روش شناسی پژوهش در علوم انسانی (عیار پژوهش در علوم انسانی سابق)
روش شناسی پژوهش در علوم انسانی سال 14 پاییزو زمستان 1402 شماره 2 (پیاپی 28) (مقاله ترویجی حوزه)
مقالات
حوزههای تخصصی:
اسلامی سازی علوم، به ویژه علوم انسانی در چارچوب علم دینی، از دغدغه های اصلی متفکران اسلامی در دهه های اخیر بوده است. اگرچه دیدگاه های متفاوتی در این زمینه وجود دارد، اما نظرات درباره نقش مبانی الهیاتی تقریباً همسو هستند. آیت الله مصباح یزدی به طورکلی با علم دینی و با اسلامی سازی همه علوم موافق نیست، بلکه آن را فقط در حوزه علوم انسانی، به ویژه در زمینه های توصیه ای و هنجاری قابل پذیرش می داند. ایشان همچنین بر این باور است که ابعاد هنجاری علوم طبیعی نیز می تواند ماهیتی دینی داشته باشد. این پژوهش به بررسی نقش توحید در شکل گیری علوم انسانی اسلامی از دیدگاه آیت الله مصباح یزدی می پردازد. مسئله اصلی این تحقیق، تحلیل تأثیر مراتب مختلف توحید (اعتقادی، عملی، نفسانی و شهودی) بر مبانی، اهداف و مسائل علوم انسانی است. این پژوهش با روش تحلیلی و توصیفی و بر پایه بررسی آثار آیت الله مصباح یزدی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که توحید، به ویژه ربوبیت تشریعی، نقشی بنیادین در تعیین مبانی و اهداف علوم انسانی اسلامی ایفا می کند و به شکل گیری نظریات در حوزه های سیاسی، حقوقی و اخلاقی یاری می رساند. این تأثیر موجب توسعه روش های معرفتی متنوع در علوم انسانی، به ویژه در تحلیل مسائل دینی و اجتماعی می شود. در نهایت، هدف اصلی علوم انسانی اسلامی، همراستا با اصول توحیدی، تحقق کمال حقیقی و قرب الهی است.
کاوشی در ماهیت، اعتبار، مصادیق و کاربرد معرفت احتمالی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
علوم اسلامی هنجاری و توصیفی در دستیابی به علوم حضوری و بدیهیات اولیه با محدودیت هایی مواجه اند. این محدودیت را می توان با پیشنهاد «معرفت احتمالی» پاسخ داد. کسب معرفت در این دانش ها نیازمند تبیین ماهیت، ادله اعتبار، مصادیق و کارکرد معرفت احتمالی است. در این مقاله، به این چهار پرسش پاسخ داده شده است. طبق یافته های تحقیق، «معرفت احتمالی» شناختی متفاوت از علم حضوری و بدیهیات است که بر حرکت شناختی تدریجی تکیه دارد و به یقین یا درجاتی پایین تر از آن منتهی می شود. این نوع شناخت دارای ارزش علمی، عملی و اخلاقی است. ارزش علمی آن ناشی از علم اجمالی است که انسجام معرفت را با معرفت های غیراحتمالی و سایر معرفت های احتمالی فراهم می سازد. ارزش عملی را می توان با سه دلیل «انسداد»، «قاعده میسور» و اصل «استصحاب» تبیین کرد. ارزش اخلاقی معرفت احتمالی نیز از تناسب میان ارکان فعل اختیاری در جریان کسب معرفت ناشی می شود. مصادیق معرفت احتمالی شامل معرفت های نقلی، شناخت های حسی و معرفت های شهودی احتمالی است. معرفت احتمالی، هم به عنوان منبع و روش نظریه پردازی هنجاری، سیاستی و علمی، و هم به عنوان موضوع و موضع کنشگری شامل شکل گیری اطلاعات، انتظارات، انتخاب ها و رفتارها در علوم اسلامی قابل استفاده است.
روش شناسی تحلیل گفتمان؛ ابزارهایی برای فهم ساختارهای اجتماعی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«گفتمان» به مثابه روش، رویکردی در علوم اجتماعی و انسانی است که به تحلیل و تفسیر متون، گفتارها و تعاملات اجتماعی می پردازد و بر این باور استوار است که زبان و گفتار، نه تنها ابزارهای ارتباطی، بلکه سازنده های واقعیت اجتماعی نیز هستند. مقاله حاضر در پی آن است که روش «گفتمان» لاکلا و موفه را به عنوان ابزاری قدرتمند برای درک عمیق تر روابط اجتماعی و فرهنگی تحلیل و بررسی کند. هدف اصلی این پژوهش پاسخ به این پرسش اساسی است که روش «گفتمان» لاکلا و موفه چگونه می تواند به تحلیل و تفسیر پیچیدگی های جامعه انسانی و تأثیرات زبان بر رفتارها و نگرش ها کمک کند؟ در این پژوهش، از روش «تحلیل گفتمان انتقادی» (CDA) برای بررسی چگونگی بازتولید و تقویت روابط قدرت از طریق گفتمان بهره گرفته شده است. با استفاده از این روش، نشان داده خواهد شد که چگونه رویکرد لاکلا و موفه می تواند در تحلیل گفتمان قدرت و آشکارسازی سازوکارهای پنهان آن مؤثر باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که روش گفتمان لاکلا و موفه با ارائه چارچوبی دقیق و منسجم، امکان تحلیل عمیق تر و همه جانبه تر گفتمان را فراهم می سازد و با تأکید بر مفاهیمی همچون دال مرکزی، خرده دال ها و مفصل بندی، به پژوهشگران در شناخت بهتر پیچیدگی های جامعه انسانی و تأثیرات زبان بر رفتارها و نگرش ها یاری می رساند. نتایج این پژوهش می تواند برای پژوهشگران و علاقه مندان به این حوزه مفید و راهگشا باشد.
جستاری در فلسفه علم، معناشناسی «مبنا» و «اصل» و ربط این دو(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بر اساس رویکرد مبناگرایانه در معرفت شناسی، معرفت امری لایه لایه است که لایه زیرین آن را «مبانی» و «اصول» تشکیل می دهد و نظریه ها به مثابه روبناهایی بر این بنیادها استوارند. از مهم ترین گام ها در فهم، نقد یا تولید یک نظریه، درک صحیح مبانی و اصول حاکم بر آن نظریه است و اختلاف میان نظریه ها به تفاوت در مبانی و اصول بازمی گردد. این نوشتار با بررسی تعاریف واژگان «مبنا» و «اصل» نشان می دهد که این دو مفهوم معادل «مبادی تصدیقی» در منطق اند. «مبادی تصدیقی» شامل دو دسته قضایای کلی است: قضایای توصیفی حاوی «هست ها» که جهت گیری و روش تحقیق را تعیین می کنند (مبانی)، و قضایای دستوری حاوی «بایدها» که ابزار تحقق عملی مبانی اند (اصول). روش تحقیق در این مقاله توصیفی تحلیلی بوده و با رویکردی «فلسفی و معرفت شناختی» سامان یافته است.
بررسی ابهامات مقیاس های اندازه گیری در پژوهش ها و رفع آن از طریق خواص و قوانین علوم ریاضی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی: "بررسی ابهامات مقیاسهای اندازه گیری و رفع ابهام از طریق خواص و قوانین علوم ریاضی وآمار است". روش تحقیق از نوع بنیادی با رویکرد محض و روش گردآوری داده ها ، با استناد به منابع معتبرداخلی و خارجی انجام شده است . مقیاسهای اندازه گیری با همه محاسنی که دارند از نظر پژوهشگران علوم انسانی دارای ابهام هایی هستند که چالش برانگیز است. مهم ترین مقیاسی که ابهام متوجه آن است مقیاس ترتیبی است. نتایج حاصله بیانگر آن است که مقیاس ترتیبی ماهیتاً حالت کیفی دارد و فقط اعداد گسسته در آن کارایی دارند. درمقیاس ترتیبی میانگین تعریف نمی شود.بنابراین نمی توان آن را به مقیاس فاصله ای ارتقاء داد. استفاده نابجا از میانگین باعث خطا در انحراف معیار،تحلیل واریانس ، نحوه استفاده ازآزمون ها ، توزیع نرمال و دیگر موارد مربوطه خواهد شد، لذا ، تحقیق از نظرآماری بی اعتبار می شود. نتیجه دیگر اینکه مقیاسهای اسمی ، فاصله ای و نسبی دارای خاصیت هم ارزی ریاضی هستند اما مقیاس ترتیبی فاقد این خاصیت است. استدلال ها و نظراتی برای رفع ابهام ها ارائه شده است.
واکاوی روش شناسی تحلیل مضمون و شبکه مضامین به مثابه یک پژوهش کیفی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از فنون تحلیلی مناسب در تحقیقات کیفی، روش «تحلیل مضمون» است که به صورت گسترده از آن استفاده می شود. از این روش می توان برای شناخت الگوهای موجود در داده های کیفی بهره برد. هدف این مقاله بررسی روش مزبور و شبکه مضامین در پژوهش های کیفی است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، اطلاعات آن به روش اسنادی گردآمده و ابزار جمع آوری داده ها عمدتاً به صورت فیش برداری و یادداشت برداری از متون بوده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که «تحلیل مضمون» یکی از شیوه های متداول تحلیل محتوا و روشی برای تحلیل داده های کیفی حاصل از مصاحبه، بحث گروهی، پرسشنامه های کیفی و اسناد چاپی به حساب می آید. این پژوهش با استفاده از روش «تحلیل مضمون»، به دو صورت استقرایی و قیاسی انجام شده است. فرایند تحلیل مضمون و تحلیل شبکه مضامین شامل مراحل ذیل است: تجزیه و توصیف متن؛ تشریح و تفسیر متن؛ ادغام و یکپارچه سازی متن؛ تلخیص شبکه مضامین و ارائه آن به صورت متن مشروح، ماتریس، جدول و شبکه مضامین. در روش تحلیل مضمون، پژوهشگر مجموعه داده ها را با دقت سازمان دهی و مضامین مشترک، موضوعات، انگاره ها و الگوهای معنایی را شناسایی می کند. این روش مانند سایر روش های پژوهش، دارای ویژگی های مثبت و منفی است که باید در کاربرد آن مد نظر قرار گیرد.