تأثیرگذاری و تأثیر پذیری آثار تاریخی از یکدیگر شرایط ویژه ای را برای مکالمة آن ها در بستر تاریخ فراهم کرده است و همواره در رابطه ای ترامتنی با یکدیگر قرار گرفته اند، تا جایی که حتی عنوان های این آثار نیز از این تأثیر و تأثر بی بهره نمانده است. عنوان های متون تاریخی نقش مهم و تأثیرگذاری در آفرینش عناوین آثار تاریخی پس از خود دارند؛ از این رو می توان گفت این عناوین نیز در طول حیات خود، همواره در یک رابطة ترامتنی ویژه قرار گرفته اند.
این تحقیق با بررسی عنوان های آثار نثر تاریخی از آغاز دورة اسلامی تا پایان دورة افشاریه، بر اساس نظریة ترامتنیّت ژنت، سعی در اثبات رابطة ترامتنی عناوین آثار نثر تاریخی در طول حیاتشان دارد. در نظریة ترامتنیّت ژنت، «عنوان»، پیرامتنی است که در جایگاه آستانة ورود به متن قرار می گیرد؛ یعنی در نقطه ای که نه کاملاً مستقل از متن اثر است و نه کاملاً وابستة به آن و همین جایگاه آستانه ای است که آن را از دیگر بخش های یک اثر متمایز می کند. مقالة حاضر در پایان به این نتیجه دست می یابد که عنوان های نثر تاریخی در محدودة مورد مطالعه، رابطة ترامتنی خود را در گونه هایبینامتنی، سرمتنی و بیش متنی برقرار کرده اند. همچنین ارتباط بینامتنی عناوین کتاب های نثر تاریخی با متون آن ها و تأثیرپذیری عنوان ها از شیوة نگارش کتاب های نثر تاریخی، از دیگر دستاوردهای این مقاله است.
متن، کلیتی منسجم از تنش نشانه هایی است که بر اساس روابطی چون تقابل و تشابه و... با هم همنشین یا جانشین شده اند. در این میان، متونی که به قصد تعلیم و القای معنی خاصی نوشته شده اند، از تنش های فرمی معنا دار و برجسته ای برخوردارند. حکایت های منظوم تعلیمی از جمله این متون هستند که نویسنده آن ها تلاش می کند تا از برآیند تنش میان نشانه های فرمی مانند نظم، شعر و روایت، بیشترین بهره معنایی را بگیرد. در این پژوهش تلاش شده تا با روشی توصیفی- تحلیلی و رویکردی فرمالسیتی و از طریق مطالعه موردی بوستان به عنوان یکی از اثرگذارترین متون تعلیمی، به تحلیل این نشانه های فرمی پرداخته شود و شیوه معناسازی و تعلیمی شدن حکایت های منظوم تعلیمی نشان داده شود. تنش نظم و شعر در معنای زبانی و فرمالیستی آن و برجسته شدن ساحت برونه ای زبان و در نتیجه پیشبرد بدون درنگ روایت، استفاده از توصیفات روایتگر، چرخش های زمانی و درونی کردن زمان، استفاده از فراروایت، مخاطب محوری و... از مهمترین شگردهای فرمیِ معناساز است که منجر به تعلیمی شدن این اثر و متون مشابه شده است.
پروین اعتصامی از شاعران سنت پذیر نوگرا، خردستا، اخلاق مدار و آرمان خواه عصرمشروطه است که در پیدایش ادبیات کلاسیسم و نئوکلاسیسم در ادب معاصر فارسی دخیل بوده است و در این زمینه از سرآمدان عصر خویش است. او شاعری اجتماعی با بینشی انسانی است که کوشش انسان عصر خویش را می ستاید و او را به خردورزی، دانایی محوری و تصمیم عاقلانه دعوت می کند. اگرچه این شاعر مکتب کلاسیسم به دنبال تبلیغ مسلک خاصی نیست اما خردمندی و اخلاق فردی و اجتماعی را می ستاید و به اصلاحات اخلاقی و اجتماعی می اندیشد و سعادت فرد و جامعه را خواهان است. پژوهش حاضر، بازنمایی اصول کلاسیسم و نئوکلاسیسم را در شعر پروین اعتصامی به روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر نقد تطبیقی بررسی و تحلیل کرده، نشان داده است که این شاعر معاصر به خردورزی، اخلاق مداری، آرمان گرایی و دوری از ناهنجاری گرایش دارد و در بند رستگاری ملی است. پروین میان سنت و مدرنیته ارتباطی مفید برقرار کرده است؛ یعنی هم دستاوردها و آموزه های سنتی را ارج می نهد و هم با رویِ باز به استقبال مضامین و افکار نو می رود، همان اصلی که در نگاه نئوکلاسیک ها مهم است. عقل ستایی و عقلانیت سرایی خمیرمایه اصلی شعر این شاعر عصر مشروطه است. او هم اختیار انسان را تبلیغ می کند و هم در انتخاب طرفین مناظره هایش شیوه ای نو و روزآمد دارد.
منظومه خسرو و شیرین نظامی، پس از مخزن الاسرار سروده شده و در واقع دومین منظومه نظامی است. این منظومه، یکی از منظومه های فاخر ادب فارسی است که بعد از نظامی، شاعران زیادی به نظیره گویی و استقبال آن روی آوردند. بررسی عنصر زمان روایی در این اثر و نشان دادن چگونگی بهره نظامی از آن در خلق داستان، می تواند روشنگر مباحث زیادی باشد و تفاوت او را در چگونگی روایت داستان با شاعران پس از او روشن و مبرهن سازد. در این پژوهش، به بررسی یکی از شاخصه های زمان روایی، یعنی زمان پریشی در خسرو و شیرین نظامی پرداخته شده است. بر اساس داده های این پژوهش، آشکار می شود که نظامی، با انواع زمان پریشی (گذشته نگر و آینده نگر) نظام خطی روایت را شکسته و هر تمهید زمانی برای او در حکم مقدّمه ای است برای کش دارتر کردن روایت. بسامد گذشته نگرهای مکرّر بسیار زیاد است و همین یکی از دلایل اطناب این منظومه است و اغراضی مانند: تأکید بر کنش انجام پذیرفته، تعلیل وقایع داستان، هنرنمایی نظامی در بیان چندباره موضوع و... را در بر می گیرند. بسامد زیاد گذشته نگرها نسبت به آینده نگرها نیز تعلیق خواننده در داستان را رقم می زنند.
ماتمکده بیدل قزوینی از جمله مقتل های مهم (به اعتبار دقت در استنادات و تأثیرگذاری بر روی آثار پس از خود) و کم نظیر (از حیث ادبیّت و بلاغت) تاریخ ادب فارسی است. مولاقربان ابن رمضان بادشتی قزوینی رودباری متخلص به بیدل (شاعر و مرثیه پرداز سده سیزدهم هجری، زنده به سال 1267 ق) در حدود 1248 ق اقدام به تألیف مقتلی به نظم (در قوالب گوناگون) و نثر (مسجّع) نموده و طی آن، احوال و جریانات حماسه عاشورای سال 61 هجری را مستند به بیش از ده منبع تاریخی و روایی به تصویر کشیده است. در این پژوهش به ترجمه حال بیدل و مسایل کلی ماتمکده او و نیز روش تصحیح و توضیح اثر اشاره گردیده است، سپس برخی از ویژگیها و ارزشهای ادبی کتاب از جمله آنچه به نظم، نثر، بلاغت، سبک و تأثیرها و تأثرها برمی گردد، به میان آمده و نهایتاً با ذکر نمونه هایی، به نقد محتوایی – ساختاری کتاب پرداخته شده است.
امیر نجم الدین حسن بن علاء سجزی از شاعران پارسی گوی هندوستان در قرن هفتم است که صاحب نظران او را؛ در سلاست و روانی و شیوایی سخن، سعدی هندوستان خوانده اند و در مرتبه فضل و علوم هم طراز امیرخسرو دهلوی دوست معاصر و معاشرش قلمداد کرده اند. هنر اصلی و شهرت او در غزل سرایی است و به دلیل تأثیری که از سعدی شیرازی پذیرفته است، مایه های شور و ذوق و ملاحت و نازک خیالی در جای جای اشعار او نمود خاصی دارد.
با عنایت به این مسئله بر آن شدیم که اشعار او را در حوزه صورخیال مطالعه کنیم. با بررسی دقیق دریافتیم که تشبیه، وجه غالب صورخیال در اشعار اوست. در این مقاله برای اینکه توانمندی او در ساخت دو سوی تشبیه بهتر درک شود و تازگی تصویر های شعری او در قلمرو تشبیه مشخص گردد، تشبیه را در دیوان او ازلحاظ ساخت و موضوع بررسی کرده ایم و به این نتیجه دست یافته ایم که بیشتر تشبیه های او از نوع حسی به حسی است. نکته حائز اهمیت اینکه تشبیه مرکب از نوع تمثیلی در شعر او بسیار چشمگیر است. ازلحاظ موضوع قریب نود درصد تصاویر شعری او در تشبیه بر مدار معشوق و مسائل مربوط به اوست و همین باعث شده است که اغلب تصویر های شعری او وام گرفته از شعرای متقدم به خصوص سعدی باشد. اما نکته مهم آنکه او همین تصویرهای تکراری را با شگردهای گوناگون زبانی و بلاغی زیباتر و مؤثرتر از دیگران ارائه کرده و بر شیوایی سخن خود افزوده است؛ به طوری که با خواندن آنها ناخودآگاه لب به تحسین او می گشاییم و همین نکته وجه تمایز او از شاعرانی است که تصویرها و زبانشان نیز تکراری است
عیار دانش ابوالفضل ابن مبارک دکنی دومین اثر بازنویسی شده از مجموعه داستان های کلیله و دمنه است که مؤلف بر اساس انوار سهیلی کاشفی و کلیله و دمنه نصرالله منشی گردآوردی کرده است . این اثر در هندوستان به وسیله شخصی غیر ایرانی نوشته شده است اما یکی از نمونه های پیشتاز ساده نویسی در قرن یازدهم به شمار می رود. عیار دانش تا کنون به شکل انتقادی در ایران تصحیح و چاپ نشده است تنها یک چاپ بازاری از آن موجود بود، این مقاله که در حین تصحیح این اثر فراهم آمده است علاوه بر معرفی نسخه های موجود در ایران به مقایسه آن با دو اثر پیشین می پردازد و تغییرات را در مقایسه با انوار و کلیله ودمنه با ذکر نمونه شرح می دهد. در ادامه نیز به بعضی از ویژگی های سبکی، زبانی و واژگانی اثر می پردازد .
در کتاب های بلاغت برای شناخت کنایه پنج معیار ارائه شده است. موضوع این پژوهش بررسی درستی و کارآیی معیارهای چهارم و پنجم است که در شناخت و تعریف کنایه ابهام و آشفتگی آفریده اند و موجب ناسازگاری تعاریف کنایه با ماهیت کنایات شده اند. درباره درستی و کارآیی معیار چهارم باید گفت کنایه در واژه و ترکیب شکل نمی گیرد؛ زیرا دربردارنده تصویر مرکبی است که به ضرورت در گزاره کنایی شکل می گیرد و از معنای اولیه دارای مصداقی بیرونی یا مصداقی خیالی برخوردار می شود و سپس زمینه تداعی لازم معنا را فراهم می کند؛ درنتیجه، ازآنجاکه کنایه در جمله شکل می گیرد، باید آن را گزاره کنایی گفت.
درباره درستی و کارآیی معیار پنجم باید گفت معنای حقیقی همه گزاره های کنایی، بنابر ماهیت شیوه های تصویرسازی زبانی، همیشه در واقعیت بیرونی تحقق یافتنی نیستند و همیشه مصداق بیرونی و عینی ندارند. بنابراین معنای اولیه کنایه گاه مصداق بیرونی و گاه مصداق خیالی دارد. درهرحال، این معنای اولیه، فراخواننده مدلول های معنایی هم نشین خود است و گذر به ملازم معنا را ممکن می کند. بنابراین برمبنای ماهیت معنای اولیه، گزاره های کنایی را می توان به سه گروه تقسیم کرد: گروه اول، گزاره های کنایی تصویری که معنای اولیه و لازم معنایشان قابلیت تحقق در واقعیت بیرونی را دارد و لازم معنایشان بر معنایی دارای مصداق عینی دلالت می کند؛ گروه دوم، گزاره های کنایی خیالی که معنای اولیه شان مصداق خیالی دارد و لازم معنایشان بر مفهومی انتزاعی دلالت می کند؛ گروه سوم، گزاره های کنایی شعری که دارای صورخیال مجاز، تشبیه و استعاره هستند و معنای اولیه شان پس از کشف مجازها و استعارات ممکن است قابلیت تحقق در واقعیت بیرونی یا تحقق در خیال را داشته باشد و لازم معنایشان نیز ممکن است بر مصداقی عینی یا مفهومی انتزاعی دلالت کند.
پرسش، علاوه بر برخورداری از ویژگی های بلاغی و زبانی، یکی از عوامل ایجاد تفکر خلاق است. هدف از طرح پرسش در تفکر خلاق را عواملی همچون کنترل غیرمستقیم مخاطب، کسب اطلاعات از او، بررسی و آزمون، بیدارکردن اندیشه، به حرکت درآوردن و راهبری فکرها در جهتی معین و آشنایی با طرز فکر مخاطب می توان برشمرد. در فضای غیرگفت وگویی کمتر پرسشی عنوان می شود اما در فضای گفت وگو و دیالوگ، آنچه بیش از همه در سلامت بنیان گفت وگو تأثیر دارد، طرح سؤال است. هدف این مقاله، بررسی شیوه های هدایت ذهن ازطریق به کارگیری پرسش در دیوان ناصرخسرو است. ازاین رو، با روش کاربردشناسی تربیتی و زبانی و همچنین، با نگاهی به رویکرد علم معانی، انواع پرسش به دو گروه پرسش بلاغی و پرسش فلسفی شامل تمثیل، قیاس و استقراء تقسیم شده است. در پایان، ضمن اشاره به ویژگی پرسش های بلاغی به عنوان پرسش بسته یا همگرا و پرسش های فلسفی به مثابه پرسش باز یا واگرا، این نتیجه حاصل شد که ناصرخسرو از پرسش به منظور ایجاد «خودپنداری مثبت» در مخاطب بهره برده است. بدین معنی که با درنظرگرفتن تفاوت های فردی میان یادگیرندگان، باورهای پیشین آنان را پوچ و بی ارزش جلوه نمی دهد، بلکه با یادآوری ارزش موضوع گفت وگو، از مخاطب می خواهد که به بازنگری درباره آن یا توجه به ابعاد دیگر موضوع بپردازد.
فردریش اشلایر ماخر، نخستین پژوهشگری بود که نظریه ی عام تفسیر را مطرح نمود. از نظر او هرمنوتیک براساس دوشاخص موازنه و تنزیل استوار است، موازنه به قیاس مفاهیم وکلمات می پردازد وتنزیل به معنای تجسم جسمانی هرچیز در عالم مکان می باشد. در حقیقت، تنزیل تجسم عینی آن چیزی است که در عالم معنا تجلی دارد. در هردو مفهوم نوعی نونگری به مفاهیم وتعینات گذشته مشهود است. به عبارت دیگر، این شیوه های جدید نگریستن به عالم طبیعت و اشیاء راه را برای مشاهدات و دریافت های تازه ای هموار می سازد که اگرچه به سرعت تحقق نمی یابند، لیک خوانندگان را بر آن می دارد تا با تأمل بیشتر در مفاهیم جدید به درک بهتر آنها نائل آیند. از این حیث، درنگ و تعلل در درک مفاهیم جدید از ویژگی های اصلی نظریه تفاوط ژاک دریدا به حساب می آید. لذا این مقاله می کوشد تا نشان دهد هرمونتیک ، کنش کلامی و تفاوط به چه شیوه هایی با یکدیگر ارتباط دارند وچگونه در اشعار کیتس نمایان شده اند؟
رمان سلوک اثر محمود دولت آبادی، از نمونه های خوبی است که می تواند از دیدگاه نظریه های روایت شناسی شناختی تحلیل و تفسیر شود. مسأله اصلی در این رمان بازنمایی کنش های ذهنی شخصیت محوری است. راوی سوم شخص نشان می دهد چگونه قِیس از طریق مرور رابطه با معشوقه پیشین خود، در تلاش است دلایل از هم پاشی تنها تجربه بیناذهنی زندگی خود را دریابد. آن طور که از گفتگوهای درونی او پیداست، تمایل سیری ناپذیر قِیس به شناخت دیگری سبب شکل گیری تئوری های ذهنی او نسبت به دیگران می شود تا از انگیزه ها، افکار و رفتار آنها سر در بیاورد. با توجه به اینکه میزان بازنمایی آگاهی و فعالیت های ذهنی شخصیت های داستانی از مشخصه های بنیادین تعریف روایت در روایت شناسی شناختی به شمار می رود، مقاله حاضر از یک سو در تلاش است نقش بازنمایی کنش های ذهنی شخصیت اصلی را در صورت بندی پیرنگ سلوک نشان دهد؛ و از سوی دیگر، دلایل شکل گیری و ازهم پاشی رابطه بیناذهنی قیس و نیلوفر را از منظر ذهن قیس بررسی می کند.
تحلیل انتقادی گفتمان به عنوان رویکردی نوین در تحلیل متن و گفتمان معتقد است که هیچ گفتمانی خالی از ایدئولوژی نیست و تلاش می کند که روابط پنهان قدرت، نابرابری اجتماعی و سوء استفاده از قدرت را در گفتمان ها برملا کند. تحلیل گران انتقادی بیشتر بر اساس طبقه بندی های زبان شناختی به تحلیل گفتمان می پردازند در حالی که ونلیوون از مؤلفه های جامعه شناختی معنایی بهره می برد. نگارندگان بر آنند که اشعار سیاسی بهار را بر اساس رویکرد ون لیوون مورد بررسی قرار دهند تا مشخص شود که بهار در دوران پرتنش مشروطه چگونه کارگزاران اجتماعی و عاملان عمل را به تصویر می کشد. آیا از آنها با صراحت نام می برد یا ترجیح می دهد پوشیده سخن بگوید. به منظور نیل به هدف تحقیق، نخست ابیات گفتمان مدار با بن مایه ی سیاسی انتخاب شد سپس مؤلفه های جامعه شناختی-معنایی در هر بیت مشخص گردید. در گام بعدی با محاسبات آماری و طبق بسامد مؤلفه ها، میزان ارجاعات پوشیده و صریح تعیین شد. در نهایت و پس از تحلیل کمی و کیفی نتایج زیر حاصل گردید. نخست آنکه بهار برای بازنمایی فعالان سیاسی و صاحبان قدرت از صریح ترین مؤلفه ها از جمله نام بری و فردی سازی استفاده کرده است. دیگر مؤلفه های پرکاربرد عبارتند از ارزش گذاری، اشتراکی سازی و فعال نمایی. بهار دیدگاه خود را نسبت به کارگزاران اجتماعی با به کارگیری مؤلفه ی ارزش گذاری بیان کرده است. در اشعار وی بسامد مؤلفه های پوشیده بسیار اندک است که این امر خود شاهدی است بر صراحت بهار در بازنمایی کارگزاران اجتماعی.