حمیده ابرقویی فرد

حمیده ابرقویی فرد

مدرک تحصیلی: پژوهشگر دکتری معماری منظر، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۰ مورد از کل ۱۰ مورد.
۱.

بازخوانی مؤلفه های سازنده سازمان فضایی شهر ایرانی پس از اسلام در سفرنامه های قرن نهم تا چهاردهم هجری قمری

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۲
سازمان فضایی مفهومی برآمده از نگاه سیستمی به شهر و اجزای سازنده آن محسوب می شود که شهر را حاوی معنایی فراتر از جمع جبری اجزای کالبدی آن دانسته و معنایی برآمده از نظم، نسبت و ارتباط میان اجزاء برای شهر قائل است. این مفهوم ناشی از توافق جمعی ساکنان در نحوه شکل گیری شهر است؛ در این دیدگاه اجزای سازنده شهر در هر تمدن، مطابق نظم و سازمانی خاص شکل می گیرد که برآمده از چارچوب فرهنگی مشابه آنهاست. از این رو مفهوم سازمان فضایی را می توان وجه ممیزه فرهنگی و نشان هویتی دانست. سفرنامه های مستشرقان قرن نهم تا سیزدهم هجری قمری از منابع مهمی هستند که گرچه با نظامی روشن و سیستمی به شهر نپرداخته اند، اما با ذکر رویدادهای زندگی اجتماعی و توصیف فضاها و عناصر مهم شهر، تصویری مختلط از سازمان فضایی شهر به دست می دهند. تحلیل و مقایسه یافته های توصیفی و تخصصی در راستای تبیین مفهوم سازمان فضایی شهر، تفسیر جدیدی از چیستی و چگونگی شهر ایرانی-اسلامی فراهم می کند. هدف از نوشتار حاضر پرداختن به نحوه شکل گیری سازمان فضایی خاص شهر ایرانی به لحاظ عملکردی و معنایی است. در این راستا مؤلفه های سازمان فضایی از جهت نقش در ساخت «کلیت» شهر و «روابط» متقابل مورد بررسی قرار می گیرند. روش تحقیق در این پژوهش از نوع تاریخی بوده و جمع آوری اطلاعات نیز به شیوه کتابخانه ای از سفرنامه ها و منابع تخصصی صورت گرفته است. ارتباط میان توصیف سیاحان و نظرات متخصصان از شهرهای ایرانی با سازمان فضایی آن، از طریق استنباط عقلی و تجزیه و تحلیل یافته ها صورت پذیرفته است. سازمان فضایی شهر محصول نگرش به شهر به عنوان یک کلیت مستقل است. شرط لازم برای معنایافتن شهر به عنوان یک «کل»، هدفمندبودن اجزا و نظم میان آنهاست که امکان شکل گیری، توسعه و تکامل شهر را در قالب ارگانیسمی پویا محقق می سازد. در شهرهای ایرانی دوره اسلامی چهار جزء قلمرو، مرکز، ساختار و کل های کوچک، الگو و روابط خاص سازمان فضایی شهر را شکل می دهند. در یک طبقه بندی کلی می توان از میان چهار مؤلفه اساسی سازمان فضایی شهر ایرانی، مرکز را به اعتبار مقام هستی بخش آن شرط لازم، و سه مؤلفه دیگر را همراه با مرکز به اعتبار نقش خدماتی، شروط کافی و مکمل تحقق کلیت سازمان فضایی شهر دانست.
۲.

تبیین نقش قدرت در بافت جوامع قرون وسطی و اثر آن بر تحولات کارکردی باغ های قرن 6-15 م.

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۰
بیان مسئله: در باغسازی قرون وسطی عامل مذهب و تسلط آموزه های کلیسا دلیل اصلی رشدنیافتگی باغسازی سده های میانه خوانده می شود که براساس آن انسان عصر مسیحیت به دلیل دیدگاه های ایدئولوژیک و افراطی از طبیعت و مظاهر آن چشم پوشی می کرده است. در واقع قدرت اندیشه های مذهبی سبب عدم شکل گیری باغ های منسجم در اوایل قرون وسطی و کاهش این قدرت در اواخر دوره، باعث شکل گیری باغ ها در وجه زیباشناسانه شده است. در مطالعات باغسازی قرون وسطی مذهب به عنوان پدیده ای همه گیر به تمام ابعاد جامعه بسط داده شده و تأثیر عواملی چون وضعیت اجتماعی و معیشتی مردم، تحولات سیاسی قدرت های حاکم و شرایط اقتصادی، کمتر مورد بررسی قرار گرفته است.اهداف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی علل مغفول ماندن و رشدنیافتگی باغسازی سده میانه، به این پرسش پاسخ می دهد که آیا دگماتیزم مذهبی و باورهای کلیسا درباره طبیعت علت اصلی اثرگذار بر ماهیت و کارکرد باغ های قرون وسطی بوده است؟ به جز عامل مذهب چه عوامل دیگری در تحولات کارکردی باغ های این دوره دخالت دارند؟روش پژوهش: این پژوهش با بهره گیری از رویکرد تبیینی به بررسی کارکردهای باغ های قرون وسطی با روش تحلیلی از دریچه تحولات رویدادهای تاریخی و بافت اجتماعی می پردازد و بر مبنای تحلیل داده های نوشتاری و تصویری نقش عوامل مذهبی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را مورد بررسی قرار می دهد.نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد مجموعه عوامل مذهبی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعیِ شهرهای قرون وسطی در طی 9 قرن، باغسازی این دوران را تحت تأثیر قرار داده و عامل قدرت و گروه های صاحب قدرت در هر دوره تعیین کننده ماهیت، کالبد و کارکرد باغ بوده اند. در قرن 12- 6 م. قدرت حاکم (نظام کلیسا-فئودال) گونه باغ های مذهبی و معیشتی-کارکردی را پدید آورده و در قرن 15-12م. اشراف شهرنشین (اصناف تجاری) باغ های لذت را شکل داده اند.
۳.

تأملی بر نمودهای قدرت در بازنمایی باغ های آشوری و نئوآشوری با تکیه بر کتیبه ها و نقش برجسته هایی از قرن 12 تا 7 ق.م

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۶
با بررسی نقش مؤلفه های فرهنگی و جریان های فکری در شکل گیری ویژگی های کالبدی و عملکردی باغ -در یک بستر جغرافیایی- می توان به تصویری جامع تر از فرهنگ مردمان سازنده آن پی برد. نقش مؤلفه قدرت در شکل گیری تمدن آشوری و نئوآشوری به گونه ای است که حکمرانان از نیمه دوم قرن هشتم ق.م. در نقش برجسته ها، از نمایش باغ به عنوان رسانه و ابزار نمایش قدرت سلطنتی بر روی دیوارهای قصرهایشان استفاده می کنند. ارتباط میان قدرت به عنوان یکی از علل شکل گیری باغ های سلطنتی (چرایی) و نحوه نمایش آنها در بازنمایی های باغ (چگونگی)، اطلاعاتی از ویژگی های کالبدی و عملکردی خاص باغ در این دوره تاریخی ارائه می دهد. این نگرش نقش برجسته هایی با محوریت باغ را به مثابه بیانیه ای امپریالیستی و سیاسی مورد توجه قرار داده و «قدرت» را به عنوان یک اصل فرهنگی در تمدن آشوری و نئوآشوری مطرح می سازد.هدف از نوشتار حاضر بررسی الگوی کلی باغ های سلطنتی آشوری و نئوآشوری با تأکید بر ابعاد سیاسی آن است. چگونگی بروز این مسئله در باغسازی منطقه بین النهرین به شکل نمایش قدرت شاهانه در بازنمایی هایی از باغ دیده می شود که تاکنون به صورت جامع و با تأکید بر همه ابعاد آن، در قالب پژوهشی مستقل مورد بررسی قرار نگرفته است.روش تحقیق پژوهش حاضر کیفی و از نوع تاریخی و تحلیل محتوا بوده و جمع آوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای با استناد به منابع اطلاعاتی دسته اول نقش برجسته ها، کتیبه ها و متون ادبی آشوری و منابع دسته دوم مقالات و کتب در دسترس صورت گرفته است.بازنمایی باغ سلطنتی به عنوان پدیده ای طبیعی-فرهنگی در نقش برجسته های آشوری و نئوآشوری، با هدف نمایش قدرت عمرانی و نظامی شاه و القای قدرت فرازمینی وی صورت گرفته است. این مسئله نشانگر تمرکز بر مؤلفه قدرت به عنوان زمینه اصلی بازنمایی باغ است که در سه سطح با بازآفرینی عمل خلقت در ساخت باغ، منظره پردازی طراحی شده و مصنوعی و نمایش اجزاء و عناصر غیربومی بر ایدئولوژی و باور فرهنگی قدرت خداگونه و مقبولیت سیاسی شاه تأکید دارد. چنین شکلی از بازنمایی، الگوی کلی باغ سلطنتی را فراتر از هندسه واحد و کالبدگرایی، در قالب کیفیات مشترکی نظیر جنبه آیینی و تشریفاتی، تصنع و خرق عادت و جنبه تقلیدی و نمایشی به تصویر می کشد.
۴.

منظر آیینی از نگاه گردشگری

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۴
بشر همواره برای به رسمیت شناخته شدن اعتقادات و باورهای خود، مفاهیم ذهنی نهفته در آنها را به گونه ای تمثیلی و نمادین و در قالب اعمالی مشخص که «آیین» نامیده می شود بیان کرده است. آیین ها نقش مهمی در بازگویی مؤلفه های فرهنگی جوامع و گروه های فرهنگی داشته و از جاذبه های گردشگری پراهمیت تمدن های کهنی نظیر ایران به شمار می روند. منظر به عنوان یک شکل چندظرفیتی شناخت، امکان آگاهی به ابعاد مهمی از گردشگری آیینی را فراهم آورده و با بازخوانی ریشه ها، قابلیت ها و گونه های مختلف آیین ها افق های جدیدی را در زمینه توسعه گردشگری فراهم می آورد. هدف از نوشتار حاضر بررسی ابعاد مختلف مناظر آیینی و استفاده از قابلیت ها و جاذبه های آن، از طریق اتخاذ رویکرد گردشگری منظر به اماکن و رویدادهای آیینی است که با بررسی نمونه هایی از مناظر آیینی ایران مورد بحث قرار می گیرد.انسان ها در طول تاریخ برای پاسخگویی به نیازهای مادی و معنایی خود دست به آفرینش اسطوره ها و به کارگیری آیین ها زده اند. آیین ها به عنوان شکل عملی باور ها دارای سه وجه کالبدی، معنایی و اجتماعی اند که از برهم نهی سه عامل انسان، محیط انسان ساخت و طبیعت شکل گرفته اند. استمرار باورها و معانی، امکان شناخت مؤلفه های فرهنگی و هویتی و بهبود کیفیت اجتماعی و مشارکتی گردشگری، ازجمله قابلیت های مناظر آیینی در بهبود تجربه گردشگری است. اتخاذ نگاه گردشگری منظر در پرداختن به نقش آیین ها، ارتقای جایگاه گردشگران از نظاره گرانی صرف به کنش گرانی در تعامل و ارتباط با محیط را به دنبال داشته که با پرسش از چیستی و چرایی آیین ها امکان شناخت و دست یابی به معانی و ارزش های فرهنگی مستتر در آنها را فراهم می آورد.
۵.

فضای جمعی، مفهومی رو به زوال ارزیابی کیفیت اجتماعی فضاهای شهری در بافت تاریخی شهر گرگان

تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۶
ررسی ماهیت اجتماعی فضاهای شهری، با ادبیات و رویکردهای متفاوتی مورد توجه قرار گرفته است. فضای شهری و فضای عمومی، تعاریفی بر پایه وجه کالبدی، عملکردی فضا، حق حضور و استفاده یکسان برای همه افراد هستند؛ اما فضای جمعی به عنوان مفهومی جدیدتر بر ابعاد کالبدی –تقابل فضا در مقابل توده- و کارکردی –حضور افراد- تکیه نداشته و با برخورداری از وجه معنایی، بر مبنای شکل گیری تعاملات اجتماعی و فعالیت های مشترک تعریف می شود. امروزه با کمرنگ شدن بعد اجتماعی فضا در شهرهای معاصر، اغلب فضاهای جمعی به فضاهای عمومی تنزل یافته اند. ضرورت پرداختن به مسئله ناکارآمدی اجتماعی فضا در بافت تاریخی شهرهایی نظیر گرگان، از یک سو آسیب پذیری این بخش از شهرها بوده و از سوی دیگر برخاسته از تأثیر مثبتی است که پویایی اجتماعی فضاهای جمعی موفق، بر کیفیت فضایی بافت و استمرار حیات آن دارد. ارزیابی ابعاد اجتماعی فضاهای شهری واقع در بافت تاریخی گرگان، جایگاه تاریخی و دامنه اثرگذاری فضاهای عمومی و جمعی را در سازمان فضایی و حیات اجتماعی شهر مشخص کرده و بررسی تغییرات این فضاها در پی تحولات و اقدامات مدیریتی متأخر، زمینه را برای کشف ماهیت اجتماعی کنونی آنها فراهم می آورد.هدف از نوشتار حاضر بررسی روند تحول فضاهای شهری در بافت تاریخی گرگان، براساس مؤلفه های کالبدی، کارکردی و معنایی است. در این راستا تحولات اجتماعی فضا ، در انطباق با پیامدهای تحولات درونی و اقدامات بیرونی اعمال شده بر بافت سنجیده شده و مورد بررسی قرار گرفته اند. بازارها و مراکز محلات دو گونه فضاهای شهری در بافت تاریخی گرگان بوده اند که امروزه هریک بنابر تغییرات رخ داده، دارای درجات متفاوتی از اجتماعی بودن هستند. بازار مرکزی شهر بنابر نقش اقتصادی و ویژگی هایی چون تنوع عملکردی و دسترسی پذیری، همچنان دارای اثرگذاری اجتماعی است. اما فضای مرکز محلات به دلیل تغییرات تدریجی بافت در طی صد سال اخیر از جمله همگام نشدن با روند توسعه، ناتوانی در پاسخ گویی به نیازهای روزمره ساکنان و تحول ساختار جمعیتی نقش اجتماعی خود را از دست داده اند. محدودماندن اقدامات مدیریتی به تمهیدات سخت افزاری و کالبدی نیز به این روند دامن زده است و تنها استمرار وجه معنایی فضای جمعی مرکز محلات با تمرکز بر کارکرد آیینی آنها، تداوم حیات اجتماعی را به شکل خاطره ای برجا مانده از گذشته هرچند به شکل دوره ای و مناسبتی- میسر ساخته است.  
۶.

خِرَد محیطی، دانش بومی و نقش عوامل اکولوژیک در برنامه ریزی و ساخت روستای کامو

تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۶
محیط طبیعی و عناصر آن همواره عامل تعیین کننده محل استقرار و پراکنش سکونتگاه ها، احداث تأسیسات انسانی و ساماندهی فضاها بوده است. پایداری این بستر رابطه ای مستقیم با ویژگی های پهنه های قابل زیست، تهدیدات طبیعی و نحوه مدیریت و برنامه ریزی محیطی داشته و بنابراین یافتن بهینه ترین مکان استقرار، وابسته به پارامترهایی همچون ژئومورفولوژی بستر، منابع آب، خاک و از این دست بوده که معیشت، فرهنگ و اجتماع روستاها را نیز تحت تأثیر قرار می داده است. در روستای کامو، نقش عناصر طبیعی در شکل گیری روستا و توافق بستر آن با طبیعت در لایه های کالبدی، کارکردی و معنایی حائز اهمیت است؛ بنابراین، طبیعت و نوع فعالیت های انسانی مرتبط با محیط، در نحوه قرائت تجلیات این سیستم فرهنگی اثرگذار خواهند بود. این نوشتار با تحلیل ساختار روستای کامو برمبنای عوامل اکولوژیک، ضمن بازخوانی نقش این عوامل، به بررسی میزان توافق و پیوستگی زیستگاه سکونتی موردمطالعه و چگونگی مدیریت و برنامه ریزی ساکنان آن درارتباط با هریک از عناصر طبیعی نیز می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد ساختار کامو برمبنای دانش بومی، بهره گیری هوشمندانه از عناصر اکولوژیک و الهام از بستر طبیعی آن شکل گرفته و نحوه مدیریت این بستر مبتنی بر راه حل های طبیعت بنیان بوده که نشان از خِرد محیطی ساکنان آن دارد.
۷.

منظر همچون طبیعت نمادین، تأملی بر نقش نمادین عناصر طبیعی در شکل گیری منظر روستای «کامو»

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۲
منظر روشی تاریخی برای تجربه و شناخت جهان است و همچون متن و تصویری فرهنگی، قابلیت انتقال جهان بینی افراد را دارد. مناظر روستایی به عنوان مناظری هم زمان طبیعی و فرهنگی شناخته می شوند که اجتماعی شدن طبیعت را به واسطه تصرف گروهی فرهنگی و قومی به نمایش می گذارند. منظر روستای کامو حاصل ساماندهی محیط و عناصر طبیعی براساس باورها، معانی و ارزش های مشترک ساکنان است. در این روستا عناصر و اجزای طبیعی، ابزارهای ارتباطی و اطلاعاتی هستند که در قالب انگاره های فرهنگی و با سازوکاری مشخص، انتقال مفاهیم و معانی و ارائه منظر روستایی را به عنوان یک موجودیت واحد و کل نمادین میسر می سازند. هدف از نوشتار حاضر بررسی نقش نمادین محیط و عناصر طبیعی در شکل گیری منظر روستای کامو و شیوه هایی است که این مسأله از معانی، باورها و تعاریف اصلی ساکنان اثر پذیرفته و بر شناخت ساکنان از محیط و نحوه ساماندهی و مدیریت آن اثر می گذارد. روش تحقیق در پژوهش حاضر از نوع کیفی و قوم نگارانه بوده و با رویکرد تحلیلی و تفسیر معانی منظر قومی و ادراک منظر، به تببین مدل مفهومی ادراک نمادین منظر و روشن ساختن نقش عناصر طبیعی در شکل گیری منظر روستای کامو می پردازد. جمع آوری اطلاعات در مرحله تبیین مبانی نظری از نوع کتابخانه ای و در مرحله مطالعه موردی به شیوه میدانی است. ماهیت نمادین منظر روستایی در تحول محیط به منظر، عناصر طبیعی به نمادهای فرهنگی و تعامل گران به گروه فرهنگی دیده می شود. در منظر روستای کامو عناصر طبیعی فراتر از نقش کارکردی خود به شکلی نمادین، به ساختاری از ارزش ها و باورها اشاره دارند که فهم مخاطبان از محیط روستا را فراتر از دریافت اطلاعات از محیط کالبدی، به ادراک نمادین منظر ارتقا می بخشند. این مسأله در پاسخگویی محیط به نیازهای مادی و معنایی ساکنان شکل می گیرد. پاسخگویی به نیازهای مادی نظیر تأمین معیشت و سرپناه، با تکیه بر نقش روایتگر منظر پتانسیل های محیط طبیعی را به نمایش گذاشته و پاسخگویی به نیازهای معنایی نظیر نیازهای اجتماعی و زیبایی شناسانه، با تکیه بر وجه شاعرانه منظر باورهای طبیعت گرایانه ساکنان را بازگو می کند.
۸.

تأملی بر نمودهای منظر آیینی در استان کرمان

تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۱۲
ضرورت مسئله: مناظر آیینی حاصل تعامل اجتماع با محیط پیرامونی بوده و نقشی روایتگر در بازگویی وجوه فرهنگی جوامع مختلف در زمینه هایی نظیر باورها، اعتقادات و آیین ها دارند. آیین به عنوان یک مؤلفه فرهنگی، از عوامل بازشناسی یک گروه انسانی از گروه دیگر است و عامل مهمی در شکل گیری شهرهای ایرانی و حیات اجتماعی آنها به شمار می رود. برگزاری آیین ها در قالب تعامل میان انسان و محیط پیرامونی ، سبب اضافه شدن بعد معنایی به کالبد فضا شده و برهم نهی دو وجه عینی و ذهنی ناشی از این تعامل مناظر آیینی را ایجاد کرده است. از این رو منظر آیینی عامل مهمی در زمینه شناخت و ادراک منظر شهرهای ایرانی است و این مسئله ضرورت پرداختن به مناظر آیینی و آیین ها را در شناخت منظر شهرها روشن می سازد.<br />طرح مسئله: بازتاب باورهای اسطوره ای و طبیعت گرایانه ایرانیان در آیین ها، شکل گیری ارتباطی نزدیک میان مناظر آیینی و عناصر طبیعی را به همراه داشته است. صورت یافتن معنای مجرد طبیعت گرایی، به شکل همنشینی آب، درخت و مکان مقدس در مناظر آیینی دیده شده و این الگو در امتداد تکامل جهان بینی و تحولات فرهنگی و مذهبی ایرانیان استمرار یافته است. شکل برگزاری آیین ها به عنوان اعمال جمعی برخاسته از باورهای مشترک، ماهیتی اجتماعی به مناظر آیینی بخشیده؛ به گونه ای که برخی فضاهای عملکردی با پذیرش وجه معنایی برخاسته از آیین ها مبدل به فضاهای جمعی شده و بعد اجتماعی به شکل سنت تفرج-زیارت در این مناظر تجلی یافته است. در استان کرمان الگوی شکلی مشابه و طبیعت گرای مناظر آیینی در کنار تداوم ابعاد معنایی و اجتماعی، موجب شکل گیری نقاط عطف کالبدی و معنایی شده و این مناظر در قالب عملکردهای مختلف نظیر مرکز شهر، ورودی روستا، توقفگاه و... بر نحوه تعامل افراد با محیط اثرگذار بوده اند.<br />پرسش ها و روش جمع آوری اطلاعات: این نوشتار با پرسش از چرایی و چیستی اثرگذاری آیین ها و مناظر آیینی بر ادراک منظر شکل گرفته و به بررسی مشخصه های مختلف منظر آیینی و نمودهای آن در شهرها و روستاهای استان کرمان می پردازد.<br />نتیجه گیری: دو مشخصه اصلی طبیعت گرایی و جمع گرایی مناظر آیینی به شکل الگوی کالبدی و معنایی مشترک بر تعامل ایرانیان با محیط پیرامونی شان تأثیر گذاشته است. چگونگی و شکل اثرگذاری مناظر آیینی در استان کرمان در قالب نقاط عطف منظرین و عملکردهای متفاوت دیده می شود که گاه به شکل فضاهایی مستقل در بستر طبیعی دیده شده و گاه در متن شهرها، روستاها و در پیوند تنگاتنگ با سایر فضاها شکل می گیرند و در هر حال بر نحوه ادراک و شناخت منظر اثر می گذارند.
۹.

بازخوانی نقش مناظر آیینی در هویت بخشی به شهرهای ایرانی

تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۸۸
بیان مسأله: از دیرباز فضاهای آیینی نقش مهمی در شکل دهی به منظر شهرها و پایه های اعتقادی و فرهنگی جوامع بشری ایفا می کرده اند. به گونه ای که برخی از تاریخ دانان یکی از علل اصلی تشکیل شهر را معطوف به عملکرد آیینی و معنوی آن می دانند. فضاهای آیینی به واسطه تجربه مشارکت و هم حسی فضایی یکی از قوی ترین تجربه های فضای جمعی هستند که در فرهنگ ما ایرانیان با داشتن مناسبات نزدیک با عوامل طبیعی چون آب و درخت و بهره مندی از ماهیت جمعی و آیینی، کیفیت مثبت محیطی را برای تقویت تعاملات و روابط اجتماعی فراهم کرده و به تبع آن امکان شکل گیری ذهنیت واحد ساکنان از شهرشان را ایجادکرده اند. با آغاز دوران اسلامی مناظر آیینی به شیوه ای خاص در منظر شهرهای ایرانی تداوم یافته و زمینه ساز شکل گیری تحولاتی در کالبد شهرها، حیات اجتماعی شان، ادراکات شهروندان از آنها و به طور کلی هویت شهر ایرانی شدند. هدف: هدف اصلی در پژوهش حاضر واکاوی چرایی و چگونگی تأثیر مناظر آیینی بر هویت شهرهای ایرانی، به واسطه ادغام محتوای شکلی (طبیعی) و ذهنی (اجتماعی) مشترک آنها است. روش تحقیق: ابتدا به منظور تبیین چرایی و علت اثرگذاری مناظر آیینی، الگوی شکلی و معنایی مشترکِ طبیعت گرایانه و اجتماعی این مناظر مورد مطالعه قرار گرفته و اثرگذاری آنها بر هویت شهرها به صورت نقاط عطف اجتماعی و معنایی بررسی شد. سپس برای مشخص ساختن نحوه و چگونگی این تأثیرگذاری، مطابق با مفهوم سازمان فضایی شهر که مفهومی ذهنی و مبتنی بر ارتباطات دو جزء اصلی مرکزیت و کل های کوچک (محلات) است، حوزه اثرگذاری این مناظر بر هویت شهر در سه سطح مرکزیت شهر در شهرهای آیینی (کلان)، شبکه ای از مراکز محلات آیینی در سطح شهر (میانی) و مرکز محلات آیینیِ مستقل (خرد) مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه گیری: در بسیاری از شهرهای ایرانی، الگوی شکلی مشابه مناظرآیینی، سبب توسعه شهر و محلات آن در اطراف آنها شده و سپس با دارا بودن مشخصه ها و آثار ذهنی مشترک ناشی از ماهیت آیینی، اجتماعی و معنایی شان نقش برجسته ای را در زمینه ادراک منظر توسط ساکنین در محلات و شهرها بر عهده گرفته اند و به بخشی از وجه ممیزه شکلی و ذهنی شهر تبدیل شده اند.
۱۰.

بررسی طرح احیای محدوده حفاظتی بارانگارو

تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۱۳۵
فرم شهر تبلور رابطه تاریخی انسان با محیط طبیعی اش و منظر شهر حاصل ادراک انسان از این بستر تعاملی با طبیعت است . در این دیدگاه قرائت لایه های تاریخی و طبیعی منظر و نحوه تأثیرگذاری انسان بر آن ها، فرصت شناخت و در مرحله بعدی بیان دوباره آن در قالبی تکامل یافته تر را در اختیار ما قرار می دهد . شهر سیدنی در کشور استرالیا از نمونه های قابل توجه شکل گیری شهر در مجاورت دریا است . طرح احیا دماغه بارانگارو، متأثر از رابطه تاریخی شهر سیدنی و دریا، به عنوان زیرمجموعه ای از ارتباط انسان با طبیعت شکل گرفته و شامل احیا شکل طبیعی دماغه در دوران پیش از صنعت، به شکلی نمادین است . اقدامات صورت گرفته در این راستا متشکل از بازنویسی ویژگی های تاریخی سایت به لحاظ عینی نظیر ویژگی های مورفولوژیکی بستر طبیعی و به لحاظ ذهنی نظیر احیای فرهنگ بومی است . اگرچه پیشینه صنعتی دماغه بارانگارو بخشی از تکامل آن را از یک لبه طبیعی متعلق به قبایل بومی استرالیا تا یک لبه صنعتی متعلق به سیدنی قرن 21 تشکیل می دهد، اما نباید این نکته را فراموش کرد که هدف منظر شهری دموکراتیزه ساختن فضاهای عمومی با تکیه بر ماهیت پویای منظر است . اگر نوع تعامل موردنیاز توسط ساکنان سیدنی در این دوره از زمان، فضایی برای پیوند شهر با طبیعت رها از ویژگی صنعتی بندرگاه های آن باشد کمرنگ ساختن لایه های صنعتی در لوای رویکرد طبیعت گرای معمار منظر، قابل توجیه خواهد بود . این عقب گرد تاریخی به مورفولوژی سایت در دوران پیشاصنعت، امکان ارتباط دوباره شهروندان با لبه طبیعی شهر را فراهم می آورد که ختم شدن شبکه شهری به مفری طبیعی به جای امتداد بدون انقطاع و نفس گیر بافت شهری و صنعتی سیدنی از نتایج کلی آن است . در این پروژه با شرایط طبیعی فراهم شده نظیر احیای پوشش گیاهان بومی و مرفولوژی در قالب سنگ فرش های ماسه سنگی و نیز احیای فرهنگ طبیعت گرای اقلیت بومی، هویت شهری سیدنی علاوه بر یک شهر بندرگاهی و صنعتی به پیوندگاه طبیعت و صنعت، بتن و ماسه سنگ، فرهنگ بومی و فرهنگ مدرن، و به طورکلی پیوند جامعه با تاریخ در قالب منظر طبیعت گرا ارتقا می یابد .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان