پژوهشنامه علوم سیاسی

پژوهشنامه علوم سیاسی

پژوهشنامه علوم سیاسی سال سیزدهم بهار 1397 شماره 2 (پیاپی 50) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

نسبت آرمان و واقعیت در اندیشه سیاسی زرتشت، مانی و مزدک در دوره ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۹۸ تعداد دانلود : ۳۷۰
این مقاله بر آن است تا نسبت میان «آرمان» و «واقعیت» را در اندیشه زرتشت، مانی و مزدک مورد واکاوی قرار دهد. اندیشه های زرتشت مبنای شکل گیری دولت ساسانی و حرکت تأسیسی اردشیر بابکان بود. مانی و مزدک که در دوره ساسانیان ظهور می کنند، در تقابل با ساسانیان قرار گرفته و با وجود همکاری قباد با مزدک و شاپور دوم با مانی، به دلیل عدم هماهنگی میان آرمان و واقعیت در اندیشه مانی و مزدک، این دو اندیشه به حاشیه رانده شده و شکست خورند. در حالی که، هم وندی ارگانیگ میان «اسطوره و قدرت» و «آرمان و واقعیّت» در اندیشه زرتشت وجود داشت؛ امری که موجب باقی ماندن اندیشه زرتشتی به عنوان گفتمان غالب آن روز شد. مانی و مزدک، نه تنها با حاکمیت ساسانی ناهماهنگ بودند، بلکه از آن، با ساخت ارزشی و فرهنگی ایران آن روز سازگاری نداشتند و نتوانستند در ایران پایایی و مانایی قوام بخشی داشته باشند. بدین سان پرسش اصلی این نوشته آن است که چه نسبتی میان آرمان و واقعیت در گفتمان های زرتشتی ، مانوی و مزدکی وجود دارد. فرضیه آن است که رابطه آرمان و واقعیت در گفتمان زرتشتی، رابطه ای هم ساز و از آن سو در گفتمان مانوی و مزدکی رابطه ای ناهم ساز است. برای آزمون این فرضیه که به روش توصیفی-تاریخی انجام می شود، ابتدا بحثی نظری درباره آرمان و واقعیت صورت خواهد گرفت. آنگاه شرایط امکان ظهور آرمان یا اسطوره را در سه مکتب فکری فوق الذکر بررسی خواهیم کرد و در نهایت نسبت این مفاهیم دوگانه-آرمان و واقعیت- را در مکاتب مذکور مورد سنجش قرار خواهیم داد.
۲.

هویت، قدرت و امنیت در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران: یک چارچوب نظری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱۵ تعداد دانلود : ۴۰۱
  بررسی ادبیات نظری موجود در حوزه سیاست خارجی نشان می دهد که اغلب مطالعات انجام شده بر یکی از عوامل هویت، قدرت و یا امنیت در شکل دهی به تصمیمات و رفتارهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تأکید کرده اند. از این رو مقاله حاضر در راستای برطرف کردن خلأهای تحقیقی موجود یک چارچوب نظری جدید را ارائه می دهد. در این چارچوب نظری ادعای اصلی مقاله این است که هر سه عامل هویت، قدرت و امنیت به صورت تعاملی و همبسته نقش تعیین کننده ای در تمامی تصمیمات سیاست خارجی ج.ا.ایران ایفا می کنند اما نوع و نحوه ارتباط آن ها در گذر زمان و موقعیت های مختلف، نتیجه ملاحظات و اولویت هایی است که در تصمیم گیری سیاست خارجی رقم خورده است. مفروض این مقاله این است که هیچ یک از مفاهیم هویت، قدرت و امنیت به تنهایی شکل دهنده سیاست خارجی نیست، بلکه در موقعیت های مختلف هریک از آن ها می تواند منبع و ابزار یا هدف باشد که برخورداری از هر یک از آنها به مثابه ابزار برای رسیدن به دو دیگر به مثابه هدف لازم است. با توجه به ادعا و مفروض فوق این سؤال مطرح می شود که که چگونه عوامل هویت، قدرت و امنیت در شکل دهی به سیاست خارجی ج.ا.ایران در گذر زمان و در موقعیت های مختلف نمود و استمرار یافته اند؟ فرضیه مقاله در پاسخ به این پرسش عبارت است از این که سیاست خارجی ج.ا.ایران برآمده از تعامل دائمی، همزمان و در حال تغییر هویت، قدرت و امنیت است که نوع و نحوه ارتباط و ترتیب اهمیت اثرگذاری آن ها تابع نظام اعتقادی و سیاسی داخلی و موقعیت بین المللی کشور است. در راستای غنای نظری ادبیات موجود تلاش مقاله حاضر بر آن است که چارچوب نظری خود را برای فهم و تبیین سیاست خارجی ج.ا.ایران ارائه دهد.        
۳.

رانسیر و بازپیکربندی توزیع امر محسوس در سیاست و زیبایی شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۳۲ تعداد دانلود : ۲۷۵
توجه به بعد زیبایی شناسانه تجربه سیاسی از جمله دغدغه های بنیادین رانسیر در تحقیقات تاریخی و سیاسی اش است. او با در نظر گرفتن سیاست و زیبایی شناسی به مثابه اشکال متفاوتی از مفهوم اختلاف وجوه زیبایی شناسانه سیاست و وجوه سیاسی زیبایی شناسی را در آثار و اعمالی پی می گیرد که به بازپیکربندی توزیع امر محسوس انجامیده است. در این مقاله ضمن تمرکز بر آراء و نظرات رانسیر در این باب، یعنی درهم بودگی و همبستگی دو حوزه سیاست و زیبایی شناسی، به بازشناسی و بازتعریف رانسیر از این مفاهیم به عنوان عرصه هایی برای بازپیکربندی تقسیم بندی های زمان و مکان می پردازیم تا از خلال آن نشان دهیم، بازسازی یک جهان ویژه ناسازگار و شکلی خاص از تجربه چگونه شکل می گیرد. در مقاله حاضر، سعی در پاسخ به این پرسش داریم که «رانسیر در تحقیقات خود در حوزه های سیاست و زیبایی شناسی چگونه توانسته به راه و امکانی نظری در ارتباط میان این دو حوزه دست یابد»؟ بنابر فرضیه ما، رانسیر با پیش فرض گرفتن درون بودگی دو حوزه سیاست و زیبایی شناسی و اینکه هر دو حوزه از راه های موازی به موضوعات واحدی می پردازند به اثرگذاری این دو ساحت بر توزیع امر محسوس توجه کرده است؛ آن هم در جایی که هر دو امر سیاسی را محقق می سازند. بدین ترتیب در مقاله پیش رو، پس از بررسی و شناخت آراء و نظرات رانسیر در دو حوزه سیاست و زیبایی شناسی، چگونگی رابطه این دو حوزه را روشن می سازیم؛ آن هم آنجا که هر دو به بازتوزیع امر محسوس می انجامند.
۴.

نقش توسعه اقتصادی در تحول فرهنگی؛ عصر پساجنگ در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۹۹ تعداد دانلود : ۴۳۸
ظهور دولت سازندگی و برنامه تعدیل و توسعه اقتصادی لیبرالی و نیز تحول کالبدی فضای شهری نقطه چرخشی در تاریخ اخیر ایران بود. از سال 1368 به بعد، رشد سخت افزارهای اقتصادی جایگزین رکود دهه شصت شد. زیرساختهای اقتصادی در سطح کشور، از قبیل کارخانه، پالایشگاه، بندر، بزرگراه... نوسازی و تقویت شد و نهادهای ارتباطی و آموزشی و تفریحی و رفاهی در سطح شهرها ظهور کرد. در پی این تحولات یا به موازات آن، ایران شاهد تحولاتی در تقاضاها و ارزشها و رفتارها و سبک زندگی یا نرم افزارهای فرهنگی شد. مقاله حاضر در پی تقویت این فرضیه است که تحولات اقتصادی نقش علّی و ایجادی در تحولات فرهنگی داشت، و همانطور که فرهنگ در قدیم تاحدود زیادی مولود شرایط محیطی بود، اینک فضای جدید شهری متاثر از توسعه لیبرالی در حکم شرایط محیطی جدید بود. کمابیش به شکلی که در آغاز تمدن صنعتی غرب اتفاق افتاد، سخت افزارهای تمدنی مدرن، نرم افزار فرهنگی متناسب با خود را اقتضا کرد. آنچه طراح و مدیر اصلی این برنامه، هاشمی رفسنجانی، از آن زیر عنوان «توسعه آرام و طبیعی» نام برد، همان توسعه فرهنگی و سیاسی بود که تاحدودی به طور خودبه خود از درون توسعه اقتصادی بیرون آمد.
۵.

دوستی در روابط بین الملل و نگاهی بومی به آن: درس هایی از سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵۵ تعداد دانلود : ۳۳۱
دوستی از مفاهیمی است که با نقد جریان مسلط در عرصه روابط بین الملل، تقویت رویکردهای هنجاری و نیز نگاه جامعه انگارانه به روابط میان دولت ها مطرح شده و می تواند با ظهور آنچه در سال های اخیر «چرخش احساسی» در علوم اجتماعی نام گرفته مورد توجه بیشتری قرار گیرد. در عین حال، همچون سایر مفاهیمی که در روابط بین الملل مطرحند، عمده مباحث پیرامون آن ریشه در اندیشه و تاریخ غرب دارد. در تلاش برای طرح نگرش های غیرغربی که می توانند همگام با کثرت گرایی موجود در رشته، الهام بخش مفهوم پردازی ها و نظریه پردازی های روابط بین الملل باشند، این مقاله با بررسی تفسیری- تحلیلی آثار شیخ مصلح الدین سعدی نشان می دهد که هرچند سعدی اندیشه های خود را بیشتر برای عرصه خصوصی افراد و یا روابط دولت با مردم مطرح ساخته اما با تعمق در آثار او و با توجه به طیف وسیع مضامین دوستی مورد توجه وی، می توان مولفه هایی برای دوستی در سطح بین الملل نیز استخراج کرد که طیفی وسیع را از نگرش ابزاری یا حداقل حزم اندیشانه و واقع گرایانه به دوستی تا تساهل و مدارا در اخلاق جهانی و حتی بخشش یکجانبه برای غلبه بر خشونت و دشمنی را در بر می گیرد و در ابعادی با مفهوم بندی های جاری در مورد دوستی در روابط بین الملل همپوشانی هایی نیز دارد.
۶.

داعش و مدرنیته: بررسی تأثیر عملکرد دولت شبه مدرن خاورمیانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۳۷
نوشته پیش رو به ارائه تصویری از رابطه سازمان «داعش»، مدرنیته و نهاد دولت پرداخته است. عوامل مختلفی در پیدایش پدیده های اجتماعی-سیاسی مؤثر هستند که در رابطه با ظهور «داعش»، این مقاله، علاوه بر تأثیر بنیادگرایی اسلامی، به طور ویژه به نقش ریشه ای دول معاصر خاورمیانه و استفاده این سازمان از ابزارهایی که مدرنیته در اختیار آن قرار داده، توجه نموده و در پی پاسخ به این پرسش برآمده که تأثیر دول معاصر خاورمیانه بر پیدایش داعش چگونه بوده است؟ بدین منظور، به بررسی مدرنیته، دولت مدرن، دولت های خاورمیانه و تأثیر آنها بر ظهور داعش، پرداخته است. مقاله حاضر بر آن است که خاورمیانه فاقد شرایط لازم برای رشد کامل دولت مدرن بوده و دول این منطقه به خاطر عدم پذیرش کامل مدرنیته و نقص در اجرای اصول و فاکتورهای آن، اغلب دولی شبه مدرن بوده اند. لذا در کنار بنیادگرایی اسلامی، عملکرد آنها نیز در پیدایش چنین سازمان و دولت های قارچ گونه ای مؤثر بوده است. عملکرد نامناسب این دول شبه مدرن خاورمیانه ای در مقایسه با دول مدرن غربی و عدم رعایت برخی از جنبه های مدرنیته و دولت مدرن از سوی این دول از یک طرف، و عدم وجود شرایط اجتماعی لازم برای پذیرش این جنبه ها در منطقه و ناسازگاری این دول با جامعه مربوطه و نیز عدم توجه به بافت ترکیبی جامعه از طرف دیگر، از عوامل اصلی و ریشه ای ظهور "داعش" بوده اند.
۷.

آسیب شناسی روابط بازرگانی ایران و افغانستان از منظر رهیافت اقتصاد سیاسی (2018-2001)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۵۵ تعداد دانلود : ۳۹۱
   رتبه نخستِ ایران در صادرات کالا به افغانستان در سال های 2017-2015م. حاکی از تحولی عظیم در روابط اقتصادی دو کشور و تأثیرگذار بر تعاملات سیاسی آنان است. بااین وجود، پیوندهای بازرگانی ایران و افغانستان با مشکلات متعددی همراه است. نوشتار حاضر، با کاربست رهیافت اقتصاد سیاسی، مطالعه تاریخیِ روابط خارجی دو کشور (2018-1794م.) و طرح این پرسش که؛ مهم ترین چالش های سیاسی و اقتصادیِ تأثیرگذار در روابط بازرگانی ایران و افغانستان در سطوح ملی، منطقه ای و جهانی (2018-2001م.) کدام اند، درصدد شناسایی و تحلیل این مشکلات برآمده است. اهمیت پژوهش، بازنمایی دگردیسی تحولات خارجیِ دوجانبه و چندجانبه ی اخیرِ ایران و افغانستان با رویکردی اقتصادی است. یافته های مقاله، حاوی چند نکته است. نخست؛ تاریخ روابط اقتصادی ایران و افغانستان، متأثر از فرازونشیب های گفتمان های حاکم بر سیاست خارجیِ دو کشور و نظام بین الملل بوده است. دوم؛ بی ثباتی سیاسی-اقتصادی، فساد اداری و اقتصاد رانتی در هر دو کشور، بازتاب های منفی بر تعاملات بازرگانی آنان گذاشته است. سوم؛ سازمان های منطقه ایِ اقتصادی نظیر اکو، نتوانسته اند در گسترش روابط اقتصادی ایران و افغانستان نقش بسزایی ایفا کنند. بااین وجود، انتظار می رود رشد تعاملات اقتصادی، برخلاف مسائل صرفاً سیاسی و امنیتی، بتواند منافع مشترک و پایداری برای دو دولت به ارمغان آورد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۴