ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۱۰٬۴۸۰ مورد.
۱۶۱.

مرور نظام مند معیارهای زیست آسایی در شهرسازی و ارزیابی آن ها با روش دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۳۷
بیان مسئله: مفهوم شهر و نسبت آن با محیط زیست، از موضوعات بحث برانگیز است. مطرح شدن مفهوم «زیست آسایی» که جنبه های ذهنی و عینی را همزمان در نظر می گیرد، فرصت جدیدی برای توسعه دانش های محیطی، ازجمله برنامه ریزی شهری، فراهم آورده است. پرسش اصلی این پژوهش این است که چگونه می توان با تفکیک و مرزبندی دو مفهوم «زیست پذیری» و زیست آسایی در علوم محیطی، برنامه ریزی شهری و شهرسازی، به معیارهای زیست آسایی دست یافت؟ و نظر خبرگان در این حوزه چیست؟  هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تعریف و تفکیک دو مفهوم زیست پذیری و زیست آسایی همراه با مروری نظام مند بر معیارهای زیست آسایی و بازتدوین آن ها براساس نظر خبرگان است تا به عنوان یک چهارچوب مفهومی در کنار سایر مفاهیم نوین شهرسازی، ما را به شهرسازی مطلوب نزدیک کند.   روش پژوهش: چهارچوب نظری پژوهش، براساس نظریه معماری سرآمد تشکلی شده که با رعایت سلسله مراتب مفهومی شامل هدف، رویکرد، راهبرد، ساختار، بُعد، مؤلفه، معیار و شاخص، ازطریق مرور نظام مند، روش دلفی سه مرحله ای و تکنیک شانون، به تدوین، تدقیق و پالایش معیارهای زیست آسایی پرداخته شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد زیست آسایی کالبد شهر با تدوین ۱۶ معیار، مفهومی چندوجهی و فراتر از زیست پذیری شهر است. وزن دهی این معیارها با استفاده از آنتروپی شانون نیز نشان داد معیارهایی نظیر عدالت فضایی، شبکه حمل ونقل سبز و حکمرانی کارآمد، بیشترین قدرت تمایز و تأثیرگذاری در ساختار زیست آسا را دارند. این امر گویای آن است که دستیابی به این مفهوم در فضاهای شهری، مستلزم هم ترازی میان مؤلفه های کالبدی و ارزش های اجتماعی-فرهنگی تحت حکمرانی کارآمد است. یافته های پژوهش، ضمن ارائه مدلی عملیاتی، امکانی برای ارزیابی وضع موجود شهرها و همچنین طراحی سنجیده مداخلات سیاستی و کالبدی را فراهم می سازد.
۱۶۲.

خوانش بیوفیلیایی بر منظر زیست پذیر در گذر از حیاط خانه های بافت قدیم قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۴
حیاط در ساختار فضایی مسکن به عنوان مرکز فعالیت های مشترک جایگاه و ضرورت ویژه ای دارد و بخش زیادی از عملکردهای خانه متأثر از آن است. حیاط در خانه ایرانی به عنوان مکان زندگی و منظری زیست پذیر، جهان صغیری در دل جهان کبیر جلوه می کند. طرح اندازی مسکن نیز از حیاط آغاز و مقام و مرتبه فضاهای بسته پیرامونی از نحوه ارتباطشان با حیاط معین می شود. این مقاله، منظر زیست پذیر حیاط خانه ایرانی را با دیدگاه بیوفیلیایی خوانش می کند و در این راه به ارزیابی و تطبیق زیست پذیری حیاط ها در خانه های بافت قدیم شهر قزوین می پردازد. روش پژوهش استدلال منطقی و قیاسی است که با شبیه سازی نمونه های منتخب خانه ها در نرم افزار دپت مپ، ارزیابی و تحلیل و درنهایت خوانش تطبیقی نمونه ها با تکیه بر شاخص های توأمان منظر زیست پذیر و بیوفیلیک در سه بُعد محیطی، کالبدی و عملکردی انجام شده است. نتایج نشان می دهد هندسه حیاط و پس از آن جانمایی با توجه به تأثیر بر سطح چشم انداز داخلی در مقادیر خروجی نرم افزار، مهم ترین عامل در این خوانش است. تعداد فضاهای باز تأثیر بیش تری بر شاخص انسجام فضایی دارد و مساحت، کم اهمیت ترین عامل در این ارزیابی شناخته می شود؛ زیرا اثرگذاری آن به وضعیت دیگر عوامل (هندسه- جانمایی- تعداد) وابسته است.
۱۶۳.

بازنمایی هویت ملی در طراحی مبلمان شهری با الهام از نقش مایه های منسوجات ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۳
بیان مساله: هویت ملی در فضای شهری از طریق نمادها و عناصر هنری بازنمایی می شود و یکی از عرصه های مهم برای تحقق این هدف، طراحی مبلمان شهری است. مبلمان شهری به عنوان یکی از عناصر ملموس و در تماس با شهروندان ظرفیت بالایی برای القای ارزش های فرهنگی و تاریخی جامعه دارد. بازنمایی شاخصه های فرهنگی و تاریخی یک جامعه در قالب فرم، رنگ، نقش مایه نه تنها به افزایش زیبایی فضاهای عمومی کمک می کند بلکه حس تعلق به تاریخ فرهنگی را در میان شهروندان تقویت می سازد. با توجه به هجوم تصاویر و نمادهای غربی بیگانه، شناخت مولفه های هویتی در جامعه امری ضروری به حساب می آید. پژوهش حاضر به بررسی چگونگی بازنمایی هویت ملی در طراحی مبلمان شهری با ایده از نقش مایه های منسوجات ساسانی می پردازد. هدف: هدف پژوهش، شناسایی نقش مایه های منسوجات ساسانی از منظر بصری و بررسی ظرفیت آن ها برای انطباق با فرم و عملکرد در مبلمان شهری و بهره برداری از نقش مایه ها در راستای اثربخشی فرآیندهای تقویت حس تعلق فرهنگی و بازنمایی هویت ملی در فضاهای شهری است. هدف پژوهش کاربردی و تبیین ویژگی های بصری نقش مایه های منسوجات ساسانی و بازنمایی هویت ملی در طراحی مبلمان شهری است. روش: روش پژوهش به صورت کیفی و تحلیلی توصیفی است و با رویکرد تحلیل محتوای بصری نقوش منسوجات ساسانی صورت گرفته است همچنین پژوهش از نظر هدف کاربردی است و داده های مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد تصویری گرداوری شده است. یافته ها: با تحلیل محتوای بصری نقش مایه ها ظرفیت بازنمایی هویت ملی و قابلیت ترجمه به زبان طراحی معاصر در قالب فرم های ساده شده و هندسی ارائه شد. مولفه های فرم و عملکرد می توانند منجر به نشانه ای از شکل گیری هویت ملی در فضای شهری باشند و هنگامی که نقش مایه ها با الزامات عملکردی مبلمان شهری هماهنگ شوند طراحی آن ها در در دوره معاصر کارامد می شود. نتیجه گیری: استفاده آگاهانه از نقش مایه های ساسانی و ایجاد هماهنگی با فرم و عملکرد حس تعلق فرهنگی، ارتقای زیبایی محیط و بازسازی حافظه تاریخی شهروندان را موجب می شود .نقش مایه های ساسانی به دلیل ادغام زیبایی شناسی بصری، غنای معنایی، قابلیت بالایی در طراحی معاصر دارند.
۱۶۴.

واکاوی اثربخشی آسایش حرارتی در مطلوبیت شکل گیری قلمرو فضایی (مطالعه موردی: پیاده راه صف (سپه سالار) تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۷۳
بیان مسئله: انسان ها موجوداتی منزوی نیستند و همواره با محیط اطراف خود در ارتباط اند. آن ها، چه به صورت فردی و چه اجتماعی، فضایی برای خود طلب می کنند و مرزهایی تعریف می نمایند تا به حالت مطلوبی از این مفهوم دست یابند. می توان ادعا کرد که قلمرو نقش اساسی در زندگی انسان دارد و این امکان را فراهم می آورد تا انسان فضای اطراف خود را س اماندهی کرده و به آن هویت فردی یا جمعی ببخشد. تأمین ابعاد قلمرو در فضا نخسین گام در هویت بخشی به فضا و مکانمندی آن به شمار می آید. دستیابی به مطلوبیت در مفهوم ذهنی قلمرو، در گرو شفاف سازی شاخص های شکل گیری آن است که می توان برمبنای مفاهیمی از سوی نظریه پردازان، آن را تعمیم داد. فقدان آسایش حرارتی به عنوان یکی از عوامل شکل گیری قلمرو فضایی، باعث ایجاد حس ازدحام در فرد می شود. باتوجه به حداقل امکان شخصی سازی فضا توسط کاربر در فضاهای عمومی، این پژوهش فضای عمومی را به عنوان بستر مطالعه ی موردی انتخاب کرده است تا اثر بخشی آسایش حرارتی در قلمروهای فضایی آن بررسی شود. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش، آزمون فرضیه ای است که در پی واکابی شاخص آسایش حرارتی در مطلوبیت شکل گیری قلمروفضایی، به عنوان پیش فرضی برای شکل گیری قلمرو انسانی است. همچنین، بررسی ارزش های پنهان شاخص های مؤثر در شکل گیری قلمرو در بستر مطالعه موردی، از دیگر اهداف این تحقیق به شمار می آید.روش پژوهش: پژوهش حاضر، از نظر هدف دارای ماهیتی کاربردی مبتنی بر راهبردی استقرایی است و از نظر روش، رویکردی ترکیبی دارد. الگوی نظری و شاخص های شکل گیری، از طریق جمع آوری داده ها و مرور ادبیات موضوع با رویکرد کیفی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای استخراج شده اند. با شبیه سازی آسایش حرارتی مطالعه موردی تمرکز بر شاخص UTCI، محدوه های آسایش حرارتی در قلمروهای طراحی شده ارائه شده اند. برای پاسخ به این پرسش که آیا انسان از محدوده های فاقد آسایش حرارتی به عنوان قلمرو مطلوب استفاده می کند، از روش ردیابی مستقیم و نمونه گیری اشباع با قیاس تطبیقی استفاده شده است. نتایج نشان داد برخی از محدوده ها با توجه به عدم آسایش حرارتی، مورد استفاده کاربران قرار گرفته اند. در این مرحله از پژوهش به نتایج بسنده نکرده و در جهت کشف اهمیت و ارزش پنهان شاخص های شکل گیری قلمرو به روش آزمون T تک نمونه ای و همچنین در جهت دخالت جنسیت و بررسی افتراق ایشان از روش آزمون T دو گروه مستقل استفاده شد.نتیجه گیری: برخلاف فرض پژوهش، گام های پژوهش حاکی از آن بود که قلمروهای مطلوب آزمودنی ها در بستر مطالعه موردی فاقد آسایش حرارتی است. روش آزمون T در جهت کشف اهمیت و ارزش پنهان شاخص های شکل گیری به تفاوت تمایل زنان و مردان در اهمیت شاخص های شکل گیری قلمرو فضایی مطلوب اشاره دارد. 
۱۶۵.

تبیین مدل ارتقاء شاخص های روان شناسی محیطی از طریق معماری بیوفیلیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۴۹
انسان همواره بخشی جدایی ناپذیر از طبیعت بوده و اقدامات او به طور مستقیم بر محیط و بالعکس محیط نیز بر زندگی انسان تأثیرگذار بوده است. یکی از محیط های تأثیرگذار بر انسان ها طبیعت است. در این راستا تأثیر معماری بیوفیلیک به عنوان یک الگوی معماری معاصر طبیعت محور، بر انسان ها و رفتار عملکرد آن ها در چهارچوب حوزه دانشی روان شناسی محیطی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف این پژوهش ابتدا استخراج و دسته بندی ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های روان شناسی محیطی و معماری بیوفیلیک بوده و در نهایت به دنبال تلفیق این دو مفهوم و تبیین مدلی برای ارتقاء شاخص های روان شناسی محیطی از طریق معماری بیوفیلیک است. این پژوهش به منظور این که بتواند جامع ترین دسته بندی را از ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های روان شناسی محیطی و معماری بیوفیلیک ارائه بدهد، از پروتکل نگاشت سیستماتیک در جهت یافتن منابع مورد نظر خود بهره برده است و براساس تحلیل محتوا و تجزیه و تحلیل مقالات بدست آمده از این فرآیند به ارائه یافته ها، بحث و نتیجه گیری پرداخته است. یافته ها نشان می دهند که شاخص های روان شناسی محیطی در شش مؤلفه محدوده و حریم شخصی، ادراکات محیطی، جهان فرهنگی- اجتماعی، توانمندسازی فردی، احساسات فردی و سلامت جسم و روان دسته بندی شده اند و شاخص های مختلف معماری بیوفیلیک بر این مؤلفه ها و شاخص های مرتبط آن تأثیر گذارند. طیف وسیعی از شاخص های معماری بیوفیلیک در قالب سه دسته طبیعت در فضا، آنالوگ های طبیعی و رابطه انسان با طبیعت بر شش مولفه ی روان شناسی محیطی تأثیرگذار بوده و مشخص کردن این که هر شاخص معماری بیوفیلیک چگونه می تواند به ارتقاء روان شناسی محیطی کمک کند، می تواند به طراحان در ارائه الگوهای طراحی مناسب در معماری بیوفیلیک یاری دهد.
۱۶۶.

Educational Model of Architecture Based on the Professor’s Position (Case Study: Students of Selected Universities of Iran)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۵۷
This study aims to enhance the quality of higher education by introducing a model of a competent professor in Iran’s higher education system. Among the elements of the education system, the teacher element is the most important one, so professors and teachers are the underlying agents for the renewal of pedagogy. It is hoped that the lack of effective position of man in traditional education of architecture is removed in contemporary architecture education by investigating the human component, profound vision, and principles that architect masters acquired when they were solving the problems ruling the implementation of the building, creating a relationship between new building and teaching these principles in details and accurately to their students. To achieve this, a qualitative study employing a content analysis approach was conducted. Semi-structured interviews and participant observation were used to collect data. The main question of this study is whether students of Selected universities in Iran can identify the characteristics of a competent professor. The information indicates that the averages of the total dimensions of human existence, cognitive dimension, wisdom dimension, and skill dimension were reported as 3.605, 3.701, 4.097, and 3.017, respectively. It can be seen that the average score for the total score, as well as the average score for the cognitive dimension, was above average. The average score for the wisdom dimension was desirable and excellent, while the average score for the skill dimension was poor.
۱۶۷.

شناسایی و اولویت بندی معیارها و شاخص های موثردرفرایند تحقق پذیری پروژه های بازآفرینی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۴۱
بیان مسئله: تاکنون مدیران و دولتمردان در چارچوب رویکرد بازآفرینی شهری تلاش های بسیاری کرده اند، اما این تلاش ها نتوانسته اند مشکلات بافت های ناکارآمد را حل کنند. علت اصلی این ناکامی، نبود چارچوب و مدل مناسب برای ارزیابی تحقق پذیری این پروژه ها، به ویژه در فرآیند تهیه طرح ها بوده است. تاکنون، ارزیابی ها عمدتاً به تحقق پذیری محصول برنامه ها پرداخته اند و نه فرآیند تهیه آن ها. اهداف: این پژوهش به دنبال شناسایی و اولویت بندی معیارها و شاخص های مؤثر در فرآیند تهیه طرح های بازآفرینی شهری است. روش ها: ابتدا، با استفاده از مطالعات اسنادی، چارچوب نظری تدوین شد. سپس با استفاده از روش تحلیلی تطبیقی و مرور دیدگاه های مشابه، معیارها و شاخص های اولیه مشخص شدند. برای بومی سازی و تطبیق با زمینه ایران، مصاحبه هایی با صاحب نظران انجام شد و نهایتاً اهمیت معیارها و شاخص ها از طریق پرسشنامه ای توسط بازیگران اصلی پروژه های بازآفرینی شهری در ایران تعیین و اولویت بندی شد. یافته ها: پژوهش نشان داد که از میان ۱۴ معیار شناسایی شده، معیارهای صلاحیت کارفرما، مدیریت پروژه، قدرت اقتصادی و مالی، مشارکت عمومی و تعامل دستگاه ها بیشترین اهمیت را دارند. در مقابل، معیار تعامل قانونی و پشتیبانی علمی کمترین اهمیت را دارند. نتیجه گیری: معیارهای مرتبط با ساختار قدرت (تمرکز) بیشترین اهمیت و معیارهای مرتبط با ساختار ارتباطی (عدم تمرکز) کمترین اهمیت را داشته اند.  
۱۶۸.

تأثیر فرهنگ غرب بر معماری خانه از دیدگاه جلال آل احمد، نمونه موردی: خانه های دوره پهلوی شهر ارومیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۸۹
معماری مسکونی دوره پهلوی در ایران تحت تأثیر سیاست های مدرنیزاسیون و نفوذ فرهنگ غرب دچار تغییرات اساسی شد. بررسی تأثیر فرهنگ غرب بر معماری خانه های این دوره، به ویژه در شهر ارومیه، می تواند به درک بهتر پیامدهای این تغییرات کمک کند. این تحقیق با هدف بررسی تأثیر فرهنگ غرب بر معماری خانه های دوره پهلوی در ارومیه، بر اساس دیدگاه های جلال آل احمد انجام شده است. تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها از طریق مشاهده میدانی، بررسی مستندات تاریخی و مصاحبه با ساکنان و کارشناسان جمع آوری شده است. نمونه گیری به شیوه هدفمند انجام شده و ۲۴ خانه متعلق به دوره پهلوی که تغییرات معماری ناشی از فرهنگ غرب در آن ها مشهود است، بررسی شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که در این دوره، حذف عناصر اجتماعی مانند حیاط، استفاده از مصالح غیربومی و تقلید از فرم های وارداتی، موجب تغییرات اساسی در ساختار معماری شده است. این تغییرات علاوه بر تضعیف هویت معماری ایرانی، باعث یکسان سازی طراحی ها و کاهش خلاقیت در ساخت بناها شدند. همچنین، ناسازگاری برخی ساختمان ها با اقلیم منطقه و تمرکز بیش ازحد بر ظاهر بناها، نشان دهنده گسترش معماری مصرف گرا و کمرنگ شدن توجه به اصول سنتی و بومی است. در مجموع، این تحولات منجر به کاهش پیوند میان معماری و فرهنگ بومی ایران شده است.
۱۶۹.

چهارباغ تیموری: بررسی تطبیقی چهارباغ ها در متون مکتوب فارسی قرون نهم و دهم هجری با چهارباغ ابونصری هروی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۲۱
 این پژوهش با هدف تبیین ویژگی ها و تحولات مفهومی چهارباغ ها در متون فارسی سده های نهم و دهم هجری، به بررسی این متون می پردازد و ویژگی های چهارباغ ها را استخراج و با الگوی ابونصری هروی در «ارشادالزراعه» مقایسه می کند. مسئله اصلی پژوهش، شناسایی چهارباغ های ذکرشده در این دوره، بررسی ویژگی های کالبدی، کارکردی و معنایی آن ها و تعیین میزان انطباق یا تمایز آن ها با الگوی هروی است. این مطالعه با استفاده از رویکرد کیفی و تحلیل محتوای متون تاریخی دسته اول، توصیفات چهارباغ ها را استخراج و براساس زمان تألیف متون، آن ها را تحلیل و با الگوی هروی مقایسه می کند. یافته ها نشان می دهد که الگوی واحدی برای چهارباغ در این دوره وجود ندارد. برخی متون به درختان سرو کنار جوی اشاره دارند که با هروی مشترک است، اما وجود چندین عمارت یا تناقض در نوع گل ها و درختان با توصیف هروی همخوانی ندارد. این عدم انطباق، انعطاف پذیری چهارباغ ها در پاسخ به نیازهای محلی و حکومتی را نشان می دهد و احتمالاً هروی چهارباغی آرمانی را توصیف کرده است. تأثیر سیاق جغرافیایی هروی بر توصیف او نیز قابل توجه است. بسیاری از چهارباغ ها در حومه شهرها، دارای کارکرد حکومتی، حوض و درختان میوه بودند و نقش های سیاسی، فرهنگی (مانند گردهمایی شعرا در سمرقند)، و اجتماعی (مانند پیوندهای اسطوره ای کابل و مذهبی مشهد) داشتند. فقدان شواهد هندسه ای خاص، به ویژه چهاربخشی و تحول معنای چهارباغ (مانند خیابان چهارباغ اصفهان) بر اهمیت سیاق فرهنگی خراسان بزرگ تأکید دارد.
۱۷۰.

ارزیابی کیفیت منظر صوتی کرانه های ساحلی، پژوهش موردی: محله سورو در شهر بندرعباس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۷
هدف پژوهش حاضر ارزیابی کیفیت منظر صوتی کرانه های ساحلی با تکیه بر جذب و ماندگاری مخاطبان در نوار ساحلی محله سورو در غرب شهر بندرعباس است. روش پژوهش براساس ماهیت داده ها کیفی- کمی و رویکرد آن توصیفی- تحلیلی می باشد. از تکنیک های کیفی صداپرسه و پرسشنامه و تکنیک کمی نقشه صوتی، برای ارزیابی و تحلیل کیفیت منظر صوتی محدوده مورد نظر استفاده شده است. در تکنیک صداپرسه، منابع صوتی بیوفونی، آنتروفونی و ژئوفونی شناسایی گردید؛ برای گردآوری داده های پرسشنامه، از 50 نفر از شهروندان و گردشگران نمونه گیری تصادفی صورت پذیرفت که پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ با ضریب 964/0 تأیید شد، سپس داده های حاصل در نرم افزار Spss تحلیل گردید. ارزیابی کمی محدوده نیز با استفاده از دستگاه Meter db در 30 نقطه مشخص شده صورت پذیرفت که نقاط مورد نظر به Arc Gis منتقل شد و نقشه صوتی تولید گردید. نوآوری پژوهش، ارزیابی منظر صوتی کرانه های ساحلی به منظور جذب و ماندگاری مخاطبان در این ناحیه است. نتایج حاصل از پژوهش، گویای کیفیت نامطلوب منظر صوتی در گستره مورد نظر است. اما توجه به قابلیت های بالقوه کرانه و مدیریت مناسب آن می تواند، با ایجاد فضای شنیداری طبیعی و بومی، محیطی سرزنده و پویا برای جذب و ماندگاری مخاطبان پدید آورد.
۱۷۱.

گونه شناسی فرم و نقوش قلمدان های فلزی ایران از قرن چهارم تا پایان قرن هفتم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۷
با پیشرفت هنر کتاب آرایی در دوره ی اسلامی، ابزار و لوازم مرتبط با آن نیز دستخوش تحول شدند. از جمله ی این ابزارها می توان به قلمدان ها اشاره کرد که در انواع گوناگون سنگی، چوبی و فلزی ساخته می شدند. بخش قابل توجهی از قلمدان های برجای مانده از این دوره، قلمدان های فلزی هستند که بررسی و مطالعه ی آن ها ضرورت دارد. هدف از پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل فرم و نقوش قلمدان های فلزی ایران از قرن چهارم تا پایان قرن هفتم ه .ق است. در راستای این هدف، دو پرسش اصلی مطرح می شود: قلمدان های فلزی ایران از نظر فرم در چه گروه هایی قابل طبقه بندی اند؟ قلمدان ها شامل چه نقوشی هستند؟ در این راستا، تحقیق پیش رو با روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است و داده ها بر پایه ی منابع مکتوب و تصاویر موجود در مجموعه ها و موزه ها گردآوری شده اند. قلمدان ها بر اساس فرم کلی، قاب بندی و ترکیب بندی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که این آثار از منظر سطح مقطع کف به دو گروه عمده تقسیم می شوند که عبارتند از فرم های مبتنی بر مستطیل (مانند مستطیل ساده و ترنجِ قلمدانی) و فرم های مبتنی بر مثلث (از جمله ذوزنقه ی کشیده و پنج ضلعی کشیده). نتایج به دست آمده، چنین است که در ادوار مختلف از همه ی سطح مقطع ها استفاده می شده، اما از این بین، ترنج قلمدانی استفاده بیش تری داشته است. در مبحث نقش مایه، نقوش در شش گروه گیاهی، نوشتاری، انسانی، هندسی، حیوانی و نجومی،تفکیک شدند. نقوش گیاهی، به صورت های اسلیمی و تلفیقی و پس از آن نقوش نوشتاری، با قلم های توقیع و کوفی بر سطح قلمدان ها به ترتیب بیش ترین کاربرد را داشته اند. نقوش انسانی در حالت های شکار، جنگ، نوازندگی و رقص با فراوانی کم تری نسبت به نقوش گیاهی و نوشتاری اجرا شده اند. در مرتبه ی بعد، نقوش جانوری در حالت های واقعی و اساطیری طراحی شده و پس از آن، نقوش هندسی در نوارهای حاشیه ای به کار رفته اند. کمترین کاربرد و تنوع نقوش متعلق به نقش مایه های نجوم است که تنها در یک مورد به کار رفته است.
۱۷۲.

تبیین گونه گونی ارتباط خانه و گذر در بافت تاریخی دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۳
ورودی نقطه اتصال بیرون و درون خانه است. می توان از طریق بررسی ورودی و ارتباط آنها با گذر به عوامل سازنده اتصال درون و بیرون ابنیه یک دوره اشاره نمود. در پژوهش حاضر به بررسی تناسب ورودی و گذر در بیست خانه تاریخی قاجاری محلات شاه رکن الدین، قلعه و لوریان دزفول پرداخته شده است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای و بازدیدهای میدانی از محله های یادشده است. هدف از این پژوهش یافتن عوامل سازنده کالبد ورودی در خانه های تاریخی دزفول است. نتایج تحقیق نشان می دهد؛ سه گونه تعامل ورودی و گذر در بافت تاریخی دزفول شامل؛ فضاهای شکل یافته ورودی گذر اصلی؛ ورودی در گذر کم عرض؛ ورودی در بن بست وجود دارد. آنچه باعث تفاوت در عمق ورودی در این نمونه ها شده؛ اثر همزمان دو عامل کنترل اقلیمی (تهویه و سایه اندازی) و محرمیت بوده است که می تواند پیشنهاداتی در طرح ورودی خانه معاصر به دست دهد.
۱۷۳.

کنشگری شهری و بازآفرینی شهری در ایران: از مقاومت های بی برنامه تا بازتملک سازمان یافته فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۶
مقدمه: شهرنشینی در ایران طی دو دهه اخیر فضاهایی نابرابر ایجاد کرده که با پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی، شکاف میان برنامه ریزی رسمی و واقعیت زیسته را عمیق تر ساخته است. تمرکزگرایی نهادی، حذف نهادهای میانجی و امنیتی سازی عرصه عمومی، مشارکت و کنش جمعی را محدود و گفتمان های دموکراتیک را به حاشیه رانده است. این وضعیت بستر مناسبی برای مطالعه کنشگری شهری فراهم می کند. در چنین شرایطی، تحلیل گفتمان می تواند ابعاد زبانی، نهادی و اجتماعی مقاومت ها را آشکار و امکان فهم چندلایه «حق به شهر» را فراهم سازد. هدف پژوهش: با تکیه بر مفاهیم «تولید اجتماعی فضا» (لوفور)، «عدالت فضایی» (سوجا) و «حق به شهر» (هاروی و مارکوزه)، سه میدان گفتمانی (دولتی، رسانه ای و عمومی) بررسی شده است تا نحوه بازنمایی و تحدید عاملیت شهری و گونه شناسی کنشگری روشن شود. روش شناسی: پژوهش از رویکرد توصیفی-تحلیلی و چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف استفاده کرده است. داده ها شامل اسناد رسمی، سیاست های شهری، گزارش های رسانه ای و تولیدات عمومی (بیانیه ها، شعارها، گرافیتی و محتوای شبکه های اجتماعی) مابین سال های 1380 تا 1400 است که با کدگذاری کیفی و تحلیل مفهومی در نرم افزار مکس کیودی ای بررسی شد. یافته ها و بحث: گفتمان دولتی با زبان فنی، فضا را ابژه مدیریتی بازنمایی و مقاومت را بی نظمی معرفی می کند. رسانه های اصلی این چارچوب را بازتولید و اعتراض ها را «غیرقانونی» یا «کانون بحران» توصیف می کنند. در برابر، گفتمان عمومی بر هویت، حافظه جمعی و حق به ماندن تأکید دارد و فضا را به عرصه ای معنادار و مقاومتی بدل می سازد. سه نوع کنشگری شناسایی شد: نمادین/فرهنگی، شبکه ای/غیررسمی و جمعی/سازمان یافته. نتیجه گیری: هرچند بسیاری از کنش ها پراکنده اند، ظرفیت گذار به اشکال سازمان یافته تر وجود دارد. تحقق عدالت فضایی در ایران مستلزم فاصله گرفتن از منطق تکنوکراتیک و شناسایی کنش های زیسته است. پیوند گفتمان عمومی و شبکه های محلی می تواند به سیاست های شهری مبتنی بر عدالت فضایی بینجامد و سهمی در ادبیات جهانی «حق به شهر» داشته باشد.
۱۷۴.

