مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
هاروکی موراکامی
حوزههای تخصصی:
هاروکی موراکامی، نویسنده معاصر ژاپنی در داستان های کوتاهش، گرایش عمیقی به بیان مسایل مختلف زندگی انسان در پهنه جهان دارد و در همین راستا، علاقه بسیاری به گشودن رازهای پنهان از شگفتی های ذاتی و عاطفی انسان در تعاملش با خود و دنیای درونی و بیرونیش نشان می دهد؛ او که به گفته خودش، در امر نویسندگی نه بر اساس طرح اولیه بلکه بر مبنای مکاشفه درونی، خط سیر داستان را پیش می برد و معمولا با انتخاب راوی اول شخص، زمام داستان را به الهام درونی و ضمیر ناخودآگاه خود می سپارد، اغلب در داستان های کوتاهش به سراغ درون مایه ای مشابه -و نه لزوما تکراری- رفته است؛ درون مایه مورد پسند موراکامی، نشان دادن معنای عمیق و فراگیر ""جست وجو"" ی دامنه دار و ناتمام در زندگی انسان است؛ این مقاله به روش مطالعاتی تحلیل گفتمان، معنای جست وجو را در آثار موراکامی بازجسته است. نتیجه تحقیق جاکی از آن است که جست وجو به زندگی قهرمانان داستان های او شکل می بخشد و همه موجودیت ذهنی، عاطفی و هویتی آنان را تحت الشعاع خویش قرار می دهد؛ در این داستان ها، جست وجو مفهومی مجرد و تک افتاده نیست بلکه پیوستگی عمیقی با مفاهیم دیگر چون اصالت، فقدان و انتظار و سلوک دارد. در برخی از داستان های موراکامی، جست وجو گاهی چنان لذت و اهمیتی برای شخصیت های داستان می یابد که حتی بر مفهوم ""یافتن"" و ""رسیدن"" پیشی می گیردد و در اولویت نخست حیات آنان قرار می گیرد. معنای جستجو در داستان های موراکامی شباهت هایی با برخی نظریه های عرفانی و فلسفی دارد.
انیمیشن به مثابه اسطوره بررسی اسطوره شناختی انیمیشن های تولید شده در ایالات متحده آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴۵
149 - 166
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی دسته ای از انیمیشن ها و فیلم های لایواکشن تولید شده در استودیوهای ایالات متحده امریکا از دهه 40 میلادی تا زمان حاضر می پردازد. این انیمیشن ها از این جهت از میان نمونه های فراوان انتخاب شده اند که در باکس آفیس با استقبال روبرو شده، یا از جهات دیگر برجسته به شمار می روند، توسط کمپانی های بزرگ تولید شده و نزدیک به هشتاد مورد را در برمی گیرند. فیلم ها از منظر اسطوره شناسی - به معنای مدرن آن- مورد تحلیل محتوای کیفی قرار گرفته اند. در توصیف چیستی اسطوره و ویژگی های آن بیش از همه از آرای رولان بارت و امبرتو اکو استفاده شده است. این خصیصه ها (خشونت زدایی، لذت از تکرارها، فراواقعیت، همان گویی، تبخیر تاریخ، تقلیل گرایی و شیء شدگی) در انیمیشن های مذکور -به عنوان محملی از اسطوره های مدرن- مورد بحث قرار می گیرند.
بازنمایی روان زخم در داستان کوتاه «منظره ای با اتوی چُدنی» اثر هاروکی موراکامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۲۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
503 - 537
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی نحوه ی بازنمایی فرایند روان زخم و پیامدهای آن در داستان کوتاه «منظره ای با اتوی چُدنی» نوشته ی هاروکی موراکامی است. از نظر کروت روان زخم زمانی روی می دهد که رویداد آسیب زا یک لحظه دیرتر و قبل از درک آگاهانه تجربه شود. در حقیقت ذهن آن رویداد را در لحظه تجربه می کند، اما درک نمی کند. درک رویداد آسیب زا تنها در زمان و مکان دیگر و پس از تحمیل های مکرر و ناخودآگاه خاطره ی آن میسر می گردد. روان زخم سازوکار تجربه ی ذهن را نقض می کند و گویی خویشتنِ فرد را می شکافد و به دو نیم تقسیم می کند: نیمه ی قبل از روان زخم و نیمه ی بعد از آن. واکنش افراد مختلف به روان زخم متفاوت است، اما به زعم ژیژک هر نوع رویارویی با رویداد آسیب زا به نتیجه ی واحدی منجر می گردد که همانا خلق سوژه ی پساترومایی است. سوژه ی پساترومایی سوژه ی جدیدی است که با گذشته ی خود بیگانه است. موراکامی در داستان کوتاه مذکور با استفاده از نمادها و جابه جایی زمانی و مکانی به بازنمایی مهمترین فرایند روان زخم و پیامد فقدان انگیزه برای زندگی می پردازد.
مقایسه تطبیقی هستی شناسی در «بوف کور» و «کافکا در کرانه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۴۳
183 - 205
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی آثار مشهور دو نویسنده بزرگ، صادق هدایت و هاروکی موراکامی از دیدگاه هستی شناسی(مرگ و زندگی) است، که تأکید بر دو اثر معروف این نویسندگان به نام های «بوف کور» و «کافکا در کرانه» است، تا شباهت ها و تضادهای بین این دو اثر دریافته شود. روش کار این پژوهش، روش سندی، کتابخانه ای و فیش برداری از کتاب های دو نویسنده، و بررسی محتوای آثارشان و رجوع به منابعی که درباره این موضوع وجود داشته بوده است. ابتدا در مورد عناصر فکری، مطالب به صورت فیش برداری جمع آوری شد و سپس مورد تحلیل قرار گرفت. مطالب مورد تحلیل نشان داد که این دو نویسنده از لحاظ فکری شباهت شان بیش تر از اختلاف شان است. دیدگاه هر دو نویسنده به اگزیستانسیالیسم نزدیک است، زیرا زندگی را فانی و پوچ می دانند، و فضای داستان های آن ها را مرگ، اضطراب، تنهایی، بیزاری و به ویژه بدبینی می سازد. این دو نویسنده داستان های شان را به سبک سوررئالیسم نوشته اند.
جدال هم افزایِ تخیلات واقع گرا؛ بررسی گزاره های رئالیسم جادویی در دور رمان کافکا در کرانه اثر موراکامی و شجره العابد اثر عمار علی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
69 - 94
حوزههای تخصصی:
نمادهای واقعی تخیُّل گریز بوده و مفاهیم و صور انتزاعی نیز به صورت بنیادین پیوندی با نمادهای رئالیستی ندارند، اما محمل ادبیات آوردگاهی است که این دو سویه ناهمگون از تأملات منطق گریز را واجد پیوندی ناگسستنی می کند، به گونه ای که گاه مرز میان آنها قابل تشخیص نیست، بخصوص در مؤلفه هایی چون رازگونگی، پوچ گرایی، فضای وهم آلود، دگردیسی و مسخ شدگی و تا حدودی صوفی گری. شاید شرایط سیاسی و اجتماعی موجود در جوامع نکبت زده جهانی، نویسندگان را به این سبک فراخوانده و باعث شده نویسنده با زبانی رمزگونه و تلفیق نمادین واقعیت وخیال، واقعیت های جامعه را به تصویر کشد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی مؤلفه های رئالیسم جادویی در دو رمان شجره العابد از عمار علی و « کافکا در کرانه » از موراکامی پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عناصر وهم وخیال، تنهایی، اوضاع سیاسی-اجتماعی، سکوت و بایکوت اختیاری، حضور موجودات فراحسی، ورازگونگی وپوچ گرایی در این دو رمان استعمال شده است. عناصری چون استحاله و دگردیسی و صوفی گری تنها در رمان شجره العابد، و مؤلفه هایی چون پوچ گرایی وفضای متعفن فقط در رمان کافکا کاربرد داشته است. برجسته ترین این مؤلفه ها در شجره العابد ترسیم فضای تعفن آلود و جنبه متصوفانه بوده، و مؤلفه های برجسته رمان کافکا تقابل، پوچ انگاری و رازگونگی بوده است. عمار علی به اوضاع نابسامان جامعه، مسائل اجتماعی و نمادهای عرفانی پرداخته است، اما موراکامی به مسائل انسانی در جامعه خود از جمله به تنهایی، پوچی ومرگ ومسائل فرهنگی اشاره کرده است. گاه نیز اشارات فراواقعی موراکامی قهری، انقباضی، انزواطلبانه و از روی اعتماد به عناصر مادی بوده، در حالیکه نگاه غالب در نزد عمار علی انبساطی، خودخواسته، غیرمادی وعاطفه محور بوده است.
دویدن به سمت درون کاوش روان شناختی کتاب «وقتی از دو حرف میزنم، از چه حرف میزنم» نوشته هاروکی موراکامی با رویکرد ذهن و بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
573 - 597
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر از زاویه ای جدید به بررسی اثر هاروکی موراکامی از دو که حرف می زنم، از چه حرف می زنم می پردازد و تلاش شده است بر مبنای دیدگاهی چندوجهی و بین رشته ای و به طور خاص، با تمرکز بر نظریه های ذهن و بدن و رویکرد لاکانی جنبه های گوناگون کتاب بررسی گردد. روش پژوهش، تحلیل تفسیری است. به باور نویسندگان در این کتاب، ذهن و بدن به عنوان دو شخصیت مجزا در نظر گرفته شده اند که در نهایت به هم پیوسته و واحد یکپارچه ای را شکل می دهند. وجه غیرقابل چشم پوشی در این تحلیل، نگاه لاکانی به این اثر است که عمق بیشتری به آن می بخشد. با بهره گیری از روان شناسی سلامت، که نظریه های ذهن و بدن بخشی از آن هستند، چهارچوبی به تصویر کشیده شده است که دونده به دنبال غلبه بر آنها گام می نهد؛ سه توقفگاه که انسان دونده ناگزیر از مواجهه با آنهاست: موفقیت و شکست، مقابله با چالش های زندگی و پیری. این پژوهش نشان می دهد که موراکامی چگونه از دویدن همانند ابزاری برای نظم و انضباط و ساختار استفاده می کند که به هویت او به عنوان نویسنده و فرد کمک کرده و ارتباط عمیقی بین فعالیت های جسمی و خلاقیت ذهنی او ایجاد می نماید.