محمدحسین صاعد رازی

محمدحسین صاعد رازی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش در سده اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حوزه علمیه قم آموزش و پرورش تعلیم و تربیت اسلامی تعامل نهادی سده اخیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۶
مقدمه و اهداف: در تاریخ تمدن اسلامی، تفکیک نهادی میان علم دینی و علم بشری سابقه ای طولانی ندارد و تا قرون متمادی، مراکز آموزشی دینی متولی آموزش طیف وسیعی از دانش ها، اعم از علوم نقلی، عقلی و تجربی بوده اند. در ایران نیز، حوزه های علمیه و مدارس دینی نقش محوری در آموزش عمومی و عالی ایفا می کردند و بسیاری از دانشمندان بزرگ، هم زمان صاحب نظر در دین و علوم گوناگون بودند. با این حال، از اواخر دوره قاجار و به ویژه در عصر پهلوی، به تدریج فرایند تفکیک نهاد دین از نظام رسمی آموزش و پرورش شکل گرفت و الگوی آموزشی غرب محور جایگزین الگوی سنتی شد. این تحول، اگرچه موجب گسترش آموزش نوین گردید، اما به تضعیف حضور دین و ارزش های دینی در نظام تعلیم و تربیت انجامید. در چنین بستری، حوزه علمیه قم به عنوان مهم ترین مرکز علمی شیعه، همواره تلاش کرده است نقش تاریخی و تمدنی خود را در عرصه تعلیم و تربیت حفظ و بازتعریف کند. اهمیت بررسی این نقش از آن جهت است که آموزش و پرورش یکی از اصلی ترین عرصه های تحقق تربیت دینی و انتقال ارزش های اسلامی به نسل جدید به شمار می آید. هدف اصلی این پژوهش، ترسیم تصویری جامع و تحلیلی از نقش آفرینی حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش ایران در سده اخیر و تبیین سیر تحول این نقش در دوره های مختلف تاریخی است. پژوهش می کوشد نشان دهد که این نقش آفرینی چگونه از فعالیت های پراکنده و فردمحور به تعاملات ساختارمند و نهادمند تبدیل شده و چه فراز و نشیب هایی را تجربه کرده است. روش: پژوهش حاضر از نظر روش شناسی، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و تاریخی است. داده های تحقیق از طریق بررسی اسناد رسمی، تفاهم نامه ها، گزارش های نهادی، مصوبات قانونی، آثار مکتوب، خاطرات و تحلیل های مرتبط با تعامل حوزه علمیه قم و وزارت آموزش و پرورش گردآوری شده است. در این پژوهش، با رویکرد تاریخی-تحلیلی، تحولات نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش طی سده اخیر در قالب پنج دوره زمانی متمایز بررسی شده است. این دوره بندی براساس نقاط عطف نهادی، تغییرات ساختاری، و تحولات سیاست گذاری در هر مقطع صورت گرفته است. در مرحله توصیف، مهم ترین اقدامات، نهادها، افراد تأثیرگذار و برنامه های مشترک حوزه و آموزش و پرورش در هر دوره شناسایی و گزارش شده و در مرحله تحلیل، میزان اثرگذاری، سطح نهادمندی، و جهت گیری کلان این تعاملات مورد ارزیابی قرار گرفته است. روش تحلیل داده ها، تحلیل کیفی و مقایسه ای بوده و تلاش شده است ضمن پرهیز از نگاه صرفاً گزارش محور، الگوهای غالب، روندهای صعودی یا نزولی و چالش های پایدار تعامل حوزه و آموزش و پرورش استخراج شود. این روش امکان ارائه تصویری کلان از سیر تطور نقش حوزه علمیه قم و ارزیابی جایگاه کنونی آن در نظام آموزش و پرورش کشور را فراهم ساخته است. نتایج : یافته های پژوهش نشان می دهد که نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش طی سده اخیر را می توان در پنج دوره اصلی تبیین کرد. دوره نخست، دوران پیش از انقلاب اسلامی است که نقش حوزه عمدتاً به صورت پراکنده و فردمحور و در واکنش به گسترش نظام آموزشی سکولار شکل گرفت؛ هرچند در سال های پایانی این دوره، با فعالیت های شهیدان بهشتی، باهنر و مطهری، همکاری های مؤثرتری در حوزه تألیف کتاب های درسی و تأسیس مدارس دینی-نوین پدید آمد. دوره دوم، از پیروزی انقلاب اسلامی تا سال ۱۳۸۵، دوره همگرایی ارزشی و تلاش برای اسلامی سازی آموزش و پرورش است. در این مقطع، دین مسئولیت اجتماعی آشکارتری یافت و حضور حوزویان در بازنگری محتوای درسی، ساختارهای تربیتی و نهادهای تصمیم ساز افزایش یافت، هرچند این تعاملات هنوز فاقد انسجام نهادی کامل بود. دوره سوم، با تشکیل ستاد همکاری های حوزه های علمیه و آموزش و پرورش از سال ۱۳۸۵، نقطه عطفی در ساختارمند شدن این تعاملات محسوب می شود. در این دوره، همکاری ها در قالب کمیته های تخصصی، تفاهم نامه ها، همایش ها و برنامه های مشترک در حوزه های نیروی انسانی، پژوهش، تألیف کتب درسی و فعالیت های پرورشی توسعه یافت. دوره چهارم، دوره تثبیت نسبی و تلاش برای نهادینه سازی همکاری ها در سطوح استانی و ملی است و دوره پنجم، از سال ۱۳۹۵ تاکنون، دوره گسترش سیاست گذاری ها و اجرای گسترده طرح های مشترک با رویکرد راهبردی و کلان محسوب می شود. بحث و نتیجه گیری : تحلیل سیر تاریخی نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش نشان می دهد که این نقش آفرینی، روندی تدریجی و عمدتاً صعودی داشته است. حوزه علمیه قم توانسته است از جایگاه کنشگری واکنشی و محدود، به یک بازیگر نهادی و اثرگذار در سیاست گذاری، برنامه ریزی و اجرای بخشی از فعالیت های تربیتی نظام آموزش و پرورش ارتقا یابد. شکل گیری ستاد همکاری ها و تدوین اسناد راهبردی را می توان از مهم ترین دستاوردهای این فرایند دانست. با این حال، نتایج پژوهش حاکی از آن است که علی رغم دستاوردهای قابل توجه، فاصله معناداری میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب تعامل حوزه و آموزش و پرورش وجود دارد. چالش هایی همچون محدودیت ظرفیت های اجرایی، ناهماهنگی های نهادی، تغییرات مدیریتی، و عدم بهره برداری کامل از توان علمی و پژوهشی حوزه، مانع از تحقق حداکثری اهداف شده است. بر این اساس، تقویت پیش نیازهای نهادی، بالفعل سازی ظرفیت های بالقوه حوزه های علمیه، تربیت نیروی انسانی متخصص و متناسب با نیازهای آموزش و پرورش، و رفع موانع ساختاری و فرهنگی، از مهم ترین الزامات ارتقای نقش حوزه علمیه قم در این عرصه به شمار می آید. تحقق این اهداف می تواند به تعمیق تربیت اسلامی و ارتقای کیفیت نظام تعلیم و تربیت کشور منجر شود. تقدیر و تشکر: نویسنده بر خود لازم می داند از کلیه اندیشمندان، پژوهشگران و مدیران حوزه علمیه قم و وزارت آموزش و پرورش که اسناد، تجربیات و دیدگاه های آنان در انجام این پژوهش مؤثر بوده است، قدردانی نمایند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می دارند که در انجام این پژوهش هیچ گونه تعارض منافع شخصی یا سازمانی وجود نداشته است.
۲.

روش شناسی مرجعیت علمی قرآن در مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی

کلیدواژه‌ها: روش شناسی مرجعیت علمی قرآن مطالعات میان رشته ای علوم انسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۳۶
برای مرجعیت منبع جامع و خطاناپذیر قرآن، در علوم انسانی، می توان با مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی زمینه های اولیه را فراهم کرد و با توجه به تفاوت روش شناسی تحقیق در علوم انسانی با روش شناسی تحقیق در قرآن کریم، لازم است یک روش شناسی مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی برای ارتباط معرفتی میان این دو عرضه شود. برای رسیدن به این هدف، باید با توجه به روش شناسی متفاوت علوم انسانی موجود و مطالعات قرآنی، روش هایی که می توان به وسیله آن روش ها، ارتباط معرفتی میان داده های علوم انسانی موجود و داده های قرآنی ایجاد کرد، مورد بررسی قرار دهیم و در نهایت روش مطلوب عرضه شود. روش هایی همچون «کشف و استنباط»، «تأیید و تکمیل»، «داوری و تهذیب»، «تکیه بر پیش فرض های قرآنی برای تأسیس علوم انسانی دینی»، «فرضیه انگاری تعالیم قرآن» و «تأثیر غیرمستقیم و عدم مداخله» و «تولید علوم انسانی با پشتوانه تعالیم بنیادی قرآن به مثابه مفروضات نظری» قابل عرضه است، اما هیچ یک از این روش ها کامل نبوده و از وجاهت لازم برخوردار نیست. بر این اساس این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی، به این پرسش پاسخ خواهد داد که مرجعیت علمی قرآن در عرصه مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی با چه روشی امکان پذیر است؟ نتیجه و دستاورد این تحقیق، عرضه روشی مستدل و قابل قبول برای مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی است.
۳.

شیوه مطلوب در نظریه پردازی علمی قرآن با تأکید بر علوم انسانی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: نظریه پردازی قرآنی علوم انسانی اسلامی قرآن و علم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۷ تعداد دانلود : ۶۸۶
عرصه های مختلفی برای نظریه پردازی علمی قرآن متصور است، مانند 1- خبر دادن از حقایقی علمی که بعداً توسط علم تجربی ثابت شده است، یا تاکنون به اثبات نرسیده و امکان اثبات آن در آینده وجود دارد. 2- توسعه یا تضییق برخی از نظریه های علمی. 3- اصلاح و تکمیل دیدگاه های علمی. حال پرسش این است که ازچه روش ها و شیوه هایی برای نظریه پردازی قرآن می توان استفاده کرد؟ در این راستا چند شیوه برای نظریه پردازی های قرآنی می توان برشمرد. کشف و استنباط، تأیید و تکمیل، داوری و تهذیب، تکیه بر پیش فرض های قرآنی برای تأسیس علوم انسانی دینی، فرضیه انگاری تعالیم قرآن، تأثیر غیر مستقیم و عدم مداخله و تولید علوم انسانی با پشتوانه تعالیم بنیادی قرآن به مثابه مفروضات نظری از آن جمله است. این مقاله به بررسی هر یک از شیوه های فوق در راستای نظریه پردازی های قرآنی پرداخته و شیوه برتر را معرفی می کند. در حقیقت این مقاله به این پرسش پاسخ خواهد داد که نظریه پردازی قرآن در عرصه علوم انسانی بر اساس کدام شیوه، امری مدلل و قابل قبول است؟ هدف از این تحقیق، ارائه الگویی مستدل و قابل قبول برای نظریه پردازی قرآنی در عرصه علوم انسانی است و می تواند گاهی موجب توسعه یا تضییق حوزه ها و ابعاد علوم انسانی شود. روش بررسی هر شیوه متضمن کشف مبانی هر یک و نیز نقد مبانی ناصحیح است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان