ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲٬۶۲۱ تا ۵۲٬۶۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۵۲۶۲۱.

National and Cultural Identity: Comparing Rabindranath Tagore and Ferdowsi(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۱۴
This article explores the themes of national and cultural identity as depicted in the thoughts and works of Rabindranath Tagore- a pivotal figure in specifically sub-continental literature, and Ferdowsi- the legendary Persian poet. Both writers, separated by centuries and cultural contexts, utilized their literary genius to reflect on nationhood and cultural pride. Tagore, writing during the British colonial era in India, and Ferdowsi, during the formation of a unified Persian identity under various rulers, offer unique perspectives on how literature can serve as a vehicle for expressing and shaping national identity. This essay delves into how these literary giants contributed to forming cultural consciousness and national identity in their respective societies by comparing their thoughts and beliefs showcased in their works.
۵۲۶۲۲.

Modernist Echoes: The Role of Tradition, Language, and Myth in Eliot, Shamlou, and Sepehri(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۳۳
This article attempts to explore the influence of T. S. Eliot’s modernist poetics on the works of Iranian poets, Ahmad Shamlou and Sohrab Sepehri. It examines how these Iranian poets engaged with the concepts of “tradition,” “language,” and “myth” in their writings, drawing upon Eliot’s critical perspectives. The article begins with an overview of T. S. Eliot’s significance as an Anglo-American figure of twentieth century literature, and how his modernist themes and techniques resonated with Iranian poets navigating their own cultural transformations. It then reviews relevant secondary sources that provide critical frameworks for understanding the relationships between Eliot, Shamlou, Sepehri, and the broader modernist poetic tradition. The core discussion analyzes how Shamlou and Sepehri, inspired by Eliot’s innovative spirit, may have sought to redefine their engagement with Persian classical poetry. They utilized new approaches to language and expression to challenge established forms, especially through using defamiliarization and mythical method, while still drawing upon their rich literary heritage. By tracing these intertextual and cross-cultural connections, the article aims to contribute to a deeper understanding of the transnational circulation of modernist poetic ideals, especially Eliot’s preoccupations, and how they were reinterpreted and reinvigorated within the Iranian literary context. In fact, this comparative analysis sheds light on the complexities of cultural exchange and the evolution of modern poetry across geographic boundaries.
۵۲۶۲۳.

تحلیل دگردیسیِ حکایتِ (آبگیر و سه ماهی) در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۵۲
مولانا برای بیان نکات عرفانی حکایتِ «آبگیر و سه ماهیِ» کلیله و دمنه را در مثنوی بازآفرینی می کند. تحلیل دگردیسی معناییِ این حکایت، شگرد مولانا برای تبدیل مضامین محدود آن به مفاهیم گسترده عرفانی و چگونگی آفرینش ساختاری نو، هدف اصلی پژوهش حاضر است. این مقاله به شیوه توصیفی تحلیلی به نقد دلایلی می پردازد که مولانا بر آن اساس، حکایتِ کلیله را «قشر قصه» و داستان خویش را «مغز جان» می خواند. یافته ها نشان می دهد که مولانا با استفاده از مضامین قرآنی، احادیث نبوی، سخنان صوفیه و امثال و حِکم، مفاهیم مُلهم از تجارب عرفانیِ خود را در فضای کلی قصه القاء می کند و با توسل به نوعی شیوه سخن پردازی در تفسیر افکار و اعمال سه شخصیت اصلیِ حکایت، بر درک نکته ها و رمزها تأکید می ورزد و در اشاره به ماجراهای داستانی از طریق کارکرد ترغیبی اقناعیِ پیام های خود، مباحث عرفانی را می گسترد و به هنگام نقل ماجرا های میانی در قالب تمثیل های گوناگون و با استفاده از قابلیت های ویژه زبان عرفان، درون مایه قصه را برای تصویر عوالم معنوی بسط می دهد و در بیان محتوا بر اساس دو مقوله حکمت و هدف، نمادهای عالیِ متن خود را می آفریند تا قصه مثنوی را ضمن حفظ مشابهت ظاهریِ روایت، در بافتاری متمایز از حکایتِ کلیله عرضه کند.
۵۲۶۲۴.

De la conceptualisation des paradigmes «génotype» et «phénotype» à la croisée de la psychologie génétique-environnementale de «l’inné» et «l’acquis» à travers l’identification d’Eugène de Rastignac dans Le Père Goriot d’Honoré de Balzac(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۳۱
La présente étude examine, selon une approche analytique-descriptive, et à travers la méthode de bibliothèque au niveau de la collecte de données et d’informations, l’impact du milieu et de l'hérédité dans une œuvre phare de la littérature du XIXe siècle: Le Père Goriot d'Honoré de Balzac. Les traits acquis apparaissent généralement au fil du temps et sous l'influence des facteurs externes tels les milieux familial et social, et jouent, par là, un rôle crucial dans le développement de la personnalité. Dans le corpus choisi, nous cherchons à montrer que selon la théorie de Freud, la formation de la personnalité d’Eugène de Rastignac reflète les traces d'un milieu inapproprié et d'une hérédité défavorable, ce qui demeure manifestement repérable dans son mode de vie, bref dans son être au monde au fil du temps. La problématique de notre recherche se résume autour de ces interrogations primordiales: Quels sont les facteurs qui peuvent changer la personnalité du protagoniste tout au long de sa vie et dans son passage du milieu d’origine (province d’Angoulême) au milieu de destination (ville de Paris)? Quel est l’impact du milieu et de l'hérédité sur la formation du comportement et de l’identité Innée et Acquise du personnage à toutes les étapes de la vie? Lequel des deux facteurs de l’environnement et de l’hérédité parait plus performant dans le processus du développement de la personnalité du protagoniste? A cet effet, l’approche psychanalytique de Freud, l’orientation cognitivo-constructiviste de Piaget, le modèle Stimulus-Réponse-Conséquence de Wallon, et le behaviorisme de Watson, servent d’angles théoriques à la méthodologie adoptée. Le choix du sujet et la problématique adoptée s’expliquent à travers l’impact de l’hérédité et du milieu en tant que deux facteurs dynamiques fondamentaux qui imprègnent la personnalité au niveau des caractéristiques innés et acquis, configurés par le continuum intrinsèques/extrinsèques, et conditionnés par les traits génotype/phénotype. 
۵۲۶۲۵.

تحلیل دیباچه های «کلیله و دمنه» بر اساس نظام وجهیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۱۸
کلیله و دمنه، یکی از امهات متون تعلیمی کهن ادب فارسی است که بخش اعظم آن را باید و نبایدهای اخلاقی در حوزه اخلاق، سیاست، دین و فرهنگ تشکیل می دهد. این باید و نبایدها که ماهیتی آمرانه دارد، می تواند موجب لحنی صریح و ملال آور در کلام شود و عمل اقناع را در امر تعلیم به تأخیر بیندازد. در این پژوهش با استفاده از مبحث وجه نمایی و وجهیت، سه مقدمه آغاز این کتاب (دیباچه مترجم، مقدمه ابن مقفع و مقدمه برزویه طبیب) را از منظر وجهیت و چگونگی بازنمایی دیدگاه نویسنده در ساحت زبان بررسیدیم. برای این منظور از سه دیباچه، پانصد جمله را برگزیدیم و در قالب هفت مؤلفه نهاد، وجه بند، نقش گفتاری بند، وجه نمایی، ابزار وجهی، منبع قضاوت (جهت گیری وجه نمایی) و شگردهای غیر مستقیم گویی گفتار، به تجزیه و تقطیع بندها پرداختیم. پرسش اصلی ما در این پژوهش این بود که وجهیت، چگونه در تبیین رابطه زبان و ایدئولوژی نقش دارد و کدام یک از ابزار وجه نمایی، بسامد بیشتری در این متن دارد؟ یافته های پژوهش بر اساس داده های آماری نشان داد که منشی با استفاده از سازوکارهای زبانی متفاوت چون استعاره دستوری، کاربرد ابژه به جای سوژه، ساختار جمله مرکب، تمثیل، بینامتنیت قرآنی و تاریخی و...، از شدت صراحت اجبار و الزام کاسته و در جهت اقناع سازی، مخاطب را با خود همراه ساخته است. بسامد بالای وجه بند اخباری و درصد پایین وجوه پرسشی و امری، نشان از قاطعیت کلام و دیدگاه نویسنده و همسویی این سبک زبانی با ژانر تعلیمی خطابه داشت. پربسامدترین ابزار وجهی در این پیکره، به ترتیب وجه فعل اخباری، فعل وجهی و افزوده های وجهی بود که با گفتمان خطابی متن که در پی گواه نمایی و اقناع بیشتر مخاطب است، تناسب و همسویی دارد.
۵۲۶۲۶.

Bākikhānov and Akhundzādeh and the Literary Milieu of Tiflis(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۲۵
Abbās Quli Aqā Bākikhānov (1794-1847) and Mirzā FatḥʾAli Akhundzādeh (1812-78) both came from the same socio-economic class, performed the same professional function in Russian government service, and shared literary interests as shown by their membership of the same literary club in Tiflis. They also aimed at reforming and modernizing the Azeri and Iranian societies. However, it was also on this very subject that their differences became apparent. Not only did they disagree on what the nature of that change had to be, but they also diverged about the pace of change. Whereas Akhundzādeh wanted to travel in the fast lane to bring about modern and secular indigenous societies that were modeled after a modernizing Russia, Bākikhānov argued for traveling the slower lane, preserving what he considered was good and worthwhile of his traditional native cultures, which also included a modernized form of Islam and the teaching of Persian. The two men also differed in their approach to how to help bring about the desired changes. Akhundzādeh used his literary talent to mainly address the educated class by showing them in his plays and prose how backward their society was and, by implication, how necessary it was to secularize and Europeanize. Bākikhānov, being more of a Sufi-bent Muslim, wanted to reach Azeri society in a much more targeted way. Neither man was successful in their objective during their lifetime, although their works had a lasting influence on Azeri and Iranian reformers.
۵۲۶۲۷.

بررسی تطبیقی کاربرد تابو در داستان های معاصر فارسی و عربی (با تکیه بر آثاری از مصطفی مستور و زویا پیرزاد و هیفاء بیطار و هانی الراهب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۲۱۷
در فرهنگ های مختلف، هاله ای از نفی ها، طردها و به حاشیه راندن ها گاه دور بخش هایی از مفاهیم و عواطف درونی انسان کشیده می شود که تحت عنوان تابو یا پرهیزه شناخته می شوند. مضامین تابوها شکل ها و ابعاد گوناگون از جمله سیاسی، دینی، جنسی و اجتماعی دارند. با وجود ممنوعه بودن تابوها در مناسبات اجتماعی، عرصه ادبیات میدانی برای ظهور و بروز مستقیم و غیرمستقیم آنهاست. توجّه به تابوها و انعکاس دادن آنها در متون ادبی، صرف نظر از اینکه در راستای ذات ادبیات است که هنجارهای مرسوم را برای آفرینش های خلّاقانه در هم می شکند، جنبه ای زیبایی-شناختی دارد. برای نشان دادن این جنبه از آثار داستانی معاصر به صورت تطبیقی داستان هایی از ادبیات فارسی و عربی؛ یعنی دو نویسنده زن و دو نویسنده مرد از دو زبان و فرهنگ برگزیده ایم. یافته های پژوهش نشان می دهد نویسندگان داستان ها در پرداخت شخصیّت ها و انتخاب نوع زبان آنها از تابوها استفاده کرده اند. در این آثار، زنان داستانی از صورت های زبانی غیررکیک و مردان بیشتر از صورت های رکیک استفاده می کنند. نویسندگان سوری، در بیان تابوها آزادتر و نویسندگان ایرانی محتاط تر هستند و با بهره گیری از شگردهای بلاغی کنایی تر سخن می گویند. در باب مضامین تابوها نیز می توان گفت نویسندگان ایرانی و عربی در امور دینی و اعتقادی چندان تابوشکنی نمی کنند. تابوهای رفتاری مانند ذکر مشروبات الکلی و مواد مخدر در همه متن ها دیده می شود. در حوزه تابوهای زنانگی ضمن اینکه همه نویسندگان به آنها پرداخته اند، در داستان های عربی این تابوها وضوح بیانی بیشتری دارند.
۵۲۶۲۸.

