فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۱٬۳۲۹ مورد.
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳)
209 - 226
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ زندگی بشر، خجستگی، سعادت، برکت و خوش شانسی از جمله مفاهیمی به شمار می آیند که انسان به دنبال درک و دستیابی به آن ها همواره در تلاش بوده است . این مفاهیم به ویژه در قالب واژه خوش یمنی تجلی یافته اند . یکی از نمودهای انسان برای نیل به این هدف، نمادها و نشانه هایی بوده اند که تحت عنوان طلسم های خوش یمنی در اشکال مختلف در زندگی انسان ساخته شده اند . در حقیقت طلسم ها مجموعه ای از اشکال و نمادهایی هستند که بر پایه اعتقادات و باورهای انسان شکل گرفته اند و برای تحقق یافتن خواسته های بشر توسط افرادی به کار برده می شوند که دانش استفاده از این نمادها را در طول تاریخ سینه به سینه فراگرفته اند . باور عمومی بر این است که در ذات طلسم ها نیروهای آسمانی با نیروهای زمینی ترکیب شده اند و به موجب آن هاست که نتایج عجیب و غریبی در عالم هستی پدید می آید . بنابراین اهمیت طلسم ها در زندگی انسان غیرقابل انکار است . با توجه به اهمیت و باور انسان به قدرت طلسم ها، مطالعه و شناخت این نمادها می تواند برای بهبود زندگی انسان آگاهی بیش تری نسبت به نیروهای ناشناخته نهفته در آن ها فراهم آورد . هم چنین مطالعه و شناخت طلسم ها آگاهی لازم برای کشف عمق باورها و ارزش های انسانی را فراهم می آورد تا با این آگاهی، زندگی خود را با معنا و هدف بیش تری سپری نماید . پژوهش حاضر تلاش دارد به این پرسش ها پاسخ دهد که نمادهای خوش یمنی در اشکال جانوری (شیر، گاو و طاووس) در تاریخ هنر ایران به خصوص در دوره اسلامی چگونه شکل گرفته اند؟ و چه ویژگی هایی توسط این نمادها به عنوان مفهوم خوش یمنی به زندگی انسان انتقال می یابند؟ از این رو با استفاده از روش توصیفی، تحلیلی و تاریخی و با تکیه بر نظریه طلسم و جادوی جیمز فریرز و تأکید بر نمادهای جانوری مانند شیر، گاو و طاووس، به بررسی این موضوع می پردازد . نتایج پژوهش نشان می دهد که این نمادها در هنر ایران دوره اسلامی به عنوان واسطه هایی برای تجلی، ذخیره و بروز انرژی های حیات ساخته و مورد استفاده قرار گرفته اند . این نمادها به منظور غلبه بر امور طبیعت ساخته شده اند و نقش مهمی در معنابخشیدن به زندگی انسان ها ایفا می کنند . شناخت این نمادها نه تنها درک بهتری از فرهنگ و تاریخ ایران را فراهم می آورد، بلکه به عنوان ابزاری برای جذب انرژی های مثبت و خوش شانسی در زندگی فردی نیز عمل می کند .
خوانش هرمنوتیکی نقش و متن در دو کاشی ایلخانی با تکیه بر آرای اریک هرش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هرمنوتیک مدرن که اریک هرش یکی از پایه گذاران آن است، در واقع پلی میان هرمنوتیک سنتی و هرمونتیک فلسفی است. هرمنوتیک سنتی قائل به اصالت نیت مؤلف در تفسیر آثار بود و در مقابل هرمنوتیک فلسفی مخاطب را در تفسیر اثر هنری شریک دانسته و به تعداد مخاطبان آگاه، تفسیر اثر هنری را قابل قبول دانستند. اریک هرش معتقد است با استفاده از مراحل سه گانه ی معنای ظاهری، حدس اولیه و تفسیر اثر، مخاطب می تواند به نیت مؤلف نزدیک شود؛ به عبارت دیگر مقصد همان نیت مؤلف (هرمنوتیک سنتی) است؛ اما می توان از مسیرهای مختلف (هرمنوتیک فلسفی) به آن نزدیک شد. بسط این دیدگاه موضوع پژوهش حاضر است که با هدف شناسایی بیشتر کاشی های ایلخانی دو نمونه از کاشی های مکشوفه از امامزاده جعفر (ع) دامغان را مورد بررسی قرار داده است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و بر مبنای آرای هرمنوتیکی اریک هرش صورت گرفته است. بر این مبنا مراحل تفسیر آثار را با استفاده از ارتباط متن و تصویر پیموده تا به معنای اثر و نیت مؤلف نزدیک شود. این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش ها است که چه ارتباطی بین متن و نقوش کاشی های ایلخانی وجود دارد؟ و چگونه می توان با استفاده از روش هرمنوتیک مدرن به این ارتباط پی برد؟ از نتایج این پژوهش می توان به ارتباط بین علوم رایج در این دوره از جمله ستاره شناسی و نقوش کاشی ها، اشاره کرد و این که در این کاشی ها نقوشی مطابق با نجوم و صورت-های فلکی استفاده شده است.
پژوهشی در شمایل های انتزاعی و نقوش جانوران ترکیبی آرایه های گچ بری سامرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
90 - 109
حوزههای تخصصی:
گچ بری های به دست آمده از مجموعه ی سامرا از نقوشی تزیینی تشکیل شده اند که همواره موردتوجه اهل علم و هنر است. برخی از این گچ بری ها کاملاً از گچ بری های کاخ های ساسانی و نقوش انتزاعی و هندسی آن تقلید شده اند. برخی دیگر نقوشی انتزاعی هستند که باوجود شباهت های بسیار به دیگر نقوش صدر اسلام و هنر ساسانی، از ویژگی هایی منحصر به خود نیز برخوردارند. یکی از ویژگی های مهم این نقوش تلفیق نقش مایه های ساسانی و عناصر هنر میان رودان در جانوران ترکیبی و شمایل های انتزاعی است. این ساختارهای تصویری در تندیس ها، نقش برجسته ها و بیشتر از همه در مهرهای بین النهرین دیده می شوند. بسیاری، مانند؛ سنت گرایان معتقدند پس از ورود اسلام هنرمندان به دلایل توحیدی به ندرت تصویرهای انسانی و حیوانی را به ویژه بر دیوارهای مساجد بکار برده اند. پاسخ به این سؤال مهم که برخلاف این دیدگاه، تصویرهای انسانی یا حیوانی به صورت جانوران ترکیبی در سامرا به عنوان یکی از مهم ترین آثار مربوط به قرون اولیه ی اسلام وجود دارد؛ مسئله ی است که در جریان این پژوهش باید به آن پاسخ داده شود. در این راستا هدف پژوهشِ پیشِ رو تحلیل های ترسیمی نقوش گچ بری سامرا و مقایسه ی آن با نقوش جانوران ترکیبی در آثار باستانی این منطقه (از دوره ی آشور تا پایان ساسانی) است. نتایج حاصل از این پژوهش که به روش توصیفی، تحلیلی تطبیقی انجام شده، وجود شمایل های انتزاعی و جانوران ترکیبی در نقوش تزیینی گچبری ها بر پهنه ی بناهای سامرا است. همچنین از دیگر دستاوردهای تحقیق بیان ترسیمی و توصیفی ریشه های نقوش سامرا در نقوش باستانی میان رودان (شمایل ها و جانوران ترکیبی) و نقوش ساسانی است که پس از ورود اسلام تلفیق و تحول یافته و بازآفرینی شده اند.
تحلیل معنایی نقوش بناهای قاجاری در بافت قدیم شهر بیرجند (بر اساس رویکرد معناشناسی دیداری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
139 - 157
حوزههای تخصصی:
بافت تاریخی شهر بیرجند در خراسان جنوبی دارای آثار معماری شاخصی از دوره قاجار و پهلوی است که تا کنون بررسی کاملی بر روی نقوش به جای مانده از دوره قاجار بر اساس رویکرد معناشناسی دیداری صورت نپذیرفته است. بر این اساس در این پژوهش که به شیوه توصیفی – تحلیلی با ماهیت تاریخی انجام پذیرفته است در ابتدا تمامی بناهای قاجاری با مراجعه به آرشیو میراث فرهنگی و بازدید میدانی مشخص و عکسبرداری شدند. سپس تمامی بناهای مورد مطالعه در چهار دسته باغ، منازل شخصی، حسینیه و مدارس طبقه بندی گردید و از میان هر دسته یک بنای شاخص انتخاب شد. دلایل انتخاب بر اساس شاخص بودن و سالم بودن بنا، وجود نقوش متعدد و عدم تغییر نقوش در دوره های مختلف بوده است. سپس بر اساس رویکرد معناشناسی دیداری هر نقش به صورت منفرد، نمادشناسی و ریشه شناسی گردید. سپس مجدداً تمامی نقوش یک بنا، در بافت خود (باغ، منازل شخصی، حسینیه مدارس) و فضای گفتمانی دوره قاجار (نگاه مذهبی، اجتماعی و سیاسی) تحلیل و خوانش معنایی شدند چرا که در این رویکرد تنها طبقه بندی ساختاری و نمادشناسی مد نظر نیست بلکه تحلیل معنایی نقوش بر اساس دیدگاه گفته پرداز و گفتمان جامعه است. بر این اساس مشخص شد که نقوش دوره قاجار در بافت تاریخی بیرجند بر اساس مؤلفه های نقوش ایران باستان نقش شده اند و نقوش غربی کمتر در آن قابل روئیت است که این عملکرد در دوره پهلوی تنزل یافته و بر طراحی نقوش غربی افزوده شده است. همچنین بر اساس معناشناسی نقوش و کتیبه های بدست آمده مشخص شد که دیدگاه مذهبی و اجتماعی این منطقه بر اساس دیدگاه مذهب شیعه بوده است.
هنرهای کاربردی ایران در دوره صفوی بر اساس سفرنامه شاردن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره صفویه، هم زمان با رشد اقتصادی و سیاسی و نیز طولانی شدن مدت حکومت، جنبه های مذهبی و فرهنگی نیز تقویت شدند. این دوره شاهد تقویت و تحکیم تولیدات هنری بود که به دلیل علاقه حاکمان به هنر و فرهنگ، و هم چنین شکل گیری روابط داخلی و خارجی و ارتباط نزدیک تر با سیاحان اروپایی حاصل شد. این تعاملات منجر به ایجاد گنجینه ای از اطلاعات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و هنری گردیدند که دستیابی به جزئیات آن ها از طریق منابع مکمل امکان پذیر می باشد. بررسی منابع تاریخی با تأکید بر سفرنامه در راستای استخراج اطلاعات فرهنگی و طبقه بندی و معرفی تولیدات هنری به منظور استخراج اطلاعات مکمل تاریخی از اهداف این پژوهش می باشد. سؤالات پژوهش نیز عبارتند از: چگونه می توان هنرهای کاربردی دوره صفوی را بر اساس کتاب سفرنامه شاردن احصاء نمود؟ تولیدات هنرهای کاربردی دوره صفوی بر اساس کتاب سفرنامه شاردن چگونه قابل دسته بندی هستند؟ تحقیق حاضر بر مبنای هدف، پژوهشی بنیادی و نظری و از نظر روش اجرا، توصیفی تحلیلی است. هم چنین پژوهش حاضر از نظر روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، کیفی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، هم در بخش تاریخی و هم در بخش نظری، پژوهشی کتابخانه ای و اسنادی محسوب می شود. تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز به روش کیفی انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد از کتاب سفرنامه شاردن به سبب تنوع مشاهدات منعکس شده در قالب شرح رویدادها و وقایع، شرح فضاها و مکان های شاخص، شرح فعالیت های فرهنگی و اقتصادی، شرح چیدمان های مراسم مهم درباری و طبقات بالادست، شرح تشریفات درباری، ذکر فهرست هدایا، و ... ناگزیر می توان به اطلاعات قابل توجهی از تولیدات این دوره دست یافت. از طرفی تحلیل محتوای کمّی و کیفی منجر به ایجاد دسته بندی نُه گانه ای با عناوین پوشاک، منسوجات، زیراندازها، ظروف، تزیینات کاربردی، کتیبه نویسی، جواهرات، تزیینات وابسته به معماری و سایر تولیدات گردیده است.
تأثیر عوامل فرهنگی بر تحولات طرح و نقش قالی های صفوی و قاجار (با تأکید بر نقوش گل و بوته)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳)
161 - 192
حوزههای تخصصی:
قالی بافی از سنن تاریخی و اصیل ایرانی است که از شاخه ها و جوانب متعددی تشکیل شده است. طرح و نقش پردازی قالی از حوزه های اصلی آن است و آرایه های قالی شامل مجموعه متنوعی از نقوش گیاهی، جانوری، انسانی، تجریدی و انتزاعی است. گستردگی نقوش گیاهی در طرح فرش بیش از انواع دیگر است چرا که تنوع آن ها به وسعت نقوش گیاهی موجود در طبیعت، به انضمام نقوش گیاهی تجریدی و در قالب های گردان و شکسته است. انواع آرایه های گیاهی به صورت کلی شامل گونه های اسلیمی، ختایی، گل و بوته و درخت هستند. از آن جا که در رابطه با هنر فرشبافی ایران، دو دوره صفوی و قاجار از اهمیت زیادی برخوردارند و از طرفی عوامل فرهنگی در هریک از این دوره ها با تغییراتی روبه رو بوده که تبعاً بر آثار هر دوره تاثیراتی را موجب شده است، لذا این پژوهش با هدف بررسی و شناسایی انواع گل و بوته های منقوش بر قالی های صفوی و قاجار و بررسی تأثیرات عوامل فرهنگی و تحولات احتمالی آن دوران در طرح و نقش فرش و به ویژه تحلیل ورود گونه های جدید گیاهی به قالی های دوره قاجار، صورت گرفته و سوال اصلی در این پژوهش، چگونگی تأثیرگذاری عوامل فرهنگی و اجتماعی در بروز گل و بوته های منقوش در قالی های صفوی و قاجار است. این پژوهش از منظر هدف توسعه ای و روش انجام آن توصیفی- تحلیلی با رویکرد اکتشافی است. روش گردآوری داده ها به شیوه کتابخانه ای و با استفاده از کتاب ها، مقالات و پایان نامه های تخصصی و پایگاه های الکترونیکی معتبر بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل 37 نمونه قالی صفوی و ۶۲ نمونه قالی قاجاری است. نتایج پژوهش نشان می دهد که نقوش گیاهی مورد استفاده در قالی های دوره صفوی شامل گونه های گردان، مشتمل بر مجموعه ای مشخص و با تنوع اندک است که در بخش های متعددی از قالی و به انحای مختلف و بعضاً نمادگرایانه با تأثیر از فرهنگ حاکم نقش شده اند اما در سده های بعد و در دور ه قاجار، نقوش گیاهی با تغییراتی در فرم، اندازه، رنگ و ساختار تکرار شده و علاوه بر آن نقوش تازه تری از جمله انواع گل های طبیعت گرایانه، گل فرنگ و عناصر تازه متاثر از فرنگی مآبی به مجموعه نقوش قالی های این دوره افزوده شده و طبیعت گرایی در این زمان بیش از دوره صفوی است. این تغییرات بیش از همه متأثر از احوال فرهنگی و اجتماعی دوران بوده که به انحای مختلف منجر به بروز و نمود گونه های مختلف گل و بوته در قالی های صفوی و قاجار شده است.
جایگاه طراحی و نقش طراحان در کارگاه های شیشه گری سنتی تهران در دهه 1390خورشیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳
7 - 20
حوزههای تخصصی:
شیشه از جذابترین ترکیبات موجود در طبیعت با خصوصیاتی منحصربهفرد است، که با بهرهگیری صحیح و مناسب از خواص ماهیتی و ظاهری آن، میتوان آثاری شاخص در دنیای هنر خلق نمود. بااینهمه، دستیابی به محصولات شیشهای که به شایستگی نمایانگر خواص شیشه باشد مستلزم رسیدن به مادۀ اولیهای باکیفیت، طراحی متناسب با خواص ماده و دانش فنی جهت فرمدهی منطبق با نیاز روز است. با مشاهدۀ آثار تولیدی کارگاههای شیشهگری سنتی تهران در دهه 1390، محدودیت در طراحی و تکرار فرمها با تغییراتی جزئی، بسیار جلب نظر مینماید. به نظر میرسد یکی از حلقههای مفقوده در مراحل ساخت شیشههای سنتی ایران، بیتوجهی به جایگاه و نقش هنرمندان در چرخه تولید محصولات کاربردی و خلق آثار هنری شاخص و درخور از این مادۀ کمنظیر است. با توجه به پشتوانۀ تاریخی شیشهگری ایران در دنیای هنر، انتظار میرود این هنر-صنعت همچنان از جایگاهی شایسته برخوردار باشد و برای حفظ جایگاه دیرینه آن، رویکردی علمی در طراحی پیشبینی شود. شوربختانه به نظر میآید شیشهگری امروز ایران نهتنها در عرصه جهانی حضوری سزاوار ندارد، بلکه شواهد نشان از آن دارد که در بازار داخلی نیز از اقبال مناسبی برخوردار نیست. از آنجاکه بقای هر حرفه مستلزم استقبال مخاطب و وجود بازار فروش است، این پژوهش کاربردی با هدف حفظ و پایداری این هنر-صنعت و کمک به ارتقای سطح کیفی محصولات تولیدی کارگاههای شیشهگری از طریق شناخت نقش طراحی در تولید محصول انجام شد. پژوهشی توصیفی ـ تحلیلی که از نظر چیستی و ماهیت دادهها، کیفی است. اطلاعات آن پس از مطالعات اسنادی و منابع کتابخانهای، با حضور در کارگاهها، مصاحبه با شیشهگران و مشاهدۀ آثار از منظر ارتباط طراحی و کاربرد، به دست آمده و به شیوۀ تحلیل محتوا نگارش شده است. دستاوردهای حاصل از این پژوهش چنین بود که امروز در هیچکدام از واحدهای شیشهگری، بخشی برای طراحی پیش از تولید اختصاص داده نشده، که عواملی چون ضعف آگاهی طراحان، عدم خلق روشی نو، فرهنگ سنتی حاکم بر این حرفه، تأثیرگذاری افراد نامتخصص و ناآشنا در فرایند تولید و غیره از دلایل آن است.
صورت بندی تأثیرات نگارگری قدیم بر نقاشی و نگارگری معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از پایان دوره قاجار، فضای هنری ایران بیش از پیش تحت تأثیر فرهنگ و هنر غرب قرار گرفت و از دل آن جریانات نوگرای بیشتری ظهور پیدا کرد. در حوزه نگارگری سنتی که پس از مکتب اصفهان برای مدت-های طولانی فضایی راکد و تکراری را تجربه می کرد، به همت تعدادی از هنرمندان مثل هادی تجویدی، مکتب نگارگری تهران تأسیس شد. مکتب نگارگری تهران تحت تأثیر فضای فرهنگی و هنری ترقی خواه دوره پهلوی، ضمن بهره مندی از تکنیک های هنری نگارگری قدیم، توجه به نوآوری، رفع نیازهای مخاطبان معاصر و نکاتی مثل ایرانی سازی چهره ها که پیش از این تحت تأثیر چهره سازی چینی و چهره های مردمان آسیای مرکزی بود را در دستور کار قرار داد. مکتب نگارگری تهران که در دوره پهلوی اول شکل گرفت، تأثیر چشمگیری بر نگارگری دوره پهلوی دوم و بعد از آن نگارگری پس از پیروزی جمهوری اسلامی باقی گذاشت. با حرکت رو به جلوی نگارگری معاصر، بعضی از آثار نگارگری در مرز میان نگارگری سنتی و نقاشی نوگرا قرار گرفت و بعضی آثار نقاشی نوگرا نیز تحت تأثیر فضای هویت خواه، مایه هایی نگارگری قدیم را اخذ کرد. مقاله حاضر با اتکا به این سؤالات که نگارگری و نقاشی معاصر ایران چگونه و از طریق چه نمونه آثاری تأثیرات نگارگری قدیم ایران را اخذ کرده اند، به نگارش درآمده و هدف اصلی آن صورت بندی و دسته بندی روش های ارجاع به نگارگری قدیم در نگارگری و نقاشی معاصر ایران بوده است. پژوهش حاضر به روش توصیفی و تحلیلی و به شیوه کمّی و کیفی نگارش پیدا کرده و جامعه آماری آن شامل کلیه آثار نقاشی و نگارگری سده چهاردهم هجری خورشیدی بوده است؛ از این جامعه آماری گسترده، تعداد بیست و سه نگاره و نقاشی به شیوه انتخابی و براساس میزان کمک به کفایت مباحث، گزینش شده و مورد بحث قرار گرفته اند. از نتایج تحقیق حاضر، شناخت و طبقه بندی چهار جریان اصلی متأثر از نگارگری قدیم در نگارگری و نقاشی معاصر ایران است که سه دسته از آنها به دلیل شباهت غیر قابل انکار با نگارگری قدیم، در دسته نگارگری معاصر قرار می گیرند و دسته چهارم به دلیل نوگرایی های فراتر از چهارچوب نگارگری قدیم، امکان نام گذاری با اسامی نگارگری نوگرا و نقاشی نوگرا را دارد.
تایپ فیس «امین الشرع»: شاخص کتاب های چاپ سربی تبریز (۱۲۴۳-۱۲۵۲ ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چاپ کتاب به زبان فارسی در جهان با طبع کتاب داستانِ مسیح و داستانِ سن پیدرو در لیدن آغاز شد (1639 م.). پس از گذشت ۳۰۰ سال از اختراع چاپ حروفی به دست گوتنبرگ (۱۴۵۵ م.) و ۲۰۰ سال بعد از طبع نخستین کتاب چاپی فارسی، نخستین کتاب چاپ حروفی در ایران در سال ۱۲۳۳ ق. (۱۸۱۸ م.) در تبریز منتشر شد. این پژوهش نشان می دهد که ده کتاب در بین سال های ۱۲۳۳ ق. (۱۸۱۸ م.) تا ۱۲۵۲ ق. (۱۸۳۷ م.) در تبریز و به شیوه چاپ حروفی منتشر شد. مطبعه علی بن الحاج محمدحسین المرحوم التبریزی، معروف به امین الشرع تبریزی، واپسین مطبعه و ناشر بیشترین منشورات (چهار کتاب) را در این دوره در تبریز است. با توجه به این موضوع که این منشورات همگی با یک تایپ فیس طبع شده اند، این پژوهش با هدف مطالعه بصری تایپ فیس «امین الشرع» در پی پاسخ به این پرسش است که این تایپ فیس به لحاظ فرمی دارای چه ویژگی های بصری بوده است؟ تحقیق حاضر از منظر هدف کاربردی و از منظر ماهیت داده ها کیفی است و برای جمع آوری داده ها از منابع کتابخانه ای استفاده شده است. یافته های تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس مطالعه تنوع فرم و کاربرد حروف، مشابهت و افتراق آن ها با هم تحولات و گستردگی فرم ها در شرایط مختلف و در همنشینی با حروف دیگر در تایپ فیس به دست آمده است. نتایج مستخرج از این تحقیق نشانگر استفاده از فرم هایی با تنوع زیاد در برخی از خانواده های حروف، برای مثال خانواده های «ک» و «ه»، برگرفته از شیوه های مبتنی بر خوشنویسی خط نسخ است. از سوی دیگر ترفندهایی مانند همنشینی با حروف خاص، برای مثال فرم خاصی از خانواده «ب» در کنار خانواده «س»، نشانه هایی از توجه به رسانه و محدودیت های ابزار چاپ است. همچنین استفاده از خرده فرم های مشترک برای ساخت حروف دیگر، برای مثال « ن» در شکل گیری « س، س، ص، ص»، نگاه مبتنی بر طراحی تایپ را منعکس می کند که در استفاده از ابزار جدید بروز پیدا کرده و خبر از خلاقیت و نبوغ متخصصان آن دوره دارد.
مطالعه تطبیقی ویژگی های فنی و بصری جواهرسازی در جیقه های دوره فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه قاجار، موجود در خزانه جواهرات ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جواهرسازی از جمله صنایع ظریفه ای است که در عصر قاجار، مورد توجه ویژه پادشاهان بوده و در زمینه های مختلف، آثار متنوعی داشته است. از آن جمله می توان به جیقه های سلطنتی اشاره کرد که از مهم ترین جواهرات درباری و زینت بخش تاج شاهان به شمار می رفته و به عنوان جواهری معنادار، بیانگر اقتدار، شکوه و قدرت سلطنت حاکمان بوده است. به دلیل جایگاه ویژه جیقه ها و تنوع آن ها در دوران فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه، به نظر می رسد کیفیت فرمی و فنون اجرایی و شیوه های تزئینی مورد استفاده در این آثار، هویت دوگانه ای را از این هنر- صنعت به نمایش می گذارند که مطالعه آن ها می تواند به شناخت بیشتر سنت جواهرسازی عصر قاجار بیانجامد. هدف این پژوهش مطالعه ویژگی های فنی و بصری جواهرسازی در جیقه های منصوب به دوران فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه است. پرسش های پژوهش این است: 1- چه ویژگی های فنی و بصری در جیقه های درباری دوران فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه قاجار مشهود است؟ 2- وجوه تشابه و تفارق این ویژگی ها در جیقه های دوران فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه چگونه بوده است؟ روش تحقیق از نظر هدف، توسعه ای و کاربردی و روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی است و اطلاعات آن بر اساس منابع کتابخانه ای-اسنادی با تمرکز بر گنجینه جواهرات درباری دوران فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه موجود در خزانه جواهرات ملی کشور ایران گردآوری شده است. نتایج تحقیق بیانگر این هستند که جیقه های دربار فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه، از خصوصیات فنی و بصری مشترکی برخوردار هستند از جمله استفاده از فلزات گران بهایی مانند طلا و نقره که با روش های تزیینی مرصع کاری و میناکاری آراسته شده اند. همچنین، جیقه های درباری در عصر این دو حاکم در کاربرد تناسبات و نقوش انتزاعی و واقع گرایانه با هم تفاوت دارند.
«راه کاووسان» بر کاسهٔ عصر آهن لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۲)
233 - 250
حوزههای تخصصی:
ماهیت دین و آیین تولیدکنندگان مفرغ های عصر آهن لرستان همواره با نظرات متناقضی همراه بوده است. در میان اشیاء مذکور کاسه ای مفرغی وجود دارد که بر آن نقوش سماوی و هفت نوشته آرامی در مناسبتی معنادار کنار هم چیده شده اند. فرضیه پژوهش این است که تحلیل نقوش سماوی روی این شیء و دیگر مفرغ های لرستان می تواند بخشی از ابهامات موجود دربارهٔ دین این مردمان را روشن سازد. از این رو برای نخستین بار نقوش سماوی بخش های دوم و ششم این کاسه براساس مفاهیم روایی و اساطیری ادیان هندوآریایی و در ارتباط با نقوش دیگر مفرغ های لرستان تحلیل شدند. این پژوهش از حیث ماهیت کیفی و به روش، توصیفی- تحلیلی است و داده های تحقیق از منابع کتابخانه ای و موزه ها گردآوری شده اند. طبق یافته های پژوهش صورت فلکی دو پیکر در بخش دوم کاسه (= طرحواره میمون) رمزی از سَر مار گوزهر - عامل کسوف و خسوف - است. خوشهٔ پروین در بخش ششم کاسه رمزی از دیوان سبتو است، دیوانی که طبق متون بین النهرینی با عیلام، ایزدبانو ناروندی و خسوف پیوند داشتند. محور مفروض بین این دو بخش بازنمودی از مار-اژدهای راه شیری است؛ راهی که طبق بندهش نام دیگر آن «راه کاووسان» و راه شاهانی بود که نشان فرّه را در جهت نیّات پلید خود به کار بردند و باعث زوال سلطنت شدند. چنین می نماید که بازنمایی «راه کاووسان» بر مفرغ های لرستان مرد یا دیو-بزی است که با دستان خود دو مار ستاره نشان را در جهت اِعمال قدرت ارادهٔ خدایان در تغییر سرنوشت و مجازات شاهان خودکامه کنترل می کند.
خط و هندسه پنهان در زوایای کتیبه های مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی (مطالعه موردی گنبد الله الله)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از میان شاخه های گوناگون هنرهای اسلامی، معمای اسلامی و مخصوصاً تزیینات وابسته به آن، دارای جایگاه شاخصی می باشد. بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی نمونه بازری از این شاهکارهای معماری اسلامی می باشد این مجموعه دارای چندین بخش است که مهم ترین بخش آن مقبره شیخ صفی الدین(گنبد الله الله) می باشد. مقبره شیخ صفی الدین که در ضلع جنوبی و شمالی آن دارای دو درگاه موسوم به قبله قاپوسی می باشد، دارای 16 کتیبه محصور شده در قاب 6 ضلعی می باشد که 8 عدد آن دورتادور درگاه ضلع شمالی و 8 عدد دیگر در درگاه جنوبی نقش گردیده اند. هدف اصلی از این پژوهش دستیابی و ترسیم هندسه پنهان در ساختار این کتیبه ها و نیز تفسیر و تحلیل آن ها به جهت بیان ارتباط مستقیم هندسه در بطن کتیبه و مفاهیم نهفته در متون آن می باشد. همچنین از اهداف دیگر پژوهش حاضر دسته بندی حروف به کار برده شده در کتیبه ها به لحاظ فرم حروف ونیزخوانش تعدادی از متون کتیبه های مذکور است که تاکنون خوانده نشده اند. روش جمع آوری داده ها بر پایه پژوهشی میدانی(عکاسی، طرح خطی، تصاویر) و با استناد به منابع مکتوب صورت گرفته است که به روش تاریخی_ تطبیقی بر مبنای الگوهای هندسی و تجزیه حرف های متون به جهت خوانش آن ها صورت پذیرفته است. نتایج حاصله نمایانگر آن است که اکثر این کتیبه ها دارای زیرساخت های هندسی منسجم بوده و نیز تنوع زیادی در طراحی حروف ها با در نظر گرفتن در فضا و زاویه ای که واقع هستند، مشاهده می شود. همچنین از یافته های مهم دیگر این پژوهش دست یابی به مفاهیمی است که ارتباط عمیق و شگرف میان متن و هندسه بکار رفته در مرکز اثر آن را اثبات می نماید. به طور کلی در این کتیبه ها به نوعی ساختار شکنی و منحصر به فرد بودن به جهت نحوه ادغام دو عنصر متفاوت یعنی خط و هندسه در یک قاب 6 ضلعی منتظم مشاهده می شود.
مردم نگاری زیورآلات یکصد سال اخیر شوشتر با رویکرد چند فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زیورآلات مجموعهٔ عظیمی از اشیاء فرهنگی هستند که کاربرد تزئینی، تجملی و بعضاً کارکرد بلاگردان دارند. فارغ از وجه مادی و سرمایه ای، برخی از انواع آن ها کارکردی روزمره و آیینی داشته و بازنمای هویت فرهنگی، اندیشه ها و باورهای جوامع بوده و مهارت و ادراک زیباشناسانهٔ زیورسازان هر دوره را نشان می دهند. در این میان شهر شوشتر که روزگاری مرکز استان خوزستان بوده است، یکی از مراکز ساخت زیورآلات بوده که با توجه به تنوع فرهنگی مردم این منطقه، رویکرد چندفرهنگی در زیورآلات آنان دیده می شود. بر این اساس مسئله پژوهش حاضر، چگونگی شکل گیری رویکرد چندفرهنگی در صنایع دستی این شهر و چیستی زیورآلات ساخته شده در این بستر است. شناخت تزئینات و معناهای مشترک فرهنگیِ جامعهٔ ایرانیِ نهفته در زیورآلات به ویژه آثار منطقهٔ خوزستان و شهر شوشتر و اطراف آن در محدودهٔ یک صد سال گذشته هدف این پژوهش است. رویکرد این پژوهش کیفی، مردم نگارانه است که در آن به طور عمده با بهره گرفتن از منابع میدانی و سپس کتابخانه ای و شیوهٔ تحلیل نشانه شناسانه به بررسی موضوع پرداخته شده است. منابع میدانی پژوهش حاضر، افراد آگاه به موضوع و هم چنین مردم محلی و مجموعه داران شخصی بوده اند. بر اساس یافته های پژوهش، بافت چندفرهنگی شوشتر و وجود تقاضاهای مختلف، سبب شده تا زیورسازان این شهر اقلام مختلف تزئینی، ملزومات زندگی و نیز اشیاء دوگانهٔ تزئینی و بلاگردان یا دفع شر را بر اساس سلیقه های مختلف ساکنانی که جمعیت بیش تری در این شهر دارند، به تولید برسانند. وجود تزئین یا نقش اندازی بر اشیاء و ارزش آفرینی اشیائی نه چندان پراهمیت (به زعم افکار امروزی) چون سنگ پا و قطعه فلز پایین و بالای بادبزن، نشان از تداوم سنت تزئین گرایی در هنر ایرانی است که در بطن شهری با ویژگی هم گرایی فرهنگی، همواره برای آن تقاضا وجود داشته است.
مطالعه طرح و تکنیک «نقش دوزی» در کاربردهای متفاوت و با توجه به پوشش زنان از دوره صفوی تا قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش دوزی، از شیوه های تزیین پارچه محسوب می شود که در پیکرنگاری زنانِ دوره زندیه، بر روی شلوار، به تصویر آمده است. مسئله تحقیق حاضر، واکاوی در اساس طرح و نقش، تکنیک و کاربرد های سوزن دوزی، با توجه به شلوار زنان در نگارگری و پیکر نگاری ها از دوره صفوی، زند و قاجار است. پرسش های پژوهش عبارت هستند از: طرح و روش اجرا در «نقش دوزی» چگونه بوده است؟ کاربردهای متفاوت نقش دوزی، با توجه به پوشش زنان، در پیکرنگاری ها از دوره صفوی تا قاجار، چه بوده اند؟ این پژوهش، با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی به پرسش ها پاسخ می دهد. نتایج نشان می دهد که سوزن دوزی نقش با دو طرح اجرا می شده است. در طرحِ «نقش دوزی»، گل و گیاه به صورت هندسی در ردیف های اریب، سوزن دوزی شده و با الگو برداری از طرح پارچه محرمات کجراه، در اصفهان رواج پیدا کرده و تا اوایل قاجار ادامه داشته و در جلیقه مردانه، بقچه، رومیزی و کیف زنانه نیز کاربرد داشته است. گونه دیگر، با توجه به ظرافتِ کمترِ سوزن دوزی، «مُسَیّف» نام دارد. تکرار نقوشِ شمسه و سواستیکا، انسان و حیوان محصور شده در طرح هندسی، با الگو از 1- نقشه فرشینه ها و 2- پارچه های نقش انسانی و هندسیِ دوره صفوی، در اصفهان و آذربایجان سوزن دوزی شده است. مسیّف در پوششِ سطوح و سربند کاربرد داشته است. با توجه به بررسی (4 نگارگری و 4 پیکرنگاری) از دوره صفوی، زند و قاجار و تطبیق آن ها با شلوار زنان، مشخص شد که «نقش دوزی» در شلوار با الگوی چسبان در دوره صفوی کاربرد داشته است و «نقش دوزی» و «مسیّف دوزی» در شلوار های گشاد در دوره زند و اوایل قاجار استفاده می شده است. وجه مشترک تصاویر، توجه زنان مهم و درباری به شلوار سوزن دوزی است. در دو طرح سوزن دوزی، کوک-های کوچکِ ابریشمی و پشمی، اریب و فشرده با شمارش تار و پود، بدون اثر طرح اولیه برروی پارچه اجرا شده اند. این نقوش با خوانش نقشه بر روی پارچه پنبه ای ساده بافت سوزن دوزی شده اند.
نقش ذکر در تکوین هویت معنوی معماری اسلامی با تأکید بر کتیبه های سده های نخست تا پنجم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ذکر، یک مفهوم باطنی در فرهنگ اسلامی و عرفان است. نظر به اهمیت این مفهوم، هنرمندان از آن جهت که هنر در اساس، ظهور است و با صورت سر و کار دارد، در آثار خود این مفهوم باطنی را به شکل بصری ترجمه کرده اند. پژوهش حاضر، ضمن بررسی مفهوم دینی عبارت ذکر در وجوه مختلف آن، تمهیدات بصری هنرمندان و معماران در ترجمان مفهوم باطنی ذکر به صورت مادی و بصری در معماری اسلامی را مورد توجه قرار داده است. استفاده از آیات و روایات و نام های خداوند و پیامبر و امامان شیعه و استفاده از اصل وحدت مهمترین راهکارهای بصری ایشان در تکوین هویت بخشی اسلامی به بنا با توجه به مفهوم ذکر است. اساساً در مطالعات هنر اسلامی کمبود مباحث نظری در روند خلق آثار به چالش اصلی تبدیل شده است. از این رو این مقاله سعی دارد چگونگی کاربست مفاهیم نظری اسلام را در هنر به روش کیفی و بر اساس تحلیل داده بنیاد تحلیل کند. در همین راستا 10 نمونه از ذکرهای اسلامی در قالب کتیبه در بناهای سده نخست تا پنجم هجری، بر مبنای مطالعات کتابخانه ای به عنوان نمونه انتخاب شده اند. نتایج حاکی از آن است که کاربرد اذکار در صورت های متنوع آن، موجب شده است تا آن بنا رنگ و بوی مذهبی و اسلامی گرفته و خواسته و ناخواسته، شخص را در جذبه خویش فروگیرد. توجه به جنبه روحانی و معنوی در هنرهای اسلامی به طور عام و معماری به طور خاص، از یک سو موجب تکوین هویت معنوی اثر شده، هویتی مستقل از فرم و کالبد که حتی به صورت مانعی در برابر رشد هویت فیزیکی واحد و منسجم اثر عمل نماید. از سوی دیگر موجب تکوین اصول بصری خاص همچون اصل وحدت در نظام بصری اسلامی شده است.
مطالعه تطبیقی آرایه درخت در قالی های صفوی و قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
25 - 50
حوزههای تخصصی:
هنر قالی بافی از هنرهای سنتی و اصیل ایرانی است که جلوه ای کم نظیر از نقوش و آرایه های سنتی و تزئینی را به نمایش می گذارد. این آرایه ها شامل گونه های مختلف گیاهی، جانوری، انسانی و تجریدی است. نقوش گیاهی از فراوان ترین و پرتکرارترین آرایه هایی است که در قالی مورد استفاده بوده و نقش درخت به عنوان عنصری بصری و روایی از گونه های عمده-ی این عناصر گیاهی است که در قالی های ادوار مختلف تاریخی نقش بسته است. در نمونه قالی های باقی مانده از دوران صفوی تا نمونه های امروزی درخت ها به شکل های مختلف و متنوعی بافته شده اند و باعث تنوع و بروز گونه های متفاوت در قالی های درختی شده اند. بررسی ویژگی های طرح های حاوی درخت، خصوصاً در دوره صفویه و قاجار از اهداف اصلی این پژوهش است. و بر این اساس پرسش های زیر مطرح است؛ - آرایه ی درخت در قالی های درختیِ دوره صفوی و قاجار دارای چه ویژگی های ساختاری است؟- آیا می توان معیارهای مشترک و متفاوتی از نظر طرح و نقش برای قالی های درختی صفوی و قاجار تعریف کرد؟این مقاله به تحلیل ویژگی های آرایه درخت در قالی های دوره ی صفوی و قاجار و شناخت وجوه اشتراک و افتراق این آرایه در دو دوره مذکور پرداخته و از این رهگذر، تغییراتی که در نقش درخت بوجود آمده را بررسی کرده است.این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی و تطبیقی بوده و گردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای صورت گرفته است. بر اساس نتایج پژوهش مشخص شد که به طور کلی ویژگی قالی های درختی دوره صفویه، متاثر از هنر قالی بافی این دوران است و چهارچوب کلی هنر قالی بافی دوره صفوی حفظ شده است. پس از دوره صفویه نیز، در دوره قاجار بافت قالی های درختی با حفظ کلی ساختار قالی های صفوی ادامه یافت. تطبیق و مقایسه گونه های صفوی و قاجار نشان از تنوع بیشتر در طرح، فرم درخت در متن قالی های درختی قاجار دارد. همچنین در دوره قاجار، گرایش جدید طبیعت گرایی، در طرح پردازی قالی، منجر به بروز مضامین تازه و نقش مایه های متنوع در قالی ایران شده و تنوع طرح درختی در این دوران را رقم زده است.
تحلیل بازنمایی کنیزان در نگارگری عهد تیموری با تأکید بر پایگاه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱
51 - 62
حوزههای تخصصی:
پیشینه بردگی در ایران به سال های پیش از اسلام بازمی گردد و انواع برده در دوره های مختلف در جامعه حضور داشتند که یکی از انواع آن، برده زن یا کنیز است که در هنرهای مختلف بازنمایی شده اند. پژوهش حاضر به تحلیل بازنمایی کنیزان در نگارگری دوره تیموری پرداخته و رابطه میان پایگاه اجتماعی و بازنمایی آنها را بررسی می کند. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی است و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است. با توجه به ارتباط مستقیم نگارگری تیموری و ادبیات فارسی، در ابتدا انواع کنیزان در متون ادبی دسته بندی شده و سپس در نگاره های دوره تیموری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان می دهد که کنیزان در عصر تیموری در نٌه پایگاه اجتماعی مختلف قرار داشتند، اما تنها آن دسته کنیزان که مورد توجه متون ادبی بودند، در نگارگری بازنمایی شده اند. این بازنمایی تصویری با توجه به اهمیت پایگاه اجتماعی کنیزان متفاوت بوده است به نحوی که کنیزان تجملاتی و هنرمند در دسته های چندتایی و در حاشیه تصاویر بازنمایی شده اند درحالی که کنیزان معشوقه و خدمتکار به صورت یکه به مرکزیت تصویر نزدیک می شوند. درنهایت چنین نتیجه ای حاصل شد که نگارگری تیموری، با تأکید بر ارتباط با متون ادبی، ترجیح می دهد کنیزانی را بازنمایی کند که در داستان ها مورد توجه هستند و وضعیت بازنمایی در ترکیب بندی تصویر نیز با پایگاه اجتماعی شان تطابق دارد.
تأثیر بوم و فرهنگ بر خلق نقشمایه های سوزن دوزی در پوشاک محلی زنان ترکمن با نظری بر هویت فرهنگی و تبارشناسی قومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۸
36 - 47
حوزههای تخصصی:
نقشمایه های به کار رفته در سوزن دوزی های ترکمن، متأثر از شرایط اقلیمی، فرهنگی، تاریخی و نیز آداب ورسوم و سنت های اقوام مختلف ترکمن است. هنرمندان سوزن دوز ترکمن، با توجه به برداشت های خود از باورها، فرهنگ، پیشینه تاریخی و طبیعت و محیط پیرامون، نقشمایه هایی را که حاوی مفاهیم آشکار و پنهان است، بر روی البسه محلی خلق می کنند. این پژوهش - که به روش توصیفی انجام شد - می کوشد تا ضمن بررسی ویژگی های نقشمایه های به کار رفته در سوزن دوزی ترکمن، به تحلیل عوامل تأثیرگذار بر خلق نقشمایه های پوشاک زنان آن دیار بپردازد و به این پرسش پاسخ دهد که بوم و فرهنگ چگونه بر خلق نقشمایه های سوزن دوزی پوشاک سنتی زنان ترکمن تأثیرگذارند؟ حاصل پژوهش نشان می دهد پدیده های تصویری نهفته در نقشمایه های مذکور مفاهیم متفاوتی دارند و تأثیر الهامات طبیعی بر آن ها، گاه به چنان شکلی از انتزاع نائل می شود که به سختی می توان معادلی برای آن در پدیده های پیرامون باز شناخت. با توجه به گذشته تاریخی و نوع باورها و فرهنگ حاکم در منطقه ترکمن صحرا، همچنین طبیعت ویژه این دیار، نقشمایه هایی که در سوزن دوزی های سنتی پوشاک زنان این سرزمین به کار می رود، برگرفته از ذهن هنرمندان ترکمن و تحت تأثیر عواملی چون: فرهنگ (آداب، رسوم، عقاید و باورها)، جانوران، طبیعت و محیط پیرامون و نیز بیانگر ویژگی ها و هویت های اقوام و دریافت های انتزاعی از عناصر جاری در زندگی آن هاست.
مطالعۀ تزیینات نشان های قرآنی در مصاحف سده های نخست با تأکید بر دوره های ایلخانی و تیموری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳
81 - 95
حوزههای تخصصی:
کتابآرایی قرآن از جمله هنرهایی است که به برکت دین مبین اسلام از جایگاه ویژهای برخوردار است. احترام و تکریم مسلمانان نسبت به قرآن و جایگاه آن تلاش و کوشش هنرمندان را در بحث تذهیب و تزیین آن برانگیخته است، این مهم با پیشینۀ قوی خود که ریشه در ایران پیش از اسلام و یا سایر تمدنهای مجاور داشت با ورود اسلام در خدمت آراستن آیات قرآنی قرارگرفته؛که در ابتدای امر با احتیاط صورت گرفت و بعدها بیشتر مورد توجه و اجرا قرار گرفت. از ابتدای دین اسلام این کتاب مقدس به صورت نسخههای خطی تهیه میشد که دارای ویژگیهای منحصر به فردی است. از ساختار اصولی، صفحهآرایی، تذهیب، تجلید و کتابت بهرهمند بود، این تلاش کاتبان و مذهبان در بهکارگیری تزیینات در مصاحف در تمدن اسلامی خود دلیلی بر اهمیت کتابآرایی قرآن است. لذا به واسطۀ قدمت استفاده از تزیینات در مصاحف، هدف پژوهش حاضر پرداختن به تزیینات نشانهای قرآنی در مصاحف سدههای نخست با تأکید بر دورههای ایلخانی و تیموری است. و به روش توصیفی ـ تحلیلی با بررسی اسناد کتابخانهای، مشاهده و مطالعات میدانی به گردآوری دادهها پرداخته شده است، بنابراین یافتههای پژوهش حول محور دو پرسش اساسی به دست آمده است؛ ارتباط تزیینات بهکاررفته در نشانهای قرآنی با متن قرآن چگونه است؟ آیا قالب اجرایی تزیینات در نشانهای قرآنی، مصاحف سدههای نخست با مصاحف دورههای ایلخانی و تیموری یکنواخت بوده است؟ بررسیها نشان داد که تزیینات بهکاررفته در نشانهای قرآنی ارتباط مستقیی با متن قرآنی داشته است، همچنین قالب اجرایی تزیینات در نشانهای قرآنی در ادوار مختلف یکنواخت نبوده و منوط به متغیرهایی، دچار تغییراتی شده است.
مطالعهٔ نقوش آثار فلزی مملوکی محفوظ در موزهٔ متروپلیتن و بررسی تأثیرپذیری آن ها از مناطق هم جوار (مطالعهٔ موردی: جعبه و لگن برنجی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۲)
175 - 196
حوزههای تخصصی:
طبق اسناد و مدارک موجود از تاریخ دوران اسلامی، دورهٔ مملوکان یکی از ادوار شکوفایی هنر فلزکاری به شمار می آید و سرزمین تحت تسلط آن ها به یکی از مراکز مهم فلزکاری بدل شده بود. فرم و نقش آثار اولیهٔ فلزکاری مملوکی را می توان ترکیبی از ویژگی های فلزکاری سرزمین های مجاور خود برشمرد که به دلیل خلاقیت و مهارت بالای آنان در فلزکاری، نهایتاً منجر به خلق سبکی منحصر به فرد و مستقل گردید. لذا از این منظر سهم به سزایی در رشد و توسعهٔ هنر فلزکاری اسلامی ایفا نموده است. هدف اصلی پژوهش حاضر، معرفی و تحلیل نمونه هایی از آثار فلزکاری مملوکی محفوظ در موزهٔ متروپلیتن، و تحلیل مفاهیم و مضامین نهفته در نقوش این آثار می باشد. در راستای دستیابی به این هدف، پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که در تزئین آثار فلزی مملوکی از چه نقوشی بهره گرفته شده و رابطهٔ الگوهای تزئینی و محتوایی در این آثار با الگوهای سنت های پیشین و تمدن های هم عصر آن ها چگونه بوده است؟ این پژوهش کیفی، به روش توصیفی - تحلیلی انجام گرفته و شیوهٔ گردآوری اطلاعات آن، به صورت مطالعات کتابخانه ای بوده است. به دلیل تعدد آثار، چهار نمونه از آثار موجود در موزهٔ متروپلیتن به عنوان نمونه های مطالعاتی برگزیده شده و از نظر نقش و تزئین مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته اند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که در تزئینات این آثار از مجموع نقوش انسانی، حیوانی گیاهی، کتیبه و هندسی استفاده شده، هم چنین طراحی این نقوش متأثر از مناطق دیگری از جمله ایران و آناتولی بوده است.