نقد کهن الگویی فیلم سینماییِ «مورد عجیب بنجامین باتن»
حوزههای تخصصی:
فیلم سینمایی آمریکایی «مورد عجیب بنجامین باتن» در سال 2008 براساس یک داستان کوتاه اثر اف. اسکات فیتزجرالد ساخته شد. بنجامین، شخصیت اصلی داستان در هشتاد سالگی به شکل یک پیرنوزاد به دنیا می آید. مادرش هنگام زادن او می میرد و پدرش، نوزاد زشت روی خود را در خیابان رها می کند. زن نیکوکاری در یک آسایشگاه سالمندان، او را به فرزندی می پذیرد و بزرگ می کند. بنجامین روز به روز جوان تر می شود و از پیری به جوانی و کودکی سیر می کند. این داستان، مصداق بارز آفرینش یک اسطوره جدید و همچنین سرشار از مفاهیم اساطیری و کهن الگویی است که به شکل هنرمندانه ای به تصویر کشیده شده اند. این مقاله بر آن است تا با رویکردی توصیفی-تحیلی این موارد را بررسی و درباره آن ها بحث نماید. مواردی چون: آفرینش اسطوره جدید، عشق، نام شناسی داستان، تولد شگفت قهرمان، کودک رها شده، بازگشت پدر به سوی کودک رها شده، چهره چندگانه آنیما، تقدیرگرایی، نادیده گرفتن ممنوعیت توسط قهرمان، آب، چرخه بی پایان مرگ و زندگی، بازگشت به کودکی، سفر پرماجرای قهرمان، طوفان و سیل، اعداد کهن الگویی و غیره. بدین سان، مطالعه کنونی می کوشد تا با تلفیق مشاهده هنری و تحلیل نظری به پرسش بنیادین پژوهش حاضر پاسخ دهد. پرسشی که می گوید فیلم «مورد عجیب بنجامین باتن» چگونه با بهره گیری از مفاهیم اساطیری و کهن الگویی، توانسته است اسطوره ای نوین از تولد، مرگ و بازگشت به کودکی بیافریند و چه نسبتی میان این اسطوره پردازی و تجربه انسانیِ زمان، عشق و تقدیر وجود دارد؟