ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
۲۰۱.

تبیین ویژگی های بصری معماری محیط کار و تاثیر آن بر جو خلاقانه و عملکرد کارکنان بانکهای خصوصی شهر رفسنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۰
پژوهش حاضر با هدف افزایش کیفیت زندگی کاری کارکنان، ویژگی های بصری معماری محیط کار و تاثیر آن بر جو خلاقانه و عملکرد کارکنان بانکهای خصوصی رفسنجان را بررسی می کند. پژوهش درصدد پر کردن شکاف موجود میان مباحث نظری معماری محیط و کاربردهای مدیریتی می باشد روش توصیفی - تحلیلی بوده و گردآوری داده ها از روش اسنادی و مشاهدات میدانی و پرسش نامه و تحلیل داده ها از روش ترکیبی (کمی- کیفی) معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته ها نشان داد که میزان تاثیر هر یک از عوامل ویژگی های بصری محیط کار به ترتیب عوامل روانشناختی، فرهنگی، فیزیکی، تکنولوژیکی و محیطی می باشد، همچنین بین این عوامل و عملکرد شغلی و همچنین جو خلاقانه و عملکرد شغلی در شعب بانک های خصوصی شهر رفسنجان رابطه معناداری وجود دارد. در نتیجه عوامل تاثیر گذار در محیط کار بانک های خصوصی شهر رفسنجان بر اساس اولویت تاثیر در مدل پژوهش تبیین گردید.
۲۰۲.

میراث معماری نوگرای تهران: چالش حفاظت، معاصرسازی و مالکیت شخصی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۹
اهداف: میراث معماری نوگرای تهران، گنجینه ای ارزشمند از تاریخ غنی و هویت فرهنگی شهر محسوب می گردد که تحت تاثیر سیاست های نادرست مدیریت، در معرض تخریب قرار گرفته است. عدم توجه به ارزش معنوی آثار، اصالت و چهره بصری شهر را نیز مورد تهدید بی هویتی قرار می دهد. پژوهش حاضر، با تاکید بر لزوم وضع قوانین جدید شهرسازی و مدیریتی در باززنده سازی میراث معاصر در راستای انطباق با نیازهای امروز جامعه، راهکاری نوین در خصوص احیای مجدد این ساختمان ها ارائه می دهد تا ضمن درنظرگرفتن حقوقی ویژه برای مالکان حقیقی، بناهای مذکور از حالت تعلیق خارج شوند. روش ها: این پژوهش، با تلفیق شیوه های گوناگون همچون مطالعات توصیفی-تحلیلی، تحقیقات تاریخی و استدلال منطقی صورت گرفته است؛ محققین حاضر با بررسی مفاهیم اصلی حفاظت معماری از طریق منابع کتابخانه ای و سنجش نمونه های موفق از روش های نوین باززنده سازی آثار تاریخی در سطح جهانی، فرضیه تحقیق را استوار ساخته اند. یافته ها: رویکرد پیشنهادی برای تجدید حیات میراث مدرن تهران، الحاق سازه جدید به کالبد بناهای به جامانده می باشد که ضمن افزودن توانایی ابنیه جهت مقابله با عوامل ویرانگر محیطی، بستری برای افزایش تراکم ساختمانی توسط افزودن اشکوب های جدید را مهیا می سازد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد افزودن سازه های الحاقی، ضمن حفظ اصالت بنا، امکان توسعه فضاهای جدید را فراهم می کند. با این حال، اجرای این رویکرد نیازمند تدوین دستورالعمل های ویژه برای طراحی الحاقات و تغییر کاربری های سازگار با ارزش های تاریخی بنا است؛ چرا که پیاده سازی آن علاوه بر حفظ هویت تاریخی شهر، فضاهای کارآمد و جذاب برای زندگی معاصر ایجاد کرده و به ارتقای کیفیت زندگی شهروندان کمک می نماید.
۲۰۳.

گونه شناسی بافت های شهری بر اساس شاخص های موثر بر تهویه هوا. نمونه مطالعاتی: منطقه 1 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۷
اهداف: گونه شناسی مناسب بافت های شهری بر اساس شاخص های مورفولوژیک مؤثر بر تهویه، می تواند در تبیین عملکرد تهویه هوا در این بافت ها نقش مؤثری ایفا کند. بااین حال، مطالعات پیشین در این زمینه عمدتاً از جامعیت لازم برخوردار نبوده و با ترکیب چند شاخص، تعداد محدودی گونه ناهمگون معرفی کرده اند. مقاله حاضر با هدف پر کردن این خلأ، به شناسایی نظام مند گونه های مختلف بافت بر اساس شاخص های مؤثر بر تهویه هوا می پردازد. روش ها: پژوهش حاضر از نوع کمّی است و داده های آن از نقشه ها و منابع ماهواره ای موجود گردآوری شده اند. با استخراج شاخص های کلیدی از ادبیات تخصصی تهویه شهری و با در نظر گرفتن محدودیت های دسترسی به داده های کالبدی، تعداد ۱۰ شاخص انتخاب شد. سپس با بهره گیری از روش «امضاهای فضایی» و در نظر گرفتن میانگین ویژگی های همسایگی، خوشه بندی با روش K-Means صورت گرفت. یافته ها: مقایسه نتایج خوشه بندی با تعداد متفاوت خوشه ها نشان داد که انتخاب ۸ خوشه، تعادلی مناسب میان کلی نگری و دقت جزئیات فراهم می کند. گونه های به دست آمده، تنوع مناسبی از انواع بافت های شهری را پوشش می دهند و از حذف یا نادیده گرفتن الگوهای مهم جلوگیری می شود. نتیجه گیری: روش «امضاهای فضایی» در این پژوهش نشان داد که می تواند ابزاری مؤثر و نظام مند برای گونه شناسی بافت های شهری بر اساس شاخص های مؤثر بر تهویه هوا باشد. این رویکرد با ترکیب شاخص های کلیدی مورفولوژیک و لحاظ کردن میانگین ویژگی های همسایگی، امکان شناسایی گونه هایی از بافت شهری را فراهم می آورد که هم از نظر تنوع ساختاری و هم از نظر قابلیت تهویه، و در توجه به جزئیات، دقت مناسبی دارد و می تواند در حوزه تهویه شهری مورد استفاده قرار گیرد.
۲۰۴.

خانه ای به وسعت شهر: بازتعریف فضاهای عمومی خانواده محور در برنامه ریزی و طراحی شهری؛ مطالعه موردی: کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۵
فضاهای عمومی شهری، بستر شکل گیری تعاملات اجتماعی، تجربه های جمعی و پیوند میان نسل ها هستند و می توانند نقشی بنیادین در بازتولید زیست خانوادگی و تحکیم روابط اجتماعی ایفا کنند. این فضاها نه تنها عرصه حضور افراد، بلکه صحنه تعامل میان ارزش ها، هویت ها و ساختارهای فرهنگی جامعه اند. در این میان، مفهوم «فضای عمومی خانواده محور» به عنوان رویکردی نو در پیوند خانه و شهر، هنوز در ادبیات علمی و سیاست گذاری شهری ایران جایگاه مشخصی ندارد و عمدتاً در قالب مفاهیمی چون «فضای شهری ایمن» یا «فضای اجتماعی مشارکتی» به صورت پراکنده مورد اشاره قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بازتعریف این مفهوم و تبیین ابعاد فرهنگی، نهادی و طراحی آن درزمینه اجتماعی تهران است. برای دستیابی به این هدف، مجموعه ای از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۰ نفر از متخصصان و کنشگران کلیدی در حوزه های خانواده، جامعه شناسی شهری، شهرسازی، معماری و مدیریت شهری انجام شد. نتایج نشان می دهد که فضاهای عمومی تهران در وضع موجود، بیش از آنکه بر بنیان های انسانی و خانوادگی استوار باشند، بر منطق کالبدی، ترافیکی و عملکردی متکی اند. این امر سبب کاهش حس تعلق، کاهش فرصت تعاملات میان نسلی و گسست میان عرصه های زیست روزمره و حیات خانوادگی شده است. متخصصان بر ضرورت بازاندیشی در نقش فضاهای عمومی به عنوان بستری برای تعامل اجتماعی، امنیت روانی، نشاط جمعی و تقویت هویت خانوادگی تأکید داشتند. درنتیجه، چهارچوب مفهومی حاصل از این پژوهش، ادغام سه بُعد فرهنگی اجتماعی، طراحی فضایی و نهادی سیاستی را در بازآفرینی فضاهای عمومی خانواده محور پیشنهاد می کند؛ چهارچوبی که می تواند مبنایی نظری و اجرایی برای توسعه سیاست ها و برنامه های شهری در جهت ارتقای کیفیت زندگی خانوادگی و بازتعریف رابطه خانواده و شهر در ایران معاصر فراهم آورد.
۲۰۵.

مصیبت توسعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۴۹
قرن ۱۹ میلادی دوران اوج استعمار ملت های شرقی و افریقایی از سوی غربی ها بود که تحت عنوان توسعه و آبادی آن را ترویج می کردند. استعمار در لغت به معنای «مطالبه آبادی و عمران» است و ذاتاً دارای بار معنایی مثبت است، اما پس از آن که ملت های مستعمره نتایج عمران ادعایی استعمارگران را تجربه کردند، استعمار به واژه ای با معنای منفی تبدیل شد. آبادانی استعمارگران طوری بود که عوارض آن نصیب جامعه محلی می شد و سود آن را استعمارگران می بردند. واژه توسعه نیز همین سرنوشت را پیدا کرده است. پس از خاتمه روش کلاسیک استعمار، قدرتمندان در قالب شرکت های توسعه گر همان هدف را دنبال کردند. در قرن بیستم برنامه های توسعه به منظور آماده سازی کشورهای ضعیف برای مصرف کالاهای غربی در دستور قرار گرفت. میل فزاینده به سودجویی از منابع خام به تولید انواع آلودگی و مصرف بی رویه منابع بین نسلی انجامید. دنیای غرب که خود مولد توسعه نامتوازن و بروز خسارت های پی درپی به جامعه و محیط بود، از نیمه قرن بیستم با تبیین شروط دقیق تر برای توسعه تلاش کرد از آسیب های زیست محیطی برنامه های توسعه بکاهد و تدریجاً با تعریف جدید از توسعه نابسامانی های اجتماعی و فرهنگی آن را نیز مورد توجه قرار دهد. یک قرن پیش، ایران با کودتای رضاخان دچار دولت مدرنی شد که دستور کار آن توسعه بود. این اتفاق با کشف نفت و اهمیت ویژه موقعیت ژئوپولیتیک ایران در رقابت های دو قطب امریکا و شوروی مقارن شد. فارغ از جزئیات، برنامه های توسعه ایران در چهار دوره پهلوی اول، حکومت ملی (سال های 1320 تا 1332 شمسی)، پهلوی دوم و جمهوری اسلامی با خصوصیات مشابه دنبال شدند. علت این امر را علی رغم تفاوت بارز نگرش سیاسی در دوره های مذکور می توان در ابهام مفهوم توسعه دانست. توسعه امری مطلق تلقی می شود که پرداختن به آن با هر شیوه موجه است. طی دوران مذکور برنامه های مختلف توسعه عمرانی و اقتصادی آمرانه با مستشاری غربی ها یا در قالب برنامه های توسعه اقتصادی-اجتماعی تهیه و اجرا شد. اینک که یک قرن از شیوع این نگاه به توسعه می گذرد، مصائب آن آن قدر آشکار شده که افکار عمومی را به مطالبه تغییر در توسعه وا داشته است.از دهه ۶۰ میلادی توسعه پایدار پرچمدار گونه مطلوب توسعه به مثابه گونه ای نویافته گردید. روند اصلاح مفهوم توسعه با تمرکز بر ویژگی های حیات و بقای مادی انسان و محیط دستاوردهای مطلوبی داشته است. در دو دهه اخیر نیز با طرح رویکردهای اجتماعی و فرهنگی به توسعه تلاش شده تا تفسیر جامع تری از مفهوم توسعه پایدار ایجاد شود. شیوه دستیابی به هدف در این مسیر، تولید اسناد الحاقی و انضمامی است. یعنی کمبودهای متدولوژی توسعه را از طریق پیوست های جداگانه تأمین می کنند. این شیوه ای است که در مقررات فعلی ایران نیز برای طرح های عمرانی تحت عنوان پیوست های زیست محیطی، اجتماعی و فرهنگی انجام می شود. این تلاش تأثیر اندکی در کم کردن آسیب های توسعه در ایران داشته و مصائب توسعه در مقیاس های مغفول همچنان برقرار است، زیرا جهت گیری پیوست های مذکور تنها ناظر به مؤلفه هایی است که مستقیماً موضوعات بخشی پیوست ها را مد نظر قرار می دهد و همچنان از کل نگری دور مانده است. توسعه بخشی، سرزمین را که بستر آن است، دارای پاره هایی مستقل و فاقد کلیت می شناسد. از این روست که محیط زیست در این رویکرد معادل عرصه بیولوژیک، وجه اجتماعی معادل شاخص های منتخب و بُعد فرهنگی مساوی نمادهای تمدنی است.این که در سراسر کشور می توان طرح های توسعه ای را یافت که در بُعد اقتصادی پروژه موفقی شناخته شود اما آثار پیرامونی آن بر سرزمین و جامعه انسانی پروژه را زیان ده بسازد، حاکی از تداوم گونه اولیه توسعه در ایران است. این ها طرح های زیان دهی هستند که در پناه ناشناخته ماندن ارتباط مصائب جامعه محلی با برنامه توسعه می توانند به حیات خود ادامه دهند. کمپ B در بندر امام خمینی(ره)، محله ای بازمانده از زمان تأسیس پتروشیمی ماهشهر در پنجاه سال قبل است که محل اسکان کارگران ژاپنی بوده و طی چند مرحله با اسکان جنگ زدگان و مهاجرانی از دیگر شهرها قلب تاریخی سربندر (بخش مسکونی بندر امام) را شکل داده است. این ناحیه در زمانی که سربندر جز زمین بایر چیزی نبود، محل زندگی بود. امروزه درحالی که بقیه نواحی استانداردهای متوسطی از حیث سکونت دارند، سربندر به دلیل بلاتکلیفی تحمیلی در موضوع مالکیت زمین، در عداد عقب مانده ترین مناطق مسکونی کشور شمرده می شود؛ بدون هر گونه زیرساخت متعارف که تأمین آن بر عهده حاکمیت است، با خیابان هایی عریض و خارج از مقیاس که مناسب تردد ماشین های سنگین پتروشیمی است. تفسیر رفتار پنجاه ساله با کمپ B حاکی از آن است که این محله نه برای زندگی انسان که برای استقرار (و نه اسکان) خدمه پتروشیمی ساخته شده؛ ساکنان در حکم کالایی هستند که متناسب با منافع ارباب (پتروشیمی) با آن ها رفتار می شود؛ مشابه رفتاری که با سایر ملزومات و اجناس این پروژه عظیم می شود. در این رویکرد مصلحت کالا (در اینجا، ساکنان) موضوعیت ندارد، بلکه منافع مالکانه است که تعیین کننده میزان خدمات قابل ارائه به آن هاست. می توان گفت که ساکنان و بخش های بزرگی از دیگر ذی نفعان در روند شکل گیری و فعالیت پروژه توسعه نقش منفعل و تبعی (ابژکتیو) دارند و حقوق و استقلال آن ها که نقش فعال و سوژه گی آن ها را تبیین می کند در رده دوم است.اخیراً و طی یک برنامه دیگر توسعه، در لوای حمایت از محرومان ساکن کمپ B، بنیاد مسکن در فرایندی یکسویه، مرکزنشینانه و بی دغدغه ذی نفعان دست به ابتکاری برای نوسازی محله زده که زحمت مضاعف بر ساکنان تحمیل کرده است. کپرهای گروهی را تحت عنوان درجاسازی و گروهی دیگر را در قبال زمین معوض تخریب کرده و با اعمال طرحی نامنطبق با شرایط زمینه، پروژه بزرگی را کلید زده که نه خود و نه ساکنان قادر به تکمیل آن نیستند. شرایط جدید محله به مراتب از حلبی آبادی که خود طی سالیان برپا کرده بودند اسفناک تر است. چنان که نگین بوجانی در عکس روی جلد نمایش داده، کپر جدید محله، سرپناهی سست تر از گذشته است که در خراب آباد توسعه و جبر اسکلت بتنی تیپ، نصیب او شده است. این شهروند مظلوم نه تنها همسایگان خود را از دست داده، بلکه ناگزیر است تا مدت های طولانی که از عمر او بیشتر خواهد بود در خانه ای که برای همیشه، موقت خوانده می شود زندگی کند. در بستری موقت که هیچ زیرساختی کامل نیست. نوعی مرگ تدریجی که فتوای برنامه توسعه است. اصلاح مفاسد متعارف توسعه با شیوه انضمامی ممکن نیست. لازم است موضوع توسعه یک مقوله واحد باشد و از نامیدن پروژه های بخشی تحت عنوان توسعه خودداری شود. «مکان» رآمده از وحدت جغرافیا با تمدن بالیده در آن، که سرزمین نامیده می شود، می تواند موضوع توسعه باشد. در این صورت پروژه های بخشی، اقداماتی از فرایند کلان و واحد توسعه محسوب خواهند شد که حفظ منافع سرزمین، معیار درستی آن ها قرار می گیرد.                        
۲۰۶.

گونه شناسی فضاهای نیمه باز در خانه های تاریخی اردکان (بررسی تطبیقی دوره های صفویه و قاجاریه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۵۰
بیان مسئله: معماری بومی در هر منطقه در پاسخ به نیاز مخاطبان و در هماهنگی با شرایط اقلیم، جغرافیا و فرهنگ آن جامعه شکل می گیرد. اردکان یکی از شهرهای تاریخی ایران است که واجد ویژگی های معماری خاص در پاسخ به شرایط بومی بوده است. وجود حیاط مرکزی در هم نشینی مناسب با فضاهای نیمه باز و بسته از ویژگی های معماری این منطقه در هماهنگی با شرایط اقلیمی و جغرافیایی منطقه کویری است. فضاهای نیمه باز یکی از فضاهای مهم در معماری این منطقه است که هویت خانه های تاریخی به واسطه آن معنا می یابد. با توجه به اهمیت فضاهای نیمه باز در خانه های تاریخی اردکان، تاکنون پژوهش مستقلی در خصوص شناسایی این فضاها و گونه شناسی آنها جهت به کارگیری در معماری معاصر این منطقه انجام نشده است.هدف پژوهش: هدف این مقاله گونه شناسی فضاهای نیمه باز در خانه های تاریخی اردکان در گذار از دوره صفویه به دوره قاجاریه است. روش پژوهش: روش انجام پژوهش در این مقاله از نظر ماهیت و تحلیل داده، توصیفی – تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات به دو صورت میدانی و اسنادی بوده است. حجم نمونه انتخابی به عنوان نمونه مورد مطالعه شش خانه از دوره صفوی و شش خانه از دوره قاجاری بوده که علت گزینش این تعداد براساس نوع دسترسی، امکان بازدید و پژوهش میدانی، تأیید کارشناسان میراث، تغییر و تحول کمتر و حفظ اصالت در نظر گرفته شده است. بنابراین روش نمونه گیری هدفمند بوده است و در نهایت داده ها به روش کیفی تحلیل شدند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد فضاهای نیمه باز در این خانه ها در سه گونه، فضاهای نیمه باز زیستی (تالار)، فضاهای نیمه باز زیستی- حرکتی با عمق کم (ایوان) و فضاهای نیمه باز حرکتی شناسایی شدند. هریک از گونه های فضایی در درون خود واجد گونه های فرعی بوده است. تحلیل های انجام شده بیان گر آن است که در گذار این دو دوره سطح حیاط کاهش و سطح فضاهای نیمه باز افزایش یافته است. ازسویی فضاهای نیمه باز در این خانه ها، فضاهای نیمه باز زیستی است که تقریباً پنج درصد از فضای خانه های صفوی و تقریباً شش درصد از سطح خانه های قاجار را به خود اختصاص داده و این در حالی است که هویت اصلی خانه های اردکان به واسطه این گونه از فضاهای نیمه باز معنا می یابد. 
۲۰۷.

بازخوانی انتقادی آرای متفکران دربارهٔ «زمان و معماری» از آغاز دورهٔ روشنگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۳۸
مفهوم زمان از دوره روشنگری وارد گفتمان معماری مغرب زمین شده و کاربرد آن از قرن بیستم تا به اکنون به اوج خود رسیده است. تاریخ معماری، نشان می دهد که لایه های مختلفی از مفهوم زمان در معماری وجود دارد و هر تصوری از زمان نیز به فهمی از معماری می انجامد. به رغم این نقش مهم، آرای مختلف درباره «زمان و معماری» تا اندازه ای مبهم و متناقض می نمایند. هدف این پژوهش به دید آوردن آرای موجود است، به گونه ای که ساحت های مختلف «زمان و معماری» به نحوی به سامان آشکار شود. بدین منظور آرای موجود به روش «تحلیل مضمون» خوانش و تحلیل شده است. براساس این آراء که با مراجعه به منابع مکتوب جمع آوری شده اند، آنچه نتیجه می شود سه نحو تلقی از زمان در معماری، در قالب زمان به مثابه «حال مستمر»، «روزمرگی» و «نسبت حضور و غیاب» است. این سه، همراه با تصورات مختلفی از معماری اند: 1- معماری «برآمده از روح دوران» و «برآمده از امری الوهی»؛ 2- معماری «هماهنگ با امر رایج» و «قابل انطباق با متغیرهای روزمره»؛ و 3- معماری به مثابه «آشکارگی پیوند پوشیدگی ناپوشیدگی»، «بهبود امر حاضر» و «ساختن و نمایش «تفاوت» حضور و غیاب». پس از پرداختن به خاستگاه فکریِ رویکردها و مسائل موجود در آن ها و تبیین وجوه افتراق و اشتراک میانشان روشن می شود که آنچه باعث بروز مسائلی در آن ها شده است برآمده از نگاه سلطه گرانه انسان در مقام معمار و یا  صاحب نظر معماری به زمان است.
۲۰۸.

تدوین مدل مفهومی تغییرات کالبدی محلات و رضایت ساکنان-مورد پژوهی: محله ی جماران در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۴
در روند توسعه ی شهری و گسترش مرز کالبدی شهرها، بافت های شهری دچار تغییر و دگرگونی می شوند، تغییرات کالبدی در انواع بافت های شهری، بر تغییرات دیگری چون تغییر بافت اجتماعی، تغییرات فرهنگی و اقتصادی تأثیر دارد. در پژوهش حاضر، رابطه ی میان تغییرات کالبدی ایجاد شده در یک محله با سابقه ی روستایی و رضایت مندی ساکنین مورد بررسی قرار گرفته است. استراتژی اصلی پژوهش، کیفی است و در بررسی نمونه در ابتدا تحلیل اسناد شامل طرح ها و مصوبات مربوط به محدوده به صورت تحلیل محتوای کیفی انجام شده و همچنین مبتنی بر تحلیل فضایی و تحلیل –نقشه، میزان تغییرات کالبدی در محله در بازه ی ملاک عمل تغییرات، انجام شده است. همچنین دیدگاه ساکنین در قالب تحلیل مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 21 نفر از ساکنین و کسبه ی قدیمی ساکن محدوده به دست آمده و برای تحلیل داده های مصاحبه به شیوه ی تحلیل محتوای کیفی با بهره گیری از نرم افزار مکس کیودا، صوت مصاحبه ها به صورت متنی پیاده سازی شده و از طریق کدگذاری آنها، مقوله ها و زیرمقوله ها استخراج شده اند. براساس یافته ها، 4 مقوله ی اصلی شناسایی شد که در مقوله ی عاملین و ضابطین کنترل کننده و افزاینده ی تغییرات، تأثیر ضوابط محدودکننده و تغییرات کالبدی نسبتاً مورد توجه پاسخ دهندگان بوده است که منجر به تخریب 40% باغات و خانه باغ ها طی سال های 1381 تا 1401 شده است. در مقوله ی عاملیت درونی تغییر، بسیاری از تغییرات کالبدی با عاملیت ساکنین به واسطه ی مهاجرت یا مسائل مالکیتی همچون ارث و میراث و بخشی دیگر توسط شهرداری و مصوباتی همچون مصوبه ی برج باغ صورت گرفته است. همچنین در زمینه ی شدت تغییر و عدم انطباق با آن، اجتناب ناپذیری تغییرات و سرعت بالای آن مورد توجه قرار گرفته است. همچنین گسستگی ارتباط با بوم طبیعی و اجتماعی به عنوان یکی دیگر از مقوله ها شناسایی شده که یکی از پیامد های ناشی از تغییرات کالبدی بوده و بر نارضایتی ساکنین از تغییرات مؤثر بوده است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که وجود بهره وری های اقتصادی برای ساکنین، بر افزایش تغییرات کالبدی محله بهصورت مستقیم و غیرمستقیم تأثیر داشته است. دهمچنین به نظر می رسد که پیشرفت های صنعت ساخت وساز و عواملی همچون انباشت سرمایه در یک محدوده، سبب افزایش سرعت و شدت تغییرات و دگرگونی های گسترده شده که همین امر سبب شده است که فرآیند انتقال در بازه ی زمانی کوتاه تری برای ساکنین اتفاق بی افتد.
۲۰۹.

بررسی سازمان یافته عوامل فرم یابی طراحی مولد پیکره بندی ساختمان موثر بر عملکرد انرژی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۱
کاهش مصرف انرژی همراه با برقراری آسایش ساکنان همیشه یکی از مهم ترین مسائل طراحان و معماران ساختمان بوده است. طراحی مولد روشی برای ایجاد خودکار تعداد زیادی طرح از طریق یک چارچوب الگوریتمی تکراری و در عین حال رعایت معیارها و محدودیت های تعریف شده توسط کاربر می باشد ، پیکربندی فضایی می تواند عملکرد انرژی ساختمان را شامل نیازهای گرمایش، سرمایش، روشنایی و تهویه به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهد. از این رو در این پژوهش سعی داریم مهمترین عوامل پیکره بندی ساختمان موثر بر مصرف انرژی ساختمان را با مطالعه پژوهش های انجام شده بر روی طراحی مولد پیکره بندی بیابیم. پژوهش مروری حاضر با رویکرد مختلط کمی-کیفی و به روش تطبیقی-تحلیلی با شناسایی مطالعات گوناگون در حوزه طراحی مولد پیکره بندی ساختمان، به بررسی و آزمون و تحلیل آنها پرداخته است. در این پژوهش از دو گروه بررسی آزمون فراتحلیل و بررسی آمارهای توصیفی بر روی عوامل فرم یابی طراحی مولد استفاده شده است. 26 مقاله با شرط استفاده از عوامل کالبدی پیکره بندی فضایی و شبیه سازی عملکرد انرژی حداقل در یکی از وجوه انتخاب و با نرم افزار سی ام ای (CMA) مورد تحلیل قرار گرفت. همچنین بررسی آمار توصیفی بر روی 13 پژوهش شاخص انتخابی از بین پژوهش ها انجام شده است. 12 عامل کالبدی موثر بر مصرف انرژی نسبت میزان اثر آنها بر مصرف انرژی ساختمان مشخص شده است. بررسی جزنگر، عوامل کالبدی، نشان می دهد، که به ترتیب، ماتریس مجاورت با اندازه اثر 38 در حالت ثابت و تصادفی ، جهت گیری ساختمان با اندازه اثر 18 و 28 در حالت ثابت و تصادفی ، موقعیت طبقه با انداره اثر 23 در حالت ثابت و تصادفی و جهت گیری پنجره با اندازه اثر 21 و 19 از مهمترین عوامل هستند و فراوانی عوامل فرم یابی، نشان می دهد که ابعاد و موقعیت فضاها، از مهمترین عوامل هستند. ماتریس مجاورت، ابعاد فضاها، موقعیت فضاها و جهت گیری، به عنوان مهمترین عوامل فرم یابی در فرآیند بهینه سازی پیکربندی فضایی بر اساس عملکرد انرژی، باید مورد تأکید قرار گیرند. همچنین به طور کلی عوامل فرم یابی، دارای دارای انداره اثر یکسانی و نزدیک به هم بر عملکرد انرژی هستند و این نشان از اهمیت عوامل فرم یابی پیکربندی بر عملکرد انرژی ساختمان است.
۲۱۰.

گونه شناسی پلان مساجد شبستانی با ستون های چوبی در آذربایجان شرقی ایران و منطقه آناتولی ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۶
قدمت مساجد ستوندار چوبی به اوایل دوره اسلامی بازمی گردد. در دوران امپراتوری سلجوقی که بیش از ۱۵۷ سال بر حوزه جغرافیایی ایران بزرگ، آسیای مرکزی، قفقاز و آناتولی تسلط داشت، فرم خاصی از مساجد چوبی شبستانی پدید آمد که بعدها به عنوان منبع الهام در معماری مذهبی این مناطق مطرح گردید. اوج شکوفایی این نوع معماری در آناتولی طی قرون ۱۳ و ۱۴ میلادی و در ایران در دوره های صفوی (قرون ۱۶ تا 18 میلادی) رقم خورد. هدف پژوهش حاضر، گونه شناسی مساجد چوبی نفیس واقع در دو منطقه آذربایجان شرقی ایران و آناتولی (ترکیه) است که تحت تاثیر مساجد چوبی آسیای میانه و معماری بومی این مناطق شکل یافته اند. شاخص ترین ویژگی این مساجد، استفاده از ستونهای چوبی با سرستونهای مقرنس کاری همراه با سقفهای چوبی نقاشی شده است که از منظر فنون ساخت، مصالح، چیدمان ستونها و جهت گیری فضایی، تفاوتهای قابل توجهی میان آنها وجود دارد. با تحلیل بیش از 50 نمونه مسجد از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی، گونه بندی کلی بر اساس جهت گیری تیرهای اصلی شبستان به دو گروه اصلی تفکیک گردید: نخست، شبستان ستوندار چوبی با تیرهای موازی محور قبله که با استفاده از معیارهای تأکید فضایی بر قبله (نظیر حضور گنبدخانه در فراز محراب و افزایش دهانه روبروی آن)، تعداد ستونهای مقابل دیوار قبله (زوج یا فرد) و موقعیت محراب نسبت به ستونها، نوع مصالح دیوارها و وجود یا فقدان ستون آوند به پنج ریزگونه تقسیم بندی شد. فراوانی این گونه که تحت تاثیر پلانهای باسیلیکایی کلیساهای بیزانس شکل گرفته، در آناتولی بیشتر است؛ دوم، شبستان ستوندار با تیرهای اصلی عمود بر محور قبله که بر اساس تعداد ستونهای مقابل دیوار قبله (زوج یا فرد)، جنس مصالح و وجود یا فقدان ستون آوند به پنج ریزگونه تفکیک شده و بیشتر در ایران مشاهده می شود.
۲۱۱.

هوشمندسازی مدیریت ساخت با تلفیق BIM و IoT برای کاهش هدررفت مصالح و بهینه سازی هزینه پروژه های عمرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۴۴
در دهه های اخیر، فناوری های نوین دیجیتال، همچون مدل سازی اطلاعات ساختمان (BIM) و اینترنت اشیا (IoT)، به عنوان ابزارهای کلیدی در افزایش بهره وری و کاهش هدررفت منابع در پروژه های ساخت مطرح شده اند. این پژوهش با رویکردی میان رشته ای، به تحلیل اثرات هم زمان بهره گیری از BIM و حسگرهای IoT بر کارایی پروژه های ساختمانی می پردازد. هدف اصلی مطالعه، شناسایی نقاط قوت و محدودیت های پیاده سازی این فناوری ها در فرآیندهای طراحی، ساخت و نگهداری ساختمان های نوین و ارائه چارچوبی برای بهینه سازی منابع انسانی، مالی و مصالح است. روش تحقیق شامل مرور نظام مند ادبیات موضوعی، شبیه سازی پروژه های نمونه با ابزارهای BIM و تحلیل داده های لحظه ای جمع آوری شده از حسگرهای IoT است. یافته ها نشان می دهد که ادغام این فناوری ها موجب افزایش دقت زمان بندی، کاهش خطاهای ساخت، مدیریت بهینه مصرف انرژی و ارتقای کیفیت نهایی پروژه می گردد. همچنین، تحلیل اقتصادی-عملیاتی نشان می دهد که سرمایه گذاری اولیه در زیرساخت های دیجیتال، با کاهش هزینه های اجرایی و نگهداری، بازدهی مناسبی برای مالکان و پیمانکاران فراهم می آورد. نتایج این مطالعه می تواند به عنوان الگویی برای طراحی و مدیریت پروژه های معماری نوین با تأکید بر بهره وری و پایداری ارائه شود.
۲۱۲.

تأثیر رضایت از مؤلفه های کالبدی- فضایی محله در پایداری اجتماعی و ادراک زیست پذیری (نمونه موردی: بافت مسکونی محلات قدیم اطراف بازار اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۷
زیست پذیری و توجه به کیفیت های عملکردی آن از بخش های مهم و ضروری شهرنشینی در قرن معاصر است که در برابر بسیاری از مشکلات پیچیده زندگی شهری در جهان امروزی مطرح شده است. کیفیت زیست پذیری در محلات شهری و تبیین نقش واحدهای زیستی در ارتقاء پایداری اجتماعی، تاثیرپذیری فراوانی از کیفیتهای عملکردی و نقش متقابل آن دارد. اگرچه، مفهوم زیست پذیری در ابعاد مختلف فضایی و موضوعی مورد بحث قرار گرفته است، بررسی نقش آن بعنوان متغیری تاثیرپذیر از کیفیت های فضایی و متغیر میانجی پایداری اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر بصورت توصیفی-تحلیلی و پیمایشی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخت در جامعه بافت مسکونی اطراف بازار شهر اردبیل و با هدف توسعه کیفیت زیستی و حیات اجتماعی محله مزبور انجام یافته است. حجم نمونه 384 نفر براساس فرمول کوکران بدست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با نرم افزار SPSS و Amos به روش معادلات ساختاری ( SEM ) انجام شد. نتایج نشان داد که با مقایسه اثر کل هر شاخص روی زیست پذیری، عامل دسترسی بیشترین تاثیر را دارد. بعلاوه، ثابت شد که اثر غیرمستقیم پایداری اجتماعی بین ایمنی و نظم وحدت کالبدی زیست پذیری بیشتر است. این بدین معنی است که رضایتمندی بیشتر در پایداری اجتماعی بیشتر می تواند تاثیر ایمنی و آسایش اقلیمی بر روی زیست پذیری را افزایش دهد. راهکارهای پژوهش در توسعه امنیت و ایمنی بافت های شهری، کنترل نفوذپذیری شبکه ارتباطی و ارتقای کیفیت های محیطی از طریق توسعه فضاهای دلپذیر ارایه شده است.
۲۱۳.

تبیین آثار شاخص های کالبدی، بصری و محیطی بر سلامت شهری در شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۴
اهمیت موضوع سلامت شهری باعث شده که امروزه مفهوم قلب شهری در بیش از 40 کشور دنیا با محوریت موضوع رفع نابرابری های محیطی دنبال شود. از همین رو، برای بسیاری از دولت ها، آگاهی بخشی روزافزون در مورد تأثیرات محیطی بر سلامت انسان، به یکی از وظایف اصلی دولت ها در ارتباط با شهروندان و تببین رویکردهای جدید در مطالعات و برنامه ریزی شهری تبدیل شده است. این مطالعه مبتنی بر اهمیت موضوع برنامه ریزی و کیفیت محیطی و سلامت شهری، به بررسی این مهم در شهر قم پرداخته است. پژوهش حاضر که از نوع مطالعات کتابخانه ای و میدانی است با روش توصیفی_ تحلیل و پیمایشی و با بهره گیری از پویش محیطی گسترده توسط تیم اجرایی(عکسبرداری، فیش برداری، مصاحبه و تهیه گزارش های غیررسمی با شهروندان هر منطقه، مشاهدات میدانی و توزیع پرسشنامه) به مرحله انجام رسیده و نتایج آن که با استفاده از نرم افراهایSpss16، ArcGIS تجزیه و تحلیل شده، نشان می دهد که تحت تأثیر مسائل، مشکلات، کمبودها و ضعف شناخت و برنامه ریزی های مورد نیاز در حوزه ارتقا و بهبود شاخص های کیفیت محیطی، کالبدی و بصری حال حاضر شهر قم، ابعاد مختلف سلامت شهری(سلامت اجتماعی، روانی و جسمانی) شهروندان قم در درجات مختلف تأثیرات مستقیم و غیرمستقیمی را دریافت می نمایند که در این میان، بُعد روانی شهروندان شهر قم در اولویت بررسی و برنامه ریزی برای آینده بایستی قرار گیرد . مقایسه میانگین زیرشاخص های سلامت شهری(روانی، جسمانی و اجتماعی) نشان می دهد که بالاترین میانگین (2.57) متعلق به زیرشاخص سلامت اجتماعی و پایین ترین میانگین (2.30) متعلق به زیرشاخص سلامت روانی است. در کل با توجه به میانگین های به دست آمده هیچ کدام از ابعاد سلامت در شهر قم وضعیت مناسبی ندارند؛ زیرا میانگین تمام زیرشاخص ها بسیار کمتر از حد متوسط(3) است.
۲۱۴.

تبیین راهبردهای طراحی مسکن پایدار و همساز با اقلیم ساری بر پایه شاخصه های معماری بومی منطقه؛ مطالعه موردی: خانه های بومی ساری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف: مسکن یکی از نیازهای اساسی جامعه به شمار می آید که به دلیل رشد جمعیت و ساخت و سازهای بی رویه در آن شاهد بروز مسائلی مانند طراحی های غیراستاندارد و ناسازگار با اقلیم و کاهش سطح کیفی فضاهای سکونتی می باشیم که منجر به افزایش مصرف سوخت های تجدیدناپذیر و آلودگی های زیست محیطی شده است. لذا، مناسب ترین راهکار جهت حل این گونه مسائل روی آوردن به معماری بومی و پایدار است که به عنوان یک ضرورت در عرصه معماری، مهم ترین هدف آن طراحی همساز با اقلیم و خلق فضایی مناسب جهت زندگی می باشد. بنابراین، هدف پژوهش «دستیابی به راهکارهای مؤثر طراحی مسکن پایدار و همساز با اقلیم شهر ساری جهت بهبود آسایش محیطی و کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی» است. روش پژوهش: روش تحقیق توصیفی _ تحلیلی از نوع کیفی بوده که به لحاظ هدف کاربردی می باشد. گردآوری اطلاعات نیز با شیوه مطالعات کتابخانه ای _ اسنادی و میدانی صورت پذیرفته است. به این شکل که ابتدا از طریق برداشت میدانی چهار خانه بومی شهر ساری نمونه برداری شده و سپس شاخصه ها و مؤلفه های معماری بومی و پایدار آن ها تحت بررسی و تحلیل قرار گرفته است. یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد خانه های بومی ساری دارای یک سری مؤلفه های زیست پذیری است که منجر به پایداری عملکردی بنا و برقراری آسایش محیطی می شود. این عوامل عبارتند از: برون گرایی، ارتباط و تعامل میان طبیعت و معماری، فرم، هندسه و ساختار کالبدی بنا، مصالح بومی و برگشت پذیر، انعطاف پذیری فضاها، تناسب و تعادل، سازگاری بنا با اقلیم منطقه، که ابعاد اصلی معماری بومی مازندران را شکل می دهند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داده است که شاخصه های معماری بومی خانه های سنتی ساری شامل سه ابعاد: ۱. کالبدی: کاربست شاخصه ها و مؤلفه های بومی و پایدار در طراحی فضاهای کالبدی _ عملکردی بنا؛ ۲. عناصر سازه ای: به کارگیری مواد و مصالح بومی و پایدار؛ ۳. طراحی زیست اقلیمی: رعایت اصول طراحی بر مبنای اقلیم محلی جهت سازگاری فضاهای زیستی با محیط پیرامون می باشد که با کاربست آن ها می توان به مسکن پایدار و همساز با اقلیم ساری دست یافت.
۲۱۵.

A Systematic Review of Design Research Approaches in Architectural Design Processes(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۵۱
This paper reviews 70 scholarly studies to explore and organize key methodologies in architectural design research through a systematic lens. It is grounded on three widely used frameworks: Frayling's research into, through, and for design; Cross's typology of design knowledge as epistemological, praxeological, and phenomenological; and Buchanan's basic, applied, and clinical research model. The study employed a structured review procedure, following PRISMA guidelines, to evaluate articles from 1982 to 2023 in major scholarly databases. A shared set of strategies and methods was also developed for each type of design research. The proposed conceptual framework—derived from the timing of the research intervention (pre-, through-, or post-design)—provided a more distinct charting of the research landscape. It revealed prevalent clusters of design research practice, each shaped by unique pairs of epistemological emphasis and methodological stance. Based on past studies, this research developed a further typology known as research through design (II), an expansion of the three earlier categories. By offering a distinct and understandable classification, the article aims to assist architecture students, instructors, and novice researchers in selecting the most suitable research approaches. The conclusions enhance the clarity of architectural education and help position design research as a central component of both academic study and professional practice.
۲۱۶.

بررسی پایدار شبکه هوشمند معابر شهری جهت حضور به موقع یگان ناجا بر اساس الگوریتم Dijkstra (مطالعه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۴۳
مسئله: بزهکاری و جلوه مختلف خشونت و بی نظمی از پدیده های بسیار پیچیده اجتماعی است و در صورت وجود بستر مکانی و زمانی مساعد، زمینه بروز جرم و تکرار آن فراهم می گردد و به مرور زمان یک محیط جغرافیایی به یک کانون جرم خیز تبدیل می شود. شهر اهواز دارای محلات متعدد و مراکز فعالیتی پراکنده و فضاهای خالی ساخته نشده و فضاهای سبز همچون پارک ها، نخلستان ها و باغات در بافت های شهری می باشد که احتمال وقوع جرم را افزایش می دهد. بر این اساس طراحی شبکه هوشمند معابر در شهر اهواز جهت امداد رسانی بهتر یگان انتظامی ضرورت می یابد. هدف: شناخت ساختارهای فضایی شبکه معابر شهر اهواز، میزان وقوع جرم، تحلیل موقعیت یگان های پلیس که نقش بسزایی در راستای خدمات رسانی بهتر یگان امداد و نجات دارد. روش: جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزارهای ArcGIS، EXCEL و Grafer استفاده گردیده است. همچنین از الگوریتم کوتاه ترین مسیر Dijkstra و الگوریتم اویلر جهت یافتن کوتاه ترین مسیر استفاده گردیده است. نتایج: پژوهش حاضر نشان می دهد آنچه در بررسی کلانتری ها شهر اهواز حائز اهمیت می باشد، توزیع فضایی این مراکز از نظر دسترسی و همچنین فاصله کلانتری ها نسبت به یکدیگر می باشد. با توجه به آنالیز مسیریابی ارائه شده با GIS خیابان مقیمی زاده با فاصله 8 متر نسبت به محل جرم خیز کمترین فاصله و در مقابل بلوار پاسداران و خیابان شهید تندگویان به ترتیب با 523 متر و 653 متر بیشترین فاصله را از یگان پلیس تا محل جرم را دارند.
۲۱۷.

تحلیل تطبیقی الگوهای بومی و طراحی معاصر در مسکن برون گرای ساری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۳۹
اهداف: این پژوهش با توجه به اهمیت حفظ هویت معماری بومی در طراحی معاصر، به بررسی تطبیقی الگوهای بومی و طراحی معاصر در مسکن برون گرای شهر ساری می پردازد. هدف اصلی، شناسایی میزان تاثیرپذیری طراحی معاصر از معماری بومی و تحلیل معیارهایی همچون سازگاری اقلیمی، نورگیری طبیعی، استفاده از مصالح بومی، بهره گیری از فناوری های نوین و کاربردپذیری در طراحی مدرن است. بررسی چگونگی تطبیق این معیارها با نیازهای امروزی و الزامات زیست محیطی، از دیگر اهداف پژوهش محسوب می شود. روش ها: پژوهش حاضر از روش تحلیلی-مقایسه ای بهره گرفته و معیارهای کلیدی معماری بومی و معاصر را از طریق مطالعات میدانی، بررسی نمونه های موردی و تحلیل سلسله مراتبی (AHP) ارزیابی کرده است. داده ها از طریق مقایسه تطبیقی، بررسی نمونه های منتخب و وزن دهی شاخص ها تحلیل شده اند تا میزان تاثیرپذیری طراحی معاصر از الگوهای بومی مشخص شود. یافته ها: نتایج نشان می دهد که معماری بومی در معیارهایی مانند سازگاری اقلیمی، استفاده از مصالح بومی و حفظ هویت فرهنگی امتیاز بالاتری دارد، درحالی که معماری معاصر بیشتر بر انعطاف پذیری فضایی، نوآوری در فرم و عملکرد، و کاربردپذیری تاکید دارد. ترکیب این دو رویکرد می تواند به بهینه سازی مصرف انرژی، افزایش کیفیت آسایش، ارتقای پایداری مسکن و خلق فضاهای هماهنگ با فرهنگ بومی منجر شود. نتیجه گیری: معماری معاصر می تواند با الهام از اصول معماری بومی و بهره گیری از فناوری های نوین، طراحی پایدارتر و هماهنگ تری با شرایط اقلیمی و فرهنگی ایجاد کند. پیشنهاد می شود در طراحی مسکن های معاصر، بهره گیری از نور طبیعی، تهویه مناسب، استفاده بهینه از انرژی، مصالح بومی و حفظ هویت فرهنگی به عنوان اولویت های طراحی در نظر گرفته شوند.
۲۱۸.

اینستاگرام و هویت ازدست رفته: مطالعه ای بر نمای بناهای مسکونی تهران (مطالعه موردی: محلات هروی، اقدسیه و فرجام غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۳۶
بیان مسئله: نماهای ساختمان های مسکونی در تهران به عنوان یکی از شاخص ترین عناصر هویت شهری، در سال های اخیر تحت تأثیر دو نیروی متضاد جهانی شدن و نفوذ گستردهه پلتفرم های دیجیتال مانند اینستاگرام قرار گرفته اند. این دو نیرو، در کنار هم، دگرگونی های عمیقی را در چهره شهر ایجاد کرده اند.هدف پژوهش: بررسی نقش اینستاگرام در ترویج میراث معماری ایرانی و افزایش آگاهی عمومی در خصوص طراحی های نمای بناهای مسکونی در کلانشهر تهران با تأکید بر کاهش پراکندگی بصری و جلوگیری از فرسایش فرهنگی، انجام شده است. روش پژوهش: به منظور دستیابی به این هدف، از رویکردی کیفی استفاده شده است. در مطالعه فرعی نخست شش نمای مسکونی در محلات هروی، اقدسیه و فرجام غربی کلانشهر تهران از طریق مشاهدات تصویربرداری و مصاحبه های تخصصی با پنج کارشناس بررسی نقادانه شدند. سپس با انجام یک مرور سیستماتیک روی 21 مقاله علمی معتبر، ضمن بررسی مطالعات بین المللی در زمینه تأثیر رسانه های اجتماعی بر معماری، به تحلیل چالش های حفظ هویت فرهنگی و استراتژی های ترویج میراث معماری در مقیاس کلان پرداخته شد. در ادامه، به منظور بومی سازی یافته های پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای با هشت نفر از خبرگان حوزه های معماری، علوم رسانه و جامعه شناسی انجام شد. نتیجه گیری: یافته های زیرمطالعه نخست نشان داد که نمای بناهای مسکونی در محلات مورد مطالعهُ تنوع بسیار زیادی از نظر سبک و رویکرد طراحی دارند. این پراکندگی شدید، نشان دهنده وجود اولویت های زیبایی شناختی متضادی است که از یک سو، طراحی های بصری خیره کننده و تحت تأثیر الگوریتم های دیجیتال را به نمایش می گذارند و ازسوی دیگر، به زیبایی شناسی جهانی شده ای گرایش دارند که اغلب فاقد ریشه در فرهنگ و تاریخ محلی است. نادیده گرفتن اصول طراحی سازگار با اقلیم، این تضاد را تشدید و شکاف عمیقی میان طراحی معاصر نماها و میراث غنی معماری تهران ایجاد کرده است. همچنین، نتایج زیرمطالعه دوم نشان داد که اینستاگرام، به عنوان یک پلتفرم اجتماعی پرطرفدار در ایران، تأثیر قابل توجهی بر شکل گیری نماهای معماری در تهران دارد. از یک سو، الگوریتم های این پلتفرم اغلب به همگن سازی بصری و رواج سبک های طراحی یکنواخت کمک می کنند. ازسوی دیگر، اینستاگرام پتانسیل بالایی برای ترویج شیوه های معماری پایدار و همسو با فرهنگ و محیط زیست دارد.
۲۱۹.

تحلیل مضامین نقاشی های دیواری مهدی قدیانلو با رویکرد (بازتاب و شکل دهی) مطالعۀ موردی: نقاشی های دیواری اجلاس داووس، میدان دیووی بوستون، شوردیج لندن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
بیان مسئله: این پژوهش به بررسی نقاشی های دیواری مهدی قدیانلو در فضاهای عمومی نظیر اجلاس داووس، میدان دیووی بوستون و منطقه شوردیج لندن می پردازد. آثار وی با پرداختن به مسائل جامعه معاصر و دغدغه های جهانی، از عناصر نمادینی همچون: کودکان، بادکنک ها و روزنه های نور بهره می برد که با بیانی فراواقع گرایانه، مخاطب را به تأمل وادار می کند. سؤالات اصلی پژوهش عبارت اند از: مضامین نقاشی های دیواری قدیانلو از کدام معضلات اجتماعی تأثیر می پذیرند؟ انگیزه هنرمند از به کارگیری عناصر نمادین و استفاده از سبک فراواقع گرایی چیست؟هدف پژوهش: اهمیت ارتباط هنرمند با جامعه و تأثیرپذیری او از زندگی اجتماعی و تلاش برای تأثیرگذاری با هدف بهبود زیست شهری در آثار این هنرمند از اهداف این پژوهش است.روش پژوهش: پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، پیمایشی و میدانی انجام شده است. ابزار گردآوری اطلاعات نیز شامل فیش برداری و مصاحبه است.نتیجه گیری: آثار مهدی قدیانلو براساس دو رویکرد «بازتاب» و «شکل دهی»، هم بازتاب دهنده بحرآنها و آسیب های اجتماعی و هم الهام بخش امید و تغییر هستند. او با استفاده از نمادهای بصری مانند کودک، کلاغ، بادکنک و آسمان، تصویری چندلایه از واقعیت و آرمان ارائه می دهد و به عنوان هنرمندی آگاه برای ایجاد نگرش تازه نسبت به اکنون و آینده جامعه از هنر با زبان نقاشی دیواری بهره می گیرد.
۲۲۰.

واکاوی نشانه شناسی لایه ای و ادراک معانی در معماری خانه های سنتی یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۴۹
بیان مسئله: مطالعات معماری روی خانه های سنتی شهر یزد نشان می دهد که این ساختمان ها از لایه های مختلف معنایی تشکیل شده اند که شامل لایه دسترسی، لایه ساخت و لایه زیباشناختی می شوند. این لایه ها از طریق استفاده از عناصر فرهنگی و مفهومی، ساختارهای مختلفی را در خود جای داده اند. اما مسئله اصلی این است که چگونه این لایه ها، با بهره گیری از اصول نشانه شناسی و ادراک معانی، مفهوم بخشی به فضاهای مسکونی ایجاد و در تداوم و ارتباط با فرهنگ محیطی خود موفق عمل کرده اند؟ این مسئله نقش به سزایی در طراحی معماری مسکونی امروزی با تأکید بر ارتباط فضا و فرهنگ را بررسی می کند.هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل مفهوم بخشی فضاهای مسکونی در خانه های سنتی شهر یزد با بهره گیری از اصول نشانه شناسی و ادراک معانی است. این پژوهش به بررسی چگونگی ایجاد مفهوم بخشی در لایه های مختلف معماری خانه ها، ارتباط آن با فرهنگ محلی و تأثیر این مفاهیم در طراحی فضاهای مسکونی امروزی می پردازد. همچنین، این پژوهش به منظور ارائه راهبردهایی برای افزایش اثربخشی طراحی فضاهای مسکونی معاصر، با تأکید بر استفاده از الگوها و معانی نهفته در خانه های سنتی، انجام شده است.روش پژوهش: در این پژوهش، از روش تحقیق کیفی با استفاده از مطالعه تطبیقی و تحلیل محتوا با رویکرد نشانه شناسی و معناشناسی استفاده شده است. داده ها به صورت توصیفی و از طریق مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی، جمع آوری و در مراحل تعبیر، تفسیر و ارزیابی از رویکرد تفسیری استفاده شده است. نتیجه گیری: در این پژوهش، با استفاده از رویکرد نشانه شناسی و معناشناسی، معماری خانه های سنتی در شهر یزد بررسی شده است. نتایج حاکی از توانایی خاص این خانه ها در بهره گیری از عناصر معماری و رمزگان برای ارتقای ارتباطات اجتماعی و فرهنگی درون و برون خانه است. این تداخل معانی و کارکردها، هماهنگی داخلی و ارتباط با فرهنگ محلی را تقویت می کند. از نظر نشانه شناسی، خانه های سنتی یزد به عنوان الگوهایی ارزشمند می توانند در طراحی های معاصر و بهبود فضاهای مسکونی بهره مند شوند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان