تحلیل زیبایی شناسی وحدت شهود در مثنوی با تأکید بر اتحاد عارفانه (تجربه وحدت)
حوزههای تخصصی:
مثنوی معنوی مولانا از والاترین نمونه های شعر عرفانی در ادب فارسی است که ساختار هنری و پیام های معرفتی آن هم زمان در خدمت تبیین «وحدت شهود» قرار می گیرد. در این مقاله، با رویکردی تحلیلی زیبایی شناختی و تکیه بر مفاهیم عرفانی به خصوص عناصر اتحاد عارفانه، کوشیده ایم تا جلوه های وحدت شهود را از خلال تصاویر نمادین، بن مایه های اسطوره ای، و روایت های تمثیلی مثنوی بررسی کنیم. «وحدت شهود» به منزله یکی از مؤلفه های بنیادین تجربه عرفانی، در ساختار درونی و بیرونی مثنوی حضوری فراگیر دارد؛ چنان که حتی عناصر متضاد (نور و ظلمت، عقل و عشق، زمین و آسمان) نیز در افق وحدت بخش حقیقت، معنا می یابند. نمادهایی چون نور، موسیقی، آب، گلزار، آتش، رنگ، شیرینی، همگی در راستای تبیین این وحدت در ساحت هستی شناسی، معرفت شناسی و زبان عرفانی به کار رفته اند. از رهگذر تحلیل این تصاویر و مفاهیم، می توان دریافت که مولانا نه تنها تجربه وحدت و به بیانی دیگر، اتحاد را بیان می کند، بلکه آن را با بهره گیری از شگردهای بیانی و زیبایی شناختی به مخاطب القا می نماید. همچنین روشن می شود که زیبایی شناسی وحدت در مثنوی، از سطح مضمون فراتر رفته و در سطح ساختار و زبان نیز تجلی یافته است.