فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۳٬۲۸۷ مورد.
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
427-459
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر مؤلفه های فرهنگی و عدالت اجتماعی بر سیاست گذاری سلامت در ایران پس از انقلاب اسلامی می پردازد. سؤال اصلی تحقیق این است که مؤلفه های فرهنگی و عدالت اجتماعی مورد بررسی در نظریه داگلاس و والزر چگونه بر سیاست گذاری سلامت در ایران پس از انقلاب تأثیر گذاشته اند؟ فرضیه اصلی بیان می کند که مؤلفه های فرهنگی از جمله ارزش های اسلامی و مفاهیم عدالت اجتماعی به طور مستقیم موجب شکل گیری سیاست های سلامت در راستای دسترسی عادلانه و بهبود وضعیت بهداشتی گروه های کم برخوردار شده اند. یافته ها نشان می دهد که سیاست های سلامت در ایران پس از انقلاب با تأثیرپذیری از فرهنگ اسلامی و اصول عدالت اجتماعی بر بهبود دسترسی به خدمات بهداشتی در مناطق محروم و گسترش زیرساخت های بهداشتی تمرکز داشته است. شبکه بهداشت روستایی و طرح تحول سلامت به عنوان نمونه هایی از سیاست های مبتنی بر عدالت اجتماعی، توانستند دستاوردهای قابل توجهی در کاهش نابرابری های بهداشتی ایجاد کنند. با این حال، نابرابری های منطقه ای و طبقاتی همچنان به عنوان چالش های اصلی باقی مانده اند. روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از رویکرد تحلیل اسنادی و کتابخانه ای انجام شده است.
تحلیل نقش تفکر مراقبتی بر میزان رفتارهای اجتماعی مطلوب دانشجویان دانشگاه کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
101-146
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی نقش تفکر مراقبتی بر میزان رفتارهای اجتماعی مطلوب دانشجویان بوده است. این پژوهش، کاربردی با رویکردی کمی و از لحاظ اجرایی، توصیفی- همبستگی بوده است. جامعه آماری، دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه کاشان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ به تعداد 5282 نفر بود. پژوهش حاضر با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انجام گرفت و از دو پرسشنامه ی استاندارد تفکر مراقبتی هدایتی (۱۳۹۷) و پرسشنامه ی گرایش های اجتماعی مطلوب کارلو و همکاران (۲۰۰۳) استفاده شد. طبق یافته های پژوهش، تفکر مراقبتی و مؤلفه های آن (ارزشی، عاطفی، فعال، هنجاری و همدلانه) بر میزان رفتارهای اجتماعی مطلوب (نوع دوستانه، متابعت آمیز، هیجانی، بحرانی و ناشناس) دانشجویان تأثیر مثبت و معناداری (643/0) دارد و تفکر عاطفی بیش ترین همبستگی (460/0)، تفکر ارزشی کم ترین همبستگی (373/0) و تفکر فعال (422/0)، همدلانه (418/0) و هنجاری (374/0) به ترتیب در میانه قرار دارند. از بین مؤلفه های تفکر مراقبتی، تفکر ارزشی دارای بالاترین میانگین و تفکر فعال دارای پایین ترین میانگین و از بین انواع رفتارهای اجتماعی مطلوب، رفتارهای اجتماعی مطلوب نوع دوستانه دارای بالاترین میانگین و رفتارهای اجتماعی هیجانی پایین ترین میانگین را داشتند. بنابراین می توان به جای الزام افراد به انجام رفتارهای اجتماعی مطلوب و بازداری آنان از رفتارهای جامعه ستیز، تفکر مراقبتی و مؤلفه های آن را در افراد تقویت نمود.
روایت شناسی داستان زال و رودابه بر اساس نظریه ژرار ژنت با رویکرد "تغییرات ناگهانی کانون دید"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
497-533
حوزههای تخصصی:
روایت رخداد یا مجموعه ای از رخدادهاست که میان آن ها رابطه علت و معلولی وجود دارد. یک ی از بزرگ ترین نظریه پردازان علم روایت شناسی ژرار ژنت فرانسوی است که تمرکز مطالعاتش نه بر خودِ قصه بلکه بر چگونی گفته شدن آن است. او گستره قصه را در سه سطحِ داستان، روایت و روایتگری می داند و برای توصیف و تحلیل ساختار متون ادبی پنج مبحثِ نظم، تداوم، بسامد، وجه و لحن را پیش می کشد. نگارندگان در این جستار به بررسی و تحلیل داستان زال و رودابه از منظر روایت شناسی ژرار ژنت می پردازند و در پی آن اند تا نشان دهند با توجه به تغییرات ناگهانی کانون دید، کانونی سازان یا کنشگران اصلی و فرعی داستان چه کسانی هستند و جریان روایت را چگونه به پیش می برند؟ حاصل آن که سطوح نظریه روایت شناسی ژنت در بیشتر بخش های داستان جریان دارد؛ اما در مواردی اندک روایت از سوی کنشگرانی پیش می رود که نقش اصلی و روساختی ندارند تا جایی که کانونی سازی و تصمیم گیری نهایی براساس دیدگاه آن ها صورت می گیرد.
تحلیل انسان شناختی نقش برج های نجومی و مناره ها در زمان سنجی و مکان یابی دوران اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
139-169
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی نقش انسان شناختی و علمی برج های نجومی و مناره ها به عنوان سازه هایی دوگانه در قرون میانه اسلامی می پردازد. تمدن اسلامی در غرب آسیا، شامل ایران، عراق، شام، ارمنستان و افغانستان، در این دوره شاهد پیشرفت های چشمگیری در زمینه های علمی، فرهنگی و معماری بود. این سازه ها، که اغلب به عنوان نمادهای مذهبی شناخته می شدند، نقشی کلیدی در توسعه روش های علمی زمان سنجی و مکان یابی ایفا کردند و تعامل پویایی میان نوآوری های معماری و نیازهای اجتماعی را منعکس می کنند.مطالعه برج های نجومی و مناره ها نه تنها نشان دهنده پیشرفت های علمی تمدن اسلامی است، بلکه عمق فرهنگی و انسان شناختی این سازه ها را نیز آشکار می کند. این بناها که هم ابزارهای کاربردی و هم نمادهای فرهنگی بودند، منعکس کننده جامعه ای بودند که به شکلی یکپارچه حوزه های مختلف دانش را در هم آمیخته بود.
مطالعه مقایسه تطبیقی تجربه زیسته زنان و مردان هیأت علمی از آثار و پیامدهای دورکاری و قرنطینه خانگی در ایام کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
209-246
حوزههای تخصصی:
این پژوهش مقایسه تطبیقی تجربه زیسته زنان و مردان هیأت علمی از آثار و پیامدهای دورکاری و قرنطینه خانگی در ایام کرونا است. روش پژوهش پدیدارشناسانه، تجارب زیسته 30 نفر از زنان و مردان هیات علمی دانشگاه ها و پژوهشگاه ها را مورد بررسی قرار داده است. جهت گردآوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختارمند با روش نمونه گیری هدفمند بهره برده است. فرایند تحلیل در سه سطح کلان انجام شده است. یافته های پژوهش، برخی از آثار و پیامدهای مثبت در بین زنان و مردان شامل پررنگ شدن جایگاه اینترنت و فرهنگ دیجیتال، احیاء سفره های خانوادگی و اخلاق ارتباطی در میان اعضای خانواده، بازگشت جایگاه بالای خانواده و رشد فکری فرزندان، افزایش تاب آوری، کاهش ساعات باطل، فاصله گرفتن از سخت گیری های کاری، بی تأثیری نقش همکاران، آشنایی فرزندان با شغل والدین، افزایش فعالیت های پژوهشی، مدیریت زمان، ایجاد فرصت های شغلی بدون مرز، احساس همدلی و ایجاد زنجیره انسانی مجازی بوده است. برخی از آثار و پیامدهای منفی: افزایش تنش های خانوادگی و اضطراب، ایجاد هزینه تحمیلی به سبد هزینه های خانواده، ایجاد فرسودگی و فشار فزاینده کار و مسئولیت، افزایش سطح انتظارات اعضای خانواده، بروز تنش میان فضای کاری و زندگی در خانه، اعتیاد به فضای مجازی، وجود عوامل پشتیبانی نامناسب و وجود روزمرگی و خستگی روانی است.
مدل الگو پذیری سیاسی نوجوانان ایرانی از گروه های مرجع در شبکه های اجتماعی غیر بومی (با تاکید بر دیدگاه خبرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
243 - 271
حوزههای تخصصی:
نوجوانی به عنوان یک دوره مهم در زندگی انسان، با تحولات فراوان در جوامع مدرن روبه رو است. ازآنجایی که نوجوانان ازجمله گروه های پرفعالی در شبکه های اجتماعی هستند، تأثیرگذاری گروه های مرجع در شبکه های اجتماعی غیربومی بر نگرش ها و رفتارهای سیاسی آنان از اهمیت بالایی برخوردار است. ازاین رو این تحقیق با هدف ارائه مدل الگوپذیری سیاسی نوجوانان ایرانی از گروه های مرجع در شبکه های اجتماعی غیربومی (با تأکید بر دیدگاه خبرگان)، درصدد استخراج مدل با شیوه کیفی است. جامعه آماری اساتید و کارشناسان علوم سیاسی و رسانه های اجتماعی بودند که با رسیدن به اشباع نظری، 12 نفر انتخاب و مصاحبه انجام شد. نتایج بر اهمیت درک عوامل متعددی که بر اجتماعی شدن سیاسی جوانان تأثیر می گذارند، تأکید دارد و نشان می دهد که جوانان فعالانه در این فرایند نقش دارند و نمی توان آن ها را به سادگی دریافت کنندگان دیدگاه های سیاسی در نظر گرفت. مدل کیفی تحقیق حاصل از تحلیل نظرات خبرگان شامل 5 عامل اصلی و 8 عامل فرعی: نقش ویژگی رسانه های اجتماعی (محتوایی)، متغیر فردی (زمینه ای)، خانواده، مدرسه، همسالان، سلبریتی ها (مداخله ای)، اعتماد به رسانه ها (عملکردی) و ساختاری؛ شرایط جامعه است که این عوامل به تنهایی یا توأمان با هم بر شکل گیری الگوپذیری سیاسی جوانان تأثیر می گذارند.
فرهنگ کوچ نشینی دیجیتال: مطالعه مردم نگاری درمیان ایرانیان ساکن ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۷۲)
165 - 202
حوزههای تخصصی:
کوچ نشینی دیجیتال زندگی مبتنی بر تکنولوژی های دیجیتال و سفر، با دو ویژگی دورکاری و حرکت است. کوچ نشینی دیجیتال برخلاف ظاهر آزاد و مملو از لذتی که از آن ارائه می شود، شیوه ای پرریسک و برمبنای قاعده زندگی در لحظه است که از دوراندیشی و آینده نگری به روش سنتی و تصویرسازی های مدرن، سربازمی زند. برای درک موقعیت و انگیزه های انتخاب این شیوه زیستن، مردم نگاری کوچ نشینان دیجیتال ایرانی در استانبول ترکیه آغازشد. این مطالعه طی شش ماه با رویکرد «خودمردم نگاری» انجام شده و داده ها حاصل مشارکت و گفت وگوهای عمیق با سی تن از کوچ نشینان دیجیتال ایرانی است که با روش گلوله برفی با پژوهش همراه شده اند. کوچ نشینان دیجیتال ایرانی ساکن ترکیه از لحاظ نوع دورکاری چهار گروه اصلی: سرمایه گذاران و متخصصان مجرب مالک کسب وکار، متخصصان مجرب و میانه با قراردادهای بلندمدت دورکاری، مشارکت کنندگان پروژه ای با قرارداد های کوتاه مدت دورکاری و در نهایت، کوچ نشینان تازه کار بدون قرارداد هستند. اگرچه رهایی از قواعد دست وپاگیر و غیرضروری هدف مشترک کوچ نشینان دیجیتال است، زندگی بهتر و دسترسی به شبکه های آزاد اقتصادی برای ایرانیان اهمیت بیشتری دارد. این زیستنِ ماجراجویانه که می توان آن را نوعی «مهاجرتِ بی مقصد» نیز نامید، با وجود گریز از قواعد رسمی کنترل و سازماندهی نیروی کار و مرزبندی های سیاسی و اجتماعی، بیش از گذشته و به شکلی درونی شده با این قوانین آمیخته است. تداوم مسیر کوچ نشینی، آگاهی از قوانین داخلی و بین المللی کشورهای مختلف را درباره صدور ویزا، اقامت، مالیات و بیمه ضروری می کند. اگرچه زندگی بدون مرزها و قواعد آن غریب می نماید، چنین به نظرمی رسد که حرکت و آزادی این زندگی مرزهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سیال تری را برمی سازد.
مقایسه بین نسلی میزان شیوع نوموفوبیا و دلایل آن در ایران: مطالعه موردی دانشگاه علم و فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
217-253
حوزههای تخصصی:
: موضوع اصلی این پژوهش، مقایسه میزان شیوع نوموفوبیا بین افراد متعلق به ترکیب نسلی ایکس و وای با افراد متعلق به ترکیب نسلی زد و آلفا در میان دانشجویان، کارمندان، و اساتید دانشگاه علم و فرهنگ در نیمسال دوم سال تحصیلی 04-1403 و شناسایی دلایل آن است. برای این منظور از ترکیب نظری چهار بعد نوموفوبیا و نظریه وابستگی استفاده شده است. حجم جامعه آماری 7600 نفر بود که براساس جدول مورگان 384 نفر، به عنوان جمعیت نمونه به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه اعتباریابی شده نوموفوبیای ییلدریم و کوریا (2015) است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهند که ترکیب نسلی آلفا و زد نسبت به ترکیب نسلی ایکس و وای وابستگی بیشتری به گوشی هوشمند دارند. همچنین در بررسی مؤلفه های نوموفوبیا مشخص شد که «عدم دسترسی به اطلاعات» در میان سایر مؤلفه ها بالاترین میانگین (86/21) را دارد اما مؤلفه «از دست دادن ارتباط» با مقدار 048/0 نقش اصلی را در تفاوت بین نسلی مؤلفه های نوموفوبیا داشت.
معناسازی و گفتمان سازی هویت قومی در شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۷۲)
73 - 102
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی چگونگی بازنمایی هویت طلبی قومی ترک ها در فضای مجازی با تمرکز بر شبکه اجتماعی اینستاگرام پرداخته است. ضرورت تحقیق از آنجا ناشی می شود که شبکه های اجتماعی نوین، به ویژه اینستاگرام، با ظرفیت بالای خود در تولید و انتشار محتوا به محملی مهم برای تبلیغ گفتمان های قوم گرایانه بدل شده اند و می توانند انسجام ملی را تحت تأثیر قرار دهند. روش تحقیق کیفی بوده و بر مبنای نشانه شناسی بارت و پیرس و تحلیل محتوای هدایت شده انجام گرفته است. جامعه آماری شامل صفحات اینستاگرامی هواداران پان ترکیسم بود. از میان ده ها پروفایل موجود، سه صفحه با بیش از دو هزار دنبال کننده به روش هدفمند انتخاب شدند. داده ها با مشاهده مستقیم و تحلیل نشانه ها گردآوری و سپس با رویکرد کدگذاری و طبقه بندی کیفی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد محتوای صفحات مورد مطالعه به طور مستمر بر برجسته سازی هویت قومی و بازتولید گفتمان قوم گرایی متمرکز بوده است. تصاویر و متون با ارجاع به مؤلفه های فرهنگی و تاریخی، تلاش کرده اند انسجام درون گروهی ایجاد کرده و حس تعلق به جامعه قومی واحد را تقویت نمایند. تحلیل داده ها آشکار ساخت که برای اقناع مخاطبان، از شیوه های متنوع ارتباطی بهره گرفته شده است؛ از جمله برانگیختن احساسات، ایجاد حس نوستالژیک و استفاده از جاذبه های عاطفی و هیجانی. نتایج نشان می دهد اینستاگرام بستری مؤثر برای بازتولید هویت های مقاومتی و گفتمان های قومی است. این امر ضرورت توجه جدی به سیاست گذاری فرهنگی و مطالعات تطبیقی در سایر شبکه های اجتماعی و سنجش بازتاب آن در افکار عمومی را برجسته می سازد.
برساخت دیالکتیک سوژه معلم در فضاهای رسمی (مطالعه موردی معلمان مرد شهر خشکبیجار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
279-330
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر به چگونگی برساخت هویت سوژه در فضاهای اجتماعی با استفاده از نظریات میشل فوکو پرداخته شده است، هدف، بررسی تاثیر مدرسه به مثابه یکی از نهادهای مدرن در شکل دهی به هویت سوژه معلم می باشد. میدان مطالعه، معلمان مرد شهر خشکبیجار می باشد؛ داده های تحقیق بر پایه مشاهده مشارکتی و با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته و عمیق فردی، جمع آوری شده است؛ نمونه گیری با روش حداکثر تنوع برای نشان دادن شدت و تفاوت هر کدام از آراء انجام گرفته و انجام مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری پیش رفته است. . این تحقیق بیانگر این ملاحظه نظری است که هویت سوژه مدرن تابعی از مواجه دائمی او با نهادهای مدرن همچون مدرسه، پادگان، کارخانه و... است. اما درعین حال باید توجه داشت چنانکه فوکو در سراسر پروژه قدرت خود بر آن تاکید می کند، سوژه در این مدار قدرت منفعل نیست و با رویه هایی همچون تقابل با کلیشه ها، تقابل با امر سراسربین، تقابل با شرح وظایف و بخشنامه ها این جریان غالب قدرت را در هم می شکند و تا حدی به هویت خویش شکل می دهد.
بررسی وضعیت اعتماد سیاسی در استان کرمانشاه بر اساس گزارش سرمایه اجتماعی سال های 1393 و 1397(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
171-207
حوزههای تخصصی:
اعتماد سیاسی یکی از شاخه های مهم اعتماد است که در نسبت و ارتباط مردم و دولت مورد ارزیابی قرار می گیرد و شاخصی مانند مشروعیت دولت ها به آن ربط پیدا می کند. اعتماد سیاسی در رویکردهای فرهنگی و نهادی عمدتا در سه سطح قابل بررسی و سنجش است: اعتماد به کارگزاران، نهادها و نظام سیاسی. این مقاله به دنبال بررسی و تجزیه و تحلیل وضعیت اعتماد سیاسی در استان کرمانشاه در دهه 90 است که با استفاده از روش تحلیل ثانویه، یافته های دو پیمایش ملی در سال های 1393 و 1397 تحت عنوان "گزارش سرمایه اجتماعی" مورد بررسی، تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در این پژوهش با اتکاء به رویکرد نهادی، اعتماد مردم نسبت به نهادها و کارگزاران سیاسی مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد اعتماد سیاسی مردم در استان کرمانشاه، طی سال های مورد بررسی، روند نزولی داشته است. همچنین نتایج به دست آمده نشان می دهد اعتماد سیاسی در استان کرمانشاه از میانگین اعتماد سیاسی در کشور پایین تر است. در پایان پژوهش، با عنایت به مختصات جغرافیایی و بافت متنوع قومی و مذهبی این استان، راهکارهایی برای ارتقاء سطح اعتماد سیاسی در این استان ارائه گردیده است.
کرونا و پرورش نااجتماعیِ هوش اجتماعی (رویکردی به ساحت جامعه شناختی نقش هوش در تعامل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کرونا که از نظر بیولوژیک، یک پاندمی مرگ بار بود، گویا از نظر جامعه شناختی، با الزام فاصله گیری اجتماعی، سبب شده تا افراد در تعاملات خود به نحو هوشمندانه تری عمل نمایند. هوش که تاکنون محور مباحث زیست شناختی و روانشناختی بسیاری بوده، در عین حال از زاویه ی دید تحلیل های جامعه شناختی دور مانده است. بر همین اساس تحقیق حاضر با پدیدارشناسی تجربه زیسته لک زبانان شهرستان بروجرد از تعاملات اجتماعی پیشا/پساکرونا، بر تحلیل نقش هوش در تعامل متمرکز شده است. تعداد 16 نمونه به صورت هدفمند، انتخاب شده و داده ها به روش مصاحبه ی عمیق و مشاهده ی مشارکتی گردآوری شده اند. بر اساس نتایج، «تعامل توده ای»(پیشاکرونا) بر رفتار توده ای، ساخت آتوکراتیک، و هوش توده ای، و «تعامل اجتماعی»(پساکرونا) بر رفتار اجتماعی، ساخت دموکراتیک، و هوش اجتماعی استوار بوده-اند. یافته های تحقیق حاضر نشان داد که هوش مؤلفه ای اجتماعی و دارای کارکردها و نتایج اجتماعی است که قابل تحلیل جامعه شناختی می باشد. به طور کلی مواجهه با کرونا موجب گذار از تعامل توده ای به تعامل اجتماعی شده، و هوش به عنوان مقوله ای اجتماعی، نقشی مهم در این گذار داشته است.
تاملی بر نقش جامعه شناختی تاریخ فرهنگی در همگرایی سنت و مدرنیته (مطالعه موردی: قالی معاصر ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
437-465
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر همگرایی مفاهیم سنتی و مدرن براساس رویکرد تاریخ فرهنگی قالی ایرانی است؛ چرا که مساله اصلی این پژوهش میزان همگرایی تاثیرات مولفه های سنتی و مدرن در روند شکل گیری و تحول قالی است. پژوهش حاضر با طرح سوالی چون مولفه های تاریخی و فرهنگی تاثیرگذار بر تحول قالی ایرانی کدامند؟ به شیوه کیفی و روش توصیفی- تحلیلی به جمع آوری اطلاعات با استفاده از داده های به دست آمده از اسناد کتابخانه ای پرداخته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در مطالعات جامعه شناختی قالی معاصر بدون در نظر داشت رویکرد سنتی برگرفته از فرهنگ ایرانی- اسلامی نمی توان از تحول در قالی معاصر ایرانی تعریفی ارائه نمود. برطبق یافته های پژوهش مولفه های هویتی چون فرهنگ و سنت ایرانی- اسلامی در روند شکل گیری قالی معاصر نقش داشته و هرگونه رشد و تحول به معنای تغییر رویکرد در حیطه مطالعات تاریخ فرهنگی میسر خواهد بود. طبق رویکرد تاریخ فرهنگی، قالی با تجربه ای بومی در پی نوآوری و پویایی فرهنگی می باشد که نهایتا تنوعی از مفاهیم و تصاویر را ارائه می نماید. تنوع طرح و نقش مایه قالی ایرانی که شامل عناصر نمادین تجریدی و طبیعت گرای تصویری بوده، به عنوان عامل واسطه ای در هویت فرهنگی ایفای نقش می نماید.
جنبش های اجتماعی جدید؛ سوژگی و مسئله زندگی روزمره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
467-495
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، جنبش های اجتماعی جدید به عنوان یکی از پدیده های مهم و تاثیرگذار در حوزه های اجتماعی و سیاسی شناخته شده اند. این جنبش ها، اغلب با اهداف و انگیزه های متنوعی شکل گرفته و به طور قابل توجهی بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی جوامع تاثیر گذاشته اند. مقاله حاضر، با اتخاذ رویکردی نظری، به بررسی چگونگی تبلور سوژگی در این جنبش ها و ارتباط آن با مسئله زندگی روزمره می پردازد. پرسش اصلی مقاله بدین صورت است که جنبش های اجتماعی جدید چگونه از طریق تبلور سوژگی و بازتعریف زندگی روزمره، می توانند ساختارهای اجتماعی و سیاسی موجود را به چالش کشیده و تغییرات اجتماعی را ایجاد کنند؟ این پژوهش با روشی کیفی و تحلیلی – توصیفی نشان می دهد که چگونه این جنبش ها و با تاکید بر هویت های فردی و جمعی، تلاش می کنند تا معانی جدیدی به زندگی روزمره افراد ببخشند و از طریق اقدامات جمعی، نظم های اجتماعی موجود را به چالش بکشند و به بازسازی و بازتولید یک زیست جمعی متحول و عاری از سلطه بپردازدند.
مطالعه ی موسیقی مجلسی شهر سنندج از منظر ویژگی های موسیقایی و شعری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
76 - 90
حوزههای تخصصی:
اصطلاح «موسیقی مجلسی» به نسبت فرهنگ های مختلف مفهومی دوگانه دارد. در بعضی فرهنگ ها، به منظور بستری اجرایی است و به فراخور فرهنگ حاکم هرگونه ای از موسیقی در آن قابل اجرا است. در برخی دیگر، موسیقی مجلسی گونه ای موسیقایی است با پارامترهای مشخص. موسیقی مجلسی سنندج نیز یک ژانر است که به آن «بَرتَونانَه» و «دُمانَه» هم می گویند. در این مقاله عوامل ساختاری این ژانر که شامل شعر و عناصر موسیقایی، و چگونگی بهره گیری از آنها است واکاوی می شود و از این طریق چرایی کاربرد اصطلاح بَرتَونانَه و دُمانَه تبیین خواهد شد. پژوهش کیفی حاضر از نظر ماهیتی توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها به روش اسنادی و استفاده از آرشیو شنیداری و بخشی نیز از طریق کار میدانی هم چون حضور در محل اجرا و مصاحبه جمع آوری شده است. یافته ها نشان می دهد دُمانَه یعنی منتسب به «دُم»، که اجتماعی حاشیه نشین در سنندج است و تکثر حضورشان در اجرای مجلسی باعث شده که این گونه را دُمانَه نیز بنامند و از طرفی، بسیاری مجلسی را مشتق از بَرتَونانَه می دانند که موسیقی قالی بافان است. ساختار مجلسی بر چگونگی کاربست شعر و ملودی استوار است، بطوریکه از منظر موسیقی شاخصه ی ریتمیک آن (۸/۷) است و ملودی فرمی استروفیکی دارد. اشعار هم تماماً فولک هستند و در چهار فرم زنجیره ای، آزاد، روایی و بداهه سرایی به کار برده می شوند. فرم زنجیره ای منحصر به مجلسی است، زیرا در ادبیات کُردی و دیگر گونه های موسیقی دیده نمی شود. مجلسی دارای سه شیوه ی اجرایی یک قولی(یک نفره)، دوقولی(دونفره) و جمعی است. این روش ها در تقویت تعامل و همگرایی اجتماعی نقش دارند و اهمیت فرهنگی موسیقی مجلسی را در تقویت پیوندها اجتماعی برجسته می کند.
نسبت زبان و انحطاط در خوانش رضا داوری اردکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در یکصدسال اخیر در ایران تنها متفکری که به حیثیت انتولوژیک زبان پرداخته، داوری است. از نظر وی باید به ذات زبان اندیشید که پرسش از وجود است. پرسش از وجود، پرسش از ذات بشر است و آینده انسان در گرو این است که بتواند در باب ماهیت و ذات زبان بیندیشد، زیرا ماهیت انسان و اجتماع انسانی بدون مهر و انس ممکن نیست. در خوانش انتقادی داوری اگر به ذات زبان نپردازیم تفرقه و گروه بندی و جنگ بخش لاینفک زندگی انسان در تمدن جدید می شود و راه عبور از این بن بست، پرداختن به ذات وجود است. ذات وجود چیزی جز جود و مهر و دلبستگی نیست. اما امروز اگر جود ، مهر و انس نیست و تفرقه هست و با اینهمه رویکردهای علمی باز هم به نتیجه نمی رسیم، چون پرسش از ذات بشر یا پرسش از وجود را جدی نگرفتیم و زبان را به رویکردهای روانشناختی، جامعه شناختی، ادبی، سیاسی و تاریخی تقلیل دادیم. زبان، ذات بشر، وجود و تفکر در منظومه ای قرار می گیرند که به نوعی پرسش از ذات می کنیم. پرسش از ذات کردن یعنی پرسش و تفکر از امکان نوع دیگری از آینده و نوع دیگری از بودن در وضع تاریخی دیگر و در باب آن اندیشیدن.
شاهدانِ خاموشِ تاریخ: گردش ادبیات در حجره های مذهبی کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سایه ی سیاست، همواره بر ادبیات در کُردستان سنگینی می کند، به گونه ای که پرداختن به جهان درونیِ آفرینش-های ادبی، مغفول مانده است. مساله ی پژوهشِ حاضر مبنی بر یک انتقاد دو سویه، به نحوه ی اندیشیدن، پیرامون ادبیات و نسبتِ آن با تاریخ و سیاست تنظیم شده است. نگریستن به ادبیات از منظر رژیمِ بازنمودی، ملیتی یا طبقاتی، یکی از این سایه ها است؛ و پس راندن ادبیات کلاسیکِ قرن نوزدهمی به ساحتِ رمانتیک و پیشاسیاسی، سایه ی دیگری از آن. هدفِ پژوهش، پس زدنِ این سایه های «صرفاً» سیاسی، و پرداختن به سیاستِ خوداندیشی است که ادبیاتِ کلاسیک، در نسبتِ با تاریخ إعمال می کند. بنیامین، تامپسون و رانسیر در تقاطعِ تاریخ و ادبیات، منظومه ای از مفاهیم را در اختیار ما قرار می دهند تا نگاهِ بازنمودی به ادبیات و نسبتِ انعکاسی اش با تاریخ را کنار بگذاریم. بر مبنای تاریخ نگاریِ درون ماندگارِ «ذهنیت ها» در دو سطح به ادبیاتِ کلاسیک (مکاتبه ای شاعرانه) پرداختیم. در سطح اول، ردپای حسِ مشترکی را دنبال کردیم که در حجره های دینی نهایتاً در قالب ادبیات متبلور می شود، در سطح دوم هم تاریخیتِ شاعرانه ی حک شده در دل این ادبیات را بازخوانی نمودیم. دغدغه ی این ادبیات نه تنها غیرسیاسی نیست، بلکه به مثابه سنتی خاموش و زیرزمینی؛ لحظه ای استتیکی و رمانتیسیستی، همواره مکانی گفتاری، برای خواستِ رهاییِ پس از خود بوده است.
برساخت تجربه زیسته معلمان از کاربست انحصاری زبان فارسی در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
19 - 35
حوزههای تخصصی:
امروزه بحث زبان در کالبد جدید آن ذیل مفهوم فرهنگ تلقی می شود و بر خلاف نگاه حاکم در میان برخی از ایرانی ها که آن را با تمامیت ارضی و پیکاران سیاسی پیوند می دهند، جزء قلمرو آموزش چندفرهنگی قرار می گیرد. این پژوهش براساس رویکرد کیفی با رهیافت پدیدارشناسی، تجربیات معلمان را از کاربست انحصاری زبان فارسی در مدارس شهر سنندج مورد بررسی قرار می دهد. میدان تحقیق شهر سنندج و مشارکت کنند گان بالقوه شامل همه معلمان مقاطع ابتدایی تا دبیرستان بودند که از 15 نفر (۸ مرد و ۷ زن) از آن ها دعوت به مشارکت شد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته بهره گرفته شد که در نهایت برای تحلیل آنها از چارچوب براون و کلارک استفاده گردید. علی رغم تأکید معلمان بر اهمیت زبان مادری در وجوه مختلفی همچون ساخت هویت فرهنگی، حس تعلق و مهارت های ارتباطی، آن ها بیان داشتند که نظام آموزشی ایران با تمرکزگرایی آموزشی، آسیمیلاسیون فرهنگی و نادیده گرفتن حقوق زبانی اقلیت ها، سیاست تک زبانه (فارسی) را بکار می گیرد. آن ها همچنین پیامدهای این خط مشی را به بحران هویت، تشدید دوگانگی فرهنگی و یادگیری بازدارنده پیوند دادند. سرانجام معلمان به پیشنهادات متعددی مانند حذف رویکردهای سیاسی در آموزش زبان مادری، نهادینه سازی تربیت پاسخگوی فرهنگی و آموزش عاری از ایدئولوژی را برای اصلاح نظام آموزشی فعلی اشاره کردند.
سنجش چالش ها و سازوکارهای ارتقای بخش صنایع فرهنگی ایران بر اساس سند تحول دولت مردمی (رویکردتصمیم گیری چند معیاره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
147 - 174
حوزههای تخصصی:
صنایع فرهنگی ازجمله صنایعی است که کارکرد اصلی آن ایجاد تولید و تجاری ساختن مفاهیم فرهنگی در بخش انواع کالا و خدمات است. صنایع فرهنگی به فعالیت ها و کالاهایی که ارزش اولیه اقتصادی آن ها از ارزش فرهنگی جدا شده باشد و سهم قابل توجهی را در افزایش و رشد اقتصادی ایفا کند اطلاق می شود بنابراین صنعت فرهنگ یک ساختار تجاری است که از طریق تولید و توزیع نمادها و متون فرهنگی برای کسب سود تعریف می شود. هدف از این تحقیق بررسی سنجش چالش ها و سازوکارهای ارتقای بخش صنایع فرهنگی بر اساس سند تحول دولت مردمی می باشد، تحقیق ازنظر هدف کاربردی و ازنظر موضوع جزء تحقیقات توصیفی و ازنظر روش انجام به صورت میدانی از نوع پرسشنامه ای می باشد که در مرحله اول به صورت کتابخانه ای چالش های مرتبط با صنایع فرهنگی با استفاده از سند تحول دولت مردمی شناسایی گردیده و سپس در قالب پرسشنامه با روش تحلیل سلسله مراتبی چالش ها ازنظر خبرگان با استفاده از نرم افزار اکسپرت چویز رتبه بندی شده اند. نتایج نشان می دهد بر اساس چالش های اصلی ضعف کمی و کیفی فیلم های سینمایی ملی با داشتن ضریب (0.166) در رتبه اول است و چالش بلاتکلیفی موسیقی با داشتن ضریب (0.062) در رتبه آخر قرار دارد و به همین ترتیب عامل های فرعی ایجاد چالش ها ضعف زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری تولید محصولات حرفه ای با داشتن ضریب (0.128) در رتبه اول و نبود راهبر مشخص در حوزه موسیقی با داشتن ضریب (0.047) در رتبه آخر قرار گرفته است. با در نظر داشت رتبه بندی چالش ها و شناسایی مهم ترین معضلات در بخش صنایع فرهنگی برای رفع این معضلات، اصلاح نمودن و مدیریت کردن نظام های حمایتی و تخصیص منابع در رابطه با صنایع فرهنگی، همچنان ایجاد یک سامانه جامع و کلی اطلاعاتی صنایع فرهنگی، حمایت از سرمایه گذاری در بخش صنایع فرهنگی به ویژه حمایت نمودن از تولیدکنندگان داخلی در این زمینه می بایست در دستور کار سیاست گذاران فرهنگی قرار گیرد.
تأملی در سینمای عباس کیارستمی از منظر نظریه هرمنوتیکی والتر بنیامین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
36 - 48
حوزههای تخصصی:
والتر بنیامین متفکر و منتقد آلمانی، در مقالیه «اثر هنری در عصر بازتولیدپذیری تکنیکی آن» بیان می کند اثر هنری در دوریه معاصر با تأکید بر ارزش نمایشی بودنش کارکردهای جدیدی یافته که سینما بهترین نمونیه آن است. فیلم بیش از هر رسانیه دیگری می تواند توده ای شود. بنابراین، کل توده به مقام منتقد و تأویل گر ارتقا می یابد. از سوی دیگر، عباس کیارستمی، یکی از تأثیرگذارترین سینماگران جهان، همواره به نحوی فیلم هایش را می سازد که مخاطب در تأویل آنها مشارکت کند. این پژوهش در پی پاسخ به این مسئله است که چه نسبتی بین آراء والتر بنیامین و آثار کیارستمی در باب تأویل گرایی وجود دارد؟ پژوهش پیشِ رو به تشریح چارچوب فکری والتر بنیامین در باب نظرییه تأویل گرایی و متناظر آنها در فیلم های کیارستمی می پردازد. هدف از این مطالعه توجه به تشابهات تواردی موجود در آرای بنیامین و چشم انداز سینمایی کیارستمی در باب تأویل گرایی است. این پژوهش نظری به روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام شده است. نتیجه پژوهش بیانگر این است که در زمینیه تأویل ، وجوه مشترکی بین دیدگاه بنیامین و کیارستمی به طور متوارد مشاهده می شود که در آثار سینمایی کیارستمی متبلور شده اند، اما این امر مؤید الگوبرداری کیارستمی از بنیامین نیست. به زعم والتر بنیامین در تأویل پدیده های هنری می توان نگاه تازه ای به امور داشت و در پرتو آن، حقایق تازه ای از خلوت به جلوت می آیند. کیارستمی نیز ماهیت سینما را تأویل گرایانه می داند و معتقد است فیلم باید به گونه ای باشد که تماشاگر به آن معنا دهد. در واقع، درک بیننده به اندازیه خود فیلم حائز اهمیت است.