فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۶۸۱ تا ۴٬۷۰۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۶ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۱۵۹
۱۱۸-۱۰۷
حوزههای تخصصی:
زیستگاه های بشری همواره در معرض آسیب ناشی از بلایای طبیعی و سوانح انسان ساخت قرار داشته اند. از آنجا که کشور ایران از قرون گذشته در مسیر حوادث تاریخی و در معرض حمله ها و تهاجم های نظامی ملل مختلف و قبایل همسایه واقع شده است، یکی از راهکارهای ابداعی، استفاده از شیوه ها و عناصردفاع غیر عامل برای کاهش آسیب پذیری جوامع است. طراحی قلعه ها در نقاط مرتفع برای دیده بانی، ایجاد برج و بارو، استقرار دروازه ها در مسیر معابر و گذرها برای کنترل رفت و آمد و... نمونه ای از این شیوه های دفاع غیر عامل محسوب می شوند. مقوله معماری دفاعی که در دوره های تاریخی، با اندیشه و جهان بینی های مختلفی شکل گرفته، یکی از ارزش های مستتر در بافت های تاریخی است. امنیت و نظام تدافعی و شیوه مقابله با هجوم بیگانگان، تأثیر زیادی در شکل گیری سکونتگاه و تغییرات به وجود آمده در بافت کالبدی آن ها داشته است. خطر حمله دشمن و همچنین خطرات طبیعی (مانند بادهای سهمگین کویری) بافت مجتمع های زیستی را در حالت تدافعی قرار می داده است. روستای محمدیه از توابع استان اصفهان و شهرستان نایین یکی از باارزش ترین بافت های روستایی تاریخی را در خود جای داده است. این بافت مانند اکثر بافت های مناطق گرم و خشک مرکزی ایران، متأثر از اقلیم کویری منطقه به صورت کاملاً فشرده و متراکم می باشد. هدف پژوهش حاضر تلاش برای یافتن انواع عناصر دفاع غیر عامل در منظومه دفاعی گذشته محمدیه و چگونگی تأثیر مقوله دفاع و معماری دفاعی، بر شکل کالبدی آن می باشد. پژوهش با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی بر اساس مطالعات میدانی و شواهد موجود، استفاده از منابع کتابخانه ای و همچنین مصاحبه با معمرین و آگاهان محلی انجام گرفته است. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که در مجتمع زیستی محمدیه غیر از قلعه ها و دروازه ها که از عناصر محسوس نظام دفاعی هستند، بافت کالبدی به هم فشرده و پیوسته و همچنین شبکه ارگانیک معابر به صورت پیچ در پیچ و غیر مستقیم، علاوه بر کارکردهای اصلی، در مقوله دفاع غیر عامل نیز به عنوان تقویت کننده و مکمل مؤثر بوده و کارآیی داشته اند.
مطالعه تطبیقی زبان مشترک شعر و معماری درقرون هفتم تا نهم ه.ق در ایران (سبک معماری آذری و شعر سبک عراقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۸ بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱۳
181 - 195
حوزههای تخصصی:
قرن هفتم تا نهم ه.ق با توجه به حادثه مهم این دوره، یعنی حمله ویرانگر مغول، در تاریخ ایران بسیار با اهمیت است. در این دوره شاهد تغییرات فراوانی در عرصه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و هنری تحت تأثیر حاکمان مغول در ایران هستیم. معماری و شعر نیز در این دوره، به عنوان دوشاخه اصلی از هنر، از این تغییرات مستثنا نبوده و دچار تغییرات و تحولات فراوانی شدند که به دلیل اهمیت این تغییرات، نیازمند مطالعه بیشتری می باشد. ازاین رو در مقاله حاضر به بررسی تطبیقی معماری و شعر در این دوره که شامل معماری سبک آذری و شعر سبک عراقی می باشد می پردازیم. در حقیقت در این تحقیق بر آنست ابتدا به تشریح ویژگی های سیاسی و اجتماعی دوره مغول بپردازد و سپس در سه نمونه موردی از شعر سبک عراقی و معماری سبک آذری، تأثیرات این ویژگی ها را در شعر و معماری این دوره از تاریخ ایران بررسی کند. روش تحقیق مورد استفاده در این مقاله، روش تاریخ پژوهی تطبیقی می باشد که از نظر هدف، به صورت توسعه ای و بر مبنای ارتقای توصیف ها و تحلیل های انجام شده در پژوهش های پیشین است. یافته اندوزی آن هم به صورت کتابخانه ای و اسنادی و مطالعه تحقیقات پیشین صورت پذیرفت. در جمع بندی اطلاعات به دست آمده نیز از رویکرد تحلیلی تطبیقی بهره گرفته شده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس مقایسه و تحلیل عقلی نگارندگان استوار است. نتایج نشان داد که به دلیل زمینه مشترک هنرها، شاهد تأثیر شرایط اجتماعی این دوره در محتوا و کالبد آثار معماری و ادبی این دوره می باشیم که از جمله نمود آنها می توان به عظمت یافتن ساختمان ها و رواج ساختن خانقاه در معماری و رواج عرفان و غزل در شعر اشاره کرد.
ارائه چارچوب برندسازی شهری در ایران بر مبنای مدل سیستم های مانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۸ بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱۳
197 - 207
حوزههای تخصصی:
امروزه برندسازی شهری به عنوان ابزاری راهبردی جهت افزایش رقابت پذیری، اعتبار، قدرت و نفوذ شهرها استفاده میشود. برندسازی شهری مستلزم آنست که شهر از ظرفیت بالایی در برنامه ریزی و سازماندهی نهادهای مختلف اداره کننده شهر بهره مند باشد. سایبرنتیک، علمی بین رشته ایست که بر چگونگی استفاده از اطلاعات در سیستم ها (شامل فیزیکی، فناورانه، زیستی، بوم شناختی، روان شناختی، اجتماعی یا ترکیبی از آنها) و نیز کنترل کنش به منظور دستیابی به اهداف، تمرکز دارد. پژوهش حاضر ایده استفاده از سایبرنتیک سازمانی را به عنوان مدل مرجع در سازماندهی فعالیت های مربوط به برندسازی شهری ارائه مینماید. به دلیل کم بودن تحقیق مشابه در این موضوع در کشور با استفاده از روش کیفی تحلیل تم و از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته، مضامین با اهمیت نزد خبرگان آگاه به برندسازی شهر بررسی شده است. نمونه پژوهش شامل 20 نفر از اساتید دانشگاه در حوزه های مدیریت با گرایش های سیستم ها، راهبردی، شهری، سیاست گذاری و بازاریابی و مدیران و مشاوران ارشد شهرداری است که با نمونه گیری تئوریک و تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند. مضامین اصلی برندسازی موفق در ایران شامل تغییر نهاد ذهنی و هدف گذاری برندسازی شهر، بهبود همکاری بین سازمانی، تدوین چشمانداز و راهبرد، شناخت فعالیت های مرتبط، همافزایی ذینفعان مختلف برندسازی شهر و تحلیل نقش دولت است. با توجه به عدم وجود نظام مدیریت یکپارچه شهری در ایران، نگرش مبتنی بر سایبرنیتک سازمانی قابلیت بالایی در افزایش اثربخشی فرایند برندسازی شهری دارد. بدین منظور VSM که توسط استافورد بیر معرفی شده است، جهت افزایش هماهنگی در ذینفعان مختلف پیشنهاد می شود. دستاوردهای پژوهش حاضر میتواند در عرصه خط مشی گذاری شهری به کار گرفته شود تا بدین ترتیب زمینه توسعه برند، تصویر مطلوب و نیز بازشناسی و خلق هویت برای کلان شهرهای ایران فراهم آید و در نتیجه تمایز و جایگاهیابی کلان شهرهای ایران در منطقه تسهیل شود.
بررسی خصوصیات حرارتی حیاط های مرکزی کم عمق در اقلیم قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجّه به مشکلات و معضلات اقلیمی در محیط های شهری و فضا های باز معماری به منظور کاهش نارضایتی و افزایش سطح سلامت حرارتی از جمله مسائلی است که اخیراً مورد توجّه برنامه ریزان، طراحان شهری و معماران قرارگرفته است. حیاط مرکزی از جمله الگو هایی کالبدی است که کارکرد مناسب اقلیمی آن به دفعات توسط محقیقن به اثبات رسیده است امّا در تعیین ویژه گیهای کالبدی و محیطی آن تحقیق جدی صورت نگرفته است، لذا همین موضوع ضرورت تحقیق این پژوهش را تبیین می کند. در همین راستا در این پژوهش با استفاده از نرم افزار انویمت 4 به شبیه سازی حیاط مرکزی کم عمق در اقلیم قزوین با توجّه بهمیزان مساحت حیاط مرکزی، میزان آب و میزان فضای سبز در حیاط مرکزی مفروض (15 متر معادل 3 طبقه) پرداخته شده است. نتایج این شبیه سازی بیانگر این موضوع است میزان مساحت 30 درصدی در پلان برای حیاط مرکزی و میزان 60 درصدی از حیاط مرکزی جهت کاشت مناسب ترین حالت از نظر کمترین میزان میانگین دمای تابشی است و در مورد میزان آب تفاوتی قابل ملاحظه ای در میان عوامل اقلیمی مشاهده نگردید. تحلیل عوامل مؤثر بر میانگین دمای تابشی بیانگر این موضوع است که در حیاط های مرکزی کم عمق میانگین تابشی متأثر از میزان سرعت باد است. با بررسی میزان همبستگی عوامل اقلیمی مرتبط (دمای هوا، میزان تابش، سرعت هوا) با میانگین دمای تابشی، همبستگیِ معکوس 80 درصدی و بالاتر میان سرعت هوا با میانگین دمای تابشی نشان داده شد. بنابراین تهویه طبیعی مهمترین عامل در کاهش میزان میانگین دمای تابشی و افزایش آسایش حرارتی فضای باز در محیط های شهری کم عمق است.
بررسی رابطه تئوری ترجیحات محیطی و نظم بلوک های شهری نمونه موردی: محله های خانه اصفهان و مرداویج شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۴
125 - 136
حوزههای تخصصی:
تئوری ترجیحات محیطی، یکی از تئوری های پایه در روانشناسیمحیطیاست که تاکنون پژوهش های زیادی براساس آن انجام شده است. آنچه که تاکنون بر اساس این تئوری رایج بوده، بررسی متغیرهای آن به عنوان معانی صریح بوده درحالی که در این پژوهش متغیرهای این تئوری به عنوان معانی ضمنی مورد مطالعه قرار گرفته اند. در این پژوهش هدف آن است که ارتباط بین چهار متغیر این تئوری (انسجام، پیچیدگی، خوانایی، رمزآلودی) و نظم بلوک های شهری مورد مطالعه قرار گیرد. برای رسیدن به این هدف دو محله خانه اصفهان و مرداویج شهر اصفهان به عنوان محدوده های پژوهش انتخاب شده اند. جامعه آماری مورد بررسی افراد ساکن دو محله نام برده هستند که طبق روش های آماری، حجم نمونه مورد بررسی 200 نفر (100 نفر در هر محله) هست. روش مورد استفاده در این پژوهش همبستگی بوده و رابطه متغیرهای تئوری ترجیحات محیطی و نظم بلوک های شهری با آزمون خی دو و فیشر بررسی شده و به این نتیجه می رسد که محدوده ها با نظم ساده دارای انسجام و خوانایی بیشتر بوده و محدوده ها با نظم پیچیده دارای رمزآلودی و پیچیدگی بیشتر بوده است.
بسط شاخص های کلیدی سنجش تاب آوری مکانی-فضایی شهری؛ مرور فشرده ادبیات نظری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال چهاردهم اسفند ۱۳۹۶ شماره ۵۷
19 - 32
حوزههای تخصصی:
شهرها تأثیرات قابل توجهی بر محیط زیست دارند و ارتقاء پایداری و تاب آوری در آنها حایز اهمیت است. بیان مسئله و هدف تحقیق : بررسی شاخص های سنجش تاب آوری به عنوان ابزار مفید برای طراحی سیاست های عمومی و پشتیبانی تصمیم گیری های امور شهری یک ضرورت است. این در حالی است که با وجود پیشرفت های مهم در سال های اخیر در این زمینه و شناسایی شاخص های تاب آوری، پاسخ روشنی برای این پرسش که چگونه تاب آوری «مکانی-فضایی» در شهر قابل اندازه گیری است یافت نشد و همچنان نیاز به ارایه روش های مشخص برای سنجش بعد مکانی-فضایی تاب آوری شهری و کمی سازی آن وجود دارد. پرسش های کلیدی : پرسش های این تحقیق عبارتند از : 1. شاخص های سنجش تاب آوری مکانی-فضایی کدامند؟ 2. چه رابطه ای بین تاب آوری و سازمان فضایی شهر وجود دارد؟ 3. نقش عناصر سازمان فضایی شهر در تاب آوری مکانی-فضایی شهری چیست؟ نتایج پژوهش : بر اساس یافته های تحقیق، سنجش تاب آوری مکانی-فضایی شهری شامل چهار شاخص تنوع، ارتباط یا اتصال، افزونگی و استحکام است که بر اساس مؤلفه های سازمان فضایی شهر (شامل بلوک های شهری، فضاهای سبز و باز، خیابان ها و محورها-پهنه های عملکردی) در دو الگوی ساختاری و عملکردی پیشنهاد می شود. یافته های این پژوهش، سنجش تاب آوری مکانی-فضایی در شهر را با ارایه تعریف عملیاتی شاخص ها و داده های قابل اندازه گیری هر شاخص میسر می سازد.
ویژگی های منظر فرهنگی عشایر بختیاری و تأثیر آن در ساختار معماری کوچ نشینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال چهاردهم اسفند ۱۳۹۶ شماره ۵۷
63 - 74
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : منظر فرهنگی، منظر متأثر از فرهنگ و برآمده از تعامل بین انسان و طبیعت در طول زمان است. در این میان، فرهنگ نقش عامل و طبیعت نقش واسطه را بر عهده داشته و منظر فرهنگی محصول این دو است. منظر فرهنگی اقوام ایران بسیار متنوع و گوناگون است؛ به طوری که در مکان های جغرافیایی به ظاهر مشابه نیز شاهد تفاوت های عمیق و بعضاً متفاوت آنها با یکدیگر هستیم. باید اذعان داشت که عدم توجه به عناصر منظر فرهنگ ساز در دهه های اخیر سبب از بین رفتن برخی از خصوصیات بومی و تخریب منظر فرهنگی عشایر شده است. شناسایی این عوامل کمک شایانی به استمرار حیات این میراث غنی و احیای این مناظر می کند. در این پژوهش در پی یافتن این تفاوت ها و عوامل به وجودآورنده آنها در بین این اقوام و تأثیر آن بر الگوی مسکن و ساختار معماری آنها و به طور خاص، در بین عشایر بختیاری هستیم. سوالی که مطرح می شود این است که آیا گون به گون شدن فرهنگ سبب شکل گیری مناظر فرهنگی متفاوتی می شود؟ و اگر چنین است، متغیرهایی که سبب شکل گیری فرهنگ عشایر می شوند، کدامند و چگونه در معماری آنان نمود پیدا می کند؟ هدف : پژوهش حاضر با تکیه بر مطالعات میدانی، به بررسی مهم ترین ویژگی های منظر فرهنگی عشایر پرداخته و تأثیر این ویژگی ها را بر ساختار معماری آنها در قالب بحث منظر فرهنگی بررسی می کند. بنابراین هدف انجام مطالعات معماری عشایری و بررسی شناخت ویژگی های منظر فرهنگی آنان، تلاش برای شناسایی و ارایه الگوی منظر فرهنگی برآمده از زندگی عشایری است. روش تحقیق : پژوهش مبتنی بر روش کیفی و به لحاظ روش شناسی بر توصیف و تحلیل متکی است. نتیجه گیری : یافته ها مبین آن است که عامل اقلیم، مرتع، کوچ، قرارگاه های عشایری، معیشت، مصالح و تکنولوژی ساخت و منابع در دسترس، جایگاه زن، سنت و زبان، تفریح و سرگرمی، مذهب، دین و باورها، رنگ، امنیت و خویشاوندی در ایجاد الگوی منظر فرهنگی عشایر نقش به سزایی دارند. نتایج نشان می دهد که عوامل جغرافیایی و اقتصادی بر شکل گیری فرم چادر و نحوه قرارگیری آنها، استفاده از مصالح بوم آورد و ساخت بناهای مکمل اثرگذار است. عامل باور بر رنگ های مورد استفاده، استقرار مطبخ در چادر و جایگاه زنان مؤثر است. عامل مهم نیاز با تشکیل قرارگاه اجتماعی و قرارگیری چادرها به نحوی که دید هر چادر دیگری را تکمیل کند و فضاهای مرتبط با تفریح و سرگرمی مانند «کٌله» بر معماری عشایر تأثیر می گذارد.
گونه شناسی مسجد-مدرسه های ایران، بر اساس شیوه دسترسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکومت های مذهبی در ایران به منظور آموزش امور دینی و مذهبی در فضایی مذهبی، به کمک زمینه فراهم شده به وسیله مسجد-آرامگاه ها و مسجد-خانقاه ها، دست به ساخت کالبدی جدید به نام مسجد-مدرسه زده اند. نحوه شکل گیری این کالبد خاص و خصوصیات آن مورد مطالعات متعددی قرار گرفته است، با این وجود به نظر می رسد این کالبد هنوز آموزه های بسیاری برای معماری معاصر ایران داشته باشد. در مقاله شیوه های قابل استفاده برای گونه بندی بررسی شده و شیوه تفسیری برای گونه بندی مناسب تشخیص داده شد. بر این اساس کالبد و ساختار مسجد-مدرسه ها مطالعه شده و سعی شد گونه بندی مناسبی بر اساس نحوه قرارگیری و ارتباط بین دو فضای آموزشی و نیایشی برای این فضای عبادی آموزشی پیشنهاد شود. پژوهش حاضر بر اساس نتایج به دست آمده این نوع کالبد معماری را به سه گروه کلی تقسیم و گونه بندی می کند. در این تحقیق از روش تحقیق توصیفی، تاریخی- تحلیلی استفاده شده و اطلاعات مورد نیاز از طریق منابع مکتوب و کتابخانه ای و مطالعات میدانی جمع آوری شده است. مسجد-مدرسه های گونه اول، در منطقه مرکزی ایران -شامل اصفهان، کاشان و یزد- و با نگاه ریزبینانه به شریعت اسلامی، بر اساس جدایی فضای نیایشی و آموزشی ساخته می شده اند. مساجد گونه دوم ساده تر و مختصرتر هستند و با گستردگی جغرافیایی وسیع، در موقعیت هایی با حساسیت سیاسی و اجتماعی پایین تر طراحی و اجرا می شده اند. گونه سوم از دو گونه دیگر متأخرتر بوده و ترکیب کامل مسجد و مدرسه در آن کاملاً پذیرفته شده است. این گونه در تهران و در دوره قاجار بسیار مورد توجه قرار گرفته و مساجد آن تا حدی متأثر از مسجد-مدرسه مروی هستند. بررسی ارتباطات موجود میان زمان و مکان و ساختار مسجد-مدرسه ها نشانگر تأثیر اعتقادات و حساسیت های مذهبی، میزان هزینه و فضای در نظر گرفته شده برای بنا و پیروی از شیوه ساخت مسجد-مدرسه های مشهور در شیوه ساخت مسجد-مدرسه هاست.
ارزیابی میزان بازگشت پذیری ساختارهای واجد قدمت به چرخه حیات دوباره پیشنهاد مدل «بالقوّگی بازکاربست همساز» در نمونه ای از بافتِ میانی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هفتم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
15-34
حوزههای تخصصی:
ذخیره های ساختمانی، مهمترین ظرفیت کالبدی توسعه درون زای شهری بوده، و برنامه ریزی برای مرمّت، ارتقاء و استفاده دوباره از آن، یکی از مهمترین سرفصل های حفاظت شهری فعّال طی دهه های اخیر بوده است. این روند، عاملی مهم در راه صیانت از هویّت کالبدی، و تقویت مکان بودگی هسته های تاریخی شهرها است. در ادبیات معاصرِ مرمّت شهری نیز، ویژگی های مثبتی مانند پایداری اجتماعی و زیست محیطی، تقویت حسّ مکان، به روزرسانی سازوکار برنامه ریزی، بهره وری اقتصادی و حفظ اصالت محیط انسان ساخت، از جمله مزیّت های استفاده دوباره از ساختارهای ارزشمند و واجد قدمت، شناخته شده است. این مقاله، ضمن بازخوانی همین روند، و استفاده از واژه ترکیبی بازکاربست همساز به مثابه معادلی برای عنوان Adaptive Re-use ، به بازخوانی و تطبیق پذیر نمودن مدل «بالقوّگی بازکاربست همساز» یا ARP (Adaptive Re-use Potential) می پردازد. بازخوانی معادله منحنی فرسودگی، و شناخت دقیق عوامل فرساینده-منسوخ کننده ساختارهای واجد قدمت، مدل «بالقوّگی بازکاربست همسازی» را به برآورد عمر مفید ساختار، و بهترین زمان مداخله با هدف مرمّت و روزآمدسازی آن نائل می کند. حاصل پیاده کردن این مدل برای یک بنای مشخّص، فهم شرایط منسوخ شدگی آن، و موقعیت کیفی-زمانی ساختار در ارتباط با میزان بازگشت پذیری به چرخه حیات دوباره است. استفاده از این مدل، در تعیین شرایط فرسودگی و بالقوّگی بازکاربست همساز برای نمونه ای از بناهای واجد ارزش بافت میانی تهران، به این فرضیه قوّت می بخشد که بسیاری از ساختارهای ارزشمند در بافت های تاریخی و میانی، در شرایطی قرار گرفته اند که امروز همچنان می توانند هدف طرح های موفّق بازکاربست همساز باشند، ولی در صورت از دست دادن فرصت، امکان بازگشت به چرخه حیات، و ارتقاء به منظور استفاده دوباره و منطبق با نیاز روز را از دست خواهند داد، و منحنی فرسودگی را به سوی درغلتیدن به وادی بازسازی اجباری، پیش خواهند برد.
تحلیل چالش های تصمیم گیری اخلاقی مدیران شهری در طرح های توسعه شهری؛ مورد مطالعاتی: طرح جامع اراضی عباس آباد تهران (مصوب سال 1384)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیران شهری در برابر معضلات پیچیده و فراگیر اخلاقی عرصه شهرسازی، نیازمند مدل های اخلاقی کاربردی هستند که هم رفتار آنان و هم نظام ارزشی مدیریت شهری را هدایت و کنترل نماید. پژوهش حاضر به ارائه چارچوب تصمیم گیری اخلاقی مدیران شهری و تحلیل چالش های تحقق آن در طرح جامع اراضی عباس آباد تهران (مصوب 1384) با استفاده از روش تحقیق تلفیقی (کمی و کیفی) پرداخته است. در بخش کمی، از آزمون های آماری ناپارامتریک برای تحلیل پرسشنامه از 23 نفر از متخصصان و صاحب نظران و در بخش کیفی، از تحلیل محتوای هدایت شده برای سؤالات باز پرسشنامه، اسناد و قوانین استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد هر چه فرایندهای طرح، از تهیه به اجرا پیش می رود، از زمینه های اخلاقی دورتر می شوند و این اختلاف، در فرایند اجرا مشهودتر است. همچنین در فرایند اجرای طرح، هر چه رویه های تصمیم گیری از شناخت مسائل اخلاقی به سوی اجرای گزینه های اخلاقی پیش می رود، مطلوبیت آن کمتر می شود. مهم ترین چالش ها و دلایل این نتایج را می توان در اتکا به تأثیرات عوامل فردی در برابر ناکارآمدی نظام مدیریت یکپارچه اراضی، ضعف قوانین در تعیین ماهیت مدیریت واحد اراضی، تعارضات منافع بازیگران گوناگون، فشارهای بیرونی در برابر رعایت اصول اخلاقی و عدم توازن تأمین منافع اختصاصی و عمومی، جست وجو نمود.
واکاوی معماری سنتی در دوره قاجار در عمارت دارالحکومه مفخم بجنورد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معماری عمارت دارالحکومه مفخم شهر بجنورد بعنوان یکی از بناهای شاخص معماری دوره قاجار، هم به لحاظ عملکردی و هم به لحاظ زیباشناسی، از غنای اصیل معماری ایرانی برخوردار بوده است. معماری این عمارت از عوامل فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و هنری عصر خود بی نصیب نبوده و نمود عینی این اثرگذاری در تاروپود معماری عمارت از جمله در طراحی، پلان، تزئینات هنری و... قابل مشاهده است. از این رو مقاله حاضر سعی بر آن دارد تا علاوه بر بازشناخت کلی معماری این عمارت، اثرات معماری سنتی دوره قاجاریه را بر معماری عمارت دارالحکومه مفخم ، به ویژه در دو حوزه زیباشناسی و کارکردی را مورد بررسی قرار دهد. پژوهش حاضر به لحاظ روش شناسی از نوع توصیفی- تحلیلی بوده که داده های آن به صورت مطالعه تطبیقی و مقایسه ای بین شاخصه های عمارت دارالحکومه مفخم و معماری دوره قاجاریه بوده و روش گردآوری آن در قالب مطالعات اسنادی و میدانی می باشد. یافته های کلی تحقیق نشان می دهد که با وجود برخی تاثیرگذاری معماری غرب در این دوران، کماکان معماری این عمارت بر پایه اصول بنیادین معماری ایرانی- اسلامی مانند اصل درون گرایی، محرمیت و...، و توجه به هنرهای اصیل ایرانی مانند تزئینات آجرکاری، کاشی کاری و نیز ساخت و احداث حوض خانه ها و ارسی ها و...، استوار بوده است.
بررسی جایگاه عوامل کالبدی در تعاملات اجتماعی محلات مسکونی (مطالعه موردی: محله خراطان دزفول)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال یازدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳۱
5 - 15
حوزههای تخصصی:
امروزه محلات مسکونی به عنوان محیط های بی روح که ساکنین آنها تمایلی به ارتباط با یکدیگر ندارند مطرح می باشد. افزایش جمعیت، تنوعات اجتماعی و فرهنگی، و عدم پیروی از الگوهای محله های سنتی گذشته در طراحی، ضرورت انجام چنین پژوهش های در مورد تعاملات اجتماعی را تایید می نماید. هدف پژوهش شناخت جایگاه عوامل کالبدی در کنار سایر مؤلفه های تأثیرگذار بر تعاملات اجتماعی است. منطقه مورد بررسی محله خراطان شهرستان دزفول می باشد روش پژوهش توصیفی پیمایشی است و گردآوری داده ها با ابزار پرسشنامه صورت گردید. یافته تحقیق حاکی از آن است که حس اعتماد و فعالیت های مشترک اجتماعی به عنوان مهمترین مؤلفه ها در ایجاد تعاملات اجتماعی یک محله مطرح می باشند و همچنین نتایج بر نقش مهم و اساسی عوامل کالبدی در ایجاد محله تعامل -محور تأکید می نماید و ساختار اجتماعی محله را متشکل از 4 بعد آسایشی، هویتی، نظام های اجتماعی، و کالبدی معرفی می نموده که این چهار بعد متاثر از همدیگر نیز است.
The Treatment of Japanese Garden based on Zen Philosophy in Mental Health(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
By designing conditions and relaxing spaces with the help of values and concepts of Japanese architecture, based on Zen's philosophy that based on simplicity, purity, avoidance of complexity and relaxation, it has tried to bring an experience of relaxation to the audience. This article seeks to investigate a principled relationship between the principles of Japanese gardens in accordance with the teachings of Zen philosophy, and the effects of its tranquility and cheerfulness. In fact, a set of principles for the design of Japanese gardens influenced by Zen's philosophy can play an effective role in the mental relaxation of the audience from a psychological point of view. The architecture of the Zen Gardens from the point of view: the style of the rocks, the elements of the garden, the types of lines and shapes used in them, and... Have a positive psychological effect on the audience. Relaxation in these gardens can be used in landscape design of public and private buildings in cities that are facing increasing numbers of mental illnesses, so that perhaps the correct architecture could be effective in improving mental illness and promoting community health.
ارزیابی تأثیر مقیاس مکانی بر دلبستگی ساکنین به مکان در محلات مرکزی (شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به مسئله تضعیف ارتباط ساکنین با مکان های سکونتی، مقاله حاضر در تلاش است به اهداف تحقیق یعنی یافتن ارتباط میزان دلبستگی ساکنین و ابعاد آن با سه مقیاس مکانی (خانه، محله و شهر)، شناخت تصویر ذهنی ساکنین و یافتن ارتباط آن با دلبستگی مکانی بپردازد. بنابراین تحقیق حاضر با فرض دلبستگی کمتر ساکنین به محله تاریخی به دو روش کیفی و کمّی شامل ترسیم نقشه شناختی و توزیع پرسش نامه در میان ساکنین محله تاریخی سرخاب شهر تبریز انجام گرفت. یافته های تحقیق نشان داد که ارتباط بین میزان دلبستگی و مقیاس مکان به شکل منحنی U (دلبستگی به محله، کمترین) است. با افزایش مقیاس مکان، میزان تصویر ذهنی ساکنین کاهش می یابد، در مقیاس محله، نشانه و در مقیاس شهر، گره نقش مؤثرتری در خوانایی ساکنین از محله و شهر دارد و ارتباط خطی مستقیمی بین تصویر ذهنی و میزان دلبستگی به محله وجود دارد. بنابراین نتایج آزمون برای ارتقای دلبستگی به محله تاریخی، توجه بیشتر بر بعد عاطفی (عوامل کالبدی) و بعد شناختی دلبستگی به محله، تأکید بیشتر بر تقویت مؤلفه های نشانه و مسیر در محله، و از طرف دیگر اقدامات بهسازی مرکز محله را برای ارتقای مشارکت و روابط اجتماعی ساکنین از سوی مسئولین و برنامه ریزان شهری می طلبد.
سنجش کیفیت زندگی در قلمرو مسکن در بافت های فرسوده واجد ارزش تاریخی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، سنجش کیفیت زندگی در قلمرو مسکن در بافت های فرسوده واجد ارزش تاریخی شهر اصفهان بود. بدین منظور از مطالعه کتابخانه ای و فن تحلیل مقایسه ای جهت تحلیل بُعد عینی کیفیت زندگی در قلمرو مسکن و از مطالعه میدانی از نوع پرسش نامه ای و فن تحلیل عاملی برای تحلیل بُعد ذهنی آن استفاده گردید. نتایج به دست آمده در ارتباط با بُعد عینی کیفیت زندگی در قلمرو مسکن حاکی از آن بود که به غیر از شاخص های کیفیت مسکن و میانگین مساحت قطعات و تعداد اتاق در واحد مسکونی، سایر شاخص های کیفیت زندگی در قلمرو مسکن از وضعیت مناسب تری نسبت به نواحی شهری کشوری برخوردارند. بررسی وضعیت ذهنی کیفیت زندگی در قلمرو مسکن نیز مشخص نمود که اولاً کیفیت زندگی در قلمرو مسکن قابل تقسیم به چهار زیرقلمرو شامل کیفیت مسکن، فضای مسکن، امنیت تصرف و تعلق به مسکن می باشد که به ترتیب بیشترین درصد از واریانس را تبیین می نمایند و ثانیاً بیشترین مشکل در قلمرو مسکن در ارتباط با زیرقلمروهای کیفیت مسکن و تعلق به مسکن نمود یافته است. از این رو با توجه به وجود مشکل در زیرقلمرو کیفیت مسکن و شدت تاثیرگذاری آن در قلمرو مسکن، می توان کیفیت مسکن را الویت اصلی پرداختن به مقوله کیفیت زندگی در قلمرو مسکن عنوان نمود.
Relating to pedestrian Route and Expressway ;(Case study: Resalat expressway; The part joining Bayhaghi and Seyedkhandan terminal) (پیاده راه در ارتباط با بزرگراه شهری؛(نمونه موردی : بزرگراه رسالت حدفاصل پایانه بیهقی و سیدخندان))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دلیل توسعه شهرها و به ویژه تراکم بافت های مسکونی و شبکه های دسترسی، حرکت افراد پیاده در امتداد بزرگراه های شهری برای انجام سفرهای روزانه و استفاده از مراکز حمل ونقل عمومی چشم گیرتر از گذشته است. در این مورد، منظر بزرگراهی برای مسافران پیاده، به نوعی طبیعتِ روزانه است که شهروندان همه روزه به واسطة رفتن به محل کار ، منزل یا انجام فعالیت خاص با آن مواجهند. البته، مفهوم طبیعت روزانه و آنچه در منظر روزانه درک می شود، از مفهوم یک پارک یا فضایی تفریحی، سرگرمی، ورزشی و هواخوری زمانبندی شده متفاوت است.
در این مقاله، مسئلة چگونگی بهسازی مسیرهای پیاده در امتداد محورهای بزرگراه درون شهری و جنبه های کیفی برنامه ریزی و طراحی آنها بررسی شده است. این موضوع با تکیه بر نمونه موردی قطعه ای از بزرگراه رسالت حدفاصل پایانه های بیهقی و سیدخندان به عنوان یکی از مهم ترین مناطق اسکان جمعیت و حمل و نقل شهر تهران که مسایل زیادی درزمینة تردد پیاده حاشیه بزرگراه دارد، بررسی و آسیب شناسی شده است. چارچوب نظری با ابتناء بر مفهوم اکولوژی منظر فرمن و منظر روزانه کاپلان تدوین شده است. روش کار نیز، نوعِ تلفیقیِ راهبرد نمونه موردی-ترکیبی (synthesizing case) است. در این روش بررسی از طریق طراحی و موردپژوهی است که به شناخت موضوع، برنامه ریزی و جستجوی راه حل می پردازد. در این مورد، جمعبندی کلی حاصل تلفیق مفروضات به کمک متون تخصصی و بررسی های میدانی و به ویژه مطالعه موردی است که متکی بر فهم تجربه های پیشین به روش های کمی و کیفی است.
دستاوردها و نتیجه نهایی نشان می دهد که در برخی نقاط خاص از شهر، امتداد بزرگراه فرصت مناسبی برای سفرهای کوتاه روزانه به صورت ایمن و سریع است. همچنین در محدوده مورد مطالعه، برای ارتقاء ایمنی، آرامش جسمی - روانی و کیفیت پیاده روی در امتداد نمونه موردی و حدفاصل پایانه ها، ایستگاه مترو و مراکز فعالیت، می تواند مسیر پیاده ای با توجه به مفاهیم منظر روزانه به صورت ترکیب پل، پیاده روهای موجود و اتصال لکه های سبز ایجاد شود. در پایان، تدوین شاخص هایِ چگونگی شناساییِ نیاز به بهسازی و همچنین معیارهای چگونگی بهسازیِ قابل تعمیم به مسئله های مشابه در موقعیت های دیگر نیز ارایه شده است.
تبیین فضای عمومی در توسعه پایدار محلی (مطالعه موردی: پارک شفق محله یوسف آباد تهران)
حوزههای تخصصی:
امروزه با گسترش پرشتاب روند شهرنشینی، تغییر شیوه ی زندگی، بی توجهی به زندگی عمومی و ضعف مدیریت شهری، فضاهای عمومی در سطح محله های شهری مورد بی توجهی واقع شده اند. فضاهای عمومی شهر به این دلیل که به عموم شهروندان تعلق داشته و همه شهروندان بدون هرگونه تبعیض و محدودیتی به آن دسترسی دارند می توانند نقش بسیار مهمی را در توسعه پایدار محلی ایفا کنند. به همین دلیل وجود این فضاها در شهرها و کشف دوباره آن ها الزامی است. هدف این پژوهش پی بردن به نقش فضای عمومی در توسعه پایدار محلی از طریق مولفه های شهروندی، سرزندگی، حس تعلق و هویت، مشارکت و تعامل، در شهر است. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران با سطح اطمینان 95 درصد 120 تن تعیین و داده های مورد استفاده در این پژوهش به صورت کیفی و از طریق پرسشنامه از ساکنین محله یوسف آباد که در پارک شفق حضور داشتند جمع آوری شده است. برای تعیین ارتباط بین فضای عمومی و توسعه پایدار محلی از آزمون همبستگی پیرسون استفاده گردید که نتایج آن نشان می دهد همبستگی مستقیم، معناداری و مثبتی بین مولفه های پژوهش وجود دارد. همچنین از طریق آنالیز واریانس داده ها نشان داده شد که این رگرسیون از نظر آماری معنادار است و تقویت هر چه بیشتر فضاهای عمومی منجر به توسعه پایدار محلی می شود.
تبیین رابطه کیفیت فضای باز مسکن و میزان اضطراب کودکان بر مبنای نظریه رشد اریکسون (مطالعه موردی: مجتمع های مسکونی در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال دهم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۲۷
85 - 98
حوزههای تخصصی:
نظریه رشد اریکسون بیانگر اهمیت محیط زندگی و نقش بازی در دوران رشد کودک م یباشد. این درصورتی است که فضاهای مسکونی امروز ما توانایی پاسخگویی به نیازهای طبیعی کودکانمان را ندارند. این پژوهش که با هدف تدارک محی طها و فضاهای مسکونی کارآمدتر و سالم تر و به تبع آن رضایتمندی ساکنان از مجموع ههای زیستی انجامشده، به بررسی اثر ویژگ یهای فضایباز مجموع ههای مسکونی به عنوان یکی از عوامل محیطی، بر روی چگونگی رشد کودک م یپردازد. با توجه به رویکرد بینرشته ای تحقیق، زمینه روان شناسیمحیطی برای تبیین فرضیه و آزمون آن مناسب تشخیص داده شد. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که؛ آیا مجتم عهای مسکونی آپارتمانی می توانند فضای مناسبی برای رشد کودکان فراهم کنند؟ روش تحقیق به کار گرفته شده توصیفی از نوع علی مقایس های می باشد. نتایج حاصل از تحلیل واریانس یک راهه و ضریب همبستگی پیرسون نشان م یدهد که بین اضطراب کودکان و رضایت از فضای باز مجتم عهای مسکونی به لحاظ آماری رابطه معنادار وجود ندارد.
بازاندیشی در کیفیت ارتباط مدرسه و شهر بر پایه تحلیل اجتماع پذیری مدارس دوره تیموری تا ابتدای قرن چهاردهم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر، دست آورد پژوهشی میدانی و کتابخانه ای می باشد و سعی دارد با بررسی سیر تحول کالبدی مدارس و تحلیل خاستگاه آن ، ارتباط مدرسه و شهر را در برخی دوره های اسلامی ایران بازشناسد. بر این اساس نخست، بیش از دوازده بنا از مدارس شاخص دوره های تیموری، صفوی و قاجار انتخاب شد. سپس ضمن مطالعه ی اوضاع کشور در آن زمان، وجود یا عدم وجود و مکان یابی فضای جمعی در مدارس مورد بررسی قرار گرفت. در بخش دوم، مبتنی بر یافته های بخش نخست، ویژگی مدارس از منظر موقعیت قرارگیری و شیوه ی تفکیک فضای همگانی مقایسه شد. مقایسه ها نشان می دهند که در مدارس این دوره ی ایران، دیدگاه اتصال به شهر بوده و بستر این پیوند لحاظ شده است. لیکن تلفیق غیر مشابه فضای مردمی با مدرسه حاکی از آن است که شیوه ی واحدی بر همه ی تعاملات دلالت ندارد. به نظر می رسد خاستگاه چنین تنوعی را می بایست در تفاوت ضروریات عملکرد هر حکومت جست و جو نمود. تطابق تحلیل ها، سه تعبیر کلی از مفهوم ارتباط را روشن می نماید. شایسته است به منظور درک این تعابیر، انواع کیفیات ارتباطی دسته بندی گردد. بر این اساس در پایان، گونه های مختلف ترکیب فضاهای آموزشی و مردمی با ذکر نمونه بیان شده است.
نقش رویکردهای تأثیر گذار در شکل گیری پیکره ساختمانهای بلند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علیرغم چالش های پیش روی ساختمان های بلند، جوامع امروزی –هرکدام به نوعی- ساختمان های بلند را در فضاهای شهری و برون شهری خود پذیرا شده اند . مقاله حاضر برپایه بخشی از پژوهش دوره دکتری معماری و مطالعه 80 مقاله مربوط به ساختمان های بلند از یکسو و نیز معیارهایی که مورد توجه و نظر داوران انجمن ساختمان های بلند و زیستگاه های شهری در قضاوت نسبت به این بناها قرار داشته اند از سوی دیگر با اتخاذ روش مطالعه موردی و تحلیل محتوا، ابتدا به معرفی رویکردهای مهم و تأثیرگذار در طراحی و اجرای ساختمان های بلند پرداخته و پس از آن با انتخاب و معرفی محدوده تحقیق که شامل ساختمان های بلند منتخب انجمن فوق الذکردر حد فاصل سال های 1990 تا 2013 می باشد به جمع بندی و تحلیل داوری ها و امتیازگذاری های انجام گرفته اقدام و نهایتاً به میزان نسبی تأثیر گذاری هریک از رویکردهای شناسایی شده بر شکل گیری پیکره ساختمان های بلند نائل آمده و 12 رویکرد مورد نظر را در سه رده بر اساس اندازه و میزان تأثیرگذاری آن ها دسته بندی نموده است. پاسخگویی به نیازهای فیزیولوژیکی از قبیل ایستایی سازه ای از اولویت های اصلی ساختمان های بلند موفق است.بهره گیری از تکنولوژی های نوین علاوه بر اینکه مسیر دست یابی به پایداری سازه ای ساختمان های بلند را فراهم می سازند همزمان و ضمن توجه به اصول پایداری و ارزش های محیط زیست، در ترکیب با دیدگاه های معمارانه به دست یابی این ساختمان ها به طرح های نوآورانه و ریخت و فرم منحصر به فرد نیز یاری می رسانند. هریک از رویکردهای شناسایی شده در ترکیب با سایر رویکردها نقش و جایگاه ویژه ای را در این ارزش گذاری ها بدست آورده اند که مطالعه متن مقاله به روشنگری در این زمینه پرداخته است.