فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
127 - 147
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر پژوهش شناسایی موضوعات پرطرفدار، زمینه های نوظهور و شکاف های علمی حوزه علوم تربیتی براساس پایان نامه های دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی است. این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و با رویکرد علم سنجی است. جامعه پژوهش 1066 پایان نامه است که طی سال های 1392 تا 1397 در دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی به رشته تحریر درآمدند. نتایج حاکی از آن است که برنامه درسی پرکاربردترین موضوع در پایان نامه ها است. یافته های مربوط به خوشه بندی سلسله مراتبی منجر به شکل گیری 14 خوشه شد. محاسبه سنجه های مرکزیت شبکه نشان داد امکانسجی آموزشی، برنامه آموزشی، یادداری، طراحی آموزشی، مدارس هوشمند، دانش آموزان، اخلاق، مدارس ابتدایی، نوآوری فردی و مؤلفه های طراحی آموزشی از جمله موضوعات مهم و اثرگذار در شبکه هم رخدادی واژگان حوزه علوم تربیتی است. واژگان امکانسنجی آموزشی، یادداری، دانش آموزان، برنامه آموزشی، اخلاق، مدارس هوشمند، مدارس ابتدایی، تحلیل عاملی تأییدی، مؤلفه های طراحی هوشمند و نیازسنجی آموزشی نیز از جمله موضوعاتی هستند که نقشه واسط در شبکه دارند و میزان انتقال اطلاعات در شبکه از طریق این کلیدواژگان بیشتر است.به عبارت دیگر این موضوعات به مثابه حلقه اتصال در شبکه هستند و از طریق آن ها می توان به موضوعات دیگر نیز دسترسی پیدا کرد.
ترویج خواندن به مثابه ایدئولوژی: بازتولید مناسبات سلطه در نشست های کتابخوان نهاد کتابخانه های عمومی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۸)
107 - 129
حوزههای تخصصی:
هدف: مقصود پژوهش حاضر شناسایی سویه های ایدئولوژیک «ترویج خواندن» و مطالعه نحوه برساخت گفتمانی - ایدئولوژیکی سوژگی و کردار در «نشست های کتابخوان» است. روش پژوهش: روش پژوهش تحلیل گفتمان است. داده های پژوهش از 21 متن مرتبط با ترویج خواندن در «نشست های کتابخوان» که به طور هدفمند نمونه گیری شدند، استخراج شد. تحلیل داده ها به واسطه ابزارهای تحلیل متن و فرامتن رویکرد فرکلاف، در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، در نرم افزار مکس کیودا 2 انجام شد. یافته ها: سوژه «ارائه دهنده» در شناسایی و دستیابی به اطلاعات تواناست، راه درمان و پیشگیری بیماری ها را می شناسد، نوع بیماری و اطلاعات مورد نیاز برای درمان و پیشگیری سوژه «مخاطب» را می شناسد. در مقابل، سوژه «مخاطب» بیمار بالقوه یا بالفعلی است که نیازمند درمان یا پیشگیری با اطلاعات است، توان شناسایی اطلاعات، نوع بیماری خود و اطلاعات مورد نیاز برای درمان و پیشگیری را ندارد. در نتیجه به کارگیری گونه «ارائه»، سوژه «ارائه دهنده» در جایگاهی بالاتر از سوژه «مخاطب» قرار دارد، بر جریان سخن و نوبت گیری ها تسلط دارد، در بیشتر مواقع متکلم است و اطلاعات را به سوژه «مخاطب» منتقل و معرفی می کند. در مقابل، سوژه «مخاطب» در جایگاهی پایین تر از سوژه «ارائه دهنده» قرار دارد، کنترل زیادی بر جریان سخن و نوبت گیری ها ندارد، در بیشتر مواقع شنونده است و با دریافت اطلاعات بیماری اش بهبود یافته یا مصون می شود. نتیجه گیری: ایدئولوژی «ترویج خواندن» زمینه انتقال دژ اطلاعات به سوژه «مخاطب»، کنترل خوراک اطلاعاتی وی و سلطه سوژه «ارائه دهنده» بر سوژه «مخاطب» را فراهم می کند، علت نابسامانی به نبود اطلاعات تقلیل پیدا کرده و مناسبات سلطه موجود در نظام اجتماعی، جلوه ای طبیعی به خود می گیرد.
مطالعه رفتار اجتناب از اطلاعات فرهنگی و اجتماعی دانشجویان کشور و ارائه الگو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۸)
131 - 166
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، شناسایی علل و عوامل اجتناب از اطلاعات و همچنین طراحی الگوی نظری رفتار اطلاعاتی اجتناب از اطلاعات فرهنگی و اجتماعی در میان دانشجویان است. روش پژوهش: این پژوهش کیفی با رویکرد نظریه زمینه ای و با استفاده از مصاحبه شوندگان با مصاحبه مفصل نیمه ساختاریافته انجام گردید. نمونه ها شامل 12نفر از دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلی دانشگاه های کشور که تا حدودی با این نوع از اطلاعات آشنایی داشتند، بودند. داده های مؤلفه های شش گانه طی سه مرحله کدگذاری از مصاحبه کدگذاری باز، کدگذاری محوری و انتخابی با کمک نرم افزار مکس کیودای نسخه 2020 استخراج گردید. یافته ها : در کدگذاری باز 526 کد اولیه و در کدگذاری محوری 77 کد و در کدگذاری انتخابی 23 مقوله محوری استخراج گردید. در الگوی به دست آمده شرایط علی عبارت بودند: از علل شناختی، علل روانی، علل مهارتی، علل فرهنگی- اجتماعی و علل مهاجم. همچنین، زیرساخت منابع، عوامل سیاسی، عوامل فرهنگی- اجتماعی، عوامل محیطی دانشگاه، نظام اطلاعاتی، نظام آموزشی و نگرش و رویکردهای دانشگاه شرایط مداخله گر این رفتار اطلاعاتی است. شرایط زمینه ای این رفتار اطلاعاتی نیز عبارت بودند از: شناخت زمینه ای اطلاعات، شناخت زمینه ای فرد، ماهیت و ویژگی اطلاعات و منبع اطلاعاتی، مدل ها و سیاست های اطلاعاتی و هزینه کرد برای اطلاعات. نتیجه گیری : باتوجه به تأثیر اطلاعات فرهنگی و اجتماعی در رشد و شکوفایی دانشجویان و شیوع رفتار اجتناب از اطلاعات در میان دانشجویان با شناخت این رفتار و راهکارهای مقابله ای، آسیب ها و تأثیرات منفی این رفتار را با عواملی می توان کاهش داد.
حکمرانی سازمانی از منظر کلریویت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
273 - 298
حوزههای تخصصی:
هدف: حکمرانی سازمانی به معنای ساختار، فرآیندها و روش هایی است که یک سازمان به منظور ارتباط، هدایت، سازماندهی و کنترل فعالیت هایش به کار می گیرد. حکمرانی سازمانی ابزاری برای ترکیب و به اشتراک گذاری دانش در سازمان و میان افراد آن است که می تواند به ایجاد کانال ها و پلتفرم های مناسب برای انتشار دانش در سازمان، تسهیل همکاری و تعامل بین اعضای سازمان برای اشتراک گذاری دانش، توانمندسازی افراد برای ایجاد، دستیابی و اشتراک گذاری دانش، استفاده از فناوری های مناسب برای ذخیره سازی، انتقال و اشتراک دانش، نظارت و ارزیابی مستمر بر فرآیندهای مدیریت دانش و حکمرانی سازمانی و ایجاد فرهنگ سازمانی مبتنی بر اعتماد و اشتراک دانش که در آن افراد تمایل به اشتراک گذاری دانش داشته باشند کمک کند. به عبارت دیگر، حکمرانی سازمانی برای تعالی سازمان در سطوح مختلف مهم است و می تواند به افزایش بهره وری، کارایی و اثربخشی از طریق سازماندهی بهتر، ارتباطات صحیح تر و مدیریت ریسک بهتر و دسترسی بهتر به منابع انسانی و مالی از طریق اعمال روش های صحیح حکمرانی کمک کند. حکمرانی صحیح سازمانی نیازمند سیاستگذاری درست در این زمینه است که تحلیل روند پژوهش های انجام شده در این حوزه می تواند به پیشرفت در آن منجر شود. بنابراین، هدف این پژوهش تحلیل روند منابع علمی منتشر شده حکمرانی سازمانی در پایگاه استنادی کلریویت است. روش : این پژوهش از نوع کاربردی بوده که با روش توصیفی و رویکرد علم سنجی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 249 برونداد علمی منتشر شده حوزه حکمرانی سازمانی بین سال های 1981-2021 در پایگاه کلریویت است. برای بررسی و مقایسه میزان انتشار و استناد بروندادهای علمی با شاخص های حکمرانی (مسئولیت پذیری، ثبات سیاسی، اثربخشی، کیفیت نظارتی، قانون گرایی و کنترل فساد) از سایت شاخص های حکمرانی جهانی استفاده شده است. ابزار تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار VOSviwer و اکسل انجام شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که روند بروندادهای علمی در حوزه حکمرانی سازمانی از سال 1981-2021 صعودی است و موضوع حکمرانی در حوزه های اقتصادی، مدیریت عمومی و دولتی بیشتر مطرح شده است. همچنین نویسندگانی مانند فیلاتوتِو، لییبلین و جکسون بیشترین استناد را در میان منتشرکنندگان بروندادهای علمی داشته اند و کشورهای آمریکا، انگلیس، کانادا، آلمان، هلند و چین؛ و دانشگاه های استنفورد، ایلینویز، آریزونا، جورجیا، کپنهاگِن و هاروارد به ترتیب بیشترین بروندادهای حکمرانی سازمانی را منتشر کرده اند. اما به لحاظ شاخص های حکمرانی کشورهای هلند، کانادا، آلمان، انگلیس، تایوان، فرانسه، آمریکا، اسپانیا، ایتالیا و چین به ترتیب بهترین عملکرد را داشته اند. علاوه بر این یافته ها نشان داد که هم نویسندگی، هم استنادی و همکاری علمی پژوهشگران، سازمان ها، کشورها و منابع علمی این حوزه کمتر و پراکنده است و کشورهای آمریکا، انگلیس، مالزی و برزیل تعاملات و همکاری های علمی بیشتری نسبت به پژوهشگران کشورهای دیگر داشته اند و موضوعاتی مانند حکمرانی، مدیریت، نوآوری، سیستم ها، عملکرد سازمان ها و شرکت ها، اعتماد، شبکه ها، تکنولوژی اطلاعات و همکاری در زمینه حکمرانی سازمانی مهم هستند. در نتیجه می توان گفت که نوآوری و فناوری، نقش مهمی در تحقق حکمرانی به ویژه حکمرانی الکترونیک مؤثر در سازمان ها دارند و می توانند به ارتقای شفافیت و اطلاع رسانی از طریق سیستم های سازمانی منجر شوند و اطلاعات را در سراسر سازمان دسترس پذیر کنند. همچنین به بهبود عملکرد فرایندهای مدیریتی، مانند گزارش دهی و کنترل کمک کنند و مسیرهای جدیدی برای ارتباط و همکاری بین اعضای یک سازمان فراهم آورده و به تسریع و تسهیل فرایندهای حکمرانی، افزایش بهره وری، کارایی و اثربخشی منجر شوند. یافته های دیگر نشان داد که بین تعداد مدارک و شاخص های حکمرانی رابطه منفی وجود دارد؛ به این معنا که با افزایش و کاهش انتشار بروندادهای علمی شاخص های حکمرانی نیز کاهش و افزایش داشته اند. ولی بین استناد و شاخص های حکمرانی کشورها همبستگی و رابطه قوی مثبتی وجود دارد. بنابراین، می توان گفت که میزان تولیدات علمی و استناد به آنها بر روی شاخص های حکمرانی اثرگذار هستند و برعکس عملکرد بهتر کشورها در شاخص های حکمرانی برای افزایش انتشار و استناد به بروندادهای علمی مؤثر است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تحلیل بروندادهای علمی حکمرانی سازمانی می تواند به سیاستگذاری های درست علمی، کشف حوزه های موضوعی جدید و شکاف های علمی، شناسایی مسیرهای پژوهشی، کسب و خلق دانش جدید، انجام پژوهش های جدید، پیش بینی تحولات علمی آینده، شناسایی کنشگران علمی فعال و برجسته، ایجاد ارتباطات و همکاری های علمی بیشتر میان کنشگران علمی در حوزه های مختلف و توسعه علمی در زمینه حکمرانی سازمانی کمک کند.
مدل کیفی مدیریت تحقیق و توسعه مبتنی بر تحلیل های کلان داده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش کیفی، شناسایی ابعاد، مولفه ها و ارائه مدل کیفی مدیریت تحقیق و توسعه مبتنی بر تحلیل های کلان داده است.
روش : مطالعه حاضر پژوهشی کیفی بوده که با استفاده از رویکرد اکتشافی انجام شده است. در این پژوهش جمع آوری داده ها به روش مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد که در آن 12 نفر از مدیران و متخصصان تحقیق و توسعه از مراکز علمی و دانشگاهی، سیاستگزاری و صنعت که به مبانی مدیریت تحقیق و توسعه و علم داده ها آشنا بودند، با روش گلوله برفی انتخاب شده و مصاحبه انجام گرفت. مصاحبه ها تا زمان رسیدن به اشباع نظری و عدم تولید مقوله های جدید ادامه یافت. همچنین تجزیه و تحلیل داده ها طی فرآیند کلاسیک کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA18 انجام شده و نهایتاً مدل کیفی تبیین شد.
یافته ها: براساس یافته های پژوهش 8 مقوله (مولفه) محوری و 24 زیرمولفه در قالب شش بُعد نظریه داده بنیاد شامل عوامل علّی (مدیریت نظام مند و تأمین منابع)، مقوله محوری (توانمندی بکارگیری تحلیل های کلان داده)، راهبردها (آموزش عالی و حمایت دولت)، شرایط مداخله گر (عوامل سازمانی)، شرایط زمینه ای (توسعه علم داده، بسترها و زیرساخت) و پیامدها (منافع کسب وکاری) شناسایی، و در قالب مدل پارادایمی داده بنیاد سازماندهی شدند.
نتیجه گیری: مدل کیفی مدیریت تحقیق و توسعه براساس رویکرد فرآیندی و تلفیق آن با مولفه های محوری شناسایی شده ارائه گردید. در این مدل به بخش ورودی فرآیند مدیریت تحقیق و توسعه، منابع داده ای اضافه شد. مولفه های موثر داخلی که وارد بخش پردازش مدل شدند، توانمندی بکارگیری تحلیل های کلان داده، راهبردهای تحقیق و توسعه، ابزارهای علم داده، مدیریت سیستمی و عوامل درون سازمانی هستند. در حالی که عوامل برون سازمانی، راهبردهای آموزش عالی و حمایت دولتی، زیرساخت های فنی و فرهنگ سازمانی مولفه های موثر خارجی مدل هستند.