تأثیر طراحی محیطی در پیشگیری از جرم و بهبود امنیت زنان در پارک های شهری؛ مطالعه موردی پارک کاردانش بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۷
پارک های شهری به عنوان بخش جدایی ناپذیر شهرهای معاصر، نقش کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان ایفا می کنند. با رشد جمعیت شهری و افزایش چالش هایی نظیر آلودگی محیطی و گسترش فضاهای کالبدی، ضرورت توجه به امنیت این فضاها، به ویژه برای گروه های آسیب پذیر مانند زنان، بیش از پیش آشکار شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و ارزیابی امنیت زنان در پارک کاردانش شهر بهبهان انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی بوده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و توزیع ۱۰۰ پرسش نامه در محدوده پارک جمع آوری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری نظیر آزمون تی و هم بستگی انجام شد. یافته ها نشان داد که مؤلفه قلمروبندی، مهم ترین عامل در طراحی محیطی برای بهبود امنیت زنان در پارک کاردانش است؛ به طوری که تعریف دقیق فضاهای عمومی و خصوصی به افزایش احساس امنیت کمک کرده است. همچنین، متغیر نفوذپذیری در سطح رضایت بخشی قرار دارد و رعایت سلسله مراتب دسترسی، جداسازی مسیرهای پیاده وسواره و یکپارچگی شبکه معابر به تقویت ارتباط فضایی و افزایش ایمنی منجر شده است. نظارت طبیعی و کنترل دسترسی نیز رابطه معناداری با امنیت اجتماعی زنان نشان داد؛ به گونه ای که تقویت این مؤلفه ها به کاهش ترس و افزایش حضور زنان در پارک کمک می کند. بااین حال، مشکلاتی نظیر آلودگی های محیطی و کمبود مبلمان مناسب از موانع اصلی رضایت کاربران شناسایی شد. این یافته ها بر ضرورت بهره گیری از اصول پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی (CPTED) برای ارتقای امنیت زنان در فضاهای شهری تأکید دارد و پیشنهادهایی نظیر افزایش روشنایی، نصب دوربین های مداربسته و بهسازی کالبدی ارائه می دهد.
۱۷۵.

بازآفرینی هویت شهری از طریق میراث معماری: مطالعه کمّی و کیفی تجربه بازدیدکنندگان از عمارت های تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۳
با وجود نقش مهم میراث معماری در شکل دهی هویت شهری، شناخت تجربه زیسته بازدیدکنندگان و تأثیر آن بر برداشت آنان از شهر همچنان محدود است. این پژوهش با رویکرد آمیخته هم گرای موازی، به تحلیل تجربه بازدید از خانه های تاریخی تهران و اثر آن بر نگرش و احساسات بازدیدکنندگان می پردازد. داده های کمی از ۹۹ بازدیدکننده (۷۰.۸درصد زن، میانگین سنی ۳۶ تا۴۰ سال) با پرسش نامه اعتبارسنجی شده گردآوری شده و با آمار توصیفی و استنباطی مورد بررسی قرار گرفته است. داده های کیفی نیز از ۷ مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته تا اشباع نظری، جمع آوری شده و از طریق تحلیل مضمون به آن پرداخته است. یافته های کمی نشان داد ۹۷.۹درصد تمایل به بازدید مجدد دارند، ۸۰.۲درصد بازدید را به دیگران توصیه می کنند و رضایت از راهنمایی تور بسیار زیاد (میانگین ۴.۶۴ از ۵) است. تحلیل کیفی شش مضمون اصلی را آشکار کرد: ۱. محوریت روایتگری مؤثر؛ ۲. تحول نگرش و تعمیق آگاهی؛ ۳. پیوند عاطفی، هویتی و غرور تاریخی؛ ۴. انگیزش برای کشف بیشتر؛ ۵. حس مسئولیت اجتماعی و نگرش انتقادی و ۶. اهمیت کیفیت طراحی و اجرا. ترکیب نتایج نشان داده است تمایل زیاد به بازدید مجدد (یافته کمی)، عمدتاً از پیوند عاطفی و تحول نگرشی ناشی از روایتگری غنی (یافته کیفی) سرچشمه می گیرد. این پژوهش داشته که سیاست های حفاظت و معرفی میراث شهری، فراتر از اقدامات فیزیکی، باید بر تجربه سازی های روایی و احساسی تمرکز کنند تا به تقویت معنادار هویت شهری بینجامد.
۱۷۶.

کیفیت زندگی شهری: معیارهای زیست پذیری در شهرهای امروز با تأکید بر شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۳
تنزل کیفیت زندگی در دهه های اخیر به یکی از مهم ترین چالش های سیاست گذاران تبدیل شده است. کیفیت زندگی شهری یکی از مباحث کلیدی در برنامه ریزی شهری است که ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی را در بر می گیرد. این پژوهش با هدف تبیین چهارچوب نظری مستخرج از نظریات و اسناد بین المللی، تلاش بر تبیین مؤلفه های کلیدی در سنجش کیفیت زندگی و متأثر از آن، بررسی شاخص های زیست پذیری در شهرها دارد. در ایران، روند پرشتاب شهرنشینی، تمرکز جمعیت در کلان شهرها، نابرابری فضایی در دسترسی به خدمات و فشار بر زیرساخت های شهری موجب شده است که بسیاری از شهرهای کشور با کاهش کیفیت زندگی و افت شاخص های زیست پذیری روبه رو شوند. بررسی تجارب نشان می دهد که ضعف در نظام حمل ونقل عمومی، گسترش بافت های ناکارآمد، آلودگی محیطی و چالش های اقتصادی از مهم ترین عوامل مؤثر بر وضعیت کیفیت زندگی در ایران به شمار می روند. این مطالعه با تدوین چهارچوب نظری به دنبال سنجش کیفیت زندگی در شیراز است. مطالعه حاضر براساس چهارچوبی جامع از شاخص های جهانی و داخلی، ابعادی همچون محیط زیست و پایداری، حمل ونقل و دسترسی، رفاه اقتصادی و اجتماعی، مشارکت و سرمایه اجتماعی، خدمات عمومی، امنیت، کیفیت مسکن و فضاهای شهری، آموزش، سلامت و حکمرانی شهری را بررسی می کند و تمرکز ویژه آن بر کلان شهر شیراز است. یافته ها نشان می دهد که شیراز به واسطه جایگاه فرهنگی تاریخی خود از ظرفیت های ویژه ای برای ارتقای کیفیت زندگی برخوردار است. بااین حال، نابرابری فضایی در دسترسی به خدمات، ضعف حمل ونقل عمومی، وجود بافت های ناکارآمد و فشارهای اقتصادی بر خانوارها، مسائلی هستند که شهروندان شیرازی از آن رنج می برند. نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که بهبود کیفیت زندگی در شیراز نیازمند رویکردی جامع و عدالت محور است که ضمن بهره گیری از ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی، بر توسعه زیرساخت ها، تقویت حمل ونقل عمومی، ارتقای سرمایه اجتماعی و تدوین سیاست های بومی متناسب با ویژگی های زمینه ای شهر تمرکز داشته باشد.
۱۷۷.

گسست در بنیان های نظری حمایت از معماری: تحلیلی تطبیقی بر گذار از امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۹
حمایت معماری، به مثابه فرآیندی که منطق، اهداف و منابع تولید فضا را تعیین می کند، عمیقاً با ساختارهای قدرت و نظام های ارزشی یک دوره تاریخی گره خورده است و مطالعه آن کلیدی برای فهم دگرگونی های کلان اجتماعی-سیاسی است. دوران گذار از امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه (قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰) شاهد یک دگرگونی بنیادین در سیمای کالبدی شهرها بود که از یک تحول سطحی در سلیقه زیباشناختی فراتر می رفت. این پژوهش با هدف تبیین منطق حاکم بر این دگرگونی چشمگیر، استدلال می کند که این گذار، یک گسست در الگوواره (Paradigm Shift) حاکم بر نظام حمایت معماری بوده است. برای دستیابی به این هدف، با رویکردی کیفی و با استفاده از روش تحلیلی-تطبیقی، دو مدل مفهومی متضاد برای نظام حمایت معماری تدوین و مقایسه شده اند. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد تاریخی و تحلیل های نظری گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که الگوواره کلاسیک عثمانی، سیستمی درون زا، عمودی و یکپارچه بود که با محوریت حامی کاریزماتیک (سلطان)، ایدئولوژی الهی و منبع مالی مستقل (وقف)، معماری را برای تحکیم نظم اجتماعی و برای مخاطبی داخلی تولید می کرد. در مقابل، الگوواره مدرن، یک سیستم برون گرا، افقی و وابسته را شکل داد که در آن حامی نهادی (بوروکراسی دولتی)، متأثر از فشارهای خارجی و با ایدئولوژی ابزاریِ نوسازی و منابع مالی شکننده (بودجه دولتی و وام های خارجی)، معماری را به ابزاری برای مدیریت تصویر بین المللی و برای مخاطبی خارجی بدل ساخت. بنیادی ترین نتیجه این پژوهش آن است که معماری در این گذار از جایگاه ابزاری برای نمایش قدرت الهی و خدمت به جامعه داخلی، به ابزاری برای نمایش تمدن و مدیریت بازنمایی در عرصه بین المللی تنزل یافت؛ این گسست در منطق حمایت، علت اصلی دگرگونی های بنیادین در هویت کالبدی این جامعه و جوامع مشابه در حال گذار است.
۱۷۸.

The Role of Form Structure in the Formation of Place Identity and the Emergence of Social Interactions in Qazvin Bazaar(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۶
The transformation of urban living patterns and the decline of social interactions in contemporary urban spaces have heightened the urgent need to reassess the role of formal structure in creating meaning and strengthening place identity. This study aims to explore how the components of formal structure contribute to enhancing the significance of social interactions that stem from place identity. The importance of this research lies in recognizing that formal structure, beyond its physical dimension, holds perceptual, cultural, and behavior-oriented potentials for generating meaning, shared experiences, and collective memory. Employing a mixed-methods approach (qualitative and quantitative) with a descriptive-analytical framework, data were collected through field studies, technical surveys, and analyzed statistically using SPSS software. The historic Qazvin Bazaar, with its rich historical and social identity, was selected as the representative case study. The findings reveal that seven dimensions of formal structure—centrality, functionality, movement, visual and sightlines, physical form, spatial connections, and spirituality—significantly influence social interactions and the overall sense of belonging to place. Furthermore, the results demonstrate that the interrelation between physical form, spatial legibility, and perceptual experience provides a fertile and dynamic ground for the reproduction of collective memory. In this respect, historic spaces such as the Qazvin Bazaar are capable of sustaining cultural values while simultaneously playing a more active role in strengthening and revitalizing social interactions. Consequently, attention to the qualitative and multidimensional aspects of formal structure should be regarded as a fundamental strategy for future urban planning and design, positioning it as a key factor in enhancing place identity and ensuring the long-term sustainability and vitality of urban life.
۱۷۹.

تحلیل نقش حکمروایی هوشمند شهری در ارتقای تاب آوری اجتماعی؛ نمونه مورد مطالعه: شهر بروجرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۵
تاب آوری اجتماعی به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار شهری، نقش مهمی در مواجهه با بحران ها و نوسانات اجتماعی ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش حکمروایی هوشمند شهری در ارتقای تاب آوری اجتماعی، به صورت مطالعه موردی در شهر بروجرد انجام شده است. بروجرد با ویژگی های خاص فرهنگی، اجتماعی و زیرساختی، بستری مناسب برای بررسی ظرفیت های حکمروایی هوشمند فراهم آورده است.این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد ترکیبی (کمی_کیفی) طراحی شده است. جامعه آماری شامل 380 نفر از شهروندان بروجردی بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. همچنین ۲۰ مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران شهری و صاحب نظران حوزه حکمرانی انجام گرفت. داده های کمی با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند.نتایج نشان داد که حکمروایی هوشمند شهری تأثیر مثبت و معناداری بر تاب آوری اجتماعی در بروجرد دارد (ضریب مسیر: ۰.۶۲). مؤلفه های مشارکت شهروندی (۰.۳۵)، شفافیت مدیریتی (۰.۲۸) و پاسخگویی نهادی (۰.۱۹) بیشترین نقش را در ارتقای ظرفیت اجتماعی ایفا کرده اند. فناوری های نوین شهری مانند سامانه های ارتباطی دیجیتال و ابزارهای تصمیم گیری الکترونیک نیز با ضریب ۰.۴۵ به عنوان عوامل تقویت کننده شناخته شدند.در بروجرد با وجود برخی محدودیت های زیرساختی، تمایل شهروندان به مشارکت الکترونیک رو به افزایش است. با این حال چالش هایی مانند ضعف پوشش اینترنت، مقاومت فرهنگی در برابر فناوری های نو و تمرکزگرایی در تصمیم گیری، مانع تحقق کامل حکمروایی هوشمند هستند. ترکیب راهبردهای حکمروایی مطلوب با فناوری های نوین، ظرفیت تاب آوری اجتماعی را تا ۳۵ درصد افزایش داده است.در پایان توسعه بسترهای مشارکت الکترونیک، استقرار سامانه های هوشمند مدیریت بحران و ارتقای پاسخگویی دیجیتال به عنوان راهکارهای عملیاتی برای شهر بروجرد پیشنهاد شده اند. این مطالعه الگویی تجربی برای هدایت سیاست گذاری شهری در مسیر تاب آوری، مشارکت محوری و پاسخگویی ارائه می دهد.
۱۸۰.

آشکارسازی ساخت و سازهای غیرمجاز شهری با تلفیق تصاویر سنتینل 1 و2 (منطقه امام شهر یزد در بازه زمانی 2015 تا 2020)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۹
ساخت وساز غیرمجاز از چالش های اساسی در توسعه شهری به شمار می رود. بیشتر ساخت وسازهای غیرمجاز در شهرهای بزرگ ایران، مربوط به تخلفات ارتفاعی و احداثی، پروانه ساخت و مربوط به کاربری های تجاری است. روش های رایج جهت کنترل ساخت وساز زمان بر و پرهزینه است. ازاین رو هدف اصلی این پژوهش ارائه چارچوبی جهت برآورد سریع و کم هزینه، در نظارت و آشکارسازی ساختمان های غیرمجاز و تخلفات ارتفاعی منطقه امام شهر یزد به دلیل تراکم جمعیت، ساخت وساز و پتانسیل بالای مهاجر پذیری، با استفاده از تلفیق تصاویر ماهواره راداری سنتینل 1 و اپتیک سنتیل 2 در بازه زمانی 2015 تا 2020 است. بدین منظور پس از تصحیحات هندسی و رادیومتریک تصاویر با استفاده از نرم افزارهای SNAP و ENVI ،برای جداسازی و تفکیک ساختمان ها بر اساس ارتفاع، نخست با استفاده از ویژگی های بافتی شامل میانگین ، واریانس و نبود تشابه در پلاریزیشن VV،VH باهم در یک دسته قرارگرفته و با استفاده از روش طبقه بندی شبکه عصبی مصنوعی، سطوح نفوذناپذیر شهری و ارتفاع ساختمان ها و استفاده از تصاویر اپتیکی برای شناسایی سایه ساختمان ها استخراج گردید. نتایج پردازش ها، میانگین ضریب کاپا و دقت کلی تصاویرسنتینل -1با پلاریزیشن VV برابر 16/77و 5/79 درصدو در پلاریزیشن VH برابر 16/79 و 66/80 درصد و برای نقشه طبقه بندی شبکه عصبی تصاویر سنتینل -2، 73و66/75درصد ؛ هم چنین تعداد و مساحت ساخت وسازهای غیرمجاز نشان داد که درسال 1394محدوده مورد مطالعه بیشترین میزان ساخت و ساز غیرمجازنسبت به سایر سال های مطالعاتی به سبب ضعف در بازدید میدانی پلیس ساختمان ، خلا قانونی برخورد با متخلفین و نحوه رسیدگی یا عوامل تخلف(شهرداری،شهروند) اشاره دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان