فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۸۱ تا ۳٬۳۰۰ مورد از کل ۱۷٬۸۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
در میان نظریه های توسعه، شاید نظریه ی مدرنیزاسیون را بتوان جامعه شناختی ترین آن ها دانست. پرسش اساسی پژوهش حاضر آن است که موافق نظریه متعارف مدرنیزاسیون، زیستن در شهر که در مقایسه با روستا که از سطح توسعه اقتصادی اجتماعی بالاتری برخوردار است باعث گرایش بیشتر زنان به کار و اشتغال شده یا خیر؟ در واقع، شناخت تفاوت زنان شهری و روستایی استان اصفهان در گرایش به اشتغال و فعالیت در انواع مختلف مشاغل هدف پژوهش حاضر بوده است. روش اصلی انجام تحقیق پیمایش بوده است. کل حجم نمونه 1815 نفر بود که از این تعداد 1017 نفر شهری و 798 نفر روستایی بوده اند. در پژوهش حاضر گرایش زنان به 29 شغل در سه دسته ی «مشاغل سنتی»، «مشاغل سنتی در قالبی نوین» و «مشاغل نوین» مورد مطالعه قرار گرفته است. براساس یافته ها ملاحظه می شود که اگرچه زنان روستایی در کل نسبت به زنان شهری تمایل بیشتری به شاغل شدن در انواع مشاغل دارند، ولی هر چه از مشاغل سنتی به سمت مشاغل نوین حرکت کنیم از معناداری این تفاوت کاسته می شود به نحوی که در اغلب مشاغل نوین تفاوت معناداری بین زنان روستایی و شهری دیده نمی شود. نتیجه اصلی پژوهش حاضر آن است که در شرایط فعلی ایران، مدرنیزاسیون و توسعه اقتصادی اجتماعی بیش از آنکه بر سطح تمایل زنان به شاغل شدن اثرگذار باشد بر نوع گرایش آنان به انواع مشاغل اثرگذار است. شهری شدن موجب می شود که زنان تمایل کمتری به شاغل شدن در مشاغل سنتی داشته باشند و از مشاغلی که همراه با نقش های سنتی زنانه است دوری کنند.
گونه شناسی سبک زندگی با تأکید بر نقش رسانه در میان زنان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ظهور رسانه های متعدد در عصری که به تعبیری عصر دوم رسانه ها نام گرفته، اگرچه پیشرفت ها و فرصت های انکارناپذیری به وجود آمده است، اما ناگزیر چالش ها و تغییرات شگرفی نیز در ارکان زندگی انسان ها ایجاد شده است. در این راستا به نظر می رسد هر مطالعه ای در متن زندگی انسان ها، ناگزیر باید نگاهی به نقش و تأثیرات رسانه ها داشته باشد؛ ازاین روی هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش رسانه ها در بروز و ظهور گونه های متفاوت سبک زندگی در بین زنان شهر شیراز است. این مطالعه، پژوهشی کمی با استفاده از تکنیک پیمایش بوده است. جامعه آماری پژوهش، زنان 15 تا 60 ساله در شهر شیراز بوده که پرسشنامه توسط 392 نفر از آن به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای تکمیل گردیده است. جهت استخراج و تشخیص گونه های متفاوت سبک زندگی، تحلیل عاملی بر روی مجموع گویه های مربوط به سبک زندگی (با ابعاد اوقات فراغت، مدیریت بدن، خوراک و مصرف) انجام شده است و در نهایت ده گونه ی متفاوت سبک زندگی از قبیل مدگرا، ورزشی، مذهبی، فضای مجازی، علمی هنری، موسیقیایی، سبک فراغتی مدرن، سبک فراغتی ناسالم، سبک فراغتی معمول روزانه و سلامت محور معرفی شده است، به طوری که منطبق با یافته های به دست آمده، رسانه های مختلف، تأثیرات متفاوتی بر آن گونه های سبک زندگی داشته اند.
تفسیر و تبیین جامعه شناختی نشانه های زنانگی در بازتولید بدن زنان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پ ژوهش درب اره ی زن ان، به عنوان یک موضوع قابل مطالعه در عرص ه ی مطالعات اجتماعی در قالب موضوع زنانگی یا دقیق تر «زنانگی ها»، دانش ما را به سطح عالی ت ری درب اره ی زنان ارتقاء خواهد داد. هدف از پژوهش حاضر، تبیین و تفسیر نشانه های زنانگی زنان شهر اصفهان در بازتولید بدن می باشد. در مطالعه حاضر از طرح تحقیق آمیخته از نوع متوالی اکتشافی استفاده شده است، که برای انجام آن در مرحله اول، با استفاده از روش تحقیق نظریه برخاسته از داده ها، با روش نمونه گیری نظری از زنان 20-55 ساله، مصاحبه باز و نیمه باز به عمل آمد. با تحلیل مصاحبه های انجام شده و داده های گردآوری شده، شاخص های بازتولید نشانه های زنانگی به دست آمد. در مرحله دوم به گردآوری داده های کمی با تنظیم پرسشنامه (بسته) برگرفته از روش کیفی، به صورت پیمایشی و روش نمونه گیری سهمیه ای با توجه به سن و جنس افراد در مناطق 15 گانه شهر اصفهان، در بین 667 نفر پرداخته شد. براساس نتایج کیفی تحقیق، هژمونی فرهنگی غرب و صنعت فرهنگ در قالب شرایط علّی و مفهوم زنانگی ریزوماتیک به عنوان هسته ی مرکزی استخراج گردید. در بخش کمی برای تبیین نشانه های زنانگی، فرضیه ها با نرم افزار Spss مورد آزمون قرار گرفتند. سپس در مدل سازی ساختاری با استفاده از نرم افزار Amos فرضیه های ساختاری پژوهش (دین، آبژگی، بریکولاژ، مدگرایی، رسانه، خودپنداره و درآمد) آزمون شدند که همه آن ها معنادار شده و در بخش برازش کلی، برازش بسیار بالایی از مدل حاصل گردید.
تحلیلی بر پذیرش رفتار برنامه ریزی شده اجتماعی دانشجویان در استفاده از دوچرخه و توسعه پایدار شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۹
57 - 82
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، بررسی پذیرش رفتار برنامه ریزی شده اجتماعی دانشجویان در استفاده از دوچرخه و توسعه پایدار شهری بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود که بصورت میدانی انجام پذیرفت. جامعه آماری تحقیق را دانشجویان تشکیل داده و در نهایت تعداد 254 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه ای مبتنی بر مدل های توسعه پایدار اسپریتزر (1997) با ضریب پایایی (83/0) و پذیرش اجتماعی بر اساس تئوری رفتار برنامه ریزی شده آیزن (1985) با ضریب پایایی (8/0) بود. بر اساس نتایج، دوچرخه نقش مهمی در توسعه فرایند اجتماعی شدن افراد داشته و رابطه مثبت و معناداری بین پذیرش اجتماعی و توسعه پایدار وجود دارد (05/ < 0 P ) . همچنین 20 درصد از تغییرات توسعه پایدار از طریق ابعاد پذیرش اجتماعی (تئوری رفتار برنامه ریزی شده) بدست آمد. در نهایت می توان بیان داشت که رفتار ادراک شده در پذیرش اجتماعی بیشتر توسط عوامل بیرونی نظیر تشویق و ترغیب فرد توسط خانواده، افراد مهم، دوستان، آشنایان و حتی هنجارهای موجود در جامعه می تواند در بروز توسعه پایدار نقش قابل توجهی ایفا کند. در ادامه نیز افراد با تغییر در ذهنیت خود، تمام رفتارهایی که در اوقات فراغت از خود بروز می دهند را به یک جریان فرهنگ ساز مبدل خواهند کرد.
نقش علایق برسازنده ی شناخت در کتب جامعه شناسی دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی نقش علایق برسازنده شناخت در کتب جامعه شناسی دوره دوم متوسطه است. برای تحقق این هدف با استفاده از روش کیفی و با رویکردی انتقادی به بررسی محتوای کتاب های درسی پرداختیم. در این پژوهش نقد به دو صورت انجام می گیرد. 1- نقد درون متنی 2- نقد برون متنی. نقد برون متنی، براساس الگوهایی است که چارچوب نظری- در این جا نظریه هابرماس درباره شناخت و نقش علایق در برساخت آن - در اختیار ما قرار می دهد نقد درون متنی نیز، معطوف به تحلیل انسجام درونی متن است. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش، رویکرد و علاقه جدیدی در کتاب های درسی وجود دارد که بر اساس آن تلاش شده علم جامعه شناسی مورد نقد و بررسی قرار گیرد. این علاقه هر چند شامل ترکیبی خاص از علایق سه گانه مطرح شده توسط هابرماس است ولی اساساً ذیل هیچ یک از این علایق قرار نمی گیرد و می توان آن را «علاقه به بومی سازی» نام نهاد. عناصرتشکیل دهنده این علاقه جدید، عبارتند از 1- عناصری از جامعه شناسی غربی رایج 2- عناصری از عرفان ، فلسفه و الهیات و 3 - عناصری از هویت ملی یا همان ناسیونالیسم ایرانی.
اعتیاد به مثابه مواجهه مخاطره آمیز نوجوانی با چالش های هویتی و عرصه های نقش پرداز (مطالعه کیفی دلایل و شرایط مداخله گر اعتیاد به مواد مخدر در سطح شهر ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲۰
159 - 192
حوزههای تخصصی:
پنداشت ایلامی ها از اعتیاد به مثابه یکی از مهمترین آسیب های اجتماعی مهم در استان است که این تحقیق سعی دارد به روش کیفی به دنبال پاسخ گویی به چرایی وقوع آن باشد. سوال اصلی تحقیق حاضر این است مصرف کنندگان در شهر ایلام چه روایت هایی را از چگونگی درگیری خود به مواد مخدر بیان می کنند؟ روش مورد استفاده در این تحقیق کیفی از نوع گراندد تئوری است. میدان تحقیق شهر ایلام است. نمونه های تحقیق را 25 نفر از مردان ساکن مراکز ترک اعتیاد (19 تا 38 ساله) تشکیل دادند که وقت و توانایی شرکت در تحقیق را داشتند. مهمترین مقولات بدست آمده از تحقیق عبارتند از: اعتیاد به مثابه شورش علیه خانواده؛ اعتیاد به مثابه ضدیت با مدرسه؛ گرایش به مواد حرکتی برای استقلال؛ همنوایی با دیگران مهم؛ تجربه دوگانه دسترس پذیری آسان به مواد و غیر آسان به فضاهای فراغتی؛ معناسازی جذاب برای مواد؛ تجربه دلپذیر آغازین و ناسازگاری با انگاره های پیشین؛ اهمال و تأخیر در وقوف خانواده به مصرف فرزند؛ فقر و جداگزینی مکانی از خانواده؛ قصور خانواده در برخورد منطقی؛ مفیدیت کنشگری عاطفی و تلاش معتاد برای ترک و تکرار چرخه طرد و حذف شدگی در جامعه. مقوله هسته نیز «مواجهه مخاطره آمیز نوجوانی با چالش های هویتی و عرصه های نقش پرداز» است که پوشش دهنده سایر مقولات است.
بررسی رابطه بین برنامه ریزی توسعه محله ای و کیفیت زندگی در شهر مهریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال نهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۰
25 - 54
حوزههای تخصصی:
هر کشوری برای رسیدن به توسعه باید برای ارتقای زندگی ساکنانش برنامه ریزی نماید. یکی از زمینه هایی که می توان در برنامه ریزی ها به آن توجه نمود محلات است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ی برنامه ریزی توسعه محله ای و کیفیت زندگی در بین شهروندان است که برای رسیدن به اهداف پژوهش از تلفیق نظریه ی کنش متقابل نمادین وکارکردگرایی ساختاری استفاده شده است. روش مورد استفاده در این تحقیق از نوع پیمایشی است، داده ها با ابزار پرسشنامه و با استفاده از شیوه ی نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای از 385 نفر از شهروندان ساکن در شهر مهریز گردآوری شده است. اعتبار ابزار به روش اعتبار محتوا و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. داده ها به کمک نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. یافته های تحقیق گویای آن است که بین میزان برنامه ریزی توسعه ی محله ای و کیفیت زندگی و ابعاد آن رابطه ی مستقیم و معنا داری وجود داشت. مدل معادله ی ساختاری نشان داد متغیر برنامه ریزی توسعه ی محله ای 24 درصد از واریانس متغیر کیفیت زندگی را تبیین می کند و شاخص های برازش نیز نشانگر مطلوبیت مدل بود.
بررسی عوامل سیاسی- اجتماعی مؤثر در همگرایی های قومی (مطالعه ی موردی: قومیت های شهرستان ارومیه )(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال نهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۰
125 - 150
حوزههای تخصصی:
گروه های قومی هر جامعه، جایگاه مهمی در اتحاد ملی دارند و اگر به چالش کشیده شوند، امنیت ملی را به خطر می اندازند. در عصر حاضر نیز موضوع قومیت ها یکی از الزامات توسعه در جمهوری اسلامی ایران است و خوشبختانه بعد از انقلاب اسلامی، همگرایی قومیت ها در راستای اتحاد ملی حرکت کرده است. برای روشن شدن همگرایی قومیت ها در این پژوهش عوامل سیاسی و اجتماعی مؤثر در همگرایی های قومی، با تکیه بر تأثیرگذاری عوامل سیاسی اجتماعی بررسی شده است. مطالعه ی موردی، قومیت های مختلف شهرستان ارومیه در مقایسه با کل کشور هستند، روش شناسی تحقیق، کیفی بوده و از نظریه ی زمینه ای به عنوان روش اجرای عملیات پژوهش استفاده شده است. داده های کیفی پژوهش با استفاده از تکنیک مصاحبه ی عمیق گردآوری شد و برای ارائه ی نظریه ی نهایی از استراتژی نظریه ی زمینه ای استفاده گردید. بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و نیز با در نظر گرفتن معیار اشباع نظری، با تعداد 15 نفر از جامعه ی مورد مطالعه، مصاحبه ی عمیق انجام شد. یافته های به دست آمده در 63 مفهوم دسته بندی گردید و از میان این مفاهیم، 5 مقوله ی اصلی: ناسیونالیسم و تاریخ مشترک، دین مشترک، امنیت و امیدواری به دست آمد. مقوله ی هسته ای این پژوهش مفهوم «امنیت» است که سایر مقولات اصلی را دربر می گیرد. نتایج تحقیق نشان داد، قومیت های شهرستان ارومیه در سایه ی امنیت اجتماعی- سیاسی، همگرایی را بر واگرایی ترجیح داده اند.
گونه شناسی تجربه زیسته عشق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عشق از مهم ترین مفاهیم انسانی و پایه اساسی شکل دهی ارتباط بین دو جنس است که در علوم مختلف و آرا و نظریات فلاسفه و متفکران به روش های متفاوتی بررسی شده است. با وجود این، درباره نگاه از درون و از منظر کنشگران درگیر در رابطه عاشقانه، کمتر بحث شده است. هدف پژوهش حاضر، کاوش در تجربه زیسته عشق و گونه شناسی آن بود. برای این منظور با رویکرد پدیدارشناسی با 14 نفر از دانشجویان دانشگاه اصفهان و دانشگاه صنعتی اصفهان که عشق را تجربه کرده بودند، مصاحبه عمیق شد. تجزیه و تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش کولیزی، نشان دهنده آن بود که چهار گونه عشق ورزی از تجربه مشارکت کنندگان استخراج شدنی است: 1- عشق به منزله دستاورد، با دو زیرمقوله ساخت تجارب مشترک و صعود، 2- عشق به منزله تجربه عاطفی غیرمنتظره، با دو زیرمقوله تجربه دست یافتنی و تجربه دست نیافتنی، 3- عشق به منزله اعتیاد و 4- عشق به منزله تجربه فیزیولوژیک. همچنین گونه تجربه غیرعاشقانه ای در یافته ها شناسایی شد: «تجربه رابطه جنسی عاری از عشق». در مجموع می توان گفت کنشگران بر مبنای تجارب گوناگون در طول زندگی و ساختاری که در آن رشد کرده اند، گونه های مختلف عشق ورزی را شکل می دهند؛ اما تجربه مشترک در همه آنها، رویارویی با عشق به منزله امری زمینی و دست یافتنی است.
بازنمایی مسائل اجتماعی در سینمای پس از انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فیلم های سینمایی از شرایط اجتماعی هر جامعه متأثر هستند و در عین حال، مسائل اجتماعی را بازنمایی می کنند. هدف اصلی مقاله حاضر، مطالعه چگونگی بازنمایی مسائل اجتماعی در سینمای پرمخاطب پس از انقلاب اسلامی ایران است. بدین منظور با به کارگیری روش تحلیل محتوای کیفی، ۳۷ فیلم اجتماعی و پرمخاطب بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهند سینمای ایران پس از انقلاب، چهاردهه را پشت سر گذاشته که هر دوره، مسائل اجتماعی مختص به خود را داشته است. دوره اول (دهه شصت) سینمای جنگ است؛ سینمایی که به شدت از فضای نبرد متأثر است و نوعی انکار مسئله اجتماعی در آن وجود دارد. در این دوره، نوعی تقدس گرایی بر سینما حاکم است و مسائل مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی داخلی به حاشیه می روند. در دوره دوم (دهه هفتاد) مسئله زنان، بستر اصلی طرح مسائل اجتماعی است و مسائل جدید زنان، ظهور زنان مدرن، نقش و موقعیت اجتماعی جدید زنان، نابرابری جنسیتی، تابوشکنی زنان و افزایش آگاهی آنان بررسی می شود. دوره سوم (دهه هشتاد) سینمایی است که پروبلماتیک آن، خانواده طبقه متوسط است و مسائل اجتماعی، دامن گیر اعضای خانواده می شود. دوره چهارم (دهه نود) با سینمایی انباشته از مسائل اجتماعی مواجهیم که تعدد و پراکندگی آن در بستری از خشونت بازنمایی شده است.
دیرینه شناسی برساخت زنانگی در ایران از عصر مشروطه تا پایان پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال بیستم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
86 - 115
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر درصدد است تا با رویکردی پساساختارگرایانه و نیز، روش دیرینه شناسی فوکویی، نقطه پیدایی مسئله هویت زن در ایران و نیز، اصلی ترین گفتمان هایی را که در برساخت زنانگی در ایران ایفای نقش کرده اند، بازشناسد. براساس یافته های پژوهش حاضر، می توان بازه تاریخی جنبش مشروطه تا پایان پهلوی اول را که از آن با عنوان فرآیند مدرنیته در ایران یاد می شود، نقطه پیدایی مسئله زنانگی و هویت زن در ایران به شمار آورد. ضمن آن که سه گفتمان اصلی قدرت (حاکمیت سیاسی) با بهره گیری از ابزار قانون و قوه قهریه، گفتمان دینی (عمدتا روحانیت تشیع) از طریق تفسیر آیات و احادیث و باب اجتهاد و نیز، گفتمان روشن فکری با استفاده از ادبیات و رمان، نگارش کتب و چاپ نشریات، مهم ترین گفتمان های تأثیرگذار در برساخت زنانگی در این دوره به شمار می روند. باوجوداین، هرسه گفتمان مزبور با غیریت سازی از گفتمان رقیب و تعریف مفاهیم خود در مرزبندی با دیگری و برجسته سازی تنها یکی از مؤلفه های هویت ساز، تعریفی ایستا از زنانگی و هویت زن در ایران ارائه کرده و تلاش داشته اند تا فردیت و رؤیت ناپذیری سوژه های منفرد زنان را در ایران سرکوب کنند. این در حالی است که نمایندگان گفتمان مقاومت زنانه بدون توجه به الزامات گفتمانی، با روایت های زنانه و نیز، ترکیب و گزینش مؤلفه های هویتی هریک از این گفتمان ها؛ یعنی ناسیونالیسم ایرانی، مذهب تشیع و مفاهیم مدرن همچون آزادی، برابری و پیشرفت، از یک سو بر آن بوده اند تا صدای حذف شده ی آن ها شنیده شود و از سوی دیگر، با به چالش طلبیدن سلطه این گفتمان ها موجبات تضعیف آن ها را فراهم آورده و سوژگی خود را به نمایش گذارده اند.
خوانشی انتقادی از مطالعات جامعه شناسی در ایران ذیل اکنونِ تبارشناختی (با تاکید بر آثار و آراء دکتر ابراهیم توفیق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال بیستم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
85 - 110
حوزههای تخصصی:
از آن جایی که مطالعات مربوط به مدرنیته ایرانی، و جامعه شناسی تاریخی، تاثیراتی مهم بر مطالعه سایر حوزه های مرتبط با مدرنیته از جمله وضعیت جامعه شناسی در ایران دارند شایسته توجه اند. دکتر ابراهیم توفیق یکی از جامعه شناسان ایران است که مطالعات جامعه شناسی و مدرنیته ایرانی را با رویکردی به جامعه شناسی تاریخی، بر تبارشناسی لحظه حال متمرکز نموده است. این مقاله در صدد تحلیل مطالعات ایشان به منظور فهم انتقادی مطالعات تبارشناختی از اکنونیتی است که نوع مواجهه با آن، وضعیت سنت، مدرنیته و جامعه شناسی را در ایران رقم زده است. به این منظور داده های27 اثر از توفیق، به شیوه اسنادی گردآوری و با روش مرور سیستماتیک، مورد تحلیل قرار گرفته اند. پایان بندی انتقادی فراتحلیل صورت گرفته درباره آثار و آراء توفیق؛ فقدان مطالعه مناسبات سیستماتیک میان دانش و سرشت قدرت مآب دانش، تقلیل روابط سیستماتیک میان دانش و اراده به قدرت، به مناسبات میان دانش و بلوک قدرت، تقلیل نظام دانش به محتوای دانش، تعلیق چگونگی گسست از گفتمانِ گذار، مغفول باقی گذاشتن بحران بازنمایی در رابطه میان نظام تولید دانش و وضعیت جامعه، غفلت از ناتوان سازی سوژه در گسست از خوانش گذرا از حال توسط نظریه پسااستعماری، نقد ایدئولوژی در سطح رفتاری به رغم باور به ضرورت نقد مبنای وجودی ایدئولوژی در سطح شناختی، قرار گرفتن نظریه حال در معرض پروبلماتیک نظریه تداوم و. . . را نتیجه می گیرد. این موارد از سویی منجر به رسمیت یافتن فردیت لحظه حال و از دیگر سو منجر به بازتولید تلقی تداوم و بی توجهی به انحطاط شده است. همچنین این امور از سویی منجر به هوشیاری نسبت به تبعات گفتمانی رویکرد پسااستعماری، و از سوی دیگر منجر به فرسایش سوژه در گسست از خوانش گذرا از لحظه حال توسط جامعه شناسی در ایران شده است.
Presenting the Islamic Social Responsibility Model with an Emphasis on Good governance with an Interpretative Structural Modeling Approach (Case Study)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Introduction: Social responsibility is defined as the voluntary efforts to eliminate or minimize the negative effects of business activities on stakeholders that are done by the organizations. The aim of this article is to present a model of Islamic social responsibility with an emphasis on good governance, with an interpretative structural modeling approach in the Ministry of Communications and Information Technology. Methodology: In this study, fuzzy screening technique and interpretive structural modeling (ISM), were used to identify the criteria and the relationship between the criteria. After studying the relevant literature review and interviewing with the managers of the Ministry of Communications and Information Technology. Findings: After analyzing the data, the variables were classified into eight different levels and were plotted according to the relations of the ISM graph. After analyzing, the variables were categorized into three groups: independent or key variables, communication variables and the dependent variables and no variables were included in the group of autonomous variables. Social responsibility in Islamic style was studied in five economic, social-political, ethical, legal, and altruism dimensions, and aspects of good governance from the scientific point of view under the five dimensions of participation, accountability, justice and equality, rule of law, and efficiency and effectiveness of the government. Conclusion: According to the results, the components of financial responsibility and economic security, attention to the benefit of society, citizens' participation, social accountability, law enforcement, equal rights, rule of law, respect for norms and values, and beliefs have high dependence and conductivity power. In the other words, the impact of these criteria is very high, and any small change on these variables causes the fundamental changes in the system.
Identifying the factors affecting the school dropout of female first grade elementary students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of the current study was to identify the factors affecting female student’s dropout rate in Jargalan section of North Khorasan province. Methodology: fundamental and applied method was employed to cover the goal of this study also descriptive casual comparative was use for data collection. Mixed method (quantitative-qualitative) also was employed through using grounded theory(GT). The statistical population consisted of all female students leaving school in the first semester of the elementary school from 2017 to 2018, which included 200 students. In the qualitative phase, the sampling was saturated with 20 individuals and in the quantitative section, 128 students were selected based on available sampling. Semi-structured interviews and a researcher-made questionnaire based on interviews were used for data collection. The face and content validity of the questionnaire was confirmed by experts and the combined reliability was calculated with Cronbach's alpha. Confirmatory factor analysis was used to analyze the research questions. Findings: The results of grounded theory showed that economic, educational, personal beliefs, factors related to specific culture and family factors are the factors that play a role in the dropout rate. The results also showed parental resistance and children's participation in home affairs, financial constraints and bottlenecks, parental literacy, and lack of attention and importance to education of girls as much as boys, were the main causes of girls leaving school. Conclusion: Education is a long-term management tool for human resource education and long-term investment that clarifies the talents and how they contribute to the economic and social growth of societies. And the most important contributor to any society's stagnation and decline is its advancement and progress, and this enormous fertility education and responsibility holds all the talents of the present and future generations of society in expectation and expectation. Provide for growth and development because failure to complete primary education results in numerous individual and societal disadvantages, with dropouts being one of the most important.
بررسی نگرش دانشجویان در مورد علل اجتماعی –فرهنگی فساد اداری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مطالعات انجام شده در کشورهای مختلف بیانگر این امر است که فساد اداری دارای ابعاد پیچیده ایست که مبارزه با آن نیازمند سیاستی مستمر و نظام مند می باشد . در حقیقت فساد اداری مانند معضلی است که اگر در اندامهای جامعه نفوذ پیدا کند اعضای آنرا یکی پس از دیگری بیمار کرده و چه بسا کل پیکره جامعه را بیمار کند. در این تحقیق هدف بررسی علل فساد اداری در سازمانهای دولتی بود. با توجه به نوع پژوهش، مطالعه توصیفی و کاربردی است، روش تحقیق پیمایش و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بسته بود. نمونه مورد مطالعه 201 نفر از دانشجویان دوره دکتری تخصصی در رشته جامعه شناسی بود که با نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. نتایج مطالعه نشان داد که از دید پاسخگویان الف- احساس محرومیت نسبی، عدم ناسب شغل با شخصیت ، عدم تناسب شغل با تخصص و احساس تبعیض شغلی )به عنوان عوامل فردی(؛ ب- عدم پایبندی به آموزه های مذهبی ،عدم ایفای نقش رسانه های آزاد در مبارزه با فساد اداری، هنجارمند شدن فساد اداری، حاکم نبودن فرهنگ پاسخگویی و قانون گریزی )به عنوان عوامل فرهنگی (و پ- حاکم بودن شرایط آنومیک ، محدود بودن کانالهای قانونی رسیدن به اهداف، عدم احساس عدالت اجتماعی و حاکم بودن شبکه ارتباطات غیر رسمی در سازمانها )به عنوان عوامل اجتماعی( از مهمترین عوامل تأثیر گذار بر فساد اداری هستند.
کودکی از دست رفته و تجربه خشونت به مثابه سیمای زندگی: مطالعه ازدواج های زودهنگام زنان شهرستان بهار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۳۹۸ شماره ۲۱
173 - 214
حوزههای تخصصی:
ازدواج زودهنگام درگذشته بخشی از سنت های جامعه ایران بوده است و هنوز هم به دلیل ترکیب برخی از عوامل سنتی و مدرن باقی مانده است. هدف پژوهش حاضر شناخت زمینه های و پیامدهای ازدواج زودهنگام در شهرستان بهار است. روش شناسی این پژوهش کیفی است که با استفاده از نظریه زمینه ای انجام شده است. از بین افراد دارای تجربه ازدواج زودهنگام، 19 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شده اند. روش جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته است. برای تحلیل داده ها از کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و انتخابی استفاده شده است. رسوم، فقر خانواده، خانواده ازهم گسیخته، مشروعیت قانونی، ترک تحصیل، هنجار پاک دامنی و ترس از عدم ازدواج به مثابه زمینه های علی، انتخاب والدین و فشار هنجاری به مثابه زمینه مداخله گر، جنسیت به مثابه عامل زمینه ای، بی قدرتی، اختلال در روابط اجتماعی و عدم مهارت در زندگی به مثابه الگوهای تعاملی و تجارب زیسته، عدم رضایت از زندگی، ترک تحصیل، بارداری ناخواسته، درد شدید به هنگام زایمان، خشونت، اختلالات روانی، فقدان مالکیت، روابط فرازناشویی، افکار و اقدام به خودکشی، سقط جنین، فرار از منزل و کودک بیوگی به مثابه پیامدها مشخص شده است. «کودکی ازدست رفته و تجربه خشونت به مثابه سیمای زندگی» مفهوم محوری پژوهش حاضر است. تفسیر کودک همسران از ازدواجشان برابر است با از دست رفتن دوران کودکی و تجربه خشونت به مثابه سیمای زندگی شان.
مطالعه ادراک متخصصان حوزه سالمندی پیرامون پدیده سالمندی: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۲
115 - 158
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به مطالعه ادراک متخصصان حوزه سالمندی پیرامون پدیده سالمندی پرداخته است. این تحقیق با رویکرد کیفی پدیدارشناسی انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه اساتید و پژوهشگرانی که در حوزه سالمندی و جمعیت شناسی فعالیت داشته اند که تعداد هجده نفر براساس قاعده اشباع به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزارگردآوری داده ها مصاحبه عمیق ومطالعه متون نظری سالمندی پیرامون مددکاری اجتماعی سالمندی بوده است که درنهایت داده ها با تکنیک تحلیل تماتیک تحلیل شدند. ازتجزیه و تحلیل یافته ها سه تم اصلی پیرامون نیازها، پیامدهای سالمندی و مسئله ساز شدن آن استخراج شد که بیانگر آن است که سالمندان دارای نیازهایی از جنس اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی اند و سالمندی جمعیت پیامدهای متنوعی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برساختار کشور دارد که هم جنبه مثبت و هم جنبه منفی دارد. همچنین سالمندی جمعیت اگر با برنامه ریزی، تقویت جمعیت فعال و جایگرینی مثبت، صورت گیرد هم برای کشور و هم فرد سالمند نه تنها یک چالش بلکه یک فرصت شناخته می شود. نتایج نشان داد سالمندان دارای نیازهای متعددی بوده و سالمندی جمعیت دارای پیامدهایی است که این پیامدها صرفاً منفی نیستند و مددکاران اجتماعی به عنوان یکی از نیروهای اصلی برای جلوگیری از تبدیل شدن سالمندی به بحران و استفاده از آن به عنوان یک فرصت بر ساختار کشور نقش دارند.
مطالعه تحلیل فرآیند دگردیسی استارت آپ به اسپین آف دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دانشگاه های امروزی؛ شاهد ظهور شرکت های نوپا با عنوان استارت آپ توسط تیم های دانشجویی و دانشگاهیان هستیم؛ متأسفانه اکثر استارت آپ ها با موانع موفقیت روبرو هستند. از طرفی یکی از مباحث جدیدی که وارد دانشگاه های نسل چهارم شده و می تواند هدف گذاری مطلوبی برای آینده استارت آپ ها باشد؛ وجود اسپین آف های دانشگاهی بوده که با محوریت محققان و دانشگاهیان و با هدف تجاری سازی تحقیقات در دانشگاه ها ایجاد شده است؛ محقق با هدف موفقیت استارت آپ ها در یک مطالعه کیفی فرآیند دگردیسی استارت آپ به اسپین آف دانشگاهی را مورد مطالعه قرار داده است؛ به همین منظور در دو بخش این فرایند مورد تحلیل قرار گرفته است؛ در بخش اول متون مربوطه مورد ترجمه قرار گرفتند؛ و در بخش دوم با نمونه گیری هدفمند در یک مصاحبه ساختاریافته در بین 8 نفر از خبرگانی که دارای سابقه کارآفرینی بودند؛ فرایند حرکت از استارت آپ به اسپین آف با استفاده از روش داده بنیاد مورد تحلیل قرار گرفت؛ نتایج تحقیق با شناسایی مؤلفه های شرایط علی، مداخله ای وراهبردها؛ نشاندهنده پدیده محوری با عنوان استارت لین و پیامد آن را سکوی پرتاب ایده آل برای استارت آپ به سمت اسپین آف دانشگاهی بود؛ محقق در انتهای تحلیل یافته ها، الگوی سکوی پرتاب برای فرایند دگردیسی استارت آپ به اسپین آف دانشگاهی با عنوان "الگوی ایده آل سکوی پرتاب هلی کوپتر" معرفی کرده است.
زنان پس از« بازیابی هویت» در داستان های کوتاه معاصر از منظر روان شناسی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه «هویت زنان» و تلاش آنان برای «بازیابی هویت جنسیتی» به عنوان بخشی از سبک زندگی که رفتار و تجربیات آنان را دچار تغییر می کند، هدف پژوهش حاضر است که به کمک روان شناسی اجتماعی و با واکاوی تعدادی از داستان های کوتاه معاصر صورت گرفته است. برای دستیابی به این هدف از نظریه روان شناسی اجتماعی مایرز و بارون و نیز نظریه جامعه شناسی جنکینز بهره گرفته ایم و معتقدیم داستان ها، بنایی بازسازی شده از کنش ها و واکنش های بینافردی از واقعیت های اجتماعی در جامعه هستند و این قابلیت را دارند که به جای نمونه گیری و تکمیل پرسش نامه و یا مصاحبه، از طریق مطالعه گفتمان ها و تک گویی ذهنی و زبانی شخصیت ها و از میان باورها، رفتارها و خاطرات فرد، طرز نگرش آنان به تحلیل رفتارها و تعامل های فردی و اجتماعی در نظام رفتاری جامعه پرداخت. جامعه پژوهشی این تحقیق، شخصیت های زن مجرد و متأهل از طبقه اجتماعی زنان فعال و شاغل 24 تک داستان از مجموعه داستان های کوتاه برگزیده دهه هشتاد بوده است که پس از تحلیل به شیوه پژوهش کیفی و تحلیل محتوا به این نتیجه رسیده ایم که این زنان پس از بازیابی هویت خود و فاصله گرفتن از «هویت زن سنتی»، تحت تأثیر «جامعه پذیری، تعهدات فرهنگی و ارزش های ناظر بر الگوهای مقبول رفتاری و نقش جنسیتی زنان در جامعه»، به گزینش «هویت و نقش جنسیتی همسری» می پردازند و همچنین بررسی ها نشان می دهد که یکی از مسائل زنان متأهل طبقه اجتماعی شاغل و تحصیل کرده، نابرابری جنسیتی، تعارض و دوگانگی هویتی ناشی از نفوذ اجتماعی باورهای قالبی و کلیشه های رفتاری منتسب به نقش های زن سنتی بوده است.
مطالعه جامعه شناختی تهدیدات و فرصت های شیفت کاری در کادر درمان متأهل بیمارستان های شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیفت کاری پدیده ای چندبعدی است که علاوه بر بهبود وضعیت اقتصادی فرد شیفت کار با ایجاد اختلالات خانوادگی و فردی به عنوان یکی از چالش های تأثیرگذار بر کیفیت زندگی پرسنل کادر درمان بیمارستانی مطرح است. پرسنل کادر درمان ازجمله گروه های شاغل هستند که به دلیل شیفت کاری نسبت به سایر افراد بیشتر در معرض اختلالات فوق هستند. هدف این پژوهش مطالعه جامعه شناختی تهدیدات و فرصت های مرتبط با شیفت کاری کارکنان متأهل کادر درمان در بیمارستان های شهر تهران براساس معادلات ساختاری است. پژوهش حاضر به روش تحلیلی، از نوع همبستگی در جامعه آماری کادر متأهل درمانی بیمارستان های شهر تهران در سال ۱۳۹6 انجام شد که 593 نفر از آن ها به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه محقق ساخته با استفاده از دیگر تحقیقات بود که پایایی آن توسط افراد خبره به صورت صوری و روایی آن توسط تکنیک تحلیل عاملی تأییدی (ایموس) با بار عاملی 3/0 و بالاتر مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل های آماری براساس معادله ساختاری در برنامه SPSS و AMOS انجام یافت. مقادیر رگرسیونی مدل ساختاری نشان داد زندگی شیفت کاری بیشترین اثر را به میزان ۵۶/۰- بر متغیر امید به آینده و کمترین اثر را به میزان ۲2/۰- بر متغیر قدرت انطباق پذیری اجتماعی دارد. نتایج بیانگر تأثیر معنی دار شیفت کاری بر ازخودبیگانگی، سلامت اجتماعی، ارتباطات درون خانواده ای، نظارت های درون خانواده ای، قدرت انطباق پذیری اجتماعی، سرمایه اجتماعی، رضایت از زندگی، گرایش به طلاق و امید به آینده در سطح 99 درصد (001/0>p) بود.