مطالب مرتبط با کلیدواژه
۵۸۱.
۵۸۲.
۵۸۳.
۵۸۴.
۵۸۵.
۵۸۶.
۵۸۷.
۵۸۸.
۵۸۹.
۵۹۰.
۵۹۱.
۵۹۲.
۵۹۳.
۵۹۴.
۵۹۵.
۵۹۶.
۵۹۷.
۵۹۸.
۵۹۹.
۶۰۰.
علم
منبع:
کاوش های عقلی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
232 - 250
حوزههای تخصصی:
پیشرفت و توسعه در حوزه علم، به دلیل اصالت وجود ممکن شده است؛ زیرا کمال فلسفه نه در تقابل با سفسطه و انکارکنندگان واقعیت، بلکه در عبور از این موانع نهفته است. وظیفه مقابله با انکار واقعیت حتی می تواند توسط اصالت ماهیت هم انجام شود، اما اساس و پایه حکمت با اصالت ماهیت نمی تواند پی ریزی شود. بنابراین، تنها راه برای سیستم دهی به مسئله فلسفی «علم» تکیه بر اصالت وجود است. در چارچوب چنین اصلی فلسفی، مواردی چون عدم دقت در تقسیم علم به حصولی و حضوری، ناتمام بودن تقسیم مفهوم جزئی و کلی، و اتحاد انسان و دانش به وسیله اصالت وجود تحقق یافته است. در مقالات پیشین، محققان تلاش داشته اند تا این مسئله، یعنی «علم» را بررسی کنند، اما ویژگی این پژوهش در آن است که نحوه ارتباط اصالت وجود با علم را به طرزی نوآورانه و جامع بررسی کرده است، رویکردی که کمتر از این زاویه مورد مطالعه قرار گرفته است. این تحقیق با گردآوری مستندات کتبی و بهره گیری از روش استدلالی - عقلانی به موضوع پرداخته است.
عرفان کاربردی به مثابه دانشی جدید در مجموعه عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
71 - 92
حوزههای تخصصی:
عرفان نظری و عملی از دانش های اسلامی هستند که در سپهر مطالعات دینی از جایگاه ویژه ای برخوردارند اما تاکنون آنچنان که باید، مورد توجه قاطبه اندیشمندان علوم انسانی در عرصه های مختلف زندگانی، قرارنگرفته اند. نتیجه این بی توجهی محرومیت انسان ها از ظرفیت های نگرشی، گرایشی و عملی عرفان اسلامی است. به همین جهت، در این پژوهش برای نخستین بار، ایده «عرفان کاربردی» به مثابه دانشی جدید، جهت بررسی آثار و پیوست های عرفان نظری و علم عرفان عملی در مسائل انسانی طرح، و با روشی تحلیلی پس از تبیین ضرورت، موضوع، غایت و روش آن، بدین صورت تعریف شده است: «تبیین مجموعه دانشی عرفان اسلامی (نظری و عملی) در ساحات گوناگون زندگی فردی و اجتماعی در دو سطح جوانحی و جوارحی با پردازش شرایط و اقتضایات محیط های گوناگون انسان معاصر و تمرکز بر بررسی موارد عینی و جزئی و ارائه اصول و قواعد خاص تر». سپس پیرامون جایگاه عرفان کاربردی و آثار و نتایج آن سخن رفته است. کلیدواژه ها: عرفان، عرفان نظری، عرفان عملی، علم، عرفان کاربردی.
فرهنگ اسلامی و تأثیر آن بر گسترش علم در ایران قرون اولیه اسلامی
حوزههای تخصصی:
اوضاع علمی ایران در قرون نخستین اسلامی یکی از مسائل مهم است. این امر که ایران با پشت سرگذاردن دوران باستان و ورود به دوره اسلامی به لحاظ علمی چه وضعیتی یافت مسأله ای اساسی و مهم است. پژوهش حاضر نیز بر آن است تا به این سوال مهم پاسخ دهد که «آیا فرهنگ اسلامی بر اوضاع علمی ایران قرون اولیه اسلامی تأثیر گذارد؟» اگر پاسخ این سوال مثبت است، «این تأثیرپذیری چگونه بود و از چه راه هایی ممکن شد؟ ». رجوع به منابع متعدد اعم از دست اول و تحقیقات جدید، حاکی از آن است که فرهنگ اسلامی(قرآن و سنت) توانست بر رشد علم در ایران قرون اولیه تأثیرگذار ظاهر شود. اسلام و فرهنگ اسلامی با تأکیدهای بسیار بر علم و علم آموزی، هم چنین تلاش در جهت از میان برداشتن مرزهای طبقاتی و...، بر جریان علم و علم آموزی در این میدان تأثیر مستقیم داشت. این تأثیرگذاری از راه های مستقیم(بیشتر به وسیله مهاجران مسلمان) و غیر مستقیم (تحت تأیر سیاست های خلفای مسلمان) ممکن شد. در روش مستقیم، تأثیرگذاری سریع تر و با ورود مهاجران عرب به ایران اتفاق افتاد و در روش غیرمستقیم، خلفا و حاکمان مسلمان با بسترسازی و فراهم کردن شرایط در این امر سهیم شدند. روش تحقیق در این پژوهش، به شیوه غالب پژوهش های تاریخی، توصیفی- تحلیلی است؛ با این توضیح که با گردآوری اطلاعات به شیوه کتاب خانه ای و نقد و تحلیل محتوای داده های آن به روش توصیفی_تحلیلی، در قالب پایان نامه سازماندهی گردید. در این پژوهش تلاش شد تا به منظور بهره گیری از نظرات و دیدگاه های مختلف، بهترین منابع(اعم از دست اول و تحقیقات جدیده) شناسایی شود و مورد استفاده قرارگیرد.
علم جدید در اندیشه سید جمال الدین اسدآبادی: آراء، آسیب شناسی و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
32 - 56
حوزههای تخصصی:
با توجه به پیشرفت کشورهای غربی به مدد علم از قرن هفدهم میلادی به بعد، ضرورت پرداختن به این مقوله در نزد متفکران مسلمان در سده سیزدهم قمری/ نوزدهم میلادی بیش از پیش احساس شد. یکی از نخستین متفکران مسلمان که این ضرورت را درک کرد و به آسیب شناسی وضعیت علمی مسلمانان پرداخت، سیدجمال الدین اسدآبادی بود. این پژوهش با هدف بررسی دقیق تر آراء و اندیشه های سیدجمال، به تحلیل دیدگاه های او درباره علم جدید می پردازد. پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این سؤال است: با توجه به شرایط خاص زمانه، سید جمال چه جایگاهی برای علم قائل بود و چگونه به آسیب شناسی وضعیت علمی جهان اسلام پرداخت و چه راهکارهایی را برای برون رفت از آن ارائه داد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که سیدجمال با درک عمیقی از جایگاه و اهمیت علم در پیشرفت جوامع، به آسیب شناسی وضعیت علمی جهان اسلام پرداخت و ضمن ارائه تقسیم بندی خود از علوم، به ارائه راهکارهایی چون ایجاد مدارس جدید، تأکید بر آموزش به زبان بومی پرداخت. همچنین، وی با نگاهی انتقادی به تقلید کورکورانه از علوم غربی، بر اهمیت فلسفه و تاریخ به عنوان دو علم مهم برای برون رفت از وضعیت موجود تأکید کرد. از نگاه سیدجمال فلسفه و تاریخ، علوم قدرتمندی برای شناخت گذشته، تحلیل وضعیت موجود و ترسیم آینده ای روشن برای جوامع اسلامی بودند. روش پژوهش، توصیفی – تحلیلی با تأکید بر تحلیل محتوا و با استناد به نوشته ها و مکاتبات سید جمال الدین است و شیوه گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای می باشد.
تأملی بر چالش های نظری مبحث علم نهایه الحکمه از نگاه غلامرضا فیاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۳)
19 - 36
حوزههای تخصصی:
کتاب نهایه الحکمه اثر برجسته ی علامه طباطبایی از مهم ترین متون فلسفی در اندیشه ی اسلامی معاصر است که در آن مسائل بنیادین فلسفه با دقتی چشمگیر بررسی شده اند. در طول سال ها، این اثر با تفاسیر و نقدهای مختلفی مواجه بوده که ازجمله برجسته ترین آن ها حواشی غلامرضا فیاضی است. در این میان، نقدهایی چون اشکال در انتخاب عنوان برای مبحث علم، تردید در خصوص استدلال علامه در اثبات علم حضوری بر پایه ی تشخص، و نیز نقدهایی بر تعریف علامه از علم حضوری و حصولی و نحوه ی بازگشت علم حصولی به حضوری نشان از تفاوت های روش شناختی میان این دو متفکر دارد. مقاله ی حاضر با رویکردی تحلیلی و انتقادی به بررسی این نقدها می پردازد و تلاش دارد روشن سازد که نقدهای فیاضی، با وجود دقت علمی، در برخی موارد نمی تواند خللی در اعتبار دیدگاه های علامه طباطبایی وارد کند. مقاله بر اهمیت شناخت دقیق این تفاوت های دیدگاهی برای فهم بهتر مفاهیم فلسفی و ترویج تحلیل انتقادی در فلسفه ی اسلامی معاصر تأکید دارد.
تأثیر علم، جهل و نسیان در احکام میقات
منبع:
آموزه های فقه عبادی دوره ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷
71 - 88
حوزههای تخصصی:
احرام یکی از ارکان عمره مفرده، عمره تمتع و حج واجب است و یکی از چالش های مهم، ترک احرام حج و عمره از میقات به دلیل جهل یا نسیان می باشد. این مقاله با روش توصیفی–تحلیلی در پی پاسخ گویی به این مسئله برآمده و به این نتیجه رسیده است که اگر عمره گزار بداند میقات کجاست و عالماً احرام را ترک کند، عمره اش باطل می شود؛ اما اگر از روی جهل یا نسیان احرام را ترک نماید، در صورتی که امکان بازگشت به میقات برای او وجود داشته باشد، باید برگردد، چه داخل حرم شده باشد یا نه. اگر امکان بازگشت ندارد، در صورتی که هنوز وارد حرم نشده است، باید از همان جا محرم شود و اگر داخل حرم است، چنانچه به اعمال عمره یا حج تمتع می رسد، باید از حرم خارج گردد و در غیر این صورت، از نزدیک ترین محل به میقات محرم شود. اگر این نیز مقدور نبود، از همان جا که متذکر شد، باید محرم شود. درباره تأخیر یا ترک احرام از میقات دو نظریه وجود دارد: بر اساس نظریه نخست، حج گزار به دلیل تأخیر در احرام از میقات از نظر تکلیفی مرتکب معصیت شده است، ولی از نظر وضعی حج او صحیح می باشد. در نظریه دوم، اگر احرام از میقات عمداً ترک شده و امکان احرام از خود میقات وجود نداشته باشد، حج آن سال باطل است و در صورت استطاعت، حج گزار باید آن را اعاده کند و اگر مستطیع نباشد، اعاده لازم نیست.
بررسی مکتب تفسیر علمی از دیدگاه مفسران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تفسیر تطبیقی دوره ۱ بهار و تابستان ۱۳۹۴ شماره ۱
95 - 116
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم کتاب هدایت بشر در همه اعصار است، برای بهره مندی از هدایت این کتاب آسمانی لازم است که آیات آن به طور دقیق و صحیح فهمیده شود و تلاش علمی تمام مفسران در طول تاریخ برای این فهم دقیق بوده است و هر مفسری در راستای توان علمی و تخصصی خود و نیز با توجه به معارف متنوعی که در قرآن آمده است به تفسیر قرآن پرداخته و این خود سبب بوجود آمدن شیوه های مختلف تفسیری در طی قرون شده است، تفسیر علمی هم به عنوان یک روش تفسیری مستقل، مطمح نظر برخی از دانشمندان ومفسران فریقین بوده ،گر چه در دهه های اخیر بیشتر مد نظر قرار گرفته است و می توان گفت تفسیر علمی قرآن در مرحله تازه ای قرار گرفته و یکی از انواع رویکردها به قرآن است و البته مانند هر تلاش علمی دیگر در این حوزه امتیازات و آفاتی دارد که لازم است با یک نگاه دقیق و منصفانه مورد بررسی قرار بگیرد.
گستره معرفتی قرآن کریم از منظر علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعیین تکلیف درباره «گستره معرفتی قرآن کریم»، یکی از مسائل بسیار مهم ایران معاصر است؛ زیرا طرف داران حکمرانی قرآنی، ابتدا باید تکلیف خود را با سه دیدگاه حداقلی، میانه و حداکثری مشخص کنند. در مقاله حاضر، دیدگاه دو قرآن پژوه برجسته با یک دیگر مقایسه شده است. به اعتقاد علامه طباطبایی، قرآن کریم کتاب «هدایت» است نه «علم»؛ لذا گستره معرفتی قرآن کریم را منحصر در امور پنجگانه «عقاید»، «اخلاق»، «احکام»، «قصص» و «مواعظ» می داند؛ اما آیت الله جوادی ضمن پذیرش «هدایت» به عنوان رسالت اصلی قرآن کریم، دایره هدایت را در امور پنجگانه مذکور منحصر ندانسته و معتقد است «همه علوم»، ازجمله «علوم طبیعی»، هریک به نوعی در هدایت بشر دخیل است؛ لذا گستره معرفتی قرآن کریم شامل همه علوم، از جمله علوم طبیعی نیز می شود. اما این که «چگونه می توان این همه علوم، به ویژه علوم طبیعی را با زیرشاخه های متنوعش از کتابی تک جلدی (قرآن کریم) استخراج کرد؟» پرسش مهمی است که با پاسخ آن آشنا خواهیم شد. در این مقاله دیدگاه آیت الله جوادی، برگزیده شده و علاوه بر توجیهات ایشان، نظریه مذکور در پرتو تئوری سیستم ها و احادیث تقویت گردیده است. این نوشتار برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای، و برای دست یابی به پاسخ پرسش از روش تحلیل و تطبیق استفاده نموده است.
پژوهشی پیرامون همگرایی دیپلماسی علمی و حکمرانی داده علم، فناوری و نوآوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: دیپلماسی علم و فنّاوری به عنوان یک کاتالیزور در ارتقای جایگاه کشورها در بسیاری از قلمروها محسوب و به مثابه پلی میان همکاری های پژوهشی و فنّاوری لحاظ می شود. حکمرانی داده و اطلاعات، در فرآیندهای سیاست گذاری همچنین الزامات و دستاوردهای این تعاملات نقش داشته و علاوه بر ایجاد آگاهی می تواند موجب راهبری، کنترل و هماهنگی هرگونه اقدام از طرف کشورها، موسسات، متخصصان جهت کسب و تحقق منافع فردی یا مشترک گردد. مدیریت هوشمند عظیم داده ها و سیاست گذاری در این خصوص با واکاوی و بررسی تحلیلی انتشارات بین المللی قلمرو مذکور برای حاکمیت و دولت دارای اهمیت است. در عصر اطلاعات، دیپلماسی علمی و حکمرانی داده نه تنها می توانند به عنوان نیروی محرکه ای برای توسعه ی پایدار و همکاری های بین المللی عمل کنند، بلکه به عنوان بستری برای تبادل دانش و فناوری، زمینه ساز تحولات ژرف در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی جهانی نیز هستند. پژوهش حاضر با هدف انجام پژوهشی پیرامون همگرایی دیپلماسی علمی و حکمرانی داده علم، فنّاوری و نوآوری با روش های متداول علم سنجی با روش براساس داده های بین المللی است. هدف این مقاله پژوهش علم سنجی پیرامون همگرایی دیپلماسی علمی و حکمرانی داده قلمرو علم، فنّاوری و نوآوری در سطح بین المللی با دیدگاهی اکتشافی است. روش : پژوهش کنونی، که جنبه ای کاربردی دارد، از طریق به کارگیری روش های علم سنجی (همچون هم استنادی، هم نویسندگی، نمودار راهبردی) و با دیدگاهی اکتشافی، که از تحلیل نمودار راهبردی نشات گرفته، به انجام رسیده است. این دیدگاه اکتشافی، به عنوان ابزاری برای شناسایی زمینه های تازه ای که می توانند در مرکز توجه پژوهش های آتی قرار گیرند، مورد استفاده قرار گرفته است. بنابراین، در این مطالعه، نمودار راهبردی به عنوان مسیری برای کشف و تسهیل درک روندهای جهانی مرتبط با موضوع مورد بررسی عمل کرده است. در این پژوهش تمامی انتشارات با موضوع حکمرانی داده و اطلاعات و دیپلماسی علمی (1996 تا 2023) از پایگاه «مجموعه هسته وب گاه علم» که قدیمی ترین و معتبرترین پایگاه استنادی جهان در سه دهه اخیر محسوب می شود، استخراج شد. با استفاده از راهبرد جستجو تعداد 1367 مدرک بازیابی شد. اطلاعات کتابشناختی رکوردها (نویسندگان و کشورها، عناوین مقالات، استنادات، انتشارات و موضوعات) در قالب بلوک های داده ای و در فرمت تکست استخراج و در نرم افزار مایکروسافت اکسل فراخوانی شد. داده های واکشی شده با استفاده از نرم افزار تخصصی علم سنجی Biblimetrix R، Microsoft Excel و Vosviewer مورد تحلیل و دیداری سازی قرار گرفته است. یافته ها: بر اساس تحلیل های انجام شده، انتشارات از روند رو به رشدی در بازه زمانی مورد بررسی برخوردار است. تعداد 1367 مقاله در این زمینه در پایگاه مجموعه هسته وب گاه علم نمایه شده است و تعداد 5166 نویسنده با یکدیگر همکاری داشته اند. همچنین تحلیل داده ها حاکی از آن است که کشورهای انگلستان، آمریکا، چین، کانادا و استرالیا بیشترین سهم تولید علم را در حوزه مذکور از آن خود کرده است. در این میان سهم ایران با 4 مدرک کمتر از یک درصد تولیدات علمی بین المللی بود. "JONES, KH" فعال ترین پژوهشگر در تولید علمی بوده و بیشترین همکاری بین نویسندگانی با پست های سازمانی مربوط به دانشگاه های آکسفورد، دانشگاه ادینبورگ انگلستان، دانشگاه سوانسی انگلستان انجام شده بود. بیشترین مشارکت در انتشار بروندادهای علمی بین انگلستان با دیگر کشورها شکل گرفته است و مراکز این کشور بیشترین منابع مالی را برای پژوهش های حوزه حکمرانی داده و اطلاعات و دیپلماسی علم، در اختیار پژوهشگران قرار داده اند. کلیدواژه های "data governance" (309 هم رخدادی)، "science diplomacy" (135 هم رخدادی) و "big data" (87 هم رخدادی) سه کلیدواژه ی پربسامد شناسایی شدند. پربسامدترین کلیدواژه مفهومی در بُعد I نمودار راهبردی قرار گرفته است که نشان از بلوغ مفاهیم این خوشه دارد. بررسی دقیق نمودارهای استراتژیک علم سنجی مشخص نمود که تکرار بالای کلیدواژه های مفهومی در یک خوشه خاص، مؤید استحکام و پذیرش گسترده ی آن مفاهیم در اندیشه های علمی است. نتیجه گیری: در این پژوهش چشم اندازی متفاوت به دو موضوع همگرایی دیپلماسی علمی و حکمرانی داده نتایجی در برداشت که به سیاست گذاران جهت مشارکت ، تعامل و نقش آفرینی در امور پژوهشی کمک شایانی می نماید. زیرا نتایج به برنامه ریزان کمک می کند تا با برنامه ریزی براساس یافته های ارائه شده در این پژوهش به ارتقای جایگاه دیپلماسی علمی و فنّاوری درخور با تکیه بر مستندات و یافته های قابل استناد نائل شوند. گسترش همکاری و تعامل فعال، سازنده و الهام بخش در حوزه علم و فنّاوری با سایر کشورها و مراکز علمی و معتبر در سایه نتایج مربوط به دیپلماسی که در این پژ.هش بدان پردخته شد، تسهیل گر و بهبود دهنده است. مدل ها و نقشه های علمی این پژوهش نمایانگر رشد روزافزون فعالیت های علمی و سازماندهی ساختار فکری و علمی تشکیل دهنده قلمرو موضوعی مورد بررسی بود. با استفاده از ابزارهای علم سنجی، ساختار فکری حاکم بر قلمرو موضوعی دیپلماسی علمی و حکمرانی داده در قالب خوشه های موضوعی و مفهومی مشخص شد و میزان بلوغ و انسجام هر یک از خوشه ها در نمودار راهبردی، نشانگر روندهای جهانی جاری مطالعات قلمرو مذکور است. ضمن این که به کشف روابط مفهومی پیچیده حاکم بر پژوهش های معتبر بین المللی قلمرو مذکور پرداخته شد، زوایای مختلف را روشن ساخته، شکاف های موجود در پژوهش ها را برجسته نموده است. نتایج تحلیل، راهگشای برنامه ریزان و سیاست گذاران در سازمان ها و مراکز فعال برنامه های راهبردی علم، فنّاوری و نوآوری، خواهد بود.
مقام سکوت: مطلع عالم شدن معمار بر عالم طبیعت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت و ادراک عالم طبیعت از مسائل مهم و پیچیده دنیای معاصر است، و علیرغم پژوهش های متعدد در دهه های اخیر، هنوز برخی از ابعاد آن ناشناخته مانده است. حال با توجه به اینکه از تعامل معمار و عالم طبیعت، معماری به منصه ظهور می رسد، شناخت و چگونگی تحقق علم معمار نسبت به عالم طبیعت می تواند زمینه ارتقای کیفیت کالبدی و فضایی بناهای معماری را فراهم آورد. حال پرسش اصلی تحقیق چگونگی فرایند عالم شدن معمار بر عالم طبیعت است که بر اساس نظریات ملاصدرا در حکمت متعالیه انجام شده و بر اساس روش تحقیق قیاسی، با تحلیل عناصر اصلی موضوع بر اساس نظریه های مبنا در حکمت متعالیه و از راهبرد استدلال و استنتاج منطقی بهره برده است. در این پژوهش ابتدا با تعریف مسئله شناخت و پیرو آن نفس و قوای ادراکی نفسانی، علم و چگونگی ادراک و سپس با بیان خصوصیات و ویژگی های عالم طبیعت از منظر حکمت متعالیه؛ چگونگی عالم شدن معمار بر عالم طبیعت تبیین شده است که تحقیق حاضر کوشش خود را نه بر تکرار تحقیقات پیشین، بلکه سعی نموده که با واکاوی خشت اول امر ادراک؛ بنای ادراک عالم طبیعت، توسط معمار را از نو بازسازی نماید و به این مهم دست یافته که تواضع، خشوع و خضوع عقل در برابر حقیقت عالم طبیعت، منجر به عملکرد سلیم قوای ادراکی نفس معمار و مطلع رسیدن معمار به مقام سکوت است و با احراز معمار به این جایگاه و عمل کردن به مراحل پنجگانه علم، که باعث استکمال نفسانی معمار می شود، می تواند به قوانین و سنت ها، هندسه و مقدرات عالم طبیعت عالم شود. در نتیجه معمار با شعور هندسی بناهایش را هماهنگ با مقدرات عالم طبیعت می سازد و میتوان معیاری برای مراتب علم معماران گذشته و معاصر بر عالم طبیعت ارائه نمود.
ملاحظاتی نظری از میان رشتگی علم و دیپلماسی؛ الگواره اولیه، اهداف و مسائل آن در قرن بیست ویکم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی اساساً به روابط و تعاملات ارتباطی مرتبط است و این امر از اولین زیست بوم انسان اجتماعی قابل ردیابی است. چالش های پیچیده در کنار تغییرات بنیادین در ماهیت روابط بین الملل، اقتصاد و تکنولوژی با عاملیت علم و فناوری موجب گسترش نوعی از تعاملات و ارتباطات علم پایه شده که از آن به دیپلماسی علمی یاد می شود. در این مقاله، با درک الگواره و اهمیت دیپلماسی علمی به عنوان پژوهشی میان رشته ای، تبیینی از رویکرد نظری انجمن سلطنتی بریتانیا و انجمن امریکایی برای پیشرفت علم در قالب سه رکن «علم در دیپلماسی»، «علم برای دیپلماسی» و «دیپلماسی برای علم» با ملاحظاتی نظری ارائه می شود. عدم وضوح ارکان سه گانه، ظهور و افزایش نقش تعداد زیادی از بازیگران ملی و شرکت های چندملیتی و غول های فناوری، همچنین توسعه و پیشرفت قابل توجه و حیاتی در حوزه هوش مصنوعی (AI) خارج از کنترل دولت های ملی و سازمان های بین المللی و موارد مشابه دیگر، اساساً در این رویکرد نظری و سه گانه آن، در نظر گرفته نشده اند. تبیین دیپلماسی علمی در عصر پیچیده و دارای اختلال در حوزه های گوناگون، در این مقاله نشان می دهد، این رویکرد نظری و رویکردهای مکمل نظری دیگر همچون رویکرد نظری گلوکمن و همکاران، فاقد تبیین جدی در حوزه مأموریت های ذکر شده و نیازمند اصلاح رویکردی و تبیینی هستند. برای کمک به تبیین هر چه بیشتر ملاحظات نظری دیپلماسی علمی، دلایل و اهداف آن با استناد به مطالعات کتابخانه ای با رویکردی توصیفی مورد بررسی قرار می گیرند.
نظریه معنا در حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
114 - 93
حوزههای تخصصی:
در نیمه نخست قرن بیستم، رویکرد غالب در فلسفه غرب، از موضع هستی شناختی به تدریج به موضعی معرفت شناختی، و سپس به موضعی زبان شناختی تغییر یافت. فیلسوفان تحلیلی ازجمله فرگه، راسل، و کارنپ معتقد بودند که بسیاری از مسائل فلسفی سنتی ناشی از سوء فهم های زبانی هستند. بنابراین، به جای پرداختن به هستی، به بررسی زبان بیان کننده آن پرداختند. نظریه های معنا، به ویژه نظریه های ارجاعی، کاربردی و تصویری معنا، در تلاش بودند تا نشان دهند که گزاره ها چگونه می توانند دارای معنا و در نتیجه صادق یا کاذب باشند. این دگرگونی منجربه آن شد که بحث های سنتی درباره وجود و احکام آن جای خود را به بحث درباره معنا بدهد. امّا در سنت فلسفه اسلامی، به ویژه در حکمت متعالیه ملاصدرا، رویکرد متفاوتی مشاهده می شود. ملاصدرا با ارائه نظریه اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، اساساً وجود را اصل و ماهیت را اعتباری (بالعرض و المجاز) می داند. بر این مبنا، تحقق هر معنایی اعم از معنای لفظی و غیرلفظی در خارج، نه تنها غیرممکن، بلکه نادرست است. وی معتقد است که معنا صرفاً صورت ذهنی بوده و جایگاه آن نه در اشیای خارجی، بلکه در ذهن فاعل شناسا است. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد است پس از تعریف نظریه معنا و طرح اجمالی نظریات معنا در غرب، به این پرسش پاسخ دهد که نظریه معنای حکمت متعالیه چیست؟ آیا این نظریه توان پاسخ به اشکالات نظریه معنا را دارد یا خیر؟ ملاصدرا در عین رد واقع نمایی مستقیم معانی، دست به تبیین دقیق تری از نحوه ادراک و تفهیم معانی می زند. او با تکیه بر اصولی مانند کاشفیت ذاتی علم، برگشت علم حصولی به علم حضوری و نیز رابطه اتحاد نفس و بدن، تصویری جامع و سازگار از فرایند معناافزایی ذهنی ارائه می دهد. به این ترتیب، نظریه او به نظریه «تصوری معنا» نزدیک می شود، با این تفاوت که اشکالات وارده به نظریه های تجربی و تحلیلی غربی، مانند جدایی ذهن و زبان، یا انتزاعی بودن معنا را ندارد. از این منظر، نظریه ملاصدرا نه تنها ریشه در یک هستی شناسی قوی دارد، بلکه توان تبیین معنای لفظی و معرفت بشری از طریق آن را نیز دارد. در واقع، رویکرد صدرایی با تکیه بر وحدت وجود، علم حضوری و ذهن مداری معنا، راهی متفاوت، اما عمیق برای فهم معنا پیش روی ما می گذارد که می تواند به عنوان مکمّل یا حتی نقدی بر نظریه های معنا در فلسفه تحلیلی مدرن تلقی شود.
توحیدمحوری در علم (از معیار دینی تا علم مطلوب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۶
5 - 25
حوزههای تخصصی:
از کلان مسائل فلسفه دین، علم دینی است. در این زمینه مسائل مختلفی مطرح است؛ از جمله اینکه: علم دینی به چه معناست؟ معیار دینی بودن هر علم چیست؟ آیا علم دینی امکان دارد؟ چه علومی ظرفیت دینی شدن دارند؟ ملاک و معیار دینی بودن علوم چیست؟ این علوم باید واجد چه اوصاف و ویژگی هایی باشند تا بتوان آنها را دینی دانست؟ این ویژگی ها را در چه عوامل و مؤلفه هایی می توان جست وجوکرد؟ این مسائل از سنخ مسائل فراعلمی است. در این زمینه، دیدگاه ها و نظریه های مختلفی شکل گرفته است که از جمله آن، دیدگاه «علم توحیدمحور» است. این دیدگاه هم به علمیت علم اهتمام دارد و هم به دینی بودن آن. مقاله حاضر سعی دارد با روش تبیینی و عقلی، ضمن بیان چارچوب نظری و مفهومی بحث، معیار دینی بودن علم و همچنین مبانی مختلف آن را توضیح دهد. یافته های مقاله عبارت اند از: وحدت معیار و تکثر عوامل و مؤلفه ها به مثابه شاخصه ها، تشکیکی بودن معیار هر علم به حسب ماهیت و قابلیت های آن ظرفیت دیدگاه در تولید، تهذیب و تکمیل علوم.
چیستی، چرایی و پیشینه الهیات علمی در غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۵
367 - 396
حوزههای تخصصی:
الهیات علمی، نتیجه حدود نیم قرن تلاش الهی دانان معاصر مسیحی در دفاع از الهیات در برابر چالش های جدید است. تکیه گاه الهی دانان در چنین دفاعی علم بوده و آنان با اذعان به جایگاه ممتاز علم، درصدد تقویت جایگاه الهیات برآمده اند. مسئله اصلی نوشتار حاضر این است که الهیات علمی چیست و چه معیارهایی باعث «علمی» شدن الهیات خواهد بود. چالش هایی که الهیات مسیحی با آنها در دوره جدید مواجه شد، خواه وناخواه الهیات اسلامی را نیز تاحدی درگیر خواهد کرد و بدین سبب اهمیت دارد تا در قالب چنین مباحثی از تجارب الهی دانان مسیحی بهره برد. در این نوشتار، برای پاسخ به مسئله اصلی به آثار الهی دانان معاصر که عمدتا متخصص علم و دین نیز هستند مراجعه شده و یافته ها حاکی از آن است که از نگاه آنها، الهیات در صورتی «علمی» خواهد بود که از روش های کلی پژوهش علمی مانند برنامه پژوهش علم لاکاتوش، تز دوئم-کواین، رویکرد پسینی و نظریه استفاده کند. علاوه بر آنها، واقع گرایی به عنوان یکی از مهمترین مبانی علم و همچنین یافته ها و نظریه های علم نیز مستمسکّ برخی برای علمی شدن الهیات قرار گرفته است. به زعم این الهی دانان، چنین طرحی باعث اثبات عقلانیت الهیات و دفاع از باورهای آن خواهد بود. این طرح با وجود نقاط مثبت، نقاط منفی را نیز با خود دارد و شاید یکی از مهمترین آنها این است که مشخص نیست چرا علم باید تکیه الهیات باشد و از سوی دیگر، با توجه به اینکه بسیاری روش ها، یافته ها و مبانی ممکن است تغییر پیدا کنند، الهیات علمی طرحی گذرا و موقتی خواهد بود.
علم نافع تمدن ساز در اندیشه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی تمدن نوین اسلامی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
204 - 237
حوزههای تخصصی:
اهتمام به علم از مهم ترین دغدغه های حیات بشری بوده است. تلاش بشر بر این بوده تا با دسترسی به علم، زمینه های رفاه و آسایش بیشتر را برای خود فراهم آورد. جوامع طالب علم توانسته اند زمینه های برتری جویی را در عرصه های مختلف در پیش بگیرند. در اسلام علم موردتوجه اساسی قرارگرفته آیات آغازین نازل شده به علم اختصاص یافته است. متفکران جهان اسلام تلاش کرده اند اهمیت علم و توجه اسلام به مبانی علم را مورد کنکاش قرار دهند. در این پژوهش تلاش بر این بوده است تا اندیشه ی آیت الله خامنه ای به عنوان متفکر و رهبر نظام اسلامی در باب علم، علم نافع و تأثیر آن در ظهور و بروز تمدن نوین اسلامی به بحث گذاشته شود. روش به کاررفته در این پژوهش روش تحلیل مضمون است. سؤال نویسنده این که علم نافع در نگاه آیت الله خامنه ای شامل چه شاخصه هایی است و این علم در فرآیند ظهور و بروز تمدن چه جایگاه و نقشی را بر عهده دارد؟ یافته ها بیانگر این است که علم در باور فکری آیت الله خامنه ای زمانی موردتمجید است که برای جامعه و حیات بشری در ابعاد مختلف مادی و معنوی سعادت آفرین باشد و انسان را در مسیر هدایت الهی قرار دهد و نیازهای ضروری او را تأمین کند. برای علم نافع ویژگی هایی چون رفع نیازهای ضروری انسان، تأمین سعادت مادی و معنوی، کاربردی بودن، مانع دین نبودن، اخلاص و امثال آن طرح بحث شده است.
نقد؛ طریق تقرب به حقیقت: تحلیلی مبتنی بر عقلانیت نقاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عقلانیت نقاد، علم مجموعه ای از حدس های ابطال پذیر برای حل مسئله ای در ارتباط با واقعیت است که هنوز ابطال نشده اند. معیار سنجش نظریه های علمی نیز صدق (به معنای تطابق با واقع) است. در مقابل، فناوری ها، برساخته های بشری هستند که هدف آن ها پاسخ به نیازهای غیرمعرفتی یا تسهیل در پاسخ به نیاز معرفتی است. در این رویکرد پیشرفت علم و فناوری از الگوی واحدی تبعیت می کند. فعالیت علمی و فناورانه از مواجهه با یک مسئله یا مشکل آغاز می شود. برای حل مسئله یا رفع مشکل، راه حلی پیشنهاد می شود. این راه حل نقادی شده و اشکالات آن برطرف می گردد تا نظریه علمی به حقیقت نزدیک تر شود یا فناوری کارآمدتری به دست آید. در این مقاله ابتدا به اختصار نشان داده می شود که چگونه نقد از سه طریق زمینه ساز تقرب به حقیقت می شود. بخش عمده مقاله به این مسئله خواهد پرداخت که چگونه نقد فناوری های نرم و انسانی مرتبط با علم، ازجمله نقد نهادهای متولی علم، نقد سیاست ها و برنامه های ناظر به توسعه علم، نقد دانشگاه و نقد شاخص های علم سنجی می تواند زمینه ساز تقرب به حقیقت باشد. در پایان نیز به این بحث اشاره خواهد شد که اگر بر این باوریم که جهان بینی حاکم بر علم غربی حقیقت نما نیست، و تقرب به حقیقت جز با همراهی معرفت علمی و معرفت دینی محقق نمی شود، باید پذیرفت که نمی توان با علم ورزی در قالب نهادهای توسعه یافته ذیل جهان بینی سکولار غربی به شکل مطلوب به حقیقت نزدیک شد و باید با نقد نظام مند، مبتنی بر مبانی فلسفی، خلاقانه، اخلاق مدار و دین مدارِ فناوری های نرم و انسانی ناظر به علم، زمینه را برای تقرب هرچه بیشتر به حقیقت فراهم آورد.
ابعاد شبه علم در حوزه سلامت: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۰)
38 - 52
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افزایش نیاز به پیوند اعضا به چالشی جهانی تبدیل شده است. یکی از موانع اصلی در مسیر اهدای عضو الزام به کسب رضایت خانواده است که در بیش از ۵۰ کشور، از جمله ایران، قانونی است. تغییر نگرش خانواده ها نقش کلیدی در افزایش نرخ اهدای عضو دارد. این مطالعه با هدف شناسایی عوامل و نقاط تماس مؤثر بر رفتار خانواده ها برای طراحی مداخله های بازاریابی اجتماعی انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر با رویکرد مرور دامنه ای انجام شد. جستجوی مطالعات در پایگاه های اطلاعاتی معتبر شامل PubMed ، Scopus، Web of Science، ProQuest، Emerald و SID طی سال های 2020 تا 2024 صورت گرفت. در مجموع، 69 مطالعه مرتبط با نقش خانواده در فرآیند اهدای عضو شناسایی و وارد تحلیل شدند. داده های حاصل با استفاده از روش تحلیل مضمون و به کمک نرم افزارهایExcel و MAXQDA بررسی شدند تا نقاط تماس کلیدی و عوامل مؤثر در این حوزه شناسایی شوند. یافته ها: سه حوزه کلیدی شامل عوامل اجتماعی، فرهنگی و روانشناختی با شش مؤلفه؛ عوامل مؤثر بر تصمیم گیری خانواده در اهدای عضو با سه مؤلفه؛ و عوامل مؤثر بر ارتباط مؤثر خانواده با چهار مؤلفه بر اهدا عضو تاثیر می گذارند. نتیجه گیری: استفاده از اصول بازاریابی اجتماعی با تمرکز بر نیازها و ارزش های خانواده ها می تواند آگاهی و مشارکت در اهدای عضو را ارتقا دهد. با وجود شناسایی عوامل موفقیت آمیز، بررسی ترکیبی این عوامل کمتر انجام شده که شکافی در ادبیات موضوع است. پیشنهاد می شود راهبردهای بلندمدت طراحی و اثرات آنها پایش شود تا تغییر رفتار خانواده ها بهبود یابد.
سنجش مجازات اعدام با محک عقل و علم
منبع:
دانش حقوقی سال دوم زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶
127 - 151
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ برخی از مجازات ها مورد مخالفت واقع شده که مشهورترین آنها اعدام است. امروزه می بینیم که این مجازات در بسیاری از کشورهای غربی اعمال نمی شود؛ زیرا چنین مجازاتی اولاً، ناقض بسیاری از میثاق های بین المللی است، و ثانیاً، از منظر مخالفان، این مجازات اصل تناسب جرم و مجازات ها را نقض می کند. به هرحال، این تحقیق که به شیوه تحلیلی-توصیفی و با استفاده از روش کتابخانه ای تدوین یافته، به این پرسش پاسخ دهد که کدام یک از دو گزینه «اِعمال» و «لغو» مجازات اعدام نافع و علمی است؟ با آنکه هر دو گروه موافقان و مخالفان متاع خود را عرضه کرده اند، اما عقل و علم حاکی از آن است که دلایل مخالفان موجه تر است؛ زیرا مجرم حکم بیماری را دارد که باید درمان شود، اشتباه در اعدام قابل جبران نیست، با اعدام کردن مجرم، خانواده او هم مجازات می شوند و عوامل مستعدکننده اجتماعی است که دست به دست هم می دهد تا یک انسان مرتکب عمل جرمی شود. در مقابل، موافقان معتقدند که وقتی قاتل در برابر مقتول اعدام شود، عدالت تضمین می شود. اِعمال مجازات اعدام نوعی از تأدیب اجتماعی را به دنبال خود دارد و از نظر اقتصادی نیز بسیاری از هزینه ها را از دوش دولت برمی دارد.
اصول کلی علم گرایی در قرآن
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم در یادکرد سیره موحدان در تعلیم، تعلم و کاربست علم علاوه بر تشویق به علم آموزی، برخی اصول و شاخص ها را مطرح کرده است تا مسیر حرکت علمی را در چارچوب روشمندی قرار دهد. این قالب کلان پیشنهادی قرآن، قلمرو گسترده ای از علوم را شامل می شود و با واگویی مسیرهای پیشرفت علوم، به اصلاح حرکت های انحرافی فرایند علم آموزی و رفع آسیب ها کمک می کند؛ به گونه ای که توجه به این اصول هم در انتخاب نوع علم و هم در مسیر حرکت تأیید آیات قرآن را در پی خواهد داشت. پژوهش حاضر برای نیل به این هدف، با تحلیل آیات قرآن کریم و استنباط از سیره موحدان، با بهره گیری از داده ها و منابع کتابخانه ای، به دنبال تبیین اصول و شاخص های کلی علم گرایی از دیدگاه قرآن کریم است. یافته های پژوهش نشان می دهد که خدامحوری در تعلیم و کاربست علم، ابزار بودن دانش، توجه به نیازها و ابراز علم، تلاش برای کسب علوم، پیگیری عالی ترین مراتب علوم، دوری از علم نماها، استدلال محوری، دوری از تقلید کورکورانه، حق پذیری و عدم لجاجت از مهم ترین اصول علم گرایی از نگاه آیات قرآن هستند که هم جنبه های سه گانه اعتقاد، اخلاق و رفتار را پوشش می دهند و هم جنبه های فردی و اجتماعی را در علم آموزی مدنظر قرار می دهند.
آینده دین در چشم انداز تراانسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنبش تراانسان گرایی از مهم ترین جریان های تأثیرگذار قرن بیست ویکم در توسعه فناوری های نوین محسوب می شود. در ابتدای شکل گیری جنبش تراانسان گرایی دین و مسائل دینی چندان مورد توجه این گروه نبود. به مرور زمان و تحت تأثیر چالش های علمی و اجتماعی مرتبط با دین و معنویت، تغییرات نسبی در نگرش این جنبش نسبت به دین ایجاد شد، به گونه ای که آثار علمی منتشر شده در این موضوع در دو دهه گذشته با رشد بسیاری همراه بوده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نگرش تراانسان گرایان نسبت به دین و ارائه چشم اندازی از وضعیت آن در آینده تراانسانی می باشد، به این امید که زمینه مناسبی برای نقش آفرینی بین المللی اندیشمندان مسلمان ایرانی در این زمینه فراهم آید. یافته های پژوهش نشان می دهد که نگاه تراانسان گرایان به دین و معنویت، همچون سایر حوزه ها نگاهی فناورانه است.آنها درصدد ادغام عناصر دینی با فناوری های نوین شناختی و پزشکی _زیستی و... هستند، و بدین نحو دین و معنویت را در چارچوبی فناورانه و برمبنای الگوریتم و داده بازتعریف می کنند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که با وجود چالش ها و تضادهای اساسی میان تراانسان گرایی و ادیان ابراهیمی، ایجاد بسترهای تعاملی برای گفتگو و هم افزایی میان این دو حوزه، نه تنها ممکن بلکه بسیار مهم و ضروری می باشد.