مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۶۸۱ تا ۱۱٬۷۰۰ مورد از کل ۵۵۳٬۲۳۲ مورد.
منبع:
متین سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۷
97 - 122
حوزههای تخصصی:
سنجش درستی و نادرستی گزاره های مطرح شده در هر علم و ارائه ملاک ها و معیارهایی برای سنجه، از دغدغه های مهم دانشمندان علوم مختلف است. در علم عرفان، این دغدغه در همه گزاره های عرفانی، به ویژه در گزاره های شهودی وجود داشته است، عرفان نیز همانند سایر علوم، برای فهم صدق و خطای گزاره ها و دریافت های مبتنی بر شهود که مهم ترین منبع شناخت حقایق عالم بعد از وحی است، به میزان و قانون نیاز دارد تا عارف با این موازین و معیارها، یقینی بودن مکاشفات، مشهودات و معاینات خود را تشخیص دهد. از آنجا که هر انسان غیر معصوم، در معرض خطای در معرفت قرار دارد، عرفا برای حقانیت گزاره های عرفانی و واقعیت تجارب آن و تفکیک القای شیطانی از رحمانی، معیارها و ملاک هایی همچون مطابقت با قرآن و حدیث را ارائه کرده اند. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، معیارهای صدق و کذب دریافت های عرفانی از منظر امام خمینی استخراج و مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ایشان برای تمییز دریافت های انسان های غیر معصوم چهار معیار ذکر کرده اند:1. میزان اکبر (قرآن)؛ 2. میزان صغرا (معصومین (ع) )؛ 3. خودِ عارف؛ 4. استاد کامل.
امکان سنجی جریان «نظریه حجیت فقهی» در حوزه تفسیر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۴)
29 - 52
حوزههای تخصصی:
تفسیر متون وحیانی، نیازمند اتخاذ اهداف، مبانی، قواعد، و روش های خاصّی است که مطالعات روش شناختی تفسیر نامیده می شود و برآیند آنها به شکل گیری سنت های تفسیری مختلف می انجامد. نظریه حجیت یکی از این سنّت هاست. براساسِ این نظریه، دستیابی به مراد الهی در چارچوب برنامه رسیدن به «حجت شرعی» از راه اصول لفظیه و امارات شرعیه ممکن است که در آن باید از مبانی، ابزارها و روش های متداول فقهی در حوزه اعتبارسنجی قراین تفسیری بهره گرفت. این نظریه با بیان های مختلفی از منجزیت تا وسطیت و غیره مواجه است و بر اساس آن نیز دیدگاه های مختلفی درباره امکان پذیرش آن در تفسیر قرآن، مطرح می شود. نویسنده در این مقاله می کوشد ضمن نقد این دیدگاه ها و بیان دو اشکال مهم فقدان اثر شرعی و مغایرت با رسالت مفسر، فرایند اعتبارسنجی قراین فهم و تفسیر را خارج از فضای گفتمان این نظریه مطرح نماید.
ارزیابی برنامه درسی رشته آموزش ابتدایی(آموزگاری) دوره مهارت آموزی ماده 28 دانشگاه فرهنگیان از دیدگاه اساتید و مهارت آموزان جهت ارائه الگوی مطلوب برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی برنامه درسی رشته آموزش ابتدایی (آموزگاری) دوره مهارت آموزی ماده 28 دانشگاه فرهنگیان از دیدگاه اساتید و مهارت آموزان جهت ارائه الگوی مطلوب برنامه درسی است. پژوهش، ترکیبی و از نوع اکتشافی متوالی است. در بخشِ کمّی، از روش پژوهش پیمایشی و در بخش کیفی از تحلیل مضمون استفاده شد. جامعه آماری شامل اساتید و مهارت آموزان ماده 28 در سال تحصیلی 1403-1402 در استان همدان بود که بر اساس جدول مورگان به شیوه تصادفی ساده، 173 مهارت آموز ماده 28 رشته آموزگاری و 24 مدرس در بخش کمی؛ و 14 مدرس نیز در بخش کیفی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (ملاک محور) تا حد اشباع داده ها انتخاب شدند و مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته با آنها صورت گرفت. برای جمع آوری داده های پژوهش در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته اقتباس شده از پرسشنامه (قادری و شکاری، 1393) و در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. روایی پرسشنامه توسط اساتید متخصص، تأیید شد و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ، 8/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده های کمی از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (آزمونt تک نمونه ای و t مستقل، و آزمون مدل اندازه گیری انعکاسی، آزمون های مدل ساختاری، آزمون برازش کلی مدل (SRMR) و نیکویی برازش GOF) و برای بخش کیفی از تحلیل مضمون استفاد شد. یافته های پژوهش نشان داد که تفاوت معنی داری بین نتایج به دست آمده و میانگین فرضی (3) وجود دارد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت برنامه موجود مهارت آموزان ماده 28 از دیدگاه مهارت آموزان و اساتید این دوره، نیازمند بازنگری است و این امر سبب شد طراحی برنامه درسی، انجام و در نهایت، الگو و مدل قابل قبولی به دست آید.
خوانش کاربردشناختی تکنیک های برهان ورزی در ضرب المثل های نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۸)
271 - 304
حوزههای تخصصی:
کاربردشناسی زبان از شاخه های اصلی زبان شناسی است که انسجام گفتمانی را حاصل تعامل کاربران زبان و بافت متن می داند؛ از این رو موضوع آن مطالعه توانایی و قابلیت های استفاده از زبان و ساختن جملات مرتبط با بافت است تا نشان دهد که چگونه گفتار در موقعیت ها معنا می یابد. کاربردشناسی زبان به مطالعه معنا می پردازد؛ معنایی که گوینده آن را منتقل می کند و شنونده یا خواننده آن را تفسیر می کند. در این میان احتجاج و برهان ورزی فرایندی ارتباطی- زبانی است که متکلم در راستای تغییر نگرش و دیدگاه مخاطب آن را به کار می گیرد و در جهت اهداف موردنظر، اندیشه وی را به تکاپو وا می دارد و در این فرایند از فنون و شیوه های گوناگونی بهره می گیرد. در جستار پیش رو شگردهای برهان ورزی در شماری از ضرب المثل های نهج البلاغه مورد نقد و تحلیل قرار گرفت تا از این رهگذر خوانش و فهم دقیق تری از این امثال به دست آید. برای انجام این پژوهش تعداد 95 نمونه از مَثَل هایی که تکنیک های برهان ورزی در آنها دارای فراوانی بیشتری بودند، بر اساس کتاب «الأمْثالُ وَ الحِکَمُ المُسْتَخْرَجَهُ» نوشته محمد الغروی، مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که امام علی(ع) ضمن توجه به قوانین تطور زبان، در جهت اقناع و متقاعدسازی مخاطب، از انواع راهبردهای زبانی - بلاغی، روش های اقناع، ساختارهای شبه منطقی، رویکردهای بلاغی، موعظه، تشبیه، کنایه، تمثیل و استعاره بهره جسته و به صورت هنرمندانه، مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و سیاسی مورد نظر خویش را در قالب واژگان مطرح نموده که بیانگر توانش زبانی و کاربردشناختی امیر بیان (ع) است.
سبک شناسی شناختی استعاره های مفهومی اجتماعی در برگزیده داستان های «النظرات» منفلوطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله و هدف: سبکشناسی شناختی رویکردی نوین در قلمرو مطالعات سبکشناسی است که در دهه نخست قرن بیستویکم و بلافاصله پس از پیدایش نظریههای زبانشناسی شناختی و تحتتأثیر جدی این مکتب پدیدار شد. این رویکرد با تکیه بر نظریههای زبانشناسی شناختی به بررسی نحوه بازنمایی مفاهیم، تجربهها و ساختارهای ذهنی در زبان ادبی میپردازد. برخلاف سبکشناسی سنتی، که بیشتر بر ویژگیهای زبانی و بلاغی تمرکز دارد، سبکشناسی شناختی بهدنبال کشف سازوکارهای ذهنی و شناختیای است که نویسنده و خواننده در فرایند تولید و دریافت متن بهکار میگیرند. یکی از مهمترین این سازوکارها استعاره مفهومی است. در نظریه استعاره مفهومی، که لیکاف و جانسون مطرح کردهاند، استعاره نه صرفاً آرایهای ادبی و زینتی، بلکه سازوکاری بنیادی برای اندیشیدن و فهم جهان بهشمار میآید. برایناساس، ذهن انسان مفاهیم انتزاعی را از طریق مفاهیم عینی و ملموس درک میکند و زبان بهمنزله ابزاری برای بازنمایی این فرایند ذهنی عمل میکند. ازجمله ادیبان معاصر، که دیدگاهها و جهانبینی خود را با کاربست استعارههای شناختی به مخاطب نمایانده است، مصطفی لطفی منفلوطی است. کتاب النظرات او، با بهرهگیری از شبکهای غنی از استعارههای مفهومی، تصویری روشن از نگاه نویسنده به مسائل اجتماعی، اخلاقی و ارائه میدهد. بررسی سبکشناسانه این اثر در چهارچوب رویکرد شناختی نشان میدهد که چگونه منفلوطی، از طریق زبان استعاری و بازنماییهای ذهنی، تجربههای فردی و دغدغههای اجتماعی خود را ساختارمند به خواننده منتقل میکند و او را در درک و بازآفرینی این جهانبینی شریک میسازد. ازاینرو، هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل مهمترین ویژگیهای سبکی استعارههای مفهومی منفلوطی در گزیده داستانهای النظرات ازجمله «الکأس الأولی»، «إلی الدیر»، «عبره الدهر»، «غرفه الأحزان»، «البائسات»، «التوبه»، «علی سریر الموت» و «قتیله الجوع» و تبیین نقش آنها در بازنمایی دیدگاههای اجتماعی نویسنده است. بررسی این مسئله که منفلوطی در کاربست حوزههای مبدأ برای حوزههای مقصد، در استعارههای مفهومی اجتماعی این اثر، بیشتر از کدام دامنههای مبدأ بهره برده، ازجمله اهداف این پژوهش است.
روششناسی: شیوه گردآوری اطلاعات در این پژوهش کتابخانهای است و روش تحقیق بهصورت توصیفی ــ تحلیلی و با رویکرد سبکشناسی شناختی انجام شده است. دادههای گردآوریشده با استفاده از روش تحلیل محتوا طبقهبندی و پردازش شده است. در گام نخست، مبانی نظری سبکشناسی شناختی و دیدگاههای صاحبنظران این حوزه تبیین شد. سپس، مصادیق مرتبط با استعارههای مفهومی اجتماعی از داستانهای کوتاه کتاب النظرات منفلوطی استخراج گردید. در مرحله پایانی، دادهها براساس حوزههای مبدأ و مقصد تجزیه و تحلیل شد تا، ضمن روشنشدن دامنههای مبدأ و گسترههای مقصد و تنوع استعارههای اجتماعی، نقش آنها در بازنمایی دیدگاههای اجتماعی نویسنده بیان و ویژگیهای سبکی نثر او شناسایی شود.
بحث و تحلیل: منفلوطی در داستانهای منتخب النظرات با سبک ویژه و منحصربهفرد خویش توانسته است مفاهیم پیچیده و انتزاعی اجتماعی را در قالب پدیدههایی عینی و محسوس بازنمایی کند؛ پدیدههایی که بر تجربه ادراکی و زیسته مخاطب استوار است، ازهمینرو، درک و دریافت آنها را آسان و ملموس ساخته است. او این مهم را از طریق نظامی گسترده و متنوع از استعارههای شناختی ساختاری، هستیشناختی و جهتی تحقق بخشیده است. در این میان، استعارههای ساختاری از بسامد بالاتری برخوردارند، زیرا این نوع استعارهها قابلتجزیه به نگاشتهای متعددی است که امکان بازنمایی روابط و ساختارهای اجتماعی را در قالبی روشنتر و قابلفهمتر فراهم میکند. آنچه در تحلیلهای شناختی بهروشنی دیده میشود، توانایی منفلوطی در مفهومسازی چندبعدی است؛ به این معنا که او هر حوزه مقصد مفهومی مانند ازدواج، فساد، عشق و میگساری را نه به یک مبدأ، بلکه به چندین حوزه مبدأ متنوع پیوند میدهد. این رویکرد لایههای تازهای از معنا میآفریند و امکان میدهد تا یک پدیده اجتماعی از زوایای گوناگون تبیین شود. برای نمونه، ازدواج در نگاه او تنها پیمانی انسانی نیست، بلکه عرصهای است که در قالب تجارت، آزمایش، نبرد و مبارزه تصور میشود. فساد اخلاقی نیز نه صرفاً یک انحراف رفتاری، بلکه با مفاهیمی استعاری همچون سرقت و تجارت بازنمایی میشود. عشق، در سیمای راهی پرخطر، همچون سمی کشنده یا نوشیدنیای تلخ جلوه میکند. موضوع میگساری نیز بهمثابه فریفتگی، قتل، پوشش عقل و عامل نابینایی تصور میشود. این تنوع در پیوند حوزههای مبدأ و مقصد تنها ابزاری برای زیباترشدن زبان نیست، بلکه به سبک منفلوطی بُعدی تأثیرگذار و عاطفی میبخشد و او را قادر میسازد تا با بیانی تکاندهنده به سراغ مشکلات اجتماعی زمانهاش برود. درحقیقت، خواننده نهتنها در سطح عقلانی پیام او را دریافت میکند، بلکه در سطح عاطفی و حسی نیز با متن درگیر میشود. در این میان، تنیدگی استعارههای هستیشناختی و جهتی نقشی کلیدی در غنای مفهومسازیهای او دارد، زیرا این استعارهها مفاهیم انتزاعی را با عناصر بنیادین تجربه انسانی همچون فضا، جهت، مسیر، شیء و ماده پیوند میدهد و درک و لمس مفاهیم دشوار را برای مخاطب عمیقتر میسازد.
دستاوردها: سبک منفلوطی در النظرات جلوهای خاص از بهکارگیری استعارههای شناختی اجتماعی را نشان میدهد. او با تأکیدهای بلاغی همچون اسلوب قصر، کاربست اسم اشاره و جملات موصولی، همچنین، با بهرهگیری از زبانی احساسی و خطابی، معنا را برجستهتر و اثرگذارتر ساخته است. از برجستهترین ویژگیهای سبکی او تقابلهای دوگانه، توازن موسیقایی و لحن هشداردهنده است که متن را هم از نظر عاطفی و هم از نظر معنایی غنی کرده است. بدینسان، منفلوطی توانسته است با بهکارگیری استعارههای مفهومی متنوع، مفاهیم انتزاعی اجتماعی را به شیوهای ملموس و چندلایه بازنمایی کند و اثری بیافریند که نه تنها انتقالدهنده معنا، بلکه برانگیزاننده احساسات و اندیشههای خواننده است.
پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد در یک مرکز بازتوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
37 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد در یک مرکز اقامتی بازتوانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه این پژوهش شامل زنان وابسته به مواد شهر گچساران در سال 1403 بود. نمونه گیری به روش هدفمند و تا مرز اشباع انجام شد که در نهایت 12 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون کلایزی استفاده شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها منجر به شناسایی 3 مضمون گزینشی، 11 مضمون محوری و 42 مضمون باز گردید. مضمون مشکلات عاطفی و آسیب پذیری شامل خشم و شکل گیری روابط مخرب، استرس و ترس، احساس بی معنایی، احساس تنهایی و طرد اجتماعی، شکل گیری بدبینی و ناکامی بود. بد عملکردی خانواده شامل آسیب های خانواده، تعارض و قطع ارتباط با خانواده بود و تجارب ناخوشایند گذشته شامل تجربه شکست، ترک و لغزش های پیاپی و بدرفتاری های تجربه شده قبلی بود. نتیجه گیری: نتایج یافته های پژوهش علاوه بر افزایش بینش و آگاهی نسبت به بسترهای ایجاد اختلال مصرف مواد در زنان، می تواند محتوای لازم را جهت طراحی برنامه های پیشگیرانه فراهم سازد و تلویحات کاربردی مهمی جهت مداخلات روان شناختی برای زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد دارد.
بررسی نقش دموکراسی نمایندگی در ارتقای سطح سوژگی جمعی و تقویت تاب آوری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۷)
93 - 113
حوزههای تخصصی:
اگر جامعه شناسی سیاسی بر تأثیر نیروهای اجتماعی بر مناسبات سیاسی متمرکز است، در مقابل نظریه سیاسی بر تأثیر سامانه سیاسی بر مناسبات اجتماعی انگشت می گذارد و نوشتار حاضر بر آن است تا با استفاده از رهیافت نظریه سیاسی به بررسی تأثیر نظام سیاسی بر مناسبات و صورت بندی اجتماعی بپردازد. در این نوشتار نشان می دهیم که چگونه دموکراسی نمایندگی می تواند از گذر تمهید بسترهای نهادی امنیت سوژه مبنا و ارتقای سطح سوژگی جمعی به تقویت تاب آوری اجتماعی بینجامد. دموکراسی نمایندگی مبتنی بر تمایز میان دولت، جامعه سیاسی و جامعه مدنی است و این تمایزگذاری موجب توانمند سازی افراد و گروه های اجتماعی می شود به نحوی که آنها به طور فزاینده ای در مدیریت کلان کشور نقش آفرینی می کنند و این نقش آفرینی حس تعلق آنها را به جامعه سیاسی افزایش می دهد؛ امری که به نوبه خود افزایش سطح تاب آوری در برابر دشواری های اجتماعی ناشی از پیامدهای کنش سیاسی را به همراه دارد. در برابر اگر جامعه سیاسی را درون دولت ذوب کنیم، به سرعت تکثری از منافع اجتماعی قربانی کنشِ یکپارچه ساز دولت خواهد شد و نتیجه آن تهدید امنیت سوژه مبنا و تضعیف تاب آوری اجتماعی خواهد بود. نوشتار حاضر می کوشد تا به معرفی سازوکارهای سیاسی افزایش تاب آوری اجتماعی بپردازد. منطق علی بحث حاضر را می توان این گونه تلخیص کرد: صورت بندی نظام سیاسی و سازوکارهای سیاسی به مثابه متغیر مستقل، امنیت سوژه مبنا به مثابه متغیر واسطه و تاب آوری اجتماعی به مثابه متغیر وابسته.
نقش فناوری بلاکچین در ایجاد اعتماد در مشتریان در اکوسیستم بازاریابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق نقش فناوری بلاکچین در ایجاد اعتماد در مشتریان در اکوسیستم بازاریابی می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل جامعه متخصصین بازاریابی دیجیتال و کارشناسان حوزه فناوری اطلاعات پیشرفت می باشد که به دلیل حجم بالای نمونه با استفاده از جدول مورگان کرجسی 385 نفر در نظر گرفته شد. این تعداد مبتنی بر روش نمونه گیری نمونه دردسترس گزینش گردیدند و به این ترتیب 385 پرسشنامه بین جامعه آماری توزیع شد که در نهایت 228 پرسشنامه سالم که قابلیت تحلیل آماری داشتند جمع آوری گردید. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه ساخته محقق برگرفته از نتایج کیفی می باشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار AMOS استفاده گردید. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که اعتماد ناشی از شفافیت برآمده از فناوری بلاکچین قادر است تا پیامدهای متنوع مالی و غیرمالی را برای کسب و کارهایی که از این فناوری در اکوسیستم بازاریابی خود استفاده می کنند اثرات معناداری برجای گذارد.
شهر و هویت بریکولاژ: مطالعه جامعه شناختی بر مردان بدن ساز شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
107 - 131
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف این پژوهش، تبیین فرایند شکل گیری هویت بریکولاژ مردان بدن ساز در بستر زندگی شهری کرمان با بهره گیری از رویکرد ترکیبی متوالی اکتشافی است. سؤال اصلی تحقیق این است: هویت بریکولاژ در میان مردان بدن ساز شهر کرمان چگونه در بستر زندگی شهری شکل می گیرد؟ فرض تحقیق این است که هویت بریکولاژ بدن سازان، به عنوان برساخته ای اجتماعی - فرهنگی، از تعامل عