جستارهای زبانی (پژوهش های زبان و ادبیات تطبیقی)

جستارهای زبانی (پژوهش های زبان و ادبیات تطبیقی)

جستارهای زبانی دوره نهم فروردین و اردیبهشت 1397 شماره 1 (پیاپی 43)

مقالات

۱.

شبکه معنایی «عَلَی» در گفتمان قرآنی برمبنای نظریه پیش نمونه

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۴
حروف جارّه از واژگان چندمعنی و بسیار انعطاف پذیر در زبان قرآن به شمار می آیند و دارای مفاهیم گسترده ای هستند. خداوند از این ویژگی به بهترین وجه برای افاد ه مقصود خود کمک گرفته است. مسلماً کاربست نظری ه پیش نمونه در تحلیل معنیِ کانونی و معانی شعاعیِ این حروف می تواند شبک ه معنایی منسجمی برای هر یک از آن ها به دست دهد. بر این اساس، نوشتار حاضر سعی دارد تا با کاربست نظری ه پیش گفته و با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، معانی گوناگون حرف جر «علی» را در گفتمان قرآنی تبیین، و جهان بینی حاکم بر آن ها را استخراج کند. بررسی داده های قرآنی بر این نکته اذعان دارد که معنی کانونی حرف جرّ «علّی»، «استعلاء» است. این معنی، هسته مرکزی شبک ه معنایی منسجمی به شمار می رود که از دوازده معنی شعاعی در دو خوشه معنایی (توافقی و تقابلی) مبتنی بر معنای نخست تشکیل شده است. گفتنی است با استفاده از الگوی شناختی پیش نمونه، نیابت «علی» از حروف جاره «مِن»، «فی»، «باء» و «لام» در گفتمان قرآنی مخدوش شد.
۲.

تحلیل نشانه-معنا شناختی کارکردهای گفتمانی مقاومت و مماشات در اعترافات تاج السلطنه

تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۱
رویکرد نشانه معناشناسی گفتمانی است که با دخیل شمردن سوژه تن مدار در خلق معنا و تأکید بر ابعاد عاطفی، حسی ادراکی و زیبایی شناختی گفتمان، محمل مناسبی برای تحلیل و تأویل متون اعترافی به شمار می آید. مطابق آموزه های این نگره، کنشگران می توانند با ایجاد چالش هایی درون گفتمانی و خلق جریان هایی همسو یا ناهمسو به مقاومت یا مماشات با «غیر» برخیزند و به این ترتیب، برای احراز یا بازسازی هویت خویش تلاش کنند. در خاطرات تاج السلطنه به مثابه نوشتاری اعترافی نیز، سوژه در راستای هویت طلبی و تقلایی مدام برای رهایی از بحران معنا به مرکز ثقلی گفتمانی تبدیل می شود تا بتواند نقش خود را در تعامل و تقابل با غیر ایفا کند. هدف از پژوهش حاضر، پاسخ به این پرسش است که موضع گیری سوژه گفته پرداز، چگونه مقاومت یا مماشات او را در مواجهه با قلمروهای رقیب رقم زده و این ویژگی ها با اتکا به کدام یک از مؤلفه های نشانه معناشناختی ممکن شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که سوژه از مجراهای مقاومت از طریق نمادین سازی، قافیه اندیشی، روابط فشاره ای و گستره ای و رجوع به وجه پدیدارشناختی حضور، در برابر بحران هویت و معنا به مقابله برخاسته و سرانجام با منقاد شدن در برابر دیگری (بزرگ) راه مماشات پیش گرفته است. در این میان، مقوله مکان با گره خوردن به هویت سوژه، کارکردی گفتمانی پیدا کرده و ضمن نمایندگی کردن وضعیت های گوناگونِ سوژه، به شاخص شدت و ضعف مقاومت و مماشات در این گفتمان بدل شده است.
۳.

بازنگری در تصریف زمان گذشته در زبان فارسی بر پایه نظریه صرف توزیعی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۹۲
صرف توزیعی انگاره ای دستوری است که در دهه 90 میلادی به کوشش هله و مرنتز ( 1993 ، 1994 ) در بستر نظریه اصول و پارامترها بالیدن گرفته است. این نظریه که مجموعه فرض هایی در باب تعامل بخش های مختلف دستور و ازجمله صرف و نحو و واج شناسی فراهم می آورد، تصریح می کند که ساختار واژه ها نیز مانند گروه و جمله در نحو تولید می شود. بر پایه این رهیافتِ پادواژه گرا، در مقاله حاضر می کوشیم تا ویژگی های هسته های نقش نما مانند زمان و مطابقه را که جایگاه اتصال عناصر فعلی زبان فارسی هستند، بررسی کنیم و نشان دهیم که چگونه این عناصر وندهای زمان و شخص و شمار را جذب می کنند. برای این منظور، پس از معرفی اجمالی پیشینه پژوهش در باب وندهای گذشته زبان فارسی و تک واژگونگی ریشه های فعلی، به بررسی مبانی صرف توزیعی و به ویژه تمایزهای آن با کمینه گرایی واژه گرا می پردازیم. در ادامه، بر مبنای فرضیه حرکت فعل در محمول های بسیط و مرکب زبان فارسی، نشان می دهیم که فعل های واژگانی و دستوریِ درون گروه فعلی کوچک از طریق فرایند پسانحوی ادغام صرفی به هسته زمان حرکت می کنند تا از این رهگذر، وندهای زمان و مطابقه را جذب کنند. سرانجام، استدلال می کنیم که خلاف توصیف های سنتی، تنها وند گذشته در فارسی تناوب واجی و خودکار « د/ ت» است. طبق این تحلیل، عنصری به نام ستاک حال یا گذشته در زبان فارسی وجود ندارد؛ بلکه ریشه ای مانند « √ بین» دارای دو واژگونه «بین» و «دی » است که جایگاه تظاهر هر یک کاملاً تابع محیط واجی (و نه ساخت واژی) است؛ بدین صورت که واژگونه دوم در مجاورت هر وندی که با واج / d / آغاز شود، می آید (مانند: می دیدیم، دیدن، دیدار) و واژگونه نخست در هر جایگاه دیگری درج می شود (مانند: می بینیم، بینا، بینش).
۴.

تحلیل کارکرد گفتمانی طنز در باب اول گلستان سعدی؛ رویکرد نشانه معناشناسی

تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۲۱
هدف این مقاله پیاده سازی روش نشانه معناشناسی برای دستیابی به الگو یا الگوهای حاکم بر فرایندهای معنایی کنشی و تنشی و نشان دادنِ تأثیر جریان زیبایی شناختی بر فرایندهای مذکور در بستر گفتمان طنز باب اول گلستان سعدی است واز این جهت، نخستین کوشش به شمار می آید. مقصود از طنز، سخن مطایبه آمیزِ انتقادی است که با هدف اصلاح اجتماعی و به کمک جریان زیبایی شناختی در زبان شکل می گیرد و با هزل و هجو فرق دارد. روش نشانه معناشناسی در پی تجزیه و تحلیل گفتمان برای پی بردن به شرایط تولید و دریافت آن است. نشانه معناشناس با مجموعه ای معنادار روبه روست که در مرحله نخست فرضیه های معنایی و نوع ارتباط آن ها با یکدیگر را در نظر می گیرد. سپس، به جست وجوی صورت هایی که با این فرضیه های معنایی مطابقت دارند، می پردازد تا اثبات آن فرضیه ها میسر شود. فرضیه پژوهش حاضر این است که فرایند معنایی در گفتمان طنز نظام کنشی را به تنشی تبدیل می کند و با برقراری تعامل بین ابعاد فشاره ای (عاطفی، درونی) و گستره ای (شناختی، بیرونی) فضایی سیال را می آفریند که خلق معنایی بدیع را ممکن می سازد. در طنز حضور حسی ادراکی کنشگر و در مرحله بالاتر گفته پرداز به تنش بین ابعاد فشاره ای و گستره ای نیرویی می بخشد که برونه های زبان را از درونه های رایج، تهی می کند و به جای آن درونه هایی متفاوت قرار می دهد. دگرگونی در رابطه درونه برونه زبانی از ویژگی های طنز است که به وسیله جریان زیبایی شناختی، سبب تغییر ازرش های همه باور و خلق ارزش های نو در این گفتمان می شود.
۵.

راهبردهای حافظه ای، شناختی و جبرانی: بررسی ارتباط بین به کارگیری راهبردها با میزان موفقیت فارسی آموزان غیرایرانی در مهارت نوشتن

تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۶۷
راهبردهای یادگیری به طور گسترده به عنوان تکنیک ها یا روش هایی معرفی شده اند که دانش آموزان اغلب برای بهبود پیشرفتشان در یادگیری مهارت های زبان دوم مورد استفاده قرار می دهند. از این رو، با توجه به تأثیر به کارگیری راهبردها بر تسریع و اثربخشی فرایند یادگیری، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر راهبردهای حافظه ای، شناختی و جبرانی بر میزان موفقیت فارسی آموزان غیرایرانی در مهارت نوشتن می پردازد. نمونه آماری پژوهش متشکل از 42 فارسی آموز عربی زبان غیرایرانی زن و مرد بود که در بازه سنی 18-20 سال قرار داشتند و در ترم پاییز سال 1395 در دوره پیشرفته مشغول یادگیری زبان فارسی بودند. ابزار پژوهش جهت سنجش میزان به کارگیری راهبردها ، پرسش نامه راهبردهای یادگیری زبان آکسفورد (1990) است و برای تعیین رابطه به کارگیری راهبردهای یادگیری زبان فارسی با میزان موفقیت فارسی آموزان در مهارت نوشتن، از نمراتشان در درس نگارش استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین به کارگیری راهبرد حافظه ای و راهبرد جبرانی با موفقیت در مهارت نگارش رابطه معنی دار مثبتی وجود دارد . این در حالی است که طبق یافته های پژوهش، بین به کارگیری راهبرد های شناختی و موفقیت در مهارت نگارش رابطه معنی داری وجود ندارد. همچنین، تحلیل رگرسیون در دو گام نشان داد که بین راهبردهای مستقیم یادگیری زبان فارسی، دو نوع راهبردهای حافظه ای و جبرانی، باعث موفقیت فارسی آموزان در درس نگارش شده است و از بین این راهبردها، به کارگیری راهبرد جبرانی نسبت به راهبرد حافظه ای تأثیر بیشتری بر موفقیت در مهارت نگارش فارسی آموزان دارد. درنهایت، پیشنهاداتی جهت آموزش راهبردها در کلا س های آموزش زبان فارسی ارائه شد.
۶.

بررسی نشانه معناشناختی کارکرد انگیزشی گفته پردازی در هزارویک شب، از میرایی تا نامیرایی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۶۶
حین خواندن هزار و یک شب نمی توان به تکرار چشم گیر عناصر متنی که مدام به فرآیند گفته پردازی اشاره می کنند بحین خواندن هزار و یک شب نمی توان به تکرار چشم گیر عناصر متنی که مدام به فرآیند گفته پردازی اشاره می کنند بی-اعتنا بود. تحلیل و بررسی این نشانه های متنی که به خاستگاه گفته ارجاع می دهند، این امکان را فراهم می سازد تا به آنچه در پس و ورای نشانه ها رخ می دهد پی برد. نوشته پیش رو می کوشد تا با استفاده از دیدگاه گفتمانی با رویکرد نشانه -معناشناختی به مطالعه نشانه های یادشده در هزار و یک شب می پردازد. این بررسی ها حاکی از آنند که گفته مدام بر نقش پررنگ سه عنصر گفته پردازی، گفته پرداز و هم گفته پرداز تاکید دارد. جستار حاضر درصدد است تا نشان دهد که گفته در این گفتمان بیش از هر چیزی به فرآیند تولید خود اشاره دارد به نحوی که گفته پردازی به یکی از مضمون های اصلی این متن بدل می شود. چنین کنش آگاهانه ای از سوی گفته پرداز و نمایندگان متنی آن در سطوح گوناگون روایتی از اهمیت فراوانی برخوردار است. نتیجه این که گفته پرداز متنی تمام تلاش خود را بکار می بندد تا پس از جلب توجه شریک گفتمانی خود، نخست شالوده سامانه ارزشی، فکری، عقیدتی و هستی شناختی او را برهم بریزد و سپس، به مدد ترفندهای تکرار و تلقین، به نحو احسن از کارکرد ترغیبی و حکمی کلام استفاده می کند تا نظام ارزشی و عقیدتی نوینی را که بیشتر با منافع او سازگار است جایگزین سامانه پیشین کند.
۷.

مجهول در زبان فارسی از منظر صرف توزیعی

تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۶۷
در مقاله توصیفی تحلیلی حاضر، ساخت های موسوم به مجهول ِزبان فارسی را در چارچوب رویکرد صرف توزیعی ( Halle & Marantz , 1993 )، رویکردی غیر واژگان گرا که ساخت تمام واحدهای غیر بسیط را به تنها حوزه زایای دستور، یعنی نحو می سپارد از منظر تعامل نحو و معنا، با تمرکز بر دیدگاه امبیک ( 2004 )، بررسی می کنیم. از آنجا که مجهول های فعلی و صفتیِ زبان فارسی، جملگی غیر بسیط اند؛ لذا در رویکرد حاضر، خلاف پژوهش های پیشین در ساخت مجهول، با قواعد نحوی یکسان توصیف و تبیین می شوند و تفاوت آن ها به جایگاه های متفاوتِ ادغام هسته نمود (بالا یا پایین گروه فعلی) نسبت داده می شود. همچنین، با استناد به شواهد تعبیری و زبانی، چون برخی وجه های وصفی واحد (گداخته، بسته و آراسته)، در ترکیب « اسم مفعول + شدن»، هم تعبیر رخداد و هم تعبیر رخدادِ نتیجه ای دارند؛ بنابراین، نوع دیگری از مجهول صفتی، یعنی «نتیجه ای» را در زبان فارسی معرفی می کنیم و مشخصه های نحوی آن را در چارچوب صرف توزیعی نشان می دهیم. دلیل چنین تفاوت تعبیری، کاربرد دوگانه فعل «شدن»، به عنوان فعل کمکی در ساخت رخدادی و فعل ربطی یا عملگرِ «شدن» به تعبیر امبیک ( 2004 ) در ساخت نتیجه ای است.
۸.

جایگاه گروه اسمی سنگین در زبان فارسی: شواهدی از شم زبانی گویشوران بومی

تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۳۸
پژوهش های پیشین در زمینه جایگاه گروه اسمی سنگین نشان می دهد که در زبان های «فعل مفعول» همانند انگلیسی، سازه های بلند تر پس از سازه های کوتاه تر (پسایند سازی) ظاهر می شوند؛ ولی در زبان های «مفعول فعل» همانند ژاپنی و کره ای، سازه های بلند قبل از سازه های کوتاه (پیشایند سازی) قرار می گیرند. در این گستره پژوهشی، بررسی زبان فارسی می تواند جالب باشد؛ زیرا این زبان دارای توالی کلمه ای نسبتاً آزاد است و از نظر موقعیت هسته در گروه ها، هم هسته آغاز و هم هسته پایان است. پژوهش هایی که این پدیده را در فارسی بررسی کرده اند شواهدی مبنی بر پیشایند سازی گروه اسمی سنگین در این زبان یافته اند؛ ولی غالب آن ها از داده های پیکره ای و عملکردی استفاده کرده اند که بیشتر نشان دهنده استفاده زبان در دنیای واقعی است. پژوهش حاضر علاوه بر بررسی داده های عملکردی، با استفاده از آزمون قضاوت دستوری، شم زبانی فارسی زبانان را نیز تحلیل کرده است. نتایج حاصل از یک آزمون تولیدی عملکرد محور و یک آزمون قضاوت دستوری که به 37 فارسی زبان داده شد نشان می دهد با اینکه فارسی زبانان در آزمون قضاوت دستوری هم پیشایند سازی و هم پسایند سازی را قابل قبول می دانند، در آزمون تولیدی غالباً مفعول مستقیم را که دارای نشانگر «را» است بدون توجه به سنگینی آن قبل از مفعول غیرمستقیم قرار می دهند. این یافته ها از دو جنبه اهمیت دارند: 1. استفاده هم زمان از داده های تجربی و شم زبانی در پژوهش های زبانی تصویر دقیق تری از پدیده مورد بررسی فراهم می کند، و 2. در زبان فارسی میزان مشخص یا معین بودنِ مفعولِ مستقیم تناوب مفعول ها را تعیین می کند نه سنگینی یا سبکی آن ها.
۹.

واکاوی تاثیر تحلیل های نحوی در گفتمان قرآنی آیه وصیّت

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۵۶
« وصیت » از سنن پسندیده ای است که قرآن کریم با اسلوب های مختلفی بر اهمیت و مطلوبیت آن تأکید دارد. لذا، شناخت معنا و حکم تکلیفی آن با توجه به تحلیل إعراب آیه و توجه به سطح زبانی گفتمان قرآن و نیز سطح فرازبانی و تأثیر عوامل برون زبانی، بسیار اهمیت دارد . پژوهش حاضر ضمن بهره گیری از روش تحلیل محتوا با گزینش آیه ای در محدوده آیات الاحکام، تأثیر تحلیل های متفاوت نحوی در ارائه تفسیر فقهی و نیز میزان تأثیرگذاری پیش فرض های فقهی در گزینش إعراب آیه را به منظور بیان رابطه میان معنای شرعی و دلالت نحوی، بررسی و تبیین کرده است. وجه دستوری آیه وصیت ، حاکی از یک گفتمان دستوری بسته، تابع تغییر وضعیت از بُعد انگیزه بخشی به بُعد معرفتی است که حضور عناصری چون وجود إعراب های مختلف، زمین ه حکم فقهی را در گستره وجوب و استحباب فراهم می کند. از دید قائلان وجوب وصیت ، رابطه ای از نوع دستور بر نظام گفتمانی آیه، حکم فرماست و از این رو، نظام گفتمانی حاکم بر آن از نوع هوشمند و برنامه مدار است. در بُعد استحباب نیز تعبیر «حَقًّا عَلَی الْمُتَّقین» و «بالمعروف» به عنوان یک جریان حسی و عاطفی می تواند به ادراک معنا و کنش منجر شود. بنابراین، گفتمان قرآنی وصیت در بُعد استحباب، تابع نظام گفتمان احساسی و از گون ه تنشی عاطفی است.
۱۰.

تبیین معناشناسی شناختی مفاهیم «راع» و «رعیت» بر مبنای حدیث نبوی و ارتباط آن با حقوق شهروندی

تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۷۶
مفاهیم در هر زبانی به مثابه دال ها یا نشانه هایی هستند که بر معانی دلالت دارند. آن ها اعتبار بشری هستند و تحت تأثیر عوامل گوناگون، گاه گرفتار دگردیسی می شوند. از شاخص ترین این مفاهیم که دچار نوسان گفتمانی عرضی و قلب معنا شده، واژه های«رعیت» و «راع» است که نخستین بار در سخنان رسول الله (ص) به کار رفته است؛ اما به تدریج در عرصه معناشناسی سیاسی دگرگونی یافته و گفتمان الگوی منفی شبانی حکومت و ناتوانی مردم در تدبیر سرنوشت خویش را در پی داشته است. با توجه به اهمیت این فرهنگ واژه های سیاسی و تأثیر دگردیسی معنای آن ها از یک سو و اهمیت مسئله حقوق شهروندی و ارتباط آن با این مفاهیم از سوی دیگر، این پرسش مطرح می شود که در نگرش معناشناسی شناختی، مفاهیم راع و رعیت چگونه تعبیر می شوند و معانی راستین آن ها در عرصه سیاست چیست. هدف نوشتار حاضر تبیین معناشناسی ساختاری حدیث نبوی راع در جهت شناخت حقیقت گفتمان شبانی است. یافته های تحقیق که با رویکرد تحلیلی حدیث نبوی «کلکم راع» و بر مبنای نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون از طریق داده های کتابخانه ای به دست آمده، بیانگر این است که کاربرد این مفاهیم در متن حدیث استعاره مفهومی ساختاری بوده و دارای معنای ارزشی و انتزاعی نگهبانی و رعایت است. بنابراین، گفتمان شبانی (راع – رعیت) در اصل به مفهوم «نگهبانی» و «خدمت» و درنتیجه «پذیرش مسئولیت» و «تحقق حقوق شهروندی» بر مبنای مصالح و شئون شهروندان یا اصطلاحاً رعیت است و برابرنهاد گفتمان سلطه و نیاز یا استبداد بوده ودرنتیجه گفتمان پاسخ گویی وامانتداری و نگهبانی عمومی است.
۱۱.

نگاهی به فرایند واژه گزینی اصطلاحات پایه ای راداری زبان روسی به زبان فارسی

تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۴۹
پژوهش حاضر به بررسی اصطلاحات پایه ای راداری در زبان روسی و معادل های آن ها در زبان فارسی اختصاص یافته است. علی رغم حجم بالای ارتباطات متقابل نظامی بین ایران و روسیه، به خصوص در حوزه علوم راداری، لغت تخصصی ای در این حوزه برای استفاده مترجمان و متخصصان وجود ندارد و بر همین اساس، هدف این پژوهش ارائه روشی مناسب برای تحلیل مجموعه های واژگانی جهت استفاده در مراحل معادل یابی اصطلاحات است. بررسی معادل های موجود اصطلاحات و اختصارات راداری با استفاده از نه منبع گوناگون (فرهنگ های توصیفی گوناگون، فرهنگ های دوسویه انگلیسی روسی، روسی فارسی، انگلیسی فارسی، مجموعه اصطلاحات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، و نظرهای متخصصان) انجام می پذیرد. معادل های مناسب برای اصطلاحات از این منابع انتخاب شده است و در صورت فقدان، پژوهشگران سعی کردند معادل مناسبی پیشنهاد کنند. نتایج پژوهش گواه بر این است که منابع موجود حتی برای یافتن معادل اصطلاحات پایه ای حوزه مذکور با احتساب معادل های وام گرفته شده حداکثر می توانند تا 50 % مفید باشند و با توجه به فرضیه مؤلفان در 70 % از اصطلاحات معادل سازی شده از روش ترکیب کلمات، 20 % تکواژه، و 10 % از تشریح و اقتباس استفاده شده است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۷