فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱٬۱۰۰ مورد.
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
144 - 176
حوزههای تخصصی:
این مقاله چارچوبی جامع درباره توسعه و تأثیر فناوری های پیشرفته، به ویژه فوران داده ها، بر ماهیت روابط بین الملل، پویایی قدرت و ژئوپلیتیک ارائه می دهد. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تأثیر هوش مصنوعی بر روابط بین الملل و شکل گیری دوره ای است که از آن با عنوان «عصر ژئوداده» یاد می شود. پرسش اصلی این است که با توسعه و فراگیری هوش مصنوعی و ظهور عصر فوران داده ها چه تغییراتی در روابط بین الملل و سازوکار تولید قدرت به وجود آمده است؟ فرضیه پژوهش این است که هوش مصنوعی با تغییر پویش های قدرت از شکل سنتی به حاکمیت الگوریتمی، به ایجاد «حاکمیت ژئوداده» انجامیده که روابط بین الملل را به سمت یک چشم انداز تکنو-ژئوپلیتیک تغییر داده است. این پژوهش با استفاده تبیین داده های کیفی گردآوری شده که سرمایه گذاری های کلان کشورهای قدرتمند در حوزه هوش مصنوعی، علاوه بر تشدید رقابت های جهانی، به تحولاتی در اقتصاد سیاسی بین الملل و ژئوپلیتیک منجر شده است. این تغییرات، به ویژه در زمینه امنیت و مدیریت اطلاعات، نقش فزاینده ای در سیاست گذاری های جهانی یافته اند.
آسیب شناسی مدیریت و سازماندهی سیاسی فضای جهانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
اندیشه های نو در علوم جغرافیایی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
81 - 110
حوزههای تخصصی:
با توجه به نابرابری های سیاسی، ژئوپلیتیکی و اقتصادی موجود در ساختار حال حاضر فضای جهانی و غلبه الگوی قطبی مرکز- پیرامون بر این فضا، امکان تداوم و پایداری فضای جهانی را با موانع بیشماری از بحرانها و بی ثباتی های مستمر مواجه نموده است. پرسش مهمی که در این رابطه قابل طرح می باشد آن است که، برای تغییر بنیادین فضای کنونی جهان از وضعیت نامتوازن و غیرپایدار کنونی به وضعیت پایدار و متوازن، چه اقداماتی ضرورت دارد؟ بر همین اساس، هدف مقاله حاضر آسیب شناسی وضعیت نامطلوب مدیریت و سازماندهی فضای کنونی جهان در وجوه ژئوپلیتیکی، اقتصادی، اجتماعی و دیگر ابعاد فضا در وهله نخست و پیشنهاد و ارائه راهکارهای مناسب و موثر در جهت تغییر اساسی شرایط کنونی و نیل به ساختاری عادلانه، متوازن و پایدار در فضای جهانی است. پژوهش حاضر با رویکردی مساله محور و در قالب توصیفی- تحلیلی تدوین شده است. یافته های این مقاله نشان می دهد چنانچه مجموعه ای از اقدامات ضروری نظیر تغییر بنیادی رویکرد حاکم بر مناسبات بین المللی در زمینه های سیاسی، ژئوپلیتیکی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی... و دیگر اقدامات مشابه در مناسبات بین المللی به مورد اجرا گذارده شود، امکان تغییر وضعیت نامتوازن کنونی در فضای جهانی به وضعیت مطلوب، و متوازن وجود داشته و از این طریق دستیابی به صلح و امنیت جهانی ممکن می شود.
چین و خاورمیانه نوین: امکان و امتناع نظم نوین منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
177 - 216
حوزههای تخصصی:
اخیراً رفتارهای چین در منطقه خاورمیانه مسئله چگونگی براندازی نظم غربی-آمریکایی و زایش احتمالی یک نظم منطقه ای- چینی را در صدر گفت وگوها قرار داده است. این نوشتار با اتکا بر روش تحلیلی-اکتشافی و کاربست مدل مفهومی نظم های منطقه ای در پرتو نگرش های محیطی به این پرسش اساسی پاسخ می دهد که چه امکان ها و موانعی برای چین در شکل دادن به نظم منطقه ای نوین در خاورمیانه وجود دارد؟ ما استدلال می کنیم که محورهای امکان پکن جهت شکل دهی به نظم نوین منطقه ای در خاورمیانه به ترتیب و غالباً در سطوح ژئواکونومیک و ژئوکالچر قرار دارند و اهم محورهای امتناع نیز در سطح ژئوپلیتیک قابل تبیین اند. همچنین نشان می دهیم که نقطه قوت حضور چین در خاورمیانه در سطح ژئواکونومیک و ژئوکالچر متأثر از وجود ظرفیت های اقتصادی و فرهنگی نظیر ادغام اقتصاد خاورمیانه در اقتصاد چین و توسعه نفوذ فرهنگی در پرتو خود برندسازی است و پاشنه آشیل آن نیز در سطح ژئوپلیتیک متأثر عوامل داخلی و منطقه ای نظیر افراط در اصرار بر اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها و سندرم سواری مجانی در حاشیه معماری امنیتی غربی قرار گرفته است.
سنجش توانایی بالقوه جذب عبور بار از کریدورهای حمل ونقل بین المللی با تمرکز ویژه بر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
244 - 270
حوزههای تخصصی:
ایران از جمله کشورهایی به شمار می رود که به دلیل قرارگیری در موقعیت جغرافیایی مناسب و تقاطع مسیرهای بین المللی همچنین دسترسی به آب های آزاد از مزیت عبور بار و ترانزیت برخوردار بوده است. ایران با منابع سرشار از انرژی، در منطقه خاورمیانه دارای جایگاه ژئوپلیتیکی، ژئواکونومی و ژئواستراتژی خاص است. در قلمروهای جدید ژئواکونومیک، ایران در مرکز بیضی استراتژی انرژی قرار گرفته که در میان سه حوزه مهم مصرف کننده انرژی یعنی اروپا، چین و هند واقع شده است اتخاذ سیاست های درست جهت استفاده از این موقعیت ژئواستراتژیک، موجب تنوع و افزایش منابع درآمدی و کاهش وابستگی اقتصادی به فروش نفت، افزایش امنیت، ارتقاء روابط سیاسی و اجتماعی می گردد. به همین علت، مطالعه ی کریدورهای حمل ونقل به عنوان یکی از موضوعات مهم برای استفاده از این موقعیت، ضروری است. این پژوهش، با توسعه ی مدل جذابیت کریدورهای حمل ونقل که شامل فاکتورهای هزینه، زمان، قابلیت اطمینان، امنیت، انتشار دی اکسیدکربن، شاخص عملکرد لجستیک و شاخص جهانی شدن است، جذابیت کریدورهای حمل ونقل عبوری از ایران را نسبت به کریدورهای حمل ونقل رقیب، برای ده گروه کالا و یکصد و دوازده مبدأ - مقصد، محاسبه نموده و در نهایت، با تدوین سناریوها، تأثیر بهبود در معیارهای مدل سنجش جذابیت کریدورهای حمل ونقل را ارزیابی می نماید. نتایج نشانمی دهد که ضعف مسیرهای عبوری از ایران، نسبت به سایر مسیرها در هزینه و زمان عبور از مرز است. همچنین، بهبود شاخص عملکرد لجستیک و افزایش سهم گونه ی ریلی در کریدورهای حمل ونقل ، بیشترین تأثیر را بر افزایش جذابیت مسیرها دارد.
Space and Place: The Philosophical Foundation of the Science of Geography(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Every scientific discipline requires a philosophical explanation. This means that it must address several fundamental questions, as follows:
What is the nature of the discipline? What does it study? In other words, what is its subject matter? And to what extent is it real, tangible, and researchable—whether objective or subjective, apparent, hidden, or virtual?
Why should the discipline exist? What are its existential and ontological necessities? How distinct and unique is its epistemological domain? To what extent does it overlap or intertwine with other scientific disciplines? What are the points of convergence and divergence with other fields? How real or constructed are the phenomena it examines?
What is the ultimate goal of the discipline? What cognitive or practical human needs does it fulfill?
How should the subject of the discipline be studied? What philosophical and cognitive methodologies, as well as research methods and techniques, are (or can be) used in this process? What is the epistemological validity of these methods?
A comprehensive and reasoned response to these questions effectively shapes the theoretical framework and scientific philosophy of the discipline in question. Since geography has long been recognized as one of humanity's cognitive and epistemological domains, its philosophical explanation is essential.
Politics of Memory, Genealogy and Narrating; Russia's Behavioral and Competitive Pattern with Western Countries in Africa(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
100 - 121
حوزههای تخصصی:
The purpose of this paper is to explain the nature of Russia's competitive pattern with Western countries in Africa. It seems that Russia has taken advantage of the “Politics of memory strategy “to expand its influence and to weaken the position of Western countries in Africa. This paper tends to explain why and how the Russian authorities have adopted this behavior to compete with European countries in this continent? The hypothesis is that Russia tries to represent the experience of colonialism to revive the memory of anti-colonialism, through "narratives" using the "genealogy method”. By using the qualitative analysis method, the authors try to prove the research hypotheses. This research covers the African continent between 2019 and 2023, although due to the nature of the research, the Cold War period have also been examined.
Crisis and Complexity: Afghanistan’s Economic Landscape Post-2021 and the Regional Security(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
238 - 257
حوزههای تخصصی:
The paper is an attempt to analyse Afghanistan's shifting security and economic conditions under Taliban rule using the Regional Security Complex Theory (RSCT). Since the Taliban regained power in 2021, they have faced critical challenges in establishing stable governance, resulting in a severe humanitarian crisis compounded by economic collapse and political isolation. External aid reduction and sanctions have limited Afghanistan’s access to the global financial system, leading to dramatic socio-economic setbacks. Regional actors, including India, Pakistan, China and Iran, interact cautiously with the Taliban administration, aiming to prevent cross-border instability and insurgent threats, while hesitating to grant formal recognition. For South Asia, Afghanistan’s internal upheaval escalates security tensions, particularly between India and Pakistan, and poses broader risks regarding extremism and economic destabilization. This study suggests that collaborative, conditional engagement by regional stakeholders facilitated through SAARC and SCO platforms may provide a viable path toward stability if the Taliban adhere to basic humanitarian and security norms. Such regional engagement is essential for addressing Afghanistan's humanitarian needs and reducing threats to regional security.
تحلیل راهبردی مسیرهای دستیابی به توسعه پایدار گردشگری روستایی (مطالعه موردی: شهرستان بویر احمد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۷)
29 - 63
حوزههای تخصصی:
مناطق روستایی شهرستان بویراحمد که دارای سابقه تاریخی، منابع توریستی و جاذبه های طبیعی قابل توجهی است، می تواند یکی از پایگاه های مهم گردشگری کشور محسوب شود. اولین گام جهت رسیدن به این هدف، شناخت توانمندی ها، موانع و چالش های پیش روی توسعه گردشگری روستایی در این منطقه است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی و از نوع پیمایشی و مطالعات کتابخانه ای است. قلمرو جغرافیایی تحقیق را روستا های دارای پتانسیل گردشگری شهرستان بویراحمد تشکیل داده است. جامعه آماری این پژوهش را کارشناسان خبره و مرتبط با گردشگری در شهرستان بویراحمد به تعداد30 نفر تشکیل داده اند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه بوده که روایی و پایایی آن تأیید شده است. نتیجه نشان داد که معرفی جاذبه ها و پتانسیل های گردشگری فراوان در سطح منطقه ای ملی و بین المللی با وزن 316/0 به عنوان مهم ترین نقطه قوت؛ کمیت و کیفیت پایین خدمات و عدم وجود زیرساخت های مناسب به ویژه تسهیلات پذیرایی و اقامتی (هتل ها) با وزن 2020/0 مهم ترین نقطه ضعف؛ تقویت ارائه امکانات در مجاورت جاذبه های گردشگری با وزن 230/0 به عنوان مهم ترین فرصت و معرفی وجود بروکراسی اداری و عدم ارائه مجوز از سوی دولت جهت توسعه خدمات تجهیزات و تأسیسات گردشگری در منطقه با وزن 191/0 به عنوان مهم ترین تهدید شناخته شد. درمجموع نتیجه نشان می دهد که توان جذب گردشگر مناطق روستایی شهرستان بویراحمد بسیار بالاست و نیازمند ارائه سیاست های مناسب از سوی سازمان های مجری است.
بررسی پیامدهای امنیتی کاهش منابع آب کلانشهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۷)
93 - 117
حوزههای تخصصی:
آب مایع حیات، زندگی بخش و پایدار نگاه دارنده فضاهای جغرافیایی در مقیاس های مختلف است. منابع آب در جهان امروز برای ساکنان فضاهای جغرافیایی با توجه به پیوند و وابستگی روزافزون به ویژه در کلانشهرها از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است. هرگونه تغییر و کاهش در منابع آبی می تواند پیامدهای امنیتی متعدد و گسترده ای با خود به همراه داشته باشد. بررسی ها نشان دهنده آن است که منابع آبی کلانشهر مشهد متناسب با شرایط اقلیمی نیمه خشک، تأثیرپذیری از عوامل مختلف افزایش جمعیت، زائرپذیری، وابستگی به منابع آب فراسوی مرز (سد دوستی) روند کاهشی را نشان می دهد که پیامدهای امنیتی مختلف و گسترده ای می تواند برای کلانشهر مشهد داشته باشد، شناخت این پیامدها و آمادگی جهت مواجه با آن ها از اهمیت برجسته ای برخوردار است. بنابراین، تحقیق حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه ای) با هدف شناخت مهم ترین پیامدهای امنیتی در قالب سه بُعد پیامدهای سیاسی، اقتصادی و زیست محیطی ناشی از کاهش منابع آبی کلان شهر مشهد به انجام رسیده است. این پیامدها جهت ارزیابی و سنجش در اختیار صاحبنظران و اندیشمندان مرتبط قرار گرفته است. نتایج حاصل نشان دهنده آن است که 31 پیامد امنیتی ناشی از کاهش منابع آب در کلان شهر مشهد مورد تأیید قرار گرفته است. البته باید توجه داشت این پیامدها با یکدیگر در ارتباط هستند و روی یکدیگر تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم می گذارند و زمینه تشدید یا کاهش یکدیگر را می توانند فراهم آورند که باید در برنامه ریزی برای کلان شهر مشهد در نظر گرفته شود.
بایسته های شکل گیری منطقه قوی در سیستم تابعه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۷)
151 - 176
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به بررسی الزامات و بایسته های شکل گیری منطقه قوی در سیستم تابعه خلیج فارس می پردازد. منظور از منطقه قوی در اینجا، پیاده سازی رژیم امنیت جمعی و تغییر الگوی رفتاری حاکم در سیستم تابعه خلیج فارس است. پایین بودن درجه استقلال و وابستگی متقابل امنیتی از نوع سلبی که پیامد وجود اختلالات شناختی عمیق میان بازیگران منطقه است، تاکنون مانع از شکل گیری یک سازه اجماعی و به طور کلی منطقه قوی در سیستم تابعه خلیج فارس شده است. در چنین بستری مسئله محوری مقاله آن است که: دولت های منطقه خلیج فارس چگونه می توانند با عبور از گسل های شناختی و هویتی، شرایط لازم را برای شکل گیری یک منطقه قوی و باثبات فراهم کنند؟ فرضیه مقاله به این صورت است: کشورهای منطقه خلیج فارس از طریق ورود به فرایندهای اعتمادسازی غیررسمی با هدف کاهش تعارضات هویتی و شناختی و نیز اعتمادسازی راهبردی، می توانند زمینه های تشکیل یک منطقه قوی را فراهم سازند. یافته ها نشان می دهند که گذار به منطقه قوی در خلیج فارس از مسیر اعتمادسازی تدریجی، تحول در مبانی نظری و نهادی و کاهش تعارض هویتی امکان پذیر است. درنتیجه، تحقق منطقه قوی مستلزم امنیت درون زا، همکاری مشارکت محور و گذار از وابستگی بیرونی به هم پیوندی منطقه ای است. روش تحقیق تبیین تجویزی بوده و دامنه آن نیز منطقه خلیج فارس را دربر می گیرد.
The Role of Economic Reforms in Consolidating Neopatrimonialism in Saudi Arabia from the Conflict Theory Point of View(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
258 - 279
حوزههای تخصصی:
This article employs the theoretical framework of the conflict school to examine the role of economic reforms in consolidating neopatrimonialism in Saudi Arabia. The central hypothesis of the article is that the recent initiatives of Mohammed bin Salman, particularly through the Vision 2030 document, aimed at adapting the Saudi political system to internal and external changes, maintaining stability and continuity of the regime, and centralizing power in his hands, have contributed to the consolidation of neopatrimonialism in the country. While these economic and social reforms ostensibly aim to modernize Saudi Arabia's economy and society, they effectively function as tools to reinforce traditional power structures and solidify the dominance of the Al Saud family, particularly Mohammed bin Salman himself. By analyzing available data and recent political-economic trends in Saudi Arabia, the article addresses the question of how economic reforms have contributed to the consolidation of neopatrimonialism and what implications this has for the country's power structure. The findings reveal that these reforms, while creating superficial changes in the economy and society, act as mechanisms to preserve and strengthen the patrimonial system and perpetuate the dominance of the ruling elite.
سیاستگذاری هوش مصنوعی و اولویت های معادله قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
13 - 42
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی(AI) به عنوان پارادایم و کالای قدرت در دهه چهارم قرن ۲۱ ظهور کرده و در حال بازتعریف چشم اندازهای اقتصادی و سیاسی جهانی است. سیاستگذاری هوش مصنوعی بر کنش های رفتاری، کنترل محیطی، دموکراسی و تولید اقتصادی تأثیر گذاشته و حوزه هایی مانند آموزش، حقوق بشر، مهاجرت و سرمایه گذاری را دستخوش تغییر می کند. این پژوهش به بررسی سیاستگذاری هوش مصنوعی و سیاست قدرت پرداخته و تأثیرات آن بر اقتصاد، صنعت و کنش های اجتماعی را تحلیل می کند. فرضیه اصلی بیان می کند که حکمرانی مبتنی بر هوش مصنوعی بر پایه دولت های قدرتمند، تغییرات دموکراتیک، کنترل افکار عمومی(دیپ فیک)، نظارت عمومی، ژئواکونومی بدون سرمایه و کالایی سازی نیروی کار انسانی است. با استفاده از رویکرد تخریب سازنده شومپیتر و روش تحلیل تحولات پارادایمیک، این پژوهش بررسی می کند که چگونه هوش مصنوعی موجب تغییر در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و حکمرانی راهبردی می شود. یافته ها نشان می دهند که هوش مصنوعی در حال بازتعریف توزیع قدرت، انقلاب های صنعتی و پویایی های اجتماعی است و سیاستگذاری های تطبیقی برای ایجاد تعادل میان نوآوری، ثبات اقتصادی و عدالت اجتماعی ضروری خواهند بود.
The Nexus of Identity and Stability under Consensus Democracy “The Case of Iraq”(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
122 - 147
حوزههای تخصصی:
The relationship between Identity and stability occupies the core of consensus democracy philosophy, as this governance model is designed to ultimately realise stability by addressing societal fragmentation in divided societies. In Iraq, this relationship shapes a complicated trajectory, mainly because the society moved fast from identity politics (transition) to issues politics (post-transition), which turned the consensus democracy itself that succeeded in realising stability in the transition by functioning well in addressing identity-related crises paradoxically into a driver for instability in the post-transition, for its dysfunctionality beyond the identity sphere. This article argues that this dysfunctionality is primarily linked to flaws of Arend Lijphart’s theory of consensus democracy more than problems stemming from the Iraqi context. It reviews and analyses the existing literature on the nexus of identity and stability under consensus democracy, taking Iraq as a case study. As a review article, this research uses the qualitative method; its data are collected from secondary sources. It found that the philosophy of consensus democracy is designed to primarily meet transition demands, which makes rapid societal transformation beyond transition raise bottom-up pressures expressed in new demands that this democracy cannot accommodate, creating a growing gap between the post-transitional social dynamics and the transitional politics, which generates chronic instability. Further research is needed on stabilisation mechanisms in post-transition, as most studies of consensus democracy focus on stability in transition.
تأثیر پوپولیسم و رانتیریسم بر ژئواکونومی جمهوری بولیواری ونزوئلا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
271 - 300
حوزههای تخصصی:
نفت، عامل مهمی در تحولات دولت های رانتیر مانند ونزوئلا بوده است. پیوندی میان ساختار و کارگزار در ونزوئلا هست که وضع موجود را حفظ نموده است. پرسش اصلی این مقاله، آن است که پوپولیسم و رانتیریسم چه تأثیری بر وضعیت ژئواکونومی جمهوری بولیواری ونزوئلا گذاشته است؟ فرضیه ی این مقاله نیز آن است که پوپولیسم و رانتیریسم موجب تضعیف ژئواکونومی ونزوئلا شده و این کشور نتوانسته حوزه ی نفوذ خود در کشورهای سوسیالیستی و ضدآمریکایی را به حوزه ی منافع تبدیل کند و در هدف ژئوپلیتیکی خود یعنی صدور چاویسمو به سایر کشورهای اطراف در آمریکای لاتین ناکام بوده است و به دلیل تحریم نفتی، بیماری هلندی، تورم افسارگسیخته و فساد سیستماتیک، قدرت اقتصادی جهت سرمایه گذاری در موقعیت های ویژه را ندارد. با استفاده از پارادایم واقع گرایی انتقادی، روش ردیابی فرآیند، و با مراجعه به منابع و اسناد مکتوب درباره ی پوپولیسم و رانتیریسم در ونزوئلا، تأثیر آنها بر ژئواکونومی این کشور تبیین شده است.
Authoritarian Personalities and their Geopolitical Approach (Case Study: Claiming Territory)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
29 - 74
حوزههای تخصصی:
When analyzing the histories of nations, it becomes clear that times of crisis often give rise to various figures who position themselves as problem solvers. Among these, authoritarian leaders are particularly notable. While certain aspects of their childhoods are frequently cited as significant, the geopolitical contexts and global shifts during their rise to power are equally crucial. These leaders typically emerge in countries experiencing similar external pressures, regional conflicts, or transformations in the international balance of power. By examining these shared geopolitical circumstances alongside personal histories, we gain valuable insight into the emergence and appeal of such figures during turbulent periods. This study identifies eight widely recognized cases from 1919 to 2011, including Adolf Hitler, Manuel Noriega, Idi Amin, Muammar Gaddafi, Benito Mussolini, Saddam Hussein, Pol Pot, and Tojo Hideki. Using a descriptive, analytical, and comparative approach, it seeks to answer the question: how do authoritarian figures exploit geopolitical environments to consolidate and expand their power? The findings suggest that such leaders often use ongoing crises to legitimize their actions, manipulate public sentiment, and push territorial or ideological agendas. To enhance accuracy and pattern recognition, artificial intelligence (AI) techniques were employed in the analysis phase. These tools helped reveal recurring behavioral and geopolitical patterns that may otherwise remain unnoticed. The study emphasizes the importance of identifying these dynamics early to prevent future international crises.
From Absolute to Relative and Cognitive Space: Evolution of Geopolitics(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
219 - 237
حوزههای تخصصی:
The complexity of global order is often obscured by the oversimplified representations of international relations, illustrated through political maps. These maps, while seemingly objective, are subjective projections that reflect the ideology of their creators and fail to capture the nuanced dynamics of power and control among states. Such a misrepresentation contributes to a distorted understanding of global dynamics. Meanwhile, the origins of political geography can be traced back to the 18th century, particularly with the establishment of the first school of political geography in Saint-Petersburg, Russia, between 1720 and 1750. Political geography, however, is not entirely homogenic; it encompasses several competing theories regarding the perception of space. It has developed gradually with the changes in perception of space: as an absolute, relative and cognitive space respectively. Recognizing the complexity and evolutionary features of a political map and political geography as whole thus appears to be crucial for understanding global politics.
تحلیل انزوای ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
36 - 68
حوزههای تخصصی:
انزوای ژئوپلیتیکی به عنوان نقطه مخالف بین المللی گرایی، جهان گرایی، منطقه گرایی، تعامل، توسعه و در کل عدم درک صحیح کارگزارن از منافع ملی است. انزوای ژئوپلیتیکی، از آنجایی اهمیت دارد، که در شمایل یک مخمصه و دام ترکیبی(خودساخته و دگرساخته)؛ به عنوان یک حالتِ نامطلوب و منفی، قادر است موجودیت کشور درگیر را در معرض خطر و حتی نابودی قرار دهد. در نخستین سال های انقلاب اسلامی، استراتژی هایی چون انزواطلبی، و بعدها بی طرفی و عدم تعهد(دست کم تا فروپاشی شوروی)، بخشی از راهبرد سیاست خارجی نظام سیاسی حاکم، به منظور کنترل آسیب پذیری ها احتمالی و در کل حراست و حفاظت از انقلاب بوده است. به تدریج با تثبیت انقلاب اسلامی، پایان جنگ تحمیلی و البته فروپاشی شوروی؛ سلسله عوامل برآمده از کنش های رفتاری ج.ا.ایران از یک سو، و از دیگر سو واکنش کشورهای رقیب و متخاصم، وضعیتی به وجود آورد، که منطبق بر انزوای ژئوپلیتیکی ج.ا.ایران در شرایط کنونی است. در این راستا سوال اصلی مقاله این است که عوامل مؤثر بر شکل گیری انزوای ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران کدام است؟ نتایج حاصله از این پژوهش کاربردی، با تلفیق روش توصیفی- تحلیلی و روش آماری(با استفاده از پرسشنامه دلفی)، به بررسی عوامل مؤثر بر انزوای ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران در قالب 6 متغیر(در قالب 31 شاخص) می پردازد. در این پژوهش، ترتیب اهمیت و رتبه بندی متغیرها به وسیله آزمون فریدمن و سطح معنی داری آنها با استفاده از آزمون T-test در بستر تحلیل نرم افزار SPSS انجام پذیرفته است.
نقش چالش های ژئوپلیتیکی بهره برداری از منابع مشترک نفت و گاز بر توسعه اقتصادی ایران (مطالعه موردی: میادین مشترک انرژی ایران و عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
111 - 143
حوزههای تخصصی:
همواره ایران و عراق به عنوان دو بازیگر کلیدی در ژئوپلیتیک انرژی خاورمیانه، با چالش های سیاسی، نظامی و اقتصادی متعددی مواجه هستند. موقعیت استراتژیک ایران در خلیج فارس و ارتباط آن با بازارهای بزرگ مصرف انرژی، ضرورت بررسی بهره برداری بهینه از میادین مشترک نفت و گاز را افزایش می دهد. با وجود این مزیت ها، دولت مردان ایران نتوانسته اند به طور مؤثر از این ویژگی ها بهره برداری کنند و چالش های بهره برداری از میادین مشترک انرژی می تواند بر جنبه های مختلف توسعه اقتصادی تاثیرگذار باشد. در این راستا مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و کاربردی، نقش چالش های ژئوپلیتیکی بهره برداری از منابع مشترک نفت و گاز بر توسعه اقتصادی ایران را مورد مطالعه قرار می دهد. جامعه آماری پژوهش از کلیه کارشناسان و اساتید ژئوپلیتیک تشکیل شده که حجم نمونه آن تعداد 44 نفر تخمین زده شد. در راستای تحلیل یافته ها نیز از آزمون های میانگین در نرم افزارSPSS و از مدل تصمیم گیری چندشاخصه(تاپسیس) در نرم افزار MATLAB استفاده گردید. پرسش اصلی پژوهش حاضر این مساله است که چالش های ژئوپلیتیکی در راستای استفاده از منابع مشترک نفتی چه اثراتی بر توسعه اقتصادی ایران دارد؟ نتایج نشان می دهد که چالش های اقتصادی، عوامل داخلی و چالش های نفوذ قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در حوزه انرژی مهم ترین چالش های ژئوپلیتیکی میادین مشترک نفت و گاز ایران و عراق هستند و چالش های توسعه میادین مشترک انرژی بر مولفه ه ای حکمروایی سیاسی، کاهش رشد اشتغال، کاهش توسعه اجتماعی و مولفه های رفاه عمومی اثرگذار است.
دفاع تهاجمی روسیه در جنگ 2022 اوکراین؛ ماهیت و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
112 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی چرایی ورود روسیه به جنگ 2022 اوکراین با تأکید بر "راهبرد دفاع تهاجمی" است. مجموعه متون، اظهارات و اسناد روسی نشان از درک این جنگ به عنوان جنگی نیابتی دارد که از سوی امریکا و در قالب راهبرد مهار تهاجمی علیه مسکو عملیاتی شده است. هدف این راهبرد و جنگ قبض کارگزاری و مزیت های ژئوپلیتیکی روسیه با اثرگذاری منفی بر سه مولفه مهمِ هویت(جهان روسی)، سیاست(قدرت بزرگی) و امنیت(موازنه و امنیت راهبردی) است. از این رو، احساس تهدید در سطوح مختلف فردی، ملی، منطقه ای و بین المللی از ناحیه امریکا و جنگ اوکراین در روسیه احساس شده است. این مقاله، به کمک نظریه واقع گرایی نوکلاسیک که در کنار مولفه های کلان نگر از جمله ساختار، عوامل سطح خرد چون ادراک نخبگان را نیز در نظر می گیرد، تلاش دارد چرایی ورود روسیه به جنگ پرهزینه اوکراین را تحلیل کند. یافته های مقاله نشان می دهند که به تبعِ درک بالای تهدید در سطوح مختلف فردی و ساختاری از ناحیه نفوذگذاری امریکا در خارج نزدیک(تر) و انگاره "اوکراین، سنگر آخر"، کرملین خود را در "اجبار" ورود به جنگ دیده است. نظر به تواتر اقدامات تضعیف ساز امریکا علیه روسیه در قالب راهبرد "مهار تهاجمی"، کرملین "راهبرد دفاع تهاجمی فعال" را با تأکید بر کنش پویا و مبتکرانه راهکار بهینه تری برای تأمین منافع و امنیت خود یافته و با این راهبرد وارد جنگ اوکراین شده است. هرچند این راهبرد دستاوردهای کوتاه مدتی در کاهش نسبی سطح تهدید داشته، اما هزینه ها و چالش های بلندمدت آن، روسیه را به احتیاط در کاربست بیشتر این راهبرد وا خواهد داشت. نظر به تمرکز موضوعی مقاله بر رویکرد و سیاست روسیه، از بررسی مواضع سایر طرف ها از جمله اوکراین صرف نظر شده است.
واکاوی راهبرد امنیت ملی ایالات متحده آمریکا پیرامون رفتار ژئوپلیتیکی روسیه در دوره جو بایدن (2024- 2020م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷۵)
58 - 97
حوزههای تخصصی:
راهبرد امنیت ملی ایالات متحده آمریکا، با توجه به ثابت بودن اهداف و ظرفیت اقتصادی، منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی، امنیت فیزیکی و گسترش ارزش های آن همواره میان دو نگرش انزواطلبی و گرایش بین الملل خواهی در فراز و فرود بوده است. آخرین سند راهبرد امنیت ملی ایالات متحده آمریکا در سال 2022 بخش مهمی از این سند دورنمای روابط سیاسی، امنیتی، تجاری، اقتصادی، فناوری و ژئوپلیتیکی دو کشور آمریکا و روسیه و متحدان آنها را طی حداقل یک دوره ریاست جمهوری (بایدن) در جهان نشان می دهد. راهبرد امنیت ملی آمریکا در دوره بایدن بیشترین توجه خود را بر روی چالش های ژئوپلیتیکی روسیه، جنگ روسیه علیه اوکراین، رقابت ژئوپلیتیکی روسیه با آمریکا و غرب تمرکز یافته است. در این پژوهش کوشش شده است تا از منظر راهبرد امنیت ملی آمریکا در دوره بایدن چالش ها و رقابت های ژئوپلیتیکی آمریکا با روسیه در ابعاد و حوزه های مختلف مورد بررسی و تحلیل ژئوپلیتیکی قرار گیرد. از این رو، نگرانی شدید آمریکا نسبت به چالش ها و رقابت های ژئوپلیتیکی روسیه در قلمروهای ژئواستراتژیک و مناطق ژئوپلیتیک جهان ضرورت پرداختن به رفتار روسیه را در راهبرد امنیت ملی کشور اجتناب ناپذیر ساخته است. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها و اطلاعات اسنادی و کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد که براساس دو سند راهبردی آمریکا و سند ائتلاف ناتو آمریکا از این زمان به بعد وارد یک چالش و رقابت ژئوپلیتیکی جدیدی با روسیه شده است که نتیجه آن ساختار جدید ژئوپلیتیک نظام جهانی و سیاست نوین جهانی را شکل خواهد داد و نظام بین الملل از حالت گذار ژئوپلیتیکی به ثبات نسبی در قلمروها و مناطق ژئوپلیتیکی خواهد رسید.