فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین مدیریت دانش شخصی اعضای هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز با عملکرد آموزشی آنان است. علاوه بر این، تعیین سطح ابعاد مدیریت دانش شخصی و بررسی رابطه این ابعاد با کیفیت عملکرد آموزشی نیز از اهداف ویژه ی این پژوهش است.روش: پژوهش حاضر پیمایشی و از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش اعضای هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز در سال تحصیلی 1397-1396 به تعداد 526 نفربود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 217 نفر از طریق روش نمونه گیری خوشه ای-نسبی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مدیریت دانش شخصی و پرسشنامه عملکرد آموزشی بود. برای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش از نرم افزار اس پی اس اس نسخه 22 استفاده شد. به منظور بررسی رابطه یا عدم رابطه بین متغیرها، با توجه به این که برای مدیریت دانش شخصی به طورکلی و خرده مقیاس های مهارت های خلاقانه و مهارت های مشارکتی سطح معنی داری آزمون بالاتر از 05/0 است و فرض نرمال بودن داده ها تأیید شد از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. پیرامون خرده مقیاس های ارزیابی خودآموزی، مدیریت یادگیری خویشتن، میزان سواد اطلاعاتی، مهارت های کاوشگری، شبکه همیاران دانشی و مهارت های ادراکی، سطح معنی داری آزمون پایین تر از 05/0 است و فرض نرمال بودن داده ها تأیید نشد و از آزمون ناپارامتریک همبستگی اسپیرمن استفاده شد.یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد وضعیت مدیریت دانش شخصی اعضای هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز با میانگین 92/3 در حد نسبتاً مطلوبی قرار دارد و ابعاد ارزیابی خودآموزی با میانگین 02/4، شبکه همیاران دانشی 4، مهارت های ادراکی 09/4 و مهارت های خلاقانه 01/4 در سطح مطلوب و ابعاد مدیریت یادگیری خویشتن با میانگین 81/3، سواد اطلاعاتی 94/3، مهارت های کاوشگری 83/3، هوشیاری دانشی 68/3 و مهارت های مشارکتی 94/3 در سطح نسبتاً مطلوبی قرار دارند. وضعیت عملکرد آموزشی با میانگین 25/4 نشان دهنده وضعیت مطلوب عملکرد آموزشی در بین جامعه پژوهش حاضر است. با توجه به مقدار ضریب همبستگی (731/0) و مقدار P (001/0) بین عملکرد آموزشی و مدیریت دانش شخصی اعضای هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین با توجه به ضرایب به دست آمده می توان گفت بین ابعاد مدیریت دانش شخصی یعنی خودارزیابی با ضریب همبستگی (653/0)، مدیریت یادگیری خویشتن با ضریب همبستگی (630/0)، سواد اطلاعاتی ضریب همبستگی (632/0)، مهارت های کاوشگری ضریب همبستگی (618/0)، شبکه همیاران دانشی ضریب همبستگی (577/0)، هوشیاری دانشی ضریب همبستگی (685/0)، مهارت های ادراکی ضریب همبستگی (582/0)، مهارت های خلاقانه ضریب همبستگی (537/0)، مهارت های مشارکتی ضریب همبستگی (546/0) با عملکرد آموزشی در سطح (001/0) رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که مدیریت دانش شخصی اعضای هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز در حد نسبتاً مطلوبی قرار دارد. مدیران و مسئولان باید در جهت ارتقای آن به سطح مطلوب برنامه ریزی و تلاش کنند. در ضمن نسبت به ابعاد هوشیاری دانشی، مدیریت یادگیری خویشتن و مهارت های کاوشگری که نمره کمتری به دست آورده اند توجه بیش تری نشان دهند.
ارتقای کاربردپذیری وبگاه های کتابخانه ای برای کاربران با آسیب بینایی با بهره گیری از قابلیت های هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پرداختن به برخی راهکارهای هوش مصنوعی برای کمک به ارتقای کاربردپذیری وبگاه های کتابخانه ای برای کاربران با آسیب بینایی است.پژوهش حاضر کیفی است که با ابزار مصاحبه و پروتکل بلنداندیشی انجام گرفت. در این پژوهش از طریق مصاحبه با کاربران با آسیب بینایی، بهترین و بدترین ویژگی های وبگاه های کتابخانه ای مورد سؤال قرار گرفت. کاربران در حین استفاده از یک وبگاه کتابخانه ای و در حال انجام وظایف در امور روزمره مورد مصاحبه قرار گرفتند و در عین حال افکار، احساسات و نظرات خود را به صورت کلامی در مورد تجربه تعامل خود بیان نمودند. مصاحبه به صورت فردی و به صورت آنلاین یا در مکان مشخصی انجام شد. چهار وبگاه کتابخانه ای بزرگ کشور (سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران؛ سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی؛ کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی؛ و کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران) برای انجام وظایف انتخاب شدند. جامعه پژوهش، کاربران با آسیب بینایی بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به تعداد 33 نفر انتخاب شدند. تحلیل صحبت های کاربران بر اساس تحلیل محتوای کیفی انجام شد و از نرم افزار «مکس کیودی ای» استفاده شد و در 90 کد نهایی و 3 مقوله کلی و 8 زیرمقوله جای گذاری شد. این کدها در حین بررسی رونوشت ها به طور مداوم گسترش و بازنگری شدند. یک محقق دیگر در تحلیل محتوا شرکت کرد و رونوشت ها و مقوله های مستخرج را بررسی کرده و داده ها چندین بار مورد ارزیابی قرار گرفتند.بهترین ویژگی های وبگاه ها از دید کاربران عبارت بودند از: استاندارد و دسترس پذیر بودن عناصر موجود در صفحات، محتوای ارزشمند و صداقت در معرفی و ارائه محتوا، بخش بندی و هدینگ بندی منطقی و سازماندهی مناسب عناصر صفحه، اختصاص تگ Alt برای گرافیک ها، سازماندهی مطلوب نتایج جست وجو و ... . بدترین ویژگی های وبگاه ها عبارت بودند از: کُدهای امنیتی (کپچاها) تصویری و نامعلوم؛ عدم تصحیح خودکار غلط های املایی کلیدواژه ها؛ مشکلات گفت وگوهای اینترنتی و نامعلوم بودن ارسال و دریافت پیام، محتوای پویا، و دینامیک؛ تنظیم نبودن عناصر موجود در صفحه با صفحه کلید، برچسب نداشتن گرافیک ها و عناصر ورودی کاربر، و طراحی غیراصولی صفحات و ... .تصحیح خودکار، دستیارهای صوتی هوشمند، خوشه بندی نتایج، فیلتر هوشمند، پرسش و پاسخ هوشمند، پردازش متن و تصویر/ توصیف تصاویر، خلاصه سازی متن، جست وجوی معنایی و به زبان طبیعی و شخصی سازی رابط کاربری از راهکارهای ارتقای کاربردپذیری وبگاه های کتابخانه ای است.
نقش مهارت های دیجیتال در ارتقای سواد حریم خصوصی برخط دانشجویان کارشناسی دانشگاه رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به زندگی در عصر اینترنت و استفاده روزافزون دانشجویان از این رسانه تعاملی و از سویی افزایش جرایم نقض حریم خصوصی افراد در فضای مجازی، سواد حریم خصوصی برخط می تواند نقش مؤثری در کاهش این نوع آسیب ها از اینترنت داشته باشد. عوامل مختلفی می توانند در افزایش این سواد مؤثر باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مهارت های دیجیتال در ارتقای سواد حریم خصوصی برخط دانشجویان کارشناسی دانشگاه رازی کرمانشاه است.
روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 7774 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشگاه رازی کرمانشاه در سال تحصیلی 1399-1398 است. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان، 366 نفر و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعیین شد. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته سواد حریم خصوصی برخط و پرسشنامه مهارت های دیجیتال استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه ها به ترتیب با روش های روایی محتوا و ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید. همچنین جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار اس. پی. اس. اس. نسخه 24 استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد سطح سواد حریم خصوصی برخط دانشجویان کارشناسی کمتر از متوسط است. اما سطح مهارت های دیجیتال دانشجویان در حد متوسطی قرار دارد. همچنین براساس تحلیل داده ها، مهارت های دیجیتال با ضریب تأثیر 49/0بر آگاهی از عملکرد ارائه دهندگان خدمات برخط، با ضریب تأثیر 29/0 بر آگاهی از قوانین حفاظت از اطلاعات، با ضریب تأثیر 51/0 بر آگاهی از جنبه های فنّی حریم خصوصی برخط، با ضریب تأثیر 51/0 بر مهارت های فنّی و با ضریب تأثیر 40/0 بر مهارت های اجتماعی تاثیر دارد و با ضریب تأثیر 61/0 بر مقیاس کلی سواد حریم خصوصی برخط مؤثر است. یعنی با بالا رفتن سطح مهارت های دیجیتال، سواد حریم خصوصی برخط و همه مولفه های آن نیز افزایش می یابد.
نتیجه گیری: با توجه به مؤثر بودن سطح مهارت های دیجیتال بر افزایش سواد حریم خصوصی برخط در جهت حفظ حریم خصوصی در اینترنت، باید آموزش و اقدامات لازم در جهت ارتقاء مهارت های دیجیتال دانشجویان ارائه شود تا سبب افزایش سطح امنیت آنان در استفاده از اینترنت گردد و بدین وسیله می توان بسیاری از خطرات و چالش های آنان را در مورد حریم خصوصی شان کاهش داد.
کاهش میزان مطالعه بین دانشجویان دانشگاه فرهنگیان استان کردستان: علل، پیامدها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر کاهش میزان مطالعه بین دانشجویان دانشگاه فرهنگیان استان کردستان، بیان پیامدها و ارائه راهکارهایی برای خروج از آن است. روش: در این پژوهش، از پارادایم تفسیرگرایی با رویکرد کیفی و راهبُرد تحلیل محتوا از نوع توصیفی متن نوشتاری و توصیفی - تحلیلی با قالب متنی بهره گرفته شد. مشارکت کنندگان دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 1401-1400 با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس بودند. ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته محقق ساخته بود که مصاحبه به صورت مجازی و در فضای نظام مدیریت یادگیری برای 60 نفر ارسال شد. داده ها به روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شد. یافته ها: یافته ها در سه بخش علل، پیامدها و راهکارها بررسی شدند. علل کاهش مطالعه در 9 مقوله و 111 مفهوم شامل فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی، فردی و شخصی، فضای مجازی و رسانه، کتاب، کتابداران و کتابخانه، بخش دولتی، دوستان و خانواده، مدرسه و دانشگاه و نویسنده، ناشر و مترجم بودند. در بخش پیامدها، 3 مقوله شامل فقر ذهنیتی و شناختی، اخلاقی و فقر فرهنگی و اجتماعی در 132 مفهوم بررسی شد و در بخش راهکار ها، 7 مقوله شامل راهکارهای فرهنگی و اجتماعی، راهکارهای اقتصادی، راهکارهای منظر فردی، راهکارهای حوزه کتابداران، کتابخانه ها، ناشران و مترجمان کتاب، راهکارهای بخش دولتی، راهکارهای خانواده و دوستان و راهکارهای دانشگاه در 127 مفهوم شناسایی شدند. نتیجه گیری: پژوهش حاضرتوانسته است علل و پیامدهای کاهش مطالعه بین دانشجومعلمان را شناسایی و سپس راهکارهایی برای کاهش آنها، شناسایی کند. کتابخانه های عمومی می توانند ضمن تعامل با دانشجویان از یک سو و دولت از دیگر سو، در کاربست این راهکارها نقش مؤثری داشته باشند.
شناسایی عناوین و شایستگی های شغلی کتابداران کتابخانه های عمومی بر مبنای تحلیل محتوای آگهی های شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، شناسایی و تعیین عناوین شغلی و شایستگی های حرفه ای کتابداران کتابخانه های عمومی است. روش: این پژوهش با رویکردی توصیفی و با استفاده از روش های تحلیل محتوا و تحلیل خبرگان (دلفی) انجام شده است. جامعه پژوهش شامل آگهی های استخدامی کتابخانه های عمومی در وبگاه های مطرح کاریابی جهان و نیز متخصصان حوزه کتابخانه های عمومی در ایران است. در این پژوهش از سیاهه وارسی و کدگذاری در نرم افرار مکس کیودآ و پرسشنامه برای پنل های دلفی به عنوان ابزارهای گردآوری داده استفاده شده است. یافته ها: بر اساس تحلیل محتوای آگهی های شغلی، عناوین شغلی کتابخانه های عمومی دنیا در چهار گروه شامل مدیریت و امور اداری، خدمات عمومی، خدمات فنی، و فناوری و 54 فقره دسته بندی شدند. سپس عناوین شغلی جدید و مهم برای بافت ایران بر اساس نظرات متخصصان در چهار گروه بالا و 35 فقره مشخص شدند. در نهایت 81 شایستگی شغلی برای کتابداران کتابخانه های عمومی ایران در شش دسته خدمات مشتری و اجتماعی، تبلیغات و بازاریابی، آموزش و ترویج خواندن، تخصصی کتابداری، مدیریتی و برنامه ریزی، و فنی و فناوری استخراج شد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که تنوع و جذابیت فعالیت های کتابخانه عمومی در دنیا بسیار است و کتابخانه های عمومی در ایران نیز قابلیت افزایش عناوین و شایستگی های شغلی را دارند. این یافته ها قابلیت استفاده برای سیاستگذاران و مدیران کتابخانه های عمومی برای تعریف مشاغل و شایستگی جدید را دارد و همچنین آموزشگران گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی می توانند از این پژوهش برای بازنگری دروس رشته استفاده کنند.
آسیب شناسی فرهنگی و اجتماعی مطالعه دانش آموزان در استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ترویج مطالعه نیازمند نگرش جامعی است. آسیب شناسی مطالعه باید موجب تقویت انگیزه مطالعه، گسترش افق فکری و ایجاد نگرش جدید در دانش آموزان شود. ولی تمرکز بر تعیین ابعاد آسیب های مطالعه دانش آموزان در مدارس ایران تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است. هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر مطالعه دانش آموزان در استان تهران است.روش شناسی: پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی، و از نوع روش آمیخته است که با استفاده از روش مطالعات کتابخانه ای، دلفی و پیمایشی تحلیلی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل دو گروه ۳۰ نفر کارشناسان فرهنگی (پنل دلفی) و ۳۷۹ نفر معلمان مقاطع ابتدایی و متوسطه نظری استان تهران در سال تحصیلی 98-97 بودند که به صورت تصادفی طبقه ای پرسشنامه بین آن ها توزیع شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از t-test یک نمونه ای و آزمون تحلیل واریانس در نرم افزار اس پی اس اس نسخه 22 انجام شد.یافته ها: یافته ها نشان داد بین مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی و میزان مطالعه دانش آموزان رابطه معنی داری وجود دارد؛ همچنین بین مؤلفه های مذکور در سطح مدارج تحصیلی مختلف معلمان نیز تفاوت معنی داری وجود دارد. در این پژوهش، آموزش کتاب خوانی در مدارس در افزایش مطالعه و آسیب های اجتماعی در کاهش میزان مطالعه دانش آموزان مهمترین نقش را داشتند.نتیجه گیری : آموزش کتاب خوانی در مدارس، و کاهش آسیب های اجتماعی از طریق مطالعه، امکان افزایش مطالعه و امید را در جامعه فراهم می نماید.
نقش شبکه های اجتماعی مجازی بر تبادلات علمی اعضای هیئت علمی (مورد مطالعه دانشگاه ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
29 - 52
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش شبکه ها ی اجتماعی در تبادلات علمی بین اعضای هیئت علمی دانشگاه ایلام ب ود.
روش: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کاربردی بوده، و براساس ماهیت و روش، یک پژوهش توصیفی- پیمایشی است. روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بوده و نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 127نفر بدست آمد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه میرزایی و همکاران (1395) استفاده شد. برای تعیین روایی پرسشنامه از روایی صوری و برای تعیین پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد و نمره پایایی پرسشنامه برابر با 925% بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اس.پی.اس.اس. و برای آزمون فرضیه ها از آزمون تی تک نمونه ای و آزمون فریدمن استفاده شده است.
یافته ها: همه اعضای هیئت علمی از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند و اساتید بیش از سه ساعت در روز از این شبکه ها استفاده می نمایند. از میان شبکه های اجتماعی، ریسرچ گیت بیشتر ین استفاده را دارد. لپ تاپ مهم ترین ابزار استفاده از شبکه های اجتماعی بود. اکثریت پاسخ گویا ن بر ای دستر سی به شبکه ها ی اجتماعی از هر دو زبان یعنی فارسی و انگلیسی استفاده می کنند. مقایسه میانگین رتبه ها نشان می دهد که اهمیت و رتبه مولفه های تبادلات علمی، ارتقای دانش، مزایای استفاده از شبکه های اجتماعی، موانع استفاده از شبکه های اجتماعی مطرح شده با 95% اطمینان با یکدیگر متفاوت است (05/0>P). استفاده از شبکه های اجتماعی می تواند در ارتقا ی دانش اساتید تأثیرگذار باشد. مهم تر ین مزیت استفاده از شبکه ها ی اجتماعی ایجاد انگیزه برای انجام فعالیت های علمی بوده و نگرانی از حریم خصوصی، اصلی تر ین مانع در استفاده از شبکه های اجتماعی از نظر اساتید بود.
نتیجه گیر ی: استفاده از شبکه ها ی اجتماعی در بین اساتید رایج است و استفاده از این شبکه ها می تواند در ارتقای دانش آنان تأثیر بگذار د. باتوجه به اهمیت و نقش شبکه ها ی اجتماعی در برقراری ارتباط و تبادلات علمی بین پژوهشگرا ن، لازم است که این شبکه ها به درستی معرفی بشو ند تا به ارتقاء و افزایش بهره وری مؤثر از این شبکه ها کمک کند. مؤلفه تأثیر شبکه های اجتماعی در تبادل های علمی نشان داد که استفاده از شبکه های اجتماعی در تبادل های علمی میان اعضای هیئت علمی دانشگاه ایلام از حد متوسط بالاتر است.
مطالعه تطبیقی قابلیت های بازیابی اطلاعات و بررسی میزان به کارگیری هوش مصنوعی در فرایند بازیابی اطلاعات در نرم افزارهای کتابخانه ای ثنا و آذرسا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بهره مندی از هوش مصنوعی در نرم افزارهای کتابخانه ای مصداقی از همگامی با فناوری های نوظهور اطلاعاتی است که فرایندهای بازیابی اطلاعات را تسهیل و تسریع می کند؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر مطالعه تطبیقی عملکرد نرم افزارهای کتابخانه ای ثنا و آذرسا و میزان به کارگیری هوش مصنوعی در فرایند بازیابی اطلاعات در نرم افزارهای مذکور بود.روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی است، از روش توصیفی با رویکرد تحلیل محتوا و از فن دلفی فازی برای تأیید شاخصه ها و معیارهای کاربرد هوش مصنوعی در فرایند بازیابی اطلاعات در نرم افزارهای کتابخانه ای موردمطالعه استفاده شده است، ابزار پژوهش سیاهه وارسی شامل 6 ویژگی اصلی برای ارزیابی قابلیت های نرم افزارها و 82 معیار مقایسه ای است. روایی ابزار سیاهه پژوهش با استفاده از نظرات و مشاوره افراد متخصص و ذی صلاح که با نرم افزارهای مذکور کارکرده اند، سنجیده شده است.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد در بررسی قابلیت جست وجو در فیلدهای مختلف نرم افزار کتابخانه ای ثنا 95/9% و نرم افزار کتابخانه ای آذرسا 97/7% و در بررسی قابلیت فرمول های جست وجو نرم افزار ثنا 70/8% و نرم افزار آذرسا 95/8%، در بررسی قابلیت امکانات جست وجو نرم افزار ثنا 61/9% و نرم افزار آذرسا 83/3% و در بررسی نمایش نتایج جست وجو نرم افزار کتابخانه ای ثنا 100% و نرم افزار کتابخانه ای آذرسا 86/8%، همچنین در بررسی قابلیت مربوط به امکانات کمکی نرم افزار کتابخانه ای ثنا 92/8% و نرم افزار کتابخانه ای آذرسا 90/4% و درنهایت در بررسی میزان بهره مندی نرم افزارها از هوش مصنوعی در فرایند بازیابی اطلاعات نرم افزار کتابخانه ای ثنا 36/7% و نرم افزار کتابخانه ای آذرسا 28/2% را کسب کردند.نتیجه گیری: نرم افزار کتابخانه ای ثنا از شرکت پیام مشرق با کسب 509 امتیاز از مجموع امتیازات قابلیت های نرم افزار در فرایند بازیابی اطلاعات در جایگاه دوم و پس از نرم افزار آذرسا از شرکت پارس آذرخش با مجموع امتیاز 538، قرار گرفت، تفاوت امتیازات دو نرم افزار چشم گیر نیست و نشان از قوت و ضعف در عملکرد برخی از مقیاس های مطرح شده دارد، اما در بررسی میزان بهره مندی از هوش مصنوعی در فرایند بازیابی اطلاعات، هر دو نرم افزار امتیاز قابل قبولی کسب نکردند که علی رغم اهمیت بسیار بالای استفاده از هوش مصنوعی، نشان از ضعف در به کارگیری این قابلیت در فرایند بازیابی اطلاعات در دو نرم افزار کتابخانه ای موردمطالعه دارد.
مطالعه جامعه شناختی نقش جمع گرایی فرهنگی در اشتراک دانش (مورد مطالعه: دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله، مطالعه جامعه شناختی مؤلفه های جمع گرایی فرهنگی در اشتراک دانش دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز است. روش این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی بوده و جامعه آماری تمامی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز که با استفاده از فرمول کوکران و شیوه نمونه گیری طبقه ای متناسب 650 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه است که با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس. نسخه 22 تجزیه وتحلیل شده است. نتایج آزمون همبستگی حاکی از رابطه مثبت و معنی دار بین جمع گرایی فرهنگی با اشتراک دانش دانشجویان است. همچنین بین مؤلفه های جمع گرایی فرهنگی (جمع گرایی عمودی و افقی و فردگرایی افقی) با اشتراک دانش همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج آزمون همبستگی نشان داد که بعد فردگرایی عمودی رابطه معکوس و معنی داری با اشتراک دانش و ابعاد آن دارد. نتایج حاصل از رگرسیون حاکی از این است که مؤلفه های جمع گرایی فرهنگی 24 درصد از واریانس اشتراک دانش را تبیین می کند و در این میان، اهمیت جمع گرایی افقی بیش از سایر عوامل هست.
بررسی رابطه ی سواد اطلاعاتی و قابلیت های کارآفرینی واحدهای فناور مستقر در پارک علم و فناوری شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف از این پژوهش بررسی رابطه سواد اطلاعاتی و کارآفرینی واحدهای فناور مستقر در پارک علم و فناوری شهر کرمانشاه است. روش پژوهش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با رویکرد کمی و با روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل تعداد 285 واحد فناور در پارک علم و فناوری شهر کرمانشاه است که بر اساس جدول مورگان از این تعداد، 164 واحد به عنوان نمونه در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری داده ها، شامل دو پرسشنامه استاندارد سواد اطلاعاتی برگرفته از پرسشنامه انجمن کتابخانه های دانشگاهی و تحقیقاتی آمریکا با ضریب آلفای کرونباخ 79/ 0 و پرسشنامه قابلیت های کارآفرینی برگرفته از انجمن تحقیقاتی دانشگاه دورهام انگلستان با ضریب آلفای کرونباخ 82/0 است. به منظور تأیید روایی پرسشنامه ها از تحلیل عاملی با توجه به مدل کلاین و پایایی پرسشنامه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردیده است. یافته ها : نتایج نشان داد که همه مؤلفه های سواد اطلاعاتی رابطه مثبت و معناداری با قابلیت های کارآفرینی کارآفرینان واحدهای فناور پارک علم و فناوری شهر کرمانشاه دارد؛ اما از بین همه مؤلفه های سواد اطلاعاتی، مؤلفه استفاده مؤثر از اطلاعات، دسترسی مؤثر به اطلاعات و ارزیابی انتقادی اطلاعات؛ قوی ترین متغیرهای پیش بین برای قابلیت های کارآفرینی هستند. نتیجه گیری : مؤلفه تعیین ماهیت و گستره اطلاعات و مؤلفه مهارت درک موارد حقوقی و اقتصادی و اجتماعی و قابلیت های کارآفرینی واحدهای فناور رابطه معناداری دارند؛ اما با توجه به یافته های پژوهش حاضر، به کارگیری اطلاعات برای رسیدن به یک هدف از قبل تعیین شده و مشخص (مؤلفه استفاده مؤثر از اطلاعات)، دسترسی مؤثر و کارآمد به اطلاعات مورد نیاز با صرف حداقل زمان و هزینه ( مؤلفه دسترسی مؤثر به اطلاعات) و تحلیل استدلال ها، قضاوت در زمینه اعتبار منابع و شناسایی مسئله اساسی (مؤلفه ارزیابی انتقادی اطلاعات) از اهمیت بالاتری برخوردارند و گسترش قابلیت های کارآفرینانه در پارک های علم و فناوری مستلزم توجه ویژه به سه مؤلفه اخیر است.
Network Analysis of Twitter Users in Iran; Studying Public Sphere Properties(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper aims to evaluate whether features of the public sphere are present in the activities of Iranian Twitter users. To achieve this objective, the paper provides a synthesis of computational social sciences, network analysis, and Habermas's approach to the public sphere. The data comes from all Iranian users, including those who are actively engaged in political issues on Twitter. This method of data collection focuses on the computational aspects of the users. Added information on how they conducted networking and facilitated public opinion, which resulted in increased user interaction, would complete the data-gathering process to align with the theoretical claims. It also indicates that Twitter was a platform on which Iranian users fulfilled the requirements of the public sphere. Some of the findings indicate that there were 48,076 users connected with 25,534,713 edges, and together, they formed three communities. While one of the communities focused solely on social issues, the other two engaged in a rival political challenge. It seems that this situation exemplified the main characteristic of the public sphere, namely, the freedom to express political views and the formation of diverse communities with competing ideas.
اولویت بندی کارایی ابزارهای مشارکت الکترونیک بر اساس شرایط زمینه ای سیستم برنامه ریزی شهری کشور ایران (مورد شناسی: مناطق 1 و 22 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد و گسترش انقلابی تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات (ICT) در سال های اخیر، ظرفیت های ویژه ای را در اختیار برنامه ریزان و تصمیم گیران شهری قرار داده و آن ها را در جهت رفع عیوب و چالش های برنامه ریزی سنتی یاری نموده است. بدین ترتیب، کاربرد این دسته از تکنولوژی ها به عرصه تصمیم سازی و تصمیم گیری مشارکتی نیز ورود پیدا کرده و ضمن شکل گیری مفهومی به نام مشارکت الکترونیک یا آنلاین، تلاش شده است که با استفاده از کاربست ابزارهای تکنولوژی محور در عرصه برنامه ریزی مشارکتی، ضمن کاهش وابستگی فرایندهای مشارکت شهروندی به زمان و مکان، فرصت های بیشتری نیز برای تمامی اقشار اجتماعی و اقتصادی جامعه به منظور مشارکت در تصمیمات شهری فراهم شود.
در همین راستا و با توجه به ضرورت ارتقاء نرخ مشارکت شهروندی در فرایند تهیه طرح های توسعه شهری، بررسی نحوه کاربست رویه های مشارکت الکترونیک در طرح تفصیلی مناطق 1 و 22 شهرداری تهران به عنوان هدف اصلی این پژوهش در نظر گرفته شده است. به منظور دستیابی به این مهم، روش بهترین-بدترین (BWM) مورد استفاده قرار گرفته و پرسش نامه هایی مبتنی بر روش مذکور و بر اساس روش گلوله برفی در میان 43 نفر از متخصصان برنامه ریزی و توسعه شهری مناطق 1 و 22 شهرداری تهران توزیع گردید.
ضمن تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده، مشخص گردید که معیار کارایی مهم ترین معیار و غنای بسترهای علمی کم اهمیت ترین معیار در زمینه انتخاب ابزارهای مشارکت الکترونیک هستند. علاوه بر آن، نرم افزارهای تعاملی نیز به عنوان متناسب ترین ابزار با شرایط زمینه ای مناطق مذکور و سیستم های مشارکتی اطلاعات جغرافیایی به عنوان نامتناسب ترین ابزار تشخیص داده شدند. در ادامه، به بررسی نقاط قوت و ضعف ابزارهای مختلف پراخته شده و مشخص شد که به علت پتانسیل های متفاوت این ابزارها در پاسخگویی به معیارهای مربوطه، ایفای نقش مکمل آن ها در فرایندهای مشارکت الکترونیک بهترین راه حل به منظور دستیابی به اهداف مشارکت شهروندی بهینه خواهد بود.
بررسی وضعیت تولیدات علمی نمایه شده حوزه مخزن دانش سازمانی در پایگاه وب آو ساینس و ترسیم نقشه علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
98 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تحلیل تولیدات علمی نمایه شده مرتبط با مخزن دانش سازمانی در پایگاه استنادی وب آو ساینس و ترسیم نقشه علمی این حوزه است. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و با رویکرد علم سنجی انجام شده است. جهت بازیابی داده ها از قسمت جستجوی پیشرفته پایگاه وب آو ساینس استفاده شد و با جستجوی کلید واژه "مخزن دانش سازمانی" در فیلد موضوع 2648 مقاله بازیابی شد. داده ها پس از پالایش و یکسان سازی وارد نرم افزارهای علم سنجی شدند و نقشه های مورد نظر ترسیم شدند. در نهایت، جهت ترسیم نقشه ها از نرم افزار بیبلیومتریکس در نرم افزار R استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که در مجموع 2648 رکورد اطلاعاتی در حیطه موضوعی مورد نظر در این پایگاه نمایه شده است. کشور آمریکا با تولید 819 رکورد اطلاعاتی در رتبه اول قرار دارد و کشورهای انگلستان و اسپانیا با تولید 211 و 190 رکورد اطالعاتی در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. بر اساس داده های به دست آمده از پایگاه وب آو ساینس، نقشه علمی این حوزه ترسیم و مشخص شد که ساختار علمی مخزن دانش سازمانی از 11 خوشه موضوعی اصلی تشکیل شده است. خوشه اول با 21 کلید واژه بزرگ ترین خوشه شناخته شد. خوشه های مخازن سازمانی و آموزش عالی در بخش خوشه های مرکزی اما توسعه نیافته قرار دارند و این نشان دهنده ظرفیت های بالقوه برای گسترش تحقیقات هستند. پر تکرارترین کلید واژه مربوط به institutional repositories با بسامد 377 است. در بین کلید واژه های مقالات نمایه شده، کلید واژه " Computer Science, Information Systems & Information Science & Library Science " دارای بیشترین هم رخدادی بودند. در این حوزه، کشورهای آمریکا، انگلستان و اسپانیا بیشترین تولیدات علمی و دانشگاه هاروارد بیشترین برونداد پژوهشی را در این حوزه داشت. نتیجه گیری: این پژوهش ضمن بیان روابط مهم واژگانی، افراد و سازمان های برتر و همچنین گرایش پژوهشی این حوزه در سال های مختلف، پرکاربردترین و پر مراجعه ترین حوزه های موضوعی مخزن دانش سازمانی را نیز نشان می دهد. در کاربرد مخزن دانش سازمانی در حوزه های مختلف علوم، همبستگی وجود نداشت و شکاف هایی در ساختار علمی این حوزه مشاهده شد.
واکاوی اکتشافی کاربردپذیری وبی سکوهای فناوری و نوآوری مبتنی بر نظرات خبرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی میزان کاربردپذیری وبی سامانه نظام ایده ها و نیازها (نان) بر اساس نظرات خبرگان موضوعی است.
روش پژوهش: نوع پژوهش حاضر کاربردی است، با روش پیمایشی، رویکرد اکتشافی و بر اساس نظرات 29 خبره موضوعی انجام گردید. این مقاله با مدل ارزیابی اکتشافی کاربردپذیری نیلسون انجام شد. داده ها با پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد. شاخص روایی محتوایی پرسشنامه 97/0 و ضریب آلفای کرونباخ نیز 0/86 بود. به منظور تحلیل داده ها در سطح توصیفی، از فراوانی و درصد، میانگین و انحراف استاندارد و در سطح استنباطی از آزمون های اندازه گیری مکرر، تی مستقل و مان ویتنی یو استفاده شد.
یافته ها: ارزیابی کنندگان سامانه نان دریافتند این سامانه از نظر کاربردپذیری وبی در وضعیت «مطلوبی» قرار دارد. بر این اساس، میانگین پاسخ شرکت کنندگان برابر با 210/45 است که از متوسط نظری (192) به صورت معنی داری بزرگتر است (0/02 = P). در ارزیابی کاربردپذیری وبی سامانه نان، جنسیت (0/50 = P)، سابقه کاری خبرگان تفاوت معنی داری ایجاد نمی کند (0/40 = P). بین خبرگان هیئت علمی و غیرهیئت علمی فقط در سه مؤلفه از مؤلفه های مورد مطالعه کمک به کاربر در شناسایی، تشخیص و جبران خطا ها، پیشگیری از خطا و تشخیص به جای یادآوری (0/03 = P و 0/04 = P و 0/01 = P) تفاوت معنی دار آماری وجود دارد.
نتیجه گیری: سامانه نان در اغلب مؤلفه های ارزیابی شده از نظر خبرگان این پژوهش در وضعیت مطلوبی قرار دارد. این یافته نشان از آن دارد که طراحان این سامانه در زمان طراحی به استانداردهای طراحی سامانه های وبی و رابط کاربری توجه داشته اند. شایان ذکر است که سامانه هایی هم که از منظرهای گوناگون در وضعیت مطلوب قرار دارند، ضروری است به طور مداوم و منظم ارزیابی شده و با تعامل مستمر با کاربران نهایی نسبت به باز طراحی و روزآمدی سامانه، اقدام های لازم انجام گردد.
کاربست نظریه دم طولانی در فروشگاه های کتاب الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۶)
109 - 138
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی و امکان سنجی کاربست نظریه دم طولانی در فروشگاه های کتاب الکترونیکی است که فروشگاه طاقچه به عنوان مورد مطالعه انتخاب شد. بدین صورت که محصولات فرهنگی و به طور خاص کتاب های کم فروش که تنوع بالایی دارند؛ اما تعداد فروش هرکدام اندک است، در دم توزیع «دم طولانی» جای می گیرند و کتاب های پرفروش که تعداد اندک، ولی فروش بالایی دارند، در سر توزیع جای می گیرند. این پژوهش درصدد است که نشان دهد هرچقدر تنوع محصولات کم فروش افزایش یابد، سنگینی دم بیشتر شده و درآمد ناشی از فروش محصولات در دم برابر و یا بیشتر از درآمد ناشی از فروش محصولات موجود در سر توزیع (یعنی کتاب های پرفروش) خواهد بود. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کمی بوده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش پیمایشی تحلیلی استفاده شد. جامعه مورد بررسی «فروشگاه کتاب الکترونیکی طاقچه» و نمونه شامل کتاب های گروه ادبیات داستانی بود که معمولاً بیشتر مورد اقبال عمومی قرار می گیرند. داده ها با همکاری گروه طاقچه از طریق پایگاه داده فروشگاه کتاب الکترونیکی طاقچه دریافت و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که با افزایش تعداد کتاب ها، تابع توزیع دم طولانی نسبت به زمانی که تعداد داده ها کمتر بود، بهتر برازش پیدا می کند و دم طولانی به شکل درست تری تشکیل می شود و میزان فروش محصولات افزایش پیدا می کند. همچنین با به دست آوردن نقطه برابری میزان فروش سر و دم نمودار دم طولانی مشاهده شد که هرچه تعداد کتاب ها افزایش پیدا می کند، یافته ها به قانون 98 درصد اندرسون نزدیک می شود؛ یعنی 98 درصد از کتاب ها حداقل یک بار در سال به فروش می رسند. همچنین یافته های حاضر مثال نقضی برای قانون پارتو است. نتیجه گیری: با توجه به این موضوع که افزایش تعداد کتاب ها منجر به افزایش فروش سایر کتاب هایی که از قبل موجود بوده اند می شود، به فروشگاه های کتاب الکترونیکی پیشنهاد می شود که تا حد امکان تنوع کتاب های خود را گسترش دهند؛ زیرا تنوع کتاب ها تأثیر مثبت و مستقیمی روی دیده شدن سایر کتاب ها دارد.
اشاعه دانش مبتنی بر شبکه های اجتماعی: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه شبکه های اجتماعی به یک پلت فرم ارزشمند برای تسهیل اشتراک دانش و ارتباطات، نه تنها در سطح شخصی یا فردی، بلکه برای سازمان ها تبدیل شده است. با این وجود، رشد مهم و سریع پژوهش ها در این زمینه، تلاش های کمی برای بررسی نظام مند و ترکیب یافته های بررسی های قبلی و ارزیابی وضعیت فعلی پژوهش ها در مورد استفاده از شبکه های اجتماعی در اشاعه دانش صورت گرفته است. هدف اصلی این مقاله ارائه درک بهتر و بررسی دقیق وضعیت فعلی پژوهش ها در مورد استفاده از شبکه های اجتماعی برای اشاعه دانش است. روش پژوهش: در این پژوهش از روش مرور نظام مند ادبیات برای جمع آوری و مرور مطالعات با پیروی از یک روش مرور از پیش تعریف شده، ادغام استراتژی های جستجوی خودکار و دستی، به منظور پوشش دادن همه مقالات پژوهشی مرتبط منتشر شده در این بازه زمانی استفاده شده است. جستجوی نظام مند با توجه به کلمات کلیدی به 253 برونداد پژوهشی رسید که در نهایت 37 برونداد پژوهشی منطبق با معیارها جهت تحلیل عمیق تعیین شدند.یافته ها: پس از فرآیند تجزیه و تحلیل داده ها، نتایج حاصل از مطالعات اولیه منتخب، یک نمای کلی روشن و جامع از پژوهش فعلی را نشان می دهد که بر اشاعه دانش از طریق شبکه های اجتماعی متمرکز است و سه فعالیت اصلی کاربرد شبکه های اجتماعی را شناسایی می کند که شامل فرآیندهای جستجوی دانش، اشاعه دانش و تعامل اجتماعی است. علاوه بر این، عواملی شامل دسترسی، واقعی بودن و ماندگاری، شبکه های اجتماعی را به فضایی برای اشاعه دانش در همه زمینه ها تبدیل می کند. یافته های این مطالعه نشان می دهد که جو سازمانی، فقدان رهبری، هزینه های تدوین دانش، ترس از دست دادن قدرت دانش و فقدان منفعت شخصی از جمله چالش های اشاعه دانش در شبکه های اجتماعی است.نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که شبکه های اجتماعی برای اجرای اشتراک دانش با اشکال مختلف رفتار مرتبط هستند و پتانسیل غلبه بر چالش های مرتبط با استفاده از آن را دارند.
بررسی وضعیت تولیدات علمی حو زه مطالعات قرآن و حدیث در موضوعات جنسیت، زنان و خانواده با استفاده از ترسیم هم نویسندگی: یک مطالعه علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
39 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی روند رشد بروندادهای علمی، نشریات هسته، دانشگاه ها و مؤسسات پژوهشی فعال در حوزه مطالعات قرآن و حدیث و مباحث جنسیت، زنان و خانواده، و درنهایت تعیین جایگاه پژوهشگران در تولید بروندادهای علمی این حوزه است.
روش : پژوهش از نظر نوع، کاربردی بوده و روش آن علم سنجی است. جامعه پژوهش شامل حدود 2455 برونداد علمی بوده که از پایگاه اطلاعاتی پژوهشکده زن و خانواده جمع آوری شد. داده ها به صورت فایل متنی به نرم افزار اکسل منتقل و کنترل شده و یکدست سازی کلیدواژه ها صورت گرفت. با استفاده از نرم افزار یوسی نت ارتباط بین نویسندگان و نقشه ها مشخص شد. با نرم افزار نت دراو و ووس ویور، خوشه ها و نقشه کلی هم رخدادی نویسندگان ترسیم گردید.
یافته ها: نرخ رشد مطالعات این حوزه 38/11 درصد است که نشان می دهد پژوهشگران حوزه های مطالعاتی قرآن و حدیث، جنسیت، زنان و خانواده، بیشتر به پژوهش بین رشته ای اقبال نشان داده اند. مجلات پیام زن، مطالعات راهبردی زنان، بانوان شیعه، فقه و حقوق خانواده، پژوهش نامه اسلامی زنان و خانواده و زن و فرهنگ به ترتیب بالاترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند. نویسندگان اصلی برحسب قاعده برادفورد260 نویسنده هستند که هر نویسنده دارای حداقل3 و حداکثر 29 مقاله است. خوشه نویسندگان حوزه مورد مطالعه به 9 خوشه فرعی تقسیم شده است.
نتیجه گیری: بررسی تولیدات علمی ضمن اینکه معرف وضعیت تولیدات علمی و جایگاه هریک از افراد و دانشگاه ها و مؤسسات پژوهشی از لحاظ تولید علمی است، منجربه شناخت پژوهشگران برتر و مجلات هسته شده و روند همکاری ها و ارتباطات علمی میان پژوهشگران حوزه مورد بررسی را تسهیل نموده و ابزار مناسبی برای سیاست گذاری و برنامه ریزی علمی و تعیین اولویت های پژوهشی فراهم می آورد.
تأثیر قابلیت های فناوری اطلاعات بر رابطه بین عوامل فردی، گروهی و سازمانی با حفظ و نگهداری دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
189 - 228
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه تأثیر قابلیت های فناوری اطلاعات بر رابطه بین عوامل فردی، گروهی و سازمانی با حفظ و نگهداری دانش در شرکت فولاد خوزستان است. این مطالعه از نوع کاربردی با روش توصیفی- پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش کارکنان شرکت فولاد خوزستان بالغ بر 15000 نفر بودند که 555 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با پرسش نامه مبتنی بر مطالعات پیشین در طیف پنج گزینه ای لیکرت تدوین و به روش میدانی توزیع و جمع آوری شدند. روایی ابزار به شکل صوری و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ (737/0=α) تأیید شد. داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار ایموس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل بوت استرپینگ نشان داد عوامل فردی بر حفظ و نگهداری دانش (331/0=β) تأثیر مستقیم و با نقش میانجی قابلیت های فناوری اطلاعات (156/0=β) تأثیر غیرمستقیم و معنی دار دارد. ضمن اینکه عوامل گروهی بر حفظ و نگهداری دانش (342/0=β) تأثیر مستقیم و با نقش میانجی قابلیت های فناوری اطلاعات (080/0=β) تأثیر غیرمستقیم و معنی دار دارد. تأثیر مستقیم عوامل سازمانی بر حفظ و نگهداری دانش (631/0=β) و تأثیر غیرمستقیم با نقش میانجی قابلیت های فناوری اطلاعات (118/0=β) نیز تائید شد. به این مفهوم که با بهبود وضعیت عوامل فردی، گروهی و سازمانی، شرایط حفظ و نگهداری دانش در شرکت نیز ارتقا می یابد. ضمن این که استفاده از قابلیت های فناوری اطلاعات رابطه بین متغیرهای مستقل با متغیر وابسته را تقویت می کند. به طورکلی می توان گفت که مدیریت و سازمان دهی عوامل فردی، گروهی و سازمانی با به کارگیری فناوری اطلاعات می تواند به شرکت در حفظ و نگهداری دانش سازمانی به عنوان یک دارائی ارزشمند کمک، وابستگی شرکت به دانش خارجی را کاهش و فرصت ارزش آفرینی از دارائی های دانشی را فراهم سازد.
شناسایی مؤلفه های کلیدی ارزیابی عملکرد فناوری های دانش از دیدگاه خبرگان (یک پژوهش آمیخته)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
229 - 267
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه های کلیدی ارزیابی عملکرد فناوری دانش از دیدگاه خبرگان است. این پژوهش در سایه پارادایم اثبات گرایی قرار گرفت. جهت گردآوری اطلاعات، روش های کتابخانه ای و میدانی مدنظر بوده است. ابتدا مؤلفه های ارزیابی عملکرد فناوری های دانش به وسیله روش دلفی به دست آمد. سپس برای مقایسه این مؤلفه ها پرسش نامه میان اعضای هیئت علمی و دانشجویان مقطع دکتری رشته علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی تهران توزیع و جهت تحلیل داده ها از روش AHP استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss 25 و Expert Choice 11 استفاده شد. در مرحله دلفی 10 شاخص اصلی مالی، کیفیت سیستم، زیرساخت سیستمی، کیفیت خدمات فناوری دانش و دانش، معماری فناوری دانش، رابط کاربری، رضایت کاربر در مورد سیستم، ارزش نتایج حاصل از کار، مزایا و منافع درک شده از سیستم و به روز بودن شناسایی شد. براساس روش تحلیل سلسله مراتبی مؤلفه مالی در درجه اول، کیفیت سیستم در درجه دوم، زیرساخت سیستمی در درجه سوم، رابط کاربری در درجه چهارم، معماری فناوری دانش در درجه پنجم، کیفیت خدمات فناوری دانش در درجه ششم، رضایت کاربر در مورد سیستم در درجه هفتم، ارزش نتایج حاصل از کار در درجه هشتم و مزایا و منافع درک شده از سیستم و به روز بودن در درجه نهم قرار گرفتند. موضوع موردمطالعه و روش انجام این پژوهش دارای اصالت است. نتایج این پژوهش می تواند در ارزیابی عملکرد فناوری های دانش موردتوجه قرار گیرد و به کار رود. ارزیابی عملکرد فناوری های دانش در سازمان منجر به جلوگیری از هدر رفتن هزینه و زمان می شود. با ارزیابی می توان به پیشروی و بهبود عملکرد سازمان کمک کرد.
مدیریت زنجیره تأمین در عصر اطلاعات (تحلیل روندهای تحقیقاتی در حوزه جریان اطلاعات در زنجیره تأمین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هماهنگی میان بخش های مختلف زنجیره تأمین و ایجاد قابلیت تصمیم گیری متمرکز، بر عملکرد زنجیره تأمین و به دنبال آن بر عملکرد سازمان تأثیر بسزایی دارد. این در حالی است که امروزه حجم بالای اطلاعاتی که در این بخش ها تولید شده و درمیان آنها جریان می یابد، مدیریت زنجیره تأمین را با تحولاتی مواجه کرده است. لذا باتوجه به اهمیت جریان اطلاعات برای دستیابی به هماهنگی در زنجیره تأمین، این پژوهش بر آن است تا مروری جامع بر پژوهش های موجود در زمینه جریان اطلاعات در زنجیره تأمین ارائه داده و به بررسی موضوعات داغ و روندهای پژوهشی در این زمینه بپردازد. برای دستیابی به اهداف پژوهش، کلمات کلیدی مرتبط با موضوع پژوهش در پایگاه داده علمی وب آو ساینس و در بخش های عنوان، چکیده و کلمات کلیدی مقالات، مورد جستجو قرار گرفت. از مجموعه مقالات بدست آمده، پس از طی مراحل پالایش، 2357 مقاله انتخاب شد. مجموعه مقالات انتخابی، شامل مقالات چاپ شده در یک دوره 10 ساله (2013-2023) و به زبان انگلیسی می باشد. برای انجام تحلیل ها از نرم افزار R، نرم افزار وُس ویوِر و نرم افزار اِکسل استفاده شده است. براساس نتایج دست آمده، تعداد مقالات با میانگین نرخ رشد سالیانه %10.97 در حال افزایش است، که بیانگر توجه پژوهشگران به اهمیت جریان اطلاعات در زنجیره تأمین می باشد. نتایج پژوهش نشان داد که جریان اطلاعات بر جنبه های مختلفی از زنجیره تأمین تأثیرگذار است. از آن جمله می توان چابکی، تاب آوری، زنجیره تأمین سبز، مدیریت ریسک، لجستیک، لجستیک معکوس، مدیریت موجودی، زنجیره تامین حلقه بسته و پایداری را نام برد. همچنین جریان اطلاعات می تواند به ایجاد اعتماد، همکاری، هماهنگی، قابلیت دید، قابلیت ردیابی، مزیت رقابتی و نوآوری کمک کرده و بر عملکرد زنجیره تأمین از جهات مختلف (مالی، عملیاتی و شرکتی) تأثیر بگذارد. از میان کلمات کلیدی، به ترتیب اشتراک گذاری اطلاعات، مدیریت زنجیره تأمین، زنجیره تأمین و بلاکچین پرتکرارترین کلمات کلیدی بوده اند. در میان مجموعه کلمات کلیدی مقالات پژوهش، جدیدترین کلمات کلیدی که از سال 2018 تا 2020 در موضوعات پژوهشی وارد شده اند را می توان بصورت زیر نام برد: تکنولوژی بلاکچین، صنعت 4.0، امنیت سایبری، یادگیری ماشین، انتقال دیجیتال، قراردادهای هوشمند، هوش مصنوعی، اقتصاد دایره ای و کووید- 19. این موضوعات، زمینه های جدید پژوهشی هستند که طی چند سال آینده نیز همچنان مورد توجه جامعه علمی خواهند بود. جدیدترین موضوع پرتکرار که از سال 2021 مورد توجه قرار گرفته است نیز "دیجیتال سازی/ زنجیره تأمین دیجیتال" است، که مفهومی نوظهور در مدیریت زنجیره تأمین و از دستاوردهای صنعت 4.0 بوده و شامل مدیریت فرآیندهای زنجیره تامین با طیف گسترده ای از فناوری های جدید (کلان داده، بلاکچین، محاسبات ابری، اینترنت اشیاء و ...) می باشد. بنابراین روندهای پژوهشی اخیر، اهمیت توجه به جریان اطلاعات در دستیابی به فناوری های جدید در زنجیره تأمین و حرکت به سوی زنجیره تأمین دیجیتال را نشان می دهد.