شکل گیری هویت قهرمانانۀ زنان در پرتو دو مفهوم عصمت و وفاداری در منظومه های فارسی شبه قارۀ هند (با تکیه بر دو منظومۀ پدماوت و راماین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۷۲
منظومه های پدماوت و راماین از شاهکارهای ادب فارسی هند هستند و زنان در این دو اثر از موقعیّت معناداری برخوردارند. با توجه به جایگاه این دو مثنوی در شعر فارسی شبه قاره، شناخت شاخصه هایی که هویت قهرمانانه بانوان در این منظومه ها بر مبنای آن شکل گرفته، سبب دستیابی به دیدگاه جامع تری پیرامون سیمای زن در بخش قابل توجهی از ادبیات فارسی می شود. پژوهش حاضر عهده دار طرح و پاسخگویی به دو سوال اساسی است: 1-شخصیّت قهرمانان زن در منظومه های داستانی پدماوت و راماین بر محور کدام ویژگی ها شکل گرفته است؟ 2- دلیل محوریّت این ویژگی ها چیست و تأکید بر آن ها برآمده از کدام بسترهای فرهنگی و اجتماعی است؟بر اساس فریضه این پژوهش، هویت قهرمانانه زن در این آثار بر محور دو ویژگی (عصمت و پرده نشینی) و ( وفاداری بی قید و شرط به همسر) شکل گرفته است. دو ویژگی ذکر شده در سیر حوادث و معنایابی متن از جایگاه اساسی برخوردارند. پژوهش حاضر پس از نگاهی کوتاه به پیشینه اساطیری- فرهنگی و ادبی این آثار درمورد زن و بسترهای اجتماعی مرتبط با تأکید بر عصمت و پرده نشینی زنان، عهده دار برجسته سازی مراحل سه گانه وفاداری زنان به همسر است.
۵۲۶۲۹.

شهِ نوذری در روایات ملی (طوس در اسطوره، حماسه و تاریخ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۷۱
روایات طوس، پهلوان و شاه زاده نوذری، از روزگار اوستا تا دوران تدوین متون تاریخی و حماسه ملی ایران، دست خوش دگرگونی های بسیاری شده است. طوس که در اوستا، پهلوانی نام آور و یلی جنگ جو معرفی شده، در شاهنامه فردوسی شاه زاده ای است که از پادشاهی دور مانده و به بی خردی و سبک سری شهره شده است. این دوگانگی شخصیتی می تواند برآمده از تفاوت هایی باشد که در روایات خاندان نوذر دیده می شود. شرح فردوسی از روایات نوذریان با متون پیش و پس از شاهنامه تفاوت های بسیاری دارد. کردارهای گوناگون شخصیت های اسطوره ای-حماسی در حوزه تغییرات ناشی از سیر اسطوره، فرایند تکامل حماسه و نیز اختلاف روایات قابل بررسی است. در این پژوهش با بررسی روایاتِ مربوط به طوس (از اوستا تا متن های تاریخی)، تصویر روشن تری از او ارائه و درباره تغییرات کار و کردار طوس در گذار از اسطوره به حماسه و دلایل این دگرگونی بحث شده است.کلیدواژه: طوس، شاهنامه، اسطوره، حماسه، متون تاریخی.
۵۲۶۳۰.

تحلیل گفتمان بوم گرایانه ادبیات کودک و نوجوان مطالعه موردی (توپیک له سه ر ئاو، سیمرغ پدربزرگ من بود)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۶۵
نیمه دوم قرن بیستم میلادی، مصادف بود با به وقوع پیوستن مشکلات و دغدغه های زیست محیطی در جهان که همگی ناشی از فعالیت های ویرانگر انسان در طبیعت بود. چنین دغدغه هایی به شکل گیری جنبش های زیست محیطی در سراسر دنیا انجامید که همه آن ها تلاش های خود را بر حفاظت از طبیعت، متمرکز کرده بودند. در این بین، رویکردهای جدیدی در ادبیات شکل گرفت که پژوهش های ادبی و بینارشته ای را تحت تأثیر قرار داد. نقد بوم گرا به عنوان یکی از این رویکردهای علمی وارد حوزه مطالعات بینارشته ای شد و در آثار ادبی به دغدغه های محیط زیست، عواقب و پیامدهای بی توجهی به آن، ارائه راهکارها برای برون رفت، حفظ محیط زیست و... پرداخته شد. ادبیات کودک و نوجوان به عنوان یکی از انواع مهم ادبیات، از این قاعده مستثنا نبوده و شاعران و نویسندگان زیادی دغدغه های زیست محیطی را وارد قلمرو ادبیات کودک کرده اند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و به صورت تطبیقی، به بررسی و تحلیل چگونگی بازنمایی طبیعت در ادبیات کودک و نوجوان با تکیه بر تۆپێک لە سەر ئاو و سیمرغ پدربزرگ من بود، پرداخته و از منظرهای نقد نحوه مصرف و بکارگیری منابع طبیعی، تأثیرات مخرّب انسان در محیط زیست، لزوم حفظ و ایجاد تعادل بین توسعه انسانی و حفاظت از طبیعت به عنوان ارزشی خدادادی، روابط تعاملی میان انسان و موجودات بر اساس دیدگاه های انسان محور، رمان های مذکور تحلیل شده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در هر دو رمان نویسندگان سعی کرده اند مفاهیم زیست محیطی را در ساختاری کودکانه بازگو کنند که خود در تثبیت لزوم اهمیت به محیط زیست و آموزش آن در کودکی اثرگذار است.
۵۲۶۳۱.

مقایسه و تحلیل مقام توکل و رضا در دیوان عماد فقیه کرمانی و شوکت بخاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۵۵
ادبیات مانند دیگر پدیده های اجتماعی کارکردهایی متفاوت دارد. یکی از شاخه های ادبیات را ادبیات عرفانی دربرمی گیرد. ایران در طول تاریخ از مراکز معنویت و عرفان بوده است که به شکل های متنوعی حضور داشته است. درجهان بینی عمادفقیه کرمانی و شوکت بخاری که هر کدام در دو دوره مختلف ادبی می زیسته اند، اهداف و مفاهیم متفاوتی در به کارگیری مقام توکل و رضا بکار گرفته شده است. هدف از این جستار ادبی، آن است که بینش دو شاعر مورد مطالعه، نسبت به مقام توکل و رضا در دیوان شعری شان، مورد کنکاش، مقایسه و تحلیل قرار گیرد؛ لذا با بررسی اسنادی و کتابخانه ای و روش توصیفی - تحلیلی مشخص شده است. این دو شاعر، در قرن هشتم یعنی دوره آل مظفّر، با اوج سبک عراقی که خردگریزی دنیوی محوریت اصلی دارد و یا در عصر صفویه که ادبیات در بستر سبک هندی است و مضمون بر لفظ پاشنه می چرخاند. عمادفقیه بیشتر به مقام رضا با 38 بسامدتوجه داشته است. در حالیکه شوکت بخاری نسبت به مقام توکل با 11 بسامدشعری بیشترین ارزشگذاری را داشته است. در واقع هر دو شاعر از مقام توکل و رضا در همان مفهوم مضامین عرفانی بهره ها برده اند. در کنار اینکه قرن یازدهم در حال احیای سبک شعری جدیدی بوده است. شوکت بخاری متأثر از عمادفقیه به مضامین عرفانی در همان مفهوم خاص عرفانی توجه نموده است. از این دو مقام به عنوان ابزاری در جهت بیان مسائل سیاسی - اجتماعی حاکم بر جامعه کمتر توجه شده است.
۵۲۶۳۳.

بررسی و تحلیل فی حقیقة العشق (مونس العشاق) سهروردی بر اساس رمزگان پنج گانه رولان بارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۴۰
رساله فی حقیقه العشق(مونس العشّاق) سهروردی(587 – 549 ه.ق.) ضمن اشاره به جلوه های عرفانی عشق و حالات آن در دو داستان خلقت آدم و یوسف پیامبر به دلیل اشتمال بر رمز و راز و تفسیرپذیری، امکان تحلیل و خوانش را با محور رمزگان پنج گانه رولان بارت که یک مدل تحلیلیِ روشمند و خلاقانه روایات و داستان هاست، فراهم می آورد. بارت هر متنی را زایا، پویا و دارای تکثّر معنایی می داند و معتقد است که از رهگذر زایایی و سیّال بودن متن، متون از یکدیگر متمایز می گردند. سهروردی ضمن بیان راز آفرینش حُسن و عشق و حُزن به شیوه نوافلاطونی و بهره گیری از اندیشه مغانی و لطایف قرآنی به جایگاه آن ها در جهان شناسی و معرفت شناسی اشراقی می پردازد. و عرفایی چون غزالی و بقلی شیرازی حُسن و عشق و حُزن را از ارکان اصلی سیر و سلوک دانسته، عشق را حاصل تجلّی حُسن و حُزن را حاصل خوف می دانند. این مقاله به روش تحلیلی توصیفی به بررسی صداهای پنهان رساله فی حقیقه العشق سهروردی می پردازد و ابعادی از رمزگان را بر خواننده آشکار می سازد. رساله مذکور با توجه به گستردگی رمز و نماد، از نوع متون نوشتنی(باز) است و خواننده در آن منفعل نیست؛ بلکه با به کارگیری خلاقیت خود هر چه در صدد تثبیت معناست، روش ابداعی خود را به کار می گیرد. پیشنهاد بارت برای این نوع خوانش، ابداع روشی است که متن از آن طریق فراپاشیده و افشانده می شود و خواننده به عنوان تولید کننده متن حضور دارد.
۵۲۶۳۴.

زیبایی شناسی اضطراب: اکفراسیس و جدال وجودی در بوف کور صادق هدایت از منظر فلسفه هایدگر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۲۲۱
رمان بوف کور اثر صادق هدایت، به عنوان یکی از شاخص ترین آثار مدرنیسم ادبیات فارسی، به طور عمیق به بحران های وجودی انسان مدرن می پردازد. این مقاله با بهره گیری از دیدگاه فلسفی مارتین هایدگر، تکنیک اکفراسیس در این رمان را تحلیل کرده است و نشان می دهد که چگونه هدایت از این ابزار برای بازنمایی اضطراب وجودی، بیگانگی و مرگ بهره گرفته است. مفاهیمی چون دازاین، هستی برای مرگ و زمانمندی در این اثر به طور ضمنی از فلسفه هایدگر الهام گرفته و در قالب توصیفات بصری و حسی تجسم یافته اند. تحلیل صحنه های کلیدی اکفراسیس در رمان نشان می دهد که هدایت، با استفاده از توصیفات دقیق و تصاویر چندحسی، بحران های فلسفی و روان شناختی شخصیت اصلی را به نمایش می گذارد. از پرده گلدوزی شده و سایه های بی سر گرفته تا خانه مه آلود و نقاشی زن مرده، هدایت پیوندی میان زیبایی شناسی ادبی و مفاهیم فلسفه وجودی برقرار کرده است. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای، جایگاه بوف کور را به عنوان اثری فلسفی در ادبیات مدرنیستی ایران برجسته ساخته و ارتباط آن را با جریان های جهانی وجودگرایی آشکار می سازد.
۵۲۶۳۵.

تجلی عشق در دوبیتی های عامه هزاره های افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۵۱
عشق از مهم ترین درون مایه های دوبیتی های عامه هزاره های افغانستان است. آفرینندگان اصلی دوبیتی ها هنرمندان عامه هستند که از شهرت و مقامی بهره ندارند، ولی در میان گروه های مردم عادی زندگی می کنند. سینه های مردم و ذهن تاریخی نسل ها، وسیله نگهداری و انتقال دوبیتی ها بوده است. از این رو، هدف این پژوهش بررسی تجلی عشق در دوبیتی های عامه هزاره های افغانستان است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، تعداد 1200 دوبیتی عامه هزارگی مورد مطالعه قرار گرفت، یافته های اسنادی و میدانی نشان می دهد که درون مایه های اکثر دوبیتی های عامه هزاره های افغانستان عشق است، زیرا از 1200 دوبیتی، 1100 دوبیتی یعنی تقریباً 92 درصد را  مسائل عشقی و عاطفی تشکیل می دهد. همچنین در تجلی عشق می توان جلوه های معیشتی، شرایط محیطی و نمادهای مذهبی را نیز دید. از جمله مفاهیم برجسته عاشقانه در این دوبیتی ها، وصف زیبایی های معشوق، آرزوی  وصل و دیدار، وفاداری به معشوق، بی قراری و سوز عشق و عاشق در انتظار معشوق بیشترین بسامد را داراست. علاوه برآن ها نمادها و باورهای مذهبی، شکایت از اطرافیان، شرم از مردم،  هجران و دوری از معشوق و وطن دوستی و غم غربت از جایگاهی ویژه در این دوبیتی ها برخوردارند. مفاهیم یادشده و نیز سوز و گداز، شور و اشتیاق، لحظه های غم و شادی و التهاب درونی از عوامل سرایش این دوبیتی هاست. در این دوبیتی ها، عشق ساده، دست یافتنی، زمینی و جسمانی بیشترین بازتاب را دارد تا عشق آسمانی و روحانی. همچنین دیده شد که شاعر عاشق پیشه هزارگی نمادهای مذهبی را برای توجیه عشق بازی های خود استفاده کرده است.  
۵۲۶۳۶.

نقش دستوری ردیف های فعلی در مضمون آفرینی و استعاره سازی در قصاید خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۶۹
موضوع پژوهش حاضر تبیین و تحلیل نقش دستوری ردیف های فعلی در مضمون آفرینی، القای معانی و استعاره سازی در قصاید خاقانی است. تبیین یکی از ظرفیت های ناشناخته ردیف، ارائه الگویی روشمند و قابل انطباق به سروده های دارای ردیف های فعلی در پیوند با دریافت درست مضامین شعری و تعیین محوری ترین موضوع ابیات این سروده ها هدف پژوهش حاضر است. آشنایی با یکی از ظرفیت های ناشناخته ردیف، شناخت نقش ردیف های فعلی در مضمون آفرینی و استعاره سازی از دیگر اهداف این پژوهش محسوب می شود و در این راستا می کوشد به پرسش های زیر پاسخ دهد: جایگاه دستوری ردیف، چه نقشی در استعاره سازی، القای مفاهیم و مضمون آفرینی دارد؟ چگونه می توان از راه شناخت نقش دستوری ردیف، محوری ترین موضوع مطرح در ابیات را تشخیص داد؟ روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری تمامی قصاید مردّف خاقانی را در بر می گیرد و حجم نمونه، قصاید دارای ردیف های فعلی است. داده ها به صورت کتابخانه ای و سندکاوی گردآوری و نتایج با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد شناخت میزان توانمندی شاعر در آفرینش تصاویر شعری، مضمون آفرینی و تعیین محوری ترین موضوع هر بیت و گرانیگاه آن و شناخت میزان توان استعاره سازی شاعر با این الگو به آسانی امکان پذیر است. همچنین نتیجه بیانگر توانمندی خاقانی در استفاده از این ظرفیت زبانی است که در متن این پژوهش به تفصیل به آن پرداخته شده است.
۵۲۶۳۷.

افلاک در فرهنگ عامه در لیلی و مجنون و خسرو و شیرین میرمحمد امین شهرستانی از دیدگاه بن هم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۲۱۵
در فرهنگ وباورعامه افلاک و سیارات در زندگی انسان تأثیربسزایی دارند. در ستاره شناسی و طالع بینی دکتر ویلیام بن هم نیز توجهی مؤکد به اجرام آسمانی و اثرگذاری آن در زندگی آدمی شده است. میرمحمدامین شهرستانی اصفهانی (981- 1047 ه.) متخلص به روح الامین و میرجمله از شاعران قرن دهم هجری است. وی یکی از نظیره سرایان عهد صفوی است که به تقلید از نظامی گنجوی، دو منظومه غنایی خسرو وشیرین و لیلی و مجنون را پدید آورد. مقاله حاضر به منظور بررسی و تحلیل عناصر فرهنگ و باورعامه درباب نجوم و تاثیر افلاک از دیدگاه بن هم، در لیلی و مجنون و خسرو وشیرین میرجمله به شیوه کتابخانه ای و به شکل توصیفی-تحلیلی نوشته شده است و به این پرسش اصلی پاسخ می دهد که کدام تیپ ِشخصیتی از دید بن هم در دو منظومه غنایی مذکور بسامد بالایی دارند؟ براساس دستاورد تحقیق، نجوم و تاثیر سیاره عشق یعنی ناهید(ونوس) بیشترین بسامد را در این دو منظومه عاشقانه دارا هستند.
۵۲۶۳۸.

تحلیل گفتمان داستان شیخ صنعان از کتاب منطق الطیر اثر عطار نیشابوری بر مبنای الگوی ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۹۶
منطق الطیر اثری عرفانی است که در آن داستان شیخ صنعان به دلیل استفاده از کارگزاران اجتماعی و شیوه های مختلف بازنمایی کارگزاران اجتماعی، جایگاهی خاص دارد. هدف این پژوهش تحلیل گفتمان داستان «شیخ صنعان» بر مبنای الگوی ون لیوون است. این پژوهش به روش ترکیبی کیفی و کمی انجام شده و ازطریق تحلیل ساختاری و زبانی، به بررسی شیوه های بازنمایی کارگزاران اجتماعی در متن پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که در این داستان، شیخ صنعان ازطریق فعال سازی نیرویی پویا و اثرگذار معرفی شده است که در انتهای داستان موفق می شود از موانع ارتقای معنوی خویش بگذرد و نیروی مخالفی چون دختر ترسا را از گروه مخالف به گروه خویش پیوند دهد. در این داستان، بیشترین بسامد عنوان دهی به شیخ صنعان اختصاص دارد و پس از آن، بیشترین بسامد عنوان دهی مربوط به دختر ترسا است که به دلیل گرایش نهایی او به شیخ، تأثیر شگرفی بر وجهه و مشروعیت معنوی طریقت عطار گذاشته است. در داستان، بیشترین بسامد پیوند مربوط به گروه طریقت محور است که نمایانگر ایدئولوژی عرفانی عطار است. در بخش نامشخص سازی آشکار شد که در این داستان، کارگزاران ناشناس در تبلیغ گفتمان طریقت محور از حیث هویت به حاشیه رانده می شوند و بر عملی که در راستای خدمت رسانی به گفتمان عرفانی انجام می دهند، تأکید می شود؛ همچنین، در مؤلفه حذف ثابت شد که علاوه بر بخش هایی که به طور کامل از روایت حذف شدند، استفاده از افعال با فاعل های ناشناخته ازطریق کم رنگ سازی در راستای تقویت جنبه های معنوی متن است.
۵۲۶۳۹.

گفتمان، حقیقت و قدرت در باب اول مرزبان نامه بر مبنای آرای میشل فوکو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۴۸
در باب اول مرزبانامه گفتمانی تنش زا میان ملک زاده و دستور با هدف کشف حقیقت و به پشتوانه نوعی قدرت با ماهیت متفاوت صورت می گیرد. هر یک از آن دو، در صدد است که با فشار بر دیگری او را از میدان به درکند و با تحت تأثیر قراردادن ملک، جایگاه خود را تثبیت کند. دستور از موضع قدرت سیاسی، با بیانی صریح و سوفسطایی وار، با بهره بردن از سخنوری و معطوف به قدرت، وارد گفتمان شده، به دفاع از وضع موجود می پردازد. ملک زاده، با اتکا به پشتیبانی یک طبقه اجتماعی خاص با زبانی کنایی و بهره گیری از تمثیل، مشکلات و تنگناهای موجود را که سبب بحران در جامعه شده، مطرح می کند و سعی در برانگیزاندن ملک نسبت به تغییر آن ها دارد. در نتیجه دو گفتمان در این باب شکل می گیرد که هر یک سویه ای از حقیقت و قدرت را در خود بازتاب می دهند. این باب به شیوه سندکاوی و کتابخانه ای با بهره بردن از رویکرد میشل فوکو که در آثار مختلف خود پیوندی محکم و منسجم بین گفتمان، حقیقت و قدرت برقرار ساخته، توصیف و تحلیل شده است. سبک سخن پردازی، نوع استدلال و موضع گفتمانی هر یک از طرفین به گونه ای است که مخاطب را تحت تأثیر قرارداده، عواطف او را برمی انگیزاند و نظر او را نسبت به موضع آن ها جلب می کند. استراتژی ملک زاده در شیوه سخن گفتن و موضع گفتمانی او سبب می شود که مخاطب نسبت به او متمایل شود و او را در سویه حقیقت و در نتیجه صاحب قدرت حقیقی ببیند.
۵۲۶۴۰.

بررسی تطبیقی دوسویگی در رمان های دوشنبه های آبی ماه و این ناقوس مرگ کیست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۶۴
دوسویگی اصطلاحی است که باختین در نظریه چندصدایی خود مطرح کرده است. در این رویکرد صدای نویسنده در رمان اهمیت دارد که آن را به صورت سبک برداری، نقیضه، گفتمان شفاهی و گفتمان جدل پنهانی نشان می دهد. در نوشتار حاضر، این رویکرد به شیوه ای تطبیقی در دو رمان دوشنبه های آبی ماه نوشته محمدرضا کاتب و این ناقوس مرگ کیست اثر ارنست همینگوی بررسی می شود. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی و بر مبنای اسناد کتابخانه ای است و در پی پاسخ به این مسئله است که نویسندگان در این دو رمان چگونه دیدگاه های ایدئولوژیک خود را در متن منعکس کرده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که در سبک برداری هر دو نویسنده از شیوه نام گذاری شخصیت ها استفاده کرده اند، با این توضیح که نام گذاری کاتب دلالت بر جایگاه قهرمانانه بابا دارد و نام گذاری همینگوی دلالت سیاسی دارد. در رمان کاتب، نقیضه به صورت رفتار رندانه تیربارچی در فضای جبهه نمود دارد که در تعارض با وجهه مقدس جنگ است و در رمان همینگوی به صورت رفتار عاشقانه قهرمان در بحران جنگ. گفتمان شفاهی در رمان ایرانی نقاط ضعف بابا است که در متن طنین انداز است و در رمان آمریکایی چیستی کشتار در جنگ، و ارجحیت منافع حزب مطرح است. گفتمان جدل پنهانی در رمان کاتب به صورت صدای کاریزماتیک بابا در گفتمان مهندس حضور دارد، و در رمان همینگوی صدای کاریزماتیک پیلار و پابلوجریان دارد. همچنین گفتمان حزب جمهوری خواه در صدای رابرت حضور دارد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که ملاحظات فرهنگی نویسنده ایرانی و ملاحظات سیاسی نویسنده آمریکایی در لایه های پنهان متن قابل دریافت است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان