ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۶٬۸۷۰ مورد.
۱.

تحلیل خالصةالحقایق فاریابی از «مقامات طریقت»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محمود فاریابی خالصه الحقایق مقامات طریقت شریعت و عرفان معرفت شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۰
محمود فاریابی در اواخر قرن ششم هجری کتاب دایره المعارف گونه خود را با عنوان خالصه الحقایق تألیف کرد. او در این اثر موضوعات متعددی را در دانش های گوناگون به تصویر می کشد و به تبیین دیدگاه های دیگران درباره موضوع مورد بحث می پردازد. در این پژوهش تلاش شده است تا افکار نویسنده درباره برجسته ترین «مقامات طریقت» (توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا) شناخته آید. پرسش های پژوهش به تحلیل دیدگاه نویسنده مبنی بر چیستی مفاهیم «مقامات طریقت» تمرکز می کند و رویکرد شناخت شناسی مؤلف را درباره موضوع حاضر از نظر می گذراند. این کار ضمن معرفی خالصه الحقایق در مضمونی ویژه، سبب آشنایی با رویکرد نویسنده و تعیین گفتمان غالب در تألیف کتاب می شود و شناخت دقیق تری نسبت به زمینه مسلط آن فراهم می آورد. روش پژوهش بر مبنای رویکرد معرفت شناختی است. «مقامات طریقت» از منظر دقت های ویژه نویسنده و باتوجه به برخی از آثار منثور فارسی بررسی شد. نتایج نشان داد که هرچند فاریابی در بخش های سه گانه هر فصل از ابواب کتاب، نوعی هم ترازی را در نقل سخنان متشرعه و صوفیه پدید می آورد، اما درنهایت از میان مشرب های اخلاقی، کلامی، شرعی و عرفانی در مسیر گفتمان غالب می رود و تفسیر عرفانی از موضوعات مذکور را بر رویکردهای تشریحی دیگر مرجح می داند و تلاش های وی در تعیین دقیق ترین تعاریف «مقامات طریقت» از نظرگاه عارفان، بر همین معنی دلالت می کند.
۲.

مطالعه تطبیقی شیوه های بازنمایی تجاربِ عرفانیِ صوفیه در مکتب «کشف و شهود» از دریچه نظام گذرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نوشتار صوفیه تجارب عرفانی نقش های زبان فرانقش اندیشگانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی و تکیه بر فرانقش اندیشگانی، به مطالعه شیوه بازنمایی تجارب عرفانی در نوشتارهای صوفیه می-پردازد و در صدد پاسخگویی به این پرسش است که غلبه هر یک از نقش های زبان در این متون چه تأثیری در شیوه به کارگیری فرآیندهای زبانی دارد؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که غلبه هر یک از نقش های زبانی در این متون، به طور مستقیم بر نوع کاربرد فرآیندهای زبانی تأثیر گذاشته و باعث ایجاد تفاوت در بازنمایی تجارب نویسندگان صوفیه شده است. برای مثال در متونی که نقش ترغیبی زبان غلبه پیدا کرده، تحول معناداری از فرآیندهای مادی به فرآیندهای ذهنی ایجاد شده است. در این گونه متون، «تجربه گر» فعال و کنشگر است و اغلب افعال ساختار متعدی و زمان گذشته دارند. بسامد بالای وجه اخباری و گستره های معنایی مؤکد در این متون، نشان از قطعیت در کلام نویسنده دارد. ذهن مخاطب در هنگام خواندن این روایات از مکان و زمان طبیعی خود جدا می شود و با راوی در فضای وقوع تجربه همراه می شود. این شیوه بیانی با تغییر نقش های زبان، نمودهای متفاوتی پیدا کرده است. ویژگی های تجارب عرفانی از قبیل «توصیف ناپذیری»، «زودگذری» و «حالت انفعالی» نیز به موازت نقش های زبان، از دیگر عوامل تعیین کننده در شیوه بازنمایی این تجارب به شمار می روند. نویسندگان صوفی تحت تأثیر این ویژگی ها است که از توصیف دقیق موقعیت و کیفیت تجارب بازمی مانند. بیان رمزی، بسامد بالای فرآیندهای ذهنی، عدم توجه به جزییات دقیق فرآیندها و غیر ملموس بودن عناصر پیرامونی، حاصل نمود این ویژگی ها در نوشتار صوفیه هستند.
۳.

تأثیر نظام آموزشی کالج علیگره بر جامعه مسلمان هند در قرن نوزدهم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شبه قاره هند سرسیداحمد خان علیگره نظام آموزشی استعمار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۳۹
مسلمانان شبه قاره هند از سده هجدهم میلادی و آغاز دوره استعمار و بروز شرایط جدید اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، ابتدا به مبارزات سیاسی روی آوردند؛ اما در ادامه بر فعالیت های فرهنگی متمرکز شدند. در میان پایوران مسلمان، سِر سید احمد خان که شهرتش برپایه رویکرد اصلاح فرهنگی و تأسیس کالج شرقی در آن سرزمین بود، با شناخت عمیقی که از جامعه هند و نیز خطر انحطاط اسلام در هند داشت، در سال ۱۸۷۵ میلادی راه حل توقف انحطاط مسلمانان در هند را ترویج دانش و توسعه علم به مثابه ابزاری کارآمد در رفع سلطه استعمار انگلیس دانست. او راه برون رفت از بحران انحطاط را در تأسیس نهاد آموزشی علیگره و فراهم آوردن بسترهای علمی در هند، جست وجو می کرد. حال، هدف اصلی پژوهش حاضر این است که بتوان دریافت که رویکرد علمی-فرهنگی کالج علیگره چگونه بود و اینکه ساختار آموزشی آن چه تأثیری بر پویایی فرهنگی این نهاد علمی گذاشت و آیا این کالج از مقبولیت عمومی نزد مسلمانان هند برخوردار شد؟ بنیان گذار کالج علیگره در طراحی نظام آموزشی، برنامه ریزی درسی، شیوه های تدریس و آموزش به زبان انگلیسی و اردو، توجه به مدارس انگلیسی را در اهداف اصلاحی خود گنجانده بود. او علاوه بر آموزش کتاب های درسیِ برگرفته از علوم جدید در غرب، تأکید بر متون فقهی داشت. گرچه این کالج به دلیل ناهمخوانی با فرهنگ دینی عامه مردم، نتواست مقبولیتی در میان عامه مسلمانان هند کسب کند، توانست به عنوان مدرسه ای نوگرا در هند، طی سالیان متمادی فعالیت داشته باشد. 
۴.

بررسی بازتاب فرهنگ هند و ایران در تزئینات لباس بانوان هند و بلوچ (مطالعه موردی: رودوزی های هند و بنارسی دوزی های بلوچ)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: لباس زنان هندی لباس بنارسی بلوچی رو دوزی ایران هند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۲۹
ایران و هند دارای تاریخ و فرهنگی غنی در زمینه دوخت های سنتی هستند. این دو سرزمین در ادوار مختلف تاریخی با هم ارتباطاتی داشته و این موضوع باعث تأثیرپذیری آن ها از هم در هنرهای مختلف ازجمله گلدوزی شده است. شناسایی زری دوزی های هند و بنارسی دوزی های بلوچستان، دسته بندی نقوش، نحوه ترکیب بندی طرح ها، معرفی انواع تکنیک های دوخت و تأثیرپذیری فرهنگی این دو سرزمین در زمینه تزئینات پوشاک، از اهداف این پژوهش هستند. پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تاریخی و تطبیقی درپی پاسخ به این پرسش هاست که برای تزئین لباس های تزئین شده هند و بنارسی دوزی های بلوچستان از چه تکنیک هایی استفاده شده است؟ ترکیب بندی نقوش در این رودوزی ها به چه صورت است؟ بین نقوش تزئینی کارشده روی این لباس ها چه اشتراکات و افتراقاتی موجود است؟ همچنین اطلاعات پژوهش به صورت کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 8 نمونه از لباس های بانوان بلوچ و هند با رودوزی های لاکنو، دهلی، بنارس، گجرات هند، چابهار و کراچی بلوچستان است. نتایج نشانگر آن است که در این دو سرزمین، اشتراکات بسیاری در نقوش، تکنیک های دوخت، نحوه نقش پردازی و اجرای نقوش و همچنین مواد اولیه برای تزئین لباس بانوان وجود دارد. نقوش در هند در اکثر موارد دارای فلسفه و مفهوم اجتماعی، تاریخی، اعتقادی و اسطوره ای است؛ درحالی که در پوشاک بلوچستان، تزئینات فقط جنبه زیبایی داشته و مفهوم خاصی را حمل نمی کنند. نقوش هندسی و گیاهی، بالاترین کاربرد را در بلوچستان داشته؛ اما در هند علاوه بر آن، نقوش حیوانی و انسانی هم رایج است.  
۵.

جدال هم افزایِ تخیلات واقع گرا؛ بررسی گزاره های رئالیسم جادویی در دور رمان کافکا در کرانه اثر موراکامی و شجره العابد اثر عمار علی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رئالیسم جادویی هاروکی موراکامی رمان کافکا در کرانه عمار علی رمان شجره العابد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۴
نمادهای واقعی تخیُّل گریز بوده و مفاهیم و صور انتزاعی نیز به صورت بنیادین پیوندی با نمادهای رئالیستی ندارند، اما محمل ادبیات آوردگاهی است که این دو سویه ناهمگون از تأملات منطق گریز را واجد پیوندی ناگسستنی می کند، به گونه ای که گاه مرز میان آنها قابل تشخیص نیست، بخصوص در مؤلفه هایی چون رازگونگی، پوچ گرایی، فضای وهم آلود، دگردیسی و مسخ شدگی و تا حدودی صوفی گری. شاید شرایط سیاسی و اجتماعی موجود در جوامع نکبت زده جهانی، نویسندگان را به این سبک فراخوانده و باعث شده نویسنده با زبانی رمزگونه و تلفیق نمادین واقعیت وخیال، واقعیت های جامعه را به تصویر کشد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی مؤلفه های رئالیسم جادویی در دو رمان شجره العابد از عمار علی و « کافکا در کرانه » از موراکامی پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عناصر وهم وخیال، تنهایی، اوضاع سیاسی-اجتماعی، سکوت و بایکوت اختیاری، حضور موجودات فراحسی، ورازگونگی وپوچ گرایی در این دو رمان استعمال شده است. عناصری چون استحاله و دگردیسی و صوفی گری تنها در رمان شجره العابد، و مؤلفه هایی چون پوچ گرایی وفضای متعفن فقط در رمان کافکا کاربرد داشته است. برجسته ترین این مؤلفه ها در شجره العابد ترسیم فضای تعفن آلود و جنبه متصوفانه بوده، و مؤلفه های برجسته رمان کافکا تقابل، پوچ انگاری و رازگونگی بوده است. عمار علی به اوضاع نابسامان جامعه، مسائل اجتماعی و نمادهای عرفانی پرداخته است، اما موراکامی به مسائل انسانی در جامعه خود از جمله به تنهایی، پوچی ومرگ ومسائل فرهنگی اشاره کرده است. گاه نیز اشارات فراواقعی موراکامی قهری، انقباضی، انزواطلبانه و از روی اعتماد به عناصر مادی بوده، در حالیکه نگاه غالب در نزد عمار علی  انبساطی، خودخواسته، غیرمادی وعاطفه محور بوده است.
۶.

ارزیابی دخل و تصرف در ترجمه کتاب صهیونیسم و خشونت بر اساس طرح نظام مند لمبرت و گورپ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صهیونیسم خشونت عبدالوهاب المسیری سید عدنان فلاحی مطالعات ترجمه لمبرت فان گورپ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۰
ترجمه، فرآیندی است مبتنی بر بازآرایی متن که در پرتو روش ها و سبک های ویژه ی مترجم، ممکن است ترجمه ای خاص نسبت به دیگر ترجمه ها مقبولیت افزون تری بیابد. پیوند ژرف و ناگسستنی ادبیات و فرهنگ فارسی و عربی، سبب پدیدار شدن انبوهی از متون ترجمه شده میان این دو زبان گردیده که بستری غنی برای پژوهش های ترجمه شناسی فراهم می آورد. کتاب « الصهیونیه و العنف من بدایه الاستیطان إلی إنتفاضه الأقصی » اثر عبدالوهاب المسیری، اندیشمند برجسته ی مصری و صهیونیسم پژوه، از مهم ترین آثار این نویسنده به شمار می رود که فصول چهارم تا هفتم آن توسط سیدعدنان فلاحی به فارسی ترجمه شده است. در گستره ی کنونی مطالعات ترجمه، نقد ترجمه بر آن است تا با سنجش ترجمه در قیاس با متن مبدأ، کیفیت آن را ارزیابی و عملکرد مترجم را واکاوی نماید. در این میان، الگوی خوزه لمبرت و هندریک فان گورپ با عنوان «مکتب دخل و تصرف یا دستکاری»، که در زمره ی مطالعات توصیقی ترجمه جای می گیرد، از الگوهای راهگشا محسوب می شود. این الگو با تکیه بر چهار محور «داده های مقدماتی»، «سطح کلان»، «سطح خرد» و «بافت نظام مند»، در پی یافتن روش هایی کارآمدتر برای توصیف فرآیند ترجمه و تعیین هنجارهای رفتاری مترجم در مواجهه با فرهنگ و متن است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، درصدد ارزیابی و سنجش راهبردها و عملکرد مترجم در ترجمه ی یادشده، شناسایی دخل وتصرف های اعمالی و تبیین چگونگی انتقال اطلاعات است. با توجه به گستردگی متن اصلی، پیکره ی پژوهش به فصول چهارم تا هفتم محدود گردید. یافته ها حاکی از آن است که فلاحی بر پایه ی الگوی یادشده، ترجمه ای عمدتا تحت اللفظی و نارسا ارائه نموده که در فرآیند انتقال، لغزش هایی نیز در آن مشاهده می شود. همچنین، تحلیل جامع در سطح «بافت نظام مند» - به عنوان آخرین مرحله ی الگو - نشان می دهد که هنجارهای آغازین و عملیاتیِ حاکم بر متن مقصد، در تبیین رفتارها و راهبردهای مترجم نقشی تعیین کننده ایفا کرده اند.
۷.

تحلیل تطبیقی بازنمایی طبیعت و نمادپردازی های مرتبط در شعر فرخی سیستانی و دو فو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرخی سیستانی دو فو طبیعت نمادپردازی ادبیات تطبیقی مطالعات بینافرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
شعر، به دلیل ایجاز زبانی و قابلیت های بازنمایی تصاویر با نمادپردازی و بهره مندی از عناصر خیال، بستر مناسبی برای تحلیل تطبیقی نظام های زیباشناختی و فرهنگی به شمار می رود. از آنجا که در بسیاری از سنت های شعری، به ویژه در حوزه های کلاسیک، طبیعت به عنوان عنصری زیباشناختی و نمادین نقش برجسته ای دارد، مطالعه تطبیقی تصویرپردازی طبیعت در سنت های شعری مختلف می تواند به شناخت مؤلفه های فرهنگی و زیباشناختی آن ها یاری رساند. پژوهش حاضر به بررسی نحوه بازنمایی عناصر طبیعی در اشعار دو شاعر شاخص از دو نظام ادبی و فرهنگی متفاوت—فرخی سیستانی از ایران و دو فو از چین—می پردازد. انتخاب این دو شاعر به دلیل جایگاه ممتاز آن ها در ادبیات کلاسیک و همچنین حضور پررنگ عناصر طبیعت در شعر ایشان صورت گرفته است. با وجود تفاوت ها در زمینه های تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و... هر دو شاعر از عناصر طبیعی بسیار بهره برده اند که برخی از آنها چون «خورشید»، «ماه» و «گل» و مانند آن از نظر بسامد شاخص تر است، و می تواند برای این پژوهش تطبیقی از زاویه بلاغت ادبی و عناصر زیبایی شناسی در شعر مورد مطالعه قرار گیرد. دو فو از طبیعت به عنوان ابزاری برای بازتاب اندوه، ناپایداری و تجربه های فردی–اجتماعی بهره می گیرد؛ در حالی که فرخی طبیعت را در خدمت ساخت تصویری باشکوه از نظام سلطنتی و به عنوان ابزاری برای پربار کردن مضمون مدح  به کار می برد. این مقاله تلاش دارد با تکیه بر خوانش دقیق و تحلیل تطبیقی، نشان دهد که بازنمایی طبیعت چگونه می تواند بازتابی از نگرش فرهنگی، جهان بینی و ساختار عاطفی در دو سنت شعری متمایز باشد.  
۸.

جست وجویی در منابع تأثیرپذیری شاعران دوره مشروطه در موضوعات صوفیانه و زهدآمیز از شاعران سبک عراقی(با تأکید بر شعر خاقانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مشروطه عرفان و تصوف خاقانی شاعران مشروطه تأثیرپذیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۷۴
تصوّف در دوره مشروطه، نظام اجتماعی فعّالی نیست. از آنجایی که دوره مشروطه، دوره شور انقلاب و آزادی خواهی است؛ جامعه ایستای ایرانی در این دوره به سبب آشنایی با فرهنگ غرب، تکانی به خود داده و در مسیر مدرنیته گام برداشته است. شعر فارسی نیز چون جامعه ایرانی در تلاش است کسوتی نو پوشد و نوگرایی در مفاهیم را محور حرکت به سمت مدرنیسم قرار دهد و در همگامی با حرکت انقلابی مردم از آنچه متعلّق به سنّت است تبرّی جوید. درواقع، عرفان در این دوره در کشاکش انقلاب های مردمی، رنگ باخته است. اگر نوری کم رنگ از آموزه های عرفانی در این دوره دیده می شود ریشه در سنّت و تأثیرپذیری شاعران این دوره از گذشتگان و بالاخص شاعران سبک عراقی دارد. در این میان، شاعران سنّت گرای اواخر قاجار و عصر مشروطه بیش از همه از خاقانی که مضامین عرفانی از عناوین اصلی مضامین شعری او و زمینه های سخن اویند متأثّر شده اند. بر این اساس این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، عرفان گرایی را با تأکید بر تأثیر از خاقانی مورد مطالعه قرار داده و جلوه های عرفانی اشعار ادیب پیشاوری، ادیب الممالک فراهانی، قآانی شیرازی و محمدتقی بهار را در موضوعاتی چون «زهد و دنیاگریزی»، «فقر»، «عزلت»، «استغناء»، «اهمیت جان (روح)» و «فلسفه ستیزی» بازکاویده است. نتایج پژوهش حاضر نشان از تأثیرپذیری شاعران موضوع پژوهش در بازتاب مفاهیم عرفانی از خاقانی دارد.
۹.

ترجمان سکوت عرفانی از زبان هوش مصنوعی (مواجهه ربات چت جی پی تی با سکوت عرفانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی ربات چت جی پی تی عرفان سکوت عرفانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۷
هوش مصنوعی به ربات هایی گفته می شود که توان اجرای وظایفی را دارند که برای اجرای آن کنش ها نیاز به هوش انسانی است. یکی از کارکردهای این ماشین های هوشمند -که گاه فراتر از هوش انسانی ظاهر می شوند- تحلیل و تفسیر متون است. از سویی، قلمرو عرفان، ساحتی است رازناک، مبهم و رمزآلود؛ و ورود به این اقلیم ملزوماتی را می طلبد که پژوهنده از داشتن هوش مناسب برای شناخت و پرداخت آنها ناگزیر است. جستار حاضر که با روش توصیفی-تجربی نوشته شده است، می کوشد تا با ارائه مطالبی حاوی «سکوت عرفانی» به مثابه داده ورودی به ربات مدرن « چت جی پی تی »، به سنجش و مواجهه پردازش های این ربات با موضوع یادشده بپردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که ربات چت جی پی تی از ساحت عرفانی متن و تفکیک آن از دیگر حوزه ها (ساحت غنایی، حماسی و...) شناخت کافی دارد؛ یعنی در تفسیرها، پس از پردازش داده ها و دریافت این نکته که متن به حوزه عرفان مربوط است، می کوشد تا آن را براساس مفاهیم عرفانی تجزیه و تحلیل کند. شناخت دقیق و درست اصطلاحات عرفانی، دیگر توانمندی ربات هوشمند است. همچنین، تسلط این ابزار هوشمند در فهم زبان رمزی، شناخت بُعد ادبی و لایه های زیرین متن که بیشتر در قالب نمادها نمود می یابند نیز درخور توجه است. با این توضیحات و ازآنجایی که هوش مصنوعی به مرور خود را تقویت و ترمیم می کند، چندان دور نیست که به دستیاری این ابزارهای مدرن و هوشمند، افق های نوینی در بحث پردازش و فهم متون عرفانی بر مخاطبان این حوزه گشوده شود.
۱۰.

نقد ترجمه متون عرفانی مبتنی بر هوش مصنوعی و ترجمه انسانی براساس روش ماندی (مطالعه موردی کتاب اللمع فی التصوف)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی عرفان ترجمه معادل یابی خطا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۲
با ظهور و گسترش هوش مصنوعی در حوزه ترجمه، این پرسش مطرح می شود که هوش مصنوعی تا چه اندازه در ترجمه موفق است و آیا می تواند جایگزین مترجم انسانی شود. در این پژوهش با استفاده از روش تطبیقی ماندی، دو ترجمه فارسی کتاب اللمع فی التصوف بررسی شده و خطاهای آن ها شناسایی شده است. این خطاها عبارت اند از: قرائت نادرست متن، استفاده نادرست از واژه نامه ها در معادل یابی درست، بی توجهی به بافت متن در معادل یابی، ناآشنایی با مصطلحات تخصصی عرفانی اسلامی و نیز فهم نادرست متن. سپس، همان جملاتی که مترجم انسانی به اشتباه ترجمه کرده است، برای ارزیابی به هوش مصنوعی داده شده است. بررسی نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی توانسته است ترجمه ای پذیرفته شده ارائه دهد. این پژوهش برخلاف تصور عامه که هوش مصنوعی را فاقد توانایی لازم در ترجمه می دانند، نشان می دهد که درحال حاضر این فناوری، به ویژه برای زبان هایی مانند فارسی و عربی که ازنظر رایانشی کمتر بدان ها توجه شده است، از قدرت کافی برای ترجمه برخوردار است. براساس یافته های این پژوهش، به مترجمان، به ویژه تازه کارها، پیشنهاد می شود که هوش مصنوعی را به عنوان ابزاری مؤثر در فرایند ترجمه نادیده نگیرند و از آن بهره برند.
۱۱.

تحلیل کانونی سازی در فیلمنامه روز واقعه نوشته بهرام بیضایی و فیلمِ شهرام اسدی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: کانونی سازی روز واقعه بیضایی اسدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
تحلیل کانونی سازی در فیلمنامه روز واقعه نوشته بهرام بیضایی و فیلمِ شهرام اسدی چکیده این پژوهش با رویکرد روایت شناسی ژرار ژنت در مبحث کانونی سازی و نظریه مکمل مایکل تولان درباره وجوه سه گانه کانونی سازی به مقایسه فیلمنامه روز واقعه نوشته بهرام بیضایی و فیلم اقتباسی شهرام اسدی می پردازد. مسئله اصلی تحقیق این است که دو رسانه نوشتاری و سینمایی چگونه از طریق کانونی سازی داستان را روایت کرده اند. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است و داده ها از بررسی صحنه ها و گفت وگوهای اصلی دو متن استخراج شده است. نتایج نشان می دهد در فیلمنامه  روز واقعه، کانونی سازی بیشتر بر پایه گفت وگوهای پرسش محور، جابه جایی مداوم میان کانونی سازی بیرونی و درونی، و ارجاعات مکرر به پیش واقعه ها شکل گرفته است. این شیوه، شخصیت شبلی را در مسیر تردید تا کشف حقیقت در مرکز توجه قرار می دهد. در مقابل، فیلم «روز واقعه» با بهره گیری از زبان تصویر، نمادهای بصری (مانند بیابان و راه های بی انتها) و میزانسن های آیینی، کانونی سازی را از سطح گفتار به سطح دیداری منتقل کرده است. بدین ترتیب، فیلم بر تنهایی و سرگشتگی شبلی تأکید بیشتری دارد و تجربه عاطفی و حسی مخاطب را پررنگ تر می سازد. در مجموع، مقایسه دو رسانه نشان می دهد که فیلمنامه بیش از هر چیز به تحلیل مفهومی و ایدئولوژیک واقعه متکی است، در حالی که فیلم با استفاده از امکانات سینما، کانونی سازی را به عرصه ادراک حسی و تجربه بصری می کشاند و بدین گونه، تأثیر عاطفی و دراماتیک روایت را به واسطه درهم تنیدگی بیشترِ کانونی سازی بیرونی و درونی، افزایش می دهد.
۱۲.

تحلیل جهان مطلوب بوستان سعدی بر اساس نظریه انتخاب ویلیام گلاسر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل محتوای کیفی جهان مطلوب بوستان سعدی نظریه انتخاب ویلیام گلاسر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۲۹۱
از دیرباز، جهان مطلوب، به عنوان تصویری از جامعه مورد تأکید فلاسفه و دانشمندان قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل جهان مطلوب از دیدگاه گلاسر و بررسی تطبیقی آن با جهان مطلوب بوستان سعدی بود. این پژوهش، از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی؛ و از نظر ماهیت داده ها، کیفی بود. بر این اساس، ابتدا، از طریق روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار، آموزه های جهان مطلوب گلاسر استخراج شد. سپس، از طریق کدگذاری استقرائی و قیاسی به تحلیل اطلاعات اقدام شد. نتایج نشان داد، مدیریت و رهبری، مهربانی، اختیار و آموزش و یادگیری، عوامل جهان مطلوب گلاسر هستند. این عوامل، به ترتیب معادل باب های عدل و تدبیر و رای، احسان، رضا و در عالم تربیت بوستان سعدی هستند. بر این اساس، در یک چشم انداز کلی، نتیجه گیری شد، تلفیقی از دیدگاه سعدی و گلاسر برای تربیت در ساحت های شناختی، عاطفی، اخلاقی، جسمانی و اجتماعی به کار بسته شود.
۱۳.

افلاک در فرهنگ عامه در لیلی و مجنون و خسرو و شیرین میرمحمد امین شهرستانی از دیدگاه بن هم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرهنگ عامه باورعامه افلاک لیلی و مجنون خسرو و شیرین میرجمله روح امین دکتر بن هم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۴۶
در فرهنگ وباورعامه افلاک و سیارات در زندگی انسان تأثیربسزایی دارند. در ستاره شناسی و طالع بینی دکتر ویلیام بن هم نیز توجهی مؤکد به اجرام آسمانی و اثرگذاری آن در زندگی آدمی شده است. میرمحمدامین شهرستانی اصفهانی (981- 1047 ه.) متخلص به روح الامین و میرجمله از شاعران قرن دهم هجری است. وی یکی از نظیره سرایان عهد صفوی است که به تقلید از نظامی گنجوی، دو منظومه غنایی خسرو وشیرین و لیلی و مجنون را پدید آورد. مقاله حاضر به منظور بررسی و تحلیل عناصر فرهنگ و باورعامه درباب نجوم و تاثیر افلاک از دیدگاه بن هم، در لیلی و مجنون و خسرو وشیرین میرجمله به شیوه کتابخانه ای و به شکل توصیفی-تحلیلی نوشته شده است و به این پرسش اصلی پاسخ می دهد که کدام تیپ ِشخصیتی از دید بن هم در دو منظومه غنایی مذکور بسامد بالایی دارند؟ براساس دستاورد تحقیق، نجوم و تاثیر سیاره عشق یعنی ناهید(ونوس) بیشترین بسامد را در این دو منظومه عاشقانه دارا هستند.
۱۴.

هستی شناسی انسان در شاهنامه و مهابهاراتا بر بنیاد نیکی و بدی اسطوره(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسطوره انسان شاهنامه مهابهاراتا نیکی بدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۵۹
یکی از موارد مهم در هستی شناسی انسان در اسطوره، بنیاد نیکی و بدی است. همواره نیروهای بدی و نیکی در جدال با هم هستند و سرانجام نیروی نیکی بر بدی پیروز شده است. بر این اساس، آفرینش انسان، زندگی انسان در جهان، ارتباط او با هستی و فرجامش قابل تفسیر است. در این مقاله، بخش اساطیری شاهنامه فردوسی با مهابهاراتا در این موضوع به شیوه توصیفی-تحلیلی، بررسی تطبیقی شده است. نتایج بررسی، مشابهت را نشان می دهد؛ چنانکه در هردو اثر، بنیاد نیکی و بدی، بر هستی پذیری و آفرینش انسان، اهداف آفرینش انسان، روابط انسان درون خانواده و سطح ملی تأثیر گذاشته است. نیروهای بدی به صورت دیو، اهریمن یا شخصیت های اهریمن صفت، پیوسته در جدال با نیروهای نیکی قرار گرفته اند؛ سرانجام باتوجه به اهداف آفرینش انسان در اسطوره، نیروهای نیکی پیروز می شوند. جدال کیومرث با اهریمن، فریدون با ضحاک و نیز تورانیان و ایرانیان در شاهنامه، درمقابل جدال کوران و پاندوان در مهابهاراتا، نمونه مشخص و مشابهی بوده که به واسطه مطالعه آن، ساختار هستی شناسی انسان بر بنیاد نیکی و بدی، نمایان می شود. در این تشابه، پاندوان و ایرانیان با ذات نیک آفریده شده اند و هدف از آفرینش آن ها مبارزه با نیروی بدی است و اگرچه مدتی بدی چیره شده؛ سرانجام هردو پیروز می شوند و دوره نیکی آغاز می شود.  
۱۵.

دلایل و تأثیرات مهاجرت شعرای فارسی زبان به دربار گورگانیان هند در دوره صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صفویه گورکانیان هند شعرای فارسی زبان مهاجرت دلایل و تأثیرات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۵۰
مهاجرت طبقات مختلف به ویژه گروه های فرهنگی به سرزمین های هم جوار ایران همچون عثمانی، ماوراءالنهر و هند، در دوره صفویه به ویژه با روی کار آمدن گورکانیان رونق گرفت. در این میان، حضور شعرای فارسی زبان از عوامل مهم رواج زبان و ادبیات فارسی در هند بود. دلایل گوناگونی چون اعتقادات مذهبی برخی از سلاطین صفوی، عدم توجه به شعر و اشعار بزمی توسط برخی از سلاطین صفوی و از طرف دیگر، علاقه و اهتمام دربار گورکانی به ادبیات و شعر فارسی را از دلایل مهاجرت شعرای فارسی زبان به دربار گورکانیان هند دانسته اند. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی و برمبنای مطالعه کتابخانه ای با رویکرد تاریخی و با طرح این سوال که این مهاجرت ها چه دلایلی داشته و چه تأثیراتی بر ساختار جامعه ایران (عصر صفوی) و هند( دوره گورکانی) نهاده، به بررسی دلایل مهاجرت و مهم تر از آن، تأثیرات این جریان فرهنگی در جامعه صفوی و گورکانی می پردازد. نتیجه بررسی نشان می دهد مؤلفه های جذبی و دفعی به موازات یکدیگر در تسریع روند مهاجرت شعرا نقش داشته اند. بااین حال در بررسی تأثیرات این مهاجرت ها بر ساختار دو جامعه یادشده، بیشترین تأثیرگذاری این جریان، حول موضوعات فرهنگی و اجتماعی است. نتیجه نهایی مقاله توجه به مؤلفه های فرهنگی به عنوان حلقه مشترک دلایل و تأثیرات مهاجرت شعرای صفویه به دربار گورکانیان هند است.  
۱۶.

ارائه چارچوب تعامل با گفت وگوگرهای مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ در تفسیر غزلیات عرفانی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چارچوب راهنما غزلیات عرفانی فارسی ابزار گفت وگوگری مدل های زبانی بزرگ هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۳
بهره گیری از توانمندی ابزارهای توسعه یافته مبتنی بر هوش مصنوعی (مدل های زبانی بزرگ) برای تفسیر و رمزگشایی از زوایای پنهان اشعار عرفانی فارسی، موضوعی مهم است که به دلیل رمزآمیختگی و پیچیدگی های زبانی، کمتر بدان پرداخته شده است. در این مقاله، چارچوبی راهنما برای تعامل با ابزارهای گفت وگوگر هوشمند مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ که امکان دستیابی به معانی معتبر از غزلیات عرفانی فارسی را فراهم نماید، ارائه شده است. این چارچوب براساس دو فرض طراحی شده است؛ نخست، فرضِ رمزی بودن و به اشارت بیان شدنِ مطالب در غزلیات عرفانی و دوم، فرضِ التزام کامل غزل سرا به قواعد دستوری و صنایع ادبی زبان فارسی است. بنابر چارچوب پیشنهادی، راهنمایی گام به گام برای سازماندهی نظام مند به خواسته های ورودی کاربر در تعامل با ابزارهای مذکور با عنایت به ساختار دستوری، صنعت ادبی، واژه محوری، جست وجو و تناظریابی در آیات و روایات معتبر پیشنهاد شده است. اعمال فرایندهای طراحی شده در چارچوب پیشنهادی در تعامل با دو ابزار گفت وگوگر نشان می دهد که چارچوب راهنمای پیشنهادی توانایی لازم برای تفسیر ابیات غزل عرفانی زبان فارسی را دارد و می تواند مبنایی برای گفت وگوگری مؤثر باشد تا کاربر به نتیجه مطلوب خود دست یابد.
۱۷.

کارکرد انتقادی درونمایه در رمان های مهاجرت اولاد الغیتو اسمی آدم از الیاس خوری و همنوایی شبانه ارکستر چوب ها از رضا قاسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات داستانی مهاجرت درونمایه انتقادی اولاد الغیتو اسمی آدم همنوایی شبانه ارکستر چوب ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۸
پدیده مهاجرت، یکی از بزرگترین تجربه های بشری از دیرباز بوده است؛ اما نگرش به آن در دوران معاصر، بانگریستن به وضعیت انسان  تغییر نموده است و ابعاد معنایی متفاوتی دارد؛ به ویژه  نمود آن در ادبیات مهاجرت داستانی، تصویری از تنش و چالش میان شخصیت ها با سنت ها، هنجارها و سیاست های حاکم در دو سرزمین مبدأ و میزبان است. از این رو در آثار   داستانی مهاجرت می توان با نگاهی رئالیستی انتقادی، بازتابی از تجربه ای عینی و دقیق از واقعیت را با نگاهی به مسائل و معضلات اجتماعی انسان در عصر جدید یافت. همین امر ضرورت پژوهش های تطبیقی و همسان نگر در حوزه ادبیات مهاجرت را می طلبد تا لایه های پنهان آن را هویدا سازد. این پژوهش با هدف بررسی کارکرد انتقادی درونمایه دو رمان نام آشنای ادبیات عربی و فارسی اولاد الغیتو اسمی آدم از الیاس خوری 1 و همنوایی شبانه ارکستر چوب ها از رضا قاسمی  در پی آن است تا درون مایه مطرح شده در دو رمان را که منجر به گفتمانی انتقادی گشته است را با رویکردی رئالیسم انتقادی واکاوی نماید. این جستار  با روش توصیفی و تحلیلی و بر بنیان مکتب تطبیقی آمریکایی، کارکرد انتقادی درونمایه را مورد بررسی قرار داده است و دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که موضوعات انتقادی همسان در دو رمان، شامل مسائل سیاسی، سازه های استعماری و نقش روشنفکران است. در رمان اولاد الغیتو این موضوعات با تأکید بر زمینه های تاریخی و بازنمایی واقعیت های اجتماعی مطرح شده اند، در حالی که در رمان همنوایی به شکلی نمادین و تمثیلی به مسأله استعمار پرداخته شده است.از موضوعات اجتماعی مطرح در دو رمان، مسأله گم شدگی و حاشیگی مهاجران است که در رمان اولاد الغیتو،  مسأله ای فراتر از گمشدگی مهاجر مطرح شده است و به موضوع فلسطینیانی که در حاشیه تاریخ گم شده اند پرداخته است. در رابطه با مسائل فرهنگی، دو نگاه متفاوت در پیوند با هویت دینی در دو رمان دیده می شود.
۱۸.

تبیین رابطه خدا با انسان در آثار منظوم و منثور ملاصدرا و اسپینوزا: از فلسفه تا ادبیّات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ملاصدرا اسپونزا خدا انسان جهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۳
اسپینوزا و ملاصدرا، از جمله فیلسوفان برجسته ای هستند که با رویکردهای متفاوت به مسئله شناخت مستقیم خداوند پرداخته اند. یکی از نقاط تمایز مهم در اندیشه اسپینوزا و ملاصدرا، مفهوم بی نهایت و ذات در فلسفه آنهاست. اسپینوزا، که به شدت تحت تأثیر عقل گرایی و ماتریالیسم فلسفی بود، معتقد است که دانش بی واسطه تنها از طریق شناخت نسبی امکان پذیر است و حقیقت این نوع معرفت در ارتباط آن با نسبیت نهفته است. در مقابل، ملاصدرا که به سنت فلسفی اسلامی تعلق دارد، بر این باور است که شناخت مستقیم خداوند محدود به ذات و وجود مخاطب است و این شناخت، فراتر از هر گونه ادراک حسی و عقلانی، در سطحی از وجود تحقق می یابد که بالاترین مرتبه دانش و معرفت محسوب می شود. نویسنده در این پژوهش با شیوه اتوصیفی - تحلیلی به بررسی ارتباط خدا با انسان از دیدگاه ملاصدرا و اسپینوزا پرداخته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که از منظر ملاصدرا، علم بی واسطه به خداوند یک معرفت وجودی است که بر اساس وحدت وجود و شناخت مستقیم از طریق حضور و شهود به دست می آید.. در مقابل، اسپینوزا بر این باور است که معرفت بی واسطه از طریق ادراک شهودی از یکپارچگی طبیعت با خداوند حاصل می شود. در نهایت، مقایسه دیدگاه های اسپینوزا و ملاصدرا نشان می دهد که هر یک از این دو فیلسوف، با توجه به نظام فلسفی خود، به نوعی شناخت بی واسطه خداوند رسیده اند که در نهایت، عالی ترین نوع دانش و معرفت را تشکیل می دهد و به نوعی نشان دهنده بالاترین سطح تعامل انسان با حقیقت الهی است.
۱۹.

بررسی تطبیقی مؤلفه های گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گوتیک فضای رمزآلود خشونت تسخیر حکایه الغرفه207 سرطان جن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۳۲
رویکرد سبک گوتیک در هنر و ادبیات ، پرداختن به موضوعاتی؛ مانند وحشت، هراس و دلهره است. این سبک در داستان نویسی با استفاده از شخصیت های عجیب و غریب و با تلفیق عناصر رازآلود با خشونت و به نمایش گذاشتن تصاویر جنایت و محیط های متروکه و خالی از سکنه جایگاه قابل توجهی پیدا کرده است. احمد خالد توفیق (1962-2018م) و رامبد خانلری (1362ش) دو رمان نویس معاصر عربی و ایرانی هستند که آثاری داستانی در حوزه گوتیک به رشته تحریر درآوردند. مجموعه داستانی حکایه الغرفه 207 (2008م) از احمد خالد توفیق شباهت های قابل توجهی در محتوا و ساختار با مجموعه داستانی سرطان جن (1397ش) خانلری دارد. هدف این پژوهش بررسی تطبیقی مؤلفه های گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن است. نتایج حاکی از آن است که اصلی ترین مؤلفه های مشترک گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن به ترتیب اهمیت عبارت است از: شخصیت پردازی، فضای رمزآلود، رخدادهای غیرقابل باور، تسخیر و خشونت. کمیت استفاده از این مولفه ها در هر دو اثر نشان از توجه مشابه هر دو نویسنده به این مولفه ها دارد با این تفاوت که در داستان های حکایه الغرفه 207در بخش شخصیت پردازی و فضاسازی تعمق بیشتری در وحشت ذهن داشته و در مجموعه داستان سرطان جن مولفه خشونت بیشتر از تسخیر نمود داشته است.
۲۰.

روابط فرهنگی و برهم کنش های تمدن های هیرمند و سند در هزاره سوم ق.م. با تأکید بر سفال و مُهر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برهم کنش تمدن هیرمند سیستان باستان دشت سند ع‍ص‍ر م‍ف‍رغ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۳۸
مطالعات باستان شناسی ای که درطی قرن بیستم در دو حوزه تمدن هیرمند و سند انجام شده، مواد همگون و همسانی را آشکار ساخته که حکایت از روابط فرهنگی میان شرق فلات ایران و شبه قاره هند در عصر مفرغ دارد. جستار حاضر به بررسی برهم کنش های میان این دو حوزه فرهنگی، از دیدگاه باستان شناسی می پردازد و تلاش دارد با نشان دادن این مشابهت ها، برخی از زوایای تاریک مناسبات فرهنگی و اقتصادی میان سیستان و دشت سند در روزگار باستان را واکاوی کند. برای دستیابی به این هدف، موادی همچون سفال و مُهر- که از کاوش محوطه هایی نظیر شهرِسوخته در دشت سیستان و محوطه های هاراپایی در حوزه سند کشف شده- با همدیگر مقایسه شده و در اثنای انجام این کار نیز کوشش شده تا دیدگاه های جدیدی که برخی از آن ها حاصل کنکاش های ذهنی نگارنده در این باب است، به آن ها اضافه شود. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که سیستان به دلیل قرارگرفتن در موقعیت جغرافیایی ویژه و در امتداد راه های مبادلاتیِ سنگ های نیمه قیمتی همچون لاجورد، به عنوان یک لولای فرهنگی، نقش فعالی را در پیونددادن سرزمین های هم جوار همچون شبه قاره هند، آسیای مرکزی، بخش های جنوب شرق و غربی فلات ایران، سواحل جنوبی دریای مکران و خلیج فارس و میان رودان ایفا می کرده است. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان