آرشیو

آرشیو شماره ها:
۹۹

چکیده

بیان مسأله: از دیرباز فضاهای آیینی نقش مهمی در شکل دهی به منظر شهرها و پایه های اعتقادی و فرهنگی جوامع بشری ایفا می کرده اند. به گونه ای که برخی از تاریخ دانان یکی از علل اصلی تشکیل شهر را معطوف به عملکرد آیینی و معنوی آن می دانند. فضاهای آیینی به واسطه تجربه مشارکت و هم حسی فضایی یکی از قوی ترین تجربه های فضای جمعی هستند که در فرهنگ ما ایرانیان با داشتن مناسبات نزدیک با عوامل طبیعی چون آب و درخت و بهره مندی از ماهیت جمعی و آیینی، کیفیت مثبت محیطی را برای تقویت تعاملات و روابط اجتماعی فراهم کرده و به تبع آن امکان شکل گیری ذهنیت واحد ساکنان از شهرشان را ایجادکرده اند. با آغاز دوران اسلامی مناظر آیینی به شیوه ای خاص در منظر شهرهای ایرانی تداوم یافته و زمینه ساز شکل گیری تحولاتی در کالبد شهرها، حیات اجتماعی شان، ادراکات شهروندان از آنها و به طور کلی هویت شهر ایرانی شدند. هدف: هدف اصلی در پژوهش حاضر واکاوی چرایی و چگونگی تأثیر مناظر آیینی بر هویت شهرهای ایرانی، به واسطه ادغام محتوای شکلی (طبیعی) و ذهنی (اجتماعی) مشترک آنها است. روش تحقیق: ابتدا به منظور تبیین چرایی و علت اثرگذاری مناظر آیینی، الگوی شکلی و معنایی مشترکِ طبیعت گرایانه و اجتماعی این مناظر مورد مطالعه قرار گرفته و اثرگذاری آنها بر هویت شهرها به صورت نقاط عطف اجتماعی و معنایی بررسی شد. سپس برای مشخص ساختن نحوه و چگونگی این تأثیرگذاری، مطابق با مفهوم سازمان فضایی شهر که مفهومی ذهنی و مبتنی بر ارتباطات دو جزء اصلی مرکزیت و کل های کوچک (محلات) است، حوزه اثرگذاری این مناظر بر هویت شهر در سه سطح مرکزیت شهر در شهرهای آیینی (کلان)، شبکه ای از مراکز محلات آیینی در سطح شهر (میانی) و مرکز محلات آیینیِ مستقل (خرد) مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه گیری: در بسیاری از شهرهای ایرانی، الگوی شکلی مشابه مناظرآیینی، سبب توسعه شهر و محلات آن در اطراف آنها شده و سپس با دارا بودن مشخصه ها و آثار ذهنی مشترک ناشی از ماهیت آیینی، اجتماعی و معنایی شان نقش برجسته ای را در زمینه ادراک منظر توسط ساکنین در محلات و شهرها بر عهده گرفته اند و به بخشی از وجه ممیزه شکلی و ذهنی شهر تبدیل شده اند.