خوش آید.» در فارسی و معادل آن در زبان استونیایی؛ مانند Mullemeeldibsee raamat. I-allativebe pleasant:3sgthis book on(for) meis pleasantthis book مراخوش آیداین کتاب نتیجه پژوهش اولا تقویت کننده نظر زبانشناسانی است که معتقد به خانواده زبانهای هند و اورالیک هستند. ثانیا بیانگر این پیشفرض است که دو زبان فارسی و استونیایی از ارتباط یا پیوند بسیار دوری برخوردارند که پژوهشهای مقابله ای دیگر می تواند نفی یا اثبات آن را معین کند.
بررسی «پادآرمان» در اشعار نیما یوشیج و عبدالوهاب البیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۱
1 - 22
حوزههای تخصصی:
آرمانشهر یا مدینه فاضله (یوتوپیا) در اندیشه بشری از قدمت دیرینه ای برخوردار است؛ به صورت رسمی اولین بار توسط افلاطون در رساله جمهور مورد بررسی قرار گرفت. در مقابل آن پادآرمان است که در آن جامعه ویژگیهای منفی به ویژگی های مثبت برتری داده می شود. فیلسوفان، جامعه شناسان و شعرای فراوانی در این میدان به نظریه پردازی پرداخته اند. آنچه کمتر مورد بررسی قرار گرفته، اندیشه های پادآرمانی شاعران برجسته، به صورت تطبیقی بوده است. بر این اساس در این تحقیق برآنیم با روش کتابخانه ای و تحلیل محتوایی اشعار شاعرانی چون نیما یوشیج و عبدالوهاب البیاتی را به عنوان ارکان شعر معاصر ایران و عراق در باب موضوع پادآرمانی بررسی کنیم. داده های این تحقیق بیانگر آن است که هر دو شاعر در اشعار خود ضمن آرزوی رهایی از رنج و ناگواری دنیای کنونی و سکون و دلمردگی آن، تلاش می کنند چهره ی حقیقی و زشت و منفور جامعه خود را به نمایش بگذارند و از بیهودگی دنیا و انسانها و حاکمانی که در لجنزار روزمرگی، ابتذال و مسخ شدگی به سر می برند با زبان برنده و برآشوب خود پرده بر دارند و بدین گونه نفرتشان را از تمام سیاهی ها و تباهی های محیط پیرامون بیان دارند.