فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۴۲۱ تا ۷٬۴۴۰ مورد از کل ۱۹٬۲۷۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
قوه و فعل نحوه وجود است که این نحوه وجود صلاحیت آن را دارد که در تحلیل عقلی دو معنی از آن انتزاع شود: به اعتبار اینکه شی خودش خودش است فعلیت و و از آن نظر که می تواند شی دیگر بشود بالقوه نامیده می شود. قوه حالتی است که موجود به واسطه آن آماده پذیرفتن می شود. قبول به اشتراک لفظی به معنی انفعال و اتصاف نیز به کار می رود. قابلیت به معنای اتصاف و فاعلیت به معنای اقتضا نه تنها در یک ماهیت بلکه در وجود واحد نیز قابل جمع است، اما اختلاف حیثیات سبب عدم اجتماع خواهد شد، لذا حیثیت فعل و وجدان با حیثیت قوه و فقدان اجتماع نخواهد نمود. مقاله حاضر به تحلیل و تبیین حیثیت قوه و فعل در قابل و فاعل می پردازد.
برخی از ملاحظات منطقی میرداماد(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نقش عقل فعال در حیات انسان از منظر ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عقل فعال، موجودی برتر از عالم طبیعت، عاری از ماده و احکام آن، قائم به نفس، غیر ذی وضع، و فعلیت صرف است. این عقل، حلقه ارتباط بین مجردات و مادیات و مبدأ صدور کثرات جهان مادی است و در کنار تمام افعال مرتبط با تدبیر عالم ماده، نقش برجسته ای در ارتباط با انسان یافته است. از منظر شیخ الرئیس در تمام مراحل حیات آدمی نقش بی واسطه و باواسطه عقل فعال مشهود است. در ناحیه حدوث انسان عقل فعال با عهده دار شدن نقش باواسطه در ایجاد مزاج و نقش بی واسطه در افاضه نفس به مزاج مستعد، خودنمایی می کند. همچنین در استکمال قوای نفس به ویژه قوه عاقله و به فعلیت رساندن عقل نظری و عملی دخالت تام دارد. عقل فعال تنظیم کننده ارتباط نفس ناطقه با عالم غیب، در خواب و در بیداری به شمار می رود و در مسئله نبوت هم به عنوان ملک وحی جلوه گر می شود. نحوه بقای نفوس پس از مرگ به چگونگی ارتباط نفس با عقل فعال وابسته است و نفوسی که به سبب شدت اتصال به کمال علمی و عملی رسیده اند، با مرگ و مفارقت از بدن به مرحله اتصال تام می رسند و باقی به بقای عقل فعال خواهند بود، اما نفوس ناقص که فاقد معقولات بالفعل اند، ارتباطی با عقل فعال ندارند، بلکه با تعلق به نفوس فلکی به مراحلی از کمال دست خواهند یافت.
هبوط و حدوث نفس از دیدگاه حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تدوین این مقاله، تبیین نزول نفس و سازگاری آن با نظریه جسمانیة الحدوث می باشد. از این رو ابتدا درباره نزول و حدوث نفس مطالبی بیان میگردد در ادامه مبحث خزائن الهی مطرح می گردد. در نهایت، بحث به آنجا می رسد که در عین حال که نفس در سیر تحول ماده به وجود می آید و به بدن تعلق می گیرد، با نزول آن از عالم ملکوت منافاتی ندارد، زیرا نزول بیانگر وجود ملکوتی نفس می باشد که غیر از وجود طبیعی آن است. در یک نگاه کلی، همه موجودات طبیعی علاوه بر وجود طبیعی، یک وجود ملکوتی دارند که وجود طبیعی، رقیقه آن محسوب می شود.
شروط شاهد در شهادت از دیدگاه فریقین(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
شهادت یکی از ادله اثبات دعوی در محاکم اسلامی است و پذیرش شهادت شاهد به واجدالشرایط بودن شاهد منوط است. درباره شرایط شهود میان علمای مذاهب مختلف اسلامی، اختلاف نظر وجود دارد. اکثر علمای امامیه شش شرط را لازم دانسته اند که عبارت اند از: بلوغ، عقل، ایمان، عدالت، طهارت مولد و انتفای تهمت. برخی نیز اسلام را جداگانه در کنار ایمان ذکر کرده اند. در مقابل، فقهای اهل سنت شرط ایمان و طهارت مولد را ذکر نکرده اند و به جای آن، حریت، بینایی و نطق را لازم دانسته اند.
جهان شناسی یگانه انگار در پرتو حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اوج نظریه پردازی و تعالی جهان بینی و تصویر ژرف و زیبا از پیوستگی جهان آفرینش را می توان در پرتو کاربرد انگاره «حقیقت و رقیقت» در حکمت متعالیه شاهد بود. این انگاره در سراسر پردازش های عالی صدرایی و پیروان متعالی وی حضور دارد، همانچه در فلسفه های پیشین از آن خبری نمی توان یافت، این از ابتکارات صدراست که با مطالعات بین رشته ای و توجه به مطالب بلند عرفانی، به سوی پردازش نظریات برهانی شتاب می گیرد و با ترک روش فلسفی متعارف، مکاتب فلسفی رقیب را پس می گذارد.
استفاده از این انگاره بسیار گسترده در تبیین های فلسفی دامنه ای پر کاربرد دارد. پیروان حکمت متعالی، در منطق متداول بین خود، از آن تعبیر به حمل «حقیقت و رقیقت» برای حل برخی معضلات و توجیه اتحاد برخی از موضوع و محمول های به ظاهر کاملا متباین نموده اند.
این انگاره در حل مشکلات فلسفی نیز بسیار کارساز است و در ترسیم جهان بینی نقش ویژه ای دارد و برای نشان دادن واقعیت وحدت حقیقت وجود و توجیه کثرت و تباین ظاهری نیز دارای نقش منحصر به فردی است. با توجه به آنکه به عنوان موضوع مستقل، به این انگاره مهم پرداخته نشده، در این نوشتار جایگاه و اهمیت آن در محور پردازش جهان بینی واکاوی شده است و موارد استفاده از آن با استمداد از فرازهای حکمای متعالی بیان می شود و تلاش بر آن است تا پیشاپیش با تکیه بر موارد کاربرد، به مفهوم شناسی آن نیز بپردازیم.
اراده الهی و نسبت آن با اختیار انسان از دیدگاه امام خمینی ره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساله اراده الهی و نسبتش با افعال انسان از دیرباز در تاریخ تفکر اسلامی مورد بحث و نزاع بوده است و شاید از موضوعاتی بوده که در شکل گیری نحله های کلامی اولیه نقش مهمی ایفا کرده است. این موضوع در کلام و فلسفه و حتی علم اصول فقه به مناسبتی مطرح شده است. یکی از اندیشمندانی که به این مساله پرداخته، امام خمینی (ره) است. وی که به عنوان فقیه، فیلسوف و عارف به مسائل کلامی نگاه جامع نگر دارد به این مساله نیز با نگاهی عمیق و جامع وارد شده است به نحوی که نه دچار افراط و تفریط های معتزله و اشاعره شده و نه گرفتار برخی تنگ نظری های متکلمان شیعه. وی در عین حال که از مبانی صدرایی در تحلیل مباحث بهره گرفته، نگاهی مستقل به این مساله داشته است. از سویی دیدگاه معتزله و اشاعره را به خوبی تقریر نموده و سپس مورد نقد قرار داده است و از سوی دیگر نارسایی برخی نظرات متکلمان و اصولین شیعه را نشان داده و با نگاهی فلسفی، عرفانی و نقلی اراده خدا را در مقام ذات و فعل، تبیین و سازگاری آن را با اختیار انسان اثبات کرده است.
نسبت عقل و شرع
حوزههای تخصصی:
نسبت عقل و شرع براساس دیدگاه هاى آیة الله میرزا مهدى اصفهانى (1303ـ1365 قمرى) موضوع این گفتار است. میرزاى اصفهانى عقل را نورى مى داند که خداوند به انسانها مى بخشد و حجّت خود بر آنها قرار مى دهد، حجّیّت تمام حجّتهاى دیگر به عقل برمى گردد. البتّه احکام شرعى براساس کسر و جبر مصالح و مفاسد، تشریع مى شود. و این تشریع ـ به حکم عقل ـ فقط کار خداوند حکیم است.
فلسفه نبوّت و جایگاه آن در باور ملّاصدرا
حوزههای تخصصی:
تأمّل در مباحث کتاب الحجّة اثر گران سنگ و عظیم شرح الاصول الکافى ما را به این نکته رهنمون مى سازد که صدرالمتألّهین در این کتاب همواره بر آن بوده است که نبوّت و ماهیّت آن را به منزله مقامى جعلى و انتسابى از جانب خداوند با حقایق صادر شده از بیانات ائمّه معصومین :، تفسیر و تطبیق نماید. با وجود صبغه کلامى و عقلى مفهوم نبوّت، ملّاصدرا هرگز این منصب را با قرائت بشرى و غیرالهى بررسى نکرده است و به عکس، با در نظر گرفتن اصالت آموزه هاى روایى و با کنار هم نهادن قرائن نقلى در تبیین روایات کتاب الحجّة الکافى، بر فرابشرى و الهى بودن این مقام اصرار مى ورزد. او هنگام شناسایى نبى، تعریف نبوّت، تفاوت نبى و رسول، ضرورت
ارسال پیامبر، خصلتهاى پیامبران و مراتب آنان و مباحثى از این دست، با رویکردى برهانى و عرفانى، از تطبیق و سازگارى میان این رویکرد با معیار قرار دادن حدیث چشم پوشى ننموده و با حسّاسیّت تمام، در هماهنگى و همسان سازى عقل و حکمت با روایات مرتبط با مقام نبوّت در کتاب الحجّة کوشیده است.
ولایت علمی ائمهاز منظر فریقین(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نبوّت از دیدگاه میرزا مهدى اصفهانى
حوزههای تخصصی:
پاسخ آیة الله میرزا مهدى اصفهانى به این پرسش که «شناخت پیامبر چگونه و از چه راهى محقّق مى شود»، در این گفتار بررسى شده است. محوریّت عبودیّت و تذکّر به نور عقل و اثاره عقول بشر، سبب مى شود که شناخت پیامبر، فطرى باشد. در این میان، نقش معجزه و کارکرد آن نیز بررسى شده است.
چشم اندازی بر تعامل علم و دین در علوم انسانی مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تأثیر مدرنیته بر جایگاه علم و دین در زندگی اجتماعی بشر می پردازد. در چهارچوب تحول پارادایمی که با ظهور تفکر و زندگی مدرن اتفاق افتاد، عقل انسان به معتبرترین منبع شناخت و امنیت و رفاه انسان به مهم ترین آرمان شناخت تبدیل شد. در معرفت شناسی مدرنیته، تجربه و تبیین منطقی ارتباط میان متغیرها در رسیدن به یک شناخت معتبر نقش اساسی دارند. به علاوه، علم گرایی مدرنیته، اساساً، در خدمت نیازهای فایده گرایانه به مفهوم مادی بشر است. سکولاریسم یکی از ویژگی های بنیادین سیستم معنایی مدرنیته است که بر اساس آن دین و آموزه های دینی تنها درصورتی به رسمیت شناخته می شوند که با الزامات مدرنیته هماهنگ باشند. همچنین، گزاره های دینی درصورتی علمی به حساب می آیند که با روش های علمی مدرن تأیید شوند. الزامات معرفت شناختی مدرنیته در علوم اجتماعی و انسانی نیز آثار شگرفی به جا گذاشته اند. براین اساس، علوم انسانی مدرن با رویکردی سکولار قوام یافته است.
نگاهی نو به نظریه نسبیت اخلاق از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قریب به اتفاق پژوهشگران در خصوص پاسخگویی به مساله اطلاق یا نسبیت اخلاق به تفسیر و توجیه آیات موهم نسبیت اخلاق پرداخته اند (بعد سلبی اطلاق اخلاق) و بررسی بعد ایجابی اطلاق اخلاق با نگاه قرآنی جایی در تحقیقات آنها نداشته است. افزون بر این، پژوهشگران از اهمیت نتایج مترتب بر تحلیل برخی مسائل اساسی فلسفه اخلاق از دیدگاه قرآنی در جهت حل مساله نسبیت اخلاق غفلت ورزیده اند. این دو مساله انگیزه نگارش مقاله حاضر قرار گرفته است. مقاله در گام نخست، بررسی بعد ایجابی اطلاق اخلاق از طریق تحلیل مستقیم آیات قرآن کریم در این باره و در گام دوم نتایج نگاه قرآنی به برخی مباحث اساسی فلسفه اخلاق اساس و پایه حل مساله نسبیت اخلاق قرار گرفته است.
سیر تطور مفهومی معرفتی تشکیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر و تحول یک اصطلاح علمی و تخصصی در سیر تاریخ تفکر و اندیشه حائز اهمیت خاصی است که مفهوم مهم و بنیادی تشکیک نیز از آن مصون نبوده است. این واژه نخستین بار در منطق درباره الفاظ و سپس مفاهیم، مطرح شده و در فلسفه راه یافته و در آنجا نیز موضوع مباحثات و مناظرات بسیاری قرار گرفته است. مقاله حاضر پس از طرح معانی متفاوت و کاربردهای مختلف این واژه در عرصه تحول و تطور به موارد اختلاف آن در فلسفه و منطق و سپس فلسفه و عرفان پرداخته است و در نهایت نتیجه می گیرد که اصطلاح تشکیک در فلسفه و منطق مشترک لفظی است، لذا اختلاف در آنجا معنایی است، اما کاربرد این واژه در عرفان و فلسفه به یک معنا و با تفاوت در مصداق آن معنا به دلیل اختلافات مبنایی بوده است و نشان می دهد چگونه عدم توجه به این موارد اختلافی ابهامات و مناظرات فلسفی درباره مساله تشکیک را به دنبال داشته است.
فرقه وهابیه، مروج اصولِ اعتقادی اسرائیلیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زمان پیامبر اکرم| و حتی ابوبکر چیزی از اسرائیلیات در تفسیر، تاریخ و اصول اعتقادی مسلمانان مطرح نبود. از زمان خلیفه دوم کم کم افکار و اندیشه های بنی اسرائیلی در میان مسلمانان رسوخ کرد. احبار یهودی و راهبان مسیحی بعدها با حمایت جانی و مالی معاویه و خاندان بنی امیه، در ترویج اسرائیلیات نقش کلیدی داشتند. اکنون فرقه وهابیت به عنوان یک جریان دینی در برداشت از آیات صفات از آن بهره برداری کرده، خود را بر صراط حق و مخالفین را در گمراهی می بینند. در نوشتار حاضر با سنجش و مقایسه اندیشه های اعتقادی تورات و اندیشه های اعتقادی وهابیت در باب توحید صفاتی به این نتیجه رسیدیم که اعتقادات توحید صفاتی وهابی ها نسخه جدیدی است، برگرفته شده از اعتقادات یهود.
تقریری نو از مسئله شرّ براساس نظریّه ادراکات اعتباری علّامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله قرینه ای شرّ تنها استدلال ملحدان علیه خدا است؛ و نیز مسئله منطقی شرّ به مثابه مشکلی در میان خداباوران مطرح است. مسئله این مقاله این است که آیا نظریّه ادراکات اعتباری علّامه طباطبایی میتواند با اعتباری دانستن
شرور، پاسخی برای این مسئله باشد؟ از نظر علامه طباطبایی همه مفاهیم و گزاره های عملی در برابر ادراکات اخباری و حقیقی، اعتبار جعل و قراردادهای انسانیاند درجهت رفع حوائج و نواقصی زیستی و وجودی و فرونشاندن تمایلات و رغبات برخاسته از آن نیازها. ازجمله این اعتبارات حسن و قبح و به تبع آن خیر و شر است. ویژگی و معیار مهم در اعتباریات آن است که ما ناظر به غایات متصورمان آنها را مثلاً خوب یا بد، خیر یا شر محسوب میکنیم نه اینکه امور به لحاظ نفس الامری چنین باشند. البته ادراکات اعتباری به جهت اثر و کار کرد و غایتی که بر آنها مترتب است ونیز منشاء وجودی و زیستی فردی یا جمعی که دارند مرتبط و مترتب بر واقع هستند و لذا معرفت بخش و معقولند هرچند برهان بردار نیستند و البته عقلانیت آنها از نوع دیگری (عملی) است. در پرتو «اعتباری» دانستن شرور به نظر میرسد هم مساله منطقی شر و هم مساله قرینه ای آن و هم منافات نداشتن وجود شرور با نظام حکیمانه الهی، تقریری خردپذیرتر مییابد. علاوه بر اینکه احساس و تجربه شر هم به عنوان یک واقعیت بشری به رسمیت شناخته میشود و انکار نمی شود.
رویکرد التفاتی به ادراک حسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مقاله حاضر بررسی نظریه التفاتی در باب ادراک حسی است. این نظریه تلاشی برای ارائه تبیینی از ادراک حسی است که درصدد است افزون بر موارد ادراک حسی غیرواقعی ارتباط ذهن با عین در ادراک حسی واقعی را نیز توجیه کند .
در این نظریه، ادراک حسی، اعم از واقعی و غیرواقعی، عبارت است از یک حالت ذهنی التفاتی که بازنمودی را عرضه می کند. با اینکه اکثر التفات گرایان متعلق تجربه حسی را شی فیزیکی می دانند اما در نظر آنان شی فیزیکی در تحقق ادراک حسی ضرورتی ندارد و به بیان دیگر، ارتباط ذهن با عین شرط لازم شکل گیری ادراک حسی نیست. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که تبیین التفات گرایانه از ادراک حسی، با این فهم شهودی که حواس می توانند جهان فیزیکی را بر فاعل شناسا عرضه کنند، هماهنگ نیست و از این رو، با نوعی شکاکیت قابل جمع است.