فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۲۶۱ تا ۷٬۲۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
مرمت و معماری ایران سال دهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۲۳
۴۸-۳۵
حوزههای تخصصی:
ابوحامد محمد غزالی، عارف، فقیه و متکلم قرن پنجم هجری که تأثیری شگرف در فرهنگ ایران داشته است. مهم ترین اثر او، کتاب احیاء علوم الدین است که غزالی آن را به جهت زنده کردن دانش های دینی، در دوره عزلت به نگارش درآورد. موضوع کتاب، علم معامله است؛ از این رو، اشارات فراوانی به معماری در آن یافت می شوند. این پژوهش، به فهم آرای غزالی راجع به معماری و شأن آن در احیاء می پردازد. تحقیق، با روش تفسیری و به شیوه قرائت و فهم و تفسیر احیاء به واسطه خود متن انجام شده است. محور این پژوهش، کتاب احیاء بوده و فقط برای فهم بهتر این کتاب، به دیگر آثار غزالی و منابع درجه دوم رجوع شده است. این تحقیق، حاصل انتظام بخشیدن به یافته های گردآمده از احیاء و استدلال برای فهم آرای غزالی درباره معماری است. محصول این پژوهش، دو روایت متفاوت از سخن غزالی راجع به اهل پیشه و صانعان است. روایت اول، به وجهی اجتماعی از جایگاه معمار اختصاص دارد. معمار در این مقام، از اهل پیشه است که جزو عوام خلق محسوب می شود، بر عوام غفلت غالب است و این غفلت، نگه دارنده نظام دنیا. او باید به زهد روی آورد و زاهدانه به پیشه خود مشغول شود. در این سطح، نساختن همواره بهتر از ساختن است و ویرانی برتر از آبادانی. در سطح دوم سخن غزالی، نگاهی دیگرگون حاکم است. در این سطح، معمار، فارغ از شأن اجتماعی خود، می تواند سالک طریق حق باشد، از مقام زهد فراتر رود و به مقام محبت، که عالی ترین مقام است، نائل آید. او لازم است در این مقام، ذاکرانه به پیشه خویش مشغول شود، از صورت های جهان به طریق عبرت، معانی را طلب کند، آنچه می سازد دلالت بر کامل ترین محبوب، خداوند، داشته باشد و به تن، دست به عمارت دنیا زند و به دل، ویرانی آن را خواهد.
شکل گیری معماری و نظام استقرار سکونتگاه دستکند حیله ور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۱ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۸۸)
51-28
حوزههای تخصصی:
شکل گیری سکونتگاه های انسانی همواره بر پایه عوامل طبیعی همچون آب و خاک مناسب استوار بوده و متاثر از ویژگی های متعدد طبیعی، اقتصادی و... بوده است. عواملی چون ارتفاع از سطح دریا، شیب بستر، رودخانه ها، عوامل اقلیمی و لیتولوژی نقش موثرتری در این زمینه ایفا می کنند. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت استقرار سکونتگاه تاریخی حیله ور بر حسب معیارهای طبیعی و نیز تاثیر عوامل اقلیمی در نوع و سبک معماری و نحوه شکل گیری بافت تاریخی آن صورت گرفته است. در ادامه مطالعه و شناخت عناصر تاریخی اثرگذار در پیدایش و شکل گیری و توسعه سکونتگاه حیله ور در جهت رفع نیازهای انسان در دوران حیات مجموعه مورد ارزیابی قرار می گیرد. در این راستا با بهره گیری از اطلاعات و منابع موجود در کتابخانه ها و همچنین آرشیو سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان شرقی و مراجعه حضوری به سایت سکونتگاه تاریخی مورد مطالعه و در نهایت با استفاده از روش تحقیق توصیفی، به تحلیل داده های بدست آمده و نقش هر کدام از عوامل در مکان گزینی و نیز شکل گیری بافت و عناصر و تجهیزات سکونتگاه حیله ور پرداخته شده است. نتایج حاصل از بررسی ها نشان می دهد که عوامل طبیعی فوق الذکر همچون توپوگرافی، منابع آبی، خاک غنی و آب و هوای مناسب، تاثیر چشمگیری در مکان گزینی و شکل گیری بافت سکونتگاه حیله ور دارند. طبق یافته های تحقیق در سکونتگاه مورد مطالعه، عامل اقلیم از وزن بالایی برخوردار می باشد چرا که در نوع و سبک معماری بافت تاریخی (معماری متمرکز و درونگرا) موثر بوده است .
واکاوی دوره های ساخت آرامگاه شینه شا خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۱ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۸۹)
257-240
حوزههای تخصصی:
تعداد زیادی بنای آرامگاهی در استان لرستان وجود دارد که به واسطه ویژگی های ملی و منطقه ای، بخشی از گنجینه هنر معماری اسلامی ایران به شمار می روند، مقبره «شین شا» در زمره یکی از این آرامگاه ها به شمار می رود که کالبد آن، بنایی ساده و یکپارچه می نماید اما درعین حال، وکاوی بنا و ساختار آن گویای تغییر و تحولات ساختاری و دربردارنده دوره های چندگانه ساخت می باشد که تاکنون، مورد کنکاش قرار نگرفته و همین امر ضرورت بررسی و مطالعه آن را مطرح می سازد . در نوشتار حاضر سعی شده است به سؤالاتی نظیر: بنای اولیه متعلق به چه دوره ای بوده و در چه زمان هایی مورد مرمت و یا بازسازی قرارگرفته است؟ چه تغییر و تحولاتی در ساختار معماری بنا به وقوع پیوسته است؟ پاسخ داده شود. هدف از نگارش این مقاله، مطالعه و شناخت دوره های ساخت و تغییر و تحولات معماری و مزار شناسی صاحب آرامگاه است. نگارش این مقاله بر پایه پژوهشی میدانی انجام گرفته و تلاش شده است تا با روش توصیفی، تحلیلی به بازشناسی عناصر کالبدی و تحولات معماری و دوره های زمانی آن پرداخته شود. برآیند مطالعات نشان دهنده آن است که مقبره در دوره ایلخانان احداث شده و در دوره ی صفویه، گنبد آن بازسازی و ایوان ورودی به آن الحاق شده است و بنا بر اشارات تاریخی و شواهد زبانشناسی احتمالاً مدفن سرسلسله اتابکان لر کوچک به نام شجاع الدین خورشید بوده است.
انطباق واقعه غدیر خم با روایات ابن شهر آشوب مازندرانی و انعکاس آن بر نگارگری ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال شانزدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۸
282 - 299
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار، بابررسی تعدادی از روایات عصمت و امامت، مشخّص شده که مهم ترین مستند واقعه غدیر خم و عصمت و امامت امامان (ع)، وجود نصوص قرآنی و روایاتی است که در میان امامیّه بر آنها اتّفاق نظر وجود دارد. با بررسی انجام گرفته، در حالت کلّی می توان گفت وضعیّت راویان بر مبنای آراء رجالیّون شیعه بررسی گردیده و معلوم شد که در بیشتر سلسله سند روایات عصمت و امامت، افراد موثّق قرار گرفته اند. البتّه اندکی از آنان نیز بر طبق گفته های رجالیّون موثّق نیستند، ولی از لحاظ متنی، این روایات مورد توجه قرار دارند. در بین این روایات، اکثر آنها از نوع احادیث مُعَنعَن هستند که شامل احادیث صحیح، حَسَن و موثّق می باشند. در پژوهش فوق با بررسی تفسیر چند آیه ی موثق شرح واقعه غدیر خم و صفات امامت و ولایت علی (ع) در نظر ابن شهر آشوب مازندرانی ، به تجلی این واقعه در نسخ مصور عصر ایلخانی و صفوی می پردازیم .بررسی محتوایی و محور غالب این آیات و احادیث، فضایل و صفاتی است که یک فرد معصوم ضرورت دارد که داشته باشد؛ از جمله این صفات: معصوم بودن از گناهان، امین خدا بودن، مطهّر از ذنوب و عیوب و انفاق در همه حالات ... با بررسی های انجام شده درنگارگری ایرانی، که همواره مضامین دینی و مذهبی مورد توجه نگارگران بوده ، شاهد نگرش خاصی هستیم. در نگاره ها با کمک عناصر بصری، شآن ولایت و امامت حضرت علی (ع) نشان داده شده است و معمولا این واقعه در فضایی باز و فراخ به نمایش گذاشته اند گویی که شاهدان این واقعه نیز برای اثبات این امر حضور دارند. اهداف پژوهش: 1- ابن شهرآشوب، چگونه و در چند بخش روایت غدیر خم را نقل کرده است و انطباق آن با آیات و سندهای در دسترس به چه صورت است. 2- روایات واقعه غدیرخم در نگارگری چگونه انعکاس یافته است. سوالات پژوهش : 1- آیا ابن شهرآشوب با ذکر وتفسیرآیات و روایات غدیر خم به سند آن ها توجه داشته است؟ 2- انعکاس روایت غدیرخم در نگارگری ایرانی چگونه بوده است؟
مطالعه بازنمایی شخصیت در آثار پیکره نگاری صنیع الملک غفاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش هنر سال دهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۰
62-45
حوزههای تخصصی:
ابوالحسن غفاری کاشانی ملقب به صنیع الملک، تصویرگر و پیکره نگار نامی عصر قاجار و از پیشگامان فن شبیه سازی چهره به شمار می آید . وی در ترسیم پیکره ها، تدابیر بدیع و منحصربه فردی را با الهام از هنر آرمان گرای ایرانی و هنر واقعیت گرای اروپایی به کار بسته است . یکی از مشخصه های برجسته در پیکره نگاری های هنرمند، توجه ویژه به بازنمایی شخصیت و نمایش خصوصیات درونی افراد است؛ مشخصه ای که پیش از این در هنر نقاشی ایران متداول نبوده است . هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و بازیابی این وجه مهم در آثار هنرمند است . پرسش اصلی این است که نحوه بازنمایی شخصیت در آثار پیکره نگاری صنیع الملک چگونه بوده است و او از چه نوع تمهیدات بصری برای نمایش بهتر این خصوصیات بهره گرفته است؟ بر این اساس و با مطالعه نمونه هایی از پیکره نگار ه های صنیع الملک، به شیو ه توصیفی- تحلیلی، نحوه و چگونگی بازنمایی حالات و ویژگی های درونی شخصیت ها مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهند که مسئله اهتمام به وجوه پنهانی و درونی افراد، همپای توجه به خصوصیات ظاهریِ آنها، نزد هنرمند حائز اهمیت و ارزش بوده است. وی در نمایش این خصوصیات، باورداشت ها و اندیشه های ذهنی خویش از شخصیت ها را معیار قضاوت قرار داده و به مدد مجموعه ای از تمهیدات بصری چون؛ ارزش گذاری بر برخی عناصر مؤثر در رخساره، تأکید مشخص بر بخش هایی از اجزای پیکره و نیز تغییر در ابعاد و تناسبات بدن و جامگان، خصلت های درونی هر فرد را در سیما و اندام او متبلور ساخته است . بدین سان، آنگاه که مخاطب آثار هنرمند در مقابل این تابلوها به نظاره می ایستد، خصلت هایی چون؛ وقار و نجابت، فرومایگی و زبونی، قدرت و غرور، مکر و حیله گری و غیره را -که بازتابی از دیدگاه و نظر هنرمند در مورد شخصیت ها هستند - به خوبی از سیمای آنها درک می نماید .
بازخوانی اثر معماری به کمک مدل نقد بینامتنی؛ نمونه موردی: مسجد ولیعصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ شماره ۸۳
41 - 52
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: فقدان خوانش نظام مند آثار معماری در جامعه معماری منجر شده است تا شاهد نقدهای مستدلی که منجر به ارتقای کیفی آگاهی طراحی شوند نباشیم. این پژوهش با تکیه بر خوانش بینامتنی آثار معماری، روابط میان عناصر درون متن و برون متن و تأثیر آن ها در شکل گیری معنای کلی اثر معماری را بررسی می کند. در این پژوهش پس از تبیین مبانی نظریه بینامتنیت به عنوان ابزار نقد، مدل نقد بینامتنی معماری تدوین شده است. سپس این مدل در خوانش مسجد ولیعصر آزمون شده است. هدف: این پژوهش با هدف شناخت و بررسی جایگاه نظریه بینامتنیت در روش نقد معماری به دنبال ارائه یک روش جدید در نقد معماری مبتنی بر این نظریه بوده است. روش تحقیق: این پژوهش از گونه پژوهش های کیفی است که در مرحله جمع آوری داده ها از روش توصیفی و مرور متون مرتبط یا ادبیات موضوع، و در مرحله تجزیه و تحلیل داده ها از روش استدلال منطقی بهره گرفته است. این تحقیق با تکیه بر نظریه بینامتنیت صورت گرفته است و در لایه های مختلف به بررسی متن مورد نظر (در اینجا اثر معماری) پرداخته است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش حاکی از آن است که متن معماری در لایه های متعدد معنایی از لایه های پدیداری تا زایشی شکل می گیرد و انواع دلالت در شکل گیری لایه های آن مؤثر است و با به کارگیری مدل نقد بینامتنی، لایه های شکل دهنده آن از لایه های معماری تا فرامعماری مورد بازخوانی قرار می گیرد. به کارگیری نقد بینامتنی از خوانش سطحی آثار معماری جلوگیری می کند و اثر معماری را به عنوان عضوی از مجموعه ای از آثار مطالعه می کند که در طول مقطع زمانی و به دلایل خاصی شکل گرفته اند و بدین ترتیب می تواند منجر به درک لایه های پنهان معنا شود و در خوانش اثر، پارادایم های گسترده تری را فراخوانی می کند.
بررسی تطبیقی مشخصات فنی و ظاهری فرش نایین با فرش های نایین مهاجرت یافته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرش نایین، دست بافته ای مهاجرت یافته از سبک فرش های کرمان و اراک است که در مدت زمانی اندک، بر اساس مؤلفه های بومی، هویت مستقلی بنیان نهاد و به عنوان سبکی متمایز از دیگر فرش ها مطرح و شناخته شد. گسترش محدوده تولید به خارج از مرزهای شهرستان، موجب تغییراتی در فرش نایین شد. به نحوی که در بسیاری از موارد، به خاطر تشابهات ظاهری، ابهاماتی برای شناسایی این دست بافته به وجود آورده است. این در حالی است که تمامی این فرش ها با تمام افتراق ها نسبت به مبداء، تحت عنوان فرش های اصیل نایین به بازار عرضه می شوند. هدف از این تحقیق، تطبیق فرش های اصیل نایین و فرش هایی است که در مناطق دیگر بافته شده و دچار تغییراتی به صورت کیفی و ظاهری شده اند. پرسش اصلی این است که: جابه جایی مکان بافت فرش نایین چه تأثیری در ساختارهای اصلی این دست بافته داشته است؟ و ملاک ارزیابی نهایی این گونه فرش ها چیست؟ این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی انجام شده و شیوه یافته اندوزی آن، بیش تر بر منابع مکتوب و مشاهدات میدانی استوار است. نمونه هایی که در پژوهش به آنها اشاره شده به صورت انتخابی و هدفمند برگزیده شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد جابه جایی مکان بافت فرش نایین، منجر به بروز تغییراتی در کیفیت الیاف، نوع گره، رنگرزی و ... آن شده است؛ به طوری که الیاف از نوع درجه 1 به درجه 2 و 3 تنزل یافته اند؛ نوع گره از فارسی تک بافت، به جفتی بافی به گره U تغییر یافته است و رنگرزی 90 درصد بافته های مناطق دیگر، به رنگرزی شیمیایی تبدیل شده است. این بی قاعدگی در تولید و عدم شناخت و کارشناسی صحیح در بازار، موجب جایگزینی فرش های نامرغوب به جای فرش های اصیل نایین گردیده است. معدود مکان های جدید بافت فرش نایین، سبب افزایش کیفیت آن گردیده اند که اثراتی هم بر تولید و صادرات فرش نایینِ اصیل بر جای گذاشته است.
مطالعه تطبیقی ریخت شناسانه تنگ های شیشه ای ایران و مصر در سده های 6-3 ه.ق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش شناسایی و تطبیق تنگ های شیشه ای ایران و مصر در سده های 6-3 هجری قمری است تا با رویکرد ریخت شناسانه به برخی از مهم ترین ویژگی های این آثار اشاره نماید. این رویکرد اولین بار در حوزه نقد ادبی مطرح شده و هم اکنون در حوزه های هنری کاربرد دارد که بر پایه آن بررسی و شناخت اجزای تشکیل دهنده این نوع شیشه ها از طریق مطالعه عناصر ثابت و متغیر تنگ ها و ارائه تصویر کلی از ریخت آثار جهت تدقیق و تطبیق میسر می گردد. مطالعه بر روی ریخت و فرم تنگ های شیشه ای ایران و مصر از سده های نامبرده رهیافتی در مطالعه هنر شیشه گری این دوران است. بدین منظور در جستجوی یافتن پاسخ این پرسش ها که عناصر فرمی ثابت و متغیر و رایج ترین نقوش تنگ های شیشه ای(زنگوله ای و گوشتکوبی شکل) سده های 6-3 هجری قمری ایران و مصر کدام است و «تنگ های شیشه ای ایران و مصر در سده های 6-3 ه.ق به لحاظ ریخت شناسی چه تفاوت ها و تشابه هایی دارند» به جمع آوری نمونه ها، طبقه بندی و بررسی آن ها اقدام شده است. این پژوهش بر پایه مطالعات کتابخانه ای و به شیوه توصیفی-تحلیلی شکل گرفته است. نتایج حاصل نشان می دهد که تنگ های شیشه ای هر دو سرزمین دارای عناصر ثابت مخزن و گردن بوده و تزیینات در دو بخش انتزاعی و شمایلی- انتزاعی قابل پیگیری است. علیرغم وجود تشابهاتی در ریخت تنگ های ایران و مصر که بیانگر تأثیر و تأثرات شیشه گری دو سرزمین است تفاوت هایی در عناصر متغیر شامل دهانه و تزیینات متنوع همچون تزیینات هندسی، غیرهندسی، نوشتاری و همینطور تزیینات گیاهی و حیوانی که کیفیت انتزاعی در آن ها مشهود است وجود دارد.
مطالعه جایگاه بازار در فرآیند تغییر ساختار فضایی شهر کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۱
77 - 108
حوزههای تخصصی:
بازار از دیرباز ازنظر اقتصادی و فرهنگی اجتماعی، مهم ترین بخش و هسته اصلی شهر کاشان بوده است. در طی یک صد سال اخیر با وقوع توسعه شهری، کاشان دچار دگرگونی های ساختاری مهمی شده که نتیجه آن گسستگی بازار از بستر شهری، به حاشیه رانده شدن آن و درنتیجه عدم رونق کسب و کار است. این تغییرات که به طور عمده با ساخت خیابان همراه بوده اند، باعث شده تا بخش هایی همچون بازار نو مسگرها تخریب شود و یا مانند بازار پانخل راه انزوا پیش بگیرد. هدف مشخص کردن تأثیر تغییرات ایجادشده ناشی از ساخت خیابان ها بر ساختار فضایی شهر و نقش بازار در آن ساختار است؛ لذا پژوهشی توصیفی تبیینی و ازنظر کاربست، کاربردی است. روش تحقیق به کار گرفته شده در این مقاله که بر مطالعه ساختار فضایی شهر استوار است و ترکیبی از روش های کمی و کیفی است، شامل سنجش پیکره بندی شهر بر اساس روش نحو فضا و همچنین مطالعه کارکردی بازار که نتایج آن در قالب رویکردی کل نگر و تفسیری و بر پایه خصوصیات تاریخی و نقش بازار و اجزاء آن در ساخت کلی شهر توصیف و تبیین می شوند. برای نیل به هدف، وضعیت ساخت فضایی شهر در سه دوره مختلف در طی سده حاضر بازسازی و مطالعه خواهد شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از دهه 1300 تا دهه 1340 و با ساخت مجموعه ای از خیابان ها، جایگاه بازار در ساخت شهر منسجم، در آغاز این سده تضعیف شده است و مجموعه ای از خیابان های یادشده ساخت فضایی شطرنجی شکل جدیدی را شکل داده اند که نقش بازار در آن کم رنگ شده است. با ادامه تغییرات، هم توسعه شهر و ساخت فضایی جدید که به سوی غرب و جنوب غربی رشد یافته سبب شده بازار در نسبت با شهر تاریخی در انزوا قرار گیرد و هم بازار تحت تأثیر خیابان های پیرامون خود تغییرات وسیعی کرده است. به نظر می رسد تحت تأثیر چنین خیابان هایی، بازار از بافت شهری پیرامون خود منفک شده و عناصر و اجزاء بازار یکپارچگی اولیه خود را از دست داده اند.
تأثیر طراحی خیابان بر آسایش حرارتی عابرین با تاکید بر باد (نمونه موردی: خیابان فردوسی واقع در منطقه 12 شهرداری تهران)
حوزههای تخصصی:
خرداقلیم فضاهای باز شهری تحت تاثیر عوامل متعددی چون شکل شهری و هندسه، تراکم شهری، پوشش گیاهی، سطح آب و خصوصیات سطوح قرار دارد. معمولاً بیش از یک چهارم مناطق شهری با سطوح خیابان ها اشغال می شوند، لذا به نظر می رسد طراحی خیابان های شهری نقش مهمی در ایجاد آسایش حرارتی در فضای شهری ایفا می کند. از میان عناصر اقلیمی تاثیرگذار و قابل بررسی در آسایش اقلیمی خیابان ها می توان به جریان باد اشاره نمود. هدف اصلی این پژوهش سنجیدن آسایش حرارتی در محدوده مورد مطالعه و بررسی عوامل موثر بر ایجاد آسایش حرارتی با تاکید بر جریان باد است، و به همین منظور راهکار و راهبردهای مناسب و قابل اجرا در محدوده مورد نظر ارائه می شود. در این مقاله بخشی از خیابان فردوسی حدفاصل میدان فردوسی تا چهارراه جمهوری اسلامی به عنوان نمونه موردی انتخاب شده است. داده های لازم توسط برداشت میدانی در سه روز خرداد ماه 1398 انجام گرفت و با استفاده از نرم افزار ENVI-MET مدل سازی گردید. در نتایج حاصله می توان تاثیر هندسه خیابان و گیاهان را در تامین آسایش حرارتی عابران پیاده مشاهده نمود.
گونه شناسی نظریه های مصرف شهری در شهرسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۴ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
19 - 36
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در طول چند دهه ی اخیر پژوهش گران و اندیشمندان با تخصص ها و رویکردهای مختلفی به مطالعه و بررسی شهر معاصر و سازوکارهای حیات آن پرداخته اند. با وجود تنوع در جهت گیری های پژوهشی، آن چه تمامی این پژوهشگران بر آن اتفاق نظر دارند، تحول گسترده، عمیق و پرشتاب شهر معاصر نسبت به نمونه های پیشین آن یعنی مصرف-محور شدن شهر معاصر است. این درحالی است که از زمان وقوع انقلاب صنعتی، همواره نقش تولیدی شهرها برسایر خصایص آن ها تفوق داشته است. تاکنون و به خصوص در طی 50 سال گذشته، طیف بسیار متنوعی از نظریات (از رشته های علمی مختلف) به بررسی جامعه ی معاصر از این دیدگاه پرداخته اند. شناخت و تجزیه و تحلیل این مجموعه ی گسترده از مطالعات به خصوص برای پژوهش گران شهری کاری بس دشوار است که لزوم انجام یک پژوهش از جنس گونه شناسی را در این حوزه مشخص می کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف گونه شناسی مجموعه ی نظریه های مطرح در این حوزه انجام شده است. روش: برای تحقق هدف فوق ب راهبرد پژوهش کیفی، به دنبال ارائه ی چارچوبی روشن برای طبقه بندی نظریه های مصرف که در علوم مختلف مطرح شده اند، متناسب با موضوع هریک به کار گرفته شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر حاکی از قابلیت کلاسه بندی نظریه های مصرف و شهر به سه طبقه ی کلان اقتصادسیاسی مصرف، جامعه شناسی مصرف و رویکرد ترکیبی، و چهل و سه طبقه ی خرد است. نتیجه گیری: نتایج می تواند برای پژوهشگرانی که قصد نظریه پردازی و یا ورود به این نوع مطالعات را دارند، بسیار راهگشا باشد. در انتها نیز تلاش شده است تا نظریاتی که مستقیما در دانش شهرسازی کاربرد داشته اند با دقت بیش تری مورد بررسی قرار گیرند.
مطالعه ارتباط معنادار نقوش با شکل پا (آناتومی) مطالعه موردی: جوراب های سنتی و دستباف استان گیلان
منبع:
رج شمار دوره اول بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
5 - 22
حوزههای تخصصی:
جوراب بافی یکی از محصولات دستبافی صنایع دستی دربسیاری ازنقاط ایران دارای پراکندگی جغرافیای است.این هنر بومی در استان گیلان ،ازپیشینه تاریخی برخورداراست. .نحوه این بافت، بسیار ساده بوده و به دستگاه خاصی نیاز ندارد.بافت جوراب های پشمین از قدیمی ترین دستبافته ها و هنر های سنتی استان های مرکزی ،شمال، غرب وشرق ایران به شمار می رود و تقریبا در تمامی مناطق بافته می شود.فرض براین است که با دیدگاه هنرهای تجسمی و طراحی لباس بتوانیم بین مفاهیم فرم، نقوش وآناتومی درجوراب بافی سنتی رابطه معناداری بیابیم. تحلیل نقوش جوراب ها بر اساس فرم ومکان بافت مطابق آناتومی پا مد نظر این مطالعات می باشد. پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این سؤالات است که: ویژگی های این هنر صنعت بومی چیست ؟نقوش جوراب سنتی چه رابطه ی معناداری با آناتومی پا دارد؟روش این پژوهش توصیفی – تحلیلی، با استفاده از داده های اسنادی و کتابخانه ای انجام شده است.نتایج حاصل نشان می دهد .تنوع بصری در رنگ ، نقش مایه ها با مفاهیم زیبایی شناسی آمیخته در طراحی کاربردی جوراب هارعایت شده است.
رابطه هوش معنوی مدیران با سکوت سازمانی و کیفیت زندگی کاری بافندگان فرش دستباف (مورد مطالعه: شرکت قالی بافی زرین بافت زنجان)
منبع:
رج شمار دوره اول پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
69 - 81
حوزههای تخصصی:
هرقدر که سازمان ها، بزرگ تر می شوند بالطبع به مشکلات این نیروی عظیم نیزاضافه می شود. مدیران در ارتباط با مسائل گوناگون سعی در کنترل مداوم کارکنان خوددارند .هدف این مطالعه بررسی رابطه هوش معنوی مدیران با سکوت سازمانی و کیفیت زندگی کاری بود. این پژوهش از نظر گردآوری داده ها توصیفی _ پیمایشی و ازنظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه مدیران، معاونان و کارکنان شرکت قالی بافی زرین بافت زنجان که تعداد آن ها420 نفر بود. روش نمونه گیری در این پژوهش شامل نمونه گیری اتفاقی بوده به تعداد متناسب با حجم جامعه آماری و بر اساس جدول مورگان تعداد 201 نفرانتخاب شدند. به منظورجمع آوری داده های موردنیاز، از پرسشنامه هوش معنوی 24- SISRI کینگ، سکوت سازمانی ون داین و کیفیت زندگی کاری والتون استفاده شد. از نرم افزارSPSS جهت آزمون نرمالیته و آزمون رگرسیون جهت تأیید فرضیات استفاده شده است. همچنین از نرم افزار smart-pls جهت تأیید روایی و مدل کلی استفاده شد. نتایج نشان داد هوش معنوی مدیران با سکوت سازمانی و کیفیت زندگی کاری رابطه دارد. به-علاوه، هوش معنوی مدیران با ﭘﺮداﺧﺖ ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ، محیط کار ایمن و بهداشتی، ﻣﯿﺰان ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻓﺮﺻﺖ رﺷﺪ ﺑﺮای ﮐﺎرﮐﻨﺎن، ﻣﯿﺰان قانون گرایی در سازمان، واﺑﺴﺘﮕﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ زﻧﺪﮔﯽ ﮐﺎری، ﻓﻀﺎی ﮐﻠﯽ زﻧﺪﮔﯽ ﮐﺎرﮐﻨﺎن، ﯾﮑﭙﺎرﭼﮕﯽ و اﻧﺴﺠﺎم اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، اﻣﮑﺎن ﺗﻮﺳﻌﻪ قابلیت های ﻓﺮدی ﺑﺮای ﮐﺎرﮐﻨﺎن رابطه دارد. به علاوه، در تعیین مدیران سازمان به سطح هوش معنوی آن ها دقت شود. هم چنین، برای کارکنان نیز دوره های افزایش هوش معنوی برگزار شود و از کارکنان نیز قبل از شروع کار آزمون هوش معنوی گرفته شود.
واکاوی نگاره ی معراج پیامبر اکرم(ص) در نسخه ی خطی هفت اورنگ جامی گالری فریر با رویکرد بینامتنیت ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارگران و نقاشان ایرانی، در برخورد با متون ادب فارسی همواره هنر خویش را به منصه ظهور رسانده اند و رابطه ناگسستنی این دو حوزه در تاریخ هنر و ادب ایران انکار ناپذیر است. سلطان ابراهیم میرزا شاهزاده هنردوست عصر صفوی در نیمه دوم قرن 10 ﻫ.ق / 16 م. گروهی از هنرمندان با ذوق و با استعداد را برای به تصویر کشیدن هفت اورنگ، شامل هفت مثنوی از ماندگارترین منظومه های شعری جامی، گرد هم آورد که به خلق مجموعه ای شامل بیست و هشت نگاره فاخر از آن مثنوی انجامید. هدف اصلی این پژوهش، بررسی پیوند شعر و نقاشی ایرانی در خوانش بینامتنی نگاره های سلطان ابراهیم میرزا و هفت اورنگ جامی است. نگارندگان در این پژوهش بر آن است تا داستان معراج پیامبر(ص)منقول در منظومه خردنامه اسکندری را با نگاره آن از هف تاورنگ سلطان ابراهیم میرزا از بارویکرد بینامتنی و با تکیه بر الگوی بیش متنی ژنت به روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار دهد و به این پرسش اصلی پاسخ دهد که برمبنای رویکرد غالب در پژوهش کمیت و کیفیت اشتراکات و افتراقات میان نگاره و شعر چگونه ارزیابی م یگردد. نقد مباحث همانگونگی و تراگونگی در شعر و نگاره و دقت در جایگشت ها نشان می دهد که نگارگر خود را ملزم به تصویرگری تمام ابیات نکرده است. یافته های این تحقیق حاکی از آن است که در تطبیق نگاره با شعر معراج پیامبر(ص) بیشتر وجه غالب از منظر بیش متنیت ژنت تراگونگی می باشد، و از میان موارد جابجایی، کاهشی و افزایشی بیشترین تکیه بر مورد افزایشی می باشد که نگارگر بر اساس تخیل و هنر خود نسبت به شعر در نگاره استفاده کرده است.
ارزیابی ذهنیت مردم در خصوص راهکارهای استفاده از رنگ و نور در ارتقاء کیفیت فضاهای شهری (مطالعه موردی: کاربرد روش تحقیق کیو در خیابان سی متری اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۴ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۳
45 - 60
حوزههای تخصصی:
امروزه شاهد توجه تحقیقات علمی به خواسته های مردم در ارتقای کیفیت فضاهای شهری هستیم. از بین مجموعه عوامل مؤثر بر ارتقاء کیفیت فضاهای شهری، رنگ و نور به عنوان روش های در دسترس با تأثیر زیاد، نقش مهمی بر عهده دارد. هدف این پژوهش ارزیابی مؤلفه های ذهنی مرتبط با طراحی جهت ارتقاء کیفیت فضاهای شهری به کمک رنگ و نور جهت بهره برداری توسط طراحان است. روش تحقیق کیو، با 49 گزاره نوشتاری و 22 گزاره تصویری و روش نمونه گیری در دسترس ذهنیت منتخبین جامعه آماری را بررسی نمود. داده های حاصل از جدول مرتب سازی اجباری توسط نرم افزار spss تحلیل شد. برآیند ذهنیت حاکم، بیانگر وجود دو عامل مهم کالبدی و فرهنگی در خصوص گزاره های مربوط به راهکارهای اجرایی و دو ذهنیت مشخص در مورد گزاره های تصویری بود. در ادامه گزاره های مرتبط با هرکدام از ذهنیت های مذکور اولویت بندی و همچنین گزاره های توافقی و متمایزکننده بین گروه های ذهنی استخراج گردید.
نماهای زیستی مؤلفه ساماندهی نما و کاهش دی اکسید کربن هوا به منظور کاهش گرمایش جهانی (نمونه موردی: خیابان انقلاب تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هفدهم آبان ۱۳۹۹ شماره ۸۹
33 - 44
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: کالبد جداره خیابان های شهری از مهم ترین ابعاد طراحی تأثیرگذار بر زیبایی منظر شهری هستند. ازاین رو جداره های شهری ازجمله عناصر محیطی تأثیرگذار درزمینه ارتقای کیفیت های بصری زیبایی شناسی در فضاهای ش هری محس وب می شوند. در این بین یکی از معضلات اصلی شهرها بحث افزایش موضعی دمای هوا به واسطه افزایش دی اکسید کربن است؛ این در حالی است که برنامه های مدیریت کنترل کیفی هوا عمدتاً بر کنترل منابع تولید دی اکسید کربن متمرکز هستند. حرکت به سوی معماری و شهرسازی همساز با محیط زیست، تغییر استراتژی های طراحی و خلق راهکارهای نوین برای بازگرداندن تعادل به طبیعت، ضمن تأمین نیازهای بشر امروزی سبب توسعه روزافزون کاربرد سیستم های سبز عمودی در سراسر دنیا شده است. هدف پژوهش: هدف، ارائه راهکاری برای تلفیق زیست رآکتورهای حاوی ریزجلبک با نمای ساختمان است؛ به نحوی که ضمن حفظ هویت و یکپارچگی کلی سیمای آن، موجب جذب دی اکسید کربن موجود در هوا شود تا از افزایش دمای هوا بکاهد. روش پژوهش: با توجه به بدیع و بین رشته ای بودن موضوع پژوهش، روش انجام این تحقیق مستلزم روشی ترکیبی است. این پژوهش به گونه توصیفی - تحلیلی و ازنظر ماهیت، در زمره پژوهش های کاربردی قرار دارد؛ لذا ابتدا با استفاده از منابع کتابخانه ای و استناد به متون علمی به روش کیفی، به معرفی و بررسی ریزجلبک ها به عنوان موجودات جاذب آلودگی هوا پرداخته است، سپس نمای خیابان انقلاب به عنوان یکی از گره های آلوده شهری برداشت شد. درنهایت با استخراج سطوح مناسب برای نصب زیست رآکتورهای حاوی ریزجلبک، نمای خیابان انقلاب مورد بازطراحی قرار گرفت. نتیجه گیری: استفاده از ریزجلبک ها به عنوان یکی از میکروارگانیسم های زنده با قابلیت جذب بالای دی اکسید کربن از هوا و تلفیق آنها با نماهای ساختمان در محفظه هایی به نام زیست رآکتور، باعث تبدیل این جداره ها به سطوح فتوسنتزکننده در جهت پاسخ به تغییرات گرمایی اقلیم، بهبود عملکرد حرارتی غیرفعال ساختمان، تبدیل یک ساختمان معمولی به یک ساختمان زنده و درنهایت جداره های ساختمان را به یک کارخانه تولید انرژی تبدیل می کند.
بررسی تأثیر کیفیت های بصری محیط بر نقاشی دیواری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پیکره دوره نهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱۹
42 - 55
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: نقاشی دیواری در ارتباط با سه عامل مخاطب، معماری و محیط پدید می آید. از میان این عوامل، محیط نقش اساسی در خلق اثر دیواری دارد؛ چرا که مهم ترین وجه تمایز نقاشی دیواری از دیگر انواعش، شکل یافتنِ آن تحت تأثیر شرایط و ویژگی های محیط است. محیطِ پیرامون اثر، به عنوان یک مجموعه بصری، عوامل و کیفیات گوناگونی را شامل می شود که در رابطه مستقیم یا غیرمستقیم با اثر دیواری بوده و شناخت آن ها ضروری به نظر می رسد. این پژوهش درصدد پاسخ به چگونگی رابطه و تأثیر کیفیت های بصری محیط بر نقاشی دیواری است. هدف: تبیین تأثیر کیفیات بصری محیط، به عنوان یکی از راهکارهای بهبود و ارتقای سطح کیفی نقاشی های دیواری در منظر شهری است. روش پژوهش: پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته و شیوه گرد آوری اطلاعات کتابخانه ای است. یافته ها: کیفیت های بصری محیط که عبارتند از شرایط اقلیمی ، فضای فرهنگی و هویتی ، موقعیت جغرافیایی ، شرایط نوری و رنگ حاکم بر فضای محیط، هر کدام ویژگی ها و محدودیت های مختص به خود را داشته که بسته به شرایط دیوار، تأثیراتی تعیین کننده بر فرایند طراحی و اجرای دیوارنگاره ها دارد؛ لذا بررسیِ آن ها، ضمن دستیابی به قابلیت های موجود در فضای محاط کننده اثر و به فعالیت درآوردن آن ها، به ایجاد فضایی هماهنگ و خلق آثار دیواریِ مطلوب تر می انجامد. از این رو نقاشی های دیواری را، ضمن حفظ عناصر بنیادین هنری، می توان تابعی از محیطِ حاکم بر دیوار و کیفیات بصریِ وابسته به آن دانست، که در تکنولوژی، فرم و محتوا نیز باید با آن در تناسب باشد.
تبیین و شناسایی عناصر فرهنگی مذهبی مشارکت زنان در دو انقلاب ایران و الجزایر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال شانزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۹
490 - 505
حوزههای تخصصی:
انقلاب ها در برهه های مختلفی از تاریخ در جوامع مختلف روی داده اند و هر یک به فراخور جامعه و فرهنگی که در آن شکل گرفته اند، دارای ماهیت و ایدئولوژی های متناسب با خود بوده اند. جامعه ایران نیز در سال 1357ه.ش، انقلاب اسلامی را تجربه کرد که ایدئولوژی آن، مذهب اسلام بود. به تناسب این ایدئولوژی، جامعه ایران شاهد نقش آفرینی گروه ها و اقشار مختلف، مقارن با جریان انقلاب اسلامی گردید. در این میان زنان نیز در این انقلاب دارای مشارکت بودند. در جامعه الجزایر نیز در سال 1954م، انقلاب روی داد که در این انقلاب نیز زنان نقش آفرینی داشتند. مسئله ای که اینجا می توان مطرح کرد نقش عناصر فرهنگی و مذهبی در مشارکت زنان در جریان این دو انقلاب است و اینکه بعد از انقلاب زنان چه جایگاهی در این جوامع یافتند؟ این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های کتابخانه ای به رشته تحریر در آمده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که زنان در ایران با حضور در مراسم های فرهنگی نقش محوری در ایجاد سازماندهی و همراهی در جریان انقلاب ها داشته اند. در ایران و الجزایر حقوق زن موضوع بحث های جدی، با ماهیت سیاسی- دینی شده است. عموماً زنان روشنفکر ایرانی بعد از انقلاب ایران یک نمونه قدرتمند از فعالیت های جنسیتی را در چهارچوبی اسلامی فراهم کردند. با این حال به علت تسلط برخی گزاره های فرهنگی و مذهبی نقش و حضور زنان در جوامعی چون ایران و الجزایر بعد از پیروزی انقلاب محدود بود. اهداف پژوهش: 1.بررسی عناصر فرهنگی و مذهبی مشارکت زنان در انقلاب اسلامی ایران و الجزایر. 2.بررسی جایگاه و نقش زنان در گفتمان های بعد از انقلاب. سؤالات پژوهش: 1.چه عناصر فرهنگی و مذهبی در مشارکت زنان در انقلاب اسلامی ایران و انقلاب الجزایر نقش داشت؟ 2. زنان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و انقلاب الجزایر چه نقش و جایگاهی در جامعه داشتند؟
بررسی نقش و نوشتار در منسوجات آل بویه (مطالعه موردی: پارچه های مکشوفه در آرامگاه بی بی شهربانو و نقاره خانه شهرری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با رونق تولید پارچه های ابریشمی در دوره آل بویه، منسوجات به کالای پرارزشی در ایران تبدیل شدند. بر اساس مدارک مکتوب و یافته های باستان شناسی، در دوره آل بویه پارچه هایی از جنس ابریشم و مزین به نقوش حیوانی، گیاهی و یا کتیبه کوفی، بافته می شده است. یکی از نکات مهم این پارچه های مزین به نقش و کتیبه، کاربری آنها بوده که به عنوان کفن از آنها استفاده می شده است. با توجه به کارکرد پارچه ها به عنوان کفن و محتوای کتیبه های بافته شده، این سوال مطرح است که فرهنگ آل بویه چه تأثیری در چگونگی این هنر داشته است؟ هدف از این پژوهش بررسی سوگیری فرهنگی در زمینه پارچه های ابریشمی کتیبه دار در عصر آل بویه است. محوریت مقاله حاضر بر مبنای خوانش کتیبه های 26 پارچه ابریشمی است که از کاوش های باستان شناسی گورستان نقاره خانه و بی بی شهربانو واقع در شهرری به دست آمده اند. داده های به کار برده شده در این پژوهش، از طریق منابع کتابخانه ای و قابل استناد جمع آوری شده اند و تجزیه و تحلیل داده ها، به صورت کیفی و کمی می باشد. پژوهش حاضر به دنبال بررسی ماهیت نقوش و محتوای نوشتاری پارچه های آل بویه است که با توجه به درجه اهمیت آنها به عنوان کفن و یا در کنار متوفی استفاده شده اند. با توجه به نقش بارز فرهنگ تصویری ایران باستان در نقوش منسوجات، نقش های مورد استفاده به چهار دسته اصلی تقسیم شده اند که به صورت نمادین اشاراتی به کرامت انسان، زندگی پس از مرگ، جاودانگی، بقای انسان و ارتباط انسان و آخرت دارند. نوشتار موجود در کنار نقش ها، شامل مضامینی است که بر محتوای نقوش تأکید می کنند و در بررسی نقوش ، متون هم نشین با منسوجات نیز مورد بررسی قرار گرفته اند. بیش ترین متن های مورد استفاده در این منسوجات، متن هایی با محتوای دینی یا نص است که از کتاب های شعر عربی گرفته شده اند. این منسوجات، نگاه دوگانه ای دارند؛ از یک سو نقش پارچه ها برگرفته از نقوش اسطوره ای ایران باستان بوده و از سوی دیگر، نگرش دینی آل بویه سبب بهره گیری از کتیبه های اسلامی در پارچه ها شده است.
رویکرد منظرین د ر گرد شگری کوهستان؛ (مطالعه کوه های البرز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره اول پاییز ۱۳۹۹ شماره ۲
33 - 38
حوزههای تخصصی:
کوه د ر گذشته برای بشر د ارای کارکرد ها و معانی بسیار بود ه و عنصر طبیعی مقد س به شمار محسوب می رفته است. این مسئله د ر ایران هم صاد ق بود ه و به د لیل جغرافیای خاصش و قرارگیری د ر مد ار رأس السرطان، اگر کوه وجود ند اشت ایران فقط یک صحرای بزرگ می بود . لذا کوه د ر ایران منبع آب و آباد انی و برای مرد م د ارای اهمیت ویژه ای بود ه است. به علاوه کوه برای ایرانیان، د ارای کارکرد های بسیار د یگری بود ه که سبب شد ه تا این عنصر طبیعی برای ایرانیان د ارای معانی ذهنی بسیار باشد . اما به مرور زمان و با ورود تکنولوژی برآمد ه از مد رنیته، نیاز مرد م ایران به کوه کاهش یافته و سبب شد ه تا معانی آن د ر ذهن مرد م کمرنگ شود . چنانکه د ر زمان حاضر صرفاً یک محیط زیست تلقی می شود . از سویی گرد شگری یک حضور و تجربه د ر محیط است و شناخت محیط، تأثیر بسیاری د ر اد راک و تجربه حضور خواهد د اشت. هرچه شناخت از محیط بیشتر باشد ، اد راک کامل تر و تجربه بهتری پد ید خواهد آمد . لذا د رخصوص گرد شگری کوه با این همه کارکرد و معنا برای ایرانیان، شناختی کل نگر نیاز است. کوه برای ایرانیان یک عنصر فرهنگی بود ه و شناخت ابعاد فرهنگی آن د ر اد راک و تجربه گرد شگران بسیار موثر خواهد بود . به علاوه شناخت ابعاد فرهنگی کوه به احساس تعلق به آن محیط کمک خواهد کرد تا گرد شگران د ر حفظ طبیعت با د قت بیشتری عمل کنند . د ر د هه های اخیر د یسیپلین جد ید ی با عنوان رویکرد منظرین د رمواجه با طبیعت پد ید آمد ه که براساس آن، طبیعت یک منظره یا یک محیط زیست صرف نیست و د ارای ابعاد معنایی هم است. این رویکرد همان رابطه ایرانیان با طبیعت است که طبیعت را مقد س و مورد احترام و د ارای معانی متعد د می پند اشتند . لذا با چارچوب مفهومی رویکرد منظرین و با روش پژوهش توصیفی- تحلیلی، یافته های پژوهش را با تأکید بر مطالعات کوه های البرز مورد بررسی قرار د اد ه ایم.