جستارهای زبانی (پژوهش های زبان و ادبیات تطبیقی)

جستارهای زبانی (پژوهش های زبان و ادبیات تطبیقی)

جستارهای زبانی دوره دهم فروردین و اردیبهشت 1398 شماره 1 (پیاپی 49)

مقالات

۱.

فعل نمود - بنیان در گویش تنکابنی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۵۵
گویشوران تنکابنی به گویشی سخن می گویند که به اندازه ای متفاوت از گویش های شرق مازندران و غرب گیلان است تا حدی که مردمان این سه منطقه سخنان یکدیگر را نمی فهمند و برای برقراری ارتباط از زبان فارسی استفاده می کنند. نگارنده طی اجرای بخشی از طرحی پژوهشی ، در جست وجوی علت عدم درک متقابل میان گویشوران شرق و غرب مازندران که گفتار هر دو از گویش های زبان مازندرانی (تبری/ طبری) به شمار می روند مهم ترین علت را تفاوتی اساسی میان ساخت ستاک فعل در این دو گویش و به سبب بنیان نامعمول ستاک در گویش تنکابنی یافته است. چگونگی ساخت ستاک فعل در این گویش مورد پرسش، و ارائه توصیف و تحلیل این ساختار متفاوت هدف این پژوهش است. داده های این پژوهش به روش میدانی به صورت ضبط گفتار ده گویشور بومی طی پرسش های هدفمند برای دسترسی به انواع صیغگان و صورت های تصریفی فعل گردآوری شده است. یافته ها نشان می دهند که ستاک های فعل در این گویش نمود بنیان هستند و تکواژ تصریفی جداگانه ای برای تصریف زمان بر ستاک افزوده می شود. این در حالی است که ساخت ستاک فعل در زبان های ایرانی بر پایه زمان دستوری است و دیگر ویژگی های تصریفی - از جمله نمود فعل- بر ستاک حال و گذشته افعال افزوده می شوند. این بررسی ضمن معرفی ویژگی خاص ساختار ستاک فعل در گویش رو به زوال پرجمعیت ترین گویشوران یک زبان از دسته زبان های کاسپی (خزری)، در مطالعات گویش شناختی و رده شناختی زبان نیز می تواند کارآمد باشد.
۲.

تحلیل روایت موسی(ع) و سامری بر پایه نشانه معناشناسی گفتمانی

تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۷۲
در این پژوهش تحلیل روایت موسی (ع) و سامری در چارچوب نشانه معناشناسی گفتمانی با استفاده از الگوی کنشی گرمس و معناهای محوری ، با توجه به مربع معناشناختی در ژرف ساخت روایت و انواع نظام های گفتمانی به کار رفته در تولید گفتمان روایی بحث و بررسی شد. این تحقیق با رویکرد توصیفی تحلیلی در پی آن است تا با تحلیل روایت موسی (ع) و سامری، بر اساس نظریۀ نشانه معناشناسی گرمس، ضمن کشف انواع نظام های گفتمانی حاکم بر این روایت، الگوی کنشی موجود در آن را مشخص و معانی محوری در ژرف ساخت این روایت را به منظور فهم شیوۀ گفتمان سازی قرآن دریابد. نتایج به دست آمده نشان خواهد داد، هستۀ مرکزیِ این روایت مبتنی بر دو نظام کنشی و شوشی به دنبال اثبات گفتمان هدایت و نفی گفتمان بت پرستی است. به علاوه، تحلیل ها نشان می دهند روند پیوست قوم به ابژۀ ارزشی، ابتدا با گفتمانی تجویزی شکل می گیرد و سپس این گفتمان تجویزی به شکل گیری شوش در وجود کنشگر و نهایتاً توانش و پیوست قوم به گفتمان هدایت منجر می شود؛ اما در گفتمان، ضلالت روند با نظامی شوشی در درون کنشگر آغاز شده است و این شوش تبدیل به کنش و گسست قوم از ابژۀ ارزشی می شود که این امر حاکی از ساز و کار تولید معنا در دو خط متضاد، بر اساس نظام های گفتمانی است.
۳.

تظاهر زبان- بدن و ارزشگذاری فرهنگی- زبانی در گفتمان های ورزشی حاکم بر جامعۀ بانوان

تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۵۰
نشانه شناسی، محیط انسانی را به ما بهتر می شناساند. محیط انسانی جهانی است که در آن زندگی می کنیم و لازم است خود را با آن تطبیق دهیم. این مقاله سعی دارد شرایط و محیط انسانی در فعالیت ورزشی بانوان را موشکافی کند. سؤالاتی که در اینجا مطرح می شوند عبارت اند از:زبان بدن در ورزش بانوان چه مبنایی دارد؟ تعامل نظام بیولوژیکی و فرهنگی چه گفتمانی را در جامعه ایجاد می کند و بسط می دهد؟ آیا نشانه های بدن، زبانی هستند و ایجاد ارتباط می کنند؟ الزامات و گفتمان های فرهنگی چه نقشی دارند؟ فرض ما بر این است که تنها نمی توان بر الزامات فرهنگی تکیه کرد و گفتمان های حاکم را قضاوتگرانه پیش برد؛ بلکه لازم است این امور توانایی اقناع مخاطب را داشته باشند. بنابراین، نخست مجموعه عوامل بیولوژیکی و بسط آن به مجموعه عوامل فرهنگی در محیط نشانه شناختی مطرح می شود و سپس به نقش گفتمان های پیراورزشی، گفتمان های فرهنگی و حتی پادگفتمان ها می پردازیم. در این مقاله سعی خواهیم کرد از منظر نشانه شناختی کنش، کنشگران، نقش ها و کارکردها و همچنین خصوصیات ابژه ارزشی یا همانا ورزش را بهتر بازشناسیم. اما آنچه بیش از همه اهمیت دارد ایجاد انگیزش حسی و ارزشی است که بی توجهی به آن می تواند در فضای عمومی با مخاطراتی همراه شود و به ایجاد صحنۀ تئاترگونه و بی هدفی در ورزش بانوان منجر گردد. از این رو، لایۀ قدرت و لزوم پشتیبانی قانونی و رسانه ها را در امر ورزش ذکر خواهیم کرد. onction
۴.

ارتباط آگاهی واج شناختی و خواندن در کودکان فارسی زبان مبتلا به اُتیسم

تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۵۵
از آنجا که کودکان فارسی زبان مبتلا به اُتیسم، کتاب ویژه ای برای آموزش خواندن و نوشتن ندارند و توانایی شناختی و زبانی آن ها متفاوت است، بررسی عوامل تأثیرگذار در خواندن آن ها می تواند گامی مهم در جهت ارزیابی و اصلاح کتب آموزشی مورداستفاده، باشد. از سوی دیگر به دلیل متفاوت بودن رسم الخط و تطابق واج نویسۀ زبان فارسی از زبان های دیگر (انگلیسی، ایتالیایی و...)، تأثیر آگاهی واج شناختی در خواندن زبان فارسی متفاوت است، لذا لازم است هم بستگی میان آگاهی واج شناختی و خواندن در کودکان فارسی زبان مبتلا به اُتیسم مشخص شود. در این پژوهش که بر روی 2 6 کودک مبتلا به اُتیسم و 30 کودک فارسی زبان طبیعی شهر تهران انجام شد، از دو آزمون آگاهی واج شناختی و خواندن استفاده شد و نتایج آن ها با استفاده از آزمون های آماری تحلیل گردید . نتایج نشان داد در گروه کودکان مبتلا به اُتیسم میان خواندن واژه با ترکیب واجی و واج آغازین یکسان و میان خواندن ناواژه با تجانس، تقطیع واجی، حذف واج آغازین و پایانی ، هم بستگی معنی داری وجود دارد؛ و در گروه شاهد میان امتیاز خواندن واژه و خواندن ناواژه با امتیاز آگاهی درون هجایی، آگاهی واجی، تجانس، واج آغازین یکسان، حذف واج آغازین و حذف واج میانی هم بستگی معنی دار وجود دارد. در ضمن تفاوت معنی داری میان گروه اُتیسم و شاهد در تمام خرده آزمون ها غیر از خرده آزمون های تقطیع هجایی (075/0) و ترکیب واجی (163/0) وجود دارد. بنابراین، میزان مهارت و هم بستگی در کودکان مبتلا به اُتیسم متفاوت از کودکان طبیعی است و باید در آموزش خواندن آن ها مورد توجه جدی قرار گیرد.
۵.

تقابل های تکیه ای واژگانی و فراواژگانی در زبان فارسی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۵۷
در زبان فارسی واژه ها و ساخت هایی با معانی متفاوتی وجود دارند که به استثناءِ جایگاهِ تکیه، تلفظی یکسان دارند. این ها «تقابل تکیه ای» نامیده می شوند. «تقابل های تکیه ای» دو دسته اند؛ دست ه نخست شامل تقابل تکی ه واژگانی بین دو واژه است که «جفت کمین ه تکیه ای» نامیده می شود. دست ه دوم حاصل رخداد فرایندهای واجی یا تعامل برخی عوامل ساخت واژی، نحوی و آوایی در سطح فراواژگانی است. تقابل تکیه ای واژگانی تنها ملاک قابل بررسی در تقابل های تکیه ای نیست؛ بلکه تقابل های تکیه ای فراواژگانی نیز وجود دارند که شایستۀ بررسی اند. در این راستا، اهداف این پژوهشِ توصیفی - تحلیلی شامل موارد زیر است: معرفی و بررسی ویژگی های جفت های کمینۀ تکیه ای؛ لزوم گردآوری، معرفی، دسته بندی و موشکافی علت ایجاد تمام تقابل های تکیه ای واژگانی و فراواژگانی بر اساس مقول ه واژگانی/ نحوی عناصر متقابل؛ و پاسخ به این پرسش مهم که آیا جابه جایی تکیه، علت اصلی تمایز معنایی آن ها بوده است یا تکیه خود پیامد تفاوت عناصر تشکیل دهند ه این تقابل هاست. دستاوردهای این پژوهش شامل معرفی، دسته بندی و موشکافی دلایل ایجاد تقابل های تکیه ای و همچنین، هویت بخشی به این تقابل ها از طریق انتخاب نام «واژگانی و فراواژگانی» برای آن هاست.
۶.

تفاوت های بین- گوینده در سایشی های بی واک زبان فارسی

تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۶۴
پژوهش حاضر در چارچوب آواشناسی آزمایشگاهی به بررسی پارامترهای آکوستیکیِ بالقوۀ تمایزدهنده میان افراد متفاوت در همخوان های سایشی بی واک زبان فارسی می پردازد. از این روی، هم بسته های آکوستیکی دیرش و مرکز تجمع انرژی در سایشی های بی واک / /f, s , S, x در زبان فارسی مورد بررسی قرار می گیرد. این پژوهش به دنبال آن است تا کشف کند آیا همخوان های سایشی بی واک مورد بررسی و پارامترهای آکوستیکی مدنظر که در این پژوهش بررسی می شوند، دارای خصیصه های فردویژه هستند یا خیر؟ و آیا این همخوان ها و پارامترهای آکوستیکی می توانند به تشخیص و تمایز افراد متفاوت در زبان فارسی کمک کنند؟ به این منظور، صدای 24 گویشور فارسی زبان (12 مرد، 12 زن) در محیط آزمایشگاهی و در دو نوبت مجزا به فاصلۀ یک تا دو هفته ضبط شد. نمونه های آوایی با استفاده از برنامۀ پرات ( PRAAT ) ویرایش 34، 2، 5 مورد تجزیه و تحلیل آکوستیکی قرار گرفت و تحلیل آماری داده ها و مقادیر به دست آمده از بررسی آکوستیکی نمونه های آوایی با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس ( SPSS ) ویرایش 0/21 و نرم افزار آر ( R ) ویرایش 3. 3. 3 صورت گرفت. تحلیل داده ها نشان داد پارامتر آکوستیکی مرکز تجمع انرژی /s/ و /S/ در گروه زنان و مرکز تجمع انرژی /s/ در گروه مردان بهترین پارامترهای تمایزدهنده میان افراد فارسی زبان بوده اند؛ در حالی که دیرش پارامتر آکوستیکی مناسبی در تشخیص هویت افراد گزارش نشده است.
۷.

نسبیتِ زبانی و گفتمان در زندگینامه های خودنوشت از منظر پست مدرنیسم

تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۷
وقتی متن در یک بستر آشنا درک شود و برای خواننده کلیتی منسجم داشته باشد، یک «پاره کلامی» یا «گفتمان» خوانده می شود . قرائت یک گفتمان هم در گرو دانش زبانی و هم دانش غیرزبانی است . زندگینامه خودنوشت نیز در مقام یک روایت، جهان متنیِ خود را دارد . واقعیت آن، حاصل شیوه رمزگذاری زبانی، یعنی همان نسبیت زبانی و جبر زبانی از سوی نگارنده اش است که فعالانه جهان و خویشتن را برمی سازد . از این رو، از رهگذر تحلیل دامنه زبان به کار رفته در یک متن زندگینامۀ خودنوشت، به لحاظ معانی صریح و زنجیره ای از معانی ضمنی، می توان شناختی از جهان بینی مؤلف به دست آورد . به بیان دیگر، سوژه زندگینامه خودنوشت، محصول لحظه به لحظه، و از یک تجربه به تجربه دیگر است که در گستره ای از زبان، در موقعیت های چندگانه برخاسته از گفتار ایستا قرار می گیرد . اجرای همین خویشتن چندپاره به یک هنجار پست مدرن تبدیل شده است . حال باید پرسید، ارتباط میان زبان با واقعیت زندگینامه خودنوشت چیست و چه جنبه هایی از هویت فرهنگی خویشتن را بازنمایی می کند؟ با توجه به این مسئله، هدف از این مقاله، پاسخ به این پرسش است که در قرائت ما از سوژه پست مدرن در کانون زندگینامه خودنوشت، با درنظر گرفتن زبان به منزله واسطه بیان و نیز با توجه به فرازبان در مقام زبانی که برای توضیح درخصوص زبانِ چنین متنی به منظور بازنمود خویشتن به کار می رود، چگونه «من» چندگانه و مبهم و هم چنین «دیگران» برآمده از این متون، در زبان تحقق می یابند و در گقتمان های گوناگون شرکت می جویند .
۸.

بازنمایی نوایی آهنگ ساخت اطلاع در گفتمان روایتی بزرگ سالان تک زبانۀ فارسی زبان

تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۴
تحقیقات نشان داده است که در برخی از زبان ها، گویشوران مدلول های نو را با تکیه تولید و مدلول های کهنه را تکیه زدایی می کنند. این پژوهش ها همچنین نشان داده اند که الگوی تکیۀ زیروبمی مدلول دردسترس مشابه الگوی تکیۀ زیروبمی مدلول های کهنه است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی الگوی تکیه های زیروبمی برای نشان گذاری وضع اطلاعی مدلول ها (نو، کهنه، دردسترس و تشخیص پذیر) در گفتمان روایتی بزرگ سالان فارسی زبان است. علاوه بر این، از آنجا که تاکنون در رابطه با نشان گذاری آهنگین وضع اطلاع دردسترس و تشخیص پذیر در زبان فارسی پژوهشی صورت نگرفته است، تلاش شده است تا تکیۀ زیروبمی و الگوی آهنگین اطلاع در دسترس و تشخیص پذیر نیز مورد مطالعه قرار گیرد. به این منظور، 10 فرد بزرگ سال تک زبانۀ فارسی زبان با استفاده از 8 داستان مصور که در آن ها وضع اطلاع مدلول ها کنترل شده بود به روایت داستان ترغیب شدند. همۀ مدلول ها از لحاظ وضع اطلاع (نو، کهنه، دردسترس و تشخیص پذیر) مورد بررسی قرار گرفتند. سپس، همۀ پاره گفتارها برچسب دهی شدند تا مشخص شود حاوی واژۀ هدف، گروه اسمی کامل، ضمیر هستند یا خیر. در نهایت نیز با استفاده از نرم افزار پرت الگوی تکیۀ زیروبمی آزمودنی ها مشخص شد. یافته های پژوهش نشان داد که پربسامدترین الگو برای نشان گذاری اطلاع نو، کهنه و دردسترس به ترتیب L+(H*) ، H+(L*) و H+L* است. یافته ها همچنین نشان داد که الگوی تکیۀ زیروبمی خاصی برای نشان گذاری اطلاع تشخیص پذیر در زبان فارسی وجود ندارد. براساس نتایج پژوهش، می توان ادعا کرد که در گفتمان روایتی آزمودنی های بزرگ سال بین وضع اطلاع و الگوهای زیروبمی رابطۀ خاصی وجود دارد.
۹.

بررسی و تحلیل سکوت در گفتمان ادبی با رویکرد نشانه - معناشناختی؛ مطالعۀ موردی: کلیدر و جای خالی سلوچ اثر محمود دولت آبادی

تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۱۵
نشانه معناشناسی گفتمان در پی کشف روابطی است که به تولید معنا منجر می شوند. در فرایند زایشی گفتمان، سطحی ترین لایه با ژرف ترین لایه ارتباطی تنگاتنگ دارد. ازجمله عناصر صوری گفتمانی که در زیرینی ترین لایه ها به تولید معنا منجر می شود، فضاست که اخیراً در مطالعات ادبی مطرح شده است. سکوت غیاب عنصر زبانی در گفتمان است به نحوی که نشانۀ چیزی باشد. اما همین عنصر غایب، به وسیلۀ عناصر ساختاری و متنی در گفتمان تجلی می یابند و در پس زمینۀ متن حاضر می شوند. سکوت به عنوان عنصری دلالتگر، در ارتباط با عنصر متضاد خود یعنی صدا دریافت می شود. محمود دولت آبادی، نویسندۀ واقع گرای ایرانی، یکی از داستان پردازان ادبیات اقلیمی نیز هست و بر این اساس، فضا در آثارش نقش بسزایی ایفا می کند. به علاوه، با وجود جایگاه ویژۀ زبان در رمان هایش، سکوت نزد وی به عنوان عنصری معناآفرین بروز می یابد. پژوهش حاضر، با هدف نشان دادنِ فرایند شکل گیری سکوت در کلیدر و جای خالی سلوچ و با تکیه بر رویکرد تنشی گفتمان و نشانه معناشناسی فضا، سعی دارد سکوت را در برخی از ساخت های فضابنیان این دو رمان بررسی کند. در این راستا، مطالعۀ رده های حسّی گفتمان، میدان شنیداری و ارتباط آن ها با تکوین سکوت در فضاها اجتناب ناپذیر است. همچنین، بررسی ها نشان می دهد که ساخت های گفتمانی از اصل فرایند زایشی تبعیت می کنند و فضاهای هراس آلود و سیاهی که در لایۀ صوری این دو رمان به تصویر کشیده شده، به دور از نقش ارجاعی صرف، در سطحی عمیق تر ناظر به خفقان موجود در دورۀ هم عصر این دو رمان، و در ژرف ترین لایه ها، نشان دهندۀ زوال و مرگ است.
۱۰.

تحلیل زبان تجریدی روزبهان با الگوی مربع نشانه شناسی

تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۹۹
روزبهان بقلی از مهم ترین چهره های تصوف در قرن ششم است که زبان عرفانیِ ویژه ای دارد. زبان نزد روزبهان اشکال متنوعی دارد. یکی از این اشکال، زبان تجریدیِ اوست. پژوهش حاضر در پی آن است با استفاده از الگوی مربع نشانه شناختی به زبان تجریدیِ روزبهان بپردازد. بنابراین، هدف از انجام این پژوهش آن است که با توجه به بیان ناپذیریِ تجربۀ عرفانی، به تبیین خصایص زبان تجریدیِ روزبهان و به دست دادن بستری برای فهم تجربۀ او دست یابد. از این رو، نگارندگان پس از تبیین کلیاتی دربارۀ زبان عرفانی او، به نظریۀ بیان ناپذیری زبان عرفان می پردازند تا علت توجه عارف به رویکرد تشبیهی، تنزیهی، سلبی و ایجابی تبیین شود. سپس با تحلیل ساز و کار سلبی، ایجابی، تشبیهی و تنزیهی در زبان عارفان، بستری برای رویارویی با زبان تجریدیِ روزبهان فراهم شود. در ادامۀ الگوی مربع نشانه شناختی معرفی و وضعیت های دهگانۀ نشانه ها تحلیل و بررسی می شود. چنین مطالعه ای آشکار می سازد که زبان تجریدیِ روزبهان از میانِ سه تقابل، یعنی تباین منطقی، تضاد و استلزام، گرایش بیشتری به تباین منطقی دارد. این امر از آنجا ناشی می شود که روزبهان معمولاً از مقوله های کلان و عظیم هستی سخن می گوید که در دو قطب کاملاً متناقض قرار دارند. بنابراین، او گاه این دوگانی ها را کنار هم قرار می دهد و جمع می کند و فراواژۀ «مرکب» می سازد. گاه هر دو مقوله را سلب می کند و فراواژۀ «خنثا» می آفریند و گاه با سلب یکی و ایجاب دیگری «نماگر مثبت» می آفریند. گاهی نیز هم زمان یک مقوله را هم سلب و هم ایجاب می کند و فراواژۀ «بی نام» تولید می کند؛ اما به هر روی، از آنجا که روزبهان از ساحتی سخن می گوید که به تعبیر خودِ وی، انسان عارف گویی ناسوتی است که سرّ لاهوت را به زبان می آورد، از این رو تباین منطقی که مستلزم جمعِ ضدّین است، در زبان تجریدیِ وی بیش از همۀ تقابل ها به چشم می آید. در ضمن، فراواژه های مرکب، خنثی، بی نام و نماگر مثبت که مایه های تجریدی تجربه را افشا می کنند از فراواژه های پرکاربرد زبان تجریدی روزبهان به شمار می آیند.
۱۱.

حالت در زبان های روسی و فارسی و مشکلات فراگیری آن برای فارسی زبانان

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۳۷
در مقالۀ حاضر حالت در زبان روسی و مشکلات فراگیری آن برای فارسی زبانان بررسی شده است. در زبان روسی پیوند بین اعضای جمله با انتخاب درست حالت بیان می شود. این پیوند ممکن است بین اجزای مختلف کلام (فعل، اسم، صفت، قید و عدد) برقرار شود.در مقایسه با زبان روسی، در زبان فارسی مقولۀ حالت وجود ندارد و پیوند بین واژگان در جملات و ترکیب واژه ها به کمک حروف اضافه، نشانه های اضافه، ترتیب اجزای کلام یا حروف ربط برقرار می شود. حالت های زبان روسی معمولاً چند معنایی هستند. هر نوع حالت دارای مجموعه ای از معانی لغوی است. با توجه به مفهومی که هر حالت در زبان روسی دارد، به صورت معینی به زبان فارسی بیان می شود. بنابر این، بین نوع حالت در زبان روسی و ساختارهای نحویِ زبان فارسی رابطۀ یک به یک کاملی وجود ندارد. همچنین در این مقاله تلاش شده است ضمن بیان نحوۀ این گونه روابط و حالت های مختلف به زبان فارسی، به یافتن قوانین، قواعد کلی و بیان مشکلاتی که برای زبان آموزان ایرانی در فراگیری حالت زبان روسی وجود دارد اشاره و علل به وجود آمدن این گونه خطاها برای فارسی زبانان را با رویکردی تحلیلی بررسی کنیم.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۷