فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۸۱ تا ۲٬۲۰۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
منبع:
علوم خبری سال نهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۵
131 - 170
حوزههای تخصصی:
انسان شناسیِ مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی، از برترین و غنی ترین کوشش های حوزه «انسان شناسی دینی» است؛ چنانکه اساسِ پهنه ی ناپیدا کرانه ی مثنوی وی، انسان شناسی دانسته شده است؛ برای بسط و انتشارِ این حوزه مطالعاتی مهم، به خوانش پرویز شهبازی از انسان شناسی مولانا، مستندات قرآنی و استدلال های آن بر اساس مطالعه ای اسنادی و بنیادین توجه شد تا با تمرکز در بحث های او، عناصر اصلی خوانش وی از «انسان شناسی مولانا» به دست داده شود. آنچه که خوانش انسان شناختی شهبازی را قابل توجه می کند، استدلال پیوسته او بر استوار دانستن درس های زندگی آموزِ مولانا بر آن انسان شناسی و مهم تر، ابتنای برنامه عرفانی و سلوک معنوی مولانا بدان است. انسانی که شهبازی از زبانِ مولانا به تصویر می کشد، انسانِ خداگونه ای است که با شناختِ «افسانه منِ ذهنی» که پیوسته در حال «هم هویت ساختن او با آفلین» و مشغول کننده او به «قضاوت» و «مقاومت» است، از آن فاصله گرفته و می گذرد و با «واهمانش» و بازگشت به حضور و جریانِ «صبر» و «شکر»، مرکزِ خود را با فضاگشایی، «عدم» و آن را مهبط الهی می کند، «تقوی القلوب» از آن حقیقتِ وجودی و خداگونگی و حرم خدایی او، پاسبانی می کند و او را تا بی نهایتِ کوثری می پروراند، بالا می کشاند و به ابدیتِ خدا زنده و او را جاودانه می سازد.
نشانه شناسی سبک زندگی تجمل گرایانه در صفحات اینستاگرامی اینفلوئنسرهای ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال شانزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۶۰
273 - 296
حوزههای تخصصی:
اینستاگرام یکی از پرمخاطب ترین شبکه های اجتماعی است که می تواند به عنوان عامل تغییر سبک زندگی تأثیرگذار باشد. این امر در صفحات اینستاگرامی افراد معروف و شناخته شده مانند اینفلوئنسرها که زندگی تجمل گرایانه را به نمایش می گذارند نمود بیشتری پیدا می کند. پژوهش حاضر به این مسئله پرداخته است که با وجود نگرش های مختلف مخاطبان، اکثر قریب به اتفاق کاربران در اینستاگرام، گرایش بسیاری به بازنمود خود و بازنمایی زندگی تجمل گرایانه دارند. در این تحقیق با استفاده از روش نشانه شناسی، با تکیه بر نظریه بازنمایی ، فیلم های به اشتراک گذاشته شده در صفحات اینستاگرامی چهار نفر از اینفلوئنسرهای ایرانی که بطور متوسط بین۶۳۰ هزار تا ۴میلیون دنبال کننده دارند در بازه زمانی پنج ماهه از اول مردادماه تا ۳۰ آذر ۱۳۹۷، برای بررسی انتخاب شدند. نتایج این تحقیق نشان می دهد بازنمایی سبک زندگی تجمل گرایانه در اینستاگرام، چهار حوزه «محل زندگی و مسکن»، «اوقات فراغت و تفریح»، «وسایل شخصی برند (لباس، گوشی، ساعت و...)»، «خودرو»، «مدیریت بدن» و «روابط شخصی» را شامل می شود. آرامش، احساس رضایت، خودشیفتگی، سرسختی، جذابیت و قدرت احساساتی هستند که زندگی لوکس را در نظام معنایی مخاطب مثبت و خوشایند می نمایانند.
ارائه الگوی همگرایی رسانه ها در شیوه ارائه پیام های تبلیغاتی با رویکرد جذب مخاطب بر مبنای نظریه پردازی (داده بنیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۱ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۱)
47 - 70
حوزههای تخصصی:
امروزه ابزارها و رسانه های سنتی از جمله روزنامه ها، مجله ها، رادیو، تلویزیون و آگهی نماها (Billboard) با روش های قدیمی به تنهایی جهت ارائه پیام های تبلیغاتی، جذابیت زیادی برای مخاطبان ایجاد نمی کنند. لذا، شناسایی مؤلفه ها و عوامل تأثیرگذار بر مدل همگرایی رسانه ها، در شیوه ارائه پیام های تبلیغاتی ضرورت دوچندانی دارد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نوع اکتشافی است، برای پاسخ به سؤال های تحقیق از روش کمی و کیفی (آمیخته) استفاده شده است. داده های کیفی به صورت دلفی و با استفاده از مصاحبه عمقی، داده های کمی با استفاده از ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نظریه پردازی داده بنیاد، با استفاده از کدگذاری باز، کدگذاری محوری وکدگذاری گزینشی استفاده شده است. روایی پرسشنامه به وسیله خبرگان و پایایی پرسشنامه با محاسبه آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور پی بردن به متغیرهای زیربنایی مدل تحقیق از روش تحلیل عاملی استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها و پاسخ گویی به سؤال های تحقیق از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS2 تحلیل عامل اکتشافی ( EFA ) استفاده شده است. نتایج کلی تحقیق حاکی از آن است که با وجود روابط مثبت و معنادار بودن میان متغیرهای تحقیق، از میان چهار بعد مدل همگرایی رسانه ها (ابزارهای رسانه، بستر توزیع ، صنایع رسانه و اولویت رسانه ها)، بعد ابزارهای رسانه ها اولویت بالایی را، در مدل همگرایی رسانه ها،جهت ارائه پیام های تبلیغاتی با رویکرد جذب مخاطب دارد.
طراحی الگوی تکنیک های سرگرم آموزی در برنامه های طنز: مورد مطالعه برنامه خندوانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت جذب مخاطبان در رقابت میان رسانه ها از طریق توجه به نیازهای آنان در تولید برنامه و از طرف دیگر، استقبال مخاطبان از برنامه های سرگرم کننده به دلیل نیاز به آرامش و نشاط؛ همچنین، ضرورت انتقال پیام های آموزشی لازم به مخاطبان، باعث شده است که متصدیان رسانه با بهره گیری از بستری شاد و سرگرم کننده در تولید برنامه های آموزشی، گونه جدیدی از برنامه سازی را با عنوان سرگرم آموزی ایجاد کنند. در این پژوهش، راهبرد سرگرم آموزی به عنوان یک راهبرد ارتباطی در برنامه طنز تلویزیونی خندوانه مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر، با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق انجام گرفته و مصاحبه شوندگان 12 نفر از استادان، کارشناسان علوم ارتباطات و رسانه، تهیه کنندگان و کارگردانان برنامه های موفق و پربیننده حوزه سرگرمی و آموزش صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران بوده اند که به صورت هدفمند، مورد مصاحبه قرار گرفته اند. برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از روش تحلیل تماتیک استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که برنامه تلویزیونی خندوانه، از سرگرم آموزی به عنوان نوعی راهبرد ارتباطی بهره گرفته است؛ به طوری که با فراهم آوردن محیطی شاد و جذاب، سعی کرده است نکات آموزشی مدنظر برنامه سازان را به نحوی ناملموس، به مخاطبان خود ارائه دهد. برخی از عناصر و تکنیک های سازنده الگوی سرگرم آموزی در این برنامه عبارت اند از: مشارکت، نمایش طنز، دکور و صحنه، جذابیت فردی و عاطفی، گفتگو، تنوع و نظم.
بازنمایی انگاره هویت ایرانی و بازشناسی مولفه های آن در شبکه اجتماعی توییتر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت از تعریف خود در مقابل دیگری و از مقایسه خود با دیگران نشات می گیرد. هویت ایرانیان ساخت ها و ساحت های گوناگونی دارد و از نگاه آن ها به خود، در مقایسه با غیرایرانیان، مایه می گیرد و معمولا در قالب های مختلف زبانی، منعکس می شود. زبان در فضای مجازی هرگونه محدودیتی را در می نوردد و بی پرده نقاط مثبت و منفی شکل دهنده انسان امروزی را بازتاب می دهد. فضای مجازی بستر انتقال معنا و در عین حال معناساز است. پژوهش حاضر به بازتعریف هویت ایرانیان در توییت هایی که در شبکه اجتماعی توییتر منتشر کرده اند می پردازد تا بدین وسیله آینه ای برساخته از زبان در برابر انسان ایرانی قرار دهد. این پژوهش با مسئله بازخورد هویت ایرانی در فضای مجازی و نگاه ایرانیان به انگاره هویت ایرانی شکل گرفته است. برای شکل گیری این انگاره از خلال واژه های محدود هر توییت، تعداد 6000 توییت با محتوای بازتعریف ایرانیت در یک بازه 40 روزه بررسی شدند. پس از تحلیل داده های کیفی به روش تحلیل تماتیک، الگوهای هویتی ایرانیان استخراج شد که از آن میان دیگری محوری، گریز از خود، عاملیت گرایی، قربانی انگاری، تعمیم رفتارهای روزمره، مثبت اندیشی و تحقیر هویت ایرانی پررنگ ترین و پربسامدترین مولفه هایی بودند که کاربران ایرانی در مورد هویت ایرانیان به کار می برند. نتایج پژوهش حاضر، مولفه ها یا خصوصیات اخلاقی که ایرانیان به خود نسبت می دهند را برجسته کرده و نقاط مثبت و منفی رفتار آن ها را هویدا می سازد.
تببین و کنکاشی پیرامون بنیانگذاران و تفکرات بنیادینِ اخوان المسلمین در مصر و سوریه
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی و شناخت بنیانگذاران سازمان اخوان المسلمین در مصر و سوریه و تفکرات بنیادنی که این تشکل در این دو کشور بر مبنای آن شکل گرفته اند، انجام شد. به منظور دستیابی به اهداف این پژوهش ابتدا به بررسی تاریخچه اخوان المسلمین بر مبنای بنیانگذاران و سیر تاریخی پرداخته شد و سپس در جمع بندی مختصر ادوار تاریخ اخوان از ابتدای شکل گیری تا کنون مورد بررسی قرار گرفت. همچنین تفاوت عملکرد اخوالن المسلمین در مصر که رویکری اجتماعی و تربیتی داشت و اخوان المسلمین در سوریه که در مدت کوتاهی به تقابل و درگیری و حرکتهای خشونت بار روی آورد مورد بررسی قرار گرفت. سپس به بررسی اندیشه بنیادین اخوان المسلمین در مصر بعنوان مرکز اصلی آن و اندیشمندان پایه گذار اندیشه جمعی این تشکیلات در وجود مختلف معرفتی تا سیاسی پرداخته شد. در این میان دو چهره اصلی یعنی حسن البناء و سید قطب مورد بررسی قرار گرفتند. سپس بررسی اندیشه های بنیادین اخوان المسلمین در سوریه مورد بررسی و علت بروز رفتار متفاوت میان این دوشاخه مهم این سازمان مورد کنکاش قرار گرفت. در نهایت با توجه به داده های موجود به نتیجه گیری در مورد چرایی تفاوت عملکرد این دوشاخه سازمانی در این دو کشور پرداخته شد.
چالش های روابط ترکیه و آمریکا در دوره ترامپ و ارائه رویکردهای رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه رسانه بین الملل سال پنجم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵
207 - 229
حوزههای تخصصی:
روابط ترکیه و آمریکا در دوره ریاست جمهوری ترامپ دستخوش تغییرهایی شده که زمینه را برای ایجاد بحران هایی در روابط دو کشور فراهم نموده است. این مقاله در چارچوب نظریه نوواقع گرایی و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به بررسی بحران ها و چالش های موجود در روابط دو کشور در دوره ترامپ و تأثیر این موانع بر روابط آنکارا- واشنگتن پرداخته است. یافته ها نشان می دهد چالش های روابط دو کشور در دوره مورد مطالعه را می توان در سه سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی صورت بندی و تبیین کرد. موضوعاتی از قبیل بانک خلق، پرونده قتل خاشقچی، محاکمه برانسون، خرید موشک اس- 400 توسط ترکیه، نقش آمریکا در کودتای 15 جولای 2016، گسترش احساسات ضدآمریکایی در ترکیه و ویژگی های روانی و شخصیتی ترامپ و اردوغان در سطح داخلی، بحران سوریه و موضوع معامله قرن در سطح منطقه ای، و همگرایی ترکیه با ایران و روسیه، و مبارزه با داعش در سطح بین المللی از جمله مهمترین اختلافات دو کشور محسوب می شوند. البته در مجموع با توجه به ماهیت روابط ترکیه و آمریکا و منافع مشترک آنها، به نظر می رسد این قبیل اختلافات نمی تواند حتی در کوتاه مدت موجب قطع روابط این دو موجودیت سیاسی گردد.
نقش اینستاگرام در توسعه برند شخصی (مورد مطالعه: کاربران ایرانی اینستاگرام، 1398)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف بررسی نقش شبکه اجتماعی اینستاگرام در توسعه برند شخصی، از منظر کاربران پرمصرف ایرانی در سال 1398 انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی پیمایشی و ابزار اندازه گیری پرسشنامه بوده است. جامعه آماری پژوهش نیز کلیه کاربران پرمصرف در اینستاگرام را شامل می شود که تعداد دنبال کنندگان آنان زیاد است. چارچوب نظری پژوهش در حوزه برند شخصی، بر اساس مدل برند شخصی جنیفر آکر (1997) مشتمل بر 5 بعد شخصیت (صداقت، هیجان، شایستگی، کمال و سرسختی) تدوین شده است و حجم نمونه را 373 نفر از کاربران پرمصرف اینستاگرام تشکیل داده اند. نمونه گیری نیز به روش غیر احتمالی و گلوله برفی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که استفاده از اینستاگرام در توسعه برند شخصی (در ابعاد صداقت، کمال، شایستگی، هیجان و سرسختی) تأثیر معناداری داشته است؛ همچنین مطابق نتایج رگرسیون چندگانه، از دیدگاه کاربران، شبکه اجتماعی اینستاگرام از میان ابعاد پنجگانه برند شخصی، بیشترین سهم را در توسعه بعد صداقت با ضریب بتای استاندارد شده (947/0) و کمترین سهم را در توسعه بعد شایستگی برند شخصی با ضریب بتای استاندارد شده (411/0) به خود اختصاص داده است.
سناریوهای سرگرمی در بستر سیمای جمهوری اسلامی ایران در افق 1404(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال بیست و هفتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۳)
149 - 179
حوزههای تخصصی:
سناریوپردازی فرایندی نظام مند و روشمند است که در فضاهای پیچیده و دارای عدم قطعیت، افراد و سازمان ها را در برنامه ریزی و تصمیم گیری توانمندتر می سازد. پژوهش حاضر، از این روش و رویکرد، به منظور شناخت فضاهای پیش روی سیما در برنامه های سرگرم کننده استفاده کرده است. سرگرمی نقش بسیار مهمی در جذب مخاطب، فرهنگ سازی و نیز درآمدزایی برای رسانه ها و شرکت ها دارد. در این پژوهش، ابتدا با بهره گیری از الگوی شوارتز، پیشران ها و مؤلفه های کلیدی سیستم استخراج شده است و سپس، از نرم افزار سناریوویزارد برای تحلیل ساختاری و بررسی چگونگی اثرگذاری و اثرپذیری عدم قطعیت ها نسبت به هم و آنگاه، استخراج فضاهای سناریویی استفاده شده است. در نهایت نیز 3 سناریوی سازگار و محتمل در ارتباط با آینده سرگرمی در سیما شامل سناریوی سنگربندی، سناریوی فرگشت و سناریوی دگردیسی استخراج و توصیف شده اند و در پایان، پس از روایت هر سناریو، از طریق جمع بندی یافته های موجود در پنل های خبرگی، توصیه های راهبردی در خصوص آینده سرگرمی در تلویزیون برای مدیران و سیاست گذاران ذی ربط ارائه شده است.
جیمز گرونیگ و الگوهای حاکم بر روابط عمومی: مطالعه موردی دو شرکت مخابراتی در سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال شانزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۶۰
133 - 135
حوزههای تخصصی:
علی رغم قدمت روابط عمومی و فعالیت های مرتبط با آن در جهان، این مفهوم در کشور سوریه همچنان مبهم و ناشناخته است. افزون بر این، سوریه کشوری است که پس از تحمل سال ها جنگ و ویرانی اکنون در مرحله توسعه و بازسازی قرار دارد. رشد تولید و خدمات در این کشور، با سرعت بیشتری نسبت به عرصه های مدیریت و فعالیت های روابط عمومی رو به افزایش است. در عین حال، عدم درک صحیح جایگاه روابط عمومی از سوی مسئولان دولتی یا مدیران سازمان های خصوصی سوریه، جایگاه روابط عمومی را تضعیف ساخته و فعالان این عرصه نتوانسته اند نقش تاریخی خود را ایفا کنند. هدف این مقاله پژوهشی، ارائه نتایج مطالعه الگوی حاکم بر روابط عمومی دو شرکت مخابراتی در سوریه (سیریاتل و ام. تی. ان) است تا فعالیت آنها، به خصوص از منظر «عامه ها» مورد ارزیابی قرار گیرد. این مطالعه، با بکارگیری دو روش اسنادی و پیمایش انجام شده است. در روش اسنادی، کلیه اسناد و پیام های ارتباطی دو شرکت مخابراتی (اطلاعات و داده های مندرج در وبگاه رسمی دو شرکت) مورد مطالعه قرار گرفتند. در روش پیمایش، دیدگاه ها و نگرش دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه دمشق (جامعه آماری) در خصوص ماهیت فعالیت این شرکت ها مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج حاصل از هر دو روش نشان می دهد که روابط عمومی دو شرکت مخابراتی سوریه ای، به میزان زیادی از الگوی دوسویه نامتقارن استفاده کرده اند؛ هرچند براساس آزمون تفاوت معناداری به عمل آمده، شرکت سیریاتل بیشتر از شرکت ام تی ان به استفاده از این الگو گرایش داشته است. برخی از مهمترین دلالت های این تحقیق، در پایان ارائه شده است.
تحلیل پدیدارشناختی صفحه های تاریخی فارسی در شبکه اجتماعی اینستاگرام با رویکرد سواد رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۱ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۱)
5 - 24
حوزههای تخصصی:
تنوع موضوعی و محتوایی و سهولت دسترسی و انتشار مطالب، یکی از عوامل جلب توجه کاربران به شبکه های اجتماعی، در دو دهه اخیر است. در این میان، صفحه های تاریخی فارسی در شبکه اجتماعی اینستاگرام در سال های اخیر، افزایش قابل توجه داشته اند و علاوه بر انتشار انواع تصاویر و مطالب تاریخی تعداد زیادی از کاربران را جلب کرده اند. با توجه به تنوع سطح دانش و پایگاه اجتماعی دنبال کنندگان این صفحه ها، صحت مطالب منتشرشده و نقش مفید یا مخرب آن ها در سواد و هویت بخشی تاریخی در جامعه اهمیت می یابد. محقق کوشیده است تا با توجه به فقدان مطالعاتی از این دست ، با رویکردی پدیدارشناسانه و با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته با 25 نفر از کاربران این صفحه ها به فهم بهتر این پدیده و پاسخ به سؤال های تحقیق دست یابد. در این تحقیق از کاربران، درباره پست های هفت صفحه تاریخی شخصی در اینستاگرام، که دنبال کنندگان زیاد داشته اند درباره اعتبار محتوایی، ارزشگذاری برای اشتراک، تشویق به مطالعه تاریخی و تأثیر بر دانش تاریخی کاربران و ... سوال شده است. نتیجه تحلیل مضمونی پاسخ ها نشان می دهد که این گونه صفحه ها در روش تولید محتوا پیرو الگوهای عمومی شبکه های مجازی بوده و اهمیت اعتبار محتوایی را در انتشار مطالب تاریخی مورد توجه قرار نداده اند. محتوای آن ها دور از بی طرفی و دارای سوگیری آشکار بوده و مخاطب را برای کسب اطلاعات بیشتر تشویق نمی کند. این یافته ها نه فقط اهمیت ورود و حضورهدفمند متخصصان تاریخ به شبکه های مجازی، برای تولید محتوای معتبر و اثربخش را مورد تأیید قرار می دهد، بلکه بر ضرورت ارتقا سواد رسانه ای و افزایش قدرت تحلیل پیام ها به وسیله کاربران تأکید دارد.
مدل سازی تأثیر جذابیت رسانه های اجتماعی بر درگیری فردی با تجارت اجتماعی: مطالعه صفحات تجارت اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجارت اجتماعی که به سبب گسترش و محبوبیت روزافزون شبکه های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته، به دلیل رقابت شدید، با چالش های متعدد؛ ازجمله، کاهش مشارکت کاربران در انجمن ها و هزینه زیاد جذب و حفظ مشتریان مواجه است. ازاین رو، در پژوهش حاضر تلاش شده است تا الگوی اصلی تأثیر جذابیت رسانه های اجتماعی بر توسعه تجارت اجتماعی در میان کاربران ایرانی اینستاگرام، با استفاده از مدلی از روابط بین جذابیت رسانه های اجتماعی و مشارکت مورد بررسی قرار گیرد و در ضمن آن، رابطه مشارکت و التزام به تجارت اجتماعی، با در نظر گرفتن متغیر تعدیل گر علاقه شخصی به بحث گذاشته شود. پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با روش توصیفی همبستگی انجام شده و اطلاعات آن از طریق پیمایش، از میان 212 نفر از کاربران تجارت اجتماعی اینستاگرامی به دست آمده است. بر اساس نتایج، مدل نظری 44 درصد از تغییرات التزام فردی به تجارت اجتماعی را تبیین می کند؛ همچنین جذابیت اجتماعی، اطلاعاتی و ظاهری اینستاگرام، افزایش مشارکت کاربران و به تبع آن، افزایش التزام به تجارت اجتماعی را به همراه دارد. از سوی دیگر، جذابیت های تعاملی و کاربردی، اثر معناداری بر مشارکت کاربران نداشته اند، ضمن اینکه علاقه شخصی فرد به تجارت اجتماعی، روابط مدل را تعدیل نمی کند و اثر معناداری بر مشارکت و التزام به تجارت اجتماعی ندارد.
Social Anomia against the Backdrop of Misinformation/ Disinformation: A Cognitive Approach to the Multivalent Data in Cyberspace
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۴, Issue ۱, January ۲۰۲۰
65 - 68
حوزههای تخصصی:
The present study is an attempt to problematize the multivalent data in the cyberspace through the lenses of Wittgenstein’s analytic philosophy of language. Adopting this linguistic philosophy approach is aimed at exploring the dichotomous question of whether cyberspace is a possibility for social power or it is a contributory cause of communicative discontinuity and henceforth a possibility for social anomia. The central argument here is that within cyberspace there exist three languages at work each one with a degree of semiotic power: pictorial, verbal and mathematical. Since none of them is based on a one-to-one correspondence between the signifiers and the signifieds, the cyberspace users in practice are led to misinformation and disinformation instead of information. This situation creates an epistemic chasm in their real life. This is because their finite mind is not able to grasp the infinite reality of the cyberspace multivalent data. Accordingly, cyberspace with its abundance of misinformation and disinformation leads us to a mental disorder. This constitutes the real power of social media in creating a socio-political turmoil and anomia.
طراحی الگوی سواد رسانه ای در ورزش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسانه ها ضمن ایفای نقش اساسی در اطلاع رسانی، یکی از منابع قابل دسترس و باصرفه برای ورزش هستند که تمام جزئیات را با کیفیتی مطلوب در اختیار مردم قرار می دهند، ازاین رو، دریافت متنوع و متعدد پیام های ورزشی، مستلزم برخورداری از سواد رسانه ای است. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی کاربردی سواد رسانه ای در حوزه ورزش بوده که با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه عمیق با 26 نفر از استادان دانشگاهی در حوزه های رسانه و ورزش، مدیران رسانه های جمعی و مخاطبان فعال رسانه های ورزشی که با روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب شده اند، به دست آمده است. یافته ها، رژیم سواد رسانه ای ورزشی را در قالب الگویی ارائه می کنند که طبق آن، برجسته سازی مقوله ورزش، مدیریت محتوای پیام (شرایط علی) و گنجاندن آموزش سواد رسانه ای در محتوای رسانه های جمعی به ویژه رسانه ملی (شرایط زمینه ای)، منجر به توانمندسازی در مصرف رسانه ای، همچنین ارتقای مهارت های اجتماعی در مخاطبان ورزشی می شود. از طرف دیگر، بی توجهی سیاستگذاران و درک نشدن اهمیت سواد رسانه ای به عنوان موانع فراگیری سواد رسانه ای در ورزش مطرح می شوند.
تحلیل جامعه شناختی گفتمان فولکلور قوم آذری از منظر گفتمان شناسی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو به تحلیل جامعه شناختی گفتمان فولکلور قوم آذری در ایران از منظر تحلیل گفتمان انتقادی می پردازد. این تحقیق داستان ها و ضرب المثل های زبان قوم آذری را بر اساس رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف در سطح توصیف، تفسیر و تبیین واکاوی کرده است. در این تحقیق مسئله اساسی این است که داستان ها و ضرب المثل های فولکلور قوم آذری دارای چه گفتمان هایی بوده است و شرایط، زمینه های شکل گیری آن گفتمان ها چه بوده است؟ برای تحلیل و تبیین از نظریه های تحلیل گفتمان های لاکلائو و موفه، نظریه تحلیل انتقادی نورمن فرکلاف و نظریه تفسیر فرهنگ کلیفورد گیرتز به عنوان چارچوب نظری و مفهومی استفاده شده است و از رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف به عنوان روش تحقیق بهره گرفته شده است. نوع تحقیق کیفی بوده و داده های موردبررسی شامل سه داستان و سی ضرب المثل فولکلوریک ترکی آذری است که به جهت اختصار دو نمونه داستان عامیانه و ده ضرب المثل در این مقاله تحلیل گفتمان شده است. متون و داده های این تحقیق کیفی از سه منبع مکتوب فولکلوریک قوم آذری به شیوه هدفمند انتخاب شده است. یافته های تحقیق بیانگر وجود گفتمان تقابلی بین سیاست و مردم بوده است و زبان فولکلور قوم آذری ابزاری برای بیان انتقاد، اعتراض و نقد سیاست و اوضاع اجتماعی بوده است.
سواد رسانه ای و تأثیر آن بر حکمرانی نوین در عصر دولت پسامدرن
حوزههای تخصصی:
امروزه در عصر گذار به دولت پسامدرن شاهد شیوه های نوینی از حکمرانی در جوامع توسعه یافته هستیم که رابطه توده ها با دولت در بستر جامعه مدنی و نیز کارویژه های دولت را بسیار دگرگون ساخته است. این شیوه های نوین در قالب مفهوم کلیدیِ «حُسن حکومت داری» متجلی می شود که یکی از معیارهای اساسیِ تمییز جوامع سیاسیِ پسامدرن از معادل های مدرن و پیشامدرن آن ها به حساب می آید. بدون تردید رسانه به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای فعال در جامعه مدنی که رابطه تنگاتنگی با شهروندان و رهبران سیاسی دارد، از جایگاه رفیعی در فرایند حکمرانی نوین برخوردار است زیرا می تواند مجرایی برای انتقال گفتمان مسلط و پیام های رهبران به مردم و متقابلاً انعکاس مطالبات عمومی به سطوح فوقانی حاکمیت سیاسی باشد. نقش آفرینی درست و مثبت رسانه ها در سطح جامعه را باید عنصر مهمی در راستای تحقق حسن حکومت داری دانست زیرا دولت های مدرن به ویژه از نوع تمامیت خواه قادرند با تسلط بر رسانه ها آن ها را به ابزاری برای کنترل هدفمند توده ها و ایجاد وضعیت هژمونی برای سلطه آسان تر خود مبدل سازند. مقاله حاضر در پاسخ به این پرسش اصلی که سواد رسانه ای چه تأثیری بر حکمرانی نوین دارد، با استفاده از روش تحلیل دومتغیره ضمن برقراری رابطه علّی میان سواد رسانه ای مردم (متغیر مستقل) و عملکرد رسانه ها (متغیر وابسته) این فرضیه را مطرح می سازد که با ارتقاء سواد رسانه ایِ آحاد مردم در جوامع پسامدرن، امکان استفاده ابزاری دولت ها از رسانه ها کاهش می یابد و رسانه می تواند با کارکرد صحیح خود نقش بسزایی در تحقق حسن حکومت داری و ایجاد دولت های متعهد و پاسخگو در برابر حقوق مدنی شهروندان برعهده بگیرد.
چالش های شبکه های مجازی در تعاملات اجتماعی: مطالعه موردی دانش آموزان دبیرستان های تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ششم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۴
310-289
حوزههای تخصصی:
امروزه حضور شبکه های اجتماعی و برقراری ارتباطات میان فردی از نوع مجازی، به جزئی جدایی ناپذیر از زندگی بیشتر انسان ها به ویژه دانش آموزان بدل شده است. هدف مطالعه حاضر تبیین رابطه بین چالش های شبکه های اجتماعی با تعاملات اجتماعی دانش آموزان دبیرستانی بوده است. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان مقطع دبیرستان شهر تهران در نیمه اول سال 1398 بوده است. بر همین اساس حجم نمونه در این تحقیق با توجه به جمعیت آماری و بر اساس فرمول کوکران 384 نفر به دست آمد. نمونه گیری به شیوه تصادفی انجام شد. داده ها در این پژوهش، به دو شیوه کتابخانه ای و میدانی جمع آوری گردید. برای جمع آوری داده های پیمایشی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روایی پرسش نامه محقق ساخته از نوع اعتبار صوری و سازه ای بوده است. پایایی پرسشنامه توسط آزمون آلفای کرونباخ تأیید شد. بر اساس نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون، با اطمینان 95 درصد بین متغیرهای کیفیت رابطه و کیفیت ساختار شبکه های اجتماعی با اختلال در تعاملات اجتماعی دانش آموزان و همچنین انزوای اجتماعی در آنان رابطه معنی دار معکوس و منفی وجود دارد. در تحلیل رگرسیون مشخص گردید دو متغیر «کیفیت روابط شبکه ای» و «کیفیت ساختار شبکه ای» در مدل باقی می مانند و مجموعاً 1/42 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کنند.
تحلیل کارکرد سلبریتی در گذار از نشانه شناسی ایدئولوژی به نشانه شناسی فرهنگ (مورد مطالعه: لایو اینستاگرامی حسن آقامیری و احلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با مروری بر آثار ترجمه ای و تألیفی فارسی در باب فرهنگ شهرت، بر تفوق نگاه های انتقادی پی می بریم؛ از منظر نشانه شناختی موضع انتقادی رولان بارت نسبت به نظام های نشانه ای درون فرهنگ به مثابه نظام های ایدئولوژیک و اسطوره ای تلقی رایج و کارویژه نشانه شناسی، افشای دلالت های پنهان و عمدتاً سرکوب گرانه آن هاست؛ در حالی که ادعای مقاله وجود کارکردهای فرهنگی سلبریتی به مثابه یک نظام نشانه ای و فرهنگ شهرت به مثابه یک سپهرنشانه ای است که با استفاده از نظریه و روش شناسی یوری لوتمان پایه گذار مکتب نشانه شناسی فرهنگی تلاش شده است تا تحلیلی تازه از فرهنگ شهرت ارائه شود. نتیجه گیری نظری این مقاله بر این شد که فرهنگ شهرت به عنوان یکی از سپهر های نشانه ای درون فرهنگ قرار داشته و در فرایند های تعیین مرز کردن سپهر فرهنگ مشارکت دارد. سپس با استفاده از نشانه شناسی فرهنگی لوتمان، لایو اینستاگرامی حسن آقامیری ( سلبریتی روحانی) با احلام( سلبریتی زن خواننده) که یک پدیده سلبریتی محور از دو صنف متضاد بوده ، به مثابه پیکره مطالعاتی مورد تحلیل قرار گرفته است. نتیجه این تحلیل مشخص نمود که دو سلبریتی نهایتا در یک توافق مرز موسیقی حلال و حرام را در لایو اینستاگرام مشخص می نمایند. حسن آقامیری به عنوان مرز در سپهر دین، احلام را که یک عنصر نه-دین محسوب می شود به داخل سپهر دین ترجمه می کند. در طرف مقابل آقامیری خود نیز به وسیله احلام به سپهر موسیقی راه می یابد. در نهایت همخوانی این دو سلبریتی بایکدیگر منجر به انفجار در سپهر نشانه ای می شود.
برساخت بدن در تلویزیون (مورد مطالعه: تبلیغات بازرگانی شبکه یک سیمای ملی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۴ بهار ۱۳۹۹ شماره ۳۳
33 - 64
حوزههای تخصصی:
یکی از منابع مهم اطلاع رسانی در زمینه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ... در جهان رسانه ای شده امروز، تبلیغات است که تأثیر بسیاری در شکل گیری الگوهای فکری، احساسی و رفتاری مخاطبان و تغییر ارزش ها و نگرش های آنان دارد. این مقاله با هدف بررسی جایگاه بدن در گفتمان رسانه (تبلیغات بازرگانی) به بررسی نشانه ها و رمزگان موجود در آگهی ها پرداخته و بدین منظور با استفاده از دیدگاه فیسک و رولان بارت، آگهی های بازرگانی تحلیل شده است. جامعه هدف تحقیق، آگهی های پخش شده از شبکه یک سیمای ملی در سال 96 بوده که به روش نمونه گیری هدفمند و غیرتصادفی انتخاب و پس از جمع آوری تبلیغات، 72 پیام بازرگانی تحلیل شد. مبنای نظری بحث، آرای برخی از صاحبنظران جامعه شناسی بدن همچون فوکو، گافمن، گیدنز و ... است. نتایج نشان می دهد که دو گفتمان «جنسی» و «جنسیتی» در حوزه بدن در تبلیغات بازنمایی می شود.
روند پژوهی رعایت قواعد و موضوعات فقهی در تبلیغات بازرگانی تلویزیونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۴ بهار ۱۳۹۹ شماره ۳۳
65 - 88
حوزههای تخصصی:
تبلیغات بازرگانی مستعد درگیر شدن با مسائل حقوقی و مسئولیت آور است. ازجمله زمینه های مسئولیت زا یا ضمان آور، قواعد و موضوعات فقهی هستند که میزان عدم رعایت آنها در تبلیغ، با گمراهی و فریب منجر به خسارت مادی و معنوی به مخاطب تناسب دارد. یافته های تحقیق «کنکاشی در رعایت قواعد فقهی در تبلیغات بازرگانی تلویزیونی» که پیشتر انجام شده بود، نشان می داد از بین دوازده قاعده و موضوع فقهی ضمان آور، دو قاعده تدلیس و نجش بیشترین موارد انحراف را دارا بوده اند. این تحقیق، با رویکرد روندپژوهی، میزان رعایت موضوعات فقهی تدلیس و نجش را با تبلیغات بازرگانی غیرتکراری پخش شده از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران از سال 1388 تا 1397 (4760 آگهی که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند) را بررسی نموده است. نتایج نشان داد که درمجموع آگهی های پخش شده، 8/7 درصد تخلف در متغیر نجش و 7/9 درصد تخلف در متغیر تدلیس وجود دارد. این موضوع نشان دهنده وضعیت به نسبت مناسب آگهی های بازرگانی سیما از منظر رعایت این دو موضوع فقهی است. بیشترین انحراف تبلیغات بازرگانی، در متغیر نجش، مقوله های «تمجید غیرقابل اثبات» و در متغیر تدلیس نیز مقوله تدلیس سلبی است. همچنین بیشترین فراوانی رعایت نکردن تدلیس و نجش در تبلیغات مؤسسه های مالی، بانک ها و بیمه ها بوده است. روند عدم رعایت متغیرهای پژوهش از نظم منطقی (سیر صعودی یا نزولی منظم) برخوردار نبوده و در سال های 1389 و 1395، بیشترین میزان انحراف در مقایسه با سال های دیگر مشاهده شده است. یافته های تحقیق مؤید نظریه مسئولیت اجتماعی بوده و مطابق نظریه کاشت بر اهمیت توجه و رعایت متغیرهای مبتنی بر قواعد و موضوعات فقهی نقش بسزایی در انحراف یا تخلف که از اهداف تبلیغ سالم و مفید است، تأکید دارد.