مطالب مرتبط با کلیدواژه
۷۴۱.
۷۴۲.
۷۴۳.
۷۴۴.
۷۴۵.
۷۴۶.
۷۴۷.
۷۴۸.
۷۴۹.
۷۵۰.
۷۵۱.
۷۵۲.
۷۵۳.
۷۵۴.
۷۵۵.
۷۵۶.
۷۵۷.
۷۵۸.
۷۵۹.
گفتمان
مقاله حاضر به بررسی و نقد کتاب «معنا، فرهنگ و زندگی اجتماعی» استوارت هال به روش توصیفی-تحلیلی پرداخته است. محور اصلی کتاب، بررسی چیستی معنا، فرهنگ و رابطه آن با زندگی اجتماعی-سیاسی است. بررسی ها نشان می دهد به رغم اهمیت کتاب، ترجمه بخشی از متن انگلیسی که صرفاً مقدمه ای برای بحث اصلی است و همچنین نواقص شکلی و محتوایی همچون نیاوردن پاورقی اصطلاحات و اسامی خاص، اشکالات نگارشی، ضعف در معادل گزینی و عدم یکدستی در ترجمه از ارزش آن کاسته است. هال، متأثر از گرامشی، مفهوم هژمونی را از سلطه طبقاتی به منازعه گفتمانی در فرهنگ و رسانه گسترش داده و بر تقاطع نژاد، جنسیت و هویت تأکید دارد. برخلاف ادوارد سعید که بازنمایی را ابزاری برای سلطه غرب بر شرق می داند، هال آن را سّیال و مقاومت پذیر می بیند. به دیدگاه هال نیز نقدهایی از لحاظ سبک نوشتاری-تحلیلی و روش شناختی وارد است که در برخی مواقع موجب شده است خوانندگان در خوانش و فهم آثار او با مشکل مواجه گردند. از نقدهای دیگری که می توان در مورد او نوشت، نگاه سیّال و تقلیل گرایانه به فرهنگ و نادیده گرفتن ساختارهای تاریخی، اجتماعی و اقتصادی است. با همه این ها، در عصر سرمایه داری دیجیتال، دیدگاه استوارت هال همچنان به عنوان چراغ امید در مبارزات اجتماعی امروز بسیار مهم و بنیادی است.
تفسیر «وَ لَوْلا دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ» در سده های 10- 15: یک بررسی تاریخی- تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر و تحول در فهم برخی عبارات قرآنی، موضوعی است که از دیرباز مورد اهتمام اندیشمندان قرآنی بوده و برای این موضوع، علل و عوامل متعددی از سوی آنان ارائه گشته است. از جمله علل این تحولات که کمتر بدان پرداخته شده، «گفتمان ها» می باشند که در خلق یک تفسیر، نقش موثری ایفا می نمایند. در این نوشتار تلاش برآنست با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با تأکید بر علت مذکور، تحولات تفسیری عبارت قرآنی «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ» مورد بررسی قرار گیرد. از آن جا که عبارت قرآنی مورد بحث، با آراء تفسیری متعدد و متنوعی مواجه بوده است و تحلیل تحولات همه ی آن ها، در مجال یک مقاله نمی گنجد، در پژوهش حاضر به بررسی سیر تاریخی تفاسیر مفسران، در پنج قرن اخیر (سده های دهم تا پانزدهم هجری) پرداخته شده و در نهایت علل و چرایی تحولات تفسیری رخ داده در این دوران، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آنست که در قرن های چهاردهم و پانزدهم، به دنبال رنسانس و ورود علوم غربی به دنیای اسلام، مفسران، تدافع در عبارت مذکور را که در قرن های دهم و یازدهم، تدافعی معنوی و در قرن های دوازدهم و سیزدهم غالبا تدافعی عرفانی دانسته می شد، بیش تر به تدافع تنازعی و نقطه ی مقابل آن یعنی تدافع تعاونی تفسیر نموده اند.
تحلیل مفصل بندی معماری مساجد قدیمی در فضای گفتمانی هنر اسلامی بر اساس نظریۀ تحلیل گفتمان ارنستو لاکلا و شنتال موف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ تیر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
79 - 86
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: این پزوهش با طرح مسئله مفصل بندی معماری مساجد قدیمی در فضای گفتمانی هنر اسلامی نوشته شده است. در فضای گفتمانی هنر اسلامی، معماری یکی از نظام های نشانه ای محوری است که از ابعاد مختلف نقش نشانه ای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را ایفا می کند. اما هنگامی که بحث معماری اسلامی، معماری سنتی، ایرانی و... مطرح می شود این نظام نشانه ای واجد ویژگی های گفتمانی می شود. پس معماری اسلامی در قالب بناهای مذهبی که کارکردهای اجتماعی - دینی هم دارد، مجدداً به واسطه نشانه ها و در فرایند رقابت بین گفتمانی مفصل بندی می شود.هدف پژوهش: هدف این پژوهش تبیین سازوکارهای مفصل بندی معماری اسلامی در فضای گفتمانی هنر اسلامی است که نقش ها و کارکردهای گفتمانی معماری مساجد قدیم را روشن می سازد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع تحقیقات کیفی است و با روش تحلیل گفتمان نوشته شده است و در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا رابطه ای بین ساختار و مفصل بندی معماری مساجد قدیم با گفتمان قدرت و دین وجود دارد؟ نتیجه گیری: یافته ها و نتایج اصلی پژوهش نشان می دهد در فضای گفتمانی هنر اسلامی، معماری پیوسته در بستر تغییرات ساختار اجتماعی و فرهنگی ناشی از گفتمان قدرت، دچار دگرگونی های متعددی بوده است چنانکه تغییر کارکردهای اجتماعی مساجد امروز در قیاس با ساختار معماری مساجد دوره های قدیم، متحول شده اند.
شناسایی و تحلیل گفتمان های تعلیم و تربیت نوین زنان در بستر نوسازی پهلوی اول (1300-1320)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
305 - 324
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل انواع گفتمان های تعلیم و تربیت زنان در دوره پهلوی اول با رویکرد تحلیل گفتمان لاکلا و موف است. از این رو با بررسی 14 سند که به شیوه هدفمند انتخاب شده بودند، 39 مصداق، 35 خرده گفتار و 4 گفتمان شناسایی شدند که گفتمان «نوسازی دستوری» متعلق به گفتمان حاکمیت و گفتمان «مادری جدید»، «خودآگاهی وجودی-حقوقی» و «تعالی ملی» متعلق به گفتمان زنان بوده است. تحلیل این گفتمان ها نشان داد گفتمان «نوسازی دستوری» تحصیلات زنان را به مسئله کشف حجاب گره زده و از این طریق، گفتمان های زنان را در موضع همگرایی و در تضاد با ذهنیت سنتی قرار داده است. تمرکز اصلی گفتمان حاکم، تغییر و تحول در وضع زنان بر حجاب آنان بود؛ بنابراین در مقوله اصلاحات آموزشی، از آنجا که تأکید بر بی حجابی زنان بود، گفتمان نوسازی دستوری و گفتمان های زنان با مخالفت شدید جامعه سنتی روبه رو شد. گفتمان سنت به گفتمان مقاومت بدل شد و هژمون «عدم ضرورت حضور اجتماعی زنان» را در مقابل هژمون «ضرورت حضور اجتماعی زنان» مدنظر گفتمان حاکم و گفتمان های زنان ایجاد کرد. نتیجه این تقابل، ایجاد فضایی قهرآلود بود. در یک سو زنانی قرار گرفتند که با رغبت یا از سر ناچاری تن به کشف حجاب دادند و در سوی دیگر زنان معتقد و پایبند به ارزش های سنتی قرار داشتند که حضور اجتماعی خود را مترادف با بی هویتی و حفظ هویت خود را ملازم با عدم حضور اجتماعی می دانستند.
تحلیل چند صدایی غزلی از حافظ با توجه به نظریه میخائیل باختین
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
82 - 107
حوزههای تخصصی:
جوهرِ اصلی نظریه باختین در تمام سطوحِ فکری، عنصر چندصدایی است. منطق مکالمه او سبب می شود که دریچه های جدیدی از جهان بینی مبتنی بر مکالمه، در ذهن مخاطب گشوده شود. این پژوهش بر مبنای روش توصیفی تحلیلی از طریق یادداشت برداری کتابخانه ای انجام شده و هدف اصلی آن تبیین چندصدایی در یکی از غزلیات دیوان حافظ، بر مبنای نظریه میخائیل باختین است که می توان این تحلیل را به سایر غزلیات او نیز تعمیم داد. نتایج حاکی از آن است که: در غزلیات حافظ فضایی گفتگو محور مشاهده می شودکه در آن ائتلاف اندیشه ها و صداهای متعدد آشکار است. چندصدایی متن غزل مورد نظر، نتیجه حضور صداهای متفاوت، با ارزش و اعتباری یکسان است که از طرق مختلف ایجاد می شود و در سطح معنایی، واژگانی و ساختاری قابل مشاهده است. همچنین به نظر می رسد که در تمام ابیات غزل یک گوینده واحد وجود ندارد؛ یعنی خود حافظ، طرفِ مکالمه حافظ است و هر بار در موضعی متفاوت، نقطه نظرات خود را ارائه می دهد. این گوینده گاه با حافظ در یک ردیف قرار می گیرد و گاه در مقابل او می ایستد و او را سرزنش می کند و گاه در جایگاه دانای کل، او را هدایت می کند. بنابراین در این غزل نه تنها صدای حافظ، بلکه صداهای دیگر با نقطه نظرهای گوناگون نیز وجود دارد که در لایه دیگر از متن، با خواننده تعامل دیالوگی برقرار می کند.
تحلیل استعاره های رایج پیرامون تنوّع زبانی در اذهان کنشگران اجتماعی
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
101 - 123
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بر اساس رویکرد استعاره ای باتیستلا(Battistella ) و رویکرد سه لایه ای رویز(Ruíz) به بازنمایی استعاره های رایجی می پردازد که در ارتباط با تنوع زبانی در اذهان کنشگران اجتماعی شکل گرفته است تا از این راه استعاره های غالب و برجسته تر را در ذهن این کنشگران مشخص نماید. داده های پژوهش به صورت هدفمند برگرفته از متون مطبوعاتی ایران است که در بازه زمانی پهلوی دوم تا عصر کنونی پیرامون مسئله تنوّع زبان ها و تک زبانگی در این مطبوعات انتشار یافته است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای انجام شده است. در تحلیل داده ها به صورت کیفی و کمی مشخص شد که استعاره «زبان همچو ملت» بیشترین درصد را به خود اختصاص داده است. چنین بسامد بالایی حاکی از آن است که کنشگران اجتماعی بدون این که تنوّع زبانی و جوامع چندزبانه کشورهای دنیا را در نظر بگیرند، فرضشان بر این است که «زبان و ملت» رابطه دوسویه با هم دارند و با این استدلال که ناشی از استعاره «زبان همچو ملت» است، چنین تصوّر می کنند که تک زبانگی، سبب انسجام و اتحاد گویشوران در یک ملت می شود و تنوّع زبانی، منجر به تجزیه و ازهم گسیختگی ملت می شود.
تحلیل گفتمان محتوایی مضامین حبسیات مسعود سعد سلمان با تکیه بر ارتباط ادبیات و جامعه
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
1 - 18
حوزههای تخصصی:
ادبیات و جامعه ارتباط عمیق و پیچیده ای با هم دارند. ادبیات نه تنها بازتاب دهنده فرهنگ، تاریخ و ارزش های یک جامعه است؛ بلکه می تواند به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی و تغییر نیز عمل کند. زندان سروده ها، بخشی از ادبیات فارسی را به خود اختصاص داده است. مسعود سعد، اغلب در حبسیه های خویش برای اثبات بی گناهی و تلاش جهت آزادی از مضامین مختلفی بهره جسته است. او قریب به هجده سال از زندگی خود را در زندان های «نای» و «سو»، «دهک» و «مرنج» سپری کرده است و در دوران حبس، بهترین اشعار خویش را به رشته نظم درآورده که در اصطلاح به «حبسیات» موسوم است. حبسیه، شعری است که شاعر در زندان، بازتاب های روحی خود را در زبانی ویژه بازگو می کند. گفتمان زندان با دیدگاه شاعر نسبت به جهان و اجتماعی که در آن زیست می کند، ساخته می شود. در مضامین شعر حبسیه سرایی، تقدیرگرایی، گفتمان غالب شاعر است که در این پژوهش به این مضامین پرداخته می شود. مسعودِ سعد به دلیل ابداع گونه حبسیه، محتوا و مضمون تازه ای برای قصیده ایجاد نمود که شاعران زیادی از وی تقلید کرده اند اما او با داشتن احساس و عاطفه ای عمیق از دیگر شاعران تمایز پیدا کرده است. موارد مذکور در تغییر پایگاه شاعر از یک شاعر مقلد به شاعری صاحب سبک و جریان ساز و تأثیرگذار در تغییر سبک فارسی نقش داشته است. در ادبیات فارسی نیز قدیمی ترین حبسیه متعلق به مسعود سعد سلمان، شاعر نامور قرن پنجم و ششم است.
گفتمان خشونت نمادین در برگزیده رمان های دههه ۹۰ ایران با رویکرد بوردیو
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
69 - 90
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی بازنمایی خشونت نمادین در رمان های ایرانی دهه ۱۳۹۰ می پردازد و می کوشد با تکیه بر نظریه بوردیو، سازوکارهای پنهان سلطه و بازتولید نابرابری را در این آثار آشکار کند. بر اساس چارچوب نظری بوردیو، خشونت نمادین به عنوان شکلی از سلطه نرم و نامرئی، در بستر زبان، نهادها و روابط اجتماعی بازتولید می شود و از همین رو خطرناک تر از خشونت آشکار تلقی می شود. در این پژوهش، هفت رمان شاخص دهه ۱۳۹۰ شامل من منچستریونایتد را دوست دارم (یزدانی خرّم، 1391)، تاول (افروزمنش، 1392)، لب بر تیغ (سناپور، 1393)، بیست زخم کاری (حسینی زاد، 1395)، ملکان عذاب (خسروی، 1397)، خفاش شب (گلشیری، 1399) و پس کوچه های سکوت (مؤدب پور، 1399) با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهند که خشونت نمادین در این آثار در پنج سطح اصلی بروز می یابد: خانواده، اجتماع و طبقه، زنان، زبان و روایت و نهادها. خانواده به عنوان نخستین نهاد اجتماعی، نقش محوری در درونی سازی کلیشه های جنسیتی دارد؛ در سطح اجتماعی و طبقاتی، فرودستان با طرد و تحقیر مواجه اند؛ زنان بیشترین قربانیان خشونت نمادین اند و زبان و روایت نیز ابزارهایی برای انتقال و مشروعیت بخشی به سلطه اند. افزون بر این، نهادهای آموزشی، رسانه ای و اداری در تثبیت این وضعیت، نقشی بنیادین ایفا می کنند. در عین حال، برخی رمان ها همچون تاول امکان مقاومت در برابر خشونت نمادین را نیز بازنمایی کرده اند. همچنین می توان گفت این آثار همزمان هم بازتاب دهنده سلطه و هم عرصه ای برای افشای آن به شمار می آیند.
جایگاه مضامین خرد از دیدگاه فردوسی با تکیه بر نقش ادبیات در رواج دانایی
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 28
حوزههای تخصصی:
در قرن چهارم، با اعمال سیاست های نسبتاً تساهل آمیز آل سامان و ایجاد شرایط نسبی رفاه اجتماعی و اقتصادی، نهضت خردگرایی پیشرفت روزافزونی کرد و شاهنامه فردوسی به عنوان خردنامه ایرانیان، سروده شد. خردگرایی، اندیشه غالب فردوسی در شاهنامه است. فردوسی، خرد را مهم ترین سرمایه انسان در زندگی می داند. هدف از این تحقیق، شناساندن معانی متنوّع خرد در شاهنامه است. شاهنامه با نام خداوند جان و خرد آغاز شده است، کاربرد واژه خرد در ابتدای کتاب، حاکی از جایگاه والای خرد نزد شاعر است. او معتقد است که وجه ممیزه انسان با سایر آفریده ها، خرد است و بر همین اساس به ارزیابی و تبیین شخصیت و عملکرد شاهان و پهلوانان ایرانی می پردازد. فردوسی، شاهنامه را با هدف تبیین اندیشه ه ای اجتماعی و سیاس ی جامعه ایران پیش از اسلام سروده است و خرد را مهم ترین عامل تکمیل و تعیین کننده اعمال قدرت و مشروعیت پادشاه و حاکم می داند. یافته های مقاله نشان می دهد که ارتباط اجتماعی خردمندانه و نقش ادبیات در رواج دانایی و آگاهی بخشی در شاهنامه فردوسی مشتمل بر این موارد است: همزیستی مسالمت آمیز، گفتار سازنده، ارتباط متعادل با افراد، درک ارزش ها و جایگاه خانواده، کمک به هم نوع، شجاعت در بیان، دغدغه مندی و آگاهی بخشی اجتماعی، عدم دلبستگی به دنیا، شادی اخلاق گرایانه، تحمل مشکلات، خرد منطقی، مشورت پذیری، ارتباط معنوی با خدا و... . در نتیجه، حکیم توس، خرد و گسترش دانایی را وجه تمایز خلقت انسان از سایر موجودات می داند و بر همین اساس است که شخصیت شاهان و پهلوانان ایرانی را ارزیابی می کند.
گفتمان سالمندان مبتلا به زوال عقل نوع آلزایمر: پیوستگی محاوره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۱
77 - 112
حوزههای تخصصی:
پیوستگی یکی از ویژگی های ساخت گفتمان است که فقدان آن در گفتمان سالمندان مبتلابه زوال عقل نوع آلزایمر سبب درک نشدن گفتمان این بیماران می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیوستگی در گفتمان سالمندان کُردزبان مبتلابه زوال عقل نوع آلزایمر انجام گرفته است. ماهیت روش شناختی این پژوهشِ کمّی و علّی مقایسه ای بوده که در یکی از خانه های سالمندان کرمانشاه در سال 1398 انجام گرفته است. جامعه آماری شامل 20 نفر (10 نفر بیمار زوال عقل نوع آلزایمر و 10 نفر سالمند سالم) بود که بر اساس سن (63 تا 75 ساله)، جنسیت (زن و مرد)، بی سواد بودن و گویشور زبان کُردی بودن (گویش کلهری) همتا شده اند. آزمون تعیین سطح کارکرد حافظه برای تعیین میزان زوال عقل برگزار و افراد با نمرات میان 5/0 و 2 انتخاب شدند. سپس، آزمودنی ها به مدت 10 دقیقه به پرسش های مربوط به خانواده، زندگی و فعالیت های روزمره و نیز، چگونگی برگزاری مراسم عید نوروز پاسخ دادند. بررسی پیوستگی در پژوهش حاضر بر اساس دیدگاه لین و همکاران انجام گرفته و نتایج آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمون تی مستقل به دست آمد. یافته ها حاکی از آن است که تفاوت معناداری در استفاده از پیوستگی فراگیر و پیوستگی موضعی در گفتمان دو گروه سالمندان کُردزبان مبتلابه زوال عقل نوع آلزایمر و سالمندان طبیعی وجود دارد. همچنین، نتایج نشان داد که میزان استفاده از هر دو نوع پیوستگی فراگیر و پیوستگی موضعی در گفتمان سالمندان کُردزبان مبتلابه زوال عقل نوع آلزایمر از فراوانی کمتری برخوردار است، اگرچه نبود پیوستگی فراگیر مشهودتر است.
بازآفرینیِ گفتمانیِ اندیشه سیاسی در ایران باستان؛ پیدایش، تکامل و تداوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
177 - 215
حوزههای تخصصی:
اندیشه ایرانشهری وجایگاه آن در تکوین و تداوم فرهنگ و تمدن ایرانی از موضوعات تعیین کننده در فهم تاریخ گذشته و رویکردهای نظری و سیاسی به آینده ایران است. در این راستا فهم عناصر و دقایق اندیشه ایرانشهری به مثابه منظومه ای فکری از آغازه های پیدایی تا تکوین و فرجام، موضوعی شایسته تأمل فراگیر می باشد. در همین راستا هدف این پژوهش بازسازی و بازآفرینی گفتمان سیاسی ایرانشهر از طریق مفصل بندی عناصر بنیادین آن است. مساله اصلی بررسی امکان و چگونگیِ صورتبندی گفتمان حاکم بر اندیشه سیاسی در ایران باستان است » پاسخ احتمالی چنین است که: « بازآفرینی گفتمانی اندیشه سیاسی ایران باستان با محوریت مفهوم شاه آرمانی امکان پذیر می شود، بدین نحو که این مفهوم نقطه اتصال و هم پیوندی اجزاءِ گفتمانی است که از آن با عنوان گفتمان ایرانشهری یاد می شود.» یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که: « خودآگاهی ایرانشهری نه تنها برسازنده ساخت و نظم سیاسی بوده ، بلکه باعث تکوین گفتمان و اندیشه سیاسی منحصربفرد در ایران باستان شد و این گفتمان در طول تاریخ موجب استمرار جغرافیایی، فرهنگی وسیاسی ایران گردید، ضمن اینکه روح ایرانشهر در گذار از دوره باستان به دوره های بعدی در کالبدی جدید به حیات خود ادامه داده است. به بیان دیگر گفتمان ایرانشهر یک بعد ثابت داشته که در طول تاریخ استمرار داشته و یک بعد متغیر که نمود همزیستی گفتمان ایرانشهر با گفتمان های رقیب بود» روش شناسی و چارچوب نظری حاکم بر پژوهش بهره ای آزادانه ازتحلیل گفتمان می باشد.
جایگاه زنان در گفتمان اسلام سیاسی جمهوری اسلامی ایران از منظر بیداری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بیداری اسلامی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
118 - 139
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بهتبیین جایگاه زن درچارچوب گفتمان اسلامسیاسی جمهوریاسلامی ایران از منظر بیداری اسلامی پرداخته است. اسلامسیاسی بهعنوان یک نظام ایدئولوژیک، نقش وهویت زن را برمبنای شریعت و فقهشیعه تعریف میکند و از این رهگذر، الگوی مطلوبی از «زن مسلمان» را درخانواده، جامعه و نظام سیاسی ارائه میدهد. "اهمیت این بررسی از آنروست که زنان بهعنوان مادران و مربیان نسل انقلاب، نقش محوری در بازتولید ارزشها و هنجارها ایفا میکنند. وهمچنین مطالعه جایگاه آنان امکان واکاوی تحولات گفتمانی-اجتماعی و مسیرآینده نقشآفرینی زنان در ساختارسیاستی را فراهم میسازد." این پژوهش بارویکرد تحلیلمحتوایکیفی باروش اسنادی-کتابخانهای میباشد و دادهها از طریق مطالعه و تحلیل اسناد حقوقی و فقهی، آثار و بیانات مرتبط با بیداری اسلامی گردآوری شدهاند". براساس یافتههای پژوهش، "گفتمان اسلام سیاسی ضمن تلاش برای تعریف نقش زن در چارچوب عفاف و خانواده بهمرور، تحت تأثیر تحولاتاجتماعی و افزایش آگاهی زنان، به بازتعریف جایگاه آنان در حوزههای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دستزده است. مشارکت گسترده زنان در انتخابات، گسترش آموزش عالی، اشتغال و کارآفرینی ازنشانههای بارز این تحول میباشد، که بیانگر پویایی گفتمان اسلام سیاسی با مطالبات زنان و تغییرات اجتماعی در ایران معاصر است".
استحاله گفتمان جنبش عدم تعهد از آغاز تا کنون
حوزههای تخصصی:
با گذشت بیش از نیم قرن از تاسیس جنبش عدم تعهد همواره این جنبش از لحاظ گفتمان دچار تغییرات چشمگیری بوده است.اما جنبش عدم تعهد در گفتمان غالب خود از بدو تاسیس تا پس از جنگ سرد حالت فعال و موازنه منفی وبیطرفی مثبت را سرلوحه کار خود قرار داده وبه نوعی این گفتمان غالب به دلیل حضور رهبران اقتدارگرای وقت دولتهای موسس جنبش عدم تعهد بوده است که همواره بر سر اصول وآرمان خود می ایستادند ولی پس از جنگ سرد تا اجلاس شرم الشیخ این جنبش حالت منفعلانه ای را به خود گرفته است و بیشتر در پی موازنه مثبت می باشد و این تحول گفتمانی می تواند به دلیل فضای تک قطبی دنیا پس از جنگ سرد بوده باشد و اما از اجلاس شرم ااشیخ تا تهران جنبش به نوعی دچار بازهویتی گشته و تقریبا به حالت فعال خود باز گشته است و می توان یکی از دلایل آنرا حضور مقتدرانه ایران در جنبش قلمداد کرد زیرا در این چند سال ایران به نوعی سخنگوی کشورهای جنوب عضوجنبش در مقابل کشورهای ثروتمند شمال می باشد. مع هذا نگارنده کوشیده است تا در این پژوهش معنای گفتمان را ازنگاه ساختارگرایانی که سلف آنها فردیناند دوسوسور می باشد وهمچنین تحول گفتمانی جنبش عدم تعهد در سه دوره زمانی را به صورت توصیفی- تحلیلی بحث نماید.
وضعیت پسا استعماری جهان و راهبردهای تربیتی آن (مقایسهانسان منتظر و پساانسان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصلاح وضعیت استعماری جهان و رسیدن به روشناییِ جهان پسااستعماری، همواره دغدغه بشر بوده است. در دوره معاصر داعیه داران آزادی، مفهوم آزادی را بیش از هر چیز در خدمت اهداف استعماری خود درآورده اند. اما برخی از متأخرترین جریان های فکری بشر از این وضعیت روی گردان اند و در تلاش برای ساختن شرایط متعالی در هستی می باشند تا گونه های تازه ای از آزادی فردی و جمعی را برای انسان ابداع نمایند. داعیه ایجاد شرایط پسااستعماری توسط جریان پساانسان گرایی با ارتقای شرایط انسانی در بعد مادی دنبال می شود و همین هدف با جریان دینی (رهنامه خلافت صالحان)، از طریق تعالی انسان در بعد مادی-معنوی صورت بندی شده است. هدف این پژوهش ترسیم وضعیت پسااستعماری جهان با دو روایت پساانسان و انسان منتظر و ارائه راهبردهای تربیتی برای تحقق آن است. این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی نگاشته شده است و یافته ها حاکیست راهبرد تربیتی پساانسان-گرایان برای ایجاد وضعیت پسااستعماری، گفتمان است و راهبرد انسان منتظر دارای سه قالب شناختی، هویتی و مدیریتی است؛ این راهبردها با ظرفیت های متوسع خود، رافع معضلات گفتمان محوری هستند.
تنگناهای جغرافیایی و سازه های هویتی در سیاست خارجی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که از نگاه سازه انگارانه درمورد سیاست های منطقه ای ایران مورد توجه قرار می گیرد، مسله هویت است. از منظر سازه انگاری، هویت دولتهاست که منافع و رفتار دولت ها را شکل می دهد. و سیاست های منطقه ای بسته به اینکه چه عناصرهویتی برجسته شده و چه نوع گفتمانی بر سیاست خارجی حاکم است تفاوت هایی می یابد. از جمله اجتماعات بین الاذهانی که در هویت سازی دولت و پیگیری سیاست های منطقه ای ایران نقش داشته است می توان به ناسیونالیسم دوران پهلوی و ایدئولوژی شیعه در دوران جمهوری اسلامی ایران اشاره داشت که گفتمان ها و جهت گیری های متفاوتی را برای سیاست خارجی ایجاد می کرد. اما علی رغم هویتگرایی متفاوت، در مورد سیاست های منطقه ای، راهبردی که همواره مورد توجه و استفاده تصمیم گیران قرارگرفته-است راهبرد موازنه هویت می باشد. پرسش اساسی این نوشتار عبارتست از اینکه «چه عاملی بر کاربرد موازنه هویت در سیاست -های منطقه ای ایران مؤثر بوده است؟» با توجه به یافته ها، بنظر می رسد علی رغم هویت گرایی متفاوت دولت ها در ایران، عامل ژئوپلتیک سبب شده است ایران همواره به دنبال برقراری موازنه هویت در سیاست های منطقه ای باشد.
بازنمایی هویت ملی ایرانیان در سرودهای ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
67 - 96
حوزههای تخصصی:
سرودهای ملی متن هایی منسجم و کم حجم اند که به صورت فشرده ادراک هویتی یک ملت را در برهه زمانی مشخصی در دوره مدرن بیان می کنند؛ سرودهای ملی مختلف ایران نیز بازنماینده یک یا بیش از یک ادراک هویتی اند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از روش تحلیل گفتمان این پرسش را بررسی می کند که هویت ملی ایرانیان در دوره مدرن در متن سرودهای ملی ایران از دوره قاجار تاکنون چگونه بازنمود یافته است؟ نتایج تحقیق نشان داد که سرودهای ملی ایرانی از قاجار تاکنون دربردارنده چهار نوع هویت یا گفتمان هویتی است؛ آستانه ای (دوره قاجار)، سلطنتی (پهلوی)، ارزشی (پس از انقلاب) و زیستی (میهنی) و هر گفتمان هویتی دارای چهار عنصر «ساختاری» است: شکل حکومت (نظام سیاسی)، ایدئولوژی، وطن و مردم، اما هر گفتمان هویتی تنها یک عنصر ذاتی دارد؛ عنصر ذاتی در هویت سلطنتی «شاه»، در هویت میهنی «وطن» و در هویت ارزشی انقلابی «حق یا حقیقت» است. ماهیت مکان (ایران به مثابه یک مکان) در هر کدام از این گفتمان ها متفاوت است؛ در گفتمان سلطنتی مکان محلی برای حکومت است، در گفتمان میهنی محلی برای زیستن و در گفتمان انقلابی پایگاهی ارزشی برای صدور پیام.
روش شناسی تحلیل گفتمان؛ ابزارهایی برای فهم ساختارهای اجتماعی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«گفتمان» به مثابه روش، رویکردی در علوم اجتماعی و انسانی است که به تحلیل و تفسیر متون، گفتارها و تعاملات اجتماعی می پردازد و بر این باور استوار است که زبان و گفتار، نه تنها ابزارهای ارتباطی، بلکه سازنده های واقعیت اجتماعی نیز هستند. مقاله حاضر در پی آن است که روش «گفتمان» لاکلا و موفه را به عنوان ابزاری قدرتمند برای درک عمیق تر روابط اجتماعی و فرهنگی تحلیل و بررسی کند. هدف اصلی این پژوهش پاسخ به این پرسش اساسی است که روش «گفتمان» لاکلا و موفه چگونه می تواند به تحلیل و تفسیر پیچیدگی های جامعه انسانی و تأثیرات زبان بر رفتارها و نگرش ها کمک کند؟ در این پژوهش، از روش «تحلیل گفتمان انتقادی» (CDA) برای بررسی چگونگی بازتولید و تقویت روابط قدرت از طریق گفتمان بهره گرفته شده است. با استفاده از این روش، نشان داده خواهد شد که چگونه رویکرد لاکلا و موفه می تواند در تحلیل گفتمان قدرت و آشکارسازی سازوکارهای پنهان آن مؤثر باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که روش گفتمان لاکلا و موفه با ارائه چارچوبی دقیق و منسجم، امکان تحلیل عمیق تر و همه جانبه تر گفتمان را فراهم می سازد و با تأکید بر مفاهیمی همچون دال مرکزی، خرده دال ها و مفصل بندی، به پژوهشگران در شناخت بهتر پیچیدگی های جامعه انسانی و تأثیرات زبان بر رفتارها و نگرش ها یاری می رساند. نتایج این پژوهش می تواند برای پژوهشگران و علاقه مندان به این حوزه مفید و راهگشا باشد.
بازخوانی گفتمان های موجود در حوزه توسعه حرفه ای معلمان؛ از حرفه ای گرایی تا حرفه ای گری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
203 - 223
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بازنمایی و بازاندیشی در گفتمان رایج توسعه حرفه ای معلمان است و پیامدهای مرتبط با برنامه و عمل توسعه حرفه ای معلم را از منظر حرفه ای گرایی و حرفه ای گری مورد توجه قرار می دهد. بازده و نتایج برنامه های توسعه حرفه ای در میدان عمل یکی از چالش های نظام برنامه ریزی توسعه حرفه ای کارکنان است که فارغ از روند و مراحل اجرا، می بایست به عنوان برونداد در میدان واقعی عمل از طریق مشاهده رفتار حرفه ای کارکنان مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. روش پژوهش در این مقاله کیفی با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی و برآمده از روایت های محیطی است. جامعه آماری آموزگاران شاغل به تدریس در دوره ابتدایی هستند. نمونه ها براساسِ نمونه گیری هدفمند از چند مدرسه با سطوح مختلف انتخاب شدند. تعداد نمونه ها براساسِ اصل اشباع نظری تعیین شد. روش جمع آوری داده ها، مشاهده مشارکتی و روش تحلیل اطلاعات، تحلیل گفتمان انتقادی است. پس از تجزیه و تحلیل روایت های محیطی، رفتار معلمان در قبال برنامه های توسعه حرفه ای در پیوستاری از درجات حرفه ای گرایی تا حرفه ای گری تنظیم و در چهار گفتمان عمده مقاومت، سازش، پذیرش و کنش ساماندهی شد. روایت ها حاکی از آن است که گفتمان مقاومت و سازش در مواجهه با الزامات توسعه حرفه ای معلمان گفتمانی اثربخش به شمار نمی رود لیکن در گفتمان های پذیرش و کنش می توان نوعی توسعه حرفه ای را در رفتار معلمان ادراک نمود که ناشی از تلفیق توسعه نگرشی با توسعه عملکردی می باشد.
تحلیل گفتمان انتقادی در سروده های حماسی طاهره صفّارزاده با تکیه بر نظریه نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی نو و شاخه ای مهم از تحلیل گفتمان است. یکی از کاربردهای این رویکرد در حوزه ادبیّات و بررسی آثار ادبی است. طاهره صفّارزاده از شاعران برجسته معاصر و سراینده اشعار مقاومت و حماسه های پایداری است؛ با توجّه به این که پژوهش حاضر بر آن است، اشعار حماسی طاهره صفّارزاده را بر اساس گفتمان انتقادی فرکلاف مورد بررسی قرار دهد تا به تأثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بر اشعار وی پی بَرَد. برای رسیدن به این منظور اشعار این بانوی شاعر در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، بررسی شده است. این نوشتار به روش تحلیل محتوا با رویکرد توصیفی– تحلیلی انجام شده است. نتایج حاصل نشان می دهد طاهره صفّارزاده با ترکیب بندی ابعاد گفتمان های مسلّط زمان پهلوی و انقلاب اسلامی، ساختار گفتمانی مسلّط دو دوره سیاسی و به تبع آن اجتماعی متفاوت آن روزگاران را بازتولید کرده است؛ بنابراین اشعار او با انتقاد از عملکردهای سیاسیّونِ دوره پهلوی، انزجار از استعمار و زورگویی، نظم گفتمانی ویژه ای را بازتولید کرده است.