فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۱٬۱۱۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
در هر منطقه که دارای گویش و زبان محلی خاص می باشد، به منظور تعامل و هماهنگی بین گویشوران در ارتباطات روزانه نیاز به استفاده از لغات و اصطلاحات ویژه ای می باشد که از نظر ظاهری به اصطلاحات عمومی شباهت دارد ولی از نظر فنی و تخصصی همراه خود یک پشتوانه قوی و با اصالت از تجربیات و سعی و خطاهای متفاوت گذشتگان در آن تخصص و علم که گاها می توانست منجر به از دست دادن جان عزیزی از آن ها شود را دارند. به مجموعه این اطلاعات تخصصی در گویش ها و فرهنگ های مختلف دانش بومی گفته می شود. در میان انبوه واژگان مورد استفاده در یک گویش، بسیاری از آنها به عنوان واژگان تخصصی برای یک رشته علمی خاص می تواند مورد نظر متخصصین قرار گیرد. از آنجایی که منطقه مورد مطاله در دهستان بی بالان در شرق استان گیلان و در حاشیه جنگل قرار دارد، بسیاری از واژگان تخصصی ناشی از کاربرد چوب می تواند دارای اهمیت خاص قرار گیرد. در این تحقیق اقدام به جمع آوری حدود دویست مدخل از واژگان مرتبط با چوب، وسایل چوبی و چوب آلات مورد استفاده در ساختمان سازی به صورت تخصصی و دسته بندی شده جمع آوری گردید. با ثبت این واژگان تخصصی می توان مانع از به فراموشی سپردن آنها توسط نسل کنونی که چندان علاقه ای به گویش به لهجه گیلکی به عنوان زبان مادری ندارند و حتی و نسل های آتی گردد.
مشخّصه های آکوستیکی و نرخِ تغییراتِ واکه های دوگانه گویشِ خواف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
127 - 111
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، پس از معرّفی و بررسی واکه های دوگانه گویشِ خوافی و ذکر نمونه هایی از کلماتِ دارایِ این نوع واکه ها، نتایج آزمایشی که برای اندازه گیری مشخّصه های آکوستیکی این واکه ها انجام پذیرفته، ذکر، بررسی و تحلیل شده است. مقاله حاضر بخشی از تحقیق مفصلی است که با هدف آوانگاری دقیق و علمی واحدهای واژگانی این گویش صورت گرفته و نتایج آن برای تألیف فرهنگ گویشِ خوافی و نیز گردآوری ادبیاتِ عامیانه آن ضروری است. در این مقاله، مشخّصه های آکوستیکی واکه های مذکور در واژه های تک هجایی بررسی گردیده است. این پژوهش مطابقِ روش سوکَده (2008) صورت گرفته است؛ براساس این شیوه، نخست میانگینِ بسامدِ سازه هایِ اول و دومِ آغازه و پایانه واکه هایِ دوگانه خوافی محاسبه و بررسی شده و سپس فضای واکه های مرکب این گویش ترسیم گردیده است. در ادامه مقاله، نرخِ تغییراتِ بسامدِ سازه هایِ اول و دومِ واکه هایِ دوگانه خوافی محاسبه و تحلیل شده است. مقاله با اندازه گیری دیرش این واکه ها به پایان می رسد. نتیجه کلّیِ این پژوهش نشان می دهد که حرکتِ سازه اوّلِ واکه هایِ دوگانه خوافی از واکه ای باز به سمت واکه ای بسته است و حرکتِ سازه دوم آن ها، غیر از [ou]، در جهت پیشین شدگی است.
تحلیل فرایند شکل گیری معنا از طریق نظام های گفتمانی نشانه معناشناختی در داستان زال و رودابه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه معناشناسی گفتمانی علمی است که به مطالعه فرآیندی زبان می پردازد. این علم نشانه را به عنوان مبدأ و معنا را مقصد کار خود در نظر می گیرد. نشانه معناشناسی گفتمان را به عنوان حوزه کاری خود برمی گزیند. ازآنجایی که ادبیات از نمونه های گفتمان های پویاست، نشانه معناشناسی گفتمانی با بررسی عناصر دخیل در این گفتمان ها و روابط بین این عناصر، به کشف فضاهای معنایی مخفی می پردازد. پژوهش حاضر در پی بررسی فرآیند تولید معنا و نظام های گفتمانی مؤثر در این فرآیند در عناصر داستانی زال و رودابه شاهنامه فردوسی بر اساس رویکرد نشانه معناشناسی گفتمانی است. در بررسی این روایت مشخص شد که سوژه کنشی به جهت کسب ارزش و رفع نقصان خواهان داشتن فرزند است؛ اما رفع این نقصان باعث اولین تنش و چالش در سیر روایت می شود. سوژه با طرد نوزاد سپیدموی که مغایر با هنجارهای اجتماعی است، سعی در رفع چالش دارد، اما طرد فرزند چالش های بیشتری را پیش روی کنشگر اصلی و حتی دیگر کنشگران روایی قرار می دهد. در واقع، طرد فرزند در این روایت امکان اضمحلال معنا را فراهم می سازد. دراین بین، آنچه جریان معناسازی را تداوم می بخشد تبدیل شدن سوژه کنشی به سوژه شوشی و تغییر فضای روایت به فضایی حسی-ادراکی است. در واقع، حکیم فردوسی با استفاده از راهکارهای عاطفی و بهره بردن از نظام های معنایی از قبیل کنش، شوش، بوش، تخیل و اسطوره جریان معناسازی را تداوم می بخشد.
بررسی زبان شناختی کهنترین متن گاهشماری فارسی به خط مانوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متن M150 ازجمله دست نوشته های مجموعه متن های مانوی آکادمی علوم برلین است که به خط مانوی و به زبان فارسی نو آغازین نوشته شده است. این متن را مانویان فارسی زبان آسیای میانه، به نگارش در آورده اند و ازجمله کهن ترین متن های فارسی دری است. این دست نوشته به گونه جدولی تنظیم شده که بیشتر قسمت های آن آسیب دیده و دارای واژه های عربی بسیاری است که یک نمونه از گاهشماری سغدی- مانوی مربوط به نیمه نخست قرن چهارم هجری به شمار می رود. در این متن، نام روزها زردشتی، ولی نام سیاره ها و برج های دوازده گانه (صور فلکی) به صورت عربی آمده است. این مقاله، ابتدا به معرفی این گاهشماری قرن چهارم هجری می پردازد و سپس نویسه گردانی، آوانوشت و ترجمه شده و در پایان همراه با توضیحات و یادداشت ها به بررسی آن پرداخته شده است.
تحلیل کیفی آموزش زبان در بستر اینترنت از منظر زبانشناسی کاربردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۶
73 - 108
حوزههای تخصصی:
آموزش حضوری در دوران کرونا تعطیل شد و آموزش آنلاین به یک جنبه مهم آموزش تبدیل شد. به منظور استفاده کامل از این جنبه مهم و آمادگی برای سایر موارد اضطراری، بررسی ابعاد آن به طور دقیق ضروری است. در این راستا، این مطالعه نظرات و پیشنهاد های مدرسان زبان انگلیسی را درباره آموزش آنلاین در طول شیوع کووید-19 موردبررسی قرار داده است. این مطالعه از روش کیفی استفاده کرده و نتایج با استفاده از نرم افزار مکس کیودا (2020) تجزیه وتحلیل شده اند. تحلیل محتوا در سه مرحله انجام شده است. داده ها با کدگذاری کاهش یافته، با طبقه بندی ساختار یافته و با بحث تفسیر شده اند. نتایج نشان می دهد یادگیری آنلاین باعث حفظ و تقویت کیفیت یادگیری و تدریس می شود. فراگیران مسئولیت -پذیرتر، مستقل تر و فعال تر می شوند. سواد رسانه ای و سواد دیجیتال بهبود می یابد. منابع، زمان و هزینه ها مدیریت می شوند. علیرغم مزایای آن، معایبی نیز دارد که موجب کاهش یادگیری می شود. دسترسی ناکافی به اینترنت و فقدان سواد رسانه ای برخی از این نقاط ضعف هستند که مدرسان و فراگیران را از استفاده کامل از آموزش آنلاین بازمی دارند. نظارت و ارزیابی پیشرفت فراگیران نیز برای مدرسان دشوار است. درنتیجه استفاده نادرست از اینترنت ممکن است فراگیران و مدرسان دچار آسیب های جسمی، روحی و روانی شوند. به نظر می رسد علت اصلی مشکلات عدم آمادگی برای استفاده گسترده از این شکل از آموزش است و برنامه ریزی دقیق و حساب شده در سطح کلان می تواند مشکل را حل کند.
حروف اضافه در زبان شهمیرزادی: ابزاری برای حالت دهی به گروه های اسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر شیوه حالت نمایی و نقش حروف اضافه در نشانه گذاری حالت در زبان شهمیرزادی بررسی شده است. برای تحلیل داده های زبانی براساس چارچوب نظری پژوهش، از داده های پرسشنامه تهیه شده برای این کار و همچنین داده های شهمیرزادی در پایگاه داده های اطلس زبانی ایران بهره گرفته شده است. علاوه براین برای تدقیق و محک داده ها، از منابع مکتوبِ مرتبط که دارای اطلاعات واژگانی و نحوی هستند، استفاده گردیده است. تحلیل داده ها نشان می دهد که در هر دو نوع حالتِ دستوری و معنایی در این زبان نشانه گذاری حالت با حروف اضافه صورت می گیرد. حروف اضافه در شهمیرزادی از نوع پس اضافه هستند و نشانه گذاری حالت در این زبان از نوع تحلیلی است و از وندهای تصریفی استفاده نمی شود. به عبارت دیگر در این گونه زبانی حالت های مکانی، همراهی، ابزاری و ازی با حروف اضافه وابسته یا مستقل و از سوی دیگر حالت های اضافی، به/ برایی، مفعولی و ازی (در صورتی که از صورت قدیمیِ /ǰǝn-/ استفاده شود) با حروف اضافه وابسته (پی بست) نشان داده می شوند.
حرکت تکواژ به عنوان راهکار رفع التقای واکه ها در کردی کلهری: تحلیلی در نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
110 - 87
حوزههای تخصصی:
حرکت تکواژ پدیده ای بسیار کمیاب است که در کردی کلهری بر پی بست ضمیری سوم شخص مفرد اعمال می شود، و انگیزه آن رفع التقای واکه هاست. فتاحی و کرد زعفرانلو کامبوزیا (۱۳۹۲) به بررسی یک نمونه از این روش از رفع التقای واکه ها در کردی کلهری پرداخته اند. در این پژوهش، افزون بر معرفی نمونه ای متفاوت از نمونه پژوهش مذکور، یافته های جدیدی به دست آمده و با یافته ها و نتایج پژوهشی پیشین در این زمینه مقایسه گردید. همچنین، در این مطالعه تحلیل های مربوط به حرکت تکواژ در چارچوب نظریه بهینگی موازی انجام شده است، تا از طریق کشف محدودیت های مرتبط و رتبه بندی آن ها مشخص گردد که چرا باوجود روش های رایج تری همچون حذف و درج، این مورد از التقای واکه ها در کردی کلهری صرفاً با حرکت تکواژ رفع می شود. پژوهش به صورت واج نگاری و بررسی داده هایی انجام شد که از طریق ۲۰ ساعت مصاحبه با ۱۵ گویشور کردی کلهری گردآوری شده بود. نتایج به دست آمده نشان می دهد که حرکت تکواژ علاوه بر بافت افعال پسوندی در مجاورت با پی بست تأکیدی نیز حرکت می کند و این حرکت نه فقط در مواجهه با التقای سه واکه، بلکه در التقای دو واکه نیز رخ می دهد. تحلیل های بهینگی نیز وجود محدودیت های فعالی را در این گویش آشکار کرد که رفع التقای واکه ها در این مورد خاص را با روش های رایج تر مجاز ندانسته و به همین سبب، راهکار حرکت تکواژ اعمال می گردد.
Plural Marking in Mahshahri, an Iranian Dialect on the Northern Coast of the Persian Gulf(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In this article, the plural marker in the Mahshahri dialect is examined. Mahshahri is the native language of the people of Bandar-e Mahshahr. This dialect has close similarities with other Iranian language varieties spoken in southern Iran, particularly those of other southern cities of Khuzestan Province, and Iranian language varieties of Bushehr, Fars and Kohkiluye and Boyr-Ahmad provinces. From a methodological point of view, this research is descriptive and analytical. The research data were mainly obtained through a questionnaire and by examining the text of a twenty-minute continuous speech from the Mahshahri dialect. The investigations carried out in this article show that the plural marker of Mahshahri is /-æl/, which, based on the phonetic environment of the base to which it is added, can have other allomorphic manifestations as well. The conducted studies also indicate that there are variations in the use of the plural marker in the Mahshahri dialect. These variations, in many cases, align with the replacement of the marker with its standard Persian counterparts. Therefore, the variations that can be seen in the use of the plural marker of Mahshahri can be considered in line with other current changes that are underway in the direction of leveling the dialect with standard Persian in Iran.
دستگاه فعل در گویش طاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این مقاله توصیف و بررسی دستگاه فعل در گویش طاری از گروه گویش های مرکزی ایران است. طار روستایی کهن است که در دهستان طَرق رود و در بخش مرکزی شهرستان نطنزِ استان اصفهان قرار گرفته است. گویش طاری یکی از گویش های بازمانده از زبان پارتی میانه و از شاخه شمالِ غربی زبان های ایرانی نو است که با گویش های طَرقی، کِشه ای و برخی دیگر از گویش های منطقه نطنز که دارای ساخت کُنایی هستند، همانندی و شباهت هایی دارد. در این پژوهش، با ارائه شواهد و نمونه هایی از گویش طاری، ضمن معرفی مشخصه های تصریفی این گویش مانند زمان، وجه، نمود، جهت، سببی سازی، مطابقه (با وندهای فاعلی و ضمیرهای پی بستی) و منفی سازی؛ هم چنین رابطه تصریفی ستاک حال و گذشته و صفت مفعولی و مصدر، شیوه ساخت صیغگان های مختلف فعل ارائه و توضیح داده شده است. داده های مقاله حاضر تماماً به روش میدانی و از طریق مصاحبه و گفتگو با سه گویشور میان سال و سالمندِ طاری گردآوری شده است.
جایگاه واژه های کهن در ذخیره لغوی گویش های فَلغَر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
91 - 104
حوزههای تخصصی:
تحقیق در گویش های زبان تاجیکی نشان می دهد؛ لغات ادبی کهن در گویش های جنوبی زیادتر باقی مانده اند. در این جستار، این نظر بیان می شود که نقش عناصر لغوی ادبیات کهن در بعضی از گویش های دیگر زبان تاجیکی، از جمله در گویش های بالاآب رودخانه زرافشان نیز قابل توجّه می باشد. برای نمونه چند واژه از زبان ادبی دوره کهن از گویش های منطقه فلغر را که سبب جدایی گویش های مذکور از دیگر گویش های زبان تاجیکی گردیده، بررسی می کنیم. در فلغر دایره استفاده این واژه ها نسبت به واژگان دیگر که از زبان ادبی دوران کهن به میراث مانده اند، وسیع تر است. در میان واژه های کهن ایرانی اصل ترکیب لغوی گویش های فلغر عنصرهایی به چشم می رسند که جدا از زبان فارسی و گویش های آن، با بعضی گویش های دیگر زبان تاجیکی، زبان دری و گویش های آن و زبان ادبیات دوره کهن کاربرد رایج دارند. این بررسی نشان می دهد که در گویش های فلغر همانند گویش های جنوبی زبان تاجیکی، بعضی از عنصرهای لغوی از زبان ادبیات دوره کهن به میراث مانده و ازجهت شکل و معنی از معادل دوره کهن آنها پیروی نموده اند، بعضی دیگر نیز ازلحاظ شکل و معنی تااندازه ای دور شده اند.
تحقیق در واژه های دیریابِ نسخه ای مشکول از السّامی فی الاسامی (مورّخ 537 ه .ق.) با تأکید بر واژه های سیستانی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۳ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۸۹) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
92 - 131
حوزههای تخصصی:
یکی از فرهنگ های کهنِ عربی به فارسی که در پژوهش های لغویِ زبان فارسی اهمّیت بسیاری دارد السّامی فی الاسامی نوشته ابوالفضل احمد بن محمّد المیدانی (وفات: ۵18 ه .ق.) است. از این متن نسخه های کهنِ بسیاری برجای مانده است که کهن ترینِ آن ها مورّخ ۵37 هجری قمری است و در موزه آسیایی آکادمی علوم اتّحاد جماهیر شوروی (سابق) نگهداری می شود. ویژگی مهمِ این نسخه حرکت داشتنِ واژه های فارسیِ آن است؛ بنابراین به یاریِ آن می توان از تلفّظ های رایج آن زمان آگاه شد که البتّه برخی از آن ها ویژه محل تولّد یا زندگی کاتب بوده است. اهمّیت دیگر نسخه وجود برخی برابرهای سیستانی است که کاتب برای واژه های عربی برگزیده است. این واژه ها در نسخه های دیگرِ متن به کار نرفته اند و تنها در متون سیستانی به ویژه مهذّب الاسماء یافت می شوند. همچنین به سیستانی بودنِ بعضی از آن ها در کتاب الصّیدنه تصریح شده است. بنابراین می توان گفت برخی واژه های دیگرِ نسخه که در منابع دیگر یافته نشده است، به احتمال بسیار از منطقه سیستان است. این احتمال زمانی قوی تر گشت که تعدادی از این واژه ها در فرهنگ های سیستانی معاصر نیز به نظر رسید. با توجه به اینکه متون سیستانیِ نسبتاً اندکی از گذشته برجای مانده است وجود چنین نسخه هایی و تحقیق در آن ها اهمّیتی بسیار می یابد. همچنین این نسخه، به دلیلِ کهن، درست، کامل و مشکول بودن ضمن اینکه در تصحیح اثر، نسخه اساس واقع می شود، بهره مندی از آن نیازمند احتیاط است؛ به ویژه در مواردی که برابرهایی متفاوت با برابرهای دیگر نسخه ها دارد.
تحلیلی برون اسکلتی از فرافکن های طبقه نما و کمیت نمای زبان فارسی با تأکید بر ساخت بخشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود فرافکن های طبقه نما و کمیت نما در گروه حرف تعریف و یا در ساخت بخشی از دهه (1980) میلادی بعد از قائل شدن ویژگی های جمله ای برای گروه حرف تعریف، مورد توجه دستوریان زایشی قرار گرفته است. با این حال، همچنان فرافکن تلقی کردن یا نکردن آن ها در زبان های زیادی از جمله زبان فارسی بحث برانگیز است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی فرافکن های طبقه نما و کمیت نما در زبان فارسی با تأکید بر ساخت بخشی بر پایه انگاره برون اسکلتی بورر (2005) پرداخته است. مساله بنیادی این انگاره قائل شدن بورر (2005) به فقدان هر گونه اطلاعات نحوی هم چون مقوله های دستوری در واژگان است. نتایج تحلیل برون اسکلتی فرافکن طبقه نمای زبان فارسی نشان داد که داده های پژوهش حاضر وجود این فرافکن را در زبان فارسی تائید می کنند و همچنین، ارزش گذارهای ارزش باز این طبقه (DIV) در زبان فارسی هسته مشخصه انتزاعی و طبقه نماها هستند. از طرفی، نتایج پژوهش حضور فرافکن کمیت نما و ارزش گذاری ارزش باز این فرافکن (#) توسط اعداد، کمیت نماها و صفت های اشاره ای را در گروه حرف تعریف و ساخت بخشی زبان فارسی تائید کرد.
سرعت گفتار در ریتم شعرکلاسیک فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرعت گفتار با درصد زمانی یا تناسب امتداد سکوت ها ارتباط دارد. در گرایش جهانی، تعداد سکوت ها در شعر بیشتر و سرعت گفتار آهسته تر از سرعت گفتار طبیعی است. این پژوهش با هدف بررسی همبستگی سرعت گفتار با دیرش سکوت ها و دیرش صدا در ساختار زمانی ریتم شعر کلاسیک فارسی صورت گرفت. شش قطعه شعر از دو قالب غزل و رباعی دارای سه الگوی عروضی اصلی انتخاب شدند. ده گویشور مرد و دوازده گویشور زن فارسی زبان این اشعار را خواندند و فرایند تحلیل صوتی با نرم افزار پرت و محاسبات ریاضی و آماری با نرم افزار R و از طریق بررسی رابطه همبستگی انجام شد. نتایج نشان داد که سرعت گفتار در ساختار ریتم شعر کلاسیک عنصری سبک شناختی است و با افزایش دیرش سکوت ها افزایش می یابد؛ اما با دیرش صدا نسبت عکس دارد. همبستگی سرعت گفتار با متغیرهای قالب شعر و الگوهای عروضی نشان می دهد که مطالعه ساختار ریتم شعر می تواند جنبه محاسباتی داشته باشد. از این روی، وجود روابط ریاضی در ساختار ریتم شعر به بررسی بیشتری بر اساس تعداد و دیرش سکوت ها و نیز بر مبنای تعداد و دیرش واحدهای آوایی نیاز دارد. به نظر می رسد از روابط تناسب دیرشی می توان در شناخت بیشتر و طبقه بندی الگوهای عروضی استفاده کرد. محاسبه سرعت گفتار با نسبت های دیرشیِ متفاوت وجود ساختار سلسله مراتبی ریتم شعر کلاسیک فارسی را تأیید می کند و هم چنین مبین وابستگی سازه های بزرگ تر به شاخص های سبکی و وابستگی سازه های کوچک تر به شاخص های سبکی و فردی است.
نظام تصریفی تک بنی در زبان تالشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تالشی از زبان های ایرانی نو در گروه شمال غربی است که در کرانه جنوب غربی دریای کاسپین، از سفیدرود در استان گیلان تا رود کُر در جمهوری آذربایجان گسترده است. در این مقاله کوشیده ایم به برخی از ویژگی های خاص فعلی این زبان، ازجمله استفاده از بن ماضی در بنای فعل امر و مضارع اخباری (آینده)، به ویژه کاربرد بن واحد و مشترک در تصریف فعل ها بپردازیم. خصوصیت اخیر را «تک بنی» نامیده ایم و سعی کرده ایم ضمن تبیین ریشه شناختی و تاریخیِ ترکیب «بن بَسِند» که در کتاب معروف به «تفسیر شُنقُشی» از ترجمه های کهن قرآن به زبان فارسی آمده است، ابهامات بخش دوم این ترکیب، یعنی بن فعلی «بَسِند» را از نظر نوع بن براساس کاربرد آن در زبان تالشی توضیح دهیم. «بَسِند» با تحلیل ریشه شناختی، بن مضارع است و در ترکیب، معنی مفعولی دارد و به عنوان بن مشترک (تک بن) در صرف تمام ساخت های فعلی زبان تالشی به کار می رود.
تحلیلی ساختی از واژه های مرکب برگرفته از ستاک گذشته «گشت» در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۴
109 - 128
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی واژه های مرکب مختوم به ستاک گذشته «گشت» در چارچوب صرف ساختی پرداخته است. تلاش این پژوهش ارائه توصیفی همزمانی و درزمانی از تنوعات معنایی و نظام طرحواره ای ناظر بر واژه های حاصل از این ساخت بوده است. داده های پژوهش حاضر شامل 202 واژه مرکب بوده که از پیکره های همزمانی و درزمانی زبان فارسی همچون پیکره فرهنگیار زبان فارسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، پیکره پایگاه دادگان زبان فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پیکره بی جن خان، پیکره برخط گنجور زبان فارسی (ganjoor.net)، فرهنگ زانسو کشانی (۱۳۷۲) و لغتنامه دهخدا (1377) و نیز جستجوگر گوگل گردآوری شده اند. روش کار توصیفی-تحلیلی و هدف از پژوهش حاضر بررسی تنوعات معنایی موجود، توصیف ساخت ناظر بر این گروه از واژه ها و نیز نگاهی به عملکرد این ساخت در گذر زمان بوده است. برای این منظور ابتدا واژه های استخراج شده بر اساس معنی آن ها در چهار مقوله معنایی دسته بندی شدند. سپس طرحواره ناظر بر آن ها به دست داده شد. بررسی های درزمانی نشان داد از این ساخت در قرون گذشته، در معنایی متفاوت از آنچه امروزه به کار می رود، تولید شده است. همچنین با رواج فضای مجازی در سال های اخیر شاهد بروز برخی تغییرات در عملکرد این ساخت بوده ایم. با در نظر گرفتن تغییرات درچندمعنایی ناظر بر این ساخت، درنهایت نظام طرحواره ای ساخت [x گشت] به دست داده شد. در نظام طرحواره ای این ساخت شاهد دو زیرساخت زایا بودیم که واژه های جدید از رهگذر آن ها تولید شده و دو ساخت ایستا که عامل انگیختگی برخی واژه های موجود هستند.
حرف اضافه «فرا» و «ها» در متون فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از متون ادب فارسی، ویژگی هایی دارند که در سایر متون دوره اسلامی کمتر دیده می شود، ولی می توان سابقه آن را در زبان های کهن ایرانی بررسی کرد. یکی از این ویژگی ها کاربرد «فرا» و «ها» در مقام حرف اضافه و پیشوند فعلی است. در برخی از متون، «فرا» و در برخی دیگر، «ها» که صورت دیگری از «فرا» است، به کار رفته است. در تاج التراجم، هر دو صورت به کار رفته . در این مقاله، سیر تحول «فرا» از منظر صورت و کارکرد در دوره های کهن زبان های ایرانی بررسی و چگونگی تحول آن از قید به حرف اضافه و پیشوند نشان داده شده است. در زبان اوستایی، frā قید به معنی «پیش، جلو» است و در برخی بافت ها، کارکرد معنایی خود را از دست داده و قرار گرفتن آن پیش از یکی از اجزای جمله سبب شده به عنوان حرف اضافه بازتحلیل شود. نزدیک شدن به فعل جمله نیز به تدریج آن را به پیشوند فعل بدل کرده است. frā در متون موجود فارسی میانه و پهلوی اشکانی جز به صورت عنصری رسوبی در ساخت برخی واژه ها باقی نمانده است، اما در برخی متون ادب فارسی، با کارکرد پیشوند فعل و همچنین، حرف اضافه برای دلالت بر نقش معنایی پذیرنده و مقصد فعل حرکتی باقی مانده است. طی روند تحول آوایی، frā به hā بدل شده و این صورت نیز، همان کارکردهای صورت پیشین را حفظ کرده است.
ضمایر نکره در گونه های مختلف زبان گیلکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر کاربرد ضمایر نکره را در گونه های مختلف زبان گیلکی، از زبان های ایرانی شمال غربی در کرانه دریای خزر بررسی می کند. ضمایر نکره مانند «کسی» عباراتی ارجاعی هستند که مصداق مشخصی در جهان خارج ندارند و نقش های مختلفی در زبان ها دارند (Croft, 2022). هدف این پژوهش پی بردن به شباهت ها و تفاوت های گویش گیلکی غربی و شرقی و مقایسه کاربرد ضمایر نکره در زبان گیلکی این دو منطقه است. بدین منظور از چهارچوب نقشه معنایی هسپلمت (1997) استفاده می شود. این چهارچوب یک الگوی همگانی است که امکان توصیف و مقایسه بینازبانی و درون زبانی را برای زبان شناسان در مطالعات رده شناختی فراهم می کند. داده های پژوهش از گفتار روزمره شش منطقه در گیلان جمع آوری شده و پس از بررسی و مقایسه آنها، نقشه معنایی پیشنهادی برای هرکدام از گویش ها ترسیم شده است. یافته ها نشان می دهد که به طورکلی کاربرد ضمایر نکره در گویش های گیلکی غربی و شرقی مشابه هستند و با وجود تفاوت اندک میان آنها، گویشوران این دو منطقه این تکواژها را نسبتا یکسان استفاده می کنند. استفاده از نقشه معنایی در مطالعات رده شناختی و گویش شناسی بسیار مفید است و می توان به کمک آن به درک عمیق تری از ساخت های نحوی و معنایی در زبان ها دست یافت.
بررسی تطبیقی ترمیم در مکالمات گویش اهوازی زبان عربی و زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش تعاملی ترمیم در مکالمات از دیرباز مورد توجه مکالمه کاوان بوده است. هدف این پژوهش مطالعه انواع ترمیم و راهبردهای آن در مکالمات گویش اهوازی زبان عربی و زبان فارسی است. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۰۰ شرکت کننده (۵۰ گویشور اهوازی و ۵۰ فارسی زبان) است که از افراد ۲۰ تا ۵۰ ساله ساکن اهواز و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. پس از ضبط مکالمات روزمره شرکت کنندگان، داده ها آوانگاری شده و با توجه به الگوی پژوهش موارد ترمیم در آنها شناسایی شدند. یافته های حاصل از 283 دقیقه مکالمه زبان فارسی و 240 دقیقه مکالمه زبان عربی نشان از بسامد زیاد کاربرد خودترمیمی-خودآغاز در مکالمات هر دو گروه دارد. همچنین، مشاهده شد شرکت کنندگان هر دو زبان برای شروع ترمیم خود عمدتاً از آغازگر غیرواژگانی در قالب انقطاع گفتار استفاده کرده اند. به علاوه، یافته ها نشان داد عرب زبانان هفت راهبرد جایگزینی، جستجو، بازیابی، حذف، درج، پرانتزسازی و پرش توالی را در مکالمات استفاده کردند، در حالی که فارسی زبانان نه راهبرد جایگزینی، جستجو، بازیابی، حذف، درج، پرانتزسازی، قالب بندی مجدد، مرتب سازی مجدد و پرش توالی را به کار برده اند. در هر دو زبان راهبردهای جایگزینی، بازیابی و جستجو با فراوانی بالا و راهبرد پرش توالی کمترین کاربرد را داشته است. یافته های پژوهش حاضر به این امر صحه می گذارد که اصول کلی ترمیم جهانی هستند، اما در زبان های مختلف مشاهده تفاوت در جزئیات آن دور از انتظار نیست.
بررسی اثر رقابتی بار هیجانی و پدیده شکل - زمینه بر یادآوری واژگان با استفاده از دستگاه ردیاب چشمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
86 - 67
حوزههای تخصصی:
باتوجه به نقش پراهمیت یادآوری ، این موضوع از ابعاد متعدی مورد بررسی قرار گرفته است؛ برای مثال هیجانات که بار هیجانی را شامل می شود و پدیده شکل – زمینه یا مفهومی که در آن یک موجودیت غالب بوده و«شکل» نامیده می شود در حالی که موجودیت دیگر در پس زمینه قرار گرفته و به عنوان «زمینه» شناخته می شود. پژوهش حاضربا استفاده از از فن آوری ردیابی چشم در پی پاسخ به سوالاتی از این قبیل است که آیا پدیده ی شکل-زمینه(محل قرارگیری واژگان به صورت مرکز و اطراف) در به خاطر سپاری واژگان نیز صدق می کند؟در به یادآوری واژگان «بار هیجانی واژگان» یا «محل قرارگرفتن واژگان» مؤثرتر هستند؟ مقدار زمان تثبیت چشم با میزان یادآوری واژه ارتباط دارد؟ جنسیت در به خاطرآوردن واژگان تاثیر دارد؟ حجم نمونه 30 نفرزن و مرد بود. روش پژوهش شبه آزمایشی است. تحلیل آمار توصیفی با استفاده از نرم افزار Spss نسخه ۲۶ صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد قرارگرفتن واژه در جایگاه «شکل» به تنهایی تأثیر معناداری بر یادآوری آن ندارد (p > 0.05) ؛ واژه های دارای بار هیجانی منفی بالا، حتی در جایگاه «زمینه» با درصد بیشتری نسبت به واژه های خنثی در جایگاه «شکل» یادآوری شدند. این تفاوت از نظر آماری معنادار بود (p < 0.01) به عبارتی بار هیجانی منفی نسبت به جایگاه واژه نقش برجسته تری در یادآوری دارد. واژه های خنثی در جایگاه «شکل» نسبت به سایر واژه های هیجانی (مثبت تر، مثبت و منفی) در جایگاه «زمینه» در اولویت یادآوری بودند (p <0.05) . بین مدت زمان تثبیت چشم و میزان به یادآوری واژه همبستگی معناداری مشاهده نشد. ، تفاوت معناداری بین زنان و مردان در انتخاب نخستین واژه نبود و هر دو گروه عمدتاً واژه های دارای بار هیجانی منفی بیشتر را به یاد آوردند. مردان بیشتر واژه های خنثی را در جایگاه «شکل» و زنان واژه های هیجانی با بار مثبت را در جایگاه «زمینه» به عنوان دومین واژه به خاطر آوردند.
بررسی وراثت پیش فرض در طرح واره های ساختی کلمات غیربسیط فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نقشِ سازوکارهایِ طرح واره های ساختی در تخصیص اطلاعات دستوری از جمله ویژگی های صرفی، نحوی، معنایی، مقوله و هسته به کلمات غیربسیط درچارچوب صرف ساختی (بوی 2010، 2017) می پردازد و هدف آن نشان دادن میزان کارآمدی رویکرد ساختی در تحلیل این نوع کلمات است. در این راستا، 200 نمونه از کلمات غیربسیط شامل مشتق، مرکب و اصطلاحات ساختی، برگرفته از فرهنگ زانسو با روش توصیفی- تحلیلی بررسی شدند. یافته ها نشان داد که نمونه های مشتق و مرکب، ویژگی های دستوری ازجمله ویژگی های صرفی، مقوله نهایی واطلاعات معنایی شان را از طرح واره اصلی و زیرطرح واره های ساختی مسلّط بر خود از طریق سازوکار وراثت دریافت می کنند همچنین مشخص گردید که وندهای «–ش» و «–ان» به ترتیب در کلمات مشتق و مرکب، بیشتر به عنوان نمود صوری بخشی از یک ساخت وقوع می یابند و به دلیل تنوع معناییشان در این نمونه ها، در ساختی با الگوی چندمعنایی قرار می گیرند. همچنین، درکلمات مرکب، جایگاه هسته و وابسته اهمیت نظری ندارد، به این دلیل که ساخت، مسئول نهایی تعیین مقوله این کلمات و دیگر ویژگی ها است. مهم آن که با فرض وجود دو قطب صوری و معنایی در ساخت این کلمات و برقراری رابطه نظام مند میان این دو، می توان شیوه تحلیلی واحد و اقتصادی تری را برای انواع داده های این پژوهش استفاده کرد، اگرچه چالش آن این است که تحلیل دستوری از ساخت این نوع نمونه های فارسی را تاحدّی نامقیّد می سازد. در مجموع، معنایِ گروه های متفاوت کلمات با پیچیدگی ساخت واژی متفاوت، از طریق الگوهای چند معنایی، زیربخشی و معنای وابسته به ساخت به کمک طرح واره ساختی و زیرطرح واره های آن برانگیخته می شود. مهم آن که با رسیدن به چند زیرطرح واره ساختی تحت تسلط طرح واره مسلط بر این کلمات، می توان نمونه های کمتر قاعده مند و به ویژه خاص را همانند نمونه های قاعده مند تبیین کرد، بدون این که در پی یافتن راه حل های پراکنده برای معانی متفاوت یک وند یا شبه وند در کلمات مشتق و اصطلاحات ساختی، طرح تکواژ صفر برای ترکیبات بدون وند، یا معرفی قاعده راست هسته یا چپ هسته برای کلمات مرکب در توجیه بی قاعدگی ها باشیم.