بازنمایی و تحلیل روند مقالات برتر آلتمتریکس جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی است که با هدف بازنمایی و تحلیل روند مقالات برتر آلتمتریکس جهان و با بهره گیری از رویکردهای علم سنجی و آلتمتریکس انجام شده است. جامعه پژوهش شامل 800 مقاله برتر از جنبه آلتمتریکس (منتشرشده در بازه زمانی 2013 تا 2020) است. برای گردآوری داده ها از پایگاه های «وب آو ساینس» و «آلتمتریکس» استفاده شد. در گام اول پژوهش، فهرستی از مقالات برتر به همراه داده های آلتمتریکس از سایت «مؤسسه آلتمتریکس» استخراج شد. سپس، به منظور تعیین وضعیت استنادی این مقالات، حوزه های موضوعی آن ها و نیز برای تعیین کشورهای سهیم در نگارش آن ها از داده های پایگاه اطلاعاتی «وب علوم» استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای «اکسل» و «اس پی اس اس» نسخه 22 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که 45 درصد مقالات برتر در حوزه علوم چندرشته ای و 24درصد آن ها در حوزه علوم پزشکی منتشر شده اند. مجلات مهم در نگارش مقالات، نشریه «نیچر» با فراوانی 105 مقاله و سپس مجله «ساینس» با 74 مقاله هستند. ایالات متحده منتشرکننده بیش از نیمی از مقالات برتر جهان است و پس از آن انگلستان مقام دوم در جهان را داراست. در میان رسانه های اجتماعی، «توییتر»، «رسانه های خبری» و «مندلی» در رتبه های نخست تا سوم قرار دارند و روند آن ها در طول سال ها ی مورد تحقیق همواره افزایشی بوده است. میزان حضور مقالات برتر در «فیس بوک»، نسبت به سال های گذشته به شدت کاهش پیدا کرده است. این است که به نظر می رسد حضور در رسانه های اجتماعی پرطرفدارتر و تمرکز بر رسانه هایی که بیشتر مورد اقبال جامعه است، می تواند بر نمره آلتمتریک مقالات اثر بیشتری داشته باشد و رسانه هایی که به تدریج جایگاهشان در این موضوع کم رنگ شده، تأثیر کمتری بر نمره آلتمتریکس دارند. همچنین رابطه معنا دار و ضعیفی بین امتیاز آلتمتریکس و شمار استنادات مقالات برتر وجود دارد. در ضمن، با توجه به نبودِ ارتباط معنا دار بین دو متغیر فوق در برخی از سال های مورد بررسی در این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که منابع پراستناد لزوماً ممکن است به همان میزانی که استناد گرفته اند، در رسانه های اجتماعی مورد توجه نباشند و دستورالعمل واحدی برای ارزیابی همبستگی این دو متغیر وجود ندارد. به کارگیری ویژگی های مجموعه مقالات برتر از دیدگاه حوزه های موضوعی، مجلات مهم، توزیع جغرافیایی، و مقایسه شمار استنادات با شمار خوانندگان آن ها در رسانه های اجتماعی به سیاست گذاران حوزه های پژوهشی و پژوهشگران کمک می کند که بتوانند سیاست گذاری های کوتاه مدت و بلندمدت دقیق تری بر روی پژوهش ها انجام داده و میزان رؤیت پذیری و اثرگذاری بروندادهای علمی خود را افزایش دهند.
عوامل تأثیرگذار بر بهرهگیری از فناوری بلاکچین در آرشیوهای الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کی ازکاربردهای مهم فناوری بلاک چین، مدیریت اسناد در آرشیوهای الکترونیک است. هدف این پژوهش شناسایی عوامل تأثیرگذار بر بهره گیری فناوری بلاک چین در آرشیوهای الکترونیک از طریق مرور نظام مند متون مرتبط است.
پژوهش حاضر در زمره پژوهش های کیفی و از نوع فراترکیب است که با بهره گیری از روش «سندلوسکی و باروسو» در هفت گام تنظیم سؤالات پژوهش، جست وجوی نظام مند متون، غربالگری و انتخاب متون کیفی مناسب، ارزیابی متون و استخراج داده، تحلیل و سنتز یافته ها، حفظ کنترل کیفیت، و ارائه یافته ها و مدل مفهومی انجام شد. تیم فراترکیب متشکل از دو نفر متخصص علم اطلاعات و دانش شناسی، یک نفر متخصص حوزه آرشیو و یک نفر متخصص مسلط به روش پژوهش فراترکیب بود. پس از تشکیل تیم فراترکیب، مراحل گفته شده به ترتیب هفت گام ذکرشده انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل 103 مقاله انگلیسی و فارسی بود که در زمینه شناسایی عوامل تأثیرگذار بر بهره گیری از فناوری بلاک چین در بازه زمانی 2015 تا 2023 (1390 تا 1402) نگاشته شده بودند و بعد از حذف موارد تکراری و نامرتبط به 40 مقاله رسید. به منظور اطمینان از میزان ربط این مقالات، از ابزار ارزیابی پژوهش های کتابداری و اطلاع رسانی «گلین» که چک لیستی استاندارد برای سنجش تحقیقات کیفی است، استفاده شد. پس از پالایش، نتایج به روش تحلیل مضمون «اترید و استرلینگ» و در قالب مفاهیم فراگیر، سازمان دهنده و پایه دسته بندی شد.
عوامل تأثیرگذار بر بهره گیری از فناوری بلاک چین در سازمان ها و مراکز آرشیوی را می توان در 6 دسته مضامین سازمان دهنده فرهنگی، قوانین و مقررات، فنی، اقتصادی، آموزشی و زیست محیطی قرار داد. هر کدام از این مضامین سازمان دهنده دارای تعدادی مضامین پایه هستند که در مجموع، به 27 مضمون می رسند. مضامین سازمان دهنده فرهنگ و قوانین و مقررات و اقتصادی هر کدام با 3 مضمون پایه، مسائل فنی 12 مضمون پایه، زیست محیطی 4 مضمون پایه، و آموزشی با 2 مضمون پایه به دست آمد.
از آنجا که پیاده سازی فناوری بلاک چین در آرشیوهای الکترونیک تأثیر به سزایی در بهبود مدیریت اسناد و جلوگیری از جعل آن ها دارد، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر بهره گیری و پیاده سازی این فناوری در آرشیوهای الکترونیک می تواند مؤثر واقع شود. بدیهی است تا کلیه عوامل تأثیرگذار شناسایی نشوند، پیاده سازی و اجرای فناوری بلاک چین هم به گونه ای مناسب شکل نخواهد گرفت و هزینه های قابل توجهی نیز بر مراکز آرشیوی تحمیل خواهد کرد. شناخت این عوامل همچنین می تواند زمینه بهبود مدیریت در حوزه پیاده سازی فناوری بلاک چین در سایر سازمان های مرتبط و مراکز اطلاع رسانی را فراهم آورد.
Performance Evaluation and Accuracy Improvement in Individual Record Linking Problems Using Decision Tree Algorithm in Machine Learning(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۳ ویژه نامه انگلیسی ۳ (پیاپی ۱۲۲)
81 - 105
حوزههای تخصصی:
Record linkage is vital for consolidating data from different sources, particularly in Persian records where diverse data structures and formats present challenges. To tackle these complexities, an expert system with decision tree algorithms is crucial for ensuring precise record linkage and data aggregation. Adaptation operations are created based on predefined rules by incorporating decision trees into an expert system framework, simplifying the aggregation of disparate data sources. This method surpasses traditional approaches like IF-THEN rules in effectiveness and ease of use and improves accessibility for non-technical users due to its intuitive nature. Integrating probabilistic record linkage results into the decision tree model within the expert system automates the linkage process, allowing users to customize string metrics and thresholds for optimal outcomes. The model’s accuracy rate of over 95% on test data highlights its effectiveness in predicting and adjusting to data variations, confirming its reliability in various record linkage scenarios. The innovative utilization of machine learning decision trees alongside probabilistic record linkage in an expert system represents a significant advancement in the field, providing a robust solution for data aggregation in intricate environments and large-scale projects involving Persian records. Combining decision tree algorithms and probabilistic record linkage within an expert system offers a powerful tool for handling complex data integration tasks. This approach not only streamlines the process of consolidating diverse data sources but also enhances the accuracy and efficiency of record linkage operations By leveraging machine learning techniques and automated decision-making processes, organizations can achieve significant improvements in data quality and consistency, paving the way for more reliable and insightful analytical results in implementing statistical registers. In conclusion, integrating decision trees and probabilistic record linkage in an expert system represents a cutting-edge solution for addressing data aggregation challenges in Persian records and beyond.
ارائه الگویی برای توسعه روش شناختی مطالعات سواد اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:پژوهش حاضر بر آن است که چارچوب های روش شناختی به کار رفته مقالات حوزه سواد اطلاعاتی را مورد مطالعه قرار دهد و بر اساس همین چارچوب ها، الگوی جدیدی را برای مطالعات سواد اطلاعاتی به منظور توسعه روش شناختی پیشنهاد نماید.روش: در پژوهش حاضر از چارچوب آمیخته برای دستیابی به نتایج استفاده شده است. جامعه پژوهش، همه مقالات فارسی و انگلیسی حوزه سواد اطلاعاتی طی سال های 1992 تا 2023 شامل 682 مقاله بود که با روش نمونه گیری نظری، مقالاتی که دارای اصالت روش شناختی بودند انتخاب و باقی مقالات کنار گذاشته شد و در آخر 193 مقاله به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. ابتدا به روش مقوله بندی، پژوهش های حوزه سواد اطلاعاتی در سه رویکرد کمی، کیفی و آمیخته تقسیم بندی شد. در ادامه به روش تحلیل مضامین، چارجوب روش شناختی مقالات منتخب مشخص گردید و مضامین و ایده های روش شناختی متمایز آن ها استخراج شد و با بهره گیری از اندیشه های روی باسکار و روش طبقه بندی مفاهیم، الگویی برای توسعه روش شناختی مطالعات این حوزه ارائه گردید.یافته ها: چارچوب های روش شناختی در سه دسته شناخت تجربی، شناخت رویه ای و شناخت استفهامی جای گرفتند. شناخت تجربی، سطح ارائه روش شناسی های نازل، و عموماً شامل روش هایی است که با آنها می توان به درکی کلی از مسئله رسید و روش های پیمایشی، تجربی، دلفی و امثال آن در این سطح اند. شناخت رویه ای، سطح میانی پژوهش های سواد اطلاعاتی است و بیشتر به دنبال بررسی رویه هاست. این سطح بالاتر از شناخت تجربی است و درکی از مراحل دستیابی به سواد به دست می دهد. شناخت استفهامی، سطح عالی پژوهش های سواد اطلاعاتی است که در آن تضادها، درگیری ها، زدوخوردها، و دیالکتیک کنشگران برای کسب اطلاعات، و ساختارهای محدودکننده بررسی می شود.نتیجه گیری: پژوهش در حوزه سواد اطلاعاتی، با توجه به روش های به کاررفته تاکنون، و با توجه به الگوی باسکار، بهتر است با مطالعه تجربی آغاز شود، با مطالعات رویه ای دنبال گردد و به مطالعه استفهامی خاتمه یابد. تک بعدی بودن پژوهش های این حوزه و طی نشدن این روال، موجب گسستگی نتایج و غنا نیافتن داده ها در طول فرایند می شود و اثربخشی نتایج را کاهش می دهد.
درگیرسازی دانش آموزان: قدرت کتابخانه های آموزشگاهی در عصر دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش، شناسایی نقش کتابخانه آموزشگاهی در درگیرسازی دانش آموزان در فرایند آموزش مجازی است. روش: رویکرد پژوهش حاضر کیفی و روش آن فراترکیب است. جامعه پژوهش، متشکل از 95 مقاله درباره نقش کتابخانه آموزشگاهی در درگیرسازی دانش آموزان در فرایند آموزش مجازی بود که بین سال های 2000 تا 2023 میلادی در مجلات علمی معتبر منتشر شده بودند. نمونه پژوهش شامل 50 مقاله بود که به صورت هدفمند جمع آوری و بر اساس پایش موضوعی داده ها انتخاب شد. داده های مقاله از تحلیل کیفی اسناد مورد مطالعه گردآوری شد. یافته ها: نقش کتابخانه آموزشگاهی در درگیرسازی دانش آموزان در شش مقوله اصلی دسترس پذیری محتوا و ابزار، مشاوره اطلاعاتی و خدمات مرجع، آموزش سواد اطلاعاتی و رسانه ای، توسعه حرفه ای معلمان، ارتباط و همکاری با معلمان، و ادغام فناوری های نوین با راهبردهای آموزشی شناسایی شد که می تواند منجر به درگیرسازی دانش آموزان شود. مطالعه حاضر نشان داد محتوا/ فناوری، دانش آموز، و معلم سه عنصر اصلی آموزش مجازی هستند. کتابخانه آموزشگاهی می تواند از طریق آموزش سواد اطلاعاتی، پل ارتباطی ایجاد کند؛ روابط دانش آموز با کتابخانه از طریق تکالیف چندرسانه ای که یادگیری دانش آموزان را تقویت می کند، غنی تر می شود؛ و به مدد فناوری، فرصت های بیشتری برای عمیق تر شدن درگیری دانش آموزان با کتابخانه از طریق تماس های بیشتر و معنادارتر با کتابداران ایجاد می شود. در تمام نقش هایی که کتابخانه آموزشگاهی ایفا می کنند، از جمله معلم، مشاور، متخصص اطلاعات، رهبری و ...، نقش اساسی کتابخانه، نقش سازنده رابطه است. اصالت/ارزش: این پژوهش به طور جامع نقش کتابخانه های آموزشگاهی در درگیرسازی دانش آموزان در فرایند آموزش مجازی را بررسی کرده است. نتایج این پژوهش می تواند راهنمای خوبی برای درک نقش و اهمیت کتابخانه آموزشگاهی در فرایند آموزش مجازی برای مدیران، معلمان و کتابدارن باشد. این پژوهش بر اهمیت حیاتی کتابداران مدارس به عنوان شرکای معلمان در ایجاد محیط های یادگیری مجازی جذاب و مؤثر تأکید می کند. این مطالعه با ارائه درک عمیقی از راهبرد ها و شیوه هایی که می تواند برای افزایش مشارکت دانش آموزان از طریق خدمات کتابخانه مدرسه اجرا شود، شکاف دانشی را پر می کند و در نهایت، منجر به بهبود نتایج آموزشی می شود.
مشارکت اساتید دانشگاه در وبلاگ ها و صفحه های عمومی وب: مطالعه مقایسه ای گروه علوم اجتماعی و علوم پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
131 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تمایل اشتراک دانش در صفحات عمومی وب در بین اساتید دانشگاه در گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی است. روش: این مطالعه از لحاظ هدف کاربردی بوده و به روش پیمایشی انجام گرفته و برای تحلیل داده ها از روش مقایسه ای استفاده شده است. برای گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته طراحی شده، و روایی آن توسط چهار نفر از متخصصان علم اطلاعات تأیید شد. پایایی پرسشنامه نیز توسط نرم افزار اس.پس.اس.اس محاسبه و مقدار آن ۰.۷۱ بدست آمد که میزان مناسبی است. اساتید دانشگاه تهران در گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی به عنوان واحدهای مقایسه انتخاب شدند. یافته ها: هر دو گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی نسبت به اشتراک دانش در وب سایت های عمومی، تمایل زیادی نشان دادند. هر دو گروه برای انتشار مطالب علمی فاکتورهای ساختاری رشته ای ازجمله الزام بیان مطالب در قالب مقالات نقد و داوری شده را ضروری نمی دانند. این موضوع نشان می دهد که اعضای دو گروه نسبت به انتشار عمومی مطالب رویکرد مثبت دارند، با این حال گروه علوم پزشکی 20 درصد بیشتر از گروه علوم اجتماعی تمایل به انتشار مطالب علمی دارند. این در حالی است که تنها 2 درصد از گروه علوم پزشکی در عمل اقدام به انتشار مطلبی در صفحه های عمومی وب نموده اند و در مقابل، سهم مشارکت گروه علوم اجتماعی بیشتر بوده است. نتیجه گیری: در هر دو گروه علوم اجتماعی و علوم پزشکی، گرچه انگیزه زیاد و نگرش مثبت نسبت به اشتراک دانش وجود دارد، موانعی مثل عوامل تکنولوژیکی، ترس از سرقت علمی (علوم اجتماعی) و کمبود زمان (علوم پزشکی) مانع ایجاد رفتار اشتراک دانش می گردد؛ ولی نکته مهم و قابل توجه، مسأله ساده نویسی مطالب علمی است. در مورد تفاوت بین دو گروه برای اشتراک اطلاعات علمی در وبلاگ و وب سایت های عمومی مشخص شد که از نظر گروه علوم پزشکی، نگارش به زبان ساده و قابل فهم برای عموم مردم به مراتب دشوارتر است، در حالی که این موضوع برای گروه علوم اجتماعی کمتر نشان داده شد. این تفاوت می تواند ناشی از حساس بودن مطالب پزشکی و دشواری تبیین مفاهیم به زبان ساده و قابل فهم برای عموم باشد. بنابراین، دشواری تبیین مطالب به زبان ساده و قابل فهم برای گروه علوم پزشکی یکی از مهم ترین موانعی است که بر سرراه انتشار مطالب علوم پزشکی وجود دارد. با معطوف داشتن توجه به سمت این عوامل و موانع می توان رفتارهای اشتراک دانش را بهبود بخشید.
مؤلفه های اثرگذار محیط های اطلاعاتی زنان در به اشتراک گذاری اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شناخت نوع محیط اطلاعاتی و میزان استفاده از آن ها در به اشتراک گذاری اطلاعات در تقویت مجراهای اطلاعاتی پراستفاده بسیار مؤثر است. از آنجایی که ارتباطات غیررسمی دارای اهمیت فوق العاده ای در روابط علمی است و زنان به عنوان یکی از گروه های اجتماعی که در موقعیت منزلتی جامعه، بیشتر نیازهای اطلاعاتی خود را از طریق مجراهای غیررسمی اطلاعات برطرف می کنند، لازم است محیط های اطلاعاتی زنان مورد بررسی قرار گیرد. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر، واکاوی مؤلفه های اثرگذار محیط های اطلاعاتی زنان در به اشتراک گذاری اطلاعات با استفاده از نظریه داده بنیاد است.روش: روش پژوهش حاضر از نوع توسعه ای است که با رویکرد کیفی و با به کارگیری روش نظریه داده بنیاد انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر، از 26 نفر از زنان شاغل در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی در یکی از دانشگاه های کشور در مقام استاد و یا شاغل در یکی از مراکز کتابخانه های کشور تشکیل شده است، که به روش نمونه گیری هدفمند (گلوله برفی) انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبه با آن ها جمع آوری و طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری، و کدگذاری انتخابی تجزیه و تحلیل شدند. در نهایت بر اساس آن ها الگوی پارادایمی شامل شرایط عِلّی، پدیده اصلی، شرایط زمینه ای، مداخله گرها، راهبردهای اصلی، و پیامدهای محیط های اطلاعاتی زنان در به اشتراک گذاری اطلاعات طراحی شد. برای سنجش روایی ابزار مصاحبه از روش پاسخگو و برای سنجش پایایی ابزار از روش دو کد گذاری استفاده شده است.یافته ها: یافته ها نشان می دهد برای محیط های اطلاعاتی زنان و به اشتراک گذاری اطلاعات 18 مقوله اصلی و 48 مقوله فرعی در 6 طبقه شناسایی شدند که عبارتند از: طبقه عوامل عِلّی با 7 مقوله (نوع دوستی، تمایل شخصی، تناسب فردی و شخصیتی، علائق فردی، تناسب محیطی، تناسب اخلاقی، و انگیزه های علمی) و 18 خرده مقوله؛ طبقه عوامل زمینه ای با 3 مقوله (تعامل اجتماعی، عوامل محیطی، و عوامل زمانی) و 7 خرده مقوله؛ طبقه عوامل مداخله گر با 4 مقوله (انگیزه های اجتماعی، انگیزه های اخلاقی، انگیزه های فرهنگی، و انگیزه های سیاسی) و 10 خرده مقوله؛ طبقه عوامل راهبردی با 1 مقوله (نحوه اشتراک اطلاعات) و 3 خرده مقوله؛ طبقه عوامل پیامد با 2 مقوله (کسب آگاهی، و اشتراک اطلاعات و دانش) و 8 خرده مقوله؛ و طبقه پدیده اصلی (واکاوی محیط اطلاعاتی زنان با تأکید بر به اشتراک گذاری اطلاعات) با 2 خرده مقوله.نتیجه گیری: این الگو که برآمده از نظرات و دیدگاه های متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی در کشور است، مشخص می کند که تقویت محیط های اطلاعاتی برای زنان، نیازمند چه راه کارهایی در زمینه به اشتراک گذاری اطلاعات آنان است. نتایج آن، در نهادهای علمی، آموزشی، فرهنگی، و اجتماعی و به خصوص دانشگاه ها و سازمان های متولی سیاست گذاری های علمی و فرهنگی، کاربرد مهم و ویژه ای در ارتقاء رفتار اطلاع یابی و رفتار به اشتراک گذاری اطلاعات زنان و در نتیجه توسعه و پیشرفت علم اطلاع رسانی و توسعه علمی کشور خواهد داشت.
طراحی مدل ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش در صنعت نرم افزار با استفاده از شبکه عصبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
109 - 148
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی مدل ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش در صنعت نرم افزار با استفاده از شبکه عصبی است. روش پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی است و برای گردآوری داده ها از روش آمیخته با رویکرد اکتشافی استفاده شده است. ابتدا از روش کیفی با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و مرور پیشینه های پژوهش در ارزیابی عملکرد مدیریت دانش نسبت به استخراج شاخص های مختلف پرداخته شده است. در مرحله دوم بر اساس داده های گردآوری شده، مطالعه ای کمی برای تائید و تصدیق یافته های به دست آمده از مرحله کیفی انجام شد. برای مطالعه اکتشافی و استخراج مقوله های مربوطه به عوامل ارزیابی از روش فراترکیب (الگوی سندلوسکی و باروسو) استفاده شد. با روش دلفی فازی، با ابزار پرسشنامه و نظرسنجی از خبرگان به اعتبارسنجی و ارائه شاخص های نهایی پرداخته شد. روش پژوهش در قسمت کمی توصیفی -پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را تمامی کارشناسان توسعه دهنده نرم افزار و خبرگان حوزه نرم افزار در دانشگاه ها و شرکت ها تشکیل دادند. حجم نمونه با روش نمونه گیری تصادفی ساده با فرمول کوکران 186 نفر انتخاب شد. به منظور گردآوری داده های کمی از پرسشنامه محقق ساخته (40 گویه ای) استفاده شد که گویه های آن برگرفته از نتایج تحلیل فراترکیب در مرحله اول بود. پایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب برای عوامل زیرساخت 89/0 و عوامل کارکردی 88/0 برآورد شد. جهت تحلیل داده ها در قسمت کمی از روش های تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. 7 مقوله اصلی شامل عوامل فردی، عوامل سازمانی، فناوری و زیرساخت، عوامل کارکردی، ابزارهای مدیرت دانش، عوامل اقتصادی، ابزارهای مدیریت دانش و 29 مقوله فرعی شناسایی شدند. نوآوری پژوهش ساخت مدلی با استفاده از الگوریتم های شبکه عصبی است که توانایی پیش بینی شاخص ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش و تأثیر هر یک از شاخص ها با استفاده از شبکه عصبی در حوزه نرم افزار را دارد. نتایج به دست آماده از پرسش نامه برای ورودی مدل شبکه استفاده شده است، نتایج نشان داد که مؤلفه هایی مانند عوامل زیرساخت فناوری و عوامل کارکردی بر روی ارزیابی عملکرد مدیریت دانش در توسعه نرم افزار تأثیر بیشتری می گذارند.
جستجوی معنایی از نظر پدیدآورندگان ایرانی مقالات پژوهشی در زمینه کووید 19 نمایه شده در پایگاه پاب مد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: جستجوی معنایی به جستجویی فراتر از جستجوی سنتی یعنی انطباق و تطبیق کلیدواژه های درخواست جستجو با کلیدواژه های اسناد و مدارک موجود در سیستم اطلاق می شود و به دنبال درک معنی و روابط معنایی بین کلیدواژه های موجود در درخواست جستجوی کاربران است که با توسعه و گسترش وب معنایی و هستان شناسی ها روی کار آمده است. این نوع جستجو به دلیل دارا بودن مزایا و کاربردهای زیاد بسیار مورد توجه کاربران و پژوهشگران است ولی در کنار مزایا و برتری های زیادی که نسبت به جستجوی سنتی و کلیدواژه ای دارد، اشکالات و پیچیدگی هایی نیز دارد که برطرف سازی این اشکالات منجر به بهبودبخشی و ارتقای جستجوی معنایی شده و کمک شایان توجهی به کاربران می نماید. از این رو، بررسی و سنجش جستجوی معنایی توسط کاربران، هدف اصلی پژوهش حاضر است.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی، رویکرد آن کمّی و روش آن پیمایشی بوده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده و جامعه آماری آن 189 پژوهشگر ایرانی بود که حداقل یک مقاله پژوهشی نمایه شده در پاب مد در زمینه بیماری کووید 19 منتشر کرده بودند.یافته های پژوهش: از دیدگاه پژوهشگران ایرانی در پایگاه پاب مد، میزان جامعیت و مانعیت در حد متوسط (3)، میزان شکاف معنایی نسبتاً زیاد (3<)، میزان صحت و دقت در بازیابی نتایج در حد متوسط (3)، میزان ارتباط مفهومی در حد متوسط (3)، میزان بازیابی مفاهیم معنی دار چندکلمه ای، در حد متوسط (3)، میزان بهبودبخشی و ارتقای عملکرد کلی در جستجوی معنایی نسبتاً زیاد (3<) بوده است.نتیجه گیری : نتایج پژوهش به طور کلی نشان داد که جستجوی معنایی، جستجویی پویا و چالش برانگیز است که با وجود نقاط قوت و فواید و مزایای گوناگون برای کاربران در امر پژوهش، هنوز ضعف ها و اشکالاتی نیز دارد که می بایست هرچه بیشتر توسط کارشناسان پشتیبان جستجوی معنایی مانند طراحان هستان شناسی برای سیستم جستجوی معنایی، مورد بررسی و تجدیدنظر قرار گیرد، برطرف سازی این ضعف ها و اشکالات، موجب می شود که جستجوی معنایی بتواند به شکل بهینه تری پاسخگوی پژوهشگران در امر پژوهش باشد و در نتیجه پژوهشگران و کاربران به نتایج غنی تری جهت تدوین آثار پژوهشی خود دست یابند.
اهداء و تبادل منابع اطلاعاتی بین کتابخانه ملی ایران و کتابخانه ها و مراکز ایران شناسی در اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی الزامات و اولویت ها در تهیه منابعی که می تواند بین کتابخانه ملی ایران و کتابخانه ها و مراکز ایران شناسی در قاره اروپا مبادله و اهداء شود، انجام شد. نتایج آن را می توان در تدوین خط مشی مبادله و اهدای مجموعه منابع اطلاعاتی (اعم از کتاب، نشریه و نظایر آن) به کار برد. منابع تهیه شده با توجه به ویژگی های فرهنگی – زبانی مناطق و کشورهای هدف تدوین شده و منطبق با سیاست های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران باشد.روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و با روش پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش مشارکت کنندگان از بین سه گروه مطلع شامل اعضای هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، رایزنان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و کتابداران شاغل در واحدهای اهداء و مبادله سازمان اسناد و کتابخانه ملی انتخاب شدند. داده ها با ابزار پرسشنامه گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفت.یافته ها: بر اساس پیمایش انجام شده، مشخص شد که کتابخانه های ملی باید مقصد اول منابع ارسالی برگزیده باشند. از دید پاسخ دهندگان، بین کشورها و مناطق مختلف قاره اروپا ازلحاظ علاقه مندی به انتشارات ایرانی، تفاوت معناداری وجود ندارد و ارسال منابع برای آن ها از اهمیت یکسان برخوردار است. همچنین منابع تاریخی ایران و کتاب های مصور حاوی تصاویری از کشور ایران، در اولویت اول و دوم قرار دارد. در بین منابع تاریخی نیز، آثار مرتبط با تاریخ ایران معاصر و تاریخ ایران قدیم و پس ازآن جذابیت ها و دیدنی های سرزمین ایران از بیشترین اهمیت برخوردار بوده است. در حوزه زبان و ادب فارسی، آثار مرتبط به ادبیات معاصر ایران در اولویت نخست بوده و با فاصله کمی از آن، متون کلاسیک ادبیات فارسی و پس ازآن، متون آموزش زبان فارسی قرار دارد. همچنین از دید اکثر پاسخ دهندگان، در هر سه حوزه ذکرشده، موضوع ایران معاصر در اولویت نخست واقع شده است.نتیجه گیری: اهداء و مبادله منابع بین کتابخانه ملی ایران و کتابخانه های اروپایی فرصت مناسبی برای معرفی فرهنگ و تاریخ کشور ایران به خوانندگان و مراجعان کتابخانه هاست. انتخاب مناسب منابع مرتبط با فرهنگ و تمدن ایران زمین، منطبق بر اولویت های موضوعی و شکلی، می تواند بازدهی این امر را ارتقا بخشد.
بررسی داستان سرایی دیجیتال به عنوان ابزاری برای بهبود/توسعه مهارت های سواد اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۷)
161 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف: داستان سرایی دیجیتال یک ارائه چندرسانه ای از یک داستان مبتنی بر هنر توصیف شده است. این ارائه معمولاً با استفاده از یک ویدئو صورت می گیرد و به این صورت است که افراد در رابطه با موضوع خاصی روایتی را طراحی و به نمایش می گذارند. بنابراین، می تواند به عنوان یک ابزار مدرن نقش مهمی در توسعه سواد اطلاعاتی افراد داشته باشد. این پژوهش با هدف بررسی استفاده از داستان سرایی دیجیتال در گسترش سواد اطلاعاتی انجام شده است.روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و از طریق تحلیل محتوا انجام شده است. جامعه پژوهش حاضر تمامی مقالات معتبر و مرتبط داخلی و خارجی در بازه زمانی 2024- 2000 است که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 53 مقاله انتخاب شد. برای یافتن مقالات از کلمات کلیدی مانند داستان سرایی دیجیتال، سواد اطلاعاتی، آموزش الکترونیک به صورت تنهایی و ترکیبی استفاده شد. معیارهای ورودی شامل اعتبار منابع، دسترسی و سال چاپ آن ها در بازه زمانی مشخص بود. جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعه مقالات و تا رسیدن به اشباع انجام شد.یافته ها: ابتدا 53 مضمون پایه از متون استخراج شد. سپس مضامین به گروه های بزرگ تر تقسیم شدند و با عنوان مضامین سازنده مشخص شدند. در ادامه، 14 مضمون سازنده و در نهایت 7 مضمون اصلی (یادگیری-یادآوری، مهارت های کلامی–اجتماعی، مهارت های روان شناختی، انطباق پذیری فردی-فرهنگی، خلاقیت، گسترش سواد و عوامل علی) شناسایی شدند.نتیجه گیری: از یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که داستان سرایی دیجیتال نقش مهمی در یادگیری الکترونیک و همچنین گسترش انواع سواد دارد و می تواند به عنوان یک ابزار در گسترش سواد اطلاعاتی نقش مهمی داشته باشد.
مطالعه تطبیقی معیارهای ارزیابی اعضای هیئت علمی دانشگاه ها در حوزه علوم انسانی در ایران و جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، به عنوان بالاترین سطح نظام آموزشی جامعه، به منظور افزایش کیفیت و پاسخگویی به مسائل موجود، راهبردها و تصمیمات گوناگونی اخذ می کنند که در این میان نقش اعضای هیئت علمی دانشگاه ها قابل توجه است. توسعه مداوم فردی اعضای هیئت علمی و ارزیابی وظایف آن ها، از شاخصه های یک دانشگاه موفق است. نظام ارزیابی و ارتقاء اعضای هیئت علمی یکی از ابزارهای تنظیم عملکرد کلی آموزش عالی است که روزآمدسازی و بازنگری در ابعاد و شاخص های آن از الزامات است. در ایران این نظام که تحت عنوان آیین نامه ارتقاء اعضای هیئت علمی شناخته می شود علی رغم بازنگری های متعدد، همچنان نقدهای مختلفی بر آن وارد است که یکی از مهم ترین آن ها عدم توجه به تفاوت در ماهیت حوزه هاست که در علوم انسانی بیشتر نمود پیدا می کند و نیازمند تدوین سیاست هایی راهبردی است. لذا هدف این مطالعه بررسی سیاست های ارزیابی اعضای هیئت علمی حوزه علوم انسانی در دانشگاه های منتخب جهان با رویکرد سیاست پژوهی، استخراج معیارها و شاخص های ارزیابی و مقایسه آن ها با ابعاد و شاخص های آیین نامه ارتقاء در ایران بود.روش: پژوهش از نوع مطالعات کیفی با رویکرد تطبیقی است که با بهره گیری از روش سندکاوی، سیاست های ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی در زیرگروه های حوزه علوم انسانی در دانشگاه های منتخب استخراج و با معیارهای داخلی مقایسه شدند. جامعه پژوهش اسناد و مدارک مرتبط در دانشگاه های جهان بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند و نیز آیین نامه ارتقاى مرتبه اعضاى هیئت علمی در ایران بودند. برای بررسی اسناد خارجی، ابتدا دانشگاه هایی انتخاب شدند که طبق نظام رتبه بندی دانشگاه های تایمز 2022 در حوزه علوم انسانی و هنر، ممتاز محسوب می شوند؛ و سپس مراکزی که ازنظر نظام آموزش عالی و شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی با کشورمان قرابت دارند؛ که برای این منظور کشورهای منطقه و جهان اسلام و فراتر از آن کشورهای آسیایی برگزیده شدند که درنهایت برمبنای دسترسی به اسناد و مدارک مدنظر 25 دانشگاه را شامل شدند.یافته ها: معیارهای نظام ارزیابی اعضای هیئت علمی علوم انسانی دانشگاه های جهان در سه بعد آموزش (با 9 شاخص و 59 سنجه)، پژوهش (با 8 شاخص و 83 سنجه) و خدمت (با 3 شاخص و 30 سنجه) طبقه بندی شدند. مقایسه با آیین نامه داخلی نشان داد که بعد آموزش از اهمیت بالایی برخوردار است و سنجه های مربوط به هر شاخص بسیار جزئی تر و جامع تر بوده و اساتید در دانشگاه های جهان برای طیف وسیعی از فعالیت های حرفه ای خود امتیاز آموزشی دریافت می کنند. تنوع شاخص ها در بعد پژوهش برای دانشگاه های جهان نسبت به آیین نامه داخلی بسیار بیشتر است. آیین نامه داخلی در بعد پژوهش بر بروندادها تأکید دارد درحالی که شاخص بروندادها با قریب به 30 سنجه تنها یکی از شاخص های پژوهش در جامعه موردبررسی است. بعد خدمات دانشگاه های منتخب به نسبت آیین نامه داخلی چندجانبه بوده و از انجام فعالیت های ترویجی در جامعه تا ایفای مسئولیت در دولت و مجامع حر فه ای را شامل می شود. مواردی مانند حضور در رسانه ها، ارائه سخنرانی، مشارکت در نهادهای مدنی، خدمات مشاوره ای به دانشجویان و همتایان و غیره ازجمله خدماتی هستند که در آیین نامه داخلی لحاظ نشده اند.نتیجه گیری: نظر به ماهیت متفاوت علوم انسانی و عدم کارایی پژوهش های این حوزه در سال های اخیر ضرورت بازنگری در آیین نامه ارتقا و تدوین نظامی مختص حوزه علوم انسانی بیش ازپیش احساس می شود و به روزرسانی آیین نامه فعلی براساس یافته های این پژوهش برای اعضای هیئت علمی حوزه مذکور می تواند غنی تر، متناسب تر و منطبق تر با مأموریت های آموزشی، پژوهشی و اجرایی مورد انتظار از این حوزه باشد.
تحلیل فضایی کتابخانه های عمومی شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش واکاوی نحوه توزیع فضایی کتابخانه های فعلی در سطح شهر رشت و همچنین وضعیت بهینه توزیع کتابخانه ها در آینده است. روش: در این پژوهش از داده های کتابخانه های موجود رشت، بلوک های آماری سرشماری سال 1395 شهر رشت و داده های مکانی شهر رشت در قالب شیپ فایل استفاده شد. این پژوهش بر اساس دستورالعمل نهاد کتابخانه های عمومی کشور، مصوب 1397 انجام شده است. از تحلیل های آمار فضایی برای بررسی نحوه توزیع فضایی کتابخانه های موجود و از تحلیل شبکه برای تعیین محدوده خدمت کتابخانه ها استفاده شده است. برای اولویت بندی محدوده های خدمتِ آینده، از مدل تصمیم گیری ویکور استفاده شد. یافته ها: مقادیر آزمون ها بیانگر توزیع ناهمگون بر اساس جمعیت یا فاصله از مراکز جمعیتی است. توزیع کتابخانه ها در رشت مناسب نیست و بیشتر در مرکز شهر متمرکز و جنوب، غرب و شمال شهر رشت دارای پوشش کتابخانه ای کمی هستند. بر اساس معیار فاصله و جمعیت برای کتابخانه های موجود، چهار محدوده خدمت تعیین و با توجه به نزدیکی برخی کتابخانه ها به یکدیگر، محدوده خدمت آنها با یکدیگر ادغام شد. با توجه به جمعیت شهر رشت 14991 متر مربع کمبود زیربنای کتابخانه ای برای رسیدن به استاندارد دسترسی در این شهر وجود دارد. کتابخانه های موجود فقط 163633 نفر (معادل 2/24 درصد) از جمعیت رشت را تحت پوشش قرار می دهند و با توسعه حدود 3500 مترمربعی فضای کتابخانه ای می توان کل این جمعیت را پوشش داد که در مجموع 4/32 درصد از جمعیت رشت پوشش داده خواهد شد. با انجام تحلیل شبکه و اعمال فیلترهای فاصله و جمعیت، تعداد بیست محدوده خدمت آینده در شهر رشت پیشنهاد شد تا به عادلانه ترین حالت جمعیت شهر رشت را تحت پوشش قرار دهند. این بیست محدوده 3/65 درصد از جمعیت شهر رشت را تحت پوشش قرار خواهند داد که در صورت محقق شدن آنها و افزایش سطح زیربنای کتابخانه های فعلی، در مجموع 7/97 درصد از جمعیت شهر رشت تحت پوشش کتابخانه های عمومی قرار خواهند گرفت. در تعیین اولویت محدوده های خدمتِ آینده، جمعیت اهمیت بیشتری از فاصله داشته و به ترتیب مناطقی با بیشترین جمعیت در جنوب، غرب، شمال و شمال شرق شهر رشت در شش اولویت اول برای احداث کتابخانه های جدید قرار دارند و مناطق حاشیه ای در شمال شهر رشت به دلیل جمعیت کمتر و نزدیک تر بودن به کتابخانه های موجود در اولویت های آخر قرار گرفته اند. 3/2 درصد از جمعیت رشت، نیز حائز شرایط لازم جمعیتی و محدودیت فاصله ای نیستند و در حال حاضر برای آنها نمی توان تأسیس کتابخانه جدید را پیشنهاد کرد که عمدتاً در جنوب شهر رشت مستقر هستند. اصالت/ارزش: انجام مطالعات آمایش سرزمین اساس برنامه ریزی های آینده است. کمبود این نوع مطالعات و نبود آینده نگری منجر به اتلاف منابع و دوباره کاری در پروژه های مختلف خواهد شد. این پژوهش با توجه به معیارهای اساسی به تعیین میزان زیربنای کتابخانه ها بر اساس جمعیت، میزان مورد نیاز افزایش زیربنای کتابخانه های موجود و همچنین تعداد و مساحت کتابخانه های جدید جهت پوشش دادن به نیازهای جمعیت شهر رشت پرداخته است که با عمل کردن به آن می توان به صورت اصولی کتابخانه ها را در رشت گسترش داد و کتابخانه های جدید را در مناطق مناسب شهر رشت تأسیس کرد.
ارزیابی وب سایت نشریات تخصصی حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
153 - 172
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر درصدد است ویژگی های ظاهری، ساختاری و محتوایی وب سایت های نشریات فارسی زبان حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی را در ایران بررسی کند.
روش: این پژوهش از نوع پژوهش های پیمایشی با رویکرد توصیفی است که به توصیف وضعیت وب سایت های نشریات تخصصی حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی ایران می پردازد. گردآوری داده ها با استفاده از ابزار سیاهه وارسی محقق ساخته در سه بخش معیارهای ظاهری، معیارهای ساختاری، و معیارهای محتوایی انجام شد. ارزیابی سه وجهی وب سایت های مورد نظر با مراجعه مستقیم پژوهشگر به وب سایت هر نشریه و با روش مشاهده صورت گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Spss انجام شد.
یافته ها: مقایسه ویژگی های سه وجهی بررسی شده در وب سایت نشریات نشان داد که از نظر رعایت ویژگی ها و مولفه های ساختاری، محتوایی و ظاهری، به ترتیب در وضعیت مطلوب، مطلوب و قابل قبول قرار دارند. مولفه های پیوند جستجو در موتورهای جستجوی عمومی، اتاق گفتگو، تبلیغات در وب سایت، و تاریخ ایجاد وب سایت، کمترین امتیاز در بین مولفه های ساختاری را به خود اختصاص داده اند. عدم توجه به مولفه های امکان جستجو در موتورهای جستجوی عمومی از وب سایت نشریه و مولفه های تعامل با کاربران و اعمال نظرات آنها در سیاستگذاری، و مولفه های مربوط به جلب اعتماد مخاطبان نسبت به اعتبار نشریه از ضعف های عمده وب سایت نشریات در مقوله ساختاری بودند. در مورد ویژگی های محتوایی نیز کمترین میزان امتیاز به مولفه های عنوان مقاله به عربی، عنوان مقاله به سایر زبان ها، ذکر نام منابع مطالب وب سایت، تعلق داشت که هیچ امتیازی کسب نکردند. در بخش ویژگی های ظاهری مواردی مانند درج لوگو، ذکر تغییرات عنوان، و ذکر عنوان کوتاه نیز باید مدنظر قرار بگیرند. کمترین امتیاز نیز به مولفه های همراه بودن مطالب با صدا، فیلم و تصویر، عکس و نمودار تعلق دارد که در هیچ کدام از وب سایت های مورد بررسی رعایت نشده است.
نتیجه گیری: وب سایت ها ابزار بسیار مناسبی برای برقراری ارتباط بین نشریات با مخاطبان خود که از علاقه مندان به آموزش و پژوهش هستند، می باشند. در این پژوهش مشخص گردید که وب سایت های مورد مطالعه به لحاظ ساختاری و محتوایی، در وضعیت مطلوب، و به لحاظ ظاهری وضعیت قابل قبولی دارند. در هر سه بخش از مولفه ها، در وب سایت های مورد مطالعه نقاط ضعفی وجود دارد که باید مورد توجه دست اندرکاران نشریه واقع شده و برطرف شوند.
تدوین مدل معادلات ساختاری پیش بینی دانش سلامت کاربران کتابخانه عمومی مرکزی استان تهران براساس منابع کسب اطلاعات سلامت و نقش واسطه ای سبک های مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
131 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف: سبک های مقابله ای به عنوان یک پیش بین در کسب اطلاعات مرتبط با سلامت و مراقبت فردی محسوب می شوند. به بیان دقیق تر، سبک های مقابله ای افراد جهت دستیابی، درک صحیح و به کارگیری منابع کسب اطلاعات سلامت، تأثیر قابل توجهی بر دانش و وضعیت سلامتی آنها خواهد داشت. پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل معادلات ساختاری پیش بینی دانش سلامت کاربران کتابخانه عمومی مرکزی استان تهران براساس منابع کسب اطلاعات سلامت و نقش واسطه ای سبک های مقابله ای انجام شده است.
روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نوع پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه کاربران کتابخانه عمومی مرکزی استان تهران می باشد. مطابق با تعیین حجم نمونه در روش شناسی مدل یابی معادلات ساختاری، حداقل حجم نمونه در این پژوهش 260 عدد محاسبه شد. با تأیید روایی پرسشنامه «دانش سلامت» توسط 5 نفر از اساتید علم اطلاعات و دانش شناسی، پایایی آن نیز با مشارکت 30 نفر از جامعه پژوهش انجام و مقدار ضریب آلفای کرونباخ 858/0 محاسبه شد. از 260 پرسشنامه توزیع شده، تعداد 248 عدد عودت داده شد و مبنای تجزیه و تحلیل داده ها قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد سبک های مقابله ای (اندلر و پارکر، 1994)، پرسشنامه استاندارد منابع کسب اطلاعات سلامت (موسوی چلک و ریاحی، 1396) و پرسشنامه محقق ساخته دانش سلامت بود. از نرم افزار SPSS جهت بررسی مشخصات جمعیت شناختی جامعه پژوهش و ارائه یافته های توصیفی و جهت بررسی فرضیه ها از نرم افزار Smart PLS و روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته ها: منابع کسب اطلاعات سلامت کاربران کتابخانه عمومی مرکزی استان تهران بر دانش سلامت آنها اثر مستقیم دارد. بنابراین، فرضیه اول مورد تایید قرار گرفت. سبک های مقابله ای کاربران کتابخانه عمومی مرکزی استان تهران بر دانش سلامت آنها اثر مستقیم دارد و بدین ترتیب فرضیه دوم پژوهش نیز مورد تایید قرار گرفت. اصلی ترین منابع کسب اطلاعات سلامت کاربران کتابخانه عمومی مرکزی استان تهران به ترتیب اولویت عبارتند از: پزشکان، پرستاران و متخصصان سلامت، مراجعه به مراکز بهداشتی و درمانگاه محلی، وب سایت های رایگان و منابع الکترونیکی سلامت، و منابع و کتاب های الکترونیکی. علاوه بر آن، نتایج نشان داد شرکت کنندگان در پژوهش برای بدست آوردن اطلاعات سلامت از حضور در همایش ها و کارگاه ها، کتاب های چاپی، شبکه های اجتماعی تحت وب، و کمک گرفتن از کتابداران و متخصصان اطلاعات، کمترین استفاده را می برند.
نتیجه گیری: مطابق با یافته های بدست آمده، پزشکان، پرستاران، و متخصصان سلامت، اصلی ترین منبع کسب اطلاعات سلامت کاربران کتابخانه عمومی مرکزی استان تهران هستند که نشان می دهد کاربران به هنگام بحران و زمانی که سلامت افراد جامعه در خطر است، به گونه ای معقول عمل نموده و به متخصصان سلامت مراجعه می کنند. با توجه به موقعیت جغرافیایی کتابخانه عمومی مرکزی استان تهران از نظر دسترسی به مراکز پزشکی از یک سو، و جامعه کاربران فرهیخته این کتابخانه از نظر تحصیلات و موقعیت اجتماعی از سوی دیگر، دور از انتظار نیست که آنان از متخصصان سلامت برای رفع نیاز اطلاعات سلامت خود استفاده کنند. پرواضح است که در چنین شرایطی احتمال بهره گیری از کتابداران برای کسب اطلاعات سلامت بسیار اندک است. انجام پژوهشی مشابه با پژوهش حاضر در مناطق محروم، نقش منطقه جغرافیایی کتابخانه در بهره گیری کاربران کتابخانه از منابع اطلاعات سلامت را برجسته می سازد. نتایج مطالعه حاضر می تواند به منظور برنامه ریزی جهت ارتقای دانش سلامت کاربران کتابخانه های عمومی مورد استفاده قرار گیرد. شناسایی ویژگی های روان شناختی کاربران با در نظر گرفتن شیوه اتخاذ سبک مقابله ای و رایج ترین منابع مورد استفاده کاربران، امکان فراهم آوری دانش کافی از طریق این منابع را فراهم می نماید و موانع موجود برای عدم استفاده از سایر منابع کسب دانش را آشکار می سازد.