فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۷۲۱ تا ۵٬۷۴۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
منبع:
نقش جهان سال هشتم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
195-204
حوزههای تخصصی:
Spatial Planning in Border Areas with an Emphasison Passive DefenceConsiderations (Case Study: from Konarak to Guater Gulf, Iran)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Spatial planning in border areas in Iran because of long borders and settling more than half of the provinces in the country's international borders with neighbouring countries play particular role in the planning system. This article aims to clarify the position of border areas spatial planning in the country planning system, identifying its elements, elucidating how these elements relate to other elements, as well as explaining the importance and urgency of addressing border areas planning. Southeast region of Iran, particularly Konarak to Guater Gulf, which due to underdevelopment and drugs issues urgently needs to spatial planning, review as the case study. According to the importance of this district in soil and water boundaries of Iran, passive defence approach is exامینed in spatial planning. This paper tries to explain spatial planning in mentioned border area in the framework of passive defence strategy by using descriptive – analytical research method. On this basis, according to the features and potentials of the study area and with emphasis on the growth poles strategy, plans with increasing the development capacity and promoting the area's security(passive defence) In four dimension economic, cultural, management and physical.
طراحی یکپارچه سایبان های پوسته جنوبی ساختمان خوابگاهی در شهر تهران؛ بررسی چندجانبه سرمایش، گرمایش، روشنایی و برداشت آب باران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
63 - 74
حوزههای تخصصی:
یافتن متوازن ترین گزینه طراحی ضمن در نظر گرفتن چندین عملکرد، مسأله این پژوهش است که می تواند در فرآیند طراحی یکپارچه تحقق یابد. بنابراین هدف این مطالعه راه اندازی یک فرآیند طراحی یکپارچه است که در روند آن به جنبه های سرمایش، گرمایش، روشنایی و برداشت آب باران در خصوص طراحی سایبان های جنوبی یک ساختمان خوابگاهی مرسوم پرداخته شود و نهایتاً متوازن ترین گزینه که جوانب نام برده را به تعادلی نسبی می رساند، توسط معمار انتخاب شود. برای تحقق این مهم، از روش شبیه سازی و نرم افزار انرژی پلاس با رویکردی کمی، ابتدا رفتار حرارتی، برودتی و روشنایی موردها بررسی شده و سپس در بخش توسعه، توانمندی بهره وری از سامانه فوتولتائیک و جمع آوری آب باران به صورت متغیری مستقل واکاوی شده است. از شش گزینه طراحی، نمونه سایبانی که با منطق حداکثر سایه اندازی در روز-طرح تابستان دارای 35درجه شیب با عمق 65سانتی متر بوده و پیش آمدگی های شرقی-غربی مثلثی داشته؛ عملکرد به نسبت بهینه تری را در کسب نورِروز مفید و کاهش بار سرمایشی دارد. به علاوه مستعدترین هندسه را به لحاظ جذب تابش خورشید برای تولید برق و نیز جمع آوری آب باران دارد. اگرچه بارگرمایشی این نمونه نسبتاً بالا گزارش شده اما باتوجه به چالش شهر موردمطالعه(تهران) در تأمین انرژی سرمایشی، می توان اذعان داشت در مقایسه با دیگر گزینه ها ضمن درنظرگیری جوانب نام برده در خلال یک فرآیند یکپارچه، متوازن ترین پاسخ در چندین بُعد است.
بررسی تأثیر الگوهای کالبدی نظام استقرار بر اجتماع پذیری فضا در معماری هورامان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۷ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۶۴
۶۸-۵۵
حوزههای تخصصی:
برقراری سطح مناسبی از تعاملات جمعی در محیط های زندگی، به عنوان یکی از مؤلفه های مؤثر بر کیفیت زندگی، متأثر از ویژگی های محیط انسان ساخت می باشد. تعامل اجتماعی با یکدیگر و مشاهده فعالیت های متنوع مردم، با بوجود آوردن زمینه های اجتماعی شدن و اجتماع پذیری به رشد فردی و اجتماعی انسان کمک می کند اما امروزه به دلیل ورود مظاهر نوگرایی به بسیاری از سکونتگاه های انسانی و عدم وجود الگویی مدوّن برای نوسازی و بهسازی، شاهد تغییرات کالبدی در فضاهای باز و از بین رفتن بافت های محلی و به تبع آن کاهش تعاملات اجتماعی هستیم. فقدان ارتباطات اجتماعی علاوه بر تأثیرات مخرب فردی، باعث مشکلات اجتماعی نظیر کاهش حس سرزندگی، افزایش جرم خیزی، کاهش اعتماد اجتماعی، کاهش سرمایه اجتماعی و ... می شود. بنابراین هدف اصلی این پژوهش شناسایی و تدوین الگوهای کالبدی نظام استقرار و چگونگی تأثیر آن ها بر اجتماع پذیری فضا در ساختارهای معماری هورامان تخت می باشد چراکه استفاده از آن ها در برنامه های آتی نوسازی و بهسازی می تواند تأثیرات مثبتی بر میزان تعاملات اجتماعی داشته باشد. بر این اساس روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و نیز مشاهدات میدانی است. بخش نهایی این مقاله نشان می دهد که چگونه نظام استقرار در محیط انسان ساخت اثر معناداری بر ارتقای اجتماع پذیری فضاهای کالبدی دارد و الگوهای این نظام گاه به تنهایی و گاه در ترکیب با یکدیگر می توانند در کمیت و کیفیت اجتماع پذیری فضاهای عمومی در هورامان اثر گذار باشند.
مطالعه ساختار معماری و سیستم آب رسانی حمام دستکند روستای تاریخی کهنمو شهرستان اسکو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۷۴
۱۳۴-۱۱۹
حوزههای تخصصی:
معماری دستکند دامنه کوه آتش فشانی سهند ازجمله گونه های کمتر شناخته شده معماری ایران است که به صورت جسته و گریخته برخی از بناهای شاخص آن موردمطالعه قرار گرفته است. ازجمله بناهایی که در معماری دستکند سهند در تمامی روستاها تقریباً نمونه هایی تاریخی و قابل توجه وجود دارد، حمام های دستکند هستند. ازجمله ویژگی های این حمام که موجب می شود ارزش گونه شناسی معماری حمام های دستکند دامنه سهند موردتوجه قرار گیرد و درواقع ضرورت و اهمیت این تحقیق حول آن است، می توان به سیستم های آب رسانی و چگونگی ارتباط فضایی با توجه به محدودیت هایی فضایی در بدنه صخره ای اشاره نمود. روش تحقیق در رابطه با این بنا استفاده از مطالعات میدانی با حضور در محل و همچنین استفاده از روش های مستندسازی برای فرایند ایجاد فضاهای معماری و همچنین سیستم آب رسانی در کنار روش های ساخت وساز بوده است. هدف این مقاله، معرفی یافته های جدید درباره ی معماری دستکند حمام کهنمو به عنوان یکی از حمام های خالص و دست نخورده دامنه سهند است و سؤالاتی از قبیل: ویژگی های معماری و کالبدی حمام کهنمو از لحاظ ساخت فضاهای دستکند چیست؟ سامانه تأمین آب و گردش آن در فضاهای داخلی حمام در این ناحیه کوهستانی چگونه بوده است؟ را پیگیری می کند. تحقیق پیش رو با استفاده از بررسی های کتابخانه ای، مطالعه میدانی و مستندنگاری انجام شده است. ازجمله ویژگی های قابل توجه حمام کهنمو سیستم آب رسانی و گردش آب آن است که به وسیله آب قنات و سیستم های گرمایشی آب را به طور مناسب برای کاربردهای گوناگون خزینه در فضای داخل حمام تهیه می نموده است. به علاوه عمده مصالح ترکیب شده با این گونه معماری در نمونه های اصیل، سنگ های پراکنده موجود در محیط کوهستان و قلوه سنگ های آتش فشانی در بستر رودخانه های دره های سهند هستند؛ و همچنین در ساخت فضاهای تکمیل کننده و یا تعمیری از ملاط های بوم آورد پایه گلی استفاده شده است. امروزه در نمونه های جدید در کنار مصالح قدیمی از ملاط ماسه و سیمان استفاده زیادی می شود.
ارزیابی نظام اتصال انسان و طبیعت در سیستم واقعیت مجازی با هدف ارائه و بازتاب مدلی در کالبد معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۳
181 - 199
حوزههای تخصصی:
مواجهه با طبیعت بعنوان نیاز فطری، یک ضرورت چندوجهی در زندگی شهریست که کَمابیش رویارویی با این مقوله اتصالی فیزیکی و روندی خطی بوده است. در خِلال این سِیر با ورود مفاهیم جدید در علوم، واقعیت مجازی برای تنوع دادن این تجربه به شکل تِله پِرزِنس مورد توجه بسیاری از کشورها در حوزه معماری قرار گرفته و قواعد سازمانی آن ها را تحت تأثیر قرار داده است. درحقیقت، این اصل منطقِ تازه ای در زمینه معماری با توجه به پیشرفت های حاصله همراه دارد و آن تولید فضاهای احساس برانگیزی است که در عین حال انتزاعی ولی بسیار ملموس اند. علیرغم جابجایی مرزهای واقعیت در جهان به قصد پیشبرد و ترکیب نو، هنوز تفکری اساسی از این نوع رابطه در کشورمان دیده نشده و کمیابی آن به وضوح حس می شود. بدین سان برای محک این فرم حضور، در روشی خاص، انسان و طبیعت برای بازتولید یک تعامل نوآفرین در معماری، در دنیای دیجیتالی ارزیابی می شوند. منظور از انجام پژوهش، سنجش حس حضور در طبیعت مجازی با آشکارسازی نظام معیاری آن (سنجش ابزار واقعیت مجازی) و همچنین جهش این پیوند در معماری با تعیین شاخص های سازنده آن است. فرایند تحقیق، نخست مبتنی بر مطالعات اسنادی طبق مرور مستندات مربوط به تحقیقات بارز و برجسته با استفاده از منابع کتابخانه ای بدست آمده است. در ادامه آن، الگویی از به محک در آوردن این حس در معماری توسط محققین این پژوهش پیشنهاد شده است. در نهایت پارامترهای تحقیق از طریق پرسشنامه ارزیابی شده و برای رسیدن به یک راهکار با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفته اند. نتایج نشان می دهد بکارگیری ابزار واقعیت مجازی و ارائه تکنیک هایی از آن در کالبد معماری، در جهت ارتباط بین انسان و طبیعت میتواند لایه ای نو از تعاملات دیجیتالی را در معماری شکل دهد.
بررسی اثرات مدیریت محله محور بر روی اعتماد شهروندان به مدیریت شهری (مطالعه موردی؛ سرای محله تجریش و شهادت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال یازدهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۳۲
93 - 102
حوزههای تخصصی:
در سا لهای اخیر بسیاری از نهادهای مدیریت شهری در جهان بر ترویج نوعی نگرش مشارکتی از پایین به بالا با تکیه بر اجتماعات محل های تأکید داشته اند. در کشور ایران نیز به دلیل پایین بودن میزان مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها، تلاش برای تحقق مدیریت شهری محله محور جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است. ایجاد سراهای محله و دستورالعمل مشارک تهای اجتماعی در محلات، گامی ارزنده در جهت تحقق این رویکرد جدید در مدیریت شهری است. هدف از این مقاله تبیین تأثیر مدیریت محله محور بر روی اعتماد شهروندان به مدیریت شهری در دو محله تجریش و شهادت است. روش تحقیق به کارگرفته شده از نوع توصیفی– تحلیلی است و از تکنیک ANP1 ، آزمون یومن وایت نی و اسپیرمن استفاده شده است. نتایج نشان م یدهد که سرای محله شهادت توانسته است با عملکرد بهتر خود، میزان اعتماد شهروندان به مدیریت شهری را افزایش دهد.
Amoebic Urbanization in Nigerian Cities (The Case of Lagos and Ota)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper investigates the relationship between the Lagos Megacity and Ota Township, a small township on its periphery. The study exامینes linkages between and Lagos in terms of growth, urban development as well as mobility. 553 questionnaires were administered to household heads across the 12 residential districts of Ota Township. Survey was carried out by systematic random sampling. Classified traffic counts were also taken at strategic locations along the four main axial roads in Ota. The data collected were analysed with descriptive and inferential statistical methods including cross-tabulation and correlation analysis. Findings of the research have shown that the proportion of inter-city traffic from Ota directed towards Lagos is about 48% of total inter-city traffic generated. More than 40% of Ota residents migrated from Lagos and still commute daily to the megacity. The paper concludes by recommending strategies for better synergies between Ota Township and the Lagos megacity. These include the implementation of integrated master planning, effective environmental management and traffic policies for the township as well.
مطالعه ی تطبیق پذیری تزیینات متبرکه ی کتیبه ها در مناره های مسجد گوهرشاد و مسجد شاه مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۳ بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
55 - 66
حوزههای تخصصی:
کتیبه ها به عنوان عناصر معنایی و تزئینی در معماری اسلامی از ابزارهای مهم در جهت گسترش عقاید و سیاست های مذهبی حکومت ها بر مردم در دوره های مختلف به لحاظ ماهیت مکتوب خود، بیانگر اندیشه های هر عصر هستند با این ایده، تزئینات متبرکه با اسلیمی های گیاهی و نقوش هندسی و ترنج ها باهم درمی آمیختند و زیباترین آثار هنری را در مساجد به نمایش می گذاشتند. دو مسجد گوهرشاد و شاه مشهد به عنوان شاهکارهای معماری ایرانی اسلامی از تزئینات و کتیبه های مختلفی با مضامین دینی شامل اسماء الهی، آیات قرآن و احادیث و روایات برخوردارند. بر این اساس، مطالعه درباره دو بنای ارزشمند (مسجد گوهرشاد و شاه مشهد) با تاکید بر تطبیق پذیری تزئینات متبرکه و مضامین آنها در مناره های این دو مسجد، هدف این پژوهش قرار گرفت. برای این منظور، مقاله حاضر از نوع تحقیقات کیفی با روش تحلیلی- تطبیقی و با استناد بر منابع کتابخانه ای، اسناد تاریخی و مشاهدات میدانی بر دو بنای مذکور به نگارش درآمد. طبق مطالعات و تحلیل های انجام شده، مشخص گردید که مناره های دو مسجد گوهرشاد و شاه مشهد در یک دوره تاریخی و معماری بنا گردیده اند و تزئینات متبرکه ی موجود در مناره های این دو مسجد از لحاظ محتوا، رنگ، رسم-الخط، اسماء الهی، کاشیکاری و ... از تطبیق پذیری بالایی برخوردارند.
سازگاری رفتاری ساکنان خانه های ویلایی و آپارتمانی شهر رشت در فصل تابستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۱
131 - 157
حوزههای تخصصی:
رفتار ساکنان یکی از عوامل اصلی تأثیرگذار بر مصرف انرژی و طراحی ساختمان هاست. با توجه به اینکه افراد بیشتر وقت خود را داخل خانه سپری می کنند، داشتن شناخت کافی از رفتارهای سازگارانه و چگونگی تعامل افراد با سیستم های ساختمان در راستای بهبود آسایش حرارتی ساکنان و کاهش مصرف انرژی، امری مهم و ضروری تلقی می شود. ازاین رو بررسی رفتارهای سازگارانه افراد در مقابل عدم آسایش حرارتی در خانه های ویلایی و آپارتمانی شهر رشت، هدف این پژوهش است. بر اساس مطالعه میدانی و از طریق پرسشنامه، اطلاعات مورد نیاز خانه ها در طی تابستان 1400 تهیه و از مدل رگرسیونی دومتغیره و چندمتغیره برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها نشان داد که 48 و 57 درصد ساکنان خانه های ویلایی و آپارتمانی دارای احساس حرارتی خنثی بوده و بر اساس استاندارد اشری (1±)، آسایش حرارتی به ترتیب برابر با 84 و 80 درصد به دست آمد. همچنین محدوده آسایش حرارتی ساکنان نسبت به استانداردها بالاتر است. از جمله راهکارهای غیرفعال ساکنان برای دستیابی به آسایش حرارتی نیز کم کردن لباس، نوشیدن مایعات خنک، باز کردن پنجره ها و تغییر مکان در مقایسه با راهکارهای فعال برای مقابله با عدم آسایش حرارتی تعیین شد. تأثیرگذارترین متغیرها در معادله رگرسیونی چندگانه نیز دمای داخلی، سرعت جریان هوای بیرونی، تعداد فضای داخلی و ترجیح حرارتی در خانه های ویلایی و مساحت ساختمان و ترجیح حرارتی در خانه های آپارتمانی برای رضایت حرارتی ساکنان به دست آمد. در نتیجه قرار گیری محدوده آسایش حرارتی در دمای بالاتر از استانداردها به ما کمک می کند تا با شناخت کافی از رفتارهای واکنشی، غیرواکنشی و عادات فصلی ساکنان و به کارگیری آن ها در طراحی ساختمان ها، آسایش حرارتی حاصل شده و از هدررفت انرژی و مصرف بی رویه آن جلوگیری شود.
نقش شناخت معمار از کاربر در هویت بخشی به طرح های مسکن روستایی؛ بررسی موردی: معماری روستایی ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال هشتم بهار و تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱۶
85 - 102
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار ابتد ا به شناخت و بررسی تناقض های به وجود آمد ه ناشی از تفاوت ذهنیت طرّاح و کاربر در مسکن روستایی پرد اخته شد ه که متولیان حوزه معماری برای روستاییان طرّاحی و اجرا کرد ه اند. در این کار ابتد ا با رجوع به ادبیات موضوع به طور عام در جهان و به طور خاص در روستاهای ایران در قالب مصد اق های واقعی، تناقض های مذکور مورد بررسی اجمالی واقع شد ه و در اد امه روشی برای نزد یک کردن ذهنیات کاربر و طرّاح در مورد محیط مطلوب براساس پژوهش عملی پیشنهاد شد ه است. این روش در محیط روستایی ایلام اجرا و نتایج آن ارائه گرد ید ه است. براساس یک مد ل سه محوری (با محورهای زمان تجربه، تجربه انسان، تجربه کنند ه) از عوامل هویت بخش، چارچوب مطالعه در 32 جزء، معین شد ه و برای بررسی هر یک از این اجزاء سه حالت در نظر گرفته شد ه است: اول، عوامل مطلق کالبد ی؛ دوم، عوامل شکل گرفته میان کالبد و زمینه اجتماعی-رفتاری؛ و سوم، عوامل مطلق اجتماعی-رفتاری که حالت سوم به صورت خاطره جمعی با کالبد نسبت پید ا می کند. یک حالت از روند مورد بحث در تغییرات انجام شد ه توسط کاربران در مسکن مهندسی ساز روستایی مطالعه گرد ید ه و عوامل هویت بخش از آن استخراج و معرفی شد ه است. ابعاد پنجره و موقعیت استقرار آن نسبت به کف و سقف از نمونه های عوامل هویتی کشف شد ه است.
بررسی امکان بازنگری برنامه دروس کارشناسی معماری با نگاه بومی؛ بررسی موردی: دانشگاه های مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۹
123 - 143
حوزههای تخصصی:
برنامه دروس معماری در ایران تا کنون چندین بار بازنگری شده است؛ اما توجهی به رویکرد بومی در آن صورت نگرفته است. این مقاله درصدد آن است تا به بررسی امکان بازنگری برنامه دروس کارشناسی معماری با نگاه بومی بپردازد تا کاستی های آموزشی سرفصل دروس کارشناسی معماری را به حداقل برساند. دانشگاه های مازندران به عنوان مورد مطالعاتی انتخاب شده است. روش تحقیق در این پژوهش، تحلیل محتوا است که از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۰ استاد و ۲۰ فارغ التحصیل معماری چهار دانشگاه در استان مازندران: 1- دانشگاه مازندران، 2- دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل، 3- دانشگاه شمال و 4- دانشگاه آزاد ساری انجام شده است؛ همچنین سرفصل مصوب وزارت علوم، مطالعه شده و پس از آن با توجه به نتایج مصاحبه ها و تحلیل محتوای آنها، یافته ها مورد بررسی و بحث قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که علت ضرورت تدوین سرفصل جدید کارشناسی معماری با رویکرد بومی نگری و متناسب با شرایط و نیازهای دانشگاه های مازندران را می توان در 4 زیرمقوله اصلی شامل: 1- فرم متناسب با اقلیم، 2- عدم شناخت معماری بومی مطالعات بومی، 3- شناخت مصالح بومی و 4- پژوهش های اندک در حوزه معماری بومی دسته بندی نمود که بیشترین علت مربوط به زیرمقوله «عدم شناخت معماری بومی مطالعات بومی» است.
تحلیلی بر روش های مقاوم سازی بناهای خشتی مبتنی بر بکارگیری عناصر تقویت کننده؛ بر اساس آیین نامه و استانداردهای خشت در کشورهای نیوزیلند، مراکش، پرو و آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴
241 - 260
حوزههای تخصصی:
امروزه بیش از یک سوم مردم جهان در ابنیه خاکی زندگی می کنند. یکی از مساله های قابل توجه در این بناها، ایجاد ترک و شکست در زمان زلزله و عدم مقاوم سازی کامل آنها در برابر نیروهای افقی و عمودی می باشد. مقاوم سازی سازه های خشتی به واسطه بکارگیری تقویت کننده ها، یکی از راه حل های معمول در سازه های خشتی می باشد. در دوران معاصر آیین نامه های موجود در ایران استفاده از خشت را علی رغم قابلیت های بسیار، محدود کرده است. این در حالی است که در چند دهه اخیر بسیاری از کشورهای توسعه یافته دنیا، در پی تنظیم و ثبت آیین نامه ها و استانداردهایی مشخص برای ساخت و ساز با مصالح خاک و خشت بوده اند. کشورهای آلمان، استرالیا، آمریکا، پرو، مراکش، ترکیه و برخی دیگر از کشورها در این حوزه پیشقدم بوده و تلاش کرده اند بر اساس مطالعه دقیق رفتار سازه های خشتی، به استخراج ضوابط و استانداردهای مشخص در مقاوم سازی این گونه از بناها دست یابند. این مقاله از مجموع آیین نامه های کشورهای مختلف؛ آیین نامه کشورهای نیوزیلند، مراکش، پرو و آمریکا (نیومکزیکو) را جهت مطالعه و تحلیل انواع تقویت کننده ها در جهت مقاوم سازی بناهای خشتی در مقابل زلزله انتخاب کرده است. این پژوهش مبتنی بر روش «توصیفی- تحلیلی» و «پژوهش در متن» می باشد و شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای است. لذا می کوشد تا با بررسی آیین نامه خشت در کشورهای مورد مطالعه، به استنتاج و جمعبندی روشنی از نحوه بکارگیری عناصر تقویت کننده در مقاوم سازی بناهای خشتی دست یابد. بررسی ها نشان می دهد عناصر تقویت کننده در آیین نامه کشورهای مورد مطالعه، از مصالح سخت و غیر همگن با خشت به سمت مصالح نرم و بومی پیش رفته است. قابلیت انعطاف پذیری مصالح تقویت کننده در مقابل نیروهای زلزله، یکی از موضوعاتی است که در آیین نامه های جدید بسیار به آن توصیه شده است. در میان آیین نامه کشورهای مورد مطالعه، آیین نامه کشورهای پرو و تا حدودی مراکش توصیه های بسیاری به استفاده از مصالح نرم، همگن و انعطاف پذیر داشته است.
واکاوی معماری سنتی در دوره قاجار در عمارت دارالحکومه مفخم بجنورد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معماری عمارت دارالحکومه مفخم شهر بجنورد بعنوان یکی از بناهای شاخص معماری دوره قاجار، هم به لحاظ عملکردی و هم به لحاظ زیباشناسی، از غنای اصیل معماری ایرانی برخوردار بوده است. معماری این عمارت از عوامل فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و هنری عصر خود بی نصیب نبوده و نمود عینی این اثرگذاری در تاروپود معماری عمارت از جمله در طراحی، پلان، تزئینات هنری و... قابل مشاهده است. از این رو مقاله حاضر سعی بر آن دارد تا علاوه بر بازشناخت کلی معماری این عمارت، اثرات معماری سنتی دوره قاجاریه را بر معماری عمارت دارالحکومه مفخم ، به ویژه در دو حوزه زیباشناسی و کارکردی را مورد بررسی قرار دهد. پژوهش حاضر به لحاظ روش شناسی از نوع توصیفی- تحلیلی بوده که داده های آن به صورت مطالعه تطبیقی و مقایسه ای بین شاخصه های عمارت دارالحکومه مفخم و معماری دوره قاجاریه بوده و روش گردآوری آن در قالب مطالعات اسنادی و میدانی می باشد. یافته های کلی تحقیق نشان می دهد که با وجود برخی تاثیرگذاری معماری غرب در این دوران، کماکان معماری این عمارت بر پایه اصول بنیادین معماری ایرانی- اسلامی مانند اصل درون گرایی، محرمیت و...، و توجه به هنرهای اصیل ایرانی مانند تزئینات آجرکاری، کاشی کاری و نیز ساخت و احداث حوض خانه ها و ارسی ها و...، استوار بوده است.
Microclimate Conditions and Space Use Variations(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper is a part of study about the impact of the microclimate on the space use and the user’s behaviours. The purpose of our study is to get an in-depth understanding of how people use out door public spaces in different climatic conditions, how their behaviour and perception of the space change with the climatic variations. We have employed a multi-method approach which combines a “qualitative” and “quantitative” analysis. Three squares were chosen as a setting for either a video observations, climatic measurement and interviews with the users. The whole investigations were conducted one day in winter 2009 and one day in summer 2010. The result of the qualitative and the quantitative analysis revealed that the climate variables played very different roles in predicting the use mode and density of the three squares in the two seasonal periods.
شناسایی و تحلیل جزءبازارهای مسکن در کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۱ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۷۹
۴۶-۳۳
حوزههای تخصصی:
مطالعه بازار مسکن در سطح ملی، لزوماً نشان دهنده ویژگی های این بازار در سطح مناطق نیست. ازاین رو مفهوم بازارهای فرعی یا جزءبازارهای مسکن1 توسط محققان حوزه مسکن مطرح شد. جزءبازارهای مسکن، مجموعه ای از واحدهای مسکونی هستند که به شکلی منطقی، از ویژگی های مشابهی برخوردارند و درعین حال مشابهت کمتری با واحدهای مسکونی در سایر جزءبازارها دارند. شناخت بازار مسکن در قالب بازارهای فرعی، امکان درک و تحلیل بهتر، پیش بینی و تخمین دقیق تر قیمت مسکن و سیاست گذاری مطلوب تر را ممکن می سازد. در این مقاله شناسایی و تحلیل فضایی جزءبازارهای مسکن در مناطق 22گانه کلان شهر تهران با استفاده از 22 متغیر موردتوجه قرار گرفته است. نتایج دو مرحله تحلیل عاملی روی متغیرهای تعیین کننده جزءبازارهای مسکن، متشکل از 11 متغیر ساختار مسکن و 11 متغیر ویژگی های طرف عرضه و تقاضای مسکن، ارتباط معنادار 21 متغیر را نشان می دهد. این متغیرها به 6 عامل قیمت و مالکیت مسکن، توانایی تأمین مسکن، عرضه زمین و مسکن، ویژگی فضایی - مکانی، ویژگی زیست محیطی و وضعیت رفاهی خانوارها تبدیل شده اند. سپس با تحلیل خوشه ای و بر اساس عوامل استخراج شده، مناطق تهران به 5 جزءبازار مسکن تقسیم شده اند. مقایسه میانگین متغیرها در جزءبازارهای مختلف، تفاوت فاحش بین آن ها را روشن می کند. به طوری که میانگین قیمت هر مترمربع زمین مسکونی و هر مترمربع زیربنای مسکونی در جزءبازار 1، به ترتیب 7/5 و 3/4 برابر جزءبازار 5 است. شاخص های مکانی نیز تفاوت های قابل ملاحظه ای را بین بازارهای فرعی نشان می دهند. به نظر می رسد تفاوت در سطح امکانات و خدمات از عوامل تعیین کننده قیمت مسکن در مناطق شهر تهران است. جزءبازارهایی که از قیمت مسکن بالاتری برخوردارند، امکانات و خدمات بالاتری به خود اختصاص داده اند. بنابراین با یک سیاست یکسان نمی توان برای همه مناطق برنامه ریزی نمود و باید تفاوت ویژگی های مسکن در جزءبازارها را موردتوجه قرار داد.
طراحی و شکل گیری خانه روستایی به روایت معماران قدیمی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان گرمسار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسکن روستایی که حدود یک سوم از جمعیت کل کشور را در خود جای داده است، دارای ویژگی های کالبدی مختلفی است که تحت تأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی مختلف و در پاسخ به مجموعه نیازهای زیست بوم روستا شکل گرفته است. در شکل گیری خانه روستایی دو رکن اصلی معمار و بهره بردار نقش اساسی دارند، از این رو مشارکت معمار ماهر با اهالی روستا، در شکل گیری خانه مطلوب روستایی نقش به سزایی دارد. امروزه اغلب خانه های روستایی کشور و به طور خاص روستاهای منطقه گرمسار با مشکلاتی از قبیل عدم هویت، فقدان آرامش و صمیمیت، عدم تأمین آسایش اقلیمی، ناپایداری زیستی و به طور محسوس با کاهش مشارکت ساکنان روستا در طراحی و ساخت خانه ها مواجه هستند. بررسی راهکارهای عملیاتی به منظور افزایش بازدهی و مدت بهره برداری از ساختمان های روستایی و همچنین طراحی خانه روستایی با تأکید بر «مشارکت فعال مردم» در روستاهای این منطقه از مهم ترین اهداف پژوهش حاضر است. پژوهش حاضر به ثبت و تحلیل روش های رایج در معماری منطقه دشت گرمسار و شناسایی زمینه های هویت بخش معماری روستایی منطقه پرداخته و روش تحقیق آن مبتنی بر روش تحقیق کیفی است. برای گردآوری داده های کیفی علاوه بر مشاهدات میدانی از روش مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته در میدان مورد مطالعه، یعنی روستاهای دشت گرمسار استفاده شده است. مبنای تحلیل یافته ها قیاس تطبیقی بین ویژگی ها و الگوهای معماری خانه در گذشته و امروز در روستاهای منطقه گرمسار است تا از طریق مقایسه، ویژگی های شاخص معماری روستایی منطقه شناسایی شود. معماری روستایی قدیم منطقه گرمسار واجد شاخص ها و معیارهای ارزنده ای است که می تواند پس از شناسایی و دسته بندی از طریق مطالعات میدانی، در ساخت و سازهای جدید مورد بهره برداری قرار گیرد. به این ترتیب نه تنها ارتباط بین نسل ها در بستر اجتماعی روستا تداوم خواهد یافت بلکه هویت کالبد فضایی آن نیز در انطباق با نیازهای ساکنین روستا که خود مشارکت و نقش مستقیم در مراحل مختلف فرایند طراحی و احداث مساکن روستایی دارند، بازسازی و احیا خواهد شد. این مقوله موجب پیدایش احساس تعلق خاطر، باز زنده سازی سبک زندگی روستایی مبتنی بر تولید، کاهش مصرف انرژی و تأمین آسایش اقلیمی با استفاده از تکنیک های معماری، افزایش مشارکت ساکنان و در مجموع موجب ارتقای سطح کیفی زندگی در مساکن روستایی نوساز منطقه خواهد بود.
فضاهای عمومی و زندگی جمعی در شهر تاریخی ورامین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هفتم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۱۵
5 - 14
حوزههای تخصصی:
سنجش و ارزیابی سطوح برخورداری مناطق شهری کلان شهر تهران با استفاده از تکنیک TOPSIS(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هشتم تابستان ۱۳۹۳ شماره ۱۸
47 - 60
حوزههای تخصصی:
یکی از مباح ث عمده و اساسی در نظام برن امه ریزی جامع،مساله توسعه موزون و هماهن گ است که در قالب توس عه مناطق یک جامعه مط رح می گردد.بکارگیری معیارها و روشهای کمی به منظور سطح بندی سکونتگاهها در سیستم فضایی مناطق شهری از سویی منجر به شناخت میزان نابرابری نقاط سکونتگاهی و از سوی دیگر معی اری برای تلاش در زمینه کاه ش و رفع نابرابری های موجود میان آنها می گردد. هدف این مقاله،سنجش و ارزیابی سط وح برخ ورداری مناطق22گانه کلانش هر تهران در جهت نزدیک ش دن به عدالت اجتماعی،توسعه فضایی و دستیابی به میزان نابرابری های منطقه ای از لحاظ شاخص های مورد بررس ی است.روش پژوه ش توص یفی و تحلیلی می باشد. 42 متغیر انتخابی از طریق مدل آنتروپی شانون وزن دهی شده و از مدل کمیTOPSISبرای رتبه بندی اس تفاده گردید. در میان مناطق شهری کلانشهر تهران برخوردارترین منطقه به لحاظ توسعه یافتگی،منطقه 5 با ضریب اولویت 0.584و فروبرخوردارترین، منطقه 17 با ضریب اولویت0.256می باشد.
بررسی وجود نظم شبه تناوبی در ساختار هندسی پتکانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظم شبه تناوبی با اینکه در دنیای غرب بسیار نوظهور است، اما تسلط معماران ایرانیِ دوره تیموری بر نظم شبه تناوبیِ ده محوری، مورد قبول جامعه علمی جهان است. در این مقاله قصد داریم تا با بررسی وجود نظم شبه تناوبیِ هشت محوری در ساختار هندسی پتکانه، این موضوع را اثبات نماییم که معماران ایرانی علاوه بر شناخت نظم شبه تناوبیِ ده محوری، بر اصول نظم شبه تناوبیِ هشت محوری نیز مسلط بوده اند. لذا سوال اصلی این پژوهش این است که؛ آیا پتکانه دارای نظم شبه تناوبیِ هشت محوری است؟ در این راستا، در سه سطح، به بررسی وجود نظم شبه تناوبی در ساختار پتکانه پرداخته شده است. در بررسی های صورت گرفته به این نتیجه رسیدیم که اولاً؛ پتکانه در هسته مرکزی، دارای نظم شبه تناوبی است، لذا می توان ادعا نمود که معماران ایرانی از دوره ایلخانی (و نه تیموری) با نظم شبه تناوبی آشنایی داشته اند، ثانیاً؛ در توسعه و گسترش پتکانه، معماران ایرانی توانسته اند، با ایجاد ابداعاتی خلاقانه در ساختار هندسی آن، این ساختار هشت محوری را در زمینه های چهار محوری منطبق نمایند که این موضوع گویای تلفیق یک نظام هندسیِ منطبق بر ساختار طبیعت با نظام هندسیِ عملکردی پلان معماری است.