رهیافتِ برنامه ریزی فضاییِ دگرگون ساز برای پایداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۶
3-18
حوزههای تخصصی:
روندهای ناپایدارسازی در توسعه کشور فراگیر شده تا جایی که تعادل های اجتماعی و اکولوژیک را برهم زده است. بسیاری از این روندها (مانند کاهش سرانه آب، آلودگی محیطی، افزایش بیکاری، شکاف های قومیتی، فقرزایی و حاشیه نشینی) فضامند بوده و سوءتوسعه فضایی را به ویژه در مناطق شهری موجب شده اند. اگرچه نمی توان عوامل سبب ساز این وضعیت را تنها در بعد فضایی بررسی نمود ولی در چارچوب برنامه ریزی فضایی می توان با تکیه بر فضا همچون بستر مشترک و برهمکنش پدیده ها، برای پایداری جامعه به سهم خود چاره جویی کرد. در این کندوکاو برای احتراز از افزونگی مشکلات، دست وپا زدن در محدودیت دانش کنونی و ناتوانی در پاسخ ریشه ای، روش پژوهشِ مسئله مندسازی به کار می آید. با این روش، امکانِ یافتن بنیادهای مسئله زایی موضوع پژوهش با اندیشه ای انتقادی نسبت به هستی شناسی و معرفت شناسی متداول فراهم می شود و در ادامه، بینش بدیلی به دست می آید که کنش متفاوتی برای برنامه ریزی فضایی از آن استنتاج می شود. در این راستا، نوشتار حاضر کوششی فرضیه ای در دوسطح عام و خاص برای درک مسئله مندیِ تولید فضای ناپایدار در ایران نموده است که مبنای پیشنهاد رهیافت برنامه ریزی فضایی دگرگون ساز برای پایداری بدین شرح شده است: زُدایشِ تولید و توسعه فضایی ناپایدار کنونی ایران در گرو تولید فضا بر بنیان انگاره توسعه ای به گونه دیگر است که آمیزه ای از سنت های روزآمد شده ایران شهری (حکمت و تجربه زیسته ماندگاری تمدن ایران) با علم و تجارب پایداری جهانی بوده و بر مبنای مشارکت دربرگیرنده همگان در واحدهای اجتماعات محلی است. در این فرآیند، بنا بر ارزش های پایداری اجتماعی و اکولوژیک در شرایط بحران و کاهش منابع زیستی، نهادسازی فضایی می شود تا برای پذیرش و استمرار دگرگونی ها، اجتماعات محلی همراهی و عاملیت داشته باشند. مهم اینست که برنامه ریزان فضایی همچون کارگزارانِ دگرگونی بزرگ، فضای همگانیِ برانگیزاننده همکنشِ اجتماعی و همبستگی جمعی را مکان سازی نمایند و در سازماندهی های سطوح مختلف فضایی، منطقِ اجتماعی_اکولوژیک را بر منطقِ اقتصادی_مهندسی اولویت دهند.