بازخوانی انتقادی سیاست زدایی در حفاظت از میراث: واکاوی چهار سند بنیادین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درحالی که مواجهه ی با سیاست برای حفاظت و حفاظت گران اجتناب ناپذیر است، مقاله ی حاضر نشان می دهد که چگونه از جریان غالب دانش حفاظت به طور گسترده سیاست زدایی شده است. در این راستا، با بهره گیری از دیدگاه پژوهش گران حوزه ی سیاست و سیاست میراث، ابتدا ضرورت سیاسی سازی حفاظت تبیین شده و سپس چیستی، چرایی و چگونگی سیاست زدایی از آن مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش با اتکا به روش تحقیق کیفی و راهبرد تحلیل محتوای جهت دار، چهار سند کلیدی بین المللی شامل «منشور ونیز»، «حفاظت گر-مرمت گر»، «منشور واشنگتن» و «توصیه نامه ی منظر شهری تاریخی» را از طریق کدگذاری نظری در نرم افزار مکس کیودا (MAXQDA) تحلیل نموده است. نتایج تحلیل نشان می دهند که سه تاکتیک اصلی شامل «بهره گیری از عقلانیت فنی-ابزاری»، «چارچوب بندی خنثی بودگی» و «تأکید بر توافق پذیری» نقش مؤثری در سیاست زدایی از حفاظت ایفا کرده اند. ازآنجایی که دانش حفاظت بر مبنای اسناد و دکترین های سازمان های بین المللی شکل گرفته است، این تاکتیک ها، چه آگاهانه و چه ناخودآگاه، موجب تضعیف درک سیاسی از میراث شده و زمینه ی حذف ابعاد سیاسی از گفتمان حفاظت را فراهم کرده اند. لذا این مقاله بر لزوم بازاندیشی در رویکردهای حفاظت و احیای جایگاه سیاست در آن تأکید دارد و گام اول در این مسیر را درک سیاست زدایی از حفاظت می داند.