جستارهای زبانی (پژوهش های زبان و ادبیات تطبیقی)

جستارهای زبانی (پژوهش های زبان و ادبیات تطبیقی)

جستارهای زبانی دوره نهم بهمن و اسفند 1397 شماره 6 (پیاپی 48)

مقالات

۱.

مراحل ساخت معنا در خطبۀ 87 نهج البلاغه از دیدگاه نظریه آمیختگی مفهومی

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۶
نهج البلاغه از شاخص ترین کتب اسلامی است که متن آن دارای ویژگی های زبانی و بلاغی منحصر به فردی است که مفاهیمی عمیق را در خود جای داده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی استعاره و تبیین ویژگی و کارکردهای آن در متن نهج البلاغه ، در چارچوب نظریه آمیختگی مفهومی ( Fauconnier & Turner, 2002 )، یکی از نظریه های متأخر معنی شناسی شناختی است. در این پژوهش با بررسی خطبۀ 87 (معرفی الگوی انسان کامل) که از شاخص ترین خطبه های نهج البلاغه است و از طریق تحلیل ساختار معنی و سازوکار شناختی درک معنی، مراحل ساخت معنی به تصویر کشیده شده و تلاش شده است تا مشخص شود کدام یک از انواع آمیختگی ساخت معنا در این خطبه وجود دارد و شبکه آمیختگی های مفهومی در آن حاصل طی شدن چه مراحلی از مراحل شکل گیری معناست. یافته ها نشان می دهد که در فرازهای این خطبه از تمام انواع آمیختگی مفهومی است فاده شده است و با استفاده از سه مرحلۀ ترکیب، تکمیل سازی و گسترش می توان به معنایی نوظهور دست یافت که هدف کلی آن به دست دادن مقیاسی بشری است تا از این طریق مفاهیم ربوبی برای انسان قابل درک شوند. در نمونه های ارائه شده، استفاده از توانایی خلاق بشری برای بیان مفاهیم انتزاعی از طریق مفاهیم عینی در فضاهای مختلف کاملاً مشهود است.
۲.

رویکرد گفتمان کنشیِ القایی در ادبیات داستانی

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۰
هدف این مقاله واکاوی سازه های ساختاری روایت های کنشی با تکیه بر مثال هایی از ادبیات داستانی فارسی (کلاسیک و معاصر) با رویکرد گفتمان کنشیِ القایی یا مجابی است و از این جهت، نخستین کوشش به شمار می آید. تفحص در ساختارهای روایی ادبیات داستانی فارسی اعم از کلاسیک و معاصر نشان دهندۀ قوانین روایی خاص در سازه های پی رنگ این آثار است که به دسته بندی آن ها در روایت های کنشی با رویکردهای مختلف منجر می شود. فرضیۀ پژوهش حاضر این است که هر داستان از یک نقصان آغاز می شود و تلاش کنشگر/ کنشگران برای برطرف کردن آن و دستیابی به شی ء ارزشی به روش های مختلفی برای ارتباط با ابژه (شی ء ارزشی) صورت می گیرد. حال مسئلۀ پژوهش این است که سازوکارهای روایت های کنشی القایی در ادبیات داستانی فارسی با تکیه بر نمونه هایی از داستان های کلاسیک و معاصر کدام است؟ پژوهش حاضر با مثال هایی محدود (اما دقیق) از ادبیات داستانی فارسی در پی تحلیل رویکردها و سازه های ساختاری نوع گفتمان کنشیِ القایی در ادبیات داستانی است و نتایج آن بیانگر یک ساختار روایی است که کنشگر/ کنشگران برای رسیدن به شی ء ارزشی در پی مجاب کردن کنشگر/ کنشگران هستند و رویکردهای مجاب گر (القاکننده) وجوه مختلفی همچون تشویق، تهدید، چاپلوسی، رشوه، تحریک و رجزخوانی دارند.
۳.

بررسی ارتقای فاعل و تعامل آن با نظریۀ فاز در زبان فارسی

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۲
مسائل متنوعی از جمله جایگاه تولید، حالت، حرکت، جزیره و انجماد با فاعل پیوند خورده است. در این مقاله حرکت فاعل از بند پیرو به بند پایه، با توجه به پدیدۀ حالت بررسی می شود و رویکردهای متفاوت با توجه به اصل انجماد آزموده می شوند. این اصل نشان می دهد که حرکت یادشده حرکتی غیر موضوعی است. از سوی دیگر ، بازبینی مشخصه های فای، بند پایه و نحوۀ تعامل آن با فاعل بند پیرو در چارچوب نظریۀ فاز تحلیل می شود. همچنین، محدودیت های حرکتی حاکم بر این جابه جایی نیز بررسی و نشان داده می شود که نوع محمول بند پایه از لحاظ گذرایی، نامفعولی و مجهول بودن روی این حرکت اثرگذار است. علاوه بر این، ثابت می شود که حرکت یادشده چرخه ای است و چرخه ای بودن این حرکت نیز خود نشان می دهد، افزون بر اینکه حرکت فاعل از بند پیرو به بند پایه حرکتی غیرموضوعی است، هستۀ گروه فعلیِ کوچک نیز هسته ای فازی است.
۴.

بررسی حرکت نحوی پرسش واژه ها در زبان فارسی میانۀ زردشتی بر اساس «اصل نگارش بند» (پژوهشی بر پایۀ دستور زایشی)

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۴۸
در این پژوهش به بررسی و تحلیل حرکت پرسش واژه و نیز حضور و یا عدم حضور پرسش واژه و جزء پرسشی در جمله های پرسشیِ آری - خیر در زبان فارسی میانۀ زردشتی، از دیدگاه رده شناسی زبان ها بر مبنای رفتار پرسش واژه های آن ها که از سوی چنگ ( 1991, 1997 ) ارائه شده است پرداخته می شود. مطابق با «اصل نگارش بند» مطرح شده از سوی چنگ ( 1991, 1997 ) و همچنین پژوهش بیکر ( 1970 ) فقط زبان هایی که دارای جزء پرسشی در ابتدای بند جملات پرسشیِ آری خیر هستند، می توانند مجوزدهندۀ حرکت نحویِ پرسش واژه ها در جملات پرسشی باشند و در صورت عدم وجود جزء پرسشی در ابتدای بند جمله های پرسشیِ آری خیر، پرسش واژه ها در آن زبان ها از نوع ابقایی خواهند بود. این پژوهش به منظور تعیین جایگاه رده شناسیِ زبان فارسیِ میانۀ زردشتی در خصوص چگونگی حرکت و رفتار پرسش واژه های این زبان، بر اساس معیار «اصل نگارش بند» انجام شده و نتیجۀ آن نشان دهندۀ این است که جمله های پرسشی آری – خیر در زبان فارسی میانۀ زردشتی، فاقد هرگونه جزء پرسشی در ابتدای بند خود هستند و همچنین پرسش واژه ها در این زبان از نوع ابقایی هستند و دارای هیچ گونه حرکت نحوی نیستند.
۵.

سیر تطور در نظریه های اصطلاح شناسی: از تحول واژگانی در نظریۀ عمومی تا دگردیسی واحدهای اصطلاح شناختی قالب بنیان

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
«اصطلاح شناسی» قلمروی بینا رشته ای میان رشته هایی همچون زبان شناسی کاربردی، ترجمه شناسی، علوم زبانی، روان شناسی و مهندسی ارتباطات است. در دهۀ اخیر پرسش های بسیاری در زمینۀ مفاهیم، اصول، ارزش ها، چارچوب ها و دامنۀ عملکردی این رشتۀ جدید به وجود آمده است. بنابراین، به پژوهش دربارۀ مؤلفه هایی که در تغییر و تکوین نظریه های توصیفی واژه شناسی ازجمله نظریۀ اصطلاح شناسی عمومی مؤثر بوده، بیش از گذشته توجه شده است. مسئله اینجاست که کدام یک از مجموعه مؤلفه ها سبب شده تا اندیشمندان از نظریه های عمومی اصطلاح شناسی گسسته و به سمت نظریه های ارتباطی اجتماعی و شناختی سوق داده شوند؟ به عبارت دیگر، کدام عامل یا مجموعه عوامل در قطع ارتباط نظریه های اصطلاح شناختی واژه محور و حرکت آن ها به سمت نظریه های قالب بنیان نقش داشته اند؟ به نظر می رسد تفاوت در واحدهای تشکیل دهندۀ معنا در هر یک از نظریه ها و نیز عدم توجه به بافتار و ساختار شکل گیری اصطلاحات علمی و تخصصی در نظریه های عمومی سبب شده است تا هر یک از این نظریه ها، مفاهیم و مفروض های پیشین را به چالش کشد. این مقاله در نظر دارد تا با نگاه به دلایل پیدایش این نظریه ها در بستر تاریخی و نیز با توجه به اصول و مفاهیم حاکم بر آن ها، علل زاویه گیری این نظریه ها با یکدیگر را بر اساس روابط کارکردی میان کلمه، اصطلاح و نحو توضیح دهد و از این رهگذر موارد قوت و ضعف هر نظریه را بیرون کشد. در نهایت، مطالعه های سبب شناختی در روند تکوینی این نظریه ها می تواند هم چارچوب نظری مناسبی برای پژوهشگران زبان های تخصصی فراهم آورد و هم چشم اندازی عملی برای سمت و سوگیری های آتی در گرایش اصطلاح شناسی نظری برای محققان این عرصه مهیا سازد.
۶.

تأثیر بازخورد اصلاحی فرازبانی و بازنویسی بر یادگیری افعال باقاعده و بی قاعده زمان گذشتۀ سادۀ انگلیسی

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۶
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر بازخورد فرازبانی و بازنویسی بر صحت نوشتاری زمان گذشته باقاعده وبی قاعده انگلیسی دانش آموزان ایرانی پرداخت. در این پژوهش شبه تجربی، 56 دانش آموز آذری زبان شرکت کردند. این تحقیق 7 جلسه طول کشید. در جلسۀ اول از تمامی دانش آموزان آزمون تعیین سطح (KET) گرفته شد. سپس هر کلاس به صورت تصادفی به گروه های بازخورد اصلاحی فرازبانی (13 نفر)، بازخورد اصلاحی فرازبانی به همراه بازنویسی (17 نفر)، بازنویسی (14 نفر) و گروه گواه (12 نفر) تقسیم شدند. درجلسۀ دوم، برای ارزیابی عملکرد زمان گذشته دانش آموزان، یک پیش آزمون برگزار شد. از جلسۀ سوم تا ششم از دانش آموزان خواسته شد تا هر جلسه در مدت زمان 20 دقیقه در مورد موضوع تعیین شده، انشای 150 کلمه ای بنویسند. جلسۀ بعد نوشته های دانش آموزان با بازخوردهای مختلف به آن ها بازگردانده شد. زیر خطاهای ساختاری گروه بازخورد اصلاحی فرازبانی خط کشیده شد و توضیح گرامری در بالای آن یادداشت گردید. زیر خطاهای ساختاری گروه بازخورد اصلاحی فرازبانی به همراه بازنویسی نیز خط کشیده شد؛ ولی از آن ها خواسته شد نوشته های خود را بازنویسی کنند. از گروه بازنویسی خواسته شد خودشان خطاهای ساختاری خود را پیدا و نوشتۀ خود را بارنویسی کنند و گروه گواه هیچ نوع بازخوردی دریافت نکردند و بازنویسی انجام ندادند. در جلسۀ هفتم تمامی دانش آموزان پس آزمون و پرسش نامه نظرسنجی را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که گروه بازخورد اصلاحی فرازبانی به همراه بازنویسی نسبت به گروه های دیگر پیشرفت معنی داری در مهارت نوشتاری داشت . بر اساس یافته های پژوهش حاضر به معلمان آموزش زبان توصیه می شود بازخورد اصلاحی مناسب با زبان آموزان مختلف را در کلاس های خود به کار گیرند.
۷.

رده شناسی نظام آغازگر در دو زبان فارسی و ترکی آذری

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
این مقاله در چارچوب «رده شناسی نقش گرای نظام مند» و با تکیه بر تعمیم های رده شناختی متیسن ( 2004 ) کوشیده است، رفتارهای رده شناختی نظام آغازگر دو زبان فارسی و ترکی آذری را که به لحاظ نَسبی به دو خانواده زبانی متفاوت متعلق اند، توصیف و مقایسه کند. به بیانی مشخص تر، این پژوهش تلاش کرده است به این پرسش اساسی پاسخ دهد که با توجه به تعمیم های رده شناختی متیسن، نظام آغازگر و مشخصاً سه زیرنظام « نشان داری آغازگر » ، « گزینش آغازگر » ، و « نوع آغازگر » در زبان فارسی چه تفاوت ها و شباهت هایی با آن نظام ها در زبان ترکی آذری دارند. مطالعه حاضر نشان داد که دو زبان فارسی و ترکی آذری 1) دارای ساخت آغازگری پایان بخشی تقریباً همانند هستند، 2) با آغازگرهای بی نشان و نشان دار به یک شکل برخورد می کنند، 3) افزون بر آغازگر ساده، دارای آغازگر چندگانه نیز هستند، 4) با عناصر سازنده آغازگر چندگانه به یک شکل برخورد می کنند و 5) دارای نظام آغازگر وجه آزاد هستند. این یافته ها نشان می دهد که دو زبان فارسی و ترکی آذری که به لحاظ نَسبی کاملاً متفاوت هستند، دارای نظام آغازگر و مشخصاً سه زیرنظام « نشان داری آغازگر » ، « گزینش آغازگر » ، و « نوع آغازگر » مشابهی هستند. این نتیجه با «اصل سازگاری محوری» هم سو است. بر اساس این اصل، زبان ها با توجه به محور جانشینی/ نظام و نه محور هم نشینی/ ساخت، گرایش به سازگاری بیشتر با یکدیگر دارند.
۸.

بررسی ویژگی های زبانی زنان با توجه به متغیر سن بر اساس رویکرد لیکاف

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۹
پژوهش حاضر به بررسی گفتار زنان فارسی زبان کرمانشاهی، بر اساس رویکرد تسلط لیکاف ( 1975 ) پرداخته است. هدف از این پژوهش بررسی، توصیف و دسته بندی ویژگی های خاص گفتار زنان مورد مطالعه و نیز بررسی تأثیر متغیر سن بر بسامد استفاده از ویژگی های زبانی مذکور است. داده های پژوهش حاضر به روش میدانی با استفاده از پرسش نامه و مصاحبه از میان 90 زن فارسی زبان کرمانشاهی در سه رده سنی مختلف، متعلق به طبقه متوسط شهری و دارای سطح تحصیلات دیپلم و پایین تر گردآوری شد. نگارندگان در روند پژوهش به چند ویژگی زبانی جدید افزون بر ویژگی های زبانی رویکرد لیکاف دست یافتند که عبارت ا ند از: «گفتار و لحن کودکانه»، «کشش اصوات»، «زبان نمایشی»، «زبان دوری گزین» و «جاندارانگاری». یافته های پژوهش به شیوه کمّی با استفاده از آزمون مربع خی و نیز شیوۀ کیفی با گریزی بر دانش روان شناسی (نظریه سازوکار دفاعی فروید) تحلیل و تبیین شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که متغیر سن تفاوت معناداری در بسامد استفاده از این ویژگی ها ایجاد کرده است. به غیر از دو ویژگی «آهنگ خیزان در جملات خبری» و «سؤالات ضمیمه»، تمامی ویژگی های رویکرد لیکاف و ویژگی های کشف شده از سوی نگارندگان با بسامدهای مختلف در گفتار زنان مورد مطالعه موجود ند و قابلیت تعمیم به جامعه بزرگ تر و مشابه با جامعه مورد مطالعه در این پژوهش را دارند.
۹.

«نسبیت حسی» و تأثیر آن بر مهارت نوشتاری زبان آموزان غیرفارسی زبان

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۸
مهارت نوشتاری در پرورش توانایی های زبانی، درک و فهم، برقراری ارتباط با دیگران و بیان احساسات زبان آموزان نسبت به زبان فارسی نقش مهمی دارد. در پژوهش حاضر به منظور کیفیت بخشی روش تدریس مهارت های زبانی به غیر فارسی زبانان، فرضیۀ «نسبیت حسی» در مورد آموزش زبان بررسی می شود. فرض بر این است که در صورت درگیری حواس بیشتری از زبان آموز به هنگام یادگیری، درک او از واقعیت و یادگیری زبان مقصد نیز متفاوت می شود. لذا، نگارندگان تأثیر آموزش مبتنی بر حواس پنج گانه را بر مهارت نوشتاری فارسی آموزان، بررسی کرده اند. بدین منظور 40 زبان آموز زن غیر فارسی زبان از 16 کشور با سطح زبان فارسی یکسان (سطح 7) انتخاب شدند و پس از تقسیم به 4 گروه 10 نفره در مدت زمان 5 هفته (20 جلسه تدریس) بر اساس آموزش مبتنی بر نسبیت حسی ارزیابی شدند. نتایج تحلیل 200 نوشتۀ زبان آموزان در مورد چهار موضوع فرهنگی ایران و بر اساس معیار CAF (پیچیدگی، دقت و روانی) نشان داد که الگوی نسبیت حسی بر مهارت نگارش زبان آموزان تأثیر معنادار و مثبت داشته است. بدین معنا که با درگیری محرک های حسی بیشتر، اطلاعات در حافظۀ بلندمدت زبان آموز درونی می شود. بر این اساس، با تغییر حواس زبان آموزان و افزودن حواس جدید به آنان به صورت سلسه مراتبی توان یادگیری گسترش یافته است. پس از آن با درگیری حواس بیشتر، میزان دقت، روانی و پیچیدگی نوشته ها در مرحلۀ درون آگاهی (درونی و جامع) نسبت به مرحلۀ برون آگاهی (شنیداری، دیداری و لمسی - حرکتی) بیشتر بوده است. بنابراین، از این الگو می توان در تدریس مهارت های زبانی بهره برد.
۱۰.

بررسی مناظرات حضرت ابراهیم در قرآن از منظر رویکرد پرگما - دیالکتیک

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۸
نوشتار حاضر تلاش می کند گفتمان استدلالی مناظرات حضرت ابراهیم (ع) را با نمرود، آزر، ستاره پرستان و بت پرستان در ترجمۀ قرآن بر اساس رویکرد پرگما دیالکتیک بررسی و مقایسه کند. این رویکرد دارای مراحل چهارگانۀ رویارویی، باب گشایی، استدلالی و نتیجه گیری برای دفاع از یک دیدگاه فکری و متقاعد کردن طرف مقابل است. به منظور بررسی و مقایسۀ مناظرات حضرت ابراهیم (ع) از جهت مراحل چهارگانۀ استدلال و نیز مقایسۀ کنش های گفتاری آن ها، آیه های مربوط به این مناظرات از تفسیر نمونه ( مکارم،1378: 2 ؛ 1387: 13) و کتاب ریخت شناسی قصه های قرآن (حسینی،1383) مشخص شدند. از آیات مزبور 105 کنش گفتار استخراج و به روش توصیفی تحلیلی بررسی شد. داده ها نشان می دهد مراحل استدلال در مناظرات مختلف حضرت ابراهیم (ع) با یکدیگر تفاوت دارد. گفت وگو با ستاره پرستان در مرحلۀ رویارویی و باب گشایی از دیگر مناظره ها متمایز است؛ به این ترتیب که از یک طرف اختلاف نظر در مرحلۀ رویارویی پنهان است و به تدریج در مرحلۀ باب گشایی و استدلالی آشکار می شود و از طرف دیگر، دیدگاه در این گفت وگو دارای قالب منفرد یک طرفه است. علاوه بر این، آن حضرت از روش «دراماتیک» برای اقناع ستاره پرستان و بت پرستان کمک گرفته است. در مورد کنش گفتارها نیز بسامد کاربرد کنش های گفتاری از سوی حضرت ابراهیم (ع) و نیز نوع آن ها در مناظرات مختلف متفاوت است. همچنین، بررسی داده ها نشان می دهد، چنانچه این مدل در مراحل چهارگانه بخواهد دربرگیرندۀ همۀ گفتمان های استدلالی باشد باید در مرحلۀ نتیجه گیری، تعدیل هایی را در نظر بگیرد.
۱۱.

ساخت های مصدر نادر «ماْیستَاْ» [mæ:jstæ:] در گویش خانیکی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۶
روستای تاریخی خانیکِ گناباد گویشی کهن و دست نخورده دارد. در این گویش افعال و کلمه هایی وجود دارد که در دیگر گویش ها یا اثری از آن ها نیست یا به ندرت دیده می شود؛ از جمله آن ها فعل های ساخته شده از مصدر «ماْیستَاْ» است که ساخت ها و زمان های مختلف آن در نقش فعل کمکی و مستقل با زمینه ذهنی قبلی در خانیک با بسامد فراوانی رواج دارد. از این مصدر در گویش خانیکی چندین نوع ساخت مضارع و ماضی وجود دارد که بیشتر با ستاک های فعلی و ساخت های فارسی معیار، تفاوت دارد. این جستار به بررسی ساخت های فعلی رایجِ این مصدر در گویش خانیکی پرداخته است که با هدف حفظ و رواج این فعل ها و ارائه روش هایی برای ساخت فعل های نو و نیز کمک به افزایش نزدیک به پانصد ساخت فعلی در زبان فارسی ارائه می شود. مواد مقاله به روش سنتی و بر اساس گفت وگو با گویشوران کهن سال و بیشتر بی سواد خانیک، پی ریزی و سپس تحلیل شده است. در گویش خانیکی تعداد زمان های رایج از مصدر «ماْیستَاْ» [ mæ:jstæ: ] از فارسی معیار بیشتر است، به خصوص که ساخت های این مصدر در فارسی معیار به کار نمی رود. علاوه بر زمان های دستوری رایج در فارسی معیار، ساخت های دیگری از ماضی، مضارع و آیندۀ این مصدر معرفی شده است که به احیا و ساخت افعال فراوانی در زبان فارسی کمک خواهد کرد. همچنین، به بیان اختلاف ریشه یا بُن فعلی این مصدر در ماضی و مضارع پرداخته شده است.
۱۲.

بُعد تجسمی عصیان و رهایی زبان با تأکید بر شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سردِ» فروغ فرخزاد

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
خواست رهایی در سه دفتر اول شعریِ، «اسیر»، «دیوار» و «عصیانِ» فروغ فرخزاد به صورت عصیان در برابر معشوق و ارزش های جامعۀ مرد سالار است. فروغ فرخزاد در دفتر «تولدی دیگر»، تسلط مرد سالاری بر جامعۀ گذشته و شروع به انتقاد صریح و در عین حال شاعرانه از تمام ارزش های مسلط بر جامعه را نقد می کند. شاعر در بیشتر شعرهایش، میل دارد از تمام آنچه خود به آن می تازد رها شود و همواره مانعی بر سر راه این رهایی می بیند. این مانع می تواند مرد، قانون، جامعه، یا انسان باشد؛ اما در دفتر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ، بیشتر از انسان مدرن انتقاد می کند. در این واپسین دفتر، شاعر مضمون های عصیان و رهایی را به صورت انتزاعی و در برخی موارد چند بعدی به تصویر می کشد. به ویژه در شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» که عنوان مجموعه نیز هست، شاعر با روش های گوناگون میل خود را به عصیان و پس از آن رهایی بیان می کند. در این مقاله ما سعی می کنیم با روش نشانه معنا شناسی به تحلیل و واکاوی بُعد تجسمی شعر فروغ در بازنمایی مفهوم عصیان و رهایی بپردازیم. هدف از ارائۀ این مقاله آن است که نشان دهیم بُعد تجسمی یکی از ساختارهای اصلی معنا ساز متن است. فرض ما بر این است، بُعد تجسمی در شعر فروغ در خدمت پرداختِ مفهوم عصیان و رهایی قرار گرفته است و گاهی دریافت این دو مفهوم برای خواننده دشوار می شود.
۱۳.

بررسی اجتماعی - شناختی تابو و حسن تعبیر در ساختارهای عبارات، اصطلاحات و ضرب المثل های فارسی و انگلیسی

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۷
در این پژوهش تابو و حسن تعبیر با دیدگاهی اجتماعی شناختی بررسی شده اند. مطالعه در ساختارهای اصطلاحات فارسی و انگلیسی صورت پذیرفته و 15 جفت (30 مورد) از آن ها با هم مقایسه شده اند. مباحث اجتماعی مانند انواع متغیرهای اجتماعی، تابو و حسن تعبیر، موضوعات شناختی شامل کاربرد طرح واره ها، و استعاره ها در این بررسی لحاظ شده اند. هدف اصلی روشن کردن شباهت ها و تفاوت های موجود در دو زبان است و به روش تحلیلی و توصیفی داده ها تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج نشان داده است که اصطلاحات حاوی تابو به انواع اصطلاحات دیگری تبدیل می شوند که دارای «به گویی» باشند تا برای پذیرش در اجتماع خوشایند شوند. متغیرهای سبک، جنسیت، سن، شغل، طبقۀ اجتماعی و قدرت، و طرح واره های قدرتی، رویداد، شیء و مالکیت بیشترین کاربرد را در ساختار اصطلاحات داشته اند. گاهی افراد از یک زاویۀ دید به موضوع نگاه می کنند، گاهی این زاویه شامل چند موضوع می شود و بر مبنای موضوعی که در ذهن دارند اصطلاحی انتخاب می شود که طرح واره های مناسب را داشته باشد . اصطلاحات در دو زبان زیرساخت معنایی و موضوع مشابهی را دارند؛ اما در روساخت، بازنمود عینی و ساختار هر مورد متفاوت می شود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۲