فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: با در نظر گرفتن این موضوع که نشریات علمی از مهم ترین کانال های نشر برای انتشار جدیدترین یافته های علمی هستند، لذا مسئله سرعت انتشار در نشریات علمی اهمیت ویژه ای می یابد. در واقع نشریات علمی یکی از مهم ترین راه های انتقال پیام و یکی از منابع مهم و قابل اطمینان در هنگام بروز مشکلات در مورد مسائل متعدد جامعه در بازه زمانی مشخص می توانند باشد. با توجه به تعداد بالای نشریات در حوزه علوم انسانی و نیز تحول در این حیطه، ضروری است که انتقال اطلاعات با سرعت متناسب در جوامع مختلف اتفاق افتد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل مفهومی عوامل مؤثر بر سرعت انتشار در نشریات حوزه موضوعی علوم انسانی بود.
روش: این پژوهش از نوع کاربردی بوده، و با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل 18 نفر از متخصصان در حوزه نشریات (شامل مدیران مسئول، سردبیران، مدیران داخلی و کارشناسان نشریات) بودند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. از 18 مصاحبه عمیق صورت گرفته، 3 مصاحبه آخر منجربه ایجاد کد جدید نشد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. گردآوری داده ها تا رسیدن به مرحله اشباع ادامه داشت. در نهایت داده ها با روش های کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. در ادامه فرایند کدگذاری باز از طریق مجموعه ای از مضامین اولیه گردآوری و از درون آن ها مقوله های اصلی (محوری) استخراج شدند و در نهایت از میان پیوند این مقوله های اصلی، کدهای انتخابی (طبقات) تعیین گردیدند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا 11 انجام شد. برای اطمینان از روایی داده ها، از مفهوم اعتبارپذیری، انتقال پذیری، اطمینان پذیری و تأییدپذی استفاده شد.
یافته ها: براساس یافته های پژوهش می توان عوامل مؤثر بر سرعت انتشار در نشریات را در چهار دسته کلی: عوامل مرتبط با تیم اجرایی (در 10 بعد)، عوامل مرتبط با داوری (در 5 بعد)، عوامل مرتبط با نویسندگان (در 5 بعد) و عوامل مرتبط با نشریه (در 8 بعد) جای داد. یافته های پژوهش نشان داد مقوله مرکزی، سرعت انتشار نشریات است. درنهایت 104 کد باز و 28 کد محوری، شامل عوامل علّی (7 مقوله) شامل ضوابط ارسال مقاله، کیفیت مقالات ارسال شده، انجام اصلاحات مطابق با نظرات داوران، نحوه تصمیمات سردبیری، نیروی انسانی متخصص، همکاری در انجام داوری، چارچوب استاندارد داوری؛ عوامل زمینه ساز (4 مقوله) شامل زیرساخت مناسب، سیاست ها، خط مشی ها، و الزامات، مسئولیت داوران، رعایت ضوابط اخلاقی و الزامات؛ عوامل مداخله گر (6 مقوله) شامل شهرت، بودجه و منابع مالی، هزینه های نشر، نفوذ برخی افراد، جلسات هیأت تحریریه، مسئولیت پذیری و وظیفه شناسی منابع انسانی؛ راهبردها (8 مقوله) شامل عوامل ساختاری- مدیریتی، تشویق و ایجاد انگیزه در تیم اجرایی، کنترل مقالات ورودی ؛ تأمین نیروی انسانی و وظایف آن؛ الزامات داوری؛ ارائه راهنمای جامع و شفاف برای نویسندگان ؛ حمایت و انگیزش داوری؛ سامانه جامع داوری در سراسر کشور و نهایتاً پیامدها (3 مقوله) شامل روزآمدی در انتشار، نمایه شدن نشریه در پایگاه های استنادی و اطلاعاتی ملی و بین المللی، و تازگی اطلاعات، به دست آمد. درنهایت با توجه به شرایط علّی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها، و پیامدها، مدل مفهومی ارائه شد.
نتیجه گیری: بی تردید نشر تولیدات علمی در حوزه علوم انسانی با توجه به ماهیت، الگوی ارتباط و رفتار علمی در جامعه مهم است. لذا، سرعت بخشیدن به نشر دستاوردهای علمی این حوزه، متناسب با شرایط و نیاز جامعه، ضرورت دارد. بر این اساس، برای سرعت بخشیدن به فرایند انتشار در نشریات، می بایست با یک دید کلان به موضوع نگریست و کل مدل به دست آمده را مدنظر داشت.برخی علت اصلی، برخی زمینه ساز و در این بین عواملی نیز مداخله گر در سرعت بخشیدن به نشر هستند. لذا، برای تحقق این امر می توان با پیاده سازی راهبردهای شناسایی شده، در سرعت بخشیدن به فرایند انتشار و درنتیجه پیامدهای حاصل از آن منجربه روزآمدی در انتشار، نمایه شدن نشریه در پایگاه های استنادی و اطلاعاتی ملی و بین المللی، و تازگی اطلاعات را شاهد بود. نتایج این پژوهش ضمن غنای پیشینه نظری و پژوهشی می تواند بستر مناسب تری جهت پژوهش های آتی در این حوزه فراهم آورد. در این راستا مدل ارائه شده می تواند به عنوان نقشه راه و راهنمای جامعی برای نشریات کشور استفاده شود.
ارزیابی، تحلیل و مصورسازی شبکه هم نویسندگی پژوهشگران دانشگاه های علوم پزشکی حوزه قلب و عروق در پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
91 - 100
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی، ارزیابی و تحلیل شبکه هم نویسندگی پژوهشگران حوزه قلب و عروق دانشگاه های علوم پزشکی در پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس تا سال 2020 میلادی است.
روش: این پژوهش از نوع کاربردی بوده که با رویکرد علم سنجی و تحلیل شبکه های اجتماعی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل همه پژوهشگران حوزه بیماری های قلب و عروق بوده که در پایگاه اسکوپوس طی سال های 1999 تا 14 جولای 2020 مقاله داشته اند و حداقل یکی از نویسندگان آنها وابستگی سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی را داشتند. ترسیم و تحلیل ساختار منتج از تحلیل هم نویسندگی با استفاده از نرم افزارهای BibeExcle, Ucinet انجام شده است.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که از نظر تعداد مقالات، کاظم رحیمی از دانشگاه آکسفورد با 1143 مقاله، مازیار مرادی لاکه از دانشگاه علوم پزشکی ایران با 1142 مقاله و علی کیادلیری از فیلادلفیای آمریکا با 1072 مقاله به ترتیب در رتبه های اول تا سوم قرار دارند و پژوهشگران برتر این حوزه از نظر تعداد مقاله (بهره وری) به حساب می آیند. همچنین از نظر تعداد استناد مصطفی قربانی با دریافت 100 استناد در جایگاه نخست، حمید آسایش با دریافت 99 استناد در جایگاه دوم، و امیرکساییان از دانشگاه علوم پزشکی تهران با دریافت مجموع 88 استناد در جایگاه سوم قرار دارند. امیرحسین صاحبکار و رضا ملک زاده و نضال صراف زادگان، با مرکزیت رتبه 105 و 96 و92 به ترتیب بالاترین مرکزیت رتبه را دارند. از نظر مرکزیت نزدیکی، رضا ملک زاده، و نضال صراف زادگان بالاترین نمره و فرید نجفی، امیرحسین صاحبکار و حسین پوستچی بالاترین نمره مرکزیت بینابینی را کسب کرده اند.
نتیجه گیری: پژوهشگرانی که دارای شاخص های مرکزیت درجه، بینابینی و نزدیکی بالایی بودند، به لحاظ کارایی (تعداد استناد دریافتی) در وضعیت خوبی قرار دارند. نویسندگان مقالات از این طریق می توانند از تشابهات و تمایزهای مختلف موجود، همراه با شاخص های گوناگون هم نویسندگی سایر کشورها مطلع گردند. همچنین علل ضعف و قوت محققان در حوزه های مختلف در انتشار تولیدات علمی در مجلات انگلیسی زبان و غیره مشخص خواهد شد.
مطالعه ای در باب ابعاد مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر قصد دارد تا مؤلفه ها، اَبعاد اصلی و فرعی مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی را بکاود و بررسی کند که این مؤلفه ها چقدر در کتابخانه های عمومی تحقق یافته است. روش: پژوهش حاضر به روش ترکیبی و در دو مرحله کیفی و کمی انجام شد. در مرحله کیفی، با مرور متون مقالات پژوهشی انگلیسی زبان، مؤلفه های مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی شناسایی شد. در مرحله کمی، مؤلفه های مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی به پرسشنامه تبدیل شد و اعتباریابی گردید. جامعه پژوهش در مرحله کمّی کاربران فعال کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد و کتابخانه عمومی پارک شهر تهران بودند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی شامل پنج بُعد اصلی و 11 بُعد فرعی است که عبارتند از ترویج عقلانیت انتقادی (فهم انتقادی، آگاهی تاریخی)، عقلانیت پاسخگویی (بیان مستدل، عدالت خواهی)، عقلانیت گفتگو (سانسورزدایی، گفتگومحوری)، الهام بخشی اجتماعی (هنر اجتماعی، ادبیات اجتماعی)، و اجتماع سازی (حریم شناسی، جامعه پذیری، آگاهی بخشی). همچنین، یافته ها نشان داد که از نظر کاربران کتابخانه حسینه ارشاد و کتابخانه پارک شهر، ابعاد پنج گانه مسئولیت اجتماعی در کتابخانه های عمومی تحقق نیافته است و تفاوت معناداری بین نظر این دو گروه از کاربران وجود نداشت. همچنین یافته ها نشان داد که گروه سنی 31 تا 40 سال، تحقق الهام بخشی اجتماعی را کمتر از بقیه ارزیابی کردند و نیز گروه درآمدی 10 الی 15 میلیون تومان در ماه، تحقق عقلانیت انتقادی، الهام بخشی اجتماعی، اجتماع سازی، و کلیت مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی را نسبت به بقیه گروه های درآمدی بسیار کم تر ارزیابی کردند. یافته های حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که مسیر عقلانیت انتقادی، الهام بخشی اجتماعی، و اجتماع سازی تنها مسیر معنادار در مدل است. این بدان معناست که عقلانیت انتقادی، مهم ترین عامل اثرگذار بر الهام بخشی اجتماعی است و این دو نیز به طور معناداری بر اجتماع سازی اثرگذار هستند. همچنین، عقلانیت گفتگو بیشترین اثرغیرمستقیم را بر اجتماع سازی داشت و بنابراین به نظر می رسد که اولویت دارترین مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی، ترویج عقلانیت گفتگو است. اصالت/ ارزش: پژوهش حاضر تلاش کرده تا مقولات و مصادیق مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی ایران را ارائه نماید. همچنین، در این پژوهش نشان داده شده که تحکیم و ترویج عقلانیت گفتگو در اجتماعات، اولویت دارترین مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی است.
واکاوی رفتار گله ای کاربران شبکه های اجتماعی در اشتراک و استفاده از اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از مواقع، ناآگاهی افراد نسبت به موضوعی سبب می شود که تحت تأثیر افراد دیگر، نسبت به استفاده از اطلاعات یا اشتراک آن اقدام کنند. این رفتار به نوعی نشان دهنده رفتار گلّه ای آنان است. رفتار گلّه ای در زمینه های مختلف اجتماعی و در انواع اجتماعات از شبکه های اجتماعی برخط قابل مشاهده است. بر این مبنا، هدف پژوهش حاضر بررسی رفتار گله ای کاربران شبکه های اجتماعی در اشتراک و استفاده از اطلاعات است.
این پژوهش به شیوه کیفی انجام شد و 38 دانشجوی دوره های مختلف تحصیلی به روش نمونه گیری هدفمند مورد مطالعه قرار گرفتند. داده های مورد نیاز با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. روایی ابزار با نظر متخصصان و پایایی آن نیز با روش ضریب کاپا مورد تأیید قرار گرفت.
عوامل مؤثر بر بروز رفتار گله ای کاربران عبارت بودند از: اهداف اشتراک و استفاده از اطلاعات (شغلی، سفر و گردشگری، خاطرات شخصی، اطلاعات علمی، تماس با دیگران، اخبار و مسائل روز، مذهب، تغذیه، هنر و ...)، و روش های کسب اطلاعات برای اشتراک گذاری (همان شبکه اجتماعی، تولید محتوا، و سایر شبکه های اجتماعی). همچنین، الگوی استفاده از اطلاعات (با توجه به اطلاعات و بدون توجه به اطلاعات)، مهارت های فردی (سواد انتقادی، سواد رسانه ای، سواد اطلاعاتی، مهارت های ارتباطی)، و الگوبرداری در اشتراک اطلاعات (حس رقابت، کسب شهرت، انتشار اطلاعات قطره ای، مشاهده نتایج اقدامات دیگران، اطلاع رسانی ناکافی) نیز بر بروز رفتار گله ای مؤثر بودند. شمار زیاد پسندیدن/ نپسندیدن، شمار اعضا، اسکرین شات، شمار زیاد نظرات، شمار زیاد شکلک ها، دوباره پست کردن، اشتراک گذاری، شمار زیاد بازدیدها و مواردی از این دست از جمله نشانگرهای رفتار گله ای هستند.
نتایج پژوهش بیانگر آن است که تفاوت در اهداف اشتراک و استفاده از اطلاعات و همچنین تفاوت های دیگر در زمینه الگو و روش های کسب و اشتراک اطلاعات می تواند زمینه ساز رفتار گله ای کاربران باشد. به هر میزان که کاربران تلاش نمایند مهارت های مربوط به تفکر انتقادی و سواد اطلاعاتی خود را ارتقا دهند، امکان و زمینه بروز رفتار گله ای آنان نیز کاهش پیدا می کند. در این راستا، تلاش برای ارتقای توانمندی کاربران در تحلیل اطلاعات و همچنین مهارت های سواد اطلاعاتی در زمینه شناخت منبع اطلاعات، تشخیص اطلاعات درست و موثق از اطلاعات نادرست سبب خواهد شد که این رفتار کاهش یابد. کسب مهارت های سواد رسانه ای نیز می تواند عامل مؤثر دیگری باشد؛ چرا که در این نوع سواد، افراد می آموزند هر پیام با چه هدفی تهیه شده و از چه ساختاری تبعیت نموده است.
Comparative Assessment of Data Quality Dimensions in Scientific Multimedia Indexing Process(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۳ ویژه نامه انگلیسی ۳ (پیاپی ۱۲۲)
287 - 308
حوزههای تخصصی:
Organizing a large volume of scientific multimedia data requires the use of appropriate indexing methods as one of the processes of information organization. Appropriate methods and algorithms are those that lead to the improvement of various aspects of quality in the process of organizing and retrieving information. For this reason, the purpose of this research is to identify the most important dimensions of data quality in the field of scientific multimedia indexing. In order to achieve this goal, a comparison of different dimensions of data quality has been made based on different criteria and the most important dimensions have been identified using Shannon entropy weighting approach and TOPSIS group ranking method. Also, using the correlation matrix, the intensity and direction of the relationship and correlation between the different dimensions of data quality have been evaluated. Based on the results of the first part of the research, the best ranks (priorities) were related to the data quality dimensions of recall, precision, completeness, appropriate amount of data, accuracy, relevancy, concise 1, consistency, concise 2, interpretability, value-added and accessibility, respectively. The results obtained from the second part of the research showed that the data quality dimensions of interpretability and relevancy had the highest correlation with the most important dimensions, i.e. recall and precision. As one of the implications of this research, it is possible to consider the measurement and evaluation of scientific multimedia data indexing methods based on different aspects of data quality and their importance.
تبیین ملزومات فناوری برای سیاست گذاری فراهم آوری و حفاظت منابع دیجیتال در کتابخانه ملی ایران از دیدگاه ذی نفعان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به تبیین ملزومات فناوری برای سیاست گذاری فراهم آوری منابع دیجیتال در کتابخانه ملی ایران از دیدگاه ذی نفعان می پردازد؛ زیرا این ذی نفعان هستند که سه رکن سیاست یعنی بافت، محتوا و فرایند سیاست را شکل داده و به عبارتی نقشی فعال در فرایند سیاست گذاری دارند.روش: این پژوهش به روش ترکیبی و در سه مرحله انجام شد. در مرحله اول با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی اسناد و مدارک مرتبط تحلیل شد و برای کدگذاری متون از نرم افزار تحلیل داده های کیفی MAXQDA استفاده شد. جامعه پژوهش در این مرحله شامل 29 مقاله لاتین، 24 مقاله فارسی و 17 استاندارد ملی و بین المللی بود. پس ازآن از نظرات تخصصی گروه کانونی خبره بهره برد؛ سپس کدهای حاصل از جلسات گروه های کانونی با کدهای برآمده از متون، تلفیق و 82 کد، نهایی شد. در مراحل بعدی، پرسشنامه تعیین اولویت کدها با بهره گیری از نرم افزارهای پرس لاین در اختیار گروه خبرگان پنل دلفی قرار گرفت و میانگین آن ها نهایی شد.یافته ها: یافته ها در مقوله ملزومات فناوری چهار محور کلی را در برگرفت. در محور حفظ و انتشار میراث ملی دیجیتال سه کد راه اندازی و مدیریت یک سامانه ملی برای حفاظت و دسترسی به منابع دیجیتال، به کارگیری فناوری مدیریت حقوق دیجیتال، به کارگیری راهبرد حفاظت دیجیتال؛ در محور به کارگیری استانداردهای دیجیتال دو کد به کارگیری اصول و الزامات کارکردی رکوردها در محیط های اداری دیجیتال، به کارگیری استانداردها و الزامات امنیتی دولت؛ در محور به کارگیری امکانات سیستمی کاربرپسند کد استفاده از فناوری های تطبیقی دسترس پذیری افراد دارای آسیب های حسی- حرکتی و معلول به کتابخانه دیجیتال ملی و در محور به کارگیری امکانات سیستمی زیرساختی مناسب دو کد امکان بارگذاری منابع دیجیتال در کتابخانه دیجیتالی ملی و تجزیه وتحلیل رفتار کاربران در کتابخانه دیجیتال ملی به منظور بهبود خدمات بالاترین امتیازات را از آن خود کردند. از سوی دیگر به کارگیری و استفاده از فناوری نوین زنجیره بلوکی، فراداده های پرمیس و فراداده های فنی اشیای دیجیتالی پایین ترین امتیازات را گرفتند که به نظر می رسد به دلیل شناخت ناکافی این فناوری ها در ایران و نگرانی استفاده از آن ها در بازیابی، کنترل دسترسی و حفاظت از داده ها باشد.نتیجه گیری: وجود چالش های حفاظتی منابع اطلاعاتی دیجیتال ازجمله قالب های متنوع، ایجاد، قابلیت اطمینان از خطرات آلودگی ویروسی، خرابی، رمزگذاری، مسدودی و مانند آن، اصالت، ذخیره، دسترسی، کمبود سخت افزار و نرم افزار استاندارد، سرعت سریع فرسودگی فناوری یا منسوخ شدن فناوری و بسیاری از نکات در چرخه حیات منابع الکترونیکی وجود دارد که می تواند یکپارچگی آن را به خطر اندازد. برای مدیریت چالش های حفاظتی موجود و آینده، لزوم توجه در به کارگیری استانداردها و امکانات سیستمی زیرساختی مناسب به صورت جامع و در تعامل با سایر سامانه های مشابه در ایران مطرح است. همان طور که انتظار می رفت کدهای این دو محور با کسب بیش از 50% مهم ترین الزامات برای ایجاد یک سامانه ملی قوی و مطمئن انتخاب شدند تا با ایجاد بستر مناسب و قابل اعتماد، درگاه های فراهم آوری منابع دیجیتال به صورت فعال راه اندازی شده و میراث دیجیتالی ایران زمین قابل ذخیره سازی برای حال و آینده در دسترس قرار گیرد.
شناسایی مؤلفه های نرم تحول دیجیتال و طراحی چارچوب مفهومی حاصل از آن ها (با روش تحلیل مضمون و مدل سازی ساختاری تفسیری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۳۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۸)
1063 - 1107
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه تحول دیجیتال از دو بخش سخت و نرم تشکیل شده، پژوهش حاضر به شناسایی مؤلفه های بخش نرم این تحول پرداخته است. با توجه به اهمیت روزافزون تحول دیجیتال و ضرورت آن برای بقا و موفقیت سازمان ها، پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوب مفهومی حاصل از مؤلفه های نرم تحول دیجیتال با استفاده از شبکه مضامین حاصل از تحلیل مضمون و سپس سطح بندی مضامین حاصل از تحلیل مضمون با استفاده از روش کمی مدل سازی ساختاری تفسیری انجام شد. در بخش کیفی پژوهش از ابزار مصاحبه نیمه ساختارمند و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته برآمده از تحلیل مضمون مصاحبه ها برای جمع آوری اطلاعات استفاده گردید. در بخش کیفی و کمیِ پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند قضاوتی بهره گیری شد. پس از تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی، 185 مضمون پایه در قالب 44 مضمون سازمان دهنده و 6 مضمون فراگیر شامل قابلیت های حاکمیت سازمانی، راهبری دیجیتال، فرهنگ آفرینی دیجیتال، استراتژی دیجیتال، نوآوری دیجیتال و تخصص گرایی دیجیتال شناسایی گردید. سپس، با استفاده از روش کمی مدل سازی ساختاری تفسیری مضامین فراگیر سطح بندی شده و الگوی نهایی تحول دیجیتال به دست آمد. با توجه به یافته های این پژوهش، مدیران سازمان ها باید ضمن آشنایی و شناخت مؤلفه های نرم تحول دیجیتال در سازمان های خود که مختص بخش نرم تحول دیجیتال است، بستر فنی و غیرفنی ضروری این تحول شگرف را در سازمان خود ایجاد کرده و ارتقا بخشند و از توجه صِرف به بخش سخت تحول دیجیتال پرهیز کنند؛ چرا که غفلت از بخش نرم تحول دیجیتال منجر به شکست این تحول خواهد شد.
سواد اطلاعاتی سبز و کتابخانه های عمومی: بررسی آگاهی، نگرش و رفتار کتابداران در حفاظت از محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی میزان آگاهی، نگرش و رفتار کتابداران کتابخانه های عمومی استان قم در رابطه با سواد اطلاعاتی سبز و نقش آن ها در حفاظت از محیط زیست بود. روش: این مطالعه از نوع کاربردی بود و با روش پیمایشی-توصیفی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل ۷۵ کتابدار شاغل در ۲۴ کتابخانه عمومی استان قم بود که از بین آن ها ۴۰ نفر به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و به پرسشنامه محقق ساخته پاسخ دادند. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و روش های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شد. یافته ها: کتابداران مورد بررسی درک متوسطی از سواد اطلاعاتی سبز داشتند و بیش از نیمی از آن ها با این مفهوم آشنایی قبلی نداشتند. با این حال، نگرش آن ها نسبت به حفاظت از محیط زیست مثبت بود و انگیزه بالایی برای مشارکت در فعالیت های زیست محیطی داشتند؛ اما محدودیت هایی نظیر کمبود منابع آموزشی و سیاست های حمایتی ضعیف مانع از تحقق اقدامات عملی شده است. کتابخانه های عمومی می توانند نقش مهمی در افزایش آگاهی زیست محیطی کاربران داشته باشند و کتابداران می توانند با تدارک اطلاعات، آموزش و اجرای برنامه های آگاهی بخش به توسعه سواد اطلاعاتی سبز کمک کنند. نتیجه گیری: این پژوهش بر لزوم گسترش آموزش های زیست محیطی برای کتابداران، تدوین سیاست های حمایتی از سوی نهاد کتابخانه های عمومی و افزایش تعامل میان کتابخانه ها و سازمان های محیط زیستی تأکید دارد. پیشنهاد می شود که مطالعات بعدی دامنه پژوهش را به سایر استان ها و روش های کیفی گسترش دهند تا دیدگاه عمیق تری نسبت به چالش ها و فرصت های موجود در این حوزه فراهم شود.
اشاعه دانش مبتنی بر شبکه های اجتماعی: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه شبکه های اجتماعی به یک پلت فرم ارزشمند برای تسهیل اشتراک دانش و ارتباطات، نه تنها در سطح شخصی یا فردی، بلکه برای سازمان ها تبدیل شده است. با این وجود، رشد مهم و سریع پژوهش ها در این زمینه، تلاش های کمی برای بررسی نظام مند و ترکیب یافته های بررسی های قبلی و ارزیابی وضعیت فعلی پژوهش ها در مورد استفاده از شبکه های اجتماعی در اشاعه دانش صورت گرفته است. هدف اصلی این مقاله ارائه درک بهتر و بررسی دقیق وضعیت فعلی پژوهش ها در مورد استفاده از شبکه های اجتماعی برای اشاعه دانش است. روش پژوهش: در این پژوهش از روش مرور نظام مند ادبیات برای جمع آوری و مرور مطالعات با پیروی از یک روش مرور از پیش تعریف شده، ادغام استراتژی های جستجوی خودکار و دستی، به منظور پوشش دادن همه مقالات پژوهشی مرتبط منتشر شده در این بازه زمانی استفاده شده است. جستجوی نظام مند با توجه به کلمات کلیدی به 253 برونداد پژوهشی رسید که در نهایت 37 برونداد پژوهشی منطبق با معیارها جهت تحلیل عمیق تعیین شدند.یافته ها: پس از فرآیند تجزیه و تحلیل داده ها، نتایج حاصل از مطالعات اولیه منتخب، یک نمای کلی روشن و جامع از پژوهش فعلی را نشان می دهد که بر اشاعه دانش از طریق شبکه های اجتماعی متمرکز است و سه فعالیت اصلی کاربرد شبکه های اجتماعی را شناسایی می کند که شامل فرآیندهای جستجوی دانش، اشاعه دانش و تعامل اجتماعی است. علاوه بر این، عواملی شامل دسترسی، واقعی بودن و ماندگاری، شبکه های اجتماعی را به فضایی برای اشاعه دانش در همه زمینه ها تبدیل می کند. یافته های این مطالعه نشان می دهد که جو سازمانی، فقدان رهبری، هزینه های تدوین دانش، ترس از دست دادن قدرت دانش و فقدان منفعت شخصی از جمله چالش های اشاعه دانش در شبکه های اجتماعی است.نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که شبکه های اجتماعی برای اجرای اشتراک دانش با اشکال مختلف رفتار مرتبط هستند و پتانسیل غلبه بر چالش های مرتبط با استفاده از آن را دارند.
بررسی وضعیت تولیدات علمی حو زه مطالعات قرآن و حدیث در موضوعات جنسیت، زنان و خانواده با استفاده از ترسیم هم نویسندگی: یک مطالعه علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
39 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی روند رشد بروندادهای علمی، نشریات هسته، دانشگاه ها و مؤسسات پژوهشی فعال در حوزه مطالعات قرآن و حدیث و مباحث جنسیت، زنان و خانواده، و درنهایت تعیین جایگاه پژوهشگران در تولید بروندادهای علمی این حوزه است.
روش : پژوهش از نظر نوع، کاربردی بوده و روش آن علم سنجی است. جامعه پژوهش شامل حدود 2455 برونداد علمی بوده که از پایگاه اطلاعاتی پژوهشکده زن و خانواده جمع آوری شد. داده ها به صورت فایل متنی به نرم افزار اکسل منتقل و کنترل شده و یکدست سازی کلیدواژه ها صورت گرفت. با استفاده از نرم افزار یوسی نت ارتباط بین نویسندگان و نقشه ها مشخص شد. با نرم افزار نت دراو و ووس ویور، خوشه ها و نقشه کلی هم رخدادی نویسندگان ترسیم گردید.
یافته ها: نرخ رشد مطالعات این حوزه 38/11 درصد است که نشان می دهد پژوهشگران حوزه های مطالعاتی قرآن و حدیث، جنسیت، زنان و خانواده، بیشتر به پژوهش بین رشته ای اقبال نشان داده اند. مجلات پیام زن، مطالعات راهبردی زنان، بانوان شیعه، فقه و حقوق خانواده، پژوهش نامه اسلامی زنان و خانواده و زن و فرهنگ به ترتیب بالاترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند. نویسندگان اصلی برحسب قاعده برادفورد260 نویسنده هستند که هر نویسنده دارای حداقل3 و حداکثر 29 مقاله است. خوشه نویسندگان حوزه مورد مطالعه به 9 خوشه فرعی تقسیم شده است.
نتیجه گیری: بررسی تولیدات علمی ضمن اینکه معرف وضعیت تولیدات علمی و جایگاه هریک از افراد و دانشگاه ها و مؤسسات پژوهشی از لحاظ تولید علمی است، منجربه شناخت پژوهشگران برتر و مجلات هسته شده و روند همکاری ها و ارتباطات علمی میان پژوهشگران حوزه مورد بررسی را تسهیل نموده و ابزار مناسبی برای سیاست گذاری و برنامه ریزی علمی و تعیین اولویت های پژوهشی فراهم می آورد.
شناسایی مؤلفه های کلیدی ارزیابی عملکرد فناوری های دانش از دیدگاه خبرگان (یک پژوهش آمیخته)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
229 - 267
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه های کلیدی ارزیابی عملکرد فناوری دانش از دیدگاه خبرگان است. این پژوهش در سایه پارادایم اثبات گرایی قرار گرفت. جهت گردآوری اطلاعات، روش های کتابخانه ای و میدانی مدنظر بوده است. ابتدا مؤلفه های ارزیابی عملکرد فناوری های دانش به وسیله روش دلفی به دست آمد. سپس برای مقایسه این مؤلفه ها پرسش نامه میان اعضای هیئت علمی و دانشجویان مقطع دکتری رشته علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی تهران توزیع و جهت تحلیل داده ها از روش AHP استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss 25 و Expert Choice 11 استفاده شد. در مرحله دلفی 10 شاخص اصلی مالی، کیفیت سیستم، زیرساخت سیستمی، کیفیت خدمات فناوری دانش و دانش، معماری فناوری دانش، رابط کاربری، رضایت کاربر در مورد سیستم، ارزش نتایج حاصل از کار، مزایا و منافع درک شده از سیستم و به روز بودن شناسایی شد. براساس روش تحلیل سلسله مراتبی مؤلفه مالی در درجه اول، کیفیت سیستم در درجه دوم، زیرساخت سیستمی در درجه سوم، رابط کاربری در درجه چهارم، معماری فناوری دانش در درجه پنجم، کیفیت خدمات فناوری دانش در درجه ششم، رضایت کاربر در مورد سیستم در درجه هفتم، ارزش نتایج حاصل از کار در درجه هشتم و مزایا و منافع درک شده از سیستم و به روز بودن در درجه نهم قرار گرفتند. موضوع موردمطالعه و روش انجام این پژوهش دارای اصالت است. نتایج این پژوهش می تواند در ارزیابی عملکرد فناوری های دانش موردتوجه قرار گیرد و به کار رود. ارزیابی عملکرد فناوری های دانش در سازمان منجر به جلوگیری از هدر رفتن هزینه و زمان می شود. با ارزیابی می توان به پیشروی و بهبود عملکرد سازمان کمک کرد.
مدیریت زنجیره تأمین در عصر اطلاعات (تحلیل روندهای تحقیقاتی در حوزه جریان اطلاعات در زنجیره تأمین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هماهنگی میان بخش های مختلف زنجیره تأمین و ایجاد قابلیت تصمیم گیری متمرکز، بر عملکرد زنجیره تأمین و به دنبال آن بر عملکرد سازمان تأثیر بسزایی دارد. این در حالی است که امروزه حجم بالای اطلاعاتی که در این بخش ها تولید شده و درمیان آنها جریان می یابد، مدیریت زنجیره تأمین را با تحولاتی مواجه کرده است. لذا باتوجه به اهمیت جریان اطلاعات برای دستیابی به هماهنگی در زنجیره تأمین، این پژوهش بر آن است تا مروری جامع بر پژوهش های موجود در زمینه جریان اطلاعات در زنجیره تأمین ارائه داده و به بررسی موضوعات داغ و روندهای پژوهشی در این زمینه بپردازد. برای دستیابی به اهداف پژوهش، کلمات کلیدی مرتبط با موضوع پژوهش در پایگاه داده علمی وب آو ساینس و در بخش های عنوان، چکیده و کلمات کلیدی مقالات، مورد جستجو قرار گرفت. از مجموعه مقالات بدست آمده، پس از طی مراحل پالایش، 2357 مقاله انتخاب شد. مجموعه مقالات انتخابی، شامل مقالات چاپ شده در یک دوره 10 ساله (2013-2023) و به زبان انگلیسی می باشد. برای انجام تحلیل ها از نرم افزار R، نرم افزار وُس ویوِر و نرم افزار اِکسل استفاده شده است. براساس نتایج دست آمده، تعداد مقالات با میانگین نرخ رشد سالیانه %10.97 در حال افزایش است، که بیانگر توجه پژوهشگران به اهمیت جریان اطلاعات در زنجیره تأمین می باشد. نتایج پژوهش نشان داد که جریان اطلاعات بر جنبه های مختلفی از زنجیره تأمین تأثیرگذار است. از آن جمله می توان چابکی، تاب آوری، زنجیره تأمین سبز، مدیریت ریسک، لجستیک، لجستیک معکوس، مدیریت موجودی، زنجیره تامین حلقه بسته و پایداری را نام برد. همچنین جریان اطلاعات می تواند به ایجاد اعتماد، همکاری، هماهنگی، قابلیت دید، قابلیت ردیابی، مزیت رقابتی و نوآوری کمک کرده و بر عملکرد زنجیره تأمین از جهات مختلف (مالی، عملیاتی و شرکتی) تأثیر بگذارد. از میان کلمات کلیدی، به ترتیب اشتراک گذاری اطلاعات، مدیریت زنجیره تأمین، زنجیره تأمین و بلاکچین پرتکرارترین کلمات کلیدی بوده اند. در میان مجموعه کلمات کلیدی مقالات پژوهش، جدیدترین کلمات کلیدی که از سال 2018 تا 2020 در موضوعات پژوهشی وارد شده اند را می توان بصورت زیر نام برد: تکنولوژی بلاکچین، صنعت 4.0، امنیت سایبری، یادگیری ماشین، انتقال دیجیتال، قراردادهای هوشمند، هوش مصنوعی، اقتصاد دایره ای و کووید- 19. این موضوعات، زمینه های جدید پژوهشی هستند که طی چند سال آینده نیز همچنان مورد توجه جامعه علمی خواهند بود. جدیدترین موضوع پرتکرار که از سال 2021 مورد توجه قرار گرفته است نیز "دیجیتال سازی/ زنجیره تأمین دیجیتال" است، که مفهومی نوظهور در مدیریت زنجیره تأمین و از دستاوردهای صنعت 4.0 بوده و شامل مدیریت فرآیندهای زنجیره تامین با طیف گسترده ای از فناوری های جدید (کلان داده، بلاکچین، محاسبات ابری، اینترنت اشیاء و ...) می باشد. بنابراین روندهای پژوهشی اخیر، اهمیت توجه به جریان اطلاعات در دستیابی به فناوری های جدید در زنجیره تأمین و حرکت به سوی زنجیره تأمین دیجیتال را نشان می دهد.
کاربردپذیری سامانه مدیریت کتابخانه های عمومی کشور (سامان) از دید کاربران با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر آگاهی از میزان کاربردپذیری سامانه مدیریت کتابخانه های عمومی کشور (سامان) از دید کاربران با آسیب بینایی است. روش : پژوهش از نوع کاربردی بود و با آزمون رسمی کاربردپذیری انجام گرفت. از طریق مشاهده اکتشافی کاربران با آسیب بینایی (پروتکل بلنداندیشی) و با تعریف وظایف واقعی (3 وظیفه)، وضعیت کاربردپذیری سامانه با روش کیفی ارزیابی شد. 10 نفر از کاربران با آسیب بینایی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تکمیل وظیفه با نرم افزارهای ضبط صفحه رصد شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار اکسل و Maxqda استفاده شد. اعتبار داده ها با معیارهای گوبا و لینکلن تعیین شد. یافته ها: هر کاربر به طور متوسط زمانی را برای مکان یابی منبع (حدود 30/9 دقیقه)، درخواست الکترونیکی عضویت (بیش از 11 دقیقه) و ارسال پرسش به کتابدار (کمتر از 7 دقیقه) صرف کرد. کاربران معدودی می توانستند در استفاده از سامانه بدون کمک پیمایش کنند و برخی کاربران در انجام وظایف خود ناموفق بودند. 90 درصد کاربران سهولت استفاده از سامان را در حد نامطلوب ارزیابی کرده اند و از زمان صرف شده برای پیشبرد وظایف ناراضی بودند. موانع مهم کاربردپذیری سامان در 177 کد و 5 مقوله شناسایی شد. دسترس پذیری کامبوباکس ها یا منوهای کشویی، طراحی اصولی، دسترس پذیری با صفحه کلید، عنوان بندی منطقی، پیچیدگی جستجو، پیام های سیستمی، انتقال اطلاعات با حواس و ... از پربسامدترین این موانع بودند. نتیجه گیری: کاربردپذیری شرط اساسی برای استمرار عملکرد وبگاه هاست. کتابخانه ها و وبگاه های فراگیر بر تنوع ذینفعان تمرکز دارند. درگیر کردن کاربران نهایی جنبه حیاتی در طراحی کاربرمحور است. این امر نیاز به بررسی مداوم انتظارات آنان را نشان می دهد.
شناسایی مؤلفه های حکمرانی داده در بافت سازمانی: فراترکیب متون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
101 - 130
حوزههای تخصصی:
هدف: حکمرانی داده، تشریح کننده فرایندهایی برای تعریف سیاست های حوزه داده درسازمان، فرایندهای مشخص کننده روش های بهره برداری ازسیاست های مزبور، نوع ساختار سازمانی دربرگیرنده کنسول های حکمرانی داده و ناظران داده جهت نظارت و اطمینان از انطباق بین سیاست ها و داده ها است. حاکمیت داده یک برنامه مدیریتی چندین وظیفه ای است که مهم ترین هدف آن برخورد با داده به عنوان یک سرمایه سازمانی است. این کار از طریق به کارگیری مجموعه ای از سیاست ها، استانداردها، فرآیندها، افراد و فناوری که برای مدیریت داده حیاتی است، دنبال می شود. بسیاری از سازمان ها در اجرای یک برنامه حکمرانی داده موفق و پایدار، مشکل دارند. وجود یک برنامه حکمرانی داده متناسب با اهداف و رسالت های سازمان، اولین گام در بهبود شرایط سازمان محسوب می شود. آن چه به عنوان حکمرانی داده وجود دارد، مفهومی انتزاعی است که انتزاعی بودن آن مانع از اجرای درست آن می شود بنابراین لازم است براساس متون، ابتدا تعریف درست و مؤثری از آن ارائه شود تا بتوان با شناسایی مؤلفه های مختلف این مفهوم، به اجرایی شدن آن کمک کرد. روش: این پژوهش با روش فراترکیب به تحلیل محتوای متون در حوزه حکمرانی داده پرداخته است. انتخاب منابع اطلاعاتی در حوزه حکمرانی داده، به صورت هدفمند و براساس میزان ربط منبع با هدف پژوهش انجام شد. پژوهش های بین سال های 2000 تا 2021 شدند. 68 مقاله و پایان نامه مرتبط با این حوزه با جستجو در پایگاه های اطلاعاتی معتبر امرالد، اسکوپوس، سیج، پروکوئست، اشپرینگر، وب آوساینس، و گوگل اسکالر و در بخش فارسی در پایگاه های اطلاعاتی مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، مرکز اسناد و کتابخانه ملی ایران، پایگاه اطلاعات نشریات کشور (مگ ایران)، پورتال علوم انسانی، پایگاه مجله های تخصصی نور (نورمگز)، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و اپک کتابخانه های دانشگاه های مختلف (شامل دانشگاه های تهران، علامه طباطبایی، الزهرا، تربیت مدرس، دانشگاه خوارزمی) انتخاب شدند. در نهایت مقالات به صورت هدفمند و براساس مدل ساندوسکی و باروسو انتخاب شدند و با تحلیل محتوای کیفی بررسی شدند. یافته ها: یافته های پژوهش 5 مؤلفه اصلی حکمرانی داده شامل «برنامه ریزی»، «سازماندهی و مدیریت»، «عملکرد»، «اجرا» و «ارزیابی» را شناسایی کرد. این مؤلفه های اصلی هر یک دارای مؤلفه های فرعی هستند که در نهایت 32 مؤلفه برای حکمرانی داده با فراترکیب متون مشخص شد. این مؤلفه ها به تعریف حکمرانی داده و اجرای آن برای سازمان های مختلف کمک زیادی می کند. براساس نتایج این پژوهش مفهوم حکمرانی داده برنامه ریزی، سازماندهی و مدیریت، تعیین عملکرد، اجرا و نظارت و ارزیابی مربوط به داده در سازمان های مختلف است. حکمرانی داده باید منطبق بر رسالت، استراتژی، هنجارها و فرهنگ سازمانی باشد که ی تواند آن داده را به عنوان یک دارایی استراتژیک مدیریت کند، کنترل کیفیت را فراهم کند و دسترسی، مدیریت، نظارت و نگهداری آن را با هدف ارزش دادن بیشتر به داده های شرکت و تبدیل کردن آن به مزیت رقابتی محافظت کند. نتیجه گیری: هر سازمان می تواند با به کارگیری این مؤلفه ها، برنامه حکمرانی داده متناسب با بافت خود را طراحی کند و به کارگیرد. سازمان ها با تخصص و بافت های متفاوت می توانند این مؤلفه ها را مطابق با بافت خود تغییر داده و آنها را با اهداف و استراتژی های خود انطباق دهند و از مزایای حکمرانی داده در سازمان خود بهره برند. در مورد کاربرد مؤلفه های اصلی و فرعی برگرفته از پژوهش جاری توجه سازمان ها به اهمیت هر یک از آنها مهم است. لازم است که سازمان ها برای اجرای حکمرانی داده اهداف و استراتژی های برنامه را درنظر بگیرند و اصولی را برای پشتیبانی از ساختار، فرهنگ و اهداف طراحی کنند.
هستی شناسی مبتنی بر فولکسونومی: پیوندی از نوع هوش و معنا در حوزه روانشناسی و علوم تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
175 - 208
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر حل تجسّم دوگانه پنداری هستی شناسی و فولکسونومی و ایجاد همزیستی میان این دو فناوری با یکدیگر، برای توسعه هستی شناسی مبتنی بر فولکسونومی، به عنوان ابزار سازماندهی اطلاعات در حوزه روانشناسی و علوم تربیتی است. روش: این مطالعه از نوع کاربردی بوده و روش پژوهش، ترکیبی است. برای اکتساب دانش مفهومی و ساخت نیمه خودکار هستی شناسی از پایه براساس زبان طبیعی (برچسب های مردمی)، از روش سه مرحله ای E3 (استخراج، غنی سازی، و ترکیب)، آلوس و سانتانچه (2013) و رویکرد نوی و مک گینس (2001) استفاده شد. جامعه آماری، برچسب های دانشجویان روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی تهران به منابع این حوزه، در کتابخانه دیجیتال این دانشگاه بود. برای گزینش و گردآوری برچسب ها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. همچنین به منظور اعتبارسنجی و اطمینان از صحّت و درستی مفاهیم و رابطه های شناسایی شده میان مفاهیم استخراج شده، از نظرات 15 متخصص حوزه روان شناسی و علوم تربیتی استفاده گردید. ابزار مورد استفاده برای ایجاد هستی شناسی، نسخه 5.5 نرم افزار پروتژه بود. یافته ها: پس از اکتساب برچسب های بدست آمده به تعداد 15787، این داده ها در پیوند با پایگاه اطلاعاتی اریک، و پس از شناسایی مفاهیم پایه و روابط بین این مفاهیم از حوزه، منجربه ارائه ساختار مفهومی با رویکرد هستی شناسی شد. بر این اساس، پس از تأیید و اعتبار سنجی ساختار مفهومی، هستی شناسی مبتنی بر فولکسونومی، به عنوان یافته اصلی پژوهش، متشکل از 277 کلاس و زیرکلاس، 110 رابطه، 50 نمونه، و 9 مترادف بر گرفته از بانک اطلاعاتی اریک، ارائه و در قالب چند گراف مصور سازی شد. براساس آزمون آماری انجام شده، هستی شناسی با سطح معناداری 0005/0 از صحّت نسبی برخوردار بوده و تمامی مؤلفه ها از نظر خبرگان تأیید شد. نتیجه گیری: فولکسونومی در درک وب معنایی به «هستی شناسی های تولید شده توسط کاربر» تبدیل شده اند. استفاده از تفاوت های ساختاری میان فولکسونومی و هستی شناسی ها، عدم نیاز به دانش اولیه و یادگیری سیستم های پیچیده رده بندی را فراهم می کند که نویدگر تکامل وب معنایی است.
ارائه الگوی عامل هوشمند هوش مصنوعی پایش پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان کیف و کفش در بستر بلاکچین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: عامل هوشمند هوش مصنوعی پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان، سیستمی است که براساس دانش و تجربیات اکتسابی با شناخت نوع سبک غالب رفتاری مصرف کننده، ضمن شناسایی ناهنجاری های رفتاری، به بررسی مدل های رفتاری و ابعاد پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان می پردازد و قادر است تا به صورت هوشمندانه تصمیم بگیرد که از کدام مدل رفتاری برای تأثیرگذاری حداکثری بر رفتارها و عادت های مصرف کنندگان جهت ارزش آفرینی و افزایش چرخه عمر مشتری استفاده نماید. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی عامل هوشمند هوش مصنوعی پایش پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان کیف و کفش در بستر بلاکچین بود. روش : پژوهش حاضر از نوع کیفی است. از دو روش مرور نظام مند و داده بنیاد به صورت ترکیبی استفاده شد. جامعه آماری در روش داده بنیاد، خبرگان رشته های مدیریت بازرگانی، مدیریت اطلاعات و کامپیوتر بودند و حجم نمونه با اشباع نظری 16 نفر با استفاده از نمونه گیری هدفمند مشخص شد. ابزار گردآوری داده ها در روش مرور نظام مند مطالعات کتابخانه ای، و در روش داده بنیاد مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان بود. اعتبارسنجی این تحقیق به استناد معیار کیفی لینکلن و گوبا انجام شد. یافته ها: ابتدا با استفاده از روش مرور نظام مند، پیشایندها و پدیده مرکزی الگو شناسایی گردید. تعداد 361 مقاله با توجه به موضوع تحقیق شناسایی شد که پس از غربالگری، 26 مقاله فارسی و انگلیسی از نظر موضوع و محتوا شمول تشخیص داده شد. با توجه به اینکه ادبیات و پیشینه پژوهش جهت تکمیل الگوی پارادایمی، از غنای لازم برخوردار نبود، در ادامه تحقیق برای شناسایی عوامل مداخله گر، عوامل زمینه ای، راهبردها و پیامدها، از روش داده بنیاد با بهره گیری از نظر خبرگان استفاده گردید. نتیجه گیری: پژوهش حاضر منجربه ارائه الگوی پارادایمی جدیدی با عنوان عامل هوشمند هوش مصنوعی پایش پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان کیف و کفش در بستر بلاکچین گردید.
شناسایی مزایا و چالش های اینترنت اشیا در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: اینترنت اشیا یک شبکه متصل متشکل از چندین گره است و ابزارهایی را برای استفاده راحت تر از خدمات کتابخانه فراهم می کند که علاوه بر بهبود فرآیندهای کتابخانه، موجب افزایش کارایی و بهبود خدمات کتابخانه می شود. بنابراین هدف از انجام این پژوهش شناسایی مزایا و چالش های اینترنت اشیاء در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی به منظور ارائه یک طبقه بندی و چشم انداز منسجم برای تحقیقات آینده اینترنت اشیاء در این مراکز با استفاده از تکنیک مرور نظام مند است.روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ پژوهش از نوع مطالعات کیفی است که با استفاده از تکنیک مرور نظام مند انجام شد. روش انجام این پژوهش بدین صورت است که ابتدا مسئله تحقیق تدوین شد و سپس متون مرتبط با هدف تحقیق مورد مطالعه قرار گرفت و پس از آن استراتژی جستجو تعیین شد و سپس اقدام به استخراج داده ها از دو پایگاه اسکوپوس و وب آوساینس شد. پس از بازیابی 2335 مدرک از دو پایگاه مد نظر، داده ها با همدیگر ادغام شدند و موارد همپوشانی حذف گردید. در نهایت مولفه های لازم از 42 مطالعه گزینش شده شناسایی و سپس مفاهیم پژوهش (ابعاد) بر اساس فراوانی مفاهیم استخراج شدند و بر اساس ترتیب فراوانی الویت بندی شدند.یافته ها: در این پژوهش مزایا، چالش ها و نوع فناوریی مورد استفاده جهت بکارگیری اینترنت اشیا در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. با توجه به مفاهیم به دست آمده با اهداف تحقیق، هر کدام در مفهومی مشابه دسته بندی شدند. بر اساس یافته ها مشخص شد که مزایا اینترنت اشیاء در سه دسته، زیرساخت خدمات برخط شامل 8 مفهوم؛ زیر ساخت کنترل مجموعه شامل 16 مفهوم، زیرساخت فیزیکی شامل 7 مفهوم، و چالش های بکارگیری اینترنت اشیاء در سه دسته زیرساخت خدمات برخط شامل 7 مفهوم، زیر ساخت کنترل مجموعه شامل 8 مفهوم، زیرساخت فیزیکی (هوشمندسازی ساختمان) شامل 6 مفهوم قرار گرفتند و فناوری RFID پرکاربردترین فناوری برای پیاده سازی اینترنت اشیا بود.نتیجه گیری: اینترنت اشیاء به دلیل قابلیت بالای آن در تسهیل، کنترل و بازدهی بالا در خدمات و فرآیندهای کاری در کتابخانه ها یکی از مناسب ترین فناوری های عصر حاضر در ارائه خدمات و کنترل سیستم های کتابخانه ها است. اما با توجه به نتایج، بکارگیری این فناوری با چالش هایی مانند عدم تجهیزات کافی، هزینه های مالی و اداری، نبود نیروی متخصص برای تعمیر تجهیزات موقع خراب شدن، عدم آشنایی کتابدارن با این فناوری و هزینه های بالا جهت نگهداری آن رو برو است. شکی نیست که استفاده از فناوری اینترنت اشیا در کتابخانه ها، آینده بهتری را برای کتابخانه ها رقم خواهد زد، اما میزان استقبال از سوی کتابخانه ها و استفاده از این فناوری در کتابخانه بستگی به حل چالش های پیش روی کتابخانه ها در استفاده از این فناوری داد. بنابراین استفاده از این فناوری در کتابخانه ها نیازمند تأمل مسئولان در این زمینه است.
مروری بر استفاده از هستی شناسی در سازمان دهی دانش بومی کشاورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سازمان دهی دانش بومی در کتابخانه ها، آرشیوها و موزه ها با روش های مرسوم سازمان دهی، فهرست نویسی و طبقه بندی به دلیل فقدان اصطلاحات و واژگان دانش بومی و کمبود منابع مکتوب این دانش امکان پذیر نیست. برای ورود دانش بومی که حاصل قرن ها تجربه مردم محلی است، در وب معنایی استفاده از هستی شناسی مناسب به نظر می رسد. این مقاله بر آن است تا ضرورت استفاده از هستی شناسی ها را به منظور ذخیره و بازیابی دانش بومی کشاورزی با مطالعه هستی شناسی های موجود در حوزه کشاورزی و دانش بومی موردبحث و بررسی قرار دهد.روش: در این مطالعه از مرور نظام مند مبتنی بر شواهد استفاده شد. جستجو بر اساس کلمات کلیدی انتخاب شده در پایگاه داده گوگل اسکالر بدون محدودیت زمانی در عنوان مقالات بود. برای تفکیک بهتر موضوعات، کلیدواژه ها از هم جدا و دوبه دو باهم ترکیب شدند. حاصل جستجو با عبارت «هستی شناسی و دانش بومی» بازیابی 12 مقاله و جستجوی کلمات کلیدی «هستی شناسی کشاورزی» بازیابی 83 مقاله و جستجوی عبارت «دانش بومی کشاورزی» 143 مقاله را به دنبال داشت. درمجموع، 238 مقاله با استفاده از سه عبارت کلیدی Agricultural Ontology،Agricultural Indigenous Knowledge،Indigenous Knowledge Ontology از جستجوی انگلیسی بازیابی شد. 6 مقاله با جستجوی دستی به مطالعه اضافه شد و 9 مقاله نیز پس از جستجوی فارسی کلیدواژه های هستی شناسی، سازمان دهی دانش و سازمان دهی دانش بومی به مطالعه اضافه شد، درنهایت پس از مطالعه چکیده و نتایج مقالات و ارتباط با موضوع موردبررسی 37 مقاله انتخاب و بررسی شد.یافته ها: پس از بررسی مقالات، سه هستی شناسی بزرگ و شناخته شده که عبارت بودند از خدمات هستی شناسی کشاورزی، هستی شناسی گیاهی و هستی شناسی محصول، شناسایی شدند. همچنین بررسی ها نشان داد که کشورهای اسپانیا، چین، ایران، نیجریه، سریلانکا، مالزی، تایلند، ژاپن، اندونزی، هند و پاکستان اقداماتی را برای طراحی هستی شناسی دانش بومی کشاورزی و استفاده از این دانش انجام داده اند. کشاورزان و تعداد مقالات بازیابی شده نشان داد که سریلانکا، مالزی و هند در این زمینه تلاش بیشتری کرده اند.نتیجه گیری: اگرچه استفاده از بروشورهای چاپی آموزشی و ترویجی می تواند در انتشار دانش بومی نقش مؤثری داشته باشد، اما انتشار دانش بومی کشاورزی در سطح جهانی نیازمند ورود به شبکه معنایی است، به همین جهت لازم است شرایط ذخیره سازی منابع دانش بومی کشاورزی در وب فراهم شود تا بتوان آن ها را در جستجوی معنایی بازیابی کرد. ازآنجایی که هستی شناسی ها ابزارهایی در وب معنایی هستند که موضوعات یک حوزه خاص را دسته بندی می کنند و روابط منطقی بین آن ها را تعریف می کنند، طراحی هستی شناسی در این حوزه می تواند راهی برای ذخیره و بازیابی آثار مختلف دانش بومی با حفظ رابطه معنایی بین آن ها باشد. هستی شناسی دانش بومی کشاورزی به اشتراک گذاری این دانش به نسل های آینده در نقاط مختلف جهان را تسهیل می کند و به طراحی پایگاه دانش بومی کشاورزی کمک می کند. سازمان هایی که به حفظ، استفاده و توسعه این دانش وابسته اند می توانند از هستی شناسی برای سازمان دهی دانش بومی بهره گیرند.
Analyzing Process Execution Time for Evidence-Based Policy Making in Information Systems using Process Mining(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Enterprises employ information systems to carry out their day-to-day business operations. Organizations implement business policies to enhance their competitive edge through efficient process management. This paper aims to propose a method that combines two approaches: evidence-based policymaking and process mining, to facilitate process reengineering. While numerous evidence-based approaches utilizing process mining techniques have been employed to assess process performance through measurements, these methods often focus on individual process instances. This is in contrast to Business Process Redesign (BPR) assessments, which encompass more comprehensive performance measurements, including overall process performance. This study proposes a method for analyzing process execution time, which includes Cycle time, Lead time, and Activity time. The aim is to support evidence-based policymaking in information systems through the use of process mining. Several key performance indicators (KPIs) have been defined for evidence-based management of business processes to identify process bottlenecks. The results of this paper demonstrate the application of process mining in analyzing the execution time of business processes. Using a real-world dataset, the study identified time-consuming activities and provided key performance indicators (KPIs) to guide process optimization. These findings demonstrate the effectiveness of process mining in identifying bottlenecks and inefficiencies within operational processes, ultimately leading to improved process performance and efficiency.
امکان سنجی طراحی و پیاده سازی پایگاه مدیریت داده های پژوهشی، مقالات نشریات علمی فارسی: طراحی نمونه کاربردی ISCData(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه الگویی برای طراحی و پیاده سازی پایگاه مدیریت داده های پژوهشی مقالات نشریات علمی فارسی است. در این پژوهش از روش تحلیل محتوا استفاده شد. جامعه پژوهش حاضر برای ایجاد نمونه آزمایشی پایگاه، شامل مجموعه داده های پژوهشی مربوط به مقالات ارائه شده در نشریات علمی فارسی بود. از این میان، تعدادی از انواع مختلف داده های پژوهشی ارائه شده در 120 مقاله انتخابی از پرتال نشریات علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در شش حوزه موضوعی (شامل علوم انسانی، فنی و مهندسی، کشاورزی و منابع طبیعی، دامپزشکی، علوم پایه، و هنر و معماری) به عنوان نمونه پژوهش انتخاب گردید. روش گردآوری داده ها در این پژوهش مشاهده ساختارمند، و ابزار گردآوری داده ها یک سیاهه وارسی متشکل از عناصر فراداده ای مربوط به توصیف داده های پژوهشی مقالات نشریات علمی بود. طراحی پایگاه با استفاده از نسخه نمایشی فارسی نرم افزار «دی اسپِیس» انجام شد. در این پژوهش، عناصر فراداده ای مورد نیاز برای توصیف داده های پژوهشی مقالات نشریات علمی شناسایی گردید. این پایگاه که با عنوان ISCData نام گذاری شد، طی دوازده مرحله طراحی شد. این مراحل عبارت اند از: تعیین چشم انداز و اهداف مؤسسه ISCدر زمینه ایجاد پایگاه مدیریت داده های پژوهشی، شناسایی عناصر فراداده ای، تهیه سیاهه وارسی، تهیه کاربرگه های ورود اطلاعات، گردآوری داده ها، سازماندهی و طبقه بندی داده های پژوهشی، طراحی نمونه اولیه پایگاه، ورود اطلاعات در پایگاه، ایجاد ارتباط میان داده های پژوهشی با متن کامل مقالات، اقدامات مربوط به حفاظت داده ها، تعیین شرایط دسترسی کاربران به داده ها، و فراهم شدن امکان استفاده مجدد از داده های پژوهشی. با مشاهده نمونه اولیه مخزن داده های پژوهشی ISCData که قابلیت جست وجو و نمایش و بازیابی انواع داده های پژوهشی ارائه شده در نشریات و امکان ارائه گزارش های آماری و استنادی و همچنین پشتیبانی از استانداردهای فراداده ای را دارد، می توان نتیجه گرفت که ساختار پیش بینی شده در نرم افزار «دی اسپِیس» قابلیت پوشش ویژگی های مختلف برای بازنمود اطلاعات نشریات علمی کشور، هم در سطح مقالات و هم در سطح داده های پژوهشی را داراست. طراحی پایگاه و راه اندازی خدمات داده های پژوهشی به عنوان پشتوانه ای آموزشی و پژوهشی در سطح کشور، دستاوردهای ارزشمندی به همراه دارد و می تواند بخش مهمی از نیازهای اطلاعاتی پژوهشگران، هم در دانشگاه ها و هم در عرصه تولید و صنعت را پوشش دهد و در حوزه های علم، پژوهش، فناوری و صنعت تحول ساز باشد.