ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۰۱ تا ۱٬۲۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۲۰۱.

نقش ساختار زبانی در شکل گیری روایت رمان؛ بررسی مدل کنشگرانه گرماس در تعامل با نظریه سوسور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۱
از منظر ساختارگرایی شخصیت در روایت نه صرفاً عنصری داستانی، بلکه کنشگری فعال در فرایند معناپردازی و سازمان دهی روایت است. در این چارچوب نظری، مفهوم شخصیت با نقش ها و کارکردهای روایی پیوندی ناگسستنی دارد و جایگاهی فراتر از موجودیتی ایستا و منفعل می یابد. شخصیت ها در مقام کنشگران، در تعامل مستمر با سایر عناصر روایت نقشی تعیین کننده در شکل گیری حرکت داستان و انسجام درونی آن ایفا می کنند. نظریه پردازان ساختارگرا با تمرکز بر روابط میان کنشگران، تلاش می کنند سازوکارهای درونی روایت را تحلیل پذیر سازند و زبان روایت را به مثابه نظامی ساخت یافته که با رخدادها، کنش ها و کارکردهایِ نقشی در ارتباط است، بررسی نمایند. در پژوهش حاضر با تکیه بر تمایز زبان شناختی فردینان دو سوسور میان "زبان" و "گفتار"، در ابتدا مروری اجمالی بر روایت شناسی پراپ صورت گرفت و سپس به واکاوی مدل کنشگرای گرماس به منزله چارچوبی ساختاری-زبانی برای فهم نحوه سازمان یافتگی روایت پرداخته شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که روایت داستانی همانند گفتار زبانی واجد ساختاری دوسویه است: نخست؛ روساختی که زنجیره ای از رخدادهای روایی را دربرمی گیرد، و دوم؛ ژرف ساختی که منطق معنایی و کارکردی کنش های شخصیت ها را بنیاد می نهد. از منظر گرماس این ژرف ساخت بر سه محور دوگانه فرستنده/گیرنده، موضوع/فاعل، و یاریگر/بازدارنده استوار است؛ محورهایی که تعامل نظام مند و پویا میان آن ها نه تنها پویایی عملکردی روایت را سامان می دهد، بلکه مسیر معنایی و جهت گیری ارتباطی آن را نیز مشخص می سازد.
۱۲۰۲.

Le Soufisme, L’autre Voie du Roman Autobiographique, Maghrébin, D’expression Française(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۵۹
Le présent article vise à rendre visible une nouvelle piste récemment empruntée par le roman autobiographique, francophone, maghrébin, celle de la spiritualité soufie par laquelle se renouvelle ainsi non seulement le genre en question mais toute la littérature maghrébine d’expression française. Ce tournant littéraire, inédit, fait écho à l’approche critique de Marthe Robert sur le genre romanesque, définissant ce dernier comme « une capacité à s’emparer de secteurs de plus en plus vastes de l’expérience humaine » (Robert, 1972 : 15). Cette nature plastique du roman se manifeste à deux niveaux dans Nulle part dans la maison de mon père de la célèbre écrivaine, algérienne, Assia Djebar : dans la relation dialogique qu’il entretient avec le livre, explicitement spirituel, Soufi, mon amour de l’écrivaine turque, Elif Shafak, et dans sa structure composite incluant le soufisme , l’autobiographie, la romance . De cette hétérogénéité, il résulte un néant culturel réalisé sur le mode de l’initiation soufie de l’accomplissement spirituel de l’être.
۱۲۰۳.

بازنمایی نیروهای قدرت در ادبیات نمایشی دهه 1340: مطالعه موردی نمایشنامه ها ی «آی بی کلاه، آی باکلاه» و «دیکته»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۳
واکاوی و بررسی متون نمایشی با درنظر گرفتن شرایط مؤثر بر شکل گیری آن ها، امری است که بینشی بهتر و نگاهی درست تر از فضایِ درونی درام به دست می دهد. قطعاً در ایجاد هر نمایشنامه، مشخصه های مهمی نقش دارند؛ از عناصر واژگانی زبانی گرفته تا شرایط اجتماعی سیاسی، خصوصاً مناسبات قدرت و اثرگذاری ایدئولوژی حاکم بر ذهنیت نویسنده. چگونگی بازنمایی نیروهای قدرت موضوعی است که پژوهشگران عرصه های گوناگون و به طور خاص، تحلیل گفتمان انتقادی، همواره به آن پرداخته اند. پژوهش حاضر بر آن است چگونگی این بازنمایی را در آثار یکی از شناخته شده ترین نویسندگان ایرانی، به عنوان نمونه ای از گفتمان سیاسی چپ، که گفتمان سیاسی غالب در میان روشنفکران پس از شهریور 1320 است، بررسی کند. از میان آثار این دوره، نمایشنامه های «دیکته» و «آی بی کلاه، آی باکلاه» نوشته غلامحسین ساعدی انتخاب شد، چرا که از مهم ترین دغدغه ها ی غلامحسین ساعدی به عنوان یک روشنفکر، آگاه کردن مردم نسبت به جهل و خرافه موجود و رهایی ایشان از یوغ دیکتاتوری داخلی و استعمار خارجی است. مشخصا ً این پژوهش، مترصد آن بوده تا به بازنمایی نیروهای قدرت بپردازد و نوع تقابل ایشان با یکدیگر را با استفاده از شیوه مذکور معین سازد. نتایج حاصل از تحلیل آثار در چارچوب رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، گویای آن است که در سپهر ادبی سیاسی ایران سال های 1340 و 1350، عنصر قدرت نقش مهم و برجسته ای را در غالب شدن یک گفتمان، در میان گفتمان های حاضر بازی می کند.
۱۲۰۴.

شغال، شکار یا شکال (تصحیح واژه ای از بوستان سعدی در پرتو فرهنگ عامه جغرافیای جنوب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
شعر سعدی نمونه اعلای فصاحت و بلاغت است؛ ساختاری منظم که اجزای آن به صورت کاملاً منسجم و دقیق در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. این چینش منظم و به هم پیوستگی دقیق اجزا، به نحوی است که ایرادات احتمالی عموماً برآمده از عوامل بیرون از کلام سعدی مثل لغزش ها و دستکاری های کاتبان و شارحان، به وضوح برای مخاطب نمایان می شود. از این چشم انداز در باب دوم بوستان سعدی واژه ای وجود دارد که نسبت زیبایی شناختی و منطقی چندانی با کلیت شعر و اندیشه سعدی ندارد و سال هاست که در حافظه فرهنگی ایرانیان در شکل یک خطای مزمن، رسوب کرده است. در حکایت درویش و روباه، باب دوم بوستان آمده است: در این بود درویش شوریده رنگ/ که شیری در آمد شغالی به چنگ// شغال نگونبخت را شیر خورد/ بماند آنچه روباه از آن سیر خورد، با توجه به اینکه در رفتار زیستی شیر و روباه، خوردن گوشت هم نوعان و دیگرگوشتخوارن بسیار نادر است و به شکار اجباری محدود می شود، بنظر می رسد خوانش معمول از واژه شغال چندان صحیح نیست. نگارندگان در مقاله حاضر با نیم نگاهی به فرهنگ عامه مردم جنوب و سپس با مراجعه به نسخه های خطی، شرح های شناخته شده و سایر منابع مکتوب نشان داده اند که خوانش معمول و غالب از واژه چندان صحیح نیست؛ صورت صحیح این واژه شکار بوده است که به دلیل قواعد ناظر بر تحولات آوایی، به صورت شکال نیز تلفظ می شده است و از طرفی شکال شکل عام شکار به شمار می رفته است که به خاطر وفور نوع خاصی از بز کوهی در مناطق جنوب، برای نامیدن آن استفاده می شده است.
۱۲۰۵.

ساختار گزاره هایِ شعری در مخزن الاسرار نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۰
در این پژوهش به بررسی ساختار گزاره های شعری در مخزن الاسرار پرداخته شده است، ساختار جمله بندی و شکل گیریِ گزاره های شعری با جمله بندی گزاره های عادی زبان تا حدودی متفاوت تر است و آمیختگی عناصر دستوری و بلاغی، ساختارهای متنوعی در این گزاره ها ایجاد می کنند. با مطالعه مخزن الاسرار مشخص می شود که تلفیق عناصر دستوری و بلاغی، گزاره هایی متفاوت تر از گزاره های زبان معیار و عادی ایجاد کرده است. این گزاره های شعری ابتدا در دو بخش گزاره های غیراسنادی و اسنادی دسته بندی شده اند و ذیل هر دسته، متناسب با نوع آمیختگیِ عناصر دستوری و بلاغی، گزاره تشبیه محور، گزاره استعاره محور، گزاره مجازمحور، گزاره کنایه محور و گزاره تلمیح محور قرار می گیرند. سپس به گزاره های دیگری مانند گزاره با ژرف ساخت سنت ادبی، گزاره با ژرف ساخت متناقض نما و گزاره با ژرف ساخت ضرب المثلی اشاره می شود. این پژوهش نشان می دهد که گزاره های شعریِ مخزن الاسرار بسیار متنوع است و تأثیرپذیری آن از عناصر بلاغی به ایجاد ساختارهای ویژه ای در گزاره ها انجامیده و این موضوع را می توان در اشعار سایر شاعران نیز واکاوی کرد و به ویژگی ها و نوآوری های دستور زبانِ شعر فارسی بیشتر دست پیدا کرد.
۱۲۰۶.

گفتمان و بازنمایی تصویر خود و دیگری در سفرنامه جانستان کابلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۰
هدف: این پژوهش با به کارگیری روش توصیفی-تحلیلی و تلفیق سه رویکرد کلیدی تحلیل گفتمان انتقادی، بازنمایی و تصویرشناسی ، به بررسی کیفیت «تصویر» از «خود» و «دیگری» در سفرنامه ای از دهه ۱۳۹۰ می پردازد. هدف آن شناسایی عوامل تأثیرگذار بر این «بازنمایی» است. روش و پژوهش: این تحقیق، سفرنامه «جانستان کابلستان» اثر رضا امیرخانی را با به کارگیری چارچوب نظری سه گانه تحلیل می کند. این چارچوب، نظریات لاکلائو و موف در مورد گفتمان (که در آن همه پدیده های اجتماعی، گفتمانی تلقی می شوند)، دیدگاه استوارت هال در مورد بازنمایی (که تصاویر را برساخته هایی گفتمانی می داند) و تصویرشناسی - به طور خاص الگوی نانکت - را برای طبقه بندی تصاویر «دیگری» ترکیب می کند. یافته ها و نتایج: تحلیل ها نشان می دهد که هویت برساخته نویسنده به عنوان یک ایرانی مسلمان متعهد، اساس شکل گیری تصاویر را تشکیل می دهد. بر اساس رویکرد تصویرشناسی، سه نوع متمایز از «دیگری» شناسایی شد: «دیگری به مثابه غیربیگانه» یا «آلتر» (شامل افغان های هم قابل ستایش و هم قابل سرزنش)، «دیگری به مثابه بیگانه» (نمایندگی شده توسط طالبان و نیروهای غربی) و «دیگری گذرا یا زودگذر» (مانند افراد سازمان ملل). نتیجه گیری: این مطالعه نتیجه می گیرد که هویت ایدئولوژیک نویسنده و گفتمان مذهبی مسلط او، عوامل اصلی تأثیرگذار بر بازنمایی تصاویر در این سفرنامه بوده اند. چارچوب تحلیلی به کار گرفته شده متشکل از تحلیل گفتمان انتقادی، بازنمایی و تصویرشناسی در شکافتن این تصاویر کارآمد بوده و به عنوان الگویی قابل اجرا برای تحلیل سایر سفرنامه ها پیشنهاد می شود.
۱۲۰۷.

Les enjeux et les défis traductologiques des nouvelles de Faribâ Vafi(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۶
Cette étude se penche sur les enjeux et les défis traductologiques liés à la traduction littéraire, en particulier dans le cas des nouvelles de Faribâ Vafi, l’une des figures de la littérature iranienne contemporaine. L’objectif principal est d’élaborer une stratégie traductive capable de préserver à la fois la structure narrative, les spécificités stylistiques et les éléments culturels propres à l’univers de l’auteure, tout en produisant un texte fluide, lisible et culturellement accessible en langue cible. Notre corpus est constitué de quatre nouvelles issues du recueil Pas de vent, pas de rame que nous avons traduites en français. Ces textes, empreints d’un réalisme subtil et d’une écriture intimiste, posent des défis particuliers sur les plans lexical, syntaxique et culturel. Afin d’aborder ces problématiques, notre analyse s’appuie sur l’approche comparative de Vinay et Darbelnet, qui permet de mettre en lumière les procédés de transposition, d’équivalence ou encore d’emprunt mobilisés dans le passage du persan au français. Cette approche sera également enrichie par des apports théoriques issus de travaux récents sur la traduction des culturèmes et des spécificités littéraires dans les textes contemporains.
۱۲۰۸.

دو موضوع واژگانی و نحوی در شاهنامه (نمادهای شتاب و نمونه ای از مالکیت محمولی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۲
دستیابی به صورتی کهن تر و اصیل تر از شاهنامه، که هرچه بیشتر به سروده فردوسی نزدیک باشد، ایجاب می کند که به یکایک عناصر این اثر، از کلی ترین تا ریزترین، توجه شود. ویژگی های منحصربه فرد این اثر از جهت قدمت و حجم چشم گیرش، که آن را به یکی از مهم ترین منابع زبان فارسی در حوزه های گوناگونی همچون تاریخ، اسطوره شناسی، دستور تاریخی زبان و فنون بلاغت و صنایع ادبی تبدیل کرده است، اهمیت این توجه ویژه را صدچندان می کند. با همین رویکرد، نوشتار حاضر به دو موضوع اصلی می پردازد که ذیل آنها به برخی موضوعات دیگر نیز پرداخته شده است: موضوع نخست، یافتن و اثبات مواردی از کاربرد دو واژه «باد» و «گرد» است که به همراه حرف اضافه «از» یا بدون آن معنای شتاب و تندی را دربردارند. دیگر اینکه در تصحیح انتقادی شاهنامه، درباب موضوعات به ظاهر کم اهمیتی که تفاوت چندانی بین ضبط اقدم نسخ و اجماع سایر نسخ وجود ندارد، موضوعات کلیدی و مؤثر در معنای ابیات و روال داستان ها، ضروری است که در انتخاب ضبط ها حداکثر وسواس و دقت به کار گرفته شود و به صِرف وجود واژه ای از این دست در اقدم نسخ نباید حکم به صحت آن داد و آن را در متن گنجاند. به این موضوع با تکیه بر مصراعی که حاوی نخستین یادکرد ضحاک در شاهنامه است پرداخته شده است: «که از مهر بهرهَ ش نبود اندکی».
۱۲۰۹.

نگاهی تطبیقی به گفت وگوی دراماتیک در رمان های بره گمشده راعی از هوشنگ گلشیری و وسوسه از گراتزیا دلددا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۱
قدمت گفت وگو به آغاز سخن گفتن و مکالمه بشر برمی گردد. نخستین گفت وگو با عمل همراه بوده است. از این رو، درام که ماهیتی کنشی دارد، بیانگری خود را در قالب گفت وگو یافته است. گفت وگو در نمایشنامه یا فیلم، یک گفتار دراماتیک خیالی است که همه موارد اضافه گفت وگو را حذف می کند. این نوع گفت وگو، مجموعه مشخصی از اهداف و زمان محدودی را برای رسیدن به آن ها دارد. از کارکردهای گفت وگوی دراماتیک، عمق بخشیدن به شخصیت ها و پیشبرد طرح است. این ویژگی می تواند در داستان هم کارکرد داشته باشد؛ یعنی در عین تفاوت میان عنصر گفت وگو در داستان و درام؛ یک اثر داستانی می تواند واجد گفت وگوی دراماتیک باشد که این موضوع به معنای داشتن ظرفیت نمایشی و قابلیت اقتباسی است. در این پژوهش، دو رمان بره گمشده راعی از هوشنگ گلشیری و وسوسه از گراتزیا دلددا به شیوه تطبیقی از منظر دیالوگ دراماتیک بررسی شده اند. شیوه پژوهش توصیفی تحلیلی و به روش کتابخانه ای و اسنادی است. بررسی این عنصر برجسته نمایشی، ضمن تأیید ظرفیت نمایشی این دو اثر، نشان داد که در این دو رمان، گفت وگو از عناصر مورد نظر این نویسندگان بوده و بر بار دراماتیک آثار آن ها افزوده است. با این اوصاف می توان به این دو اثر به عنوان منبعی برای اقتباس سینمایی یا نمایشی نگاه کرد.
۱۲۱۰.

تولّی و تبرّی در اشعار دعبل خزاعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۵
تولّی و تبرّی، این دو اصطلاح قرآنی درمدایح و هجویات شاعران شیعی، بویژه در دوره ی عباسی به دلیل شرایط سیاسی و مذهبی حاکم، نمود بیشتری یافته است. شاعران شیعی، عشق و دوستی نسبت به اهل بیت را در قالب مدح و رثا و برائت و دشمنی با خلفای ظالم عباسی را در قالب هجو و عتاب ابراز می داشتند. دعبل خزاعی نیز از جمله شاعران متعهد و دوستدار اهل بیت است که توانسته دو امر تولّی و تبرّی را در اشعار خود، با زبانی زنده و ضمن بهره گیری از احادیث و روایات اسلامی به تصویر کشد. در این پژوهش به روش توصیفی به بیان مظاهر تولّی و تبرّی در اشعار دعبل پرداخته شده است و نتایج آن حاکی از آن است که دعبل با تلفیق زبان عاطفی و حماسی و پیوند آن با اندیشه های دینی، و با استناد به احادیث و قرآن و اصل ولایت، تولّای راستین خود را نسبت به اهل بیت به نمایش گذارده است. او توانسته است تبرّای قلبی خود را که از تولای اهل بیت سرچشمه می گیرد، با هجویات گزنده و اثر گذار خود درباره ی عباسیان و دشمنان علویان بیان کند. دعبل در اشعارخود، ضمن بیان تولّی و تبرّای قلبی، با مدح و رثای اهل بیت و از سوی دیگر با نکوهش خصلت های دشمنان آنها، به دو تکلیف امر به معروف و نهی از منکر عمل نموده است که این خود منجر به اصلاح جامعه ی اسلامی می شود.
۱۲۱۱.

جای گزینی تخیل تاریخی با تخیل جغرافیایی به مثابه وجه ممیز دوره های عجایب نامه نویسی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۰
در این نوشتار، نشان داده خواهد شد که چگونه عنصر «مکان»، که در قالب توجه به جغرافیا در متون عجایب نامه ای دوره اول برجسته شده است، نماینده فکر زمینی و غیرتخیلی و خردگرایی است که در دوره های بعد جای خود را به «زمان» در قالب «تاریخ» می دهد و از عقلانیت و عینی بودن خارج می شود و به تخیل گره می خورد. به نظر می رسد عجایب نامه نویسی در دوره اول، پایگاهی برای نوعی «مقاومت» دربرابر جریان رسمیِ علم بوده است. با استناد به روش تبارشناختی فوکو، در پژوهش حاضر کوشش شده است نقاط گسست در خیال پردازی عجایب نامه نویسان معرفی شوند. در دوره نخست عجایب نویسی، «جغرافیا» محمل خیال پردازی و حلقه اتصال با واقعیت است. در دوره دوم، تمسک به «روایت پردازی» جای جغرافیا را می گیرد. دوره سوم، که طی آن خیال ورزی با تمسک به رویدادهای «تاریخی» صورت گرفته است، شاهد پروبال گرفتن موجودات افسانه ای و رشد چشمگیر آن ها هستیم. حتی شخصیت های تاریخی نیز از خیال پردازی مؤلفان عجایب نامه ها برکنار نمانده اند. براین اساس، سه دوره متمایز عجایب نامه نویسی معرفی شده اند.
۱۲۱۲.

نقد و بررسی اصطلاحات عرفان و تصوف در لغت نامه دهخدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
جستار حاضر نقد و بررسی فرایند فرهنگ نویسی دهخدا درخصوص اصطلاحات حوزه عرفان و تصوف است. فرهنگ ها از ضرورت نقد و بررسی نظام مند معاف نیستند. در این مقاله به شیوه کمی، توصیفی و تحلیلی تلاش شده است تا با استخراج 662 اصطلاح تصوف از میان حدود 343 هزار مدخل لغت نامه دهخدا، کم وکیف تعاریف براساس اصول ارزیابی فرهنگ نگاری تحلیل شود. نتایج پژوهش نشان از آن دارد که باوجود خلاقیت های دهخدا در زمینه هایی مثلِ آوانگاری، گردآوری جامع و مدون اصطلاحات و امانت داری در استفاده از منابع؛ نظام مدخل گزینی اصطلاحات تصوف در فرهنگ او معیارهای مشخصی ندارد. نحوه علامت گذاری اصطلاحات تصوف نیز یکدست نیست و در مواردی، مشخص نیست که چگونه مدخلی اصطلاح قلمداد شده است و مدخلی دیگر نه. در مقدمه مفصل لغت نامه، شیوه نامه دقیق درباره اصطلاح پردازی مغفول مانده است. تعریف اصطلاحات نیز بیشتر بر متون منثور کهن و اصطلاح نامه های قدیمی استوار است و از شواهد شعری کمتر استفاده می شود. این تعاریف مفصل، با زبان کهنه، دیریاب و دشوار و بعضاً به زبان عربی بیان شده اند. بنابراین، در این مقاله تلاش می شود با ارائه آمار دقیق از تعداد اصطلاحات، منابع استفاده شده و شواهد شعری و متنی، به بررسی کمّی و کیفی تعریف اصطلاحات عرفانی در این لغت نامه پرداخته شود.
۱۲۱۳.

بررسی دینامیک های حرکتی در منطق الطیر عطار و رسالة الغفران ابوالعلا معّری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۷
این مقاله به بررسی و مقایسه دینامیک حرکتی در منطق الطیرعطار و رساله الغفران ،  ابوالعلا معّری می پردازد. هر دو اثر، به نوعی سیروسلوک معنوی و سفر روحانی را به تصویر می کشند؛ اما  در شیوه های بازنمایی حرکت تفاوت هایی وجود دارد . منطق الطیر به عنوان یک اثر عرفانی، سیر تکاملی پرندگان در جستجوی حقیقت را نماد انسان های جویای خداوند نشان می دهد، در حالی که ابوالعلا معّری با دیدگاه فلسفی خاص خود به موضوع سفر و حرکت به عنوان یک سفر ذهنی و فلسفی پرداخته است. این پژوهش،  به بررسی ابعاد مختلف حرکت و مقایسه مفاهیم فلسفی در این دو اثر، می پردازد. هر دو اثر نوعی سیر و سلوک معنوی و فلسفی را با دیدگاهها و جهان بینی متفاوتی به تصویر می کشند. در حالی که عطار با بهره گیری از استعاره های عرفانی به تبیین سفری روحانی به سوی حقیقت نهایی پرداخته، معّری با دیدگاهی فلسفی و شک گرایانه به سفر ذهنی و انتقادی از باورهای دینی و اجتماعی زمان خود پرداخته است. هدف این پژوهش بررسی عمق و معنای حرکت در هر دو اثر و تحلیل تطبیقی این حرکت از منظر عرفانی و فلسفی است. این مطالعه با استفاده از رویکرد تطبیقی و تحلیل محتوا به بررسی ریشه ها، ویژگی ها و نتایج این حرکت ها در دو اثر می پردازد. نتایج نشان می دهد که حرکت در منطق الطیر ، نماد سفری روحانی به سوی کمال است، در حالی که در الغفران معّری، حرکتی فلسفی و ذهنی در راستای نقد جهان بینی های سنتی است.
۱۲۱۴.

خوانش بوردیویی داستان بلند توبا از کبری سعیدی: با تمرکز بر وضعیت زنان در جامعه ایران پیش از انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۷۴
امروزه با توجه به نقش اساسی زنان در رشد و پیشرفت جوامع و به تبع آن ضرورت توجه به جایگاه و موقعیت آنان، ضرورت پرداختن به مطالعات زنان بیش از پیش آشکار است. داستان های زنان به طور معمول منعکس کننده دردها و دغدغه های زنانه است. داستان بلند توبا نوشته کبری سعیدی به وضعیت زنان در جامعه ایران پیش از انقلاب پرداخته است. در این پژوهش با رویکرد جامعه شناسانه پی یر بوردیو فرانسوی به بررسی سرمایه های زنان و کنش های آنان در میدان عمل در این اثر پرداخته می شود. بوردیو علاوه بر مفهوم اقتصادی سرمایه، از سرمایه های دیگری چون سرمایه های اجتماعی، فرهنگی و نمادین نیز نام برد؛ بنابراین با بررسی میزان دسترسی زنان به این سرمایه ها، تلاش می شود تصویر روشنی از وضعیت زنان در بافت موقعیتی آن اجتماع ارائه گردد. در داستان بلند توبا، نویسنده با پرداختن به وضعیت زندگی زنان در جامعه پیش از انقلاب اسلامی، جایگاه فرودستی زنان را در میدان های مختلف آشکار کرده است و ضعف انواع سرمایه ها همچون سرمایه اجتماعی ناچیز، سرمایه اقتصادی ناکارآمد و فقر سرمایه نمادین زنان را نشان داده است.
۱۲۱۵.

بررسی در زمانی فرآیندهای حذف واجی در گونه های زبانی استان کرمان: رویکرد واج شناسی زایشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۶
این پژوهش به بررسی درزمانی فرآیندهای حذف واجی در دوازده گونه زبانی استان کرمان شامل بافت، بردسیر، بم، رابر، رفسنجان، زرند، سیرجان، شهربابک، کرمان، گلباف، گوغر و رودبار جنوبی در چارچوب واج شناسی زایشی می پردازد. با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد درزمانی-مقایسه ای، داده ها از منابع تاریخی متون فارسی میانه و نمونه های میدانی گردآوری و بر اساس اصول واج شناسی زایشی تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد فرآیند حذف واجی در این گونه ها پدیده ای غیرتصادفی و تابع قواعد واجی نظام مند بوده که عمدتاً در محیط های آوایی مشخص رخ می دهد. حذف همخوان پایانی به ویژه در جایگاه پساواکه ای به عنوان پربسامدترین الگو شناسایی شد. همچنین حذف در خوشه های همخوانی پایانی و آغازی از الگوهای قابل پیش بینی پیروی می کند. نتایج مؤید تعامل نظام مند میان حذف و سایر فرآیندهای واجی بوده و ظرفیت تبیینی چارچوب زایشی در تحلیل تحولات واجی این گونه ها را تأیید می نماید. این مطالعه با پرکردن خلأ پژوهشی موجود، نقش کانونی محدودیت های واج آرایی را در تحول تاریخی نظام آوایی این گونه ها برجسته می سازد.
۱۲۱۶.

تأثیر لیلی و مجنون نظامی بر شقیقه ی سرخ لیلی پرویز اسلامپور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۳۲۹
بازآفرینی روایت های عاشقانه کلاسیک در شعر معاصر فارسی، یکی از مهم ترین جلوه های تعامل سنت و نوگرایی در ادبیات ایران است. منظومه «لیلی و مجنون» نظامی گنجوی به عنوان یکی از تأثیرگذارترین آثار عاشقانه ادب فارسی، همواره الهام بخش شاعران در دوره های گوناگون بوده است. در دوران معاصر، برخی شاعران با رویکردی انتقادی و ساختارشکن، این روایت را از نو خوانده اند. پرویز اسلام پور، از چهره های شاخص شعر نو و جریان شعر دیگر، در شعر بلند «شقیقه سرخ لیلی» با استفاده از زبانی نوآیین و نگاهی اجتماعی و فلسفی، بازخوانی و بازآفرینی متفاوتی از داستان لیلی و مجنون ارائه داده است. هدف این پژوهش، بررسی میزان و شیوه های تأثیرپذیری اسلام پور از روایت نظامی و تحلیل تفاوت های مضمونی میان این دو اثر است. روش تحقیق در این مطالعه توصیفی – تطبیقی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که اسلام پور با بهره گیری از بن مایه های اصلی روایت نظامی، در ساختار و معنای آن دست برده و با رویکردی انتقادی، به بازتعریف نقش لیلی، نقد سنت های اجتماعی و برجسته سازی رنج زنانه پرداخته است. او با فاصله گیری از زبان تغزلی کلاسیک و استفاده از تصاویر نو و گاه تیره، فضایی می آفریند که روایت کلاسیک را به چالش می کشد و به تفسیری اجتماعی و جنسیتی از عشق دست می زند.
۱۲۱۷.

Heteropoesia: Basil Bunting’s Translation of Obayd Zākānī’s Mush-o Gorbeh(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۲۱
This article studies the role of ‘selving’ and creative interpretation in literary translation. Specifically, it analyzes one of Basil Bunting’s successful translations of Obayd Zākānī’s Mush-o Gorbeh, a picturesque and catchy poem in rhyme and rhythm, laden with animal characters, which was considered to be both a masterpiece of children’s literature and a very important political satire. Bunting, a translator of Persian classical poems into English, had both political and poetic missions as a spy and an up-and-coming poet. This study turns to the theories of translation by Steiner, Benjamin, and Bassnett, among others, to show the challenges of translating Persian poetry. Through an in-depth analysis of this translated work in dialogue with Bunting’s other works, this manuscript shows how the two missions sometimes overlapped. Ultimately, however, it is argued that literary translation functions as an aesthetic ‘other’ place where the translator can act as a cultural double agent, working to the advantage of both cultures.
۱۲۱۸.

فضا زمانیت در رمان پساآخرالزمانی قلعه مالویل اثر روبر مرل با تأکید بر نقد جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۸۴
اهمیت فضای جغرافیایی در رمان های پساآخرالزمان و به ویژه رمان علمی -تخیلی و پساآخرالزمانی قلعه مالویل اثر روبر مرل بسیار مشهود است. داستان در پی یک انفجار عظیم ناشناخته، چهره آخرالزمانی فضای جغرافیایی مالویل و پیرامون آن را بازنمایی می کند. در تلاقی واقعیت و تخیل، فضای بازنمایی شده بعد از «روز واقعه» به نقطه آغاز پیش از تمدن بشری باز می گردد. در پژوهش حاضر، برای درک بهتر فضاهای بازنمایی شده متأثر از تخیل نویسنده، به پیوستار فضا-زمانیت پرداخته می شود. این پیوستار از اصول نقد جغرافیایی برتراند وستفال می باشد و طبق آن، زمان و فضا مستقل از یکدیگر نیستند بلکه زمان بُعدی از فضا می باشد. در مطالعه حاضر، برای ارائه تصویر جامع تری از فضای جغرافیایی بازنمایی شده، به مطالعه درزمانی (دیاکرونیک) لایه های متفاوت زمانی در طول زمان پرداخته می شود. انبوه خاطرات، ابزار مهم مرززدایی تخیلی، در بازنمایی فضای جغرافیایی داستان در بستر زمان هستند. بین فضا و لایه های زمان، ارتباطی پویا وجود دارد. تلاش بی وقفه، دانش و تجربه دنیای قبل از «روز واقعه» برای بازسازی فضا و گذار از ویران شهر پساآخرالزمان به آرمان شهر نشانگر اندیشه مسئولیت پذیری ساکنان مالویل است.
۱۲۱۹.

مقایسه رساله الطیر خاقانی، سنایی و نجم الدین رازی از منظر نمادپردازی پرندگان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۲۴
پیش از عطار، شاعران و نویسندگان مختلفی مبادرت به تالیف اثر از زبان مرغان کرده اند. عمده قریب به اتفاق این آثار در حدود اواخر قرن پنج تا اوایل قرن هفت تالیف شده اند و با وجود مشترکات فراوانی که تالیف این نوع اثر می طلبد، تفاوت های آشکاری نیز در میان آن ها به چشم می خورد. یکی از این تفاوت ها، تفاوت در شیوه نمادپردازی پرندگان است. در این پژوهش رساله الطیر خاقانی، سنایی غزنوی و نجم الدین رازی از منظر نمادپردازی پرندگان با یکدیگر مقایسه می شوند چراکه در شیوه پرداخت، هدف نهایی و توصیفات آن ها تفاوت هایی مشاهده شد که آن ها را مستعد قرار گرفتن در مقام مقایسه تحقیق حاضر کرد. در این پژوهش دریافت شده که چطور تفاوت در نگاه و هدف تالیف این آثار، در نهایت باعث تفاوت در نمادپردازی پرندگان شده است. رساله خاقانی شامل توصیفات بی نظیر است و به مدح حضرت رسول (ص) می انجامد. سنایی با محوریت توحید صحنه عبادت پرندگان را تصویر می کند و نجم الدین رازی، مدح وزیر وقت را از مسیر زبان مرغان نگاشته است. یعنی سبک هر شاعر نیز در منحصربه فرد بودن زبان مرغان او اهمیت ویژگی ای داشته که در این پژوهش مرور شده است.
۱۲۲۰.

وزن و قافیه سه خشتی های کرمانجی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۴
سه خشتی ها شناسنامه شعر کرمانجی است؛ سروده ها ی سه مصراعی موزون و مقفّی که گاهی ردیف هم دارد. اساس وزن در این نوع شعر، تساوی تعداد هجاهاست؛ بنابراین وزن آن «هجایی» است. کانون اصلی سه خشتی ها مناطقی از غرب فلات ایران بوده است که پس از کوچ بزرگ ایلات کرمانج در دوره صفویه از آن نواحی به خراسان، میراث ادبی شان را هم با خود منتقل کردند.  . تبارِ اصلی سه خشتی ها به سروده های هجایی ایرانِ پیش از اسلام مانند خسروانی ها و اورامن ها بازمی گردد. هدف مقاله، نمایاندن وزن هجایی و قواعد خاصّ قافیه در این سروده هاست. پرسش های اصلی پژوهش این است که با وجود طبع آزمایی برخی شاعران کرمانج در وزنهای عروضی و قالبهای دوبیتی/ رباعی، مثنوی، غزل و... کدام قالب شعری و چه نوع وزنی برای گویشوران این زبان، مأنوستر است و اینکه آیا قواعد قافیه در سه خشتی ها همان قواعد حاکم بر شعر عروضی است یا از گونه ای دیگر است .  نتایج تحقیق نشان می دهد سه خشتی های هجایی که غالباً با آواز یا ترکیبی از ساز وآواز، انشاد می شود، با ذاتِ زبانِ کرمانجی و دستگاهِ موسیقایی ذهنِ گویشوران این زبان سازگارتر است؛ حتّی شنوندگان غیرکرمانج نیز هماهنگی موسیقایی این سروده ها را با کمکِ کشش های هجایی که خواننده در هنگام خوانش ایجاد می کند، درمی یابند. قواعد قافیه پردازی در سه خشتی ها، نسبت به شعر رسمی متفاوت و تابعِ ذوق سرایندگان است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان