نرجس بانو صبوری

نرجس بانو صبوری

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه زبانشناسی، دانشگاه پیام نور تهران، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۱ مورد.
۱.

نگاشت معنایی فعل های وجهی فارسی میانه زردشتی از دیدگاه رده شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: وجهیت فعل های وجهی نگاشت معنایی فضای مفهومی چارچوب ناوز فارسی میانه زردشتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۵۶۶
پژوهش حاضر به بررسی نگاشت معنایی فعل های وجهی فارسی میانه زردشتی ازدیدگاه رده شناسی می پردازد. این پژوهش از نوع کیفی با روش توصیفی-تحلیلی است و براساس چارچوب ترکیبی ناوز (2008) به انجام رسیده است. فعل های وجهی فارسی میانه زردشتی عبارت اند از: abāyēd «باید، ضروری است»، šāyēd «شایسته است؛ می توان»، tuwān «می توان»، sazēd «سزاوار است؛ می توان» و kāmistan «خواستن». داده های پژوهش از متون فارسی میانه زردشتی به صورت دستی گردآوری شده اند. پس از گردآوری داده ها، نوع وجهیت فعل های وجهی در داده ها مشخص، سپس نگاشت معنایی هر فعل روی فضای مفهومی معلوم شد. این بررسی نشان داد که این چارچوب برای پوشش معانی فعل های وجهی فارسی میانه زردشتی نیازمند اصلاح است؛ ازاین رو، روی محور عمودی فضای مفهومی، محور احتمال به دو محور امکان و ضرورت افزوده شد. همچنین، مشخص شد که داده های فارسی میانه زردشتی اصل رده شناختی مطرح شده در این چارچوب را نقض می کنند؛ بنابراین، یافته های حاصل از بررسی فعل های وجهی فارسی میانه، اصل یکسان گرایی را به چالش می کشند.
۲.

رابطه بسامد و توزیع صفات حسی با سلسله مرتبه متوسط قدرت درکی در داستان های کوتاه رئال و سوررئال فارسی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: زبان شناسی حواس سلسله مرتبه متوسط قدرت درکی حواس پنج گانه صفات حسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۰۶
این پژوهش در چارچوب زبان شناسی حواس انجام گرفته است. زبان شناسی حواس رابطه حواس و زبان را بررسی می کند و به این موضوع می پردازد که هر زبان شناخت حسی را چگونه و به چه میزان رمزگذاری می کند و تفاوت زبان ها از این نظر چیست. در این پژوهش با استفاده از سلسله مرتبه متوسط قدرت درکی حواس که توسط لینوت و کانل (2009)  ارائه شده است، به بررسی بسامد صفات حسی و هم نشینی اسامی و صفات حسی در پنج داستان کوتاه معاصر سبک رئال (14703 واژه) و چهار داستان کوتاه معاصر سبک سوررئال با تعداد واژه برابر پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که بیش ترین صفات حسی در هر دو سبک رئال و سوررئال، مربوط به حس بینایی و کم ترین مربوط به حس بویایی است و سه حس دیگر در بین این دو قرار دارند؛ بنابراین، سلسله مرتبه لینوت و کانل (2009) درباره هر دو سبک با یک تفاوت در جایگاه دو حس شنوایی و چشایی مصداق دارد؛ اما تعداد صفات حسی در همه حواس در سبک رئال به طور قابل ملاحظه ای بیش تر از سوررئال است که می تواند به عنوان یک مؤلفه ممیز سبک در نظر گرفته شود. درباره نظر لینوت و کانل (2009) و وینتر (2019) در خصوص بسامد بالاتر اسامی و صفات حسی هم حوزه، داده های این پژوهش مؤید قوی برای این نظر نبوده اند.
۳.

اشراف چندگانه در ساختار بند موصولی مفعولی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بند موصولی مفعولی ادغام متقارن اشراف چندگانه تطابق چندگانه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۵۲
در این مقاله ساختار بند موصولی مفعولی در زبان فارسی و امکان ادغام متقارن یک گروه اسمی بین بند پایه و پیرو براساس مفهوم ادغام متقارن چیتکو ( 2011b ) و ریمزدیجک ( 2006a ) در زبان فارسی بررسی شد. بند موصولی مفعولی نوعی بند پیرو است که هسته آن در بند پایه و بند پیرو دارای نقش نحوی مفعول است. برای این منظور ابتدا مفهوم ادغام متقارن، ساختار بند موصولی مفعولی و ویژگی های آن براساس مفهوم ادغام متقارن و همچنین تقسیم بندی بند موصولی مفعولی به دو گروه دارای هسته و آزاد براساس چیتکو ( 2011b ) توضیح داده شدند. داده های زبانی مختلف از زبان فارسی برای تحلیل کاربست مفاهیم مطرح شده توسط چیتکو ( 2011b ) که شامل بندهای موصولی مختلف بودند، استفاده شدند. بررسی داده های زبانی نشان داد که تقسیم بندی بندهای موصولی مفعولی در زبان فارسی به دو گروه بند موصولی دارای هسته و آزاد براساس چیتکو ( 2011b ) به طور کامل منطبق بر حقایق زبان فارسی نیست، زیرا در بندهای موصولی مفعولی آزاد معیار در زبان فارسی، سازه مشترک بین بند پایه و پیرو نمی تواند یک پرسش واژه باشد، زیرا در این شرایط جمله دارای خوانش سؤالی خواهد شد که این موضوع برخلاف یافته های چیتکو ( ibid ) است. دیگر نتایج این پژوهش نشان دادند که ویژگی های بند موصولی مفعولی در زبان فارسی مانند یکسان بودن نظام حالت، نقش دستوری و نقش معنایی گروه اسمی مشترک بین بند پایه و پیرو، حاکی از اشتراک این سازه بین بندهای پایه و پیرو و همچنین اشراف چندگانه دو فعل واژگانی بر آن است.
۴.

اشراف چندگانه در ساختار کافت در زبان های فارسی باستان و فارسی میانه زردشتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: کافت ادغام متقارن اشراف چندگانه فارسی باستان فارسی میانه زردشتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۴۱۶
در این پژوهش، ساختار کافت در دو زبان ایرانی پیش از اسلام؛ زبان فارسی باستان و فارسی میانه زردشتی با استفاده از رویکرد ادغام متقارن و اشراف چندگانه تحلیل و بررسی می شود. بدین منظور، نخست ساختار کافت و ویژگی های آن معرفی می شود و سپس به بررسی کافت در زبان فارسی باستان و فارسی میانه زردشتی بر اساس رویکرد چیتکو (ب 2011 و 2012) پرداخته می شود. بر اساس این پژوهش، بررسی نمونه های زبانی جمع آوری شده از زبان فارسی باستان که دارای ساختار کافت هستند، نشان می دهد که نوع حذف ساختاری مشاهده شده در این زبان با تعریف کافت متفاوت است. در ساختار کافت وجود دو هم پایه در جمله لازم است اما در نمونه های زبانی یافت شده از فارسی باستان، شاهد وجود یک جمله هستیم که در آن قلب نحوی مشاهده می شود به گونه ای که ساختاری که حذف سازه در داخل آن انجام شده است، خود یک سازه واحد (گروه اسمی مفعول) است. بررسی نمونه های زبانی از فارسی میانه زردشتی که دارای ساختار کافت هستند، نشان دهنده این است که یکسان بودن زمان، جهت، نمود فعل و همچنین فعل واژگانی در همپایه ها در ساختار کافت و عدم امکان وجود ارزش های مختلف برای این مشخصه ها در هم پایه ها می تواند دلیلی بر ادغام متقارن هسته زمان، هسته نمود، هسته فعلی کوچک و هسته فعل واژگانی و اشتراک آن ها بین هم پایه ها در ساختار کافت در زبان فارسی میانه باشد.
۵.

بررسی معنایی فعلهای وجهی گیلکی (گونۀ سیاهکلی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: وجهیت فعل وجهی ویژگی های معنایی نگاشت معنایی گیلکی سیاهکلی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۵۸۱
پژوهش حاضر به بررسی معنایی فعل های وجهی گیلکی گونه سیاهکلی اختصاص دارد. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. تحلیل معنایی این پژوهش در چارچوب پالمر (1997) و بررسی نگاشت معنایی آن براساس چارچوب ناوز (2008) است. در این پژوهش، شش فعل وجهی گیلکی بررسی شده اند. براساس این پژوهش، به لحاظ معنایی فعل وجهی va «باید» دارای خوانش هر سه وجهیت معرفتی، تکلیفی و پویاست و vast «بایست» و vasti «بایستی» و صورت حال فعلtonəstan  «توانستن» برای بیان وجهیت تکلیفی و پویا به کار می روند. فعل وجهی šay «می توان، می شود» برای بیان وجهیت معرفتی و پویا و šast «می شد» و صورت گذشتهtonəstan  «توانستن» و هر دو صورت حال و گذشته xastən «خواستن» و rəse:n «رسیدن» برای بیان وجهیت پویا کاربرد دارند. فعل وجهی bo:n «می شود» برای بیان وجهیت معرفتی و تکلیفی و bəbu «شد» برای بیان وجهیت تکلیفی به کار می روند. va «باید» و صورت های گذشته آن بیانگر درجه ضرورت اند و دیگر فعل های وجهی بر درجه امکان دلالت دارند. برای تکمیل مبحث معنایی، نگاشت معنایی فعل های وجهی بر روی فضای مفهومی وجهیت نشان داده شده است. بر این اساس مشخص شد فعل وجهی va  «باید» بر روی محور عمودی فضای مفهومی نشان دهنده وجه ضرورت و بر روی محور افقی این فضا دارای تنوع معناست. همچنین مشخص شد دیگر فعل های وجهی گیلکی بر روی محور عمودی امکان قرار داشته و نشان دهنده چندمعنایی یا تفاوت معنایی هستند.
۶.

واژه بست های زبان گیلکی: مطالعه ای رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: رده شناسی واژه بست1F پیش بستف پی بست3F گیلکی4F

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۶ تعداد دانلود : ۲۲۶
پژوهش حاضر در جهت یک بررسی رده شناختی از عنصر زبانی واژه بست در زبان گیلکی تدوین شده است. در این پژوهش، سعی بر آن است تا باتوجه به تنوعات گویشی قابل توجه زبان گیلکی و نیز دیدگاه های گوناگون در طبقه بندی عنصر واژه بست و بهره وری متفاوت گویش ها و زبان های ایرانی از این عنصر زبانی، با یک بررسی رده شناختی، تنوع حضور واژه بست در زبان گیلکی و جایگاه حضور آن در جملات گیلکی مشخص شود. بدین منظور، واژه بست های زبان گیلکی براساس پرسش نامه رده شناختی مؤسسه ماکس پلانک در باب رده شناسی واژه بست مورد تحلیل قرار گرفته اند. پرسش نامه شامل 5 بخش قابل تفکیک است که عبارت اند از: 1. ویژگی های کلی زبان، 2. حالات مقوله ای واژه بست، 3. ویژگی های خاص، 4. جایگاه واژه بست، و 5. حرکت. داده های مذکور پس از گردآوری از سه ناحیه گویشیِ گیلکی غربی (بیه پس)، شرقی (بیه پیش) و گیلکی گالشی از شهرها و روستاهای شرقی، غربی و مناطق ییلاقی استان گیلان، به شیوه توصیفی تحلیلی مقایسه ای مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این پژوهش بیانگر یکسان بودن واژه بست های زبان گیلکی در سه گونه مذکور است و به طور کلی می توان بیان کرد که زبان گیلکی دارای پیش بست های ضمیری متصل به نشانه مفعولی، پی بست نشانه مفعولی / ǝ /، پی بست تأکیدی و نیز نشانه / o / ربط است. همچنین مشاهده شد که پی بست ضمایر شخصی متصل به اسامی، صفات، حرف اضافه و افعال در این زبان وجود ندارد. حرکت برای واژه بست فقط به انتهای گروه میزبان امکان پذیر است و جابه جایی و جهش واژه بست به موقعیت پیشین در این زبان ممکن نیست. همچنین باتوجه به بررسی های انجام شده، تحقق قاعده واکرناگل درمورد جایگاه دوم برای واژه بست در زبان گیلکی قابل تأیید است.
۷.

بررسی معنایی افعال وجهی در زبان فارسی امروز از دیدگاه رده شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: وجهیت افعال وجهی نگاشت معنایی فضای مفهومی چارچوب ناوز فارسی امروز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۵ تعداد دانلود : ۴۸۴
 در این جستار درصددیم افعال وجهی فارسی امروز  را به لحاظ معنایی از منظر رده شناسی بررسی کنیم تا وضعیت معانی افعال وجهی فارسی امروز را در مقایسه با معانی وجهی یافت شده در دیگر زبان های دنیا نشان دهیم چارچوب موردنظر در این پژوهش چارچوب ناوز (2008) است. نوع پژوهش حاضر کیفی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. داده های فارسی امروز داده های طبیعی هستند که از طریق اینترنت و فضای مجازی جمع آوری شده اند. افعال وجهی موردبررسی افعال «بایستن»، »توانستن»، «شدن» و «خواستن» هستند. پس از گردآوری داده ها نوع وجهیت افعال وجهی در داده ها مشخص شد و سپس بر روی فضای مفهومی معرفی شده در چارچوب ناوز (2008)، نگاشت معنایی هر فعل معلوم شد. نتایج پژوهش نشان داد که چارچوب ناوز برای پوشش معانی افعال وجهی فارسی امروز مناسب است و تمام معانی را در برمی گیرد . همچنین اصل رده شناختی ای که ناوز در خصوص امکان تنوع معنایی صورت های وجهی بر روی یکی از محورهای عمودی ارائه کرده بود،  در فارسی نیز رعایت می شود.  
۸.

واژه بست در زبان های تاتی و تالشی: مطالعه ای رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: رده شناسی واژه بست پیش بست پی بست واکرناگل

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۶۵
پژوهش حاضر یک بررسی رده شناختی در خصوص عنصر زبانی واژه بست در زبان های تاتی و تالشی است. در این پژوهش، سعی بر آن است تا با توجه به خویشاوندی دو زبان تاتی و تالشی و نیز دیدگاه های گوناگون در طبقه بندی عنصر واژه بست و بهره وری متفاوت گویش ها و زبان های ایرانی از این عنصر زبانی، با یک بررسی رده شناختی، تنوع حضور واژه بست در این دو زبان و جایگاه واژه بست در جملات برگرفته از این زبان ها مشخص شود. بدین منظور، واژه بست های تاتی و تالشی بر اساس پرسشنامه رده شناختی موسسه ماکس پلانک در باب رده شناسی واژه بست تحلیل شده اند. نتایج این پژوهش بیانگر یکسان بودن ویژگی های کلی این دو زبان و نیز تفاوت های میان واژه بست های آن ها به لحاظ تنوع حضورعنصر واژه بست و ویژگی های مقوله ای این عنصر زبانی در هر یک از آن ها است. ویژگی خاص واژه بست ها همچون تکیه، ترتیب، شکاف و نقش آن ها در جمله، جایگاه واژه بست و ویژگی حرکت این عنصر نیز در هر دو زبان یکسان است و جایگاه دوم برای واژه بست و تبعیت از قانون واکرناگل در تاتی و تالشی مشهود است.
۹.

بررسی مفهوم سازی نیروهای ذهنی انسان در مرزبان نامه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: معنی شناسی شناختی مفهوم سازی استعاره مفهومی نیروهای ذهنی مرزبان نامه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۳۰
پژوهش حاضر مفهوم پردازی نیروهای ذهنی انسان در مرزبان نامه را بررسی کرده است. این بررسی به روش توصیفی- تحلیلی و به صورت کتابخانه ای انجام شده است. بر اساس یافته های پژوهش، در مرزبان نامه مفهوم سازی نیروهای ذهنی به طور عمده بر بنیاد حوزه های مبدأ انسان، شیء و ماده، پدیده های طبیعی، ظرف و حیوان انجام پذیرفته است؛ همچنین از (58) استعاره مورد بررسی، بیشترین استعاره در حوزه مبدأ انسان بوده است. چنین می نماید که شناخته شده بودن اعتبار و اهمّیت انسان، سبب شده که از رهگذر انتقال ویژگی ها و خصوصیات انسانی به نیروهای ذهنی، بر نقش این نیروها به مثابه عناصر مهمّی تأکید ویژه شود؛ همچنین در همه موارد، نگاشت از ساختار عینی به ساختار ذهنی صورت پذیرفته است و بدین روش ویژگی ها و خصوصیات حوزه مفهومی عینی به مثابه حوزه مبدأ قرار گرفته و شناخت از حوزه مفهومی ذهنی و انتزاعی حاصل شده است.
۱۰.

ادغام متقارن در نحو زبان فارسی براساس شواهدی از جمله های هم پایه پرسش واژه ای دارای حرکت موازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ادغام متقارن جمله های هم پایه پرسش واژه ای دارای حرکت موازی ارزش گذاریِ مشخصه ها ترتیب خطی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۳۹۶
رابطه عدمِ تقارنِ میانِ سازه های جمله، بخش آوایی زبان را قادر می سازد که بر پایه «اصل تناظر خطی»، اجزای جمله به ترتیب تلفظ شوند. در جمله هایی که توسط نظام محاسباتی زبان ایجاد شده اند، ساختارهای گوناگونی وجود دارند. همچنین تحلیل های گوناگونی درباره این ساختارها- مانند جمله های هم پایه پرسش واژه ای دارای حرکت موازی، ارائه شده اند. این دو مسئله، احتمال وجود رابطه عدمِ تقارن بین سازه های این جمله ها را تقویت کرده است. در این پژوهش، ویژگی ها و روابط نحوی میانِ سازه های جمله های هم پایه پرسش واژه ایِ دارایِ حرکتِ موازی، بر پایه شواهد نظریِ ادغامِ متقارن بررسی می شوند. یافته های پژوهش نشان می دهد که یک گروه اسمی، گروه بیشینه متمم نما، گروه بیشینه زمان و گروه بیشینه فعلی کوچک بین دو هم پایه مشترک هستند. این نتیجه گیری، بر پایه شواهدی- مانند هم زمان بودنِ حرکتِ گروه اسمی از هر دو هم پایه- یکسان بودنِ نظام ِحالتِ گروه اسمی مشترکِ میانِ دو هم پایه و عدم امکان استفاده از موضوع های مختلف یک محمول در هم پایه ها به دست می آید. پذیرفتن اشتراک این سازه ها در جمله های هم پایه پرسش واژه ای دارای حرکت موازی، سبب ارائه تحلیلی ساده و باصرفه در پیوند با این جمله ها می شود.
۱۱.

زبان فارسی، زبانی بدون رد وابسته(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: رد وابسته برنامه ی کمینه گرا حرکت کناره ای ادغام متقارن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۹ تعداد دانلود : ۳۵۷
در این مقاله رد وابسته در زبان فارسی بر اساس دو رویکرد پیشنهادی در برنامه ی کمینه گرا به نام های «حرکت کناره ای» و «ادغام متقارن» تحلیل می شود. این مقاله ادعا می کند که رویکرد «حرکت کناره ای» با قائل شدن به حرکت کناره ای یک گروه اسمی از بند ادات به بند اصلی جمله جهت بازبینی و ارزش گذاری مجدد مشخصه ی حالت خود، با مبانی برنامه کمینه گرا مبنی بر حذف شدن مشخصه های تعبیرناپذیر پس از ارزش گذاری آن ها، در تضاد است. استفاده از رویکرد «ادغام متقارن» و پذیرش رد وابسته به عنوان یک گروه اسمی مشترک بین بندهای ادات و اصلی جمله نیز با توجه به نمونه های زبانی از زبان فارسی که در آن ها مشخصه های حالت مختلفی برای گروه اسمی مشترک در بندهای جمله وجود دارد، نمی تواند مبنای توضیح این پدیده نحوی قرار گیرد. شواهد تجربی از زبان فارسی، نشان دهنده ویژگی های متفاوتی برای ساختارهای دارای رد وابسته است به گونه ای که گروه اسمی جابه جاشده می تواند دارای مشخصه حالت متفاوتی در هر دو بند جمله باشد و وجود ضمیر در جایگاه رد اصلی در جمله باعث بدساختی جمله نمی شود. این مقاله ادعا می نماید که شواهد تجربی از زبان فارسی باستان و میانه مبنی بر عدم وجود جمله های دارای رد وابسته در آن ها و همچنین شواهد زبان فارسی نو مبنی بر ویژگی های خاص این پدیده ، نشانگر این واقعیت است که زبان فارسی فاقد پدیده نحوی رد وابسته است و ساختارهایی از زبان فارسی نو که در آن ها به ظاهر رد وابسته وجود دارد، نشان دهنده تغییرات تدریجی در زبان فارسی نو و پیدایش این نوع از ساخت ها است.
۱۲.

گویش سنجی رایانشیِ تنوعاتِ زبان گونه هایِ تالشی در کرانه جنوب باختری دریای خزر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: گویش سنجی گونه های زبانی تحلیل انبوه زبان تالشی استان گیلان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۱۶۹
گویش سنجی گرایشی نوین و برآمده از گویش شناسی کلاسیک است که در آن تفاوت ها و تمایزات میان گویش های مختلف در ناحیه ای به صورت آماری محاسبه شده و با استفاده از نقشه ها و اطلس های گویشی بازنمایی می شود. در پژوهش حاضر محققان کوشیده اند بر اساس روش تحلیل انبوه داده های گویشی و با بهره گیری از بسته نرم افزاری گویش سنجی و نقشه نگاری RuG/L04 ، چشم اندازی از تنوعات آوایی و واژگانی مناطق تالش زبانِ استان گیلان به همراه دستگاه آوایی گونه های زبانی رایج، ارائه دهد. جامعه آماری این پژوهش ساکنین آبادی های پنج شهرستان تالش زبان استان گیلان، یعنی شهرستان های تالش، رضوانشهر، ماسال، فومن و شفت بوده است. از هر شهرستان 10 روستای بالای 100 خانوار که زبان محلی آن ها تالشی است، انتخاب شده اند. گویشوران افراد ذکور این روستاها بودند که در سه رده سنی نوجوانان، میانسالان و سالمندان قرار داشته اند. روش جمع آوری داده ها، استفاده از پرسش نامه زبانی لایپزیک و سُوادِش مشتمل بر 65 واژه و 7 جمله بوده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که گویشوران زبان تالشی در تلفظ برخی واژه های حوزه های دادگانِ پژوهش، شباهت آوایی و واژگانی دارند و در برخی حوزه های دیگر تفاوت هایی دارند. همچنین سن گویشوران در استفاده از واژه های اصیل زبان محلی خود تأثیر دارد و در سنین پایین، گرایش به فارسی معیار بیشتر است. به طورکلی، سه گویش برای زبان تالشی متصور است که هر گویش دارای گونه های زبانی متعددی است که از تنوع آوایی و واژگانی برخوردارند.
۱۳.

بررسی چندمعنایی فعل های «ایستادن» و «نشستن» در تاریخ بلعمی و مقایسه آن با شواهدی از فارسی میانه و فارسی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: چندمعنایی ایستادن نشستن تاریخ بلعمی فارسی میانه فارسی معاصر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۴ تعداد دانلود : ۱۳۳۵
این تحقیق، پژوهشی معنی شناختی   تاریخی است که دو فعل ساده «ایستادن» و «نشستن» را در تاریخ بلعمی ازنظر معنایی بررسی کرده است. برای دستیابی به نتیجه ای جامع تر و کامل تر، نتایج این بررسی با معانی مختلف این دو فعل در متون فارسی میانه و شواهدی از فارسی معاصر مقایسه شده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که از دو مؤلفه اصلی فعل «ایستادن» یعنی «+سرپابودن» و «+سکون» که برآمده از مفهوم ریشه ایرانی باستان این فعل است مؤلفه «+سکون» چه به صورت عینی و فیزیکی و چه به صورت انتزاعی و ذهنی در بیشتر ابعاد معنایی این فعل مشترک است. همچنین بررسی «ایستادن» ازنظر کاهش و گسترش معنایی در یک نگاه کلی و تنها برپایه تعداد معانی فعل ها بیانگر این است که «ایستادن» در تاریخ بلعمی نسبت به دوره میانه گسترش معنایی و در دوره معاصر نسبت به تاریخ بلعمی کاهش معنایی داشته است. بررسی فعل «نشستن» از دیدگاه مؤلفه های معنایی نشان دهنده این است که دو مؤلفه «+جهت پایین» و «+سکون» که برگرفته از معنای ریشه ایرانی باستان این فعل است چه به صورت عینی و فیزیکی و چه به صورت انتزاعی یا ذهنی در بیشتر معانی این فعل دیده می شود. همچنین مقایسه معنایی فعل «نشستن» در دوره های مختلف بیانگر آن است که این فعل در هر دوره نسبت به دوره پیشین خود گسترش معنایی داشته است. درمجموع با توجه به مؤلفه های معنایی مشترک میان معانی مختلفِ هریک از این دو فعل، می توان «ایستادن» و «نشستن» را فعل هایی چندمعنا خواند.
۱۴.

بررسی پدیده حرکت سازه های جمله بر اساس «نظریۀ کپی حرکت» و «اصل خطی شدگی» در زبان های فارسی باستان و فارسی میانه (پژوهشی برپایۀ دستور زایشی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: برنامۀ کمینه گرا اصل تناظر خطی نظریۀ کپی حرکت عملیات کاهش زنجیره زبان فارسی باستان زبان فارسی میانه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۷ تعداد دانلود : ۸۳۴
این مقاله به بررسی پدیدۀ حرکت سازه ها در زبان های فارسی باستان و فارسی میانه بر اساس مبانی نظری برنامۀ کمینه گرا اختصاص دارد. در مطالعۀ فرایند حرکت سازه ها، این موضوع بررسی می شود که چرا کپی واحدهای زبانی جابه جاشده در زنجیرۀ متشکل از واحد زبانی جابه جاشده و کپی آن، نمی توانند تظاهر آوایی داشته باشند. حذف تمامی عناصر درونی یک زنجیره به غیر از عامل اصلی زنجیره بر طبق «عملیات کاهش زنجیره»، شرایط لازم را برای تحقق اصل خطی شدگی فراهم می سازد. انتخاب عناصر یک زنجیره برای حذف توسط اصل اقتصادی تعیین می شود. با توجه به این موضوع که عامل اصلی زنجیره دارای مشخصه های رسمی کمتری نسبت به سایر عوامل آن زنجیره است، حذف کپی عنصر جابه جاشده نسبت به حذف عامل اصلی زنجیره، اقتصادی تر می نماید. هدف از انجام این پژوهش بررسی امکان کاربست اصول برنامۀ کمینه گرا به نام نظریۀ کپی حرکت و اصل خطی شدگی عناصر واژگانی در زبان های فارسی باستان و فارسی میانه است. بررسی متون فارسی باستان و میانه نشان دهندۀ وجود پدیدۀ نحوی حرکت سازه ها در این زبان هاست. بر اساس این پژوهش «نظریۀ کپی حرکت» و «اصل خطی شدگی» عناصر واژگانی جمله و همچنین« اصل کاهش زنجیرۀ» مطرح شده توسط نونز (1995) برای تبیین حرکت سازه های جمله در زبان های فارسی باستان و فارسی میانه دارای کفایت هستند و با استفاده از آن ها می توان ترتیب خطی اجزای جمله و همچنین تظاهر آوایی اجزای جمله را شرح داد.
۱۵.

راهبردهای بیان مالکیت در برخی گونه های زبانی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: راهبرد ملکی مالک ملک مجاورت پیونده حالت نمایی گونه های زبانی ایرانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۲۵
در نوشتار پیش رو راهبردهایی که در برخی گونه های زبانی ایرانی برای بیان مالکیت به کار می رود، بررسی شده است. ابتدا نوع راهبرد ملکی هر گونه با توجّه به دسته بندی کرافت (2003) مشخّص شده و سپس ویژگی هایی که کرافت (1990) برای تحلیل ساخت ملکی تعیین کرده و متغیّرهایی همچون ترتیب مالک و ملک، مقوله مالک ازنظر اسم یا ضمیربودن، اهمّیت جانداری در چگونگی بیان رابطه مالکیت و وجود یا نبود تمایز رابطه تعلّقی و غیر تعلّقی در هر گونه بررسی شده است. براساس یافته های پژوهش حاضر، در گونه های بررسی شده، غالباً از یکی از سه راهبرد حالت نمایی، مجاورت و پیونده برای بیان مالکیت استفاده شده است، امّا در برخی موارد از دو راهبرد یادشدهبرای بیان مالکیت در قالب یک گروه نحوی استفاده می شود. پیشینه راهبرد حالت نمایی به ایرانی باستان و پیشینه دو راهبرد مجاورت و پیونده به ایرانی میانه غربی می رسد. ازنظر ویژگی های مورد نظر کرافت، جز در برخی گونه ها که از مالک های واژه بستی استفاده می شود، مالک و ملک بدون ادغام در مجاورت هم قرار می گیرند، تکواژ اضافه در گونه هایی که آن را دارند همواره به صورت وندی (واژه بستی) پس از سازه اوّل و به ندرت پس از سازه دوّم قرار می گیرد.
۱۶.

بررسی اصل فرافکن گسترده در چند زبان ایرانی پیش از اسلام براساس دستور زایشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: برنامه کمینه گرا اصل فرافکن گسترده قلب نحوی زبان اوستایی زبان فارسی باستان زبان فارسی میانه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۶۶۶
پژوهش حاضر برمبنای تبیین های فراهم شده برنامه کمینه گرا، جایگاه فاعل را در جمله های زبان های اوستایی، فارسی باستان و فارسی میانه براساس اصل فرافکن گسترده بررسی کرده است. شواهد به دست آمده از این زبان ها نشان می دهد که مشخّصه اصل فرافکن گسترده در آن ها قوی است. در این زبان ها هسته نقشی زمان پس از ارزش گذاری مشخّصه حالت گروه اسمی موجود در جایگاه مشخّص گر گروه فعلی کوچک و دریافت ارزش مشخّصه های فی خود از همان گروه اسمی، نیاز دارد که این گروه اسمی از جایگاه مشخّص گر گروه فعلی کوچک به جایگاه مشخّص گر خود حرکت کند تا بدین وسیله ویژگی اصل فرافکن گسترده خود، را بازبینی و حذف نماید. این حرکت بیان گر قوی بودن مشخّصه اصل فرافکن گسترده در این زبان ها است که باعث می شود فاعل نتواند به صورت ابقایی در گروه فعلی کوچک باقی بماند. براساس اصل تیغ اوکام و بررسی شواهد زبانی، در جمله های درونه گیری شده این زبان ها، ترتیب بی نشان آرایش واژگانی زبان فارسی به صورت فاعل + مفعول + فعل باقی می ماند، امّا در جمله های پایه، سازه های جمله براساس نوع خوانش نشان دار و یا بی نشان می توانند تحت فرایند قلب نحوی قرار گیرند و برای کسب خوانش معنادار به موقعیت های دیگری در جمله حرکت کنند.
۱۷.

کارکردهای «را» در برخی گویش های فارسی خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: نشانه «را» گویش های فارسی خراسان فارسی نو «را»ی زائد فعل های مرکب پی بستی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۱ تعداد دانلود : ۶۸۷
در این جستار بر آن ایم کارکرد نشانه «را» را در برخی گویش های فارسی خراسان بررسی کنیم. بررسی نقش های این نشانه در گویش های فارسی خراسان نشان داد که سرعت تغییرات در کارکردهای این نشانه در این گویش ها نسبت به فارسی معیار کندتر بوده است؛ برخی نقش های این نشانه در دوره های اول و دوم فارسی نو، همچنان در برخی از این گویش ها کاربرد دارد. این نقش ها که بررسی و تحلیل خواهند شد، عبارت اند از کاربرد «را» به عنوان حرف اضافه «به» همراه با گروه اسمی در نقش مفعول غیرمستقیمِ فعل های پرکاربردی چون «گفتن» و «دادن» و ... که در فارسی معیار امروز به کار نمی رود، کاربرد «را» با فعل هایی مانند «بد آمدن»، «خواب آمدن» و ... که در فارسی امروز با واژه بست ظاهر می شوند، و دیگر کاربرد «را» با گروه اسمی در نقش فاعل/ نهاد به عنوان نشانه ای که به لحاظ نحوی زائد است.
۱۸.

پیوند استعاری دل با دیگر اعضای بدن در غزلیات حسن دهلوی (پژوهشی بر اساس نظریه معاصر استعاره)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۷۶ تعداد دانلود : ۱۱۶۵
عضو دل به جهت جایگاه مرکزی خود در بدن انسان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بررسی مفهوم سازی هایی که در زبان فارسی در خصوص اعضای بدن انجام شده، نشان می دهند که عضو دل بیش از هر عضو دیگری در این مفهوم پردازی ها دخیل بوده است. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط مفهوم سازی های عضو دل با دیگر اعضای بدن در غزلیات حسن دهلوی بر اساس نظریه معاصر استعاره یا استعاره مفهومی است. این بررسی به شیوه توصیفی- تحلیلی و بر اساس مفاهیم نظریه معاصر استعاره انجام پذیرفته است. کلیاتی در خصوص استعاره سنتی و نیز مفهومی و بررسی برخی بیت های مشتمل بر ارتباط دل با دیگر اندام های بدن در غزلیات حسن دهلوی بر پایه نظریه استعاره مفهومی بخش های اصلی این پژوهش را تشکیل می دهند. یافته های این پژوهش بر این تاکید دارند که نظریه معاصر استعاره ابزار مناسبی برای تبیین پیوند استعاری دل با دیگر اعضای بدن در غزلیات حسن دهلوی است. بررسی استعاره های موجود نشان از آن دارد که دهلوی برای بیان پیوند دل با دیگر اعضاء، از انواع استعاره های هستی شناختی بهره برده و استعاره های «عضو بدن شیء/ ماده است»، «عضو بدن انسان است» و «عضو بدن ظرف است» در این مفهوم سازی ها نقش اساسی داشته اند.
۱۹.

بررسی نشانه تأکید در گویش های فارسی خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: گویش های فارسی خراسان نشانه تأکید نشانه متممی ضمیرموصولی گویش های ایرانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۷ تعداد دانلود : ۱۰۶۴
دراین مقاله به بررسی نشانة تأکید در برخی گویش های فارسی خراسان پرداخته می شود. گویش های بررسی شده از هر سه استان یعنی شمالی، رضوی و جنوبی انتخاب شده اند و داده های موردبررسی عمدتاً از طریق گویشوران و در برخی موارد از پایان نامه های نگارش شده در خصوص این گویش ها گردآوری شده اند. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و برای ارائه تبیین، برخی دیگر از گویش های ایرانی بررسی شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد گویش های موردبررسی را به لحاظ کاربرد نشانه تأکید می توان به دو دسته تقسیم کرد؛ دسته ای که همانند فارسی گفتاری امروز در نقش تأکیدی و غیرتأکیدی از نشانه /ke/ استفاده می کنند و دسته ای که دو نشانه مختلف با منشأ تاریخی مختلف یعنی /ke/ku و /xo/xâ/x/ را به کار می برند. بررسی دیگر گویش های ایرانی نیز مشخص کرد که این گویش ها مانند دسته دوم از گویش های خراسان/xo/xu/ را برای تأکید و /ke/ge/gǝ را برای نقش های غیرتأکیدی به کار می برند. با توجه به پیشینه تاریخی این دو نشانه، به نظر می رسدکه دسته دوم از گویش های خراسان و گویش های ایرانی موردبررسی، xu /xo/xâ/x/ را که بازمانده /xwad/ فارسی میانه است و به عنوان ضمیر یا قید تأکیدی استفاده می شده با اندکی دستوری شدگی به عنوان نشانه تأکید، مورداستفاده قرار داده اند حال آن که در فارسی و گویش های دسته اول خراسان این است که با گسترش نقش به عنوان نشانه تأکید نیز به کار گرفته شده است.
۲۰.

بررسی ضمایر واژه بستی در برخی گویش های فارسی خراسان های رضوی و جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: گویش های خراسان ضمایر واژه بستی جانداری معرفگی سلسله مراتب رده شناختی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۹ تعداد دانلود : ۷۷۴
با توجه به تنوعات زبانی موجود در گویش های خراسان در این مقاله به بررسی کارکرد ضمایر واژه بستی در شماری از گویش های فارسی خراسان های رضوی و جنوبی پرداخته می شود. ضمایر واژه بستی از گذشته های دور، یعنی از دوره باستان تاکنون در زبان فارسی به کار می رفته اند، اما گذر زمان کارکردها و بسامد این ضمایر را هم در زبان فارسی و هم در گویش های ایرانی دستخوش تغییراتی کرده است. از آنجا که تغییرات زبانی گویش ها لزوما تابع تغییرات درون زبانی و برون زبانی زبان معیار نیست، بررسی این تغییرات می تواند نکات بسیاری را در خصوص روال و شرایط ایجاد آنها روشن سازد. این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شده است. بخشی از داده های این پژوهش برگرفته از پایان نامه ها و مقالات، و  نیز بخشی از طریق پرسش از گویشوران این گویش ها به دست آمده است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که در برخی گویش های فارسی خراسان (همانند رقه ای و طبسی) کارکرد ضمایر واژه بستی هم متنوع تر و هم فراوان تر از فارسی معیار است و این در حالی است که در برخی گویش ها (همچون تایبادی و خوافی) این ضمایر اصلاً به کار نمی روند و در برخی دیگر (همانند سده ای) بسیار کم کاربرد بوده و یا (همانند کاخکی) کاربردشان بسیار متفاوت از فارسی معیار است. بررسی داده ها همچنین نشان از آن دارد که در شماری از گویش های خراسان (همانند رقه ای، طبسی، کاخکی و سده ای) متغیرهایی همچون جانداری و معرفگی در چگونگی ظهور برخی واژه بست ها تاثیرگذارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان