فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۲۱ تا ۳٬۱۴۰ مورد از کل ۱۷٬۸۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال بررسی انتقادی شمایی از تجربه تحصیلی دختران جوان است. این واکاوی براساس رویکرد روشی نشانه شناسی اجتماعی ون لیوون (2005) و با تمرکز بر روپوش مدرسه به منزله یکی از منابع نشانه شناختی حاضر در تجربه زیسته عاملان اجتماعی مدنظر انجام شده است. نتایج نشان دادند قواعد الزام آور مدرسه درباره روپوش، دانش آموزان را در فرایندی قرار می دهد که محصول آن، ایجاد نوعی گسست معنایی در صورت بندی تجربه تحصیلی آنها و درنتیجه، ازخودبیگانگی و انفعال آنها هنگام گذراندن دوران تحصیل در مدرسه است. به یک معنا دانش آموزان فرایند تحصیل در مدرسه را جدا از خود و حاکم بر خودشان ادراک می کنند. به این ترتیب تجربه تحصیلی به جای اینکه روندی قدرت افزا برای زنان باشد، به روندی قدرت زدا تبدیل خواهد شد.
سرمایه اجتماعی و مدارا نسبت به مجرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره دوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
109 - 130
حوزههای تخصصی:
امروزه نیاز به مدارا و تحمل عقاید و فرهنگ گروه های مختلف بیش از پیش احساس می شود، چراکه تنوع در زمینه های مختلف به حدی رسیده که بدون داشتن حداقلی از مدارای اجتماعی زندگی کردن غیر ممکن خواهد بود. در این تحقیق با تکیه بر نظریات پاتنام و فوکویاما، به طور خاص به بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر مدارا نسبت به مجرمان در شهر ساری پرداخته ایم. . برای بررسی مدارا نسبت به مجرمان از تقسیم-بندی کینگ استفاده شده است. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه ی جوانان 35-18 سال شهر ساری بوده که با استفاده از فرمول کوکران، 400 نفر از آنها با نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند؛ همچنین داده های مورد نیاز تحقیق از طریق ابزار پرسشنامه به روش میدانی گردآوری شده است. تحلیل داده نیز به وسیله ی نرم افزارهای SPSSو Amos انجام گردیده است. نتایج تحقیق نشان داد سازه اعتماد با دو بعد اعتماد عام و اعتماد بین شخص و سازه روابط با دو بعد روابط رسمی و روابط غیر رسمی بر مدارا نسبت به مجرمان تاثیر مثبت و معنی داشته اند.در نهایت مدل ساختاری تحقیق توانسته است 24 درصد از تغییرات متغیر وابسته (مدارا نسبت به مجرمان) را تبیین کند.در نهایت مدل ساختاری تحقیق توانسته است 24 درصد از تغییرات متغیر وابسته (مدارا نسبت به مجرمان) را تبیین کند.
وضعیت توسعه اجتماعی در برنامه های توسعه ایران با تاکید برشاخص های اجتماعی توسعه پایدار شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال دهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۶
83 - 105
حوزههای تخصصی:
توسعه پایدار شهری متأثر از عوامل متعددی است که یکی از آن ها سیاست های کلان بالادستی ازجمله برنامه های توسعه 5 ساله کشور است. با توجه به انتقاداتی که به این برنامه ها وارد است در این مقاله این هدف دنبال می شود که اساساً چه مبانی نظری در پشت برنامه های توسعه در ایران وجود دارد که مانع از تحقق اهداف آن می گردد. برای دست یافتن به پاسخ این پرسش، در مقاله حاضر نظریه دولت در باب توسعه اجتماعی و پیامدهای آن برای توسعه شهری پایدار بررسی شده است. روش انجام پژوهش تحلیل محتواست و داده های موردنیاز به شیوه اسنادی جمع آوری شده است. جامعه آماری پژوهش را برنامه های چهارم تا ششم توسعه تشکیل می دهند و موادی از برنامه های مذکور به صورت تمام شماری به عنوان نمونه انتخاب شده اند که حاوی اشاراتی به توسعه اجتماعی بوده اند. نتایج بررسی نشان می دهند که توسعه اجتماعی در اندیشه دولتمردان کشور محدود به تأمین برخی از نیازهای اولیه است. همچنین مواد مندرج در این برنامه ها بسیاری از مؤلفه های اصلی توسعه پایدار شهری مانند مشارکت اجتماعی، تنوع فرهنگی و اقلیت ها و گروه های خاص را در بر نمی گیرند. مزید بر این موارد، کیفی بودن اکثر شاخص های توسعه اجتماعی امکان عملیاتی شدن اهداف و سپس ارزیابی عملکرد دولت را در خصوص میزان تحقق اهداف بیان شده سلب نموده است.
دلالت های معنایی خانه در میان ساکنین مسکن مهر: خانه به مثابه امری پروبلماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال دهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۶
135 - 161
حوزههای تخصصی:
خانه یکی از مهم ترین فضاهای زندگی روزمره ی شهری برای ایجاد حس تعلق در آدمی و لذا منبع هویت بخشی است. در میان خانه هایی که در شهرها ساخته می شود، خانه های طرح مسکن مهر از موقعیتی ویژه برخوردار است و خانه ای درحاشیه، تلقی می گردد. هدف مطالعه ی حاضر، توصیف و تفسیر معنای خانه در میان ساکنین مسکن مهر است. بدین منظور با بکارگیری پارادایم تفسیری و روش کیفی به توصیف ساکنان مسکن مهر از خانه پرداخته شده است. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختمند با 23 نفر از ساکنین مسکن مهر پرند در شهر تهران و فرآیند تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک تحلیل تماتیک به شیوه ی گیبسون و براون انجام گرفته است. یافته های میدانی نشان از معنای پروبلماتیکِ خانه دارد؛ معنایی که ذیل چهار معضله ی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و عمرانی برساخت می شود و معنای خانه را به نوعی سرپناهِ صرف و فاقد هویت، تقلیل داده است. در نهایت می توان گفت خانه های مهر برای ساکنین آن، حرکت از معضله ی نداشتنِ خانه به معضله ی داشتنِ خانه معنا شده است.
فراتحلیل مطالعات نظم و انسجام اجتماعی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظم، همبستگی و انسجام اجتماعی از مباحث مهم و پایه ای در جامعه و جامعه شناسی است. زندگی اجتماعی انسان در هر مرحله ای با نوعی همبستگی اجتماعی همراه بوده است. کثرت نظریه ها و پژوهش ها در این حوزه، نیاز به فراتحلیل را به منظور ترکیب و تجمیع یافته ها و ارزیابی نقاط قوت و ضعف افزون کرده است. این پژوهش به منظور مرور نظام مند مفاهیم موردنظر، از روش فراتحلیل کیفی، استفاده می کند. هدف اصلی، فراتحلیل کیفی مطالعات در حوزه انسجام اجتماعی و مطالعه تشخیصی از وضعیت تولید علمی مقالات درباره انسجام و همبستگی اجتماعی، جمع بندی تحلیلی و همچنین ارائه تحلیل جامعه شناسانه از اهمیت موضوع انسجام و همبستگی اجتماعی برای نهادهای برنامه ریز اجتماعی و سیاسی است. به این منظور 55 مقاله فارسی مرتبط با موضوع انسجام و همبستگی اجتماعی در بازه زمانی 1397-1380 شناسایی شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد فقدان تعریف واحد و موردتوافق بین محققان منجر به تعاریف چندگانه براساس جهت گیری فرد محقق و ایدئولوژی وی شده است. از سوی دیگر، ماهیت چندبعدی و چند سطحی انسجام منجر به سطوح تحلیل متفاوت از موضوع و گاهی تقلیل گرایی از سوی پژوهشگران گردیده است.
تحلیل هماهنگی بین سیاست گذاری آموزش عالی و اشتغال و پیامد های آن (بررسی مورد ی د انشگاه شهید بهشتی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۰ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۷۹
۲۷۲-۲۲۷
حوزههای تخصصی:
مقد مه: سیاست گذاری، تصمیم گیری با هد ف افزایش رفاه و یا حل یک مسئله اجتماعی است که چگونگی توزیع منابع و تسهیلات برای د ستیابی به اهد افی خاص را مشخص می کند . وجود هماهنگی د ر ارکان سیاست گذاری که مؤید نظم اجتماعی است، زمینه تحقق اهد اف نظام اجتماعی فراهم می کند . نهاد علم و به ویژه آموزش عالی د رصد د تربیت نیروی انسانی د ارای مهارتی است که متناسب با شرایط حال و آیند ه کشور، برخورد ار از د انش و توانایی به کارگیری آن باشد . معرف کارآمد ی نظام آموزش عالی میزان انطباق پذیری آن با بازار کار است. مسئله مورد بررسی این مقاله عد م هماهنگی سیاست گذاری بین بخش آموزش عالی و بخش اشتغال و پیامد های ناشی از آن است. روش: د ر این مطالعه، به اهد اف و سؤالات تحقیق د ر د و سطح تحلیل خرد و کلان پاسخ د اد ه شد ه است. د ر سطح کلان از شیوه تحلیل محتوا و تحلیل ثانویه به کمک آمارهای موجود و د ر سطح خرد ، از روش پیمایش استفاد ه شد . یافته ها: د ر سطح کلان تحلیل محتوای برنامه های توسعه پنج ساله نشان د اد ، فقط د ر 7 د رصد از مواد مرتبط با سیاست گذاریهای اشتغال و آموزش به رابطه هماهنگ میان این د و بخش توجه شد ه است. بیشترین هماهنگی د ر بین برنامه های توسعه، با 10.7 د رصد مواد ، د ر برنامه توسعه د وم (78-1374) قابل مشاهد ه است. همچنین به هر میزان د ر برنامه های توسعه، سیاستهای اشتغال و آموزش متناسب با یکد یگر تد وین بشود ، د ر سالهای پس از اجرایی شد ن آن، هماهنگی این د و بخش قابل مشاهد ه است. د ر سطح خرد نیز نتایج از ناهماهنگی بین بخشی گواهی می د اد . حد ود 40 د رصد از فارغ التحصیلان د انشگاه شهید بهشتی بیکار بود ند . از بین فارغ التحصیلان شاغل حد ود 12 د رصد تناسب بین رشته و شغل خود را خیلی کم ارزیابی کرد ه اند . بیکاری فارغ التحصیلان یا عد م تناسب شغل آنان با رشته و مقطع تحصیلی محصول ناهماهنگی د ر بین د و بخش اشتغال و آموزش عالی د ر کلان است و منجر به بروز مسائلی چون بیکاری تحصیلکرد گان، مهاجرت متخصصان و د ر نتیجه اتلاف سرمایه می شود . بحث: موج روزافزون بیکاری فارغ التحصیلان و نیرویهای متخصص د ر کشور حاصل این ناهماهنگی د ر این د و رکن نظام اجتماعی د ر سطح سیاستگذاری است که نه تنها ارتقای رفاه اجتماعی را به همراه نخواهد د اشت، بلکه منجر به مسائلی چون بیکاری نیروی انسانی متخصص، نارضایتی اجتماعی سیاسی و تمایل به مهاجرت از کشور خواهد شد .
نقش حضور آزادگان در طرحهای جهادی در پیش بینی رفع مشکلات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، بهداشتی و درمانی جامعه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۰ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۷۷
۲۳۸-۲۱۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مدیریت جهادی ویژگیهای اثباتی دارد و می توان برای آن مرزهای معین و مشخصی با الگوهای متعارف و رایج مدیریتی در جهان قائل شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه پژوهش شامل تمامی آزادگان تحت پوشش مؤسسه بنیاد شهید شهر تهران است. روش نمونه گیری، خوشه ای بوده و 284 نفر از آزادگان به صورتی تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات در پژوهش حاضر از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که اعتبار آن توسط متخصصان تأیید شد و پایایی آن 934/0 گزارش شد. برای تحلیل داده ها از روشهای آماری همبستگی، رگرسیون و تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شد. یافته ها: حضور آزادگان در طرحهای جهادی با هدف رفع مشکلات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و بهداشتی و درمانی به ترتیب 30/0، 38/0، 27/0 و 21/0 رابطه دارد. برای ترسیم مدل حضور آزادگان در طرحهای جهادی و تأثیر آن بر هر یک از ابعاد فوق از نرم افزار لیزرل استفاده شده است که بر اساس آن می توان بیان کرد که حضور آزادگان در طرحهای جهادی درزمینه های رفع مشکلات ابعاد مذکور، تأثیرگذار بوده است. بحث: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین حضور آزادگان در طرحهای جهادی و رفع مشکلات اقتصادی شامل مصرف گرایی، اشرافی گری، سستی، تنبلی، بی حالی و انحراف از مسیر آرمان گرایی ایمانی، ارتباط وجود دارد. یافته دیگر پژوهش نشان داد که بین حضور آزادگان در طرحهای جهادی و رفع مشکلات فرهنگی رابطه وجود دارد. توجه به کار و سرعت انجام آن با در نظر گرفتن شرایط و نیازها جامعه از اهداف مدیر جهادی است. همچنین نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین حضور آزادگان در طرحهای جهادی و رفع مشکلات اجتماعی شامل ارتقاء کرامت انسانها و ارائه خدمات متناسب با شأن و منزلت آنها رابطه وجود دارد. یکی دیگر از یافته ها، حضور آزادگان در طرحهای جهادی و رفع مشکلات بهداشت و درمان بوده است. آزادگانی هستند که با ادامه تحصیل، پزشک یا داروساز شده و با ارتباط نزدیک با بیمار و تلفیق دانش نو با دانش بومی در قالب طرحهای جهادی به ویژه در مناطق کمتر برخوردار و نیازمند به ارائه خدمات مناسب بهداشتی و درمانی، حضور پیدا کرده اند.
الگویی برای دانشگاه سازگارشونده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف، تحلیل محتوای مقالات تدوین شده در زمینه دانشگاه سازگارشونده در پژوهش های داخلی و خارجی جهت ارائه الگوی دانشگاه سازگارشونده تدوین شده است. روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع فراترکیب بوده است. جامعه آماری پژوهش کلیه منابع پژوهشی این قلمرو 38 منبع بود. از این میان، 26 منبع گزینش شد. برای تحلیل داده ها از راهبرد کدگذاری باز و محوری استفاده شده است. یافته های این پژوهش همسو با دو پرسش؛ 1) مولفه های تشکیل دهنده دانشگاه سازگارشونده چیست؟ و 2) عوامل موثر بر پیچیدگی شرایط در آموزش عالی کدامند؟ ارائه شده است. در پاسخ به پرسش اول؛ در مطالعات داخلی با 6 مقوله فرعی اولیه (علمی آکادمیک، حکمرانی، محیطی، پیچیدگی، ظرفیت های نرم و مالیه دانشگاهی) در قالب 18 مقوله فرعی ثانویه با 175 مفهوم کلیدی دسته بندی شدند. در مطالعات خارجی 6 مقوله فرعی اولیه (علمی آکادمیک، حکمرانی، محیطی، پیچیدگی، ظرفیت های نرم و مالیه دانشگاهی) در قالب 13 مقوله فرعی ثانویه با 160 مفهوم کلیدی طبقه بندی شدند. در پاسخ به پرسش دوم، عوامل موثر بر پیچیدگی شرایط در آموزش عالی با 7 مقوله فرعی اولیه (جهانی شدن، تکنولوژی دیجیتالی، تداخل، مشارکت، دسترسی و فرصت برابر، بازاریابی، رقابت و ارزیابی و تضمین کیفیت) در قالب 11 مقوله ثانویه با 50 مفهوم کلیدی جمع بندی شدند. سپس یافته های دو پرسش با یکدیگر ادغام شدند و در قالب الگوی شماتیک به تصویر کشیده شدند. در پایان بر اساس یافته ها، پیشنهادات سیاستی برای آموزش عالی ایران بیان شده است
بررسی روند توسعه آموزش عالی مهارتی کشور طی 10 سال اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسأله و هدف: با توجه به اهمیت روز افزون آموزش های مهارتی و با عنایت به مسائل پیچیده و متعددی که این نوع آموزش ها با آن درگیر هستند، در این مقاله سعی بر این است تا روند رو به رشد این دو زیرنظام که متولیان حوزه مهارتی نظام آموزش عالی کشور هستند مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و به نوعی به آسیب شناسی این دو زیرنظام پرداخته شود و خلاء های احتمالی این دو زیرنظام پوشش داده شود. روش کار: ابزار جمع آوری اطلاعات محقق در این تحقیق به صورت روش کتابخانه ای بوده است که همه اسناد چاپی و الکترونیکی را شامل می شود. یافته ها: در یک دهه اخیر روند رشد و توسعه زیرنظام مهارتی شامل دانشگاه جامع علمی کاربردی و دانشگاه فنی و حرفه ای بسیار متفاوت از یکدیگر بوده است به طوری که دانشگاه جامع علمی کاربردی 14273 رشته محل از 37159 (38 درصد از کل کشور) را به خود اختصاص داده است و در سایر موارد دانشگاه جامع علمی در سال تحصیلی 1394 – 1393 با جمعیت 816620 و در همین سال با تعداد 1011 مرکز آموزش عالی با فاصله خیلی زیاد، بالاتر از دانشگاه فنی و حرفه ای ایستاده است. این در حالی است که دانشگاه فنی حرفه ای 1014 رشته محل (7/2 درصد از کل کشور) را دارد و جمعیت آن در سال تحصیلی 1397 – 1396، 221397 نفر بوده و در سال 1399-1398، 173 مرکز آموزش عالی داشته است. نتیجه گیری: یکی از مهم ترین دلایل رشد و توسعه دانشگاه جامع علمی کاربردی نسبت به دانشگاه فنی و حرفه ای را می توان ورود بخش خصوصی و تأسیس مراکز علمی کاربردی خصوصی دانست. دانشگاه فنی و حرفه ای به لحاظ ماهیت کاملاً دولتی و بروکراسی اداری در یک دهه اخیر فقط 8 آموزشکده جدید تأسیس نموده است البته بیش از 10 آموزشکده این دانشگاه طی یک دهه اخیر که به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری واگذارشده ارتقا یافته و تبدیل به دانشکده شده اند که نشانگر حرکت به سمت پایدارسازی حضور و ارائه خدمات می باشد. اسناد بالادستی به ویژه برنامه های توسعه اخیر چون برنامه های چهارم، پنجم و ششم توجه زیادی به زیرنظام مهارتی داشته و به دنبال رشد و توسعه این زیرنظام خاص نظام آموزش عالی بوده اند به طوری که با عناوین مختلف در برنامه های توسعه کشور چون حمایت اداری، مالی، تجهیزاتی و کالبدی و توجه به پیامدها و لزوم تأسیس یک نهاد سیاست گذار جهت یکپارچگی و کارآمدی از آن یاد کرده اند.
چشم اندازهای فرهنگی و اجتماعی در تحلیل موسیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی نقش رویکردهای فرهنگی و اجتماعی در تحلیل موسیقی نوشته و برای این منظور از روش تحقیق توصیفی تحلیلی برای انجام آن استفاده شده است. می توان گفت که موسیقی -نوعی ارتباط است که دارای ادراکات و مناسبات مشترکی در بستر جامعه است. به طور کلی نوازندگان، هنرمندان و نویسندگان از یک سو و در سوی دیگر، کسانی مانند شنوندگان، بینندگان و خوانندگان هستند که در یک شبکه تعاملی این روابط را شکل می دهند؛ از این نقطه نظر موسیقی دارای دو هویت است: یکی به عنوان فعالیت هنری و اجتماعی، و نیز به عنوان یک فرایند تولیدی با محوریت سازوکارهایزیبایی شناختی و هنری. هر نوع موسیقی ای دارای یک هویت خاص است که بر گروه های هدف اجتماعی اش تأثیر می گذارد. تأثیرات متقابل موسیقی و جامعه از جمله موضوعات مورد توجه در این مقاله و همچنین در عرصه مطالعات اجتماعی و فرهنگی در موسیقی است. فعالیت نظری متفکران در جامعه شناسی موسیقی، اغلب به موسیقی شناسی تطبیقی مرتبط است و جست وجوهای تأثیرات بافت اجتماعی و فرهنگی بر تولید و مصرف موسیقی را نیز شامل می شود. با این حال، جامعه شناسی موسیقی مانند موسیقی قوم شناسی صرفاً بر هویت قومی و ملی، محدود نمی شود
جنگ نگاری (زیبایی شناسی و معنا شناسی نامه های رزمندگان ایرانی جنگ ایران و عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنگ ایران و عراق در 31 شهریور 1359آغاز شد. این جنگ ب ه اذعان مفسرین و محققان، جدی ترین و س خت ترین جنگ از زمان جنگ جهانی بود و از همین منظر یک ی از ترس ناک ترین جنگ های فرسایش ی در دوران معاص ر و طولانی تری ن آن ه ا در تاریخ کش ورهای جهان س وم به شمار می آمد. نامه های رزمندگان در مقاطع مختلف جنگ، یکی از مهم ترین اسناد به جامانده است. علی رغم ویژگی ها و ساختار منحصربه فرد این جنگ، در ایران در این زمینه مطالعاتی گسترده انجام نشده، به ویژه آنکه در حوزه انسان شناسی هنر، مطالعه ای بر نامه های رزمندگان صورت نگرفته است. از همین روی در این مقاله، ابعاد زیبایی شناسی و معناشناسی نامه های رزمندگان از منظر انسان شناسی هنر مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. پرسش اصلی: نامه ها و پاکت نامه های رزمندگان در دوران جنگ چه ابعاد زیبایی شناسی و معناشناختی ای دارند؟ بیش از50 نامه از رزمندگان، متعلق به آرشیو نگارنده در مقاطع مختلف جنگ مطالعه شدند. یافته ها نشان می دهد که بعد زیبایی شناسی تصاویر و نوشتارهای چاپی نامه ها در راستای تولید و بازتولید گفتمان غالب جنگ است که اغلب نمایشی از هویت های مکانی، دینی، سیاسی و ملی اند. معناشناسی تصاویر و نوشتارها نشان می دهد که گفتمان غالب جنگ، توجه خاصی به هویت دینی دارد و همچنین تلاش برای ایجاد همذات پنداری با وقایع صدر اسلام به ویژه جنگ های آن دوران با جنگ ایران و عراق در ابعاد زیبایی شناسی و معناشناسی نامه ها مشهود است. گفتمان غالب من و دیگری در معناشناسی متن و نوشتار نامه های رزمندگان به دو قطب مخالف من مسلمان و دیگری، دشمن کافر، در حال تولید و بازتولید است.
مطالعه کیفی رابطه برساخت خلاقیت و سیالیت ژانرهای موسیقی؛ مطالعه موردی تغییرات ژانری و نوآوری در فرهنگ تولید موسیقی کلاسیک ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، سیالیت در تقسیم بندی ژانر موسیقی کلاسیک ایرانی را مرتبط با معنای خلاقیت به مثابه «فرایندی فرهنگی» مطالعه کردیم. از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با پنج نفر از موسیقی دانان در ژانر موسیقی دستگاهی، چگونگی رابطه برساخت خلاقیت در «فرهنگ تولید» صنعت موسیقی ایران را با تقسیم بندی ژانر کلاسیک ایرانی تحلیل کردیم. طبق نتایج، مضامین اصلی عبارتند از «خلاقیت شهرت-محور» که موسیقی شبه دستگاهی، ترکیبی و سفارشی-سازمانی را ایجاد می کند، «خلاقیت ناب» که ژانر هنری را می آفریند و «خلاقیت فرهنگ ساز» که ژانر اصیل دستگاهی و هنر اجتماعی را خلق می کند. در هر ژانری، کدهای اخلاقی و آیینی و جایگاه مخاطب و سود متفاوت است. کدهای اخلاقی و آیینی در مضمون فرهنگ ساز، مرتبط با پیش شرط های اخلاقی مانند تواضع و آداب آیینی ساز زدن است. رابطه با مخاطب، عمودی و در راستای ارتقای سلیقه شنیداری اوست و سود مالی در آن آینده نگرانه است. در خلاقیت ناب، کدهای اخلاقی و آیینی برجسته نیستند، مخاطب غایب است و خود واقعی خالق در این ژانر حضور دارد. ژانر شهرت- محور، با تصور مخاطب شروع می شود، احساس از خودبیگانگی هنرمند در این ژانر وجود دارد، نتیجه گرایی سریع مالی در آن دنبال می شود و کدهای اخلاقی و آیینی مبتنی بر خودنمایی تکنیکی است.
تأثیر شیوه های پیشگیری وضعی در کاهش جرائم مهاجرین مسکن مهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال دوزادهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
27 - 54
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : با افزایش آمار رفتارهای مجرمانه در مسکن مهر قزوین به ویژه انواع سرقت، نزاع و درگیری و مفاسد اجتماعی ضروری است که با رویکردی پیشگیرانه مانع از رشد این گونه از جرائم شد. هدف این پژوهش شناخت شیوه های پیشگیری وضعی در کاهش جرائم مهاجرین مسکن مهر قزوین است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجراء یک تحقیق توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری متشکل از کارشناسان انتظامی(55 نفر) و ساکنین مجتمع های مسکن مهر(30000 نفر) است. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 430 نفر نمونه (کارشناسان 48 نفر و ساکنین 375 نفر) انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است که قبل از اجرا اعتبار آن از طریق اعتبار محتوا و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ (98/0) مورد تأیید قرار گرفته و در نهایت داده ها با استفاده از نرم افزار spss و آزمون های آماری تحلیل واریانس و همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش ضمن تأیید و همگامی با یافته های پیشینه تحقیق نشان می دهد که با توجه به مقادیر ضرایب رگرسیونی استاندارد شده، متغیر افزایش آستانه حین ارتکاب جرم با ضریب استاندارد شده 271/0 = β، بیشترین تأثیر را بر متغیر وابسته پیشگیری از جرائم در بین مهاجرین مسکن مهر ایجاد می کند. از سوی دیگر متغیرهای استفاده از فناوری های مراقبتی و کاهش فرصت های ارتکاب جرم و کاهش موفقیت وقوع جرم به ترتیب در رتبه های بعدی از حیث تأثیرگذاری قرار دارند. نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان می دهد که ضریب همبستگی چندگانه 788/0= R، شدت رابطه بین متغیرهای ملاک و پیش بین بسیار قوی و در عین حال اثرگذار بوده است. هم چنین مجذور ضریب همبستگی چندگانه 620/0 R2= نیز بیانگر آن است که متغیرهای پیش بین (افزایش آستانه خطر ارتکاب جرم، افزایش آستانه حین ارتکاب جرم، افزایش خطر شناسایی و احتمال دستگیری بزهکاران، استفاده از فناوری های مراقبتی و کاهش فرصت های ارتکاب جرم، کاهش موفقیت وقوع جرم)، 62 درصد از تغییرات متغیر ملاک (پیشگیری از جرایم) را تبیین کنند. لذا می توان با شیوه های پیشگیری وضعی (ضمن کاهش هزینه های ناجا و تنش های رفتاری پلیس و مهاجرین مسکن مهر) به ویژه فناوری های مراقبتی و کاهش فرصت های ارتکاب جرم و کاهش موفقیت وقوع جرم، جرایم را در این مناطق کاهش داد.
تاثیر مشارکت اجتماعی بر خانواده گرایی در بین جوانان شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مشارکت اجتماعی در کنار دیگر سرمایه ها فرایند پیش بینی شده در برنامه ها را تسهیل و امکان تحقق اهداف را فراهم می سازد. سنجش مشارکت اجتماعی فی نفسه عملی معطوف به ساخت سرمایه اجتماعی بوده است و خانواده بنیادی ترین گروه و خاستگاهی که جوانان با آن در ارتباطند در شکل گیری سرمایه اجتماعی آنان بسیار حائز اهمیت است. نظریه هایی که چارچوب نظری را می سازند، تلفیقی از نظریه های سرمایه اجتماعی بعد مشارکت اجتماعی بوردیو و نظرات خانواده گرایی بود. هدف این تحقیق «تاثیر مشارکت اجتماعی بر خانواده گرایی در بین جوانان شهر تهران» با روش پیماییشی و از نوع توصیفی و تبیینی می باشد. جامعه آماری کلیه جوانان بالای 18 تا 29 ساله شهر تهران در سال 1397- 1396 می باشند. برآورد حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 382 نفر از پنج نقطه شهر تهران بود. نمونه گیری به صورت خوشه ای و تصادفی در پنج نقطه شهر تهران بود. در این تحقیق از دو پرسشنامه خانواده گرایی و مشارکت اجتماعی که روایی و پایایی آنها توسط ضریب الفای کرونباخ 83/0سنجیده شد. به منظور تفسیر یافته ها از ضرایب رگرسیونی استاندارد شده یعنی بتا استفاده شد و مشارکت اجتماعی با ضریب 194/0 بر خانواده گرایی اثر داشت. در نهایت می توان نتیجه گرفت رابطه بین متغیر مشارکت اجتماعی و خانواده گرایی معنی دار مثبت و مستقیم می باشد.
مسئله مندی مهارت آموزی: خوانش نظری و انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۱ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
105 - 128
حوزههای تخصصی:
مهارت آموزی به عنوان یک رویکرد جدید به ویژه در نظام آموزشی مطرح و این گونه تلقی شده است که آموزش مهارت ابزار توسعه و پیشرفت کشور است و مهارت آموزی باید به موضوع اصلی تبدیل شود. رویکردی که در متون تجربی و سیاست گذاری غالب است طبیعی و بدیهی انگاشتن مهارت آموزی است و کمتر به مسئله مندی آن توجه شده است. هدف اصلی این پژوهش شناخت مسائل و چالش های نظری و بنیادی مهارت آموزی و گفت وگوی انتقادی منتقدان و مخالفان آن است تا ابعاد جدیدتری از آن آشکار شود. با مرور نظامند و مطالعه و بررسی انتقادی سنت های نظری متعدد، مسائل و چالش های آموزش مهارت به بحث و بررسی گذاشته شده است. مسائل بنیادی مطرح شده در حوزه مهارت آموزی عبارتند از: مهارت زدایی از نیروی کار (تباهی کار)، دانش ضمنی و امکان ناپذیری برنامه ریزی برای آموزش آن و مهارت به مثابه بازتولید نابربرای های موجود.
مطالعه ی کیفی فرهنگ بدن سازی (مردان جوان شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره دوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
69 - 49
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف کاوش فرایندهای اجتماعی ورزش بدنسازی در بین مردان جوان شهر شیراز انجام شده است. در این تحقیق از نظریه زمینه ای استفاده شده است. 15 نفر به عنوان مشارکت کننده در پژوهش حاضر مشارکت داشتند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق به دست آمده است. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری در خصوص مقولات مختلف مورد مصاحبه، ادامه پیدا کردند. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. نتیجه تحلیل داده ها، دستیابی به پنج مقوله محوری و یک مقوله هسته بوده است. مقولات محوری عبارت اند از: دغدغه های ذهنی و نارضایتی از بدن خود، کسب قدرت و منزلت، عرضه و نمایش خود، رشد فرهنگ مصرفی و فشار تقاضا از سوی جنس مخالف. مقوله هسته نیز عبارت است از بازاندیشی مدرن در مدیریت بدن و خودنمایی بدنی. همچنین یافته ها نشان دادند که بستر و منابعی مانند شرایط و وضعیت منزلتی، شرایط و وضعیت طبقاتی و شرایط و وضعیت خانوادگی در کنار شرایطی از قبیل کسب قدرت و نفوذ اجتماعی و مقبولیت، تمایز و پایگاه خود با دیگران، پذیرش اجتماعی بالاتر در جامعه، خود برتری جویی، فشار هنجاری اطرافیان، کسب منزلت نزد جنس مخالف و تقاضای ها و جذابیت های بدنی جنس مخالف پیوند چند جانبه ای با مقوله هسته پژوهش دارند. همچنین مشارکت کنندگان پژوهش نسبت به پدیده هسته پژوهش واکنش های متعددی داشته اند که از جمله می توان به دو واکنش مقایسه ظاهر با دیگران و دل نگرانی مربوط به ظاهر اشاره کرد.
مطالعه ی داده بنیاد پیدایش حاشیه ها بر پیکر کلانشهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره دوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
114 - 86
حوزههای تخصصی:
این مطالعه کیفی، با هدف فهم فرایند شکل گیری تجربه حاشیه نشینی در محلات حاشیه نشین شهر اهواز به انجام رسیده است. جمعیت شهری اهواز بر مبنای سرشماری1395 بالغ بر 1184788 نفر است که از این تعداد نزدیک به 400 هزار نفر در سیزده محله حاشیه نشین زندگی می کنند. روش مورد استفاده در این پژوهش، نظریه داده بنیاد به عنوان یکی از روش های اصلی پژوهش کیفی است. داده های این پژوهش از طریق مصاحبه عمیق و شیوه نمونه گیری هدفمند - نظری با چهل و دو نفر از ذینفعان مرتبط با حاشیه نشینی گردآوری و جهت تحلیل داده ها از پنج شیوه کدگذاری باز و تشخیص مفاهیم، توسعه مفاهیم در جهت ابعاد و ویژگی ها، تحلیل داده ها برای زمینه، وارد نمودن فرایند به تحلیل و یکپارچه سازی مقولات استفاده گردید. بعد از کدگذاری، نه مقوله اصلی از داده ها پدیدار شد که هر یک از مقوله ها به صورت کامل با استناد به متن مصاحبه ها مورد تحلیل قرار گرفته اند. پاردایم ظهوریافته شامل سه بعد شرایط، کنش- تعامل ها و پیامدها است که بر مبنای نتایج پژوهش در بعد شرایط شامل (رخدادهای پربسامد اقلیمی، تجربه مستقیم جنگ، رونق نفتی، ابرمداخلات اصلاحات ارضی و سرکوب عشایر، فرصت های محدود تحرک روستایی) و در بعد کنش–تعامل (شهرخواهی آرمان گرایانه، مهاجرت به مثابه گریز از بن بن بست)، و در بعد پیامدها (اسکان شهری نامطلوب، اشتغال در اقتصاد غیررسمی) است که حول یک مقوله هسته به نام (مهاجرت امیدوارانه، تقلای زندگی بهتر) شکل گرفته اند
Designing and Validating a Talent Management Model for Primary School Principals in Zanjan(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this study was to design a talent management model for primary school principals in Zanjan. Methodology: The method of the present study was a combination (qualitative and quantitative) and in terms of purpose it was an applied research. The statistical population of the qualitative section was experts who were theoretically familiar with the concept of talent management and based on purposive sampling, 17 of them were interviewed until theoretical saturation. The statistical population in the quantitative part was all primary school principals in Zanjan province (1079 people) in the academic year 2018-19 that according to Krejcie and Morgan table, 283 people were selected by stratified random sampling method. Qualitative research tools were interviews and in the quantitative part, a researcher-made questionnaire was developed based on qualitative results. The validity of qualitative results was obtained by reviewing the codings and using the agreement coefficient between the coders and for the questionnaire with face validity and reliability by Cronbach's alpha test (0.88). For the analysis of qualitative data, the method of basic theory and open, axial and selective coding were used, and for a small part of the structural equations in Amos software version 24. Findings: Qualitative data analysis identified 63 concepts and 10 central themes (environmental, cultural, motivational, educational, human resource management, personal characteristics, regulatory, communication, organizational, managerial and structural factors) that the theme Selective research also obtained effective factors on talent management. The results of structural equations also showed that organizational factors with factor load (0.85), educational (0.83) and cultural (0.80) were more important and in general, the proposed model had a good fit. Conclusion: Improving talent management requires attention to various factors that the education system by investing in organizational, educational and cultural factors can help improve the talent management of managers.
The Effectiveness of PRIZ Creativity Training Program on the Individual-Social Adaptation of High School Students in Shabestar(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this study was to investigate the effectiveness of the PRIZ creativity training program on individual-social adjustment of high school students. Methodology: The research method was quasi-experimental with pre-test and post-test design and control group. The statistical population of the study included all female students in the first year of Shabestar high school in the academic year of 2018-19, numbering 1524 people. The sampling method was multi-stage cluster random sampling to select the school and the purposeful method was to select the students based on the inclusion and exit criteria in the experimental design. For this purpose, 30 students were selected and randomly divided into experimental (n = 15) and control (n =15) groups. To collect the data, the California Standard Individual and Social Adjustment Questionnaire (CPI) were used. To analyze the data in the inferential section, multivariate analysis of covariance test and spss24 software at a significance level of 0.05 were used. Findings: The results showed that the mean of individual and social adjustment in the experimental group increased significantly after training and there was a significant difference in the post-test scores of individual and social adjustment of the "experimental group" compared to the "control group"(P<0/001). Conclusion: The PRIZ creativity training program has a significant effect on improving the level of individual-social adjustment of female students.
Comparative Review the Development of Ownership Concept in Preschool and Elementary School Children(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this research was comparison the development of ownership concept in preschool and elementary school children. Methodology: Present study in terms of purpose was applied and in terms of implementation was causal comparative. Research statistical population was all male and female children of preschool and elementary school of Pakdasht township in 2017-18 academic years. The research sample was 100 people (25 people in each grade) who were selected by random cluster sampling method. To collect data used from individually structured interview (31 questions) that the face and content validity of interview questions was confirmed by the educational sciences and psychology experts and its reliability was reported desirable by method of examiners. Data were analyzed by multivariate analysis of variance method in SPSS software version 19. Findings: The findings showed that there was a significant difference between the overall scores of the groups in the objective questions (P<0.05), but there was no significant difference between them in the descriptive questions (P>0.05). Conclusion: The results showed that preschool and first year elementary school children in compared to third and fifth year elementary school children do not have a good understanding and these children, unlike third and fifth year elementary school children, consider the first person who associates with the object as its owner.