فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۲۴۱ تا ۷٬۲۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال شانزدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۳۷
170 - 193
حوزههای تخصصی:
امروزه، چگونگی تناسب و زیبایی محیط شهری از یک سو و نابسامانی حاکم بر جداره های آن از سوی دیگر، موجب شد که ضرورت ساماندهی محیط شهری مورد توجه قرار گیرد. از این رو، توجه به عامل زیبایی در معماریِ محیط شهری بسیار اهمیت یافت. در این میان، ادبیات نیز می تواند در زمینه هایی کارساز باشد. طنزنویس معاصر مصر، احمد شفیق بهجت با صراحت و تیزبینی خاص خود و با آگاهی، لبه تیز انتقادهای خود را متوجه جامعه و محیط بی نظم، آشفته و نابسامان شهری امروز مصر و معایب آن کرد. او با زبانِ طنز، اندیشه انتقادی خود از جلوه های شهری را عینیت بخشید و راهکارهای اصلاحی پیشنهاد داد. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی- تحلیلی است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تکنیک های طنز می تواند عناصر بصری در نماها و جداره های محیط شهری را به زیبایی بیان کند. انسان ها را از عیب ها و کجروی های خود آگاه سازد. همچنین به ما یادآور شود که با کمک این تکنیک ها می توان زشتی ها و رذیلت ها را تحقیر کرد و فضیلت ها را بزرگ شمرد و از این راه، مخاطبان را به تفکّر برای اصلاح رفتارهای نامتعارف، ترغیب و تشویق نمود. اهداف پژوهش : بازخوانی عناصر بصری در نماهای شهری مصر، برای بیان تکنیک های طنز احمد شفیق بهجت. بیان هدف های فرهنگی و اجتماعی بهجت برای ارتقا بخشیدنِ جامعه اسلامی مصر. سوالات پژوهش : 1.تکنیک های طنز به کار رفته در آثار احمد شفیق بهجت با نگاه به جداره های محیط شهری چیست؟ 2. احمد شفیق بهجت در بیان طنزآمیز جلوه های شهری، در پیِ چیست؟
تبیین مدل گردشگری ایرانی - اسلامی عامل رونق اقتصادی و فرهنگی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال شانزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۹
308 - 401
حوزههای تخصصی:
گردشگری یکی از منابع تغذیه اقتصاد در جوامع مختلف است و می تواند نقش مهمی در توسعه و کسب درآمد برای آن ها داشته باشد. توسعه صنعت گردشگری برای کشورهای درحال توسعه که با معضلاتی چون نرخ بیکاری بالا، محدودیت منابع ارزی و اقتصاد تک محصولی مواجهند، از اهمیت فراوانی برخوردار است. این تحقیق شامل دو جامعه می باشد که جامعه آماری اول به منظور شناسایی مؤلفه های اثرگذار بر رقابت پذیری شرکت های گردشگری است. جامعه آماری دوم شامل گروه نامحدودی از گردشگران داخلی و خارجی می باشند که حداقل یک بار از خدمات شرکت های گردشگری کشور استفاده کرده اند. روش جمع آوری داده ها بر اساس پرسش نامه محقق ساخته 31 سؤالی انجام گرفت. پایایی پرسش نامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد که مقدار آن برای همه متغیرها بالای 7/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسش نامه ها از طریق نرم افزار SPSS و Smart Pls2 در دو بخش توصیفی و استنباطی (مدل سازی معادلات ساختاری)، انجام پذیرفت. نتایج تحقیق نشان می دهد که عوامل هفت گانه مدل (استراتژی، تصویر، کیفیت خدمات، ارزش، رضایت مشتری، وفاداری مشتریان و عملکرد مالی بود) تأثیر معناداری بر رقابت پذیری شرکت های گردشگری کشور داشته اند. اهداف پژوهش 1.بازشناسی مؤلفه های مؤثر در مدل گردشگری ایرانی- اسلامی 2.طراحی و تبیین مدل گردشگری ایرانی- اسلامی با هدف ایجاد رونق اقتصادی و فرهنگی در کشور. سؤالات پژوهش 1.مدل گردشگری ایرانی- اسلامی دارای چه مؤلفه هایی است؟ 2.چه مدلی می تواند منجر به پویایی گردشگری در ایران و رونق اقتصادی گردد؟
بازخوانی آثار نقاشان سقاخانه از منظر آشنازدایی شکلوفسکی (منتخب آثار اویسی، قندریز و تبریزی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پیکره دوره نهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۲
59 - 72
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: سقاخانه از مهم ترین جنبش های هنری دهه 40 ه.ش، در ایران است که با رویکردی سنت گرا و در عین حال نوجویانه، متناسب با زمانه شکل گرفت. هنرمندان منتسب به این جنبش ضمن ارج نهادن به عناصر تصویری کهن، آثاری پدید آوردند که ضمن وابستگی به گذشته، اما متفاوت از آن باشد. آنچه که نظر این گروه را تا حدی به دیدگاه آشنازدایی شکلوفسکی نزدیک می کند، ارجح دانستن گذشته است، شکلوفسکی معتقدست زندگی روزمره برپایه عادت است و همین عادت هاست که باعث می شود اطرافمان را نبینیم. ضرورت تغییر نگرش نیز ازهمین جا احساس می شود که یکی از راهکارهای آن، آشنایی زداییست. با توجه به آنچه گفته شد، مسئله این است که نظریه آشنازدایی شکلوفسکی تا چه حد قابلیت شرح و بسط در آثار نقاشان سقاخانه است و تأثیر هنرمندان این جنبش بر نقاشی ایران چگونه تداوم یافت؟ هدف: هدف این پژوهش بررسی تفکر و آراء شکلوفسکی و تطبیق آن با رویکرد هنرمندان سقاخانه است. روش پژوهش: جهت دستیابی به نتیجه مطلوب از روش تاریخی-همبستگی استفاده شده است. جمع آوری اطلاعات این پژوهش از طریق خوانش تصویر و مشاهده آثار موجود در کتابخانه ها و پایگاه های اطلاعاتی بوده است. یافته ها: در این پژوهش مشخص شد آثار جنبش هنری سقاخانه را می توان درچارچوب نظریه آشنازدایی شکلوفسکی دانست. مکتب سقاخانه گرچه با پایان کار هنرمندان گروه متوقف شد، لیکن تجربه آنان تأثیر ماندگاری بر نقاشی معاصر ایران گذاشت و در دهه های بعدی این تفکر به شیوه های مختلف دنبال شد.
منشآت منصب قضا و جایگاه قاضیان تیموری در خطه خراسان بزرگ و انعکاس آن در نگارگری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۰
54 - 71
حوزههای تخصصی:
منشآت یا نامه های تاریخی از ابزارهای اداره امور دیوانی در تاریخ ایران بوده اند. بازشناسی متن این آثار گامی مهم در آگاهی از رازهای موجود در ساختار اداری کهن است. یکی از ارکان مهم ساختار اداری در جامعه ایران در دوره اسلامی، نظام قضایی بوده است. برقراری عدل یکی از مهم ترین اصول اسلامی در جامعه مسلمانان به شمار می رود و شاهان به عنوان نماینده عدالت خداوند بر زمین خود را مسئول برپایی عدالت می دانستند. این مهم از طریق مناصب شرعی و مذهبی به خصوص قضاوت ممکن می شد. در این مقاله به بررسی اسناد انتصاب قاضیان در دوره تیموری در خراسان بزرگ موجود در منشأت مهم این دوره پرداخته شده است. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های آرشیوی و کتابخانه ای است انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که قاضیان با توجه به اسناد و منابع باقیمانده، طیف وسیعی از اختیارات را از جنبه شرعی و عرفی در جامعه به عهده داشته اند و با توجه به ویژگی شرایط انتخاب قاضی، ارتباط مستقیم با مردم و ارتباط با دربار از جنبه حکومتی و مذهبی مورد توجه بوده اند. برخی از این قاضیان ضمن حمایت از هنرمندان در زمره شعرا، هنرمندان و نویسندگان بزرگ دوره تیموری محسوب می شدند. واکاوی نگاره های تاریخی موجود بر اهمیت این منصب تأکید دارد. اهداف پژوهش: 1.واکاوی وضعیت عدل و دادگستری در دوره تیموری. 2.بررسی نقش منشآت در واکاوی نقش قاضیان و انعکاس آن در نگارگری. سوالات پژوهش: 1- نظام قضایی ایران در تیموری چه وضعیتی داشت؟ 2- منشآت چه نقشی در اختیارات قضات دوره تیموری و بازشناسی وظایف آن ها دارند؟
گونه شناسی نقوش آجری مقابر قبرستان های قدیمی شهر دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش هنر سال دهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۹
۵۳-۴۳
حوزههای تخصصی:
قبرستان های تاریخی، نمودی از فرهنگ و مذهب جامعه ای بوده که در آنها شکل گرفته اند. با گسترش شهرها، اغلب این قبرستان ها در مناطق دورافتاده، خارج از شهر و یا مناطق نامناسب حفاظتی، متروک و گمشده به حال خود رها شده اند و اثری از پویایی و جریانات فضای شهری در آنها دیده نمی شود. از آنجا که این قبرستان ها بخشی ارزشمند از میراث ملموس و ناملموس هر جامعه هستند، بنابراین ضروری است که شناخت و ثبت و اقدامات حفاظتی آنها مورد توجه قرار گیرد. شهر دزفول، یکی از شهرهای دارای بافت تاریخی زنده منحصر به فرد و همچنین قبرستان های تاریخی است. قرار داشتن این قبرستان ها در بافت شهری، منجر به تأثیرپذیری آنها از آجر و الگوهای مورد استفاده در ساختار این شهر شده است که با توجه به نادیده گرفتن این قبرستان ها در طول سالیان، با مخاطراتی از جمله ویرانی کامل روبه رو شده اند. این پژوهش، درصدد بررسی و گونه شناسی نقوش آجری قبور قبرستان های دزفول به نام های قبرستان رودبند، بابا یوسف و کاشفیه است. هدف اصلی، مطالعه نقوش آجری قبور قبرستان های تاریخی این شهر، دسته بندی و شناساندن این قبرستان ها به عنوان گنجینه ای از معماری کهن شهر دزفول است. در این راستا، روش تحقیق به کار رفته، توصیفی بوده و گردآوری اطلاعات، به صورت مطالعات میدانی و کتابخانه ای است. نتایج پژوهش نشان داده تزئینات آجرکاری قبرستان های این شهر، در یک دسته بندی مشخص، به سه گروه تقسیم می شوند؛ قبور تاریخی با آجرکاری لعاب دار، قبور تاریخی با آجرکاری ساده و قبور تاریخی با آجرکاری ترکیبی (که تزئینات آنها، ترکیبی از آجرهای ساده و لعاب دار است). در نمونه های بررسی شده، بیشترین فراوانی، در تزئینات آجری با آجرهای لعاب دار و پس از آندر رده بعدی، تزئینات آجری با آجرهای ساده و در آخر، تزئینات ترکیبی است. از سوی دیگر، در کنار نقش مایه های هندسی و گیاهی در بطن نقوش که حاصل استفاده از آجر و تناسبات آن بوده، در برخی قبور، از موتیف های مذهبی، اجتماعی و گیاهی نیز استفاده شده است.
آینده نگاری شناسایی عوامل کلیدی صنعت گردشگری پایدار شهر خرم آباد با تاکید بر اثر همه گیری کویید 19 به منظور ارائه راهکارهایی برای تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۳ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۲
49 - 65
حوزههای تخصصی:
شیوع بیماری کرونا تأثیر بسیاری بر اقتصاد استان لرستان از جمله صنعت گردشگری شهر خرم آباد داشته است. بنابر آمار، مجموع خسارت وارده به گردشگری این شهر از اسفند 1398 تاکنون 1,218,517,000,000 ریال برآورد شده است. در شرایطی که دولت با افزایش هزینه های بهداشتی و درمانی ناشی از کرونا مواجه است، منابع مالی برای سیاست های حمایتی صنعت گردشگری محدود است. توسعه پایدار گردشگری باید با سیاست مشخصی به اجرا در آید تا بتواند حرکت امید بخشی را در توسعه همه جانبه فضاهای جغرافیایی تضمین کند. همچنین بسیار مهم است که مجموعه ای از سیاست ها و راهکارهای عملی بهینه جهت مدیریت و بهبود تاب آوری این صنعت اتخاذ و در دستور کار نهادهای مختلف قرار بگیرد. این مقاله درصدد شناسایی عوامل کلیدی در صنعت گردشگری پایدار شهر خرم آباد با تاکید بر اثرات شیوع کووید-19 می باشد. بدین منظور از منابع و مطالعات صورت گرفته معتبر داخلی و خارجی ابتدا تعداد 36 متغیرهای موثر بر ارزیابی پایداری گردشگری شهر خرم آباد شناسایی شد که به ورودی ماتریس تاثیرات تبدیل شده است. سپس برای ماتریس مذکور با روش دلفی از تعداد 25 نفر از مدیران، خبرگان، متخصصان و کارشناسان که به مسائل گردشگری شهر خرم آباد احاطه دارند، خواسته شد که پرسشنامه امتیازدهی تاثیرات شاخص ها بر یکدیگر را با توجه به تاثیرات بیماری همه گیر کوئید 19 پر نمایند. بر اساس جمع بندی موارد متغیرهای پژوهش در 4 بعد و 36 متغیر تقسیم بندی شدند. پرسشنامه های پر شده در نرم افزار میک مک وارد شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که متغیرهای امکانات فرهنگی، رفاهی و تفریحی، میزان سرمایه گذاری بخش خصوصی، جرم و جنایت و تنوع اقتصادی تاثیرگذار و متغیرهای امنیت، مراکز اقامتی، معیشت و زیست پذیری و رضایتمندی تاثیرپذیر می باشند. نتایج از لزوم تداوم فعالیت ها و کسب و کارهای گردشگری به عنوان یکی از اهرم توسعه اقتصادی شهر خرم آباد و نیز توجه به سیاست های اقتصاد در شهر خرم آباد جهت افزایش تاب آوری فعالیت های حوزه گردشگری دارد که یکی از مهم ترین راهکاری گردشگری پایدار می باشد. در ادامه نیز راهکارهایی برای ارتقای تاب آوری گردشگری پایدار شهر خرم آباد در دوران همه گیری کووید-19 نیز ارائه گردیده است.
ارزیابی نقش عوامل کالبدی و عملکردی در اجتماع پذیری بازارهای سنتی ایران با استفاده از تکنیک نحو فضا نمونه موردی: بازار تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هفدهم تیر ۱۳۹۹ شماره ۸۵
67 - 82
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: اجتماع پذیری از مفاهیم مهم در فضاهای شهری چندمنظوره، جهت برقراری روابط مناسب اجتماعی در میان مردم است. یکی از نیازهای اساسی انسان، نیاز به برقراری ارتباط با دیگران است. پاسخگویی به نیازهای اجتماعی انسان و وقوع روابط اجتماعی، نیاز به یک مکان و فضای تعریف شده دارد. فضایی که بتواند مجموعه ای از روابط اجتماعی و فرهنگی میان گروه های مختلفی از مردم در مکانی خاص، برقرار کند. توجه به ابعاد اجتماعی فضا در بناها و یافتن ارتباط بین کیفیت های فضایی و مفاهیم اجتماعی از جمله اجتماع پذیری، در موفقیت این فضاها اهمیت زیادی دارد. بازاره ا از جمله فضاهای جمعی با پتانسیل اجتماع پذیری بالا در جامعه شهری بوده اند، به طوری که حیات شهر و بازار همواره به هم پیوندخورده و در بسیاری از موارد شهرها با بازارها معنی و مفهوم پیدا می کردند. امروزه به دلیل تغییر در ساختار فضاهای شهری، دگرگونی الگوهای زندگی مردم و عدم انطباق مناسب با فضای کالبدی سنتی، بازار درمعرض خطر تبدیل به فضای موزه-بازار بدون توجه به جنبه های کالبدی و عملکردی گذشته آن، قرار گرفته است.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف سنجش میزان اجتماع پذیری در بازار، شناخت بستر اجتماعی آن و عوامل مؤثر در کیفیت اجتماعی آن، با تحلیل ساختار، هم پیوندی، انسجام بازار و اولویت قراردادن جنبه های کالبدی-عملکردی انجام شده است.روش تحقیق: این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی و میدانی، و با استفاده از تکنیک نحو فضا (و نرم افزار دپث مپ) انجام شده است.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد ارزش های فضایی و چیدمان فضا در قسمت های مختلف بازار، تفاوت های اساسی دارد، به طوری که ساختارمندی و انسجام اجتماعی بازار به شدت کاهش یافته و میزان هم پیوندی خیابان های تازه احداث شده، افزایش یافته است. در نتیجه، لزوم توجه به تغییرات و پیامدهای حاصل از توسعه شهری از جنبه کالبدی و عملکردی، برای افزایش ویژگی اجتماع پذیری بازار مشهود و ضروری است.
تبیین عوامل مؤثر در ارتقاء حس سرزندگی شهروندان در بناهای فرهنگی (بررسی موردی: شهر رشت)
حوزههای تخصصی:
کیفیت محیط یکی از عوامل مؤثر بر دلبستگی انسان به محیط است. محیط های بی کیفیت، خالی از جمعیت گشته و به تبع آن، سرزندگی در آن کاهش می یابد. بنابراین سرزندگی و نشاط یکی از معیارهای اصلی مکان هایی است که از کیفیت بالای برنامه ریزی و طراحی برخوردارند. امروزه توجه صرف به جنبه کمی طراحی سبب کاهش کیفیت اغلب فضاهای فرهنگی و در نتیجه کاهش سرزندگی شده است. روش انجام این مقاله کمی و کیفی و به صورت توصیفی- تحلیلی بوده و بدین منظور از منابع کتابخانه ای اعم از مقالات و کتاب های تخصصی معتبر بهره گرفته شد تا نتایج پژوهش های متنوع سایر محققین در حوزه رشد سرزندگی در کالبد فضا مورد مطالعه قرار گیرد. از طریق مطالعه ی کتابخانه ای مولفه های مؤثر پژوهش استخراج شده و به صورت چهارچوب نظری تدوین گردید. جامعه آماری تحقیق شامل شهروندان شهر رشت و نمونه مورد تحقیق 384 نفر می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات میدانی، پرسشنامه پاسخ بسته می باشد که پس از بررسی روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفت. نهایتاً پاسخ های پرسشنامه با نرم افزار «اس پی اس اس » مورد بررسی قرار گرفت. از آزمون تی تک نمونه ای جهت بررسی فرضیات و از آزمون الویت بندی فریدمن برای رتبه بندی متغیرها استفاده گردید. مطابق یافته ها، تعامل بنا با طبیعت، ایجاد فضاهای اجتماع پذیر و سازماندهی شده می تواند موجب ارتقاء حس سرزندگی در بناهای فرهنگی گردد. همچنین سازماندهی فضایی، اجتماع پذیری فضا و تعامل بنا با طبیعت به ترتیب مهمترین عوامل در آزمون فریدمن شناخته شدند. بر اساس مؤلفه های مؤثر شناسایی شده در ارتقاء سرزندگی در فضای فرهنگی، راهکارهای طراحی متناظر با آن پیشنهاد شده است.
واکاوی جایگاه برنامه ریزی توسعه شهری مشارکتی و چالش های فراروی آن در اندیشه نهادگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۴ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
37 - 62
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در متون سیاست گذاری عمومی و برنامه ریزی دهه های اخیر، مشارکت عمومی به منزله ی یک خیر مطلق یا نوعی کنش اعتقادی رایج در نظر گرفته شده است که به ندرت مورد تردید و پرسش واقع می شود. بااین وجود، شواهد اندکی مبنی بر کارایی بلندمدت کاربست رهیافت های مشارکتی در بهبود شرایط مادی آسیب پذیرترین گروه ها یا موفقیت آن ها در ایجاد تغییر اجتماعی وجود دارد. درعین حال، ازآنجاکه مباحث مرتبط با انگاشت مشارکت به شدت متأثر از نظریه های نونهادگرایی هستند و از سوی دیگر، فرایندهای مشارکتی خود توسط قواعد تشکیل و تنظیم می شوند، شناسایی موانع و چالش های برنامه ریزی مشارکتی به تفکیک سطوح نهادی و قواعد نهادی مؤثر بر هر دسته از این موانع برای برون -رفت از آن ضرورت می یابد. هدف: بررسی علل عدم دستیابی رهیافت های مشارکتی به اهداف نخستین آن ها به عنوان یک مشکل در کنش جمعی، از طریق ردیابی علل و عوامل رفتارهای غیرهمکارانه در فرایندهای مشارکتی منجر به شکست و تدوین چارچوب تحلیل نهادی فرایندهای مشارکتی برای به غلبه بر این مشکل. روش:پژوهش حاضر با رویکرد تبیینی- اکتشافی و در چارچوب استراتژی پژوهش استفهامی، با به کارگیری فنون مختلفی همچون بررسی و تحلیل محتوای سیستماتیک و تحلیل کیفی استنتاجی متون به پاسخ به پرسش های پژوهش می پردازد. یافته ها: پس از شناسایی چالش های نهادی مطرح در خصوص انگاشت مشارکت در حیطه ی نظری با تأکید بر انتقادات محتوایی در مسیر کاربست رهیافت های مشارکتی و با بهره گیری از چارچوب توسعه و تحلیل نهادی معرفی شده توسط الینور استروم، شناسایی قواعد نهادی هفت گانه ی تنظیم کننده ی فرایندهای مشارکتی در حیطه ی برنامه ریزی توسعه شهری و در نهایت، تبیین مدل مفهومی «چارچوب تحلیل نهادی برنامه ریزی توسعه شهری مشارکتی» صورت گرفته است. نتیجه گیری: چارچوب تحلیل معرفی شده در این پژوهش، در پژوهش های کاربردی آتی، در سه سطح عملیاتی برای تولید برآمدهای عملی برنامه ریزی مشارکتی، سطح سیاست گذاری برای تصمیم گیری و خط مشی گذاری در قالب محدودیت ها و قواعد انتخاب جمعی تأثیرگذار بر ساختار موقعیت های کنش برنامه ریزی مشارکتی و در سطح قانونی برای تعیین ترکیب مشارکت کنندگان ذی صلاح سیاست گذاری و قواعد تعیین کننده در این راستا، قابل توسعه و بهره برداری خواهد بود.
هدایت گری رسانه و شناخت مخاطب؛ پهنه ای متکثر و چالش زا
منبع:
مطالعات هنر و رسانه سال دوم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳
57 - 85
حوزههای تخصصی:
توان رسانه در پیشبرد زندگی انسانی از طریق دستکاری ذهنی و هدایت وی که می توان آن را «هدایت گری» نامید، از هنگام پیدایش رسانه های جمعی، مورد توجه اندیشمندان این حوزه قرار گرفت. پرسش در مورد توان هدایت گری یا تربیت مخاطب توسط رسانه هایی چون رادیو و تلویزیون به خلق دیدگاه های مختلفی انجامید. نحوه تعامل رسانه و مخاطب، از مولفه های اصلی گونه گون شدن این دیدگاه ها است. با وجود تنوع این آرا، امروزه آنچه توان رسانه را در تربیت فکر و عمل فردی، مورد تردید قرار می دهد «شناخت مخاطب» و تأثیر آن بر نحوه تعامل فرد با رسانه است. با این توضیح، مقاله ی حاضر به روش کتابخانه ای، دیدگاه هایی را که حوزه ی جهت دهی رسانه ها را مورد پرسش قرار داده اند، مطالعه می کند و با تأکید بر چگونگی تعامل «رسانه با مخاطب» نظریه های مشابه را دسته بندی نموده، روند تغییرات آنها را در گذر زمان توضیح داده، عوامل موثر بر این موازنه را مشخص می سازد. یافته های این مطالعه نشان می دهد «شناخت» مخاطب که تابعی از ویژگی های زیستی، محیطی و تجارب فردی است، بر قدرت وی افزوده و موازنه را به نفع او تعدیل نموده، به او اجازه می دهد با خوانش فردی در مقابل پیام های هدفمند رسانه ها به شیوه های گوناگون، مقاومت کند.
تحلیل راندمان عملکردی خانه های دوره قاجار شهر تبریز بر اساس شاخص کیفیت دسترسی به فضا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارکرد یک فضا در یک بنا تا حد زیادی، به موقعیت آن فضا در نظام پیکره بندی آن بنا بستگی دارد. بنابراین، عملکرد مطلوب یک فضا زمانی حادث می شود که در ارتباط با سایر بخش های موجود در بنا بتواند انتظارات کاربران خویش را تأمین نماید. این موضوع در ادبیات مربوطه، تحت عنوان راندمان عملکردی شناخته می شود. به همین منظور، پژوهش حاضر با انتخاب 18 خانه از دوره قاجار در شهر تبریز، تحولات راندمان عملکردی این خانه ها را همگام با تحولات ساختاری - فضایی آنها مورد بررسی قرار داده است. کیفیت دسترسی که در این پژوهش تحت عنوان متغیر مستقل شناخته می شود، در قالب چهار شاخص؛ نفوذپذیری، انعطاف پذیری، یکپارچگی فضایی و ارتباط میان اجزا مورد سنجش قرار گرفته و تأثیر هر کدام از شاخص های مذکور بر راندمان عملکردی خانه های مورد نظر، تحلیل شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که در خانه های ساخته شده در اوایل و اواسط دوره قاجار، شاخص های دسترسی پذیری در سطح بالایی قرار داشتند؛ این در حالی است که در اواخر دوره قاجار، این شاخص ها رو به کاهش نهاده که مهم ترین عامل در این خصوص، تغییر نظام معماری از حالت درون گرا به برون گرا و تغییر کارکرد حیاط از یک فضای سرویس دهنده به یک فضای صرفاً عبوری بوده است.
تعیین پارامترها و شاخص های مساله محوری در فرایند طراحی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۰
283 - 298
حوزههای تخصصی:
طراحی در معماری تحت تأثیر عوامل مختلفی تکوین یافته است. هر طراحی دارای ویژگی های منحصر به خود است. با این حال مؤلفه زمان و تحولات فرهنگی و اجتماعی تبدیل به عاملی مهم در مواجه با فرایند طراحی معماری است. مسئله قابل بررسی در این پژوهش شناخت تکوین فرایند طراحی معماری است. روش انجام این پژوهش، استفاده از مطالعات اسنادی و روش توصیفی تحلیلی، مدل ها و نظری های فرایند طراحی معماری بر اساس سیر تاریخی آنها است. یافته های پژوهش نشان می دهد یکی از مهمترین نقطه ضعف های مدل های رایج فرایند طراحی معماری، خطی بودن سیر حرکت از مساله به راه حل بوده و این امر منجر به عدم تحلیل جوانب مسئله و عدم تطبیق راه حل ها با مسئله گشته و طراح را تشویق به تقدم الگوهای گزینشی برای هدایت فرایند تصمیم گیری نموده است. در برخی مدل ها، سیر خطی مسئله به راه حل در حالتی افراط آمیز منجر به واسازی مسئله اصلی به مسائل خرد و تولید راه حل های غیرکاربردی گردیده که در عمل پاسخ دهنده مسائل طراحی نمی باشد. نتایج پژوهش منجر به تبیین و طبقه بندی پارامترها و شاخص های مساله محوری در فرایند طراحی معماری گردیده که با تعریف و تبیین ریزپارامترهای ذیل هر دسته، این پژوهش را در مسیر ایجاد خلاقیت در کشف متدها و روش های جدید و نوآورانه برای مسئله گشایی در فرایند طراحی معماری هدایت کرده است. اهداف پژوهش: 1.شناسایی پارامترها و شاخص های مسئله محوری در فرایند طراحی معماری. 2.بررسی امکان دستیابی به مدل های جامع طراحی معماری. سؤالات پژوهش: 1.فرایند طراحی در معماری دارای چه پارامترهایی است؟ 2.چگونه می توان با مطالعه فرایند طراحی معماری به مدل های جامع طراحی معماری دست یافت؟
تاثیر مبلمان شهری بر سرزندگی شهروندان (نمونه موردی:بلوار بندرانزلی)
حوزههای تخصصی:
بهبود و ارتقای کیفیت محیط شهری از جمله اهداف برنامه ریزی شهری است. وجود عناصر مبلمان شهری استاندارد نه تنها از ضروریات زندگی شهری به شمار می رود، بلکه نقش زیادی در رضایت شهروندان از محیط شهری خواهد داشت. با حضور آن ها در هر فضایی می توان کیفیت و کارایی فضا را افزایش داد و راحتی و آسایش را برای فضا به خوبی فراهم آورد. مبلمان شهری سبب بالا رفتن کیفیت برخورداری شهروندان از محیط پیرامون و افزایش رفاه و لذت آن ها در خیابان، پارک و عرصه های دیگر شهری می شود. از سویی عدم توجه به چیدمان و کیفیت مبلمان شهری باعث آشفتگی بصری و ایجاد نارضایتی برای شهروندان خواهد شد و در نتیجه سرزندگی فضای شهری را به خطر می اندازد. در پژوهش حاضر نقش سرزندگی بر جایگاه مبلمان شهری در بلوار شهر بندرانزلی از دیدگاه شهروندان این شهر با روش تحقیق توصیفی-تحلیل مورد و ارزیابی قرار گرفته است. در مرحله بعد به برداشت میدانی از بلوار بندرانزلی پرداخته شده است. برای روایی و پایایی پرسشنامه از آزمون آلفای کرونباخ و برای آزمون فرضیه ها از آزمون فریدمن در نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان دهنده این است که میان مولفه های سرزندگی و جانمایی مبلمان شهری رابطه مستقیم برقرار است با توجه به نقش و اهمیت مبلمان در زیباسازی و منظر شهری و دید و نظر رو به دریا و فعالیت های بندری به ارائه پیشنهادها و راه حل های اجرایی جهت سرزندگی بیشتر در این فضای شهری پرداخته می شود که عبارتند از: 1- جانمایی و چیدمان مناسب مبلمان فضایی 2- توجه به امنیت و رفاه و القای حس آرامش به شهروندان با استفاده از مبلمان مناسب 3- تنوع و خلاقیت در کاربری های بلوار 4- تناسب میان مبلمان فضایی با هویت شهری جهت ایجاد حس تعلق در شهروندان.
بررسی هنرهای کاربردی در قلعه صمصام السلطنه شلمزار
حوزههای تخصصی:
سرزمین ایران با موقعیت خاص جغرافیایی خود، پیوسته دستخوش تهاجمات، جنگ ها و لشکرکشی ها بوده است، چنانچه مطالعه ی قلعه ها و استحکامات دفاعی ایران در هر دوره و مکانی، اطلاعات ارزشمندی در مورد سیستم تدافعی آن به دست می دهد. بررسی و مطالعه هنرهای کاربردی این قلعه می تواند ضمن فزونی شناخت و آگاهیِ فرهنگی ، منجر به حفظ و احیای ارزش های ملی میهنی شود. استان چهارمحال و بختیاری در طول تاریخی بر سر راه های تجاری شرق به غرب قرار داشته و همواره جزء مناطق نظامی محسوب می شده است. با توجه به این مزایا همواره قلعه های مختلفی در طول تاریخ در این منطقه ساخته می شده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی-تحلیلی می باشد. این پژوهش با هدف بررسی هنرهای کاربردی در قلعه صمصام السلطنه شلمزار انجام شده است. بر اساس نتایج پژوهش قلعه صمصام السلطنه شلمزار حدود هزار متر مربع را به خود اختصاص داده است و به سبک ایرانی و مستطیل شکل و در دو طبقه بناشده است. این بنا تعداد زیادی اتاق و دارای یک ایوان ستون دار است. طبقه اول آن از چند اتاق تشکیل شده است که با طاق و تویزه و خشت خام پوشیده شده است. جلو این اتاق را، ایوانی با ستون های سنگی در بر گرفته است که به شیوه زیبایی و با نقوش حجاری شده گیاهی، ترئین شده است. طبقه دوم، که ایوانی ستون دار، مشابه طبقه همکف داشته است، خراب شده و آثار زیادی از آن باقی نمانده است. همچنین در این بناز از تزیینات آجر کاری و چوب کاری نیز استفاده شده است. از جمله ویژگی های قلعه شلمزار می توان به باز شدن در اصلی و ایوان ورودی آن به سمت کوهستان، دارا بودن کوچه باغ منتهی به در اصلی و قرارگیری بر سر راه تاریخی دزپات اشاره کرد. قلعه صمصام السلطنه در ابتدای حیات خود بنایی دو طبقه بوده است که علاوه برساختمان اصلی دارای ساختمان های پشتیبانی نیز بوده است که درحال حاضر فقط عمارت اصلی آن درطبقه همکف پابرجاست.
بررسی تأثیر آموزش بر میزان تمایل به فراگیری و نگرش در بین علاقه مندان به رشته معماری
حوزههای تخصصی:
آﻣﻮزش یک وﻇیﻔﻪ ﺣیﺎﺗی ﺑﺮای افراد و سازمان هاست ﺑﺮای ﺑﻘﺎء و ﺷکﻮﻓﺎیی در ﺟﻬﺎن کﺎﻣﻼً رﻗﺎﺑﺘی و در ﺣﺎل ﭘیﺸﺮﻓﺖ اﻣﺮوز و ﻓﺮدا، افراد ﺑﺎیﺪ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ به طور ﻣﺴﺘﻤﺮ داﻧﺶ، مهارت ها، ﻧﮕﺮشﻫﺎ و رﻓﺘﺎرﻫﺎ را ﺑﻪ روزآوری ﻧﻤﻮده و ﺑﻬﺒﻮد ﺑﺨﺸﻨﺪ. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش بر میزان تمایل به فراگیری و نگرش در بین علاقه مندان به رشته معماری می پردازد. روش تحقیق حاضر از نوع تحقیقات نیمه تجربی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد تمایل به فراگیری(SDL؛ فیشر،2011) و پرسشنامه محقق ساخته نگرش بوده است. جامعه آماری تحقیق حاضر علاقه مندان به رشته معماری مراجعه کننده به مجتمع های فنی و مؤسسات آموزشی آزاد بوده است؛ که تعداد 40 نفر به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شدند؛ و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. مقادیر پیش آزمون و پس آزمون با روش آماری تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج تجزیه و تحلیل نشان داد که تفاوت معناداری بین تمایل به فراگیری در بین فراگیران علاقه مند به رشته معماری قبل از آموزش و بعد از آموزش وجود داشته بدین معنی که فراگیران آموزش دیده با نگرش مثبت تر، بهتر و مصمم تر به دنبال فراگیری در این رشته بودند. نتایج نشان داد که دوره های آموزشی بر تغییر نگرش فراگیران علاقه مند به رشته معماری تأثیرگذار بوده است؛ بنابراین دوره های آموزشی به فراگیران کمک می کند که آگاهانه تر به ادامه تحصیل در این رشته بپردازند؛ و برنامه ریزی جامع و منسجمی را برای رسیدن به اهداف خود در این رشته دنبال نمایند.
قنات، ردّ حیات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۲ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵۳
3 - 3
حوزههای تخصصی:
زندگی در دشت های مرکزی ایران که در هزاره اخیر اغلب از کویرهای خشک با گرمای تابستانی زیاد تشکیل شده، فاقد توجیهات متعارف برای سکونت است. ندرت آب و اقلیم سخت برای مردمی که معیشت آنها وابسته به زمین است، جاذبه ای برای ساخت شهر و روستا ندارد. اما شهرهای بزرگی همچون یزد، کاشان، سمنان، دامغان، بیرجند، زابل، بم و کرمان در اطراف کویرهای مرکزی ایران برپا شده اند که صدها شهر کوچکتر و بسیار روستاهای وابسته را در اطراف خود دارند. پاره ای از این آبادی ها که به دلایل امنیتی و تجاری بر سر راه های تاریخی پدید آمده بودند، نیز در گذر زمان و هزاره اخیر که اقلیم این منطقه به خشکی گرائید، جمعیت بیشتری گرفتند. درحالی که زندگی گذشتگان که بسیار وابسته تر از امروز به وضع طبیعت بود، مانعی برای کوچ و سکونت در مناطق برخوردار نداشت. مردمان این نواحی برای سازگاری با تغییر اقلیم و تداوم حیات خود به بهره گیری از فنونی پرداختند که تدریجاً عنصر اصلی منظر زندگی آنان شد؛ قنات شاید، مهمترین آنها باشد.تاریخ قنات را به اساطیر ایرانی نسبت می دهند. قنات، فن انتقال آب زیرسطحی به سطح زمین بدون بهره گیری از انرژی است. کوره ای شیبدار میان مظهر قنات تا مخزن آب در زیرزمین حفر می شود و آب در شیب ملایم کوره به سمت بیرون جریان می یابد. شیب کمتر کوره نسبت به سطح زمین، در محل تقاطع آنها، مظهر قنات را پدید می آورد. فقدان آب های جاری در اقلیم خشک، قنات را در اهمیت فوق العاده ای در جامعه قرار می دهد. همه حیات روستا و شهر به آن وابسته می شود. لذا مشاغل مرتبط با قنات، همچون مقنی و میراب از ارج و مقام بالای اجتماعی برخوردار می شوند. حفاظت آب و مسیر قنات، در زمره قواعد اخلاقی قرار می گیرد که آلوده کردن یا آسیب آن گناه است. خدمات بهره وری قنات همچون ایجاد روشنایی در مظهر و حوضچه های فرعی برای استفاده شست وشو سنت خیرین می شود. اسامی مرتبط با قنات همچون مقنی زاده و قنواتی به مثابه نمود شأن اجتماعی بر حرفه مندان وابسته گذارده می شود. فرهنگ احداث قنات، نماد عمل صالح و باقیات صالحات از سوی ثروتمندان و حاکمان رایج می شود.این همه سنت ها و فرهنگ هایی که در ارتباط با قنات پدید می آید، حاکی از وجود «بسته مفهومی» مرتبط با قنات در ذهن ایرانیان کویرنشین است. «مفهوم» قنات، همچون مخزن آن، سرشار از معناهایی است که در طول قرون در ارتباط با کارکرد و نقش حیاتی آن در زندگی اهالی مرکزی سرزمین ایران به وجود آمده؛ هریک از معناها در محیط بیرونی ذیل صورتی انعکاس یافته که امروزه «نمود» آن خوانده می شود.رشته چاه هایی که به کوره قنات می رسند تا خاک کوره را در زمان حفاری تخلیه کنند و هوا را به مقنی کوره برسانند، مهم ترین نمود «مفهوم» پیچیده قنات است. حلقه هایی ساخته شده از خاک کوره که گرداگرد دهانه چاه ریخته شده تا هم از ورود آب های سطحی به قنات و تخریب آن جلوگیری کند و هم نشانه خطر باشد برای جلوگیری از سقوط به درون چاه. تصویر رشته چاه های قنات عنصر جدانشدنی از مفهوم حیات در فلات مرکزی ایران است. صورت بدیعی در کویر که همچون «ردّ حیات» از تکاپوی انسان ها در طول قرن ها برای بقا حکایت می کند. عکس روی جلد اثر مرحوم «گئورگ گرستر» است که در سال 1355 (1976م.) بر فراز قنات های یزد عکاسی شده است. وی در شرح عکس خود نوشته است: «درحالی که بر فراز ایران سفر می کردم، به این فکر بودم که مناظر فرهنگی و طبیعی سرزمین پارس با بیابان های نمکی و باغ های بهشتی اش برای تماشا از آسمان آفریده شده اند. آبادی هایش با قنات ها و آبراه های زیرزمینی اش مثال بارز معماری بدون معمار هستند». این عکس بازنمایی مداخله آهنگین پیشینیان ماست در دل صحرایی که به ظاهر خالی است. اما ردّ حیات از غوغایی که در زیر زمین نهفته حکایت می کند. این عکس به لطف فرزند ایشان خانم Anya v. Schweinitz-Calonder که مدیریت مؤسسه Georg Gerster Air Photography را برعهده دارد به پاس علاقه پدر ایشان به سرزمین ایران برای چاپ در اختیار مجله منظر قرار گرفته است. از ایشان سپاسگزاریم.
مطالعات گیاه باستان شناسی تپه طالب خان، سیستان، جنوب شرق ایران (2300-2500 ق.م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در هزاره سوم قبل از میلاد، مناطق قابل سکونتِ بخش جنوبی دشت سیستان به اراضی دلتای رود بیابان (شاخه قدیمی و خشک شده رود هیرمند) منحصر می شده است. شاخصه مهم و اصلی آن زمان فراوانی باران و برف در هندوکش و آب های هیرمند بوده که از مجرای رود بیابان وارد دشت سیستان می شده است. ازاین رو، شکل گیری و پویایی استقرارهای این حوزه، همواره ناشی از نوسانات آبی رود هیرمند بوده و جابجایی و چرخش جریان های آبی، همواره باعث بی ثباتی و تغییر استقرارهای انسانی و محیط زیست بوده است. فاکتورهای محیطی و انسانی بدون شک درگذر زمان تغییرات چشم گیری را در سیمای گیاهی دشت ایجاد نموده اند. هدف اصلی این مقاله شناخت منابع گیاهی دشت سیستان بر اساس یافته های گیاهی تپه طالب خان و چگونگی استفاده ساکنین از این منابع در هزاره سوم پیش از میلاد است. مطالعات گیاه باستان شناسی کنونی، بر روی بقایای گیاهی به دست آمده از 25 نمونه نهشته گیاه باستان شناختی از فصل ششم کاوش های باستان شناختی در تپه طالب خان انجام یافته است. این نمونه ها مربوط به بسترهای باستان شناختی گوناگون (که تاریخ آن ها هزاره سوم پیش از میلاد، 2500-2300 ق.م است) مانند نهشته خاک، نهشته خاک و آوار، نهشته خاک و اندود ، نهشته خاک و خاکستر، آوار خشت، لایه خاکستر، خاک سوخته، اجاق، محتویات اجاق و کف هستند. نتایج حاصل از این مطالعات و همچنین شواهد گیاه باستان شناسی یافت شده در شهر سوخته بیانگر کاشت گیاهان زراعی گوناگون ازجمله گندم های بدون پوشینه (گندم ایمر، گندم نان، گندم چماقی، گندم دانه مرغی)، جو با پوشینه و جو نودووم بدون پوشینه، عدس، ماشک، خلر، نخود سبز، کتان، انگور و کدوییان بوده که خود گواهی بر نوعی اقتصاد معیشتی بر پایه کشاورزی در بخش جنوبی دشت سیستان است. همچنین مطالعه بقایای زغال چوب نشان می دهد که ساکنان تپه طالب خان برای رفع نیازهای سوختی خویش از چوب گیاهان شور پسند و خشکی پسند مانند اسفناجیان و گز که بافتی نرم و خاصیت شعله وری سریع دارند، استفاده می کرده اند.
بررسی امکان تفسیر و گونه شناسی شهرهای ایرانی-اسلامی بر اساس نظریه روح مکان شولتز، تعریف روح مکان شهرهای ایرانی- اسلامی و جستجو آرمان شهر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظر به دیدگاه نوربرگ شولتز، هویت معماری شهرهای باستانی بین چهار الگوی کیهانی، رمانتیک، کلاسیک و مرکب تقسیم و روح مکان شهرهای اسلامی در گستره شهرهای کیهانی قرار می گیرد. اما آیا شهرهای ایرانی-اسلامی همه داری روح کیهانی هستند؟ الگوی آن ها با توجه به الگوی ساختاری نظریه شولتز چیست؟آیا ابعاد فرهنگی و معنایی ناشی از بستر محیطی را هم می-توان در محیط های اسلامی پذیرفت و تسری داد؟ در این تحقیق تلاش شده با بازنگری در نظریه روح مکان و بررسی شهرهای ایران الگوی آن ها کشف و بومی سازی شود. در فرایند طراحی استفاده از الگوهای بومی منطقه کمک شایانی به باززنده سازی هویت مکان می کند، هویتی که امروزه با توجه به گسترش طراحی های غیر مربوط در حال کمرنگ تر شدن است. پژوهش حاضر با بهره گیری از مطالعات میان رشته ای به صورت کیفی، پدیدارشناسی و کتابخانه ای و ارتباط با مطالعات اقلیمی، منظر، شهرسازی و تأثیر روانشناسی بر این مؤلفه ها تلاش می کند روح مکان موجود در شهرهای ایرانی-اسلامی را معرفی و بدین ترتیب تئوری شولتز را مورد بازبینی قرار دهد. در این پژوهش شهرهای ایرانی در چهارچوب نظریه شولتز بررسی و گونه شناسی این شهرها از دو منظر موضع شناسی و سیماشناسی صورت می گیرد؛ در حقیقت ساختار این نظریه ظرفی برای تعریف هویت اسلامی شهرها است. نتایج حاکی از آن است که هر چهار الگو در شهرهای ایرانی- اسلامی قابل تعریف است و تحت تأثیر عواملی چون اقلیم شهر، اعتقادات و فرهنگ، تمدن و شهرسازی گذشته شکل گرفته است. در این میان باغشهر صفوی با داشتن روح مکان مرکب، به عنوان یک آرمانشهر برای شهرهای ایرانی- اسلامی الگو است.
تحلیل اثرات فرهنگی منفی گردشگری بر جامعه میزبان (مطالعه موردی: شهر بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره اول پاییز ۱۳۹۹ شماره ۲
11 - 20
حوزههای تخصصی:
در ﺑﺴیﺎری از کﺸﻮرﻫﺎ، گردشگری ﺑﻬﺘﺮیﻦ وﺳیﻠﻪ ﺑﺮای اﻋﺘﻼی ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣی رود و ﻣی ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻓﺮﻫﻨﮕی ﺗﻐییﺮاﺗی را در جامعه ﻣیﺰﺑﺎن ایجاد کند. درواﻗﻊ ﮔﺮدﺷﮕﺮی از نظر ماهوی پیش از اینکه ﺑﻪ ﻋﻨﻮان یک ﭘﺪیﺪه اﻗﺘﺼﺎدی ﻣﻄﺮح ﺑﺎﺷﺪ، پدیده ای ﻓﺮﻫﻨﮕی اﺳﺖ. ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ایی کﻪ ﭘیﺮاﻣﻮن آن آﺛﺎر ﻓﺮﻫﻨﮕی ﺑﺴیﺎری ﺷکﻞ میﮔیﺮد. تحقیق حاضر با هدف تحلیل اثرات منفی فرهنگی گردشگری بر جامعه میزبان در شهر بجنورد در تابستان ۱۳۹8 صورت پذیرفته است. جامعه آماری این تحقیق خانوارهای ساکن شهر بجنورد هستند و حجم نمونه آماری ۳۸۴ نفر است که به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. تحقیق حاضر، از نظر هدف، کاربردی و براساس روش گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع پیمایشی است. همچنین از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار «SmartPls» به منظور تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که اثرات فرهنگی منفی و هریک از ابعاد آن (کالایی شدن فرهنگ، اقتباس فرهنگی، اثر نمایشی و تغییر فرهنگی) تأثیر مثبت و معناداری بر تغییر در نگرش جامعه میزان دارند. همچنین نشان داده شد که متغیر تغییر فرهنگی دارای بزرگ ترین مقدار ضریب مسیر است و تأثیر آن نسبت به سایر متغیرها بر تغییر در نگرش جامعه میزبان بیشتر است.
پژوهشی تطبیقی بر نمادهای ایران باستانی و تاثیر آن در قالی های پس از اسلام (مطالعه موردی: سیمرغ، جدال شیر و گاو و نماد فروهر)
منبع:
رج شمار دوره اول پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
127 - 137
حوزههای تخصصی:
طراحان قالی های در هر زمان، تحت تأثیر دین و آیین و فرهنگ بومی به استفاده از نقوش نمادین در قالی هامی پردازند. در دوره اسلامی نیز قالی های ایرانی، تحت تأثیر فرهنگ و مذهب زمان خویش قرارگرفته و از نمادگرایی اسلامی بهره مند شده اند. این نمادها بسیار متنوع بوده، اما آنچه مطرح است آن نمادهایی است که ریشه در ایران پیش از اسلام داشته، اما در قالی های ایرانی-اسلامی بار دیگر تجلی یافته اند. مقاله حاضر با روش تطبیقی-تحلیلی می کوشد تا با بررسی نقوش باستانی به طبقه بندی و تحلیل این نمادها پرداخته، سپس به سؤالاتی همچون چرایی دلایل کاربردی این نقوش بر قالی های ایرانی در دوره اسلامی و چگونگی تطابق این نقوش با اندیشه اسلامی پاسخ دهد. با توجه به گستردگی نقوش نمادین با مضامین باستانی، در این پژوهش تنها سه نماد مورد بحث و تحلیل قرار خواهد گرفت که شامل نقوش نمادین؛ ققنوس، جدال شیر و گاو و نماد فروهر هستند. می توان دریافت که نمادها زمانی می توانند به حیات خود ادامه دهند که مطابق نگاه مذهبی و سیاسی جامعه آن روز باشند. در این میان نقوش باستانی در سه رده توانسته اند در دوره اسلامی دوام یابند؛ 1- به لحاظ ساختاری همچون گذشته اما در معنا منطبق با بینش اسلامی تغییر یافته اند 2- به لحاظ ساختاری و معنا همچون گذشته اما با توجه به آن که منافاتی با اندیشه اسلامی ندارد دوام یافته و تنها معناهایی بر آن افزوده شده است 3- به لحاظ ساختاری و معنایی همچون دوره گذشته بوده اگرچه با اندیشه اسلامی مطابقت نداشته اما با اندیشه سیاسی و نظام سلطنتی منطبق بوده اند.