ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۱۰٬۴۸۰ مورد.
۱۰۱.

برنامه ریزی حمل ونقل جهت کاهش استفاده از خودروی شخصی در مناطق 1 و 3 کلان شهر اصفهان با تأکید بر انگیزه های روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۴
بیان مسئله: حمل ونقل شهری از زمان جنگ جهانی دوم، با تمرکز بر روی خودروی شخصی شکل می گیرد. امروزه نیز در اکثر شهرها و کشورها، این تمرکز هنوز در شیوه های معمول برنامه ریزی به چشم می خورد. چرا که استفاده از خودرو مزایای بسیار زیادی را برای افراد، خانوارها و کل جامعه در بر دارد. استفاده از خودروی شخصی علاوه بر این که امکان دسترسی راحت تر افراد به موقعیت های مکانی گوناگون را فراهم می آورد، مزایای دیگری نظیر زمان بندی منعطف، زمان سفر نسبتاً کم تر، راحتی و هزینه حاشیه ای کم تر را برای افراد فراهم می آورد. اما در کنار مزایایی که استفاده از خودروی شخصی فراهم می سازد، معایب بسیاری را می توان برشمرد که حیات شهرها را با خطرات بسیاری مواجه ساخته است. هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، برنامه ریزی جهت کاهش معضلات و مشکلات ترافیکی مناطق 1 و 3 شهر اصفهان، با تأکید بر انگیزه های روان شناختی مؤثر در کاهش استفاده از خودروی شخصی است. روش: پژوهش جاری از جمله تحقیقات کاربردی است که با رویکرد توصیفی – تحلیلی انجام می پذیرد. جهت جمع آوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده که در بخش میدانی، اطلاعات مورد نیاز با حضور در مناطق 1 و 3 شهر اصفهان و توزیع پرسشنامه در میان 677 نفر از شهروندان استخراج گردیده است. برای انجام تحلیل های توصیفی و استنباطی داده ها از نرم افزار SPSS و برای تلفیق نتایج، از روش پویایی شناسی سیستم ها و نرم افزار Vensim استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهند مؤلفه های هزینه، آسایش، راحتی، تحت کنترل بودن، ایمنی، قدرت، اعتماد به نفس و صلاحیت مالکان به همراه سنجه های مربوطه، بیش ترین تأثیر را بر استفاده از خودروی شخصی داشته اند. نتیجه گیری: برای کاهش استفاده از خودروی شخصی در مناطق 1 و 3، راهکارهایی در سه سطح کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت ارائه گردیده و دستگاه های اجرایی می توانند با تخصیص بهینه ی منابع و زمان، استفاده از خودروی شخصی را به تدریج کاهش دهند.
۱۰۲.

ارزیابی عدالت دسترسی به خدمات شهری با رویکرد ترکیبی فضایی- غیرفضایی (نمونه موردی: شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۹
بیان مسئله: این پژوهش بر اهمیت رویکرد دووجهی به دسترسی خدمات شهری تأکید دارد و نشان می دهد تمرکز صرف بر معیارهای فضایی (مانند فاصله و تراکم) بدون درنظرگرفتن ابعاد غیرفضایی (مانند عدالت اجتماعی، نیازهای متنوع کاربران و حقوق مدنی) نمی تواند منجر به توزیع عادلانه خدمات شهری شود. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش ارائه مفهوم جدید در عدالت دسترسی با ادغام روش های فضایی و غیرفضایی است. روش پژوهش: این پژوهش با بهره گیری از رویکرد ترکیبی (فضایی و غیرفضایی) برای تبیین عدالت دسترسی به خدمات شهری در شهر ارومیه پرداخته است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار GIS, GeoDa و SPSS استفاده شده است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهند تفاوت معناداری بین ابعاد فضایی و غیرفضایی دسترسی به خدمات شهری وجود دارد. با توجه به ضریب همبستگی 51/0بین این دو شاخص، تنها ۲۶ درصد از تغییرات دسترسی غیرفضایی توسط عوامل مکانی (دسترسی فضایی) تبیین می شود. این نتیجه حاکی از آن است که ویژگی های فردی و اجتماعی استفاده کنندگان (مانند وضعیت اقتصادی، سن، جنسیت و ترجیحات رفتاری) و همچنین کیفیت و تناسب امکانات، سهمی مهم در تعیین سطح دسترسی عادلانه دارند؛ عواملی که در تحلیل های صرفاً فضایی اغلب نادیده گرفته می شوند. این یافته ها اهمیت درنظرگرفتن هر دو جنبه دسترسی فضایی و غیرفضایی را در برنامه ریزی شهری برجسته می کند.
۱۰۳.

Comparative Study of Geometric and Numerical Cognitions of Structures in the Architectural Design Process(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۸۸
Structural design extends beyond merely creating forms to withstand forces; it incorporates various technical and non-technical elements within architectural design. The true value of structural knowledge emerges during the design process when these elements are thoroughly understood. Achieving this understanding necessitates the provision of diverse types of structural knowledge capable of informing design and analysis. Additionally, by exploring various structural design methodologies, two principal types of cognition — "geometric" and "numerical" — can significantly help designers navigate the complex requirements of structural design. This research aims to investigate the different forms of structured knowledge relevant to architectural design, ultimately addressing the central question of how geometric and numerical comprehension of structures contributes to the architectural design process. The research employs a descriptive-analytical method with a comparative study approach. It begins by defining and detailing the characteristics of geometric and numerical cognition within the design framework, subsequently elucidating their interrelationship in architectural design. Findings suggest that geometric and numerical cognitions of structures, articulated through distinct languages, correspond to various roles in designing mechanical and spatial aspects, as well as different levels of structural comprehension at various design stages. Geometric cognition, due to its linguistic proximity to the design step, has the capability to examine and apply structural knowledge from the initial stages of form design to its actual construction phase. On the other hand, numerical cognition primarily focuses on the detailed examination of the mechanical and load-bearing aspects of the structure in its analytical step.
۱۰۴.

ارزیابی شاخص های محیطی مؤثر بر برون داد هیجانی افراد در مواجهه با تجاوز به حریم شخصی در فضاهای عمومی (نمونه مطالعاتی: متروی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۶
افزایش جمعیت شهری و ازدحام در فضاهای عمومی به چالش های مهم زندگی شهرنشینی تبدیل شده است. تجاوز به حریم خصوصی واکنش های متنوعی را در افراد برمی انگیزد که تحت تأثیر فرهنگ های مختلف قرار دارند. معماری در ایجاد تعادل بین تعاملات اجتماعی و حفظ حریم خصوصی نقش حیاتی دارد. با طراحی مناسب فضاهای شهری می توان به آسایش و امنیت افراد کمک کرد و تعاملات اجتماعی را تقویت کرد. هدف پژوهش حاضر تحلیل هیجانات افراد هنگام مواجهه با تجاوز به حریم شخصی و دسته بندی این هیجانات بر اساس میزان خطر انجام شده است. روش تحقیق حاضر مبتنی بر رویکرد کیفی و مردم نگاری بوده که امکان بررسی دقیق رفتارها و واکنش های انسانی را فراهم می کند. داده ها از طریق مشاهده مستقیم در محیط متروی شهر تهران طی هفت روز متوالی در تابستان 1403 جمع آوری شده اند. برای تحلیل یافته ها از سیاهه وارسی استفاده شده است تا نتایج به صورت دقیق و منظم ارائه گردد. یافته ها نشان داد که بیشترین واکنش ها به شکسته شدن فضای شخصی شامل تذکر یا درگیری لفظی با فراوانی 19.35% و تکیه دادن به دیوار یا کابین مترو با فراوانی 12.9% بوده است. این یافته ها نشان دهنده تأثیر عوامل کالبدی محیط، به ویژه نقص در طراحی استانداردهای مترو، در ایجاد هیجانات مرتبط با تجاوز به حریم خصوصی هستند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عوامل کالبدی محیط نقش اساسی در ایجاد هیجانات ناشی از تجاوز به حریم خصوصی دارند و بنابراین، طراحی مناسب محیط های عمومی می تواند به کاهش این تنش ها کمک کند.
۱۰۵.

معماری و شهرسازی معاصر ایران به مثابه رویداد یک هنجار نوین: بازنمایی ذهنی از کاربست اندیشه انتقادی در هویت معماری و طراحی شهری معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۳
روشنگری عصر جدید از آغاز با رادیکالیسم گره خورده است؛ تا آنجا که دیگر خود را بازتولید نمی کند و به جای توجه به تحقق وضع مطلوب، به توجیه و دفاع از وضع موجود می پردازد. همچنین در خوانشی از نظمِ پس از بی نظمی، به بیان پرسشی (نیهیلیستی) از ناکامی میان از دست رفتن واقعیت و حقیقت رسیده که ممکن است خود را نابود کند. علاوه بر آن، به مثابه هنجاری نوین، بازنمایی ذهنی از هویت را بررسی می کند که این هنجار نوین (نیونرمال)، حالت عادی (نرمال) پس از یک بحران است. این تحقیق به روش کیفی و با هدف بازنمایی ذهنی از کاربست اندیشه انتقادی در هویت معماری و طراحی شهری معاصر ایران، به دنبال پاسخ این پرسش است که معماری و شهرسازی معاصر چگونه می تواند به مثابه رویداد یک هنجار نوین، به ارتقای هویت معماری و طراحی شهری بینجامد؟ ازاین رو، داده ها در قالب مصاحبه های نیمه ساختاریافته به شیوه نظام مند، گردآوری و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته و پاسخ ها در مصاحبه هفدهم، به بالاترین سطح اشباع رسیده است. با توجه به میانگین توافقِ ۹۰.۳۷درصد و پوشش سطح معیار بیش از ۰.۶ کاپا، شاخص کیفیت تحقیق، مقبول بوده و روایی و پایایی تحقیق، مورد تأیید است. نتیجه تحقیق، با بررسی معیارهای تطبیق، تعمیم، قابلیت فهم و کنترل، قابل ارزیابی و تفسیر است. یافته ها نشان می دهند پیامد جمع بندی متغیرهای علّی پژوهش در شرایط میانجی وضعیت موجود، رویدادی را رقم می زند که با رویکردی واقع گرایانه و انتقادی، به بازنمایی ذهنی از هویت معماری و طراحی شهری می پردازد. همچنین در بحرانی خودانعکاسی از تغییرات مداوم وضعیت های آستانه ای، در حال تحول به بدیلی رادیکال در وضعیت هنجاری نوین است که به واسطه ابهام، گشودگی و تعین ناپذیری خود، به گذرگاهی موقتی میان وضعیت های جایگزین، منتج و به ارتقای هویت معماری و شهرسازی معاصر ایران می انجامد.
۱۰۶.

تحلیل میزان اثربخشی تجربیات تفریحی بر پرورش مهارت های اجتماعی و ارتقای هوش هیجانی کودکان (مطالعه موردی: خانه کودک باغ کتاب تهران)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۲۲۸
در دنیای امروز که رشد اجتماعی و هیجانی کودکان به عنوان یکی از دغدغه های اساسی تربیتی مطرح است، نقش محیط های فیزیکی و فضاهای تفریحی در شکل گیری این مهارت ها بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، شناخت دقیق چگونگی تأثیر طراحی فضاهای کودک محور بر توانمندی های هیجانی و اجتماعی کودکان، همچنان نیازمند بررسی های علمی و میدانی است. هدف این پژوهش، بررسی میزان اثربخشی تجربیات تفریحی در فضاهای کودک محور بر پرورش مهارت های اجتماعی و ارتقای هوش هیجانی کودکان است. در همین راستا، خانه کودک باغ کتاب تهران به عنوان مطالعه موردی انتخاب شد. این تحقیق با روش ترکیبی کمی- کیفی انجام گرفت. جامعه آماری شامل کودکان 4 تا 12سال و مربیان مرتبط با آن ها بود که داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شد. برای تحلیل داده های کمی از آزمون های آماری شامل همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یک طرفه و تحلیل عامل تأییدی (CFA) استفاده شد و مدل نهایی در نرم افزار AMOS شبیه سازی گردید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مؤلفه هایی چون بازی های خلاقانه، تعاملات گروهی، تحریک حواس و حرکت، و فعالیت های اجتماعی ساختاریافته تأثیر مثبتی بر ابعاد مختلف هوش هیجانی از جمله خودآگاهی هیجانی، همدلی، مدیریت احساسات و همچنین مهارت های اجتماعی همچون همکاری، ارتباط و حل مسئله اجتماعی دارند. نتایج پژوهش نشان می دهد همچنین بر اهمیت طراحی هوشمندانه فضاهای تفریحی در ارتقاء قابلیت های فردی و اجتماعی نسل آینده تأکید می کند. بر اساس نتایج، پیشنهاد می شود طراحان شهری و معماران با رویکردی خلاقانه و مبتنی بر نیازهای رشدی کودکان، بسترهای مناسبی برای تجربه، تعامل و یادگیری هیجانی- اجتماعی در فضاهای تفریحی فراهم آورند.
۱۰۷.

مبانی و مصادیق حریم در شهر ایرانی-اسلامی از منظر حقوق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۴
مقدمه: مفهوم حریم همواره در زندگی انسان ها چندبعدی بوده و درک صحیح آن به حفاظت از حقوق افراد و ترویج ارزش های اخلاقی و اجتماعی در جامعه اسلامی کمک می کند. احکام اسلامی نیز که بیانگر طریقه مناسب بروز حقوق اسلامی هستند، نقش مهمی برنامه ریزی شهرهای ایرانی-اسلامی دارند و ارتباط حریم ذهنی را با دنیای عینی برقرار می کنند. از همین حیث انتظار می رود شهر ایرانی-اسلامی به منظور فراهم کردن بسترِ کمالِ شهروندان، حریم را توامان در ابعاد فیزیکی و ذهنی آن مدنظر قرار دهد. بنابراین در مطالعه حاضر به تبیین جایگاه و الزامات حقوق اسلامی به عنوان یک اصل اساسی در مواجهه با مفهوم حریم در شهر ایرانی-اسلامی پرداخته می شود. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف تبیین مبانی و مصادیق حریم در شهر، شناخت الزامات احکام اسلامی و قواعد حاکم بر حریم، در شهر اسلامی-ایرانی انجام می شود. روش شناسی: پژوهش با رویکردی کیفی و روشی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده های موردِاستفاده از روش کتابخانه ای، اسنادی و عکس برداری حاصل شده اند. به منظور افزایش روایی و پایایی یافته ها، دسته بندی های انجام شده در ارتباط با حقوق چهارگانه و مؤلفه های شهرسازی، با بازبینی تعدادی از خبرگان حوزه فقه شهری و شهرسازی اسلامی مورد تأیید قرار گرفته اند. یافته ها و بحث: حقوق اسلامی حاکم بر مفهوم حریم در چهار دسته حق الله، حق النفس، حق الناس و حق به محیط زیست قابل مطالعه هستند. احکام اعتباری آن ها که تحت عنوان مولفه های شهرسازی نام برده می شوند، در ابعاد کالبدی، منظر، فرهنگی-اجتماعی-اقتصادی، کاربری، طبیعی، دسترسی و مدیریتی-سیاسی هستند. نتیجه گیری: الزامات احکام ثابت در مواجهه با مفهوم حریم در الزامات اجتماعی ((حرایم شخصی (فرد)، خانوادگی، همسایگی و محله ای))، کاربری (حرایم کاربری های مسکونی و مذهبی)، فرهنگی (حرایم فرهنگی از جمله سنن و ارزش های معنوی افراد)، کالبدی-فضایی (حرایم راه ها، معابر و...)، طبیعی (حرایم درختان، حیوانات و...)، منظر شهری (حرایم آسمان، زمین و...)، اقتصادی (اموال مسلمانان) و حرایم مدیریتی-حقوقی دسته بندی شده و در مطالعات شهر اسلامی-ایرانی به عنوان رویکرد کلی مطالعات قابل استفاده هستند.
۱۰۸.

بررسی تأثیر تغییرات فصول بر قابلیت های ادراک بدنمند بر رفتار (مورد مطالعاتی: فضای درکه در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۵۴
بیان مسئله: روانشناسی محیطی به عنوان یک حوزه علمی گسترده پیرامون یافتن نحوه و نوع ارتباطات انسان با محیط احاطه کننده اوست یا به زبان ساده تر نحوه رفتارهای انسان در فضا که تحت تأثیر قرارگیری در محیط رفتاری است را بررسی می کند. این بحث که انسان به عنوان بخشی از محیط نقش ایفا می کند و کلیه رفتارهای او بر فضای پیرامونی تأثیر می گذارد و از آن تأثیر می پذیرد یک حقیقت بلامنازع است اما این امر که چرخه مورد نظر، تحت تأثیر عوامل محرک حسی این تجارب را می آموزد یا تحت تأثیر کدام محرک ها تغییر رفتار می دهند، یک پرسش اساسی است. هدف پژوهش: این پژوهش به دنبال ارتباطات میان ادراک ناشی از مناظر بصری فضا و نحوه تغییرات در الگوهای رفتاری فردی یا جمعی است. به همین دلیل نیز از فضای درکه، به عنوان یک فضا باوجود مناظر حسی متنوع و گسترده با جامعه مخاطبین مختلف برای رسیدن به این هدف استفاده شده است.روش پژوهش: این پژوهش از دو روش کیفی مطالعات قوم نگاری (رفتارنگاری) و همچنین پیاده روی حسی برای بررسی مقرهای حسی- رفتاری استفاده کرده است که در بازه های زمانی مختلف در فصول بهار و تابستان، به بررسی تغییرات رفتاری و مناظر حسی پرداخته است.نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که تغییرات مناظر حسی در فصول بهار و تابستان به شکل محسوسی بر رفتارهای انسانی در فضای درکه تأثیرگذار است. در فصل بهار، حس بویایی و بینایی غالب بوده و با تقویت تعاملات دوستانه و رفتارهای لحظه ای، الگوهای جاری رفتاری را تحت تأثیر قرار داده است. در مقابل آن در تابستان، حس بساوایی به واسطه تغییرات اقلیمی فعال تر شده و تعاملات فردی با غریبه ها را پررنگ تر کرده است. این تغییرات حسی در ارتباط مستقیم با ویژگی های کالبدی محیط و چرخه های زمانی قرار داشته و نشان دهنده اهمیت برنامه ریزی محیطی برای ارتقای کیفیت فضاهای جمعی است. به طور کلی، تحریکات حسی مختلف در کنار عناصر کالبدی، بستری برای شکل گیری و تنوع الگوهای رفتاری فراهم می کنند.
۱۰۹.

نقش مؤلفه های کالبدی و معنایی معماری در هویت بخشی و برندسازی شهری: مطالعه موردی دروازه قرآن شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
هدف: در عصر حاضر، رقابت فزاینده شهرها برای جذب گردشگر و سرمایه گذار، برندسازی شهری را به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل کرده است. با این وجود، چالش بسیاری از شهرها در حفظ هویت شهری –به عنوان هسته اصلی برندینگ- مشهود است. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر معماری و هویتمندی ورودیهای شهری بر شکل گیری تصویر ذهنی مخاطبان و تقویت برندینگ شهری، با مطالعه موردی «دروازه قرآن شیراز» انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از داده های کمی و کیفی انجام شد. اطلاعات از طریق مطالعات اسنادی و پیمایشی گردآوری شد و داده های حاصل از پرسشنامه ها با استفاده از روش های آماری تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که طراحی مناسب ورودی های شهری، با در نظر گرفتن مولفه های کیفیت، کارکرد و بافتار، می تواند به تقویت برندینگ کمک کند. دروازه قرآن شیراز، با موقعیت مکانی خاص، فرم نمادین و هماهنگی با عناصر طبیعی و تاریخی اطراف، توانسته است به یکی از شاخص های هویتی و برندینگ شیراز تبدیل شود. این ورودی، با ایجاد خاطرات جمعی و تصاویر ذهنی مثبت، علاوه بر تقویت حس تعلق، نقش مؤثری در ارتقای جایگاه شهری ایفا کرده است.  
۱۱۰.

بررسی ترجیحات استفاده از عنصر رنگ در منظر شهری با تأکید بر روانشناسی محیط و سلامت روان (نمونه موردی محله های حکیم و شهرک نگین اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
بیان مسئله: امروزه در مفهوم روانشناسی محیط رفتارهای انسانی در رابطه با سکونتگاه یا محیط کالبدی پیرامونش مورد بررسی قرار می گیرد، به طوری که ضرورت توجه به این مقوله در طراحی، دستیابی به یک فضای مطلوب شهری را ممکن خواهد ساخت. یکی از زیرشاخه های مهم در روانشناسی محیط، نقش رنگ در آن می باشد که از جمله عوامل تأثیرگذار در جهت حفظ سلامت جسم و تعادل روان و ارتقاء کیفیت زندگی انسان به شمار می رود. تأثیر رنگ بر عنصر سلامت در حیات اجتماعی هر جامعه بسیار مهم است. این تأثیرات ممکن است سلامت را تقویت کند و یا سبب افسردگی، بیهودگی و کسالت روحی گردد. طراحان شهری می توانند با آگاهی از این امر دسترسی به آرامش درونی را تسهیل کنند.  هدف پژوهش: دستیابی به ارتباط میان روانشناسی رنگ ها و ادراکات محیطی آن در بسترهای شهری است.  روش تحقیق: روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و مطالعات در بخش نظری بر اساس اسناد کتابخانه ای و در بستر طرح بر مبنای مطالعات میدانی و از طریق پرسشنامه می باشد. اطلاعات با استفاده از نرم افزارهای Excel و Spss در سطح معناداری 0.05 مورد ارزیابی قرارگرفتند. محدوده های مورد مطالعه در این پژوهش محله حکیم و شهرک نگین اصفهان است. همچنین جامعه آماری سه گروه ازساکنین، کاسبان و رهگذران در دو محله به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شده است. یافته های پژوهش: شناخت بستر طرح ، داده های آماری و همچنین مقایسه و تحلیل کد رنگی سیما و منظر دو محله (محله حکیم) به عنوان بافت قدیمی و (محله شهرک نگین) به عنوان بافت جدید در شهر اصفهان و اصول به کار گیری رنگ در آنها به دست آمده ، نشان می دهد طیف رنگی در سیما ومنظر دو محله سلامت روحی، جسمی و الگوی رفتاری مطلوب برای افراد و همچنین ایجاد محلات باهویت ومتمایز با ایجاد حس وحدت در عین کثرت تأثیر بسزایی دارد. به جهت دست یابی به نتایج دقیق تر و رسیدن به تفسیر با دقت تر، لازم است برخی از متغیرها مورد بررسی و ارزیابی توصیفی قرار بگیرند. در اینجا به بررسی توزیع نمونه گیری انجام شده از نقطه نظر جنسیت و سن در دو محله می پردازیم. نتیجه گیری: نتایج پژوهش که در دو بخش ارائه شده است، در بخش اول اصول به کارگیری عنصر رنگ در منظر و ترجیحات رنگی استفاده کنندگان از محیط را نشان داده و در بخش دوم نشان می دهد ترجیحات رنگی متناسب با سن و نزدیکی به عقاید مذهبی بهره برداران متغیر بوده و بر اساس آن استفاده از رنگ های ملایم، رنگ های شاد و سرزنده و رنگ های تداعی کننده معماری ایرانی و اسلامی پیشنهاد می گردد. 
۱۱۱.

بازخوانی مفهوم معماری به مثابه رسانه و هنر در تحلیل انتقادی نظریه بازتولید پذیری مکانیکی والتر بنیامین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۲۵
اهداف: این پژوهش بر آنست تا نظر به تاثیر انکار ناپذیر رسانه های نوین بر همه ابعاد زندگی بشر از جمله معماری و متعاقبا نیاز مبرم به مطالعه تاریخچه تحول رسانه ها و مبانی حاکم بر مطالعات رسانه ای، به نحوه اثر رسانه بر معماری بپردازد. روش ها: پژوهش حاضر از نظریه بازتولید پذیری مکانیکی بنیامین به مثابه نظریه پذیرفته شده در پژوهش بهره جسته و کوشیده با رویکردی پساکیفی ازخوانش مفاهیم جدید از جانمایی معماری به مثابه رسانه و هنر در آن، رابطه عمیق معماری و رسانه را در این عصر تشریح نماید. یافته ها: همانطورکه جملگی رسانه ها از قالب یک سویه و سنتی به عرصه رسانه های نوین با ارتباطات تعاملی و دوسویه گام نهاده اند،معماری نیز از مفاهیم تعاملی بی بهره نمانده است. مضافا ادراکات نوینی در معماری به مدد سایر رسانه ها حاصل شده است که دسترسی آن را همگانی تر و با قابلیت تکثیر بیشتری قرار می دهد. نتیجه گیری: اگرچه بازتولیدپذیری مکانیکی معماری به مثابه هنر به مدد رشد تصاعدی رسانه ها در ساحت های گوناگون تحقق یافته است و معماری به مثابه رسانه و به مدد سایر رسانه های نوین گام به مرحله نوینی از تکامل خود نهاده که با نگاهی بر مبانی رسانه ها، مترصد آنست که نقشی پویا در فرآیند خلق فضا و سودمندی بر آن به مخاطب غیرمنفعل خود بدهد اما همگانی شدن هنر، به جای آزادسازی مخاطب، می تواند به کاهش عمق تجربه زیبایی شناختی و تسلط بیشتر نظام سرمایه داری بر تولید هنر معماری نیز منجر شود.
۱۱۲.

تبیین مؤلفه های طراحی میان فضاهای آموزشی با هدف ارتقاء حضورپذیری در راستای یادگیری تعاملی؛ مورد پژوهی: دبیرستان های دخترانه لار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۱
طراحی «میان فضاهای آموزشی»، حمایت از فهم یادگیری متفاوت کاربران در فضاهای چندگانه است؛ اینگونه محیط ها باعث فراهم آوردن موقعیت هایی جهت پروراندن هوش های چندگانه، کاوش در محیط و تجربه پذیری، تعامل و تقابل اجتماعی و ساخت دانش از طریق تعامل خواهد بود. به نظر می رسد در راستای تحقق حضورپذیری در راستای یادگیری تعاملی می توان از قابلیت های محیطی بهره برد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف ارائه مؤلفه های طراحی تأثیرگذار بر ارتقاء حضورپذیری در راستای یادگیری تعاملی دانش آموزان در «میان-فضاهای آموزشی» و به روش آمیخته انجام شده است. جامعه نمونه را در فاز اول پژوهش روش سندکاوی، منابع در دسترس و در روش دلفی 20 نفر از متخصصان در بر گرفته اند. در فاز دوم نیز جامعه نمونه را 290 نفر از دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم مدارس شهر لار تشکیل داده-اند. پژوهش با روش سندکاوی و بررسی منابع آغاز، و در ادامه در روش دلفی به مصاحبه با متخصصان پرداخته شد. در ادامه با پرسشنامه محقق ساخت به پیمایش کاربران انجام گرفت. در نهایت اطلاعات حاصل از پیمایش کاربران وارد نرم افزار Spss-23 شد و تجزیه وتحلیل داده ها به-وسیله آزمون تحلیل عامل و آزمون همبستگی پیرسون صورت پذیرفت. یافته های پژوهش در بخش تحلیل عامل، مؤلفه های «تعامل پذیری محیط: 20/3، جستجوپذیری محیط: 40/3، رویدادپذیری محیط: 27/3، محیط تنوع پذیر و ارتقاء دهنده یادگیری: 01/3، سرزندگی محیطی: 44/3، محیط انعطاف پذیر و آموزش پذیر: 18/3 و اجتماع پذیری محیط: 22/3» را به عنوان مؤلفه های طراحی «میان فضاهای آموزشی» با هدف ارتقاء حضورپذیری در راستای یادگیری تعاملی معرفی می نماید. و نتایج آزمون همبستگی بیانگر آن است که تمامی عوامل به صورت مثبت و معنادار دارای همبستگی می باشند.
۱۱۳.

شهر سالم و شهروند مسئول: چارچوبی جامع برای هم افزایی اخلاق اسلامی و آموزش محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۸
اهداف: در نظام مدیریت شهری پایدار، نقش شهروندان در هدایت، نظارت و مشارکت در شکل دهی به آینده شهر به عنوان یکی از ارکان اساسی و غیرقابل جایگزین پذیرفته شده است. هدف کلی این پژوهش آن است که نشان دهد آموزش اثربخش مفاهیم زیست محیطی مستلزم درک عمیق و دقیق از الگوی مدیریت شهری شهروند مبنا است. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش ترسیم چارچوبی شهروند مبنا برای هم افزایی میان اخلاق اسلامی و آموزش محیط زیست است. روش ها: این پژوهش بر اساس نظریه انتقادی، ادبیات موضوع و نظریه های رقیب را در چارچوب پارادایم آزادپژوهی و راهبرد استدلال منطقی نقد می کند. فاصله میان دانسته های فعلی تا دستاورهای پژوهش در سه مرحله شامل 1- نقد، 2- نقض و 3- طرح طی می شود. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که مهم ترین چالش های شناسایی شده در رویکرد انتقادی به ادبیات موضوع را می توان در دو دسته اصلی طبقه بندی کرد. نخست، ضعف نظری؛ به گونه ای که بسیاری از مطالعات، تبیین مفهومی عمیق و روشنی از ماهیت «شهروند مسئول» ارائه نکرده اند و به طور مشخص توضیح داده نشده است که چرا شهروندان باید پذیرش مسئولیت شهروندی را بر عهده گیرند. دوم، ضعف عملی؛ به این معنا که نظریه های موجود فاقد چارچوب های عملیاتی مؤثر برای ایجاد پیوند میان نقش شهروند و نظام مدیریت شهری بوده و از کارآمدی اجرایی کافی برخوردار نیستند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که برای تحقق نظری و عملیاتی تعامل میان شهروند مسوول و نقش وی در شهر سالم، لازم است چارچوبی جامع برای هم افزایی اخلاق اسلامی و آموزش محیط زیست ترسیم و اجرایی شود.
۱۱۴.

از حیاط مرکزی تا قاب بندی های فضایی: تغییرات توده و فضای تهی در معماری مسکونی تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۲ تعداد دانلود : ۳۰۲
این پژوهش به بررسی تحول فضای تهی در معماری مسکونی تهران پرداخته و نقش آن را در ساختار فضایی بناها از گذشته تا معاصر تحلیل می کند. مسئله اصلی تحقیق، تغییر کارکرد و جایگاه فضای تهی در روند تکامل معماری مسکونی است؛ به ویژه در رابطه با تأثیر آن بر کیفیت فضایی، تعاملات اجتماعی و اصول طراحی معماری ایرانی. هدف اصلی پژوهش، شناسایی سیر تغییرات این فضاها و تطبیق آن با اصول سنتی معماری ایران است. روش تحقیق به صورت کیفی و مبتنی بر تحلیل تاریخی و تطبیقی است که از مطالعات کتابخانه ای، بررسی اسناد معماری و نمونه های منتخب بناهای تاریخی و معاصر بهره می گیرد. یافته های تحقیق نشان می دهند که در گذشته، فضای تهی به عنوان عنصر محوری در معماری مسکونی ایران، نه تنها از نظر اقلیمی و عملکردی بلکه به عنوان بستری برای تعاملات اجتماعی و ایجاد هویت فضایی نقش کلیدی داشته است. با گذر زمان و افزایش تراکم شهری، این فضاها دستخوش تغییر شده و در بسیاری از ساختمان های جدید، جایگاه خود را از دست داده اند. در برخی موارد، تلاش هایی برای بازتعریف فضای تهی در معماری معاصر دیده می شود که این فضا را نه تنها به عنوان عنصر عملکردی، بلکه به عنوان عاملی زیبایی شناختی و مفهومی در طراحی بناها مورد توجه قرار داده اند.
۱۱۵.

فهم بدن زیسته در تجربه دوچرخه سواری شهری؛ مطالعه خودمردم نگارانه در آمستردام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۹
حرکت در شهر فقط یک فعالیت کارکردی برای انتقال از مبدأ به مقصد براساس دیدگاه مهندسی حمل ونقل نیست؛ بلکه کنشی سیال، چندوجهی و درهم تنیده است. این کنش با ویژگی های محیطی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زمینه شهری خود و در بستر زندگی روزمره و تجربه های زیسته متحرک افراد معنا می یابد. در حوزه مطالعات شهری و طراحی شهری، پژوهش هایی که به بررسی تجربه های زیسته افراد از شهر هنگام جابه جایی می پردازند، به عنوان جریان های پژوهشی نوظهوری شناخته می شوند که در تقاطع مطالعات شهری، انسان شناسی، پدیدارشناسی، طراحی شهری و مطالعات جابه جایی قرار دارند. در همین راستا، پژوهش حاضر قصد دارد فهم نقش بدن در تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری را درزمینهای مشخص و در ادامه خط مطالعات پدیدارشناسی حرکت و پدیدارشناسی بدن بررسی کند. پرسش اصلی پژوهش این است که بدن چه نقشی در تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری در آمستردام دارد. این مطالعه با بهره گیری از روش خودمردم نگاری متحرک، نقش و جایگاه بدن را در تجربه زیسته محقق (نویسنده اول) از دوچرخه سواری در بازه های زمانی مختلف در آمستردام، به عنوان شهری دوستدار دوچرخه توصیف و تحلیل کرده است. یافته های پژوهش شامل هفت مضمون اصلی، ازجمله «سیگنال های بدنی» و «تعامل روی زین» است که هرکدام از خلال توصیفات خودمردم نگارانه، جنبه هایی از درهم تنیدگی بدن، دوچرخه و محیط شهری در تجربه زیسته را تحلیل می کنند. مضامینی که نشان می دهد بدن به عنوان واسطه امکان تجربه، نقش فعالی در تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری دارد و نحوه مواجهه فرد با فضا و خود و دیگران را شکل می دهد. این روابط متأثر از ویژگی های محیطی و اقلیمی، نظام برنامه ریزی حمل ونقل و شهرسازی، سویه های فرهنگی و قوانین و هنجارهای رسمی و غیررسمی و... منجر به تجارب زیسته متنوعی از این کنش در زمینه های شهری مختلف می شود. در پایان، این پژوهش پیشنهادهایی برای مطالعات آینده درزمینه طراحی شهری در ایران ارائه می دهد.
۱۱۶.

تحلیل تطبیقی باغ کوشک های دوره قاجار و پهلوی با تأکید بر تحولات پوشش گیاهی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۶۸
پژوهش حاضر تلاش دارد با مرور تطبیقی معماری باغ کوشک های دو دوره قاجار و پهلوی، به بررسی تغییرات و تحولات پوشش های گیاهی در این دوره ها بپردازد. هدف این پژوهش، سنجش میزان معناداری تطور و تغییرات ساختار کالبدی، کارکردی و مفهومی میان دو دوره مذکور است. این مطالعه در چارچوب پارادایم عمل گرایی و با روش آمیخته (کیفی کمی) انجام شده است. با توجه به ماهیت اکتشافی پژوهش، در بخش کیفی با راهبرد تحلیل محتوای تماتیک، مؤلفه ها از طریق کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی استخراج شدند و هفت مؤلفه در طراحی باغ کوشک ها مبتنی بر تحولات پوشش گیاهی شناسایی گردید. در بخش کمی، با بهره گیری از این مؤلفه ها، پرسشنامه ای محقق ساخت طراحی شد که روایی محتوایی و پایایی آن مورد ارزیابی قرار گرفت. برای مقایسه میان دو دوره، از آزمون من-ویتنی استفاده شد تا امکان مقایسه دو موقعیت وابسته (ارزیابی یک شاخص در دو دوره متفاوت توسط همان پاسخ گو) فراهم شود و در عین حال نسبت به نرمال نبودن توزیع حساس نباشد. جامعه آماری پژوهش شامل افراد دارای تجربه میدانی یا پژوهشی در حوزه باغ های ایرانی دارای کوشک بود و حجم نمونه ۵۱ نفر انتخاب گردید. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخت بود که روایی محتوایی و پایایی آن ارزیابی شد. نتایج تحقیق نشان می دهد باغ ایرانی در گذار از دوره قاجار به پهلوی دچار دگرگونی ظاهری، اما تداوم مفهومی شده و ساختار فضایی آن همچنان به عنوان یک زبان فضایی فرهنگی حفظ شده است. بر این اساس، راهکارهایی برای طراحی ارائه شده است
۱۱۷.

خوانش هستی شناسانۀ سرو و آب در بناهای آیینی- عمومی شهر یزد (نمونه موردی: آتشکده چم، مسجد مهرپادین، میدان وقت الساعه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۳۹
شهر یزد با سابقه ای تاریخی و فرهنگی، در دل اقلیم خشک کویر شکل گرفته و با کمبود منابع طبیعی، به ویژه آب و پوشش گیاهی مواجه است. این شرایط اقلیمی باعث شده است برخی عناصر طبیعی مانند آب و سرو، نقشی فراتر از کاربرد زیستی داشته و در شکل گیری فضاهای آیینی- عمومی، جایگاهی معنابخش داشته باشند. در این راستا، این پژوهش با هدف واکاوی نقش هستی شناختی آب و سرو در شکل گیری فضاهای آیینی- عمومی شهر یزد، به مطالعه سه نمونه شاخص شامل آتشکده چم، مسجد جامع مهرپادین و میدان وقت الساعه می پردازد. رویکرد پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل هستی شناسانه است و با بهره گیری از روش هایی چون تحلیل اسنادی، مشاهده میدانی انجام شده است. نتایج حاکی از آن است که آب و سرو نه تنها کارکرد زیستی یا زیبایی شناختی دارند بلکه به مثابه عناصر بنیادین، در ساختار فضایی، حافظه جمعی و تجربه زیسته مردم یزد، نقشی معنابخش ایفا کرده اند. آب با ویژگی های طهارت و حیات بخشی و سرو با نماد جاودانگی و اتصال به عالم بالا، در پدیدارشدن مکان هایی با کیفیت وجودی مؤثر بودند. این عناصر، واسطه هایی برای ظهور معنا و امر قدسی بوده و توانسته اند فضاها را از سطح عملکردی به مرتبه ای وجودی و فرهنگی ارتقا دهند. این پژوهش نشان می دهد بدون فهم این نسبت های هستی شناسانه، درک معنای کامل فضاهای آیینی- عمومی یزد ممکن نیست.
۱۱۸.

گونه شناسی معماری خانه های دوره صفوی شهر تاریخی ندوشن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۲
شهر ندوشن واقع در 105 کیلومتری شهر یزد به عنوان مفصل ارتباطی بین دو حوزه یزد و اصفهان مطرح بوده است. در دوره صفویه، شارستان ندوشن و برج و باروی شهر گسترش یافته و ساخت وساز خانه ها نیز افزایش پیدا کرده است. در دوران معاصر، بسیاری از بافت و خانه های صفوی ندوشن تخریب و دچار تغییر شده است؛ لذا بازشناسی خانه های صفوی ندوشن امری مسجل و ضروری است. هدف این پژوهش بررسی و مطالعه گونه های معماری خانه های دوره صفوی شهر ندوشن است که تاکنون کسی به آن مبادرت نورزیده است. رویکرد این پژوهش کیفی بوده و برای جمع آوری داده ها از دو روش میدانی و اسنادی و در بخش تحلیل داده ها نیز از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. این تحقیق با مطالعات بستر و زمینه خانه ها شروع شده و در ادامه، فضاهای مشترک خانه های صفوی بررسی شده و خانه ها از جنبه فضاهای معماری و ویژگی های سازه ای مورد مقایسه تطبیقی قرار گرفته و درنهایت، تجزیه وتحلیل نهایی براساس ویژگی های کیفی و کمی بین این خانه ها صورت پذیرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در دوره صفوی دو گونه خانه به صورت های چهارصفه و حیاط دار در ندوشن به کار می رفته است. خانه های چهارصفه صفوی ندوشن وامدار و تداوم الگوی کهن خانه سازی چهارصفه در منطقه یزد و میبد بوده که با تغییراتی کالبدی به حیات خود ادامه داده است. خانه های حیاط دار دارای دو زیرگونه به صورت خانه هایی با تقسیمات سه قسمتی و پنج قسمتی است. خانه های یک جبهه ساخت با تقسیمات سه قسمتی بیشترین تعداد خانه های صفوی ندوشن را تشکیل می دهند و پس از آن، خانه های اعیانی با تقسیمات پنج قسمتی را شامل می گردد. درنهایت می توان اذعان نمود خانه های صفوی ندوشن دارای رگه هایی از معماری صفوی اصفهان و معماری محلی و بومی هستند.
۱۱۹.

شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر ساماندهی منظر شهری موردپژوهی؛ جداره محور دانشسرای شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۳
بیان مسئله: پرداخت به منظر شهری از جنبه توجه به بدنه ها و جداره های شهری به جهت برقراری بیشترین ارتباط بصری با شهروندان و انتقال اطلاعات بسیار از محیط شهر به مخاطب، همواره از دغدغه های پژوهشیِ صاحب نظران حوزه معماری و شهرسازی است. از معضلات اصلیِ حال حاضر در شهرهای کشور نیز، چه در مقیاس خرد و چه کلان، بی توجهیِ صرف به کالبد بدنه ها، آلودگی و اغتشاش خیابان هاست. هدف: پژوهش حاضر در پی سامان دادن به جداره های شهری، ابتدا به شناسایی چالش ها و مسائل و مشکلات کلان طراحی منظر و جداره و همجنین مشکلات خاص نمونه موردی و سپس اولویت بندی عواملی که در این امر موثر هستند، می پردازد. روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی و پیمایشی است. پس از مطالعات کتابخانه ای، 12 تن از اساتید دانشکده معماری و هنر دانشگاه گیلان به عنوان متخصصین پانل دلفی انتخاب شدند و طراحی و شناسایی شاخص ها به کمک پرسش نامه های باز انجام گرفت. با ادغام شاخص های مستخرج از مبانی نظری و تحلیل آراء متخصصین، 26 شاخص اثرگذار در ساماندهی جداره ها در 3 دسته استخراج گردید. سپس خبرگان در قالب پرسش نامه های بسته و طیف 5 درجه ایِ لیکرت به امتیازدهی معیارها پرداختند و داده ها با تکنیک تاپسیس (TOPSIS) اولویت بندی شد. یافته ها: مطابق تحلیل، شاخص های "تدوین ضوابط اجرایی برای انواع الحاقات جداره" و "کاربست مصالح مناسب و همگون در تعمیرات و بازسازی" دارای بالاترین اولویت ها هستند و کمترین تاثیرات نیز به شاخص های "عقب نشینی طبقات و تامین وسعت دید آسمان" و "طرح استحکام بصری" مربوط است. نتیجه گیری: "تدوین ضوابط اجرایی برای انواع الحاقات جداره" به عنوان اصلی ترین اولویت انتخابی، حکایت از این دارد که متخصصین در رسیدن به یک کلیت هماهنگ و یکپارچه در بدنه محور دانشسرای شهر رشت، نگران نگاه جزءنگر غیرهماهنگ هستند. پالایش جداره از انواع الحاقات ناهماهنگِ موجود، ارزش های پنهانِ بدنه را قابل روی ت می سازد و بدین ترتیب با نمایان شدن ناهمگونی میان مصالح جدید و ابنیه حاشیه محور، کاربست دو شاخصه دوم؛ "مصالح همگون در تعمیرات و بازسازی" و "مصالح نمایاننده قدمت بنا"، مخاطب را به سوی درک یک انضباط مشخص سوق می دهد.
۱۲۰.

تحلیل شیوه های برداشت از تاریخ در معماری ایران در دوره های پهلوی اول و دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۳ تعداد دانلود : ۳۶۸
معماری ایران در دوران پهلوی شاهد تغییرات گسترده ای است، تلفیق عناصر تاریخی و سبک های مدرن غربی تلاشی برای تعریف هویت نوین در معماری است. این دوران، بستری برای بازنمایی تاریخ و فرهنگ ایران در قالب معماری معاصر فراهم کرد به طوری که هم زمان تحت تأثیر سیاست های ملی گرا و مدرنیزاسیون قرار داشت. مسئله اساسی این پژوهش، بررسی شیوه های مختلف برداشت از تاریخ در معماری این دوره و تأثیر آن بر شکل گیری هویت معماری معاصر ایران است. تحقیق حاضر با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش اسنادی-تاریخی، به تحلیل کالبدی بناها و مطالعه زمینه های اجتماعی و سیاسی پرداخته است. منابع کتابخانه ای، تحلیل اسناد تصویری و بازدیدهای میدانی از بناهای شاخص، داده های اصلی تحقیق را فراهم کرده است. یافته ها نشان می دهد که شیوه های برداشت از تاریخ در معماری پهلوی شامل استفاده مستقیم از نمادهای باستانی، ترکیب عناصر سنتی و مدرن و تلفیق سبک های مختلف غربی با معماری ایرانی بوده است. این برداشت ها، گرچه در برخی موارد با نقدهایی مواجه شدند، اما توانستند نقش مؤثری در شکل دهی به هویت معماری معاصر ایفا کنند. بسیاری از بناهای خلق شده در این دوره بازتابی از تلاش برای توازن میان سنت و مدرنیسم است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان