راضیه مهدی بیرقدار

راضیه مهدی بیرقدار

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۷ مورد از کل ۷ مورد.
۱.

بررسی ماضی بعید در دامنهٔ آینده

تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۴۱۲
زبانشناسان خارجی تحت عنوان سنتی «تطابق زمان دستوری» به مطالعه ترتیب زمانی موقعیت ها در جملات نقل قول غیرمستقیم می پردازند. این ترتیب بیانگر رابطه زمانی است و تقدم، هم زمانی، یا تأخر موقعیت را نسبت به زمان جهت یابی نشان می دهد. مطالعه حاضر در زبان فارسی به بررسی تقدم زمان موقعیت جمله پیرو می پردازد آنگاه که موقعیت جمله پایه با زمان دستوری آینده بیان می شود. سؤال تحقیق این است که زمان دستوری ماضی بعید در جملات مرکب فارسی چگونه تبیین می شود. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است وداده ها جملاتی از زبان فارسی معیار هستند که با شم زبانی نویسندگان انتخاب و ارزیابی شده اند. با به کارگیری چارچوب نظری دکلرک (۱۹۹۱ الف)، و معنی شناسی و کاربردشناسی حاصل از قوانین محاوره گرایس (۱۹۷۵) فرضیه مناسبی برای پاسخ به سؤال تحقیق فراهم می شود. مطابق فرضیه تحقیق، به شرط دیرشی بودن، آغاز موقعیت جمله پایه با زمان دستوری آینده می تواند نسبت به بقیه آن، گذشته تعبیر شود. این زمان گذشته، زمان جهت یابی لازم برای ماضی بعید را فراهم می سازد. بنابراین، تقدم در دامنه آینده در حالت بی نشان با زمان های دستوری گذشته یا ماضی نقلی و در حالت نشاندار با زمان دستوری ماضی بعید بیان می شود.
۲.

بررسی اجتماعی - شناختی تابو و حسن تعبیر در ساختارهای عبارات، اصطلاحات و ضرب المثل های فارسی و انگلیسی

تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۴۷۵
در این پژوهش تابو و حسن تعبیر با دیدگاهی اجتماعی شناختی بررسی شده اند. مطالعه در ساختارهای اصطلاحات فارسی و انگلیسی صورت پذیرفته و 15 جفت (30 مورد) از آن ها با هم مقایسه شده اند. مباحث اجتماعی مانند انواع متغیرهای اجتماعی، تابو و حسن تعبیر، موضوعات شناختی شامل کاربرد طرح واره ها، و استعاره ها در این بررسی لحاظ شده اند. هدف اصلی روشن کردن شباهت ها و تفاوت های موجود در دو زبان است و به روش تحلیلی و توصیفی داده ها تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج نشان داده است که اصطلاحات حاوی تابو به انواع اصطلاحات دیگری تبدیل می شوند که دارای «به گویی» باشند تا برای پذیرش در اجتماع خوشایند شوند. متغیرهای سبک، جنسیت، سن، شغل، طبقۀ اجتماعی و قدرت، و طرح واره های قدرتی، رویداد، شیء و مالکیت بیشترین کاربرد را در ساختار اصطلاحات داشته اند. گاهی افراد از یک زاویۀ دید به موضوع نگاه می کنند، گاهی این زاویه شامل چند موضوع می شود و بر مبنای موضوعی که در ذهن دارند اصطلاحی انتخاب می شود که طرح واره های مناسب را داشته باشد . اصطلاحات در دو زبان زیرساخت معنایی و موضوع مشابهی را دارند؛ اما در روساخت، بازنمود عینی و ساختار هر مورد متفاوت می شود.
۳.

تطابق زمان دستوری در دامنهٔ آینده

تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۴
مطالعهٔ حاضر به بررسی ترتیب زمانی موقعیت ها در زبان فارسی می پردازد که با نام سنتی "تطابق زمان دستوری" شناخته می شود. در این راستا با به کارگیری چارچوب نظری دکلرک (۱۹۹۱ الف)، و معنی شناسی و کاربردشناسی حاصل از قوانین محاوره گریس (۱۹۷۵)، فرضیهٔ مناسبی برای پاسخ به سوالات تطابق فراهم می کنیم و نشان می دهیم که موقعیت جملهٔ پیرو در حالت بی نشان با زمان دستوری نسبی و در حالت نشاندار با زمان دستوری مطلق بیان می شود. بررسی روابط زمان دستوری در دامنهٔ آینده زوایای بیشتری از کاربرد نظریهٔ دکلرک را دربرمی گیرد، تقدم در این دامنه با صورت های فعلی گذشته یا ماضی نقلی، همزمانی با مضارع، و تاخر با آینده یا حال مایل به آینده نشان داده می شود که هر یک می تواند زمان جهت یابی مرکزی جدیدی بوده و زیردامنه ای را ایجاد کند. همچنین نشان می دهیم که همهٔ قواعد حاکم بر گسترش دامنه های زمان دستوری برای گسترش زیردامنه ها نیز به کار می روند. توان توضیحی تحلیل پیشنهادی علاوه بر نقل قول غیرمستقیم، در انواع دیگر جملات مرکب، حتی جملات سادهٔ پی در پی قابل رؤیت است.  
۴.

نمود در زبان فارسی؛ نگاهی نو بر پایة رویکرد شناختی بسط استعاری و مؤلفه های نمودی

کلید واژه ها: زبان فارسی نمود نظریة دستوری شدگی رویکرد بسط استعاری مؤلفه های نمودی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۳ تعداد دانلود : ۴۷۱
نمود مقوله ای دستوری است که پا به پای زمان دستوری و وجه در ساختار جمله واره ظهور یافته و در کل معنای آن تأثیرگذار است. آثاری که تاکنون در زمینة نمود ارائه شده اند، عمدتاً فاقد چارچوب نظری و تقسیم بندی صحیح از این مقوله هستند. در این مقاله، ضمن ارائة چارچوب های نظری مناسب، به مفهوم سازی نمود دستوری و واژگانی می پردازیم. در قسمت نمود دستوری، در چارچوب نظریة شناختی دستوری شدگی، با بهره گیری از رویکرد بسط استعاری هاینه و دیگران و با استناد به مطالعات تاریخی و ذکر مثال هایی از فارسی باستان و میانه، نمودهای دستوری زبان فارسی را مفهوم سازی می کنیم. در قسمت نمود واژگانی، ضمن به کارگیری مؤلفه های نمودی برگرفته از وندلر(1967) و با رویکرد جدید ذیل به صدر، این مؤلفه ها را با هم ترکیب نموده و به پنج نمود موقعیتی در زبان فارسی دست می یابیم. از لحاظ نظری نیز پیش بینی وجود سه نمود دیگر را می نماییم ودر انتها، در مورد تأثیر بافت بر نمود نیز مطالبی را ذکر می کنیم. یافتن یک نمود واژگانی جدید، پیش بینی وجود سه نمود دیگر و مفهوم سازی نمودهای دستوری و واژگانی در زبان فارسی بر اساس الگوهای شناختی، از جمله نتایج این پژوهش می باشد.
۶.

حذف حروف اضافه قبل از عناصر مکان نما

تعداد بازدید : ۱۳۴۳ تعداد دانلود : ۷۳۱
در این مقاله به تبیین حذف حروف اضافه ی فضایی قبل از عناصر مکان نما در گونه ی محاوره ای فارسی معاصر تهران و مقایسه ی دو فرضیه ، در این خصوص می پردازیم. در فرضیه ی نخست، صرف وجود حشو معنایی بین حرف اضافه ی فضایی و عنصر مکان نما، عامل امکان حذف حرف اضافه ی فضایی انگاشته می شود. در فرضیه ی دوم، حذف حروف اضافه ی فضایی قبل از عناصر مکان نما به دو عامل وجود اشتراک معنایی بین حروف اضافه ی فضایی و عناصر مکان نما و همچنین طبقه ی معنایی فعل، وابسته است. در حمایت از فرضیه ی دوم، ابتدا نشان می دهیم که صرف وجود حشو معنایی بین حروف اضافه ی فضایی و عناصر مکان نما نمی تواند تمامی موارد حذف حروف اضافه را قبل از عناصر مکان نما تبیین نماید. آن گاه با استفاده از آرای تیلر و ایوانس (2007) و بر مبنای طبقه بندی معنایی سه گانه آن ها از عناصر فضایی، نشان می دهیم که امکان حذف این حروف اضافه قبل از عناصر مکان نما، علاوه بر وجود اشتراک معنایی بین حرف اضافه ی فضایی و عنصر مکان نمای بعد از آن، به طبقه ی معنایی فعل نیز وابسته است.
۷.

بررسی جایگاه مبتدا در فارسی بر پایه برنامه کمینه گرا

کلید واژه ها: تاکید مبتدا گروه مبتدا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹۱ تعداد دانلود : ۹۲۹
در این مقاله دو دیدگاه هگمن و گوئرون (1999) و کریمی (2005) در مورد انشقاق گروه متمم ساز (CP) و فرافکن های تحت تسلط آن را در ارتباط با جایگاه سازه مبتدا در زبان فارسی مورد بحث قرار می دهیم. درحالی که هر دو رویکرد قائل به وجود دو فرافکن بیشینه نقشی تاکید (FocP) و مبتدا (TopP) بین دو گروه متمم ساز و گروه فعلی اند، اما از دو جهت نیز با یکدیگر متفاوت هستند. تفاوت نخست آن که کریمی جایگاه شاخص گروه زمان [spec TP] را جایگاه آن چیزی می داند که از آن به عنوان مبتدا ی پس زمینه (backround topic) یاد می کند، در حالی که این جایگاه از نظر هگمن و گوئرون جایگاه فاعل است . تفاوت دوم آن که در فرضیه انشقاق گروه متمم ساز پیشنهادی هگمن و گوئرون در فاصله بین گروه متمم ساز و گروه تصریف یا گروه زمان دو فرافکن بیشینه مبتدا وجود دارد که فرافکن مبتدای پایین تر خاصیت بازگشتی(recursive) دارد، در حالی که در تحلیل کریمی تنها یک فرافکن بیشینه نقشی مبتدا وجود دارد. بر این اساس، طبق تحلیل کریمی در جملات دارای دو مبتدا، مبتدای جدید (shifted topic) در جایگاه شاخص گروه مبتدا و دیگری در جایگاه شاخص گروه زمان قرار دارند، در حالی که طبق تحلیل هگمن و گوئرون هر یک از سازه های مبتدا در یکی از دو جایگاه شاخص گروه مبتدا واقع می شود. در این مقاله با استفاده از حرکت گروه های اسمی نا-مشخص (non-specific) در ساخت های دارای سازه تاکیدی و نیز تطابق آن با فعل نشان خواهیم داد که تحلیل هگمن و گوئرون از کفایت بیشتری برخوردار است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان