محمد دبیرمقدم

محمد دبیرمقدم

مدرک تحصیلی: استاد گروه زبان شناسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۷ مورد.
۱.

بازنمایی های ایدئولوژیک در رسانه: بررسی بازتاب تحولات برجام در رسانه ها بعد از خروج آمریکا لغایت گام نهایی ایران در کاهش تعهدات(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۵
هدف پژوهش حاضر تبیین بازنمایی های ایدئولوژیک و جهت دار تحولات سیاسی در رسانه های خبری منتخب است. پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی و با ترکیبی از روش های کمّی و کیفی به تحلیل داده ها پرداخته است. بدین منظور عناوین برگزیده دو رسانه داخلی (وبسایت شبکه خبر و شبکه پرس تی وی) به نمایندگی از گفتمان جمهوری اسلامی و دو رسانه خارجی (وبسایت صدای آمریکا بخش فارسی و بی بی سی بخش انگلیسی) به نمایندگی از گفتمان طرف غربی در بازه زمانی خروج آمریکا از توافق، لغایت گام نهایی ایران در کاهش تعهدات هسته ای بررسی شد. داده های موردنظر با استفاده از مبانی نظری گفتمان انتقادی و چارچوب نظری هلیدی در زبان شناسی نقش گرا تحلیل شدند. نتایج حاصل از بررسی زبان شناختی عناوین خبری در این رسانه ها نشان می دهد که هریک از گفتمان ها در تلاش هستند که مسئولیت شکست برجام را متوجه گفتمان رقیب سازند. تحلیل زبانی عناوین خبری رسانه های گفتمان های رقیب مؤید این رویکرد ایدئولوژیک است. هم چنین رسانه ها به نمایندگی از طرف گفتمان خودی در تلاش هستند که با برجسته ساختن اقدامات مثبت خود و انتساب ویژگی های مقبول به گفتمان متبوع خویش، تصویری مثبت از خود ارائه نمایند. آن ها در این مسیر با برجسته سازی برخی کنش ها و کنشگران، برخی دیگر را به حاشیه می رانند و گاه با ارائه اطلاعات ناقص و جهت دار به ذهن مخاطب جهت می دهند.
۲.

جهت میانه در زبان فارسی: رویکردی کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۴
پژوهش حاضر با موضوع « جهت میانه در زبان فارسی » با به کارگیری آرای موجود در رویکرد کمینه گرای بوورز (2010, 2018) شکل گرفته است . این رویکرد از تازه ترین تعدیل های شکل گرفته در چارچوب برنامه کمینه گراست که در آن کاستی های موجود در نظریات پیشین ازمیان رفته است و مهم ترین دستاورد آن ارائه ترتیب جهانی ادغام است؛ ترتیبی که از منظر بوورز با کمک آن می توان فرایند ادغام نحوی در زبان های گوناگون را سامان دهی کرد. پیش تر بوورز (2002) در چارچوب برنامه کمینه گرا تحلیل ساخت های متعدی معلوم، میانه و مجهول را با استفاده از دو مقوله «اِسناد» و «گذرایی» ممکن می دانست. با حذف گره گذرایی از تحلیل های متأخر وی و نیز جایگزین شدن مقوله نقشی «جهت»، ویژگی های هسته این گروه عامل تمایز چنین ساخت هایی است. پژوهش حاضر ضمن پذیرش کارآمدی رویکرد بوورز، به مقایسه «جهت میانه» در زبان فارسی و ساخت های تک موضوعی نامفعولی و ناکُنایی پرداخته است. در این مقاله با استناد به بررسی های نحوی صورت گرفته بر روی داده های مستخرج از «پایگاه اینترنتی دادگان: پیکره وابستگی نحوی زبان فارسی» نشان خواهیم داد که نه تنها در زبان فارسی امروز جهت فعل «میانه» کاربرد دارد، بلکه ترتیب جهانی مطرح شده توسط بوورز در فرایند ادغام ساخت های نحوی موسوم به «ترتیب جهانی ادغام» در زبان فارسی نیز رعایت می شود. مطابق با چنین ترتیبی جایگاه ادغام موضوع فعل با نقش معنایی کنش گر پایین ترین جایگاه در نمودارهای درختی خواهد بود و سایر موضوع های فعل پس از گروه کنش گر و با ترتیب ویژه ای ادغام می شوند. تحلیل شیوه ادغام موضوع های فعل در قالب گِره های نحوی و نیز بازنمایی شیوه ادغام نحوی سه ساخت تک موضوعی میانه، نامفعولی و ناکنایی در زبان فارسی دستاوردهای این پژوهش در چارچوب برنامه کمینه گراست.
۳.

موصولی سازی در گزیده ای از زبان های ایرانی: رویکردی رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۳۳
پژوهش حاضر به بررسی سلسله مراتب دسترسی رابطه های دستوری کینان و کامری(1977)، در موصولی سازی و محدودیتهای بینازبانی حاکم بر آن و نیز به شیوه های نشانگذاری گروه اسمی هم مرجع با هسته اسمی بر پایه نظریات کینان(1985)، در سه زبان ایرانیِ نائینی، دلواری، و تالشی می پردازد. در این پژوهش سعی بر آن است تا به دو پرسش اساسی پاسخ داده شود: نخست، تا چه حد موصولی سازی جایگاه های نحوی متفاوت در سه زبان یاد شده با سلسله مراتب دسترسی رابطه های دستوری کینان و کامری و محدودیتهای حاکم بر آن انطباق دارد؟ دوم، در زبانهای مورد نظر، از کدام شیوه های موصولی سازی برای نشانگذاری گروه اسمی هم مرجع با هسته اسمی در هریک از جایگاه های نحوی بهره گرفته می شود؟. در سنجه پرسش های مذکور، پرسشنامه ای برمبنای چارچوب برگزیده برای گردآوری داده های مورد نیاز تدوین شد و طی مصاحبه های حضوری با گویشوران، این پرسشنامه تکمیل و حدود140.ساخت موصولی از هریک از زبانهای مورد مطالعه استخراج گردید.داده های حاصل از این سه زبان، نشان از امکان موصولی سازی تمام جایگاه های نحوی سلسله مراتب دسترسی را دارند ونیز شواهدی دال بر همسویی با محدودیتهای حاکم بر سلسله مراتب دسترسی رابطه های دستوری و نیز محدودیتهای حاکم بر نشانگذاری گروه اسمی هم مرجع با هسته اسمی به دست می دهند.
۴.

بازنمایی های ایدئولوژیک در گفتمان سیاسی برجام؛ مطالعه موردی سخنرانی رؤسای جمهور ایران و آمریکا رویکرد نقش گرای نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳
در تاریخ 23 تیرماه سال 1394 ایران و شش قدرت جهانی پس از دو سال مذاکره به توافقی درزمینه برنامه هسته ای ایران دست یافتند. این توافق که به توافق برجام معروف شد، نقطه پایانی بر چندین سال تحریم های بین المللی علیه ایران بود. پژوهش حاضر به تحلیل بازنمایی های متفاوت رؤسای جمهوری ایران و آمریکا از توافق هسته ای برجام می پردازد. این پژوهش تلاشی در جهت کاربست نظریه نقش گرای نظام مند هلیدی در تبیین بازنمایی های ایدئولوژیک است. در بخش تحلیل گفتمان توصیفی ابتدا داده ها از منظر نظام گذرایی از دو جنبه مورد تحلیل قرار گرفته اند. در این بخش ابتدا نوع فرایند به کارگرفته شده و بسامد هریک از فرایندها در متن داده ها مورد محاسبه قرار گرفته است. سپس پس از شناسایی مشارکان اصلی در متن، نوع نقشی که به هریک از آن ها سپرده شده مورد تحلیل قرار گرفته است. داده ها در این بررسی برگرفته از نخستین موضع گیری رؤسای جمهوری ایران و آمریکا پس از حصول توافق برجام است. نتایج نشان می دهد اوباما بیشتر بر کنش ها و روحانی بر توصیف تمرکز دارد. هر دو رئیس جمهور برخی مشارکان را در حاشیه قرار می دهند و برخی را برجسته می سازند. طرفین در توصیف های خود از قرارداد به دنبال بازنمایی مثبت گفتمان خودی و ساختارشکنی معنای موردنظر گفتمان رقیب هستند.
۵.

مقایسه گفتمان نماها در گفتمان روایی کودکان فارسی زبان هفت و ده ساله با بزرگ سالان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۳۷
گفتمان نماها تعیین می کنند که چگونه درک مخاطبان همسو با یکدیگر یا متفاوت از هم است. با توجه به اهمیت گفتمان نماها در افزایش مهارت زبانی و کلامی کودکان و نیز بالا بردن سطح پیوستگی گفتمان آن ها، هدف این پژوهش آن است که با استفاده از مدل هنسن ( 1998 ) به مطالعه فرایند تولید گفتمان نماها در گفتمان روایی کودکان فارسی زبان هفت و ده ساله و بزرگ سالان بپردازد. پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی است. 37 کودک هفت ساله و 40 کودک ده ساله از یک دبستان دخترانه و یک دبستان پسرانه واقع در شهر تهران به صورت هدفمند انتخاب شدند. همچنین، 18 بزرگ سال نیز برای مقایسه عملکرد کودکان با آن ها انتخاب شدند و آزمون بازگویی داستان بر اساس روش چویی ( 2007 ) و کیرتزیس و اروین تریپ ( 1999 ) اجرا شد. نتایج نشان داد آزمودنی ها قادر بودند از انواع گفتمان نماها در گفتمان روایی خود استفاده کنند و در مجموع، میزان استفاده کودکان از گفتمان نماها بیشتر از بزرگ سالان بود. به نظر می رسد گاه پیوستگی انسجام را جبران می کند و گاه روابط معنایی منطقی مبتنی بر دانش پیشین به جای گفتمان نماها ایفای نقش می کنند.
۶.

استعاره های دستوری گذرایی در بخش شنیداری کتاب های آزمون زبان تافل: رویکرد زبان شناسی نقش گرای نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲
پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل استعاره های گذرایی در بخش شنیداری کتاب های آموزش زبان تافل می پردازد. در این راستا سه کتاب رسمی آموزش تافل (مجموعاً چهارده آزمون، هرکدام شامل شش متن مکالمه و سخنرانی) با رویکرد توصیفی و تحلیل محتوا بررسی شد. ابتدا بندهای این 84 متن استخراج و سپس استعاره های گذرایی در آنها شناسایی و به لحاظ نوع و بسامد مقایسه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد: 1) استعاره گذرایی در متن های سخنرانی (با 68% فراوانی) بسامد بالاتری از متن های مکالمه دارد؛ 2) دو فرایند مادی (با فراوانی 38%) و رابطه ای (با فراوانی 28%) به ترتیب دارای بیشترین بسامد نسبت به سایر فرایندها در معنای استعاری هستند. نتایج آزمون من-ویتنی نشان داد تعداد استعاره گذرایی در بخش سخنرانی از بخش مکالمه به طور معنادار فراوانی بیشتری دارد. لذا استفاده بیشتر از متن سخنرانی در بخش شنیداری تافل آن را در سنجش توانش ارتباطی و استعاری داوطلبان کارآمدتر می نماید.
۷.

نمود در زبان فارسی از منظر دستور گفتمان نقش گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۱۹
نمود از دیرباز در حوزه های مختلف علم ازجمله فلسفه، منطق، ادبیات و تدوین دستور و زبان شناسی موردتوجه و مطالعه بوده است. این مفهوم از ابتدای دستورنویسی برای زبان فارسی مورد توجه قرار نداشته است، باوجوداین، از مهم ترین خلط مبحث هایی که در این زمینه صورت گرفته است تمایز قائل نشدن بین زمان دستوری و نمود در بسیاری از این آثار (دستور سخن، دستور پنج استاد و ...) است. در این جستار با بهره گیری از مفاهیم و مفروضات موجود در دستور گفتمان نقش گرا (Hengeveld and Mackenzie, 2009) مقوله نمود در زبان فارسی با استفاده از شیوه ای توصیفی - تحلیلی بررسی می شود و تلاش می شود تا ابعاد جدیدی از رفتار زبان فارسی در ارتباط با این مقوله دستوری بحث شود. در این دستور که اساساً نظریه ای رده شناختی برای ساختار زبان است با معرفی ساختار چند لایه فرمول بندی و رمزگذاری، امکان مقایسه های قابل اتکاتری از نظام های زبانی فراهم می شود. نتایج نشان می دهد که در زبان فارسی در یک سطح نمود کمّی (شامل عادت، تکرری، تک وقوعی، بسامدی) و در سطح دیگر کیفی (تام و ناقص و مرحله ای) از یکدیگر متمایز می شوند. نمود های تام-ناقص و مرحله ای، به سازوکار درونی وضعیت مربوط هستند؛ این نمود ها در مقابل مفهوم نمود کمی قرار می گیرند که بسامد رخداد یک وضعیت را مشخص می کنند. نتایج بررسی ها نشان می دهد که در زبان فارسی عملگر اختصاصی برای نشان گذاری نمود کمی وجود ندارد و غالباً از واحدهای واژگانی و عبارت های قیدی برای این نوع نمودنمایی استفاده می شود. درحالی که در میان نمود های کیفی به جز در مورد نمود مرحله ای ممتد، تمامی موارد دارای ابزار دستوری ویژه ای برای نشان گذاری نمود هستند. به طورکلی، در چارچوب دستور گفتمان نقش گرا می توان توصیف جامعی از تمایز های نمودی و شیوه های مختلف نمودنمایی و سازماندهی آن ها در زبان فارسی ارائه کرد.
۸.

قلب نحوی به راست در ترجمه (از زبان فارسی به انگلیسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۴۳۳
قلب نحوی در زبان فارسی، اختیاری و با انگیزه کاربرد شناختی همراه است. از آنجایی که قلب نحوی در زبان فارسی، برخلاف زبان انگلیسی، یکی از ویژگی-های این زبان محسوب می شود، تحلیل بندهای مقلوب و ترجمه آنها به منظور افزایش دقت و کیفیت ترجمه این نوع بندها ضروری به نظر می آید. بنابراین پژوهش حاضر به روش پیکره ای، از نوع توصیفی - تحلیلی و با هدف بررسی تأثیر قلب نحوی به راست بر بندهای ساده فارسی و تحلیل معادل های انگلیسی آنهاست. برای این منظور از تعداد کل 5247 بند در پیکره فارسی متشکل از کتاب های «مربای شیرین»، «خمره»، «دا» و «چراغ ها را من خاموش می کنم»، تعداد 297 بند مقلوب به راست جمع آوری گردید و همراه با معادل های ترجمه شده انگلیسی آنها بر اساس چارچوب نظری دستور نقش گرای نظام بنیاد «هلیدی» تحلیل شد. نتایج نشان می دهد که قلب نحوی به راست در پیکره فارسی با تغییر در فرانقش ها، آغازگر نشان دار ایجاد کرده است؛ ولی مترجمان به این نوع بندها توجه چندانی نداشته اند. همچنین این دستور در زمینه نقد و صحه گذاری ترجمه بندهای مقلوب به راست به زبان انگلیسی می تواند کارا باشد.
۹.

حرکت فعل اصلی در کردی - سنندجی: رویکردی کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۲۰۶
تحقیق حاضر پژوهشی درباره حرکت نحوی فعل اصلی بر پایه داده های زبان کردی سنندجی در چارچوب برنامه کمینه گراست. برای نیل به این هدف، می توان از دو منظر حرکت فعل اصلی را در زبان های مختلف بررسی کرد: الف) قائل شدن به نظام مطابقه قوی یا ضعیف بر مبنای دیدگاه پولاک ( 1989 )، بلتی ( 1991 ) و چامسکی ( 1995 ) و ب) قائل شدن به نظام تصریف دوجزئی بر مبنای بوبالیک و ترنسن ( 1998 ). حرکت فعل اصلی از منظر نظام مطابقه قوی و ضعیف در زبان کردی با بهره جستن از آزمون حذف گروه فعلی بررسی شده است. این در حالی است که در مطالعات اخیر وجود حذف گروه فعلی در زبان فارسی رد و تفسیرهای متفاوتی برای آن مطرح شده است. در این پژوهش پس از بیان اجمالی نظرات زبان شناسان، استدلال خود را برای قائل شدن به حذف گروه فعلی در زبان کردی سنندجی مطرح کردیم و از آن در نشان دادن حرکت فعل اصلی در کردی سنندجی بهره بردیم؛ اما حرکت فعل اصلی در زبان کردی تاکنون از منظر دوم که قائل شدن به تصریف دوجزئی است بررسی نشده است. بر مبنای این دیدگاه در زبان هایی که دارای تصریف دوجزئی هستند، فعل اصلی اجباراً به بیرون از جایگاه اشتقاق در پایه آن حرکت می کند. بنابراین، در این مقاله علاوه بر بازنگری دیدگاه قبلی درباره حرکت فعل اصلی، از دیدگاهی جدید نیز این موضوع بررسی می شود. در این پژوهش بر اساس شواهد تجربی و ملاحظات نظری نشان خواهیم داد که فعل اصلی در زبان کردی سنندجی به بیرون جایگاه اشتقاق در پایه آن حرکت می کند و جایگاه روساختی آن در این زبان هسته گروه زمان است.
۱۱.

تحلیل انتقادی استعاره ها در مناظره های تلویزیونی انتخابات ریاست جمهوری 1396 ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۳۵ تعداد دانلود : ۲۶۸
زبان در کارکرد اجتماعی آن، یعنی گفتمان، نقشی بسیار مهمی در تعیین قدرت اجتماعی دارد. از آنجا که استعاره پدیده ای بسیار رایج در زبان و حاکم بر نظام مفهومی است، می تواند در این راستا نقشی برجسته ایفا کند. با توجه به اینکه در زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و مجلس، جامعه بیش از هر زمانی در معرض نزاع گفتمان های رقیب برای تغییر روابط قدرت قرار می گیرد، در این پژوهش، در پی آنیم که در چارچوب رویکرد «تحلیل انتقادی استعاره» چارتریس بلک که حاصل تلفیق رویکردهای شناختی، تحلیل انتقادی گفتمان، کاربردشناسی و پیکره ای است، استعاره های به کاررفته در مناظره های تلویزیونی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری سال 1396 ایران را بررسی و از این رهگذر به اندیشه ها و نگرش های پنهان در پس متون تولیدشده دست یابیم. در این پژوهش سه فرضیه بررسی شد و یافته ها هر سه فرضیه را تأیید کردند: 1) بستر تجربی مشترک با رأی دهندگان، متقاعدسازی منطقی واحساسی آن ها و مشروعیت بخشی به دیدگاه های خود و مشروعیت زدایی از دیدگاه های رقیب، مهم ترین انگیزه های کاربرد و گزینش استعاره ها در این مناظره ها هستند؛ 2) در این مناظره ها از حوزه های سفر، منازعه و ساختمان بیش از سایر حوزه ها استفاده شده است؛ 3) با وجود شباهت در استفاده جریان های سیاسی از حوزه های مبدأ استعاره ها، تفاوت هایی در فراخوانی هستی های این حوزه ها مشاهده می شود که بازتاب تفاوت های ایدئولوژیک این جریان هاست.
۱۲.

دوگان سازی فعل در زبان فارسی در رویکرد صرف ساخت(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۹۳ تعداد دانلود : ۴۶۶
هدف از پژوهش پیش رو، بررسی دوگان سازی فعل در زبان فارسی است. نوعی از دوگان سازی، تکرار کامل ترکیبات حاصل از ب + پایه فعل مضارع است که به صورت فعل امر، صفت، اسم یا قید کاربرد دارند و با تکرار آن ها، واژه جدیدی ساخته می شود که ازنظر مقوله دستوری، معنا یا کاربرد، یا هر سه مورد نسبت به پایه متفاوت است. با توجّه به اینکه این دوگان ساخت ها صورت یا معنایی متفاوت از پایه دارند، می توان آن ها را ساخت نامید. آنچه در پژوهش حاضر از ساخت مدّ نظر است، ساخت مطرح در چارچوب دستور ساخت (خیرت بوی، 2010) است. در پژوهش حاضر دوگان ساخت های حاصل از تکرار ب + پایه فعل مضارع به مثابه ساخت مطرح شده و ویژگی عمومی صوری و معنایی این دوگان ساخت ها در قالب یک طرح واره بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که برای همه نمونه های این نوع دوگان سازی کامل در زبان فارسی می توان طرح واره ای ترسیم کرد که دو بخش صورت و معنا دارد. در بخش معنا، شدّت و انجام کار بیش از حدّ معمول ویژگی کلّی این ساخت است. پژوهش حاضر، پیکره بنیاد بوده و نمونه های دوگان ساخت در متن نوشتاری یا گفتاری تحلیل و بررسی شده است.
۱۳.

رده شناسی ترتیب واژه ها در گویش بابلی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۲۸۱
در رده شناسی ترتیب واژه ها، زبان های گوناگون از لحاظ ترتیب و توالی سازه ها بررسی می شوند و سپس مقایسه و طبقه بندی زبان ها بر اساس ترتیب واژه های به دست آمده صورت می گیرد. مقاله حاضر در چارچوب مقاله (1992) درایر، ترتیب واژه ها در گویش بابلی را بررسی می نماید. روش گردآوری داده ها از طریق ضبط پاسخ های 10 گویشور بابلی، 5 گویشور شهرنشین و 5 گویشور روستانشین به پرسشنامه ای که جهت انجام این پژوهش تهیه گردیده بود و همچنین مصاحبه با گویشوران مذکور بوده است. نتایج به دست آمده از این توصیف نشان می دهد که بابلی در مقایسه با زبان های اروپا آسیا با برخورداری از 17 مؤلفه فعل پایانی و 17 مؤلفه فعل میانی توازن میان مؤلفه ها و در مقایسه با زبان های جهان با داشتن 16 مؤلفه فعل پایانی و 15 مؤلفه فعل میانی گرایش مختصری را به سوی رده فعل پایانی نشان می دهد. این نتایج تفاوت ترتیب واژه گویش مذکور با زبان فارسی را نشان می دهد، چراکه گرایش غالب فارسی هم در مقایسه با زبان های اروپا آسیا و هم در مقایسه با زبان های جهان به سوی رده فعل میانی است. فارسی در مقایسه با زبان های اروپا آسیا دارای 12 مؤلفه فعل پایانی و 17 مؤلفه فعل میانی و در مقایسه با زبان های جهان برخوردار از 15 مؤلفه فعل پایانی و 19 مؤلفه فعل میانی است.
۱۴.

Defining Typology of Ardelani Dialect of Kurdish Languagebased on Talmy Model on Motion Events(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۷۱
This paper investigates the conflation of “Path” conceptual semantic in Motion events in the Central-Kurdish (Sorani) Language, Ardelani Dialect, in light of Talmy notions in this regard. According to Talmy, in each Motion event, four main elements i.e. “Figure”, “Ground”, “Path” and “Motion” are involved. These conceptual meanings can be lexicalized either on “Verb Root” or on “Satellite”. By considering a conceptual meaning like “Path” and investigating the surface element that shows it, we can define the typology of languages as “Verb-Framed” or “Satellite-Framed”. In this paper, after analyzing sample sentences containing “Path” concept, in addition to showing the way this concept is lexicalized in Kurdish, we would define typology of Ardelani dialect among Indo-European languages. Data used in this paper is a selection of 23 sentences extracted from a corpus of 890 sentences containing Motion event that have lexicalized Path concept. These sentences have been produced by 18 different native Ardelani speakers in three different groups.
۱۵.

A Cognitive Sociolinguistic Approach to Lexical Polysemy, a Case Study: Persian Adjective /šax/(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۴۳
The present paper aims to investigate the polysemy of the Persian word /šax/ from the perspective of cognitive sociolinguistics. The study begins with introducing the tenets of cognitive sociolinguistics, and then goes on to investigate the polysemy of the Persian adjective /šax/ within this framework. In cognitive sociolinguistics, it is believed that polysemy cannot be reduced to a static state, one and the same for all speakers of a language. Rather, social variables like age and gender of speakers affect the way they perceive different senses of the polysemous words. This paper, in line with cognitive sociolinguistic, studies on polysemy, specifically those of Robinson (2010, 2012a, 2012b, and 2014), employed advanced statistical methods of Logistic Regression and Cross Tab to study the polysemy of Persian adjective /šax/ among 200 Persian speakers, both male and female, of different ages, selected from the Narmak neighborhood, Tehran, Iran, within the time span of spring and summer 2018. The results show that the cognitive sociolinguistic approach works desirably in lexical polysemy studies. In addition, the use of advanced statistical methods revealed a number of important facts about different senses of /šax/ in terms of age and gender, which provide a better description of polysemy in Persian language.
۱۶.

توالی بندهای قیدی مرکزی در جمله های پیچیده زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۵۴
در این مقاله، به ساختار جملات پیچیده در زبان فارسی می پردازیم. جملاتی که از یک بندِ اصلی و یک یا چند بند پیرو تشکیل شده اند. در این جملات به دنبال آن هستیم تا ترتیبِ چینشِ بندهای قیدی را نسبت به بند اصلی بررسی کنیم و درنهایت ترتیبی را در وضعیت بی نشان ارائه کنیم. بندهای قیدی به دو نوعِ مرکزی و حاشیه ای تقسیم می شوند اما در این مقاله ترتیب بندهای مرکزی در سه وضعیتِ قبل از بند اصلی، بعد از بند اصلی و بی نشان مورد بررسی قرار می گیرد. زمانی که بندها قبل از بند اصلی قرار می گیرند، ترتیبشان بند علت > بند هدف > بند زمان/ بند شرط > بند اصلی و زمانی که بعد از بند اصلی قرار می گیرند ترتیبشان بند اصلی> بند زمان/ بند شرط > بند هدف > بند علت است. نتایج نشان داد که ترتیب خطیِ بندهای قیدی مرکزی را می توان در حالت بی نشان به صورتِ بند زمان/ بند شرط > بند اصلی > بند هدف > بند علت در نظر گرفت. همچنین، برای مشخص کردن جایگاه بی نشانِ بندهای قیدی مرکزی در چارچوب کمینه گرایی می توان از نقشه نگاری گرو ه های وصفی و فرافکن های نقشی در حاشیه چپ جمله استفاده کرد.
۱۷.

تفاوت های جنسیتی در استفاده از گفتمان نماها در گفتمان روایی: مطالعه موردی کودکان فارسی زبان یازده ساله تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۲۱۲
هدف این پژوهش آن است که دریابد انواع و بسامد گفتمان نماهای به کار رفته توسط کودکان پسر و دختر یازده ساله تک زبانه فارسی زبان در بافت روایی چیست. گفتمان نماها عناصر واژی هستند که در فرایند دستوری شدگی، همه یا بخشی از معنای واژگانی یا ویژگی های دستوری خود را از دست داده اند و در سطح گفتمان ایفای نقش می کنند. این پژوهش بر روی پیکره روایی 11207 کلمه ای کودکان انجام شده است. آزمودنی های این پژوهش 19 دختر و 20 پسر یازده ساله فارسی زبان تهرانی بودند که از منطقه 9 شهر تهران به شیوه غیرتصادفی و هدف مند انتخاب شدند. نتایج آزمون فیشر نشان داد که هر چند پسران در مجموع 349 گفتمان نما و دختران 314 گفتمان نما را به کار بردند اما این تفاوت عملکرد تنها در خصوص گفتمان نمای «خب» معنادار بود و در خصوص سایر گفتمان نماها معنادار نبود. همچنین دختران با کاربرد 25 نوع گفتمان نما از انواع متنوع تری نسبت به پسران با کاربرد 20 نوع گفتمان نما بهره بردند. سه گفتمان نمای «بعد»، «بعدش» و «و» بالاترین میزان کاربرد را داشتند. این موضوع را می توان با اصل تصویرگونگی تبیین کرد. بر اساس این اصل توالی عناصر جمله منطبق با توالی رخدادهای جهان خارج است. از این رو، کاربرد سه گفتمان نمای فوق که بیانگر توالی رخدادهای داستان بودند از سوی کودکان این پژوهش بیشتر بود.
۱۸.

نظریه گام و کوتاه ترین فاصله میان دو نقطه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۲۴۷
هدف اصلی شرط نفوذناپذیری گام، و در کل نظریه گام، مشخص کردن مسیر حرکت سازه های زبانی است. در این مقاله، نگارندگان ابتدا مسیر حرکت درون بندی فاعل محمول های نامفعولی را بررسی می کنند و استدلال می کنند که فاعل از لبه گروه فعلی کوچک حرکت می کند و سپس به مشخص گر گروه زمان می رود. برخلاف حرکت فاعل، در حرکت مفعول رایی و غیررایی و جزء غیرفعلی فعل مرکب نشانه ای نمی توان یافت تا براساس آن حرکت از لبه گروه فعلی کوچک را تأیید کرد. درباره متمم گروه حرف اضافه ای نیز ادعا می شود که متمم حرف اضافه پس از خارج شدن از این گروه، که به منظور مبتداسازی یا کانونی سازی انجام می گیرد، از لبه گروه فعلی کوچک می گذرد و نقش نمای «را« دریافت می کند. با توجه به داده های این مقاله و براساس قضیه کوتاه ترین فاصله میان دو نقطه  (قضیه حمار) تصریح می شود که در زبان شناسی کمینه گرایی مطلق نیز مانند هم معنایی مطلق وجود ندارد.
۱۹.

تحلیل نحوی حالت دهی کنائی در منتخبی از زبانهای ایرانی: رویکردی کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۲۱۲
بررسی حاضر، به صورت بندی حالت دهیِ کنائی در زبان های تاتی، تالشی و وفسی بر پایه چارچوبی کمینه گرا می پردازد. انطباق در زبان های مورد اشاره دوگانه است. به این مفهوم که در بندهای لازم و بند متعدیِ زمانِ حال، فاعل در حالت مستقیم بوده و فعل با فاعل مطابقه می کند. این در حالی است که در بندهای متعدی زمان گذشته، فاعل در حالت غیرفاعلی بوده و فعل با فاعل مطابقه وندی ندارد. در عوض، واژه بست، وظیفه ارجاع به فاعل متعدی را بر عهده دارد. در این راستا، پس از معرفی دیدگاه های مطرح در پیوند با حالت دهی کنائی نشان خواهیم داد که این نوع حالت دهی در زبان های ایرانی نوعی حالت دهی ساختاری است و در قالب حالت دهی ذاتی، قابل صورت بندی نیست. در این راستا، مبانی نظری مارک بیکر (Baker, 2015) که با تکیه بر مفاهیم نحوی، نسخه جدیدی از نظام حالت دهی وابسته (Marantz, 1991) را ارائه می دهد، به کار گرفته شده است. این رویکرد، قادر است بر پایه نظریه فازها به نحو کمینه ای، حالت دهی کنائی در بندهای متعدی زمان گذشته را صورت بندی کند.
۲۰.

ساخت های اسنادی ثانویه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱۴ تعداد دانلود : ۳۴۹
اگرچه پیشینه مطالعات مربوط به بندهای کوچک به بیش از 30 سال می رسد، ماهیت نحوی مقوله حاکم بر بندهای کوچک هنوز در بین زبان شناسان موضوعی چالش برانگیز و غیر قابل اجماع است. این پژوهش بر آن است که در چارچوب رویکرد کمینه گرای بوورز ( 1993, 2001 ) به این پرسش مناقشه برانگیز، یعنی چیستی مقوله گره حاکم بر بندهای کوچک، پاسخ دهد. مقاله پیش رو با مقدمه ای کوتاه و شرح مختصری درباره پیشینه آثار مرتبط با گره حاکم بر بندهای کوچک و رویکردهای مطرح در این خصوص آغاز می شود و با طرح برخی استدلال ها در رد یا پذیرش بخشی از رویکردهای نام برده ادامه می یابد. پس از آن بر اساس طرح گروه اسناد بوورز ( 1993, 2001 ) ساخت های مذکور در زبان فارسی را توصیف و بررسی می کند. طبق یافته های این مقاله، ساخت های نام برده متشکل از [NP XP] و بدون زمان هستند و XP در آن ها غیر فعلی است. در این پژوهش برای بندهای کوچک، ساختار سازه ای و دو شاخه ای قائل شده است. براساس تحلیل نگارندگان، در همه زبان ها بندهای کوچک که شامل فاعل و محمول هستند، فرافکن نقشی اسناد به شمار می آیند و تفاوت آن ها تنها در مفهوم هسته اسنادی و ویژگی های آن است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان