فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۶۱ تا ۲٬۰۸۰ مورد از کل ۲٬۰۸۰ مورد.
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۱)
160 - 189
حوزههای تخصصی:
تمثیل ازجمله باشکوه ترین جلوه های ادبی و هنری قرآن است که به واسطه آن حقایق حق و ثابت الهی به قالب آن ریخته می شود تا هر کسی را بنا به ظرفیت خودش سیراب کند. تمثیل فقط از منظر ادبیاتی و از جنبه های بلاغی آن مورد توجه قرار گرفته و تنها به جنبه ظاهری ادبیاتی آن نگریسته شده است. بررسی ابعاد تربیتی منحصربه فرد مثال های قرآنی در هدایت انسان ها و ابعاد روش های تمثیل مغفول مانده و قصه های قرآن و تمام الفاظ قرآن که مثلی اعلاتر از تمثیل های رایج و شایع در قرآن است نادیده گرفته شده است، درحالی که باید دانست که شنونده در مواجهه با تمثیل های قرآن به هیچ وجه به جنبه ادبیاتی آن توجه نمی کند، بلکه اهداف و آثار تربیتی آن را تعقیب می کند، اما ادبیات می تواند کلیدی باشد که قفل های ناگشوده آن را می گشاید. باید اعتراف کرد آنچه درباره تمثیلات قرآن پژوهش شده هنوز نمی از لم بیکران قرآن است. جا دارد با نگاهی دقیق تر و عمیق تر به بحث تمثیل بنگریم و از زوایای مختلف بررسی نماییم تا به اسرار آن، که حقایق بلند معارف الهی است، دست یابیم. در این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی تلاش شده دایره آن را از امثال های رایج آن، به قصه ها و کل الفاظ قرآن گسترش دهیم و با نمونه هایی از تمثیل های رایج قرآن اندکی از حقایق تجسم یافته اعمال انسان، که در قالب تمثیل آمده است، را بررسی کنیم. این مقاله نگاهی اجمالی به روش های تمثیل در قرآن دارد. در آن تلاش شده تا کلیاتی از تعاریف، انواع و فواید مثل، حقیقت تمثیل در عالم، حقیقت تمثیل در قرآن، بیان کارکردهای آن و نمونه هایی از تمثیل های قرآنی پرداخته شود و تصویری که خداوند از تجسم و تمثیل اعمال انسان ها در قرآن عرضه کرده، تبیین گردد
چرایی و چگونگی مرجعیت علمی قرآن کریم؛ مرور اولیه نظریه تناسب وجودی در فلسفه اخلاق
حوزههای تخصصی:
از راه های امکان سنجی و تشخیص چگونگی مرجعیت علمی قرآن کریم نگاهی تطبیقی به مسائل دانش های گوناگون و مقایسه همان مسئله ها در قرآن است. به این منظور ابتدا، مسئله و یا مسئله هایی از هر یک از علوم انتخاب می شود و با عرضه آن به قرآن کریم، امکان مرجعیت علمی قرآن نسبت به آن دانش و چگونگی آن بررسی می شود. فلسفه اخلاق یکی از علومی است که شایسته است مسئله مرجعیت علمی قرآن کریم نسبت به آن واکاوی شود. در این مقاله با گزینش نظریه ای از فلسفه اخلاق (نظریه تناسب وجودی) چگونگی عرضه آن به قرآن کریم نشان داده می شود و با تعیین ابعاد نظریه تناسب وجودی، هر یک از ابعاد نظریه محور یک پرسش برای عرضه به قرآن کریم قرار می گیرد. با یافتن چگونگی پاسخ دهی قرآن کریم به این پرسش ها می توان به نتایجی درباره چگونگی مرجعیت علمی قرآن در برابر این نظریه به طور خاص و فلسفه اخلاق به طور عام رسید.
تکلیف حیوانات از منظر قرآن کریم با تکیه بر آیات مربوط به حیوانات
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۱)
102 - 130
حوزههای تخصصی:
مکلف بودن حیوانات از مباحثی است که نیازمند تحقیق و بررسی دقیق مقدمات علمی، آیات و روایات مربوط به آن است. چنین پژوهشی ما را در فهم بهتر و معرفت عمیق تر به روایات و آیات حشر و نیز آیات و احادیث مربوط به اراده، اختیار و تسبیح حیوانات کمک می کند؛ بنابراین پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی، با نگاه تفسیری برخی مفسرین شاخص، درصدد بررسی و تحلیل این پرسش است که آیا حیوانات دارای تکلیف هستند؟ باتوجه به اینکه حیوانات براساس برخی آیات قرآنی دارای آگاهی، شعور، اراده، اختیار، تسبیح و حشر هستند و این امور محدود به سعه وجودی آنهاست و براساس آیات کریمه، پرندگان، حشرات و حیوانات در رتبه وجودی خود از این ویژگی ها برخوردارند، به نظر می رسد این موجودات باتوجه به ویژگی های فوق باید در حیات دنیوی خود دارای تکالیف باشند؛ زیرا همه شرایط و اوصاف برای تکلیف داشتن در آنها وجود دارد، گرچه بی تردید این شرایط و اوصاف نسبت به انسان در سطح پایین تری قرار دارد
چگونگی مواجهه محمدجواد مغنیه با مشترک لفظی در تفسیر الکاشف
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
69 - 99
حوزههای تخصصی:
شناخت معنای دقیق واژگان و چگونگی کاربست آنها به فهم درست یک متن کمک شایانی می کند. در همه زبان ها، واژگانی یافت می شوند که برای چند معنای متفاوت وضع شده اند. در ادبیات، این کلمات با عنوان الفاظ مشترک توصیف می شوند. از دیرباز مفسران به مسئله شناسایی معنای کلمات اهتمام داشته اند و چگونگی کاربرد الفاظ مشترک در قرآن مورد توجه ایشان بوده است. استاد محمدجواد مغنیه، یکی از مفسران معاصر، در کتاب التفسیر الکاشف به مسائل ادبی و بلاغی توجه کرده است. باتوجه به اهمیت موضوع، این پژوهش در پی تبیین چگونگی مواجهه وی با مسئله اشتراکات لفظی است. دستاوردهای این پژوهشِ توصیفی تحلیلی، نمایانگر آن است که استاد مغنیه در زمره کسانی است که به امکان وقوع مشترک لفظی در قرآن اعتقاد داشته و در مواجهه با الفاظ مشترک از دو روش پیروی می کند. در روش نخست، استاد مغنیه همه دلالت های یک لفظ را بیان کرده و سپس از میان آنها یک مورد را برمی گزیند. در روش دوم، استاد به مشترک لفظی بودن واژه تصریح کرده و فقط معنای مورد نظر را بیان می کنند. در این پژوهش برای تبیین بیشترِ این دو روش، نظرات استاد مغنیه در مورد برخی کلمات پرکاربرد قرآنی بررسی شده است.
بررسی تمایزهای معنایی واژگان «جاء» و «اتی» در قرآن و بازتاب آن در برخی از مهم ترین ترجمه های فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجّه به این که یکی از مهم ترین وجوه اعجاز قرآن، اعجاز ادبی و بلاغی و کاربرد هر واژه در آیات، برخاسته از حکمت الهی و در راستای ایفای رسالتی خاصّ است، واکاوی ویژگی های معنایی واژگان در عرف قرآن، ازجمله واژگان قریب المعنی و پرکاربرد «جاء» و «اتی»، ضروری می نماید. این نوشتار بر آن است با بهره گیری از روش کتابخانه ای، ضمن نقد و بررسی دیدگاه های مطرح درباره تمایز معنایی واژگان «جاء» و «اتی» در آیات، زوایایی از ظرایف نهفته در وراء کاربرد قرآنی این واژگان را به ترسیم کشد. نیز پردازش به نحوه بازتاب این ظرافت های معنایی در مهم ترین ترجمه های فارسی قرآن کریم، از دیگر اهداف این پژوهش می باشد. از حاصل این پژوهش می توان دریافت از بین دیدگاه های مطرح، دیدگاه راغب اصفهانی و محمّد شحرور، بیشترین موفّقیّت را در تبیین تمایز های معنایی فعل «جاء» و «اتی» در قرآن داشته است، ولی متأسّفانه مترجمان فارسی زبان قرآن، بی اعتنا به واکاوی های معنایی قرآن پژوهان، این ظرائف معنایی را در ترجمه خویش منعکس نساخته و به نحوی بی ضابطه، به معادل یابی برای این واژگان پرداخته اند.
روش شناسی مرجعیت علمی قرآن در مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی
حوزههای تخصصی:
برای مرجعیت منبع جامع و خطاناپذیر قرآن، در علوم انسانی، می توان با مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی زمینه های اولیه را فراهم کرد و با توجه به تفاوت روش شناسی تحقیق در علوم انسانی با روش شناسی تحقیق در قرآن کریم، لازم است یک روش شناسی مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی برای ارتباط معرفتی میان این دو عرضه شود. برای رسیدن به این هدف، باید با توجه به روش شناسی متفاوت علوم انسانی موجود و مطالعات قرآنی، روش هایی که می توان به وسیله آن روش ها، ارتباط معرفتی میان داده های علوم انسانی موجود و داده های قرآنی ایجاد کرد، مورد بررسی قرار دهیم و در نهایت روش مطلوب عرضه شود. روش هایی همچون «کشف و استنباط»، «تأیید و تکمیل»، «داوری و تهذیب»، «تکیه بر پیش فرض های قرآنی برای تأسیس علوم انسانی دینی»، «فرضیه انگاری تعالیم قرآن» و «تأثیر غیرمستقیم و عدم مداخله» و «تولید علوم انسانی با پشتوانه تعالیم بنیادی قرآن به مثابه مفروضات نظری» قابل عرضه است، اما هیچ یک از این روش ها کامل نبوده و از وجاهت لازم برخوردار نیست. بر این اساس این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی، به این پرسش پاسخ خواهد داد که مرجعیت علمی قرآن در عرصه مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی با چه روشی امکان پذیر است؟ نتیجه و دستاورد این تحقیق، عرضه روشی مستدل و قابل قبول برای مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی است.
نقش چند معناییِ الفاظ و عبارات قرآن کریم در مرجعیت علمی قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
مقصود از چندمعنایی در این مقاله، دلالت الفاظ و عبارات قرآن کریم بر معانی متعدد و مختلف، و به عبارت دقیق تر برداشت معانی متعدد از یک واژه یا عبارت قرآن کریم است که در دانش اصول فقه و تفسیرپژوهی گاه از آن به «استعمال لفظ در بیش از یک معنا» و گاه به «حمل لفظ مشترک بر بیش از یک معنایش» و گاه به «اراده دو معنا از یک عبارت»، تعبیر می شود. پژوهش حاضر که با روش تحلیل و توصیف انجام گرفته، درصدد پاسخ گویی به این پرسش است که «پذیرش چندمعنایی در الفاظ و عبارات قرآن کریم چگونه بر توسعه قلمرو مرجعیت قرآن کریم برای علوم مختلف به سوی مرجعیت حداکثری تأثیرگذار است؟» حاصل این پژوهش اثبات این دیدگاه است که جواز چندمعنایی الفاظ و عبارات قرآن یکی از اصلی ترین مبانی مرجعیت قرآن کریم است که قلمرو مرجعیت آن به سوی مرجعیت حداکثری سوق می دهد، و بیشتر کسانی که به مرجعیت حداکثری قرآن کریم - با مراتب مختلفش - باور دارند باور به جواز چندمعنایی را به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه مبنای دیدگاه خود قرار داده اند. به منظور تبیین و اثبات این دیدگاه، بعد از اشاره به ادله جواز چندمعنایی الفاظ قرآن، نمونه های قابل توجهی از آیات قرآن در قالب شکل هایی از چندمعنایی توصیف، تحلیل و بررسی شده اند
تبیین اعجاز قرآن کریم در اندیشه امام خامنه ای(دام ظله)
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۱)
68 - 101
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم معجزه ماندگار و پشتوانه استوار اسلام درگستره زمان و پهنه مکان است. اعجاز قرآن یکی از علوم برون قرآنی است که همت پژوهشگران بسیاری بدان عطف شده است. امام خامنه ای که از دانشمندان نواندیش و ژرف نگر معاصر است، در فرصت های گوناگون به تبیین اعجاز قرآن و شگفتی های آن پرداخته است. باتوجه به ناهمگونی دیدگاه ها در تفسیر اعجاز قرآن، تبیین آن در نگره ی رهبر انقلاب اسلامی بایسته است. این نوشتار با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانه ی و نرم افزاری در پی پاسخ بدین پرسش است که اعجاز قرآن کریم در اندیشه امام خامنه ای چیست؟ فرض برآن است که قرآن از نظرگاه ایشان یک معجزه جاوید و پاسخگوی نیازهای اساسی بشر در همه تاریخ و نسبت به همه صحنه های وسیع زندگی بوده و هست. پی جوی های انجام شده درگفتارهای آیت الله خامنه ای حکایت از آن دارد که اعجاز یک پدیده واقعی و دارای عوامل فراتر از درک بشر عادی است و خداوند فرستاده های خویش را به منظور اقناع مردم و اثبات حقانیت خویش، مجهز به معجزه هم سو با زمان شان می کرد. قرآن کریم به تبَع رسالت عالم گیر و دائمی اسلام، به عنوان معجزه ی جامع و جاوید پیامبراکرم(ص) معرفی شده است که دارای ابعاد گوناگون است؛ در جمال و زیبایی لفظی یک اثر هنری بی نظیر و در عبارت بندی و جمله پردازی دارای آهنگ، طنین، نظم و نسق خاص است. همین الفاظ رسا و زیبا دربردارنده ی قواعد سعادت بخش و سلامت آفرین برای جامعه ی بشری بوده و هماره از تازگی و زایندگی برخودار است
قلب به مثابه مرکز حکمت و ادراک: پژوهشی در قرآن و تورات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه همه اعضای بدن در ادراکات حضوری و شهودی سهم دارند، قلب به عنوان شگفت انگیزترین ساحت وجودی انسان، محور اصلی حکمت و معرفت تلقی می شود. قلب، آیینه ای تمام نما از هویت انسان و جایگاه ارتباط با روح است که رفتارها و انتخاب های او را شکل می دهد. در متون حکمی تورات، قلب کلیت وجود انسان (جسم و روح) را دربرمی گیرد و جایگاه نفس محسوب می شود، حال آنکه در قرآن، قلب فاقد مفهوم آناتومیک صرف است و بیشتر به مفاهیمی چون تفکر، ایمان و عواطف نسبت داده شده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی تطبیقی کارکردهای قلب در این دو سنت دینی می پردازد. یافته ها نشان می دهد در تورات، قلب گاه مرکز عواطف و گاه مرتبط با عقل و حکمت است، در حالی که در قرآن، قلب به مثابه مرکز فهم، ایمان و تصمیم گیری های اخلاقی عمل می کند. همچنین، در هر دو متن، قلب محل آزمون الهی و عرصه کشمکش میان نیکی و بدی است، اما قرآن با تأکید بر ارتباط قلب با شریعت، بعدی فراتر از حکمت توراتی ارائه می دهد.
بازشناسی یک واژه فارسی در قرآن کریم؛ مطالعه موردی «هُدِّمَت»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی خاستگاه واژه قرآنی تک بسامد «هُدِّمَت»، برساخته از ریشه «ه-د-م»، و واکاوی تطور صوری و معنایی آن انجام شده است. این واژه در تفاسیر و ترجمه های قرآنی، اساساً به مثابه یک واژه اصیل عربی و در پیوند با معنای جاافتاده «ویرانی یا تخریب» تلقی شده، بی آنکه بررسی ریشه شناختی مستقلی بر پایه تعاملات زبانی صورت گیرد. مقاله پیش رو با رویکرد تاریخی یا درزمانی، ضمن اشاره به همزادهای واژه در دیگر زبان های سامی، کاربست های آن را در متون پیشاقرآنی شامل متون مقدس یهودی–مسیحی و اشعار کهن عربی بررسی کرده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «هُدِّمَت» وام واژه ای برگرفته از فارسی باستان (handāma) به معنای «اندام» است که از طریق زبان آرامی و در چارچوب تعاملات زبانی عصر هخامنشی وارد زبان های سامی و سپس عربی شده و در آیه چهلم سوره حج بر پاره پاره کردن و فروپاشی ساختمان پرستشگاه ها دلالت دارد. افزون بر این، نتایج پژوهش پیش رو نشان می دهد که بازسازی ریشه ثلاثی «ه-د-م» بر پایه یک ریشه ثنائی، به سبب غفلت از وام واژه بودن آن اساساً گرفتار خطای روش شناختی است.
واکاوی ساختار نشانه شناختی سوره عادیات (بر اساس الگوی رمزگان رولان بارت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی عمیق تر مفاهیم و معانی ضمنی سوره عادیات به بررسی توصیفی-تحلیلی آن از منظر رویکرد رمزگان پنج گانه رولان بارت (رمزگان هرمنوتیک یا معمایی، رمزگان پروآیرتیک یا کنشی، رمزگان معنابنی یا ضمنی، رمزگان نمادین یا تقابلی و رمزگان فرهنگی یا ارجاعی) می پردازد. این رویکرد با تمرکز بر تحلیل عناصر و روابط زبانی و نشانه ای متن به کشف معانی ضمنی آن می پردازد. بارت این نظریه را بر پایه هنجارمندی ساختار نشانه ای متن که عامل اصلی معناآفرینی است، بنا نهاد. دستاورد پژوهش، گویای این مسأله است که رمزگان هرمنوتیک، معمای اصلی را در پی سوگند آغازین سوره، جهت تمرکزبخشی بر موضوع اصلی یعنی کسب موفقیت بشر در جنگ های داخلی و خارجی منوط به سازوکار صحیح، مانند انتخاب افراد، ابزار و زمان مناسب معرفی می کند. رمزگان کنشی که بالاترین نمود در متن سوره دارند، فضای کنش آفرین و حماسی را در پی بازتاب خرده روایت های جنگ بیرونی با دشمن و جنگ درونی با نفس را حکایت می کند. رمزگان نمادین، تقابل انسان های ناسپاس در برابر پروردگار و رمزگان ضمنی و فرهنگی نیز با شناسایی لایه-های دورن متنی و برون متنی، زمینه تاریخی نزول سوره یعنی جنگ تاریخی ذات السلاسل را بازنمایی می کنند.
مطالعه انتقادی مبانی تاریخ مندی قرآن کریم در دیدگاه محمد آرکون بر اساس آرای مرزوق العمری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«مشروع نقد العقل الاسلامی» عنوانی است که محمد آرکون (2010-1928م) برای پروژه فکری و پژوهشی خود انتخاب می کند. آرکون، شرط «نقد عقل اسلامی» را متأثر از «مکتب آنال»، نگرش تاریخی به تمام سنت اسلامی می داند و معتقد است که شناخت قرآن و دیگر نصوص دینی، جز با شناخت زمینه تاریخی آن ها ممکن نیست. پیامد این نگاه به قرآن، مرتبط دانستن آن با لحظه معینی از زمان و مکان است که تعلیق و ازدست رفتن کارآمدی آن در دیگر زمان ها را در پی دارد. همین باعث شده که نقدهای فراوانی از جانب اندیشمندان مسلمان بر پروژه او وارد شود که از جمله این نقدها، توسط مرزوق العمری (متولد 1968م) صورت گرفته است. مسئله این مقاله مطالعه روایت نقادانه مرزوق العمری از دیدگاه آرکون در اثبات تاریخ مندی، با روش «توصیف و تحلیل» است. یافته های تحقیق نشان می دهد که آرکون بر مبنای تمایز میان قرآن شفاهی و قرآن مکتوب تاریخ مندی قرآن را نتیجه گرفته است و انکار قداست قرآن و اتخاذ رویکرد پوزیتیویستی در فهم قرآن از پیامدهای اعتقاد او به تاریخ مندی قرآن است. و معلوم می گردد که خوانش آرکون گزینشی بوده و صرفاً هرآنچه را مؤید نظر خویش یافته، برگزیده است همچنین دیدگاه وی در مورد عدم کتابت قرآن در عهد پیامبر، مردود و ناشی ازجزء بینی افراطی وی است.
واکاوی طرح واره های تصوّری تقوای الهی در قرآن کریم (با رویکرد معنی شناسی شناختی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرایند شناخت در ذهن براساس طرح واره ها استوار است. در این تحقیق قصد بر آن است تا به روش کتابخانه ای به این موضوع پرداخته شود که کدام طرح واره های تصوّری معرفی شده در معناشناسی شناختی برمبنای مدل انتخابی طرح واره های تصوّری «ایوانز و گرین» در آیات «تقوای الهی و مشتقّات آن» به کار رفته است. همچنین بیشترین بسامد طرح واره های تصوّری و کارکرد آن در درک مفهوم «تقوای الهی و مشتقّات آن» چگونه است. به منظور تحلیل داده های پژوهش ابتدا آیات مرتبط ازطریق طرح واره های تصوّری براساس مدل مذکور مورد بررسی قرار گرفته و حدود 115 آیه دراین زمینه استخراج شده است. اهمّیّت موضوع تقوای الهی و وجود طرح واره های تصوّری در آن، دلیل گزینش این مفهوم اخلاقی بوده است. در این راستا مقولات کلی طرح واره های تصوّری در حوزه مفهومی تقوای الهی و مشتقّات آن در هر یک از شواهد مشخص شده است. نتایج حاکی از آن است که طرح واره های نیرو (از نوع الزام) از بالاترین درصد فراوانی برخوردار است. پس از آن طرح واره های توازن از رتبه دوم برخوردارند؛ زیرا طرح واره های تصوّری در حوزه مفهومی آیات تقوای الهی اغلب در قالب افعالی که با محتوای امر توأم است، به مثابه الزامی در کلام وحی است که سوق دهنده مخاطبان به سوی تقوای الهی است. همچنین در کلام وحی توازنی میان عمل و جزا مشهود است.
ریشه شناسی واژه های قرآنی «صَدَقَه» و «صَدُقَه»؛ بازیابی یک واحد مغفول از حوزه معنایی عدالت در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«ص د ق» از کهن ترین ریشه های ثلاثی در زبان های سامی است که مشتقّات آن، 155 بار در قرآن کریم به کار رفته است. از جمله مشتقّاتِ این ریشه، واژه های «صَدَقَه» و «صَدُقَه» است که اولی واژه ای آشنا در فرهنگ اسلامی است که 13 بار در آیات قرآنی به کار رفته و دومی واژه ای تکامد به معنای مهریه است که در آیه 4 سوره نساء دیده می شود. مطالعه حاضر در صدد است برای نخستین بار با کاربست رویکرد ریشه شناسی، قدیم ترین و اصیل ترین معنای این مفردات قرآنی را در قالب یک مطالعه تطبیقی در زبان های سامی به دست آورد و مؤلفه های معنایی آن دو را در قرآن کریم بازشناسد. این مطالعه اثبات می کند که براساس داده های ریشه شناختی، اصلی ترین مؤلفه های معناییِ این واژه های قرآنی، «عدالت» و «حق» است. به این ترتیب، در مقاله حاضر نشان داده می شود که برخلاف تصور رایج، واژه صِدق نیز در کنار واژه های قِسط و عَدل، در عداد واحدهای تشکیل دهنده ی حوزه معنایی عدالت در قرآن کریم جای می گیرد.
بررسی تطور ساختار تأویل عرفانی در تفسیر روح البیان و جایگاه آن در عرفان ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن، به عنوان متنی الهی و زنده، محدود به یک ساحت معرفتی خاص نیست و همواره بستر گسترش پذیری معنا را برای قرائت های عقلانی و شهودی فراهم می آورد. عرفان، به ویژه در صیغه ی تأویلی خود، یکی از مهم ترین میدان های این گسترش معنایی است. با این حال، هر تأویل عرفانی که فاقد بنیاد عقلانی و التزام شرعی باشد و صرفاً بر ذوق شخصی مفسر تکیه کند، از اعتبار معرفتی و دینی ساقط می شود و از مسیر مقاصد وحی فاصله می گیرد. در این میان، اسماعیل حقّی بروسوی، مفسر برجسته سده یازدهم هجری، در تفسیر پرحجم و مشهور خود روح البیان، کوشیده است میان ظاهر شریعت و باطن طریقت پیوندی معنادار برقرار سازد و آیات الهی را در پرتو شهود عرفانی و با رعایت ساختار ظاهری آن بازخوانی کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی–تحلیلی و رویکرد ساختارشناختی، به بررسی تطور ساختار تأویل عرفانی در روح البیان پرداخته و جایگاه آن را در منظومه عرفانی ابن عربی بازکاوی کرده است. یافته ها نشان می دهد که دستگاه تفسیری بروسوی از یک سو متأثر از مبانی وحدت وجودی و تأویلات اشراقی ابن عربی است، و از سوی دیگر، به سبب تأکید بر مراتب معنا و تقدم ظاهر بر باطن، از پیروی مطلق از مکتب ابن عربی فاصله می گیرد.
واکاوی معنای «مکظوم» در آیه ی «و هو مکظوم» در تفاسیر، ترجمه های فارسی و انگلیسی و تطبیق آن با عهد عتیق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفسران و مترجمان فارسی و لاتین در معنا و ترجمه ی «مکظوم» در آیه ی «... وَ هُوَ مَکْظُوم » (قلم: 48) اختلاف نظر دارند. این آیه درباره ی حضرت یونس (ع) است که با حالتی خاص خداوند را ندا داد. معانیی چون غمناک، خشمناک، خشم فرو برده، مورد خشم واقع شده، محبوس، مأیوس و... برای آن ذکر شده است. مکان ندای حضرت یونس (ع) نیز مورد اختلاف است. شکم ماهی، تاریکی شب و تاریکی دریا، مکان-های مورد اختلاف است. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای با هدف دست یابی به معنای دقیق تر این واژه در آیه ی مذکور با روش مطالعه تاریخی تطبیقی همراه با تحلیل داده ها صورت پذیرفته است. واژه پژوهان چند معنا برای این واژه ثبت کرده اند. همچنین در روایات، معانی متفاوتی برای معنای «مکظوم» نقل شده است. به علاوه این موضوع در عهد عتیق نیز آمده است: بررسی منابع لغت، تفاسیر، ترجمه های فارسی و لاتین و تحلیل آن ها، ذکر روایات و تحلیل آن ها و نهایتا مقایسه موضوع در قرآن و عهدین جهت ارائه معنایی دقیق تر، فرایند پژوهش حاضر را شکل می دهد. نتایج نشان می دهد که برخی از معانی ترجیحی فاقد پیشتوانه لغوی یا روایی است.
تقابل های تصویری هدایت یافتگان و گمراهان در آیات مربوط به هدایت و ضلالت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از تصویر وتصویرآفرینی، یکی از ابزارهای بیانی قرآن کریم است که زمینه را برای درک بهتر مفاهیم قرآنی آماده می کند.در میان تصویرسازی های گوناگون قرآن، صنعت تقابل، جایگاه ویژه ای دارد.تقابل های تصویری در قرآن به عنوان یکی از عناصر کلیدی در ایجاد هماهنگی هنری و بیان عمیق مفاهیم، نقش مهمی ایفا می کنند. این پژوهش می کوشد تا با روشی توصیفی -تحلیلی به بررسی تقابل های تصویری هدایت یافتگان و گمراهان در آیات مربوط به هدایت و ضلالت بپردازد.نمونه های مورد بررسی در این پژوهش با تمرکز بر چگونگی تصویرسازی قرآن کریم ، به دو دسته اصلی تقابل های تصویری صریح(دوسویه) و ضمنی(یک سویه) تقسیم شده است ، تحلیل هر نمونه، با در نظر گرفتن ساختار بلاغی آیه، واژگان کلیدی، زمینه تفسیری و ویژگی های کلیدی تصویرسازی (مانند موسیقی، تخیل، تحرک و پویایی) صورت پذیرفته است.یافته های پژوهش نشان می دهد که قرآن کریم با مهارت تمام، برجستگی های تصویری میان هدایت یافتگان و گمراهان را بر پایه ی اسلوب های بیانی همچون استعاره، تشبیه وتمثیل به تصویر کشیده است. تصاویر گمراهان نشانگر تاریکی، بن بست و تباهی است، در حالی که تصاویر هدایت یافتگان سرشار از روشنایی، آگاهی و سعادت ابدی است.ریتم موسیقایی آیات نیز با تصاویر هماهنگ شده و حس حرکت و پویایی به آن ها بخشیده است.
معناشناسی واژه «القی» باتکیه بر مؤلفه های معنایی واژگان «افکندن» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های فهم آیات قرآن کریم، مطالعه و بررسی معناشناسی واژگان آن است. مطالعات معناشناسی آیات و واژگان قرآن کریم ضمن ارائه راهکارهای نظام مند و تعریفی دقیق از مفاهیم مورد مطالعه و همچنین تبیین جایگاه آنها در میان سایر مفاهیم قرآن، لایه ها و بطن هایی جدید از آن مفهوم را روشن می کند و در عمق بخشیدن به معناهای مستخرج از آیات قرآن نقش مهمی دارد. پژوهش حاضر با هدف کشف و ارائه تصویری از سطوح و معنای لایه های مختلف واژه ألقی، به استخراج مولفه های معنایی ، مترادف ها و مفاهیم مرتبط با این واژه در آیات قرآن کریم و به روش تحلیلی_کتابخانه ای پرداخته است. پس از بررسی مفهوم لغوی واصطلاحی واژه ،حوزه های معنایی آن در قرآن شامل انداختن و افکندن، مجذوب کردن، فراگرفتن، جعل و آفریدن، نازل شدن از جانب خدا و قرعه انداختن به دست آمد. همچنین برآیند بررسی مفاهیم مترادف با ألقی نشان می دهد که این واژه با واژگان قذف، نبذ، اکتسب و اخذ رابطه معنایی دارد. واژه القی با توجه به شبکه معنایی خود با کلمات متعددی همنشین است. مانند: موسی، عصا، رواسی، ارض، کل زوج و انبتنا و رابطه هر کدام با القی مورد بررسی قرار گرفته است.
فرهنک قرآن در مواجهه با تعارض منافع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعارض منافع، یک موقعیتی است که قضاوت یا رفتار حرفه ای مربوط به منافع با اهمیت به صورت ناروا تحت تاثیر منافع کم اهمیت به مخاطره می افتد و فرد در آن موقعیت،میان دو منافع مذکور تعارض می بیند. این موقعیت در حوزه های مختلف روابط اجتماعی انسان وجود دارد وجزء ناهنجاری های عمومی و از شاخصه های مهم فساد در این حوزه ها شناخته می شود. عدم مدیریت آن می تواند پیامدهای مهمی را در پی داشته باشد.ازاین روی، شناخت موقعیت تعارض منافع درفرهنگ قرآن درمقام تقنین وراهنمایی بشرلازم وضروری است. در این مقاله با روش «تحلیل محتوا» ابتداء موقعیت های تعارض منافع در قرآن مجید تبیین می شود و آنگاه راهکارهای قرآنی مقابله با این پدیده اجتماعی ارزیابی می گردد. یافته های تحقیق نشان می دهد که خدای متعال درمقام تشریع، بر اهمیت موضوع تعارض منافع واقف بوده و کوشیده با معرفی موقعیت ها و ارائه راهکارها و بیان پیامدهای عدم توجه به راهکارها، تا حد ممکن از آن پیشگیری کند. راهکارهایی چون ترجیح مصلحت عالی بردانی، ایجاد تعارض منافع مثبت، سرزنش نفع طلبی، رعایت عدالت و ایثار ... از راهکارهایی است که می تواند در پیشگیری و مدیریت تعارض منافع مؤثر واقع شود.
تحلیل نگره تاریخ مندی آیات پوشش شرعی زنان در قرآن با رویکرد گفتمان کاوی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع پوشش زنان مسلمان به سبب ابعاد دینی، اجتماعی و اخلاقی، همواره مورد توجه محققان قرار دارد. مسئله محوری این پژوهش، تقابل دو خوانش متفاوت از آیات مرتبط با پوشش شرعی زنان بر مبنای نگره تاریخ مندی است. خوانش نخست بر فراتاریخی و عام بودن آیات تأکید دارد و خوانش دوم، آیات مذکور را متعلّق و وابسته به بستر تاریخی عصر نزول وحی تلقی می کند. این تقابل، به دلیل تبعات عملی متفاوت، چالش های گوناگونی را در عرصه اجتماعی ایجاد می کند. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف، به واکاوی دلایل خوانش تاریخ مند و ارزیابی آنها در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین می پردازد. در سطح توصیف، ساختار نحوی و گزینش های زبانی کلام الهی، پوشش شرعی را به عنوان حکم واجب، عام و مستمر دینی نمایان می سازد. در سطح تفسیر نیز دلالت های ضمنی، بافت درون متنی و موقعیتی، احکام پوشش را واجد اصولی ثابت، فراگیر و قابل انطباق بر سایر بسترهای تاریخی معرفی می کند. تحلیل در سطح تبیین نیز آیات را بخشی از گفتمان کلان زندگی توحیدی و در تقابل با گفتمان مادی گرا مطرح می کند که ایدئولوژی نهفته در آن، مبین قدرت مطلق خداوند جهت بازتعریف هویت فردی و اجتماعی زنان، مبتنی بر مؤلفه دین داری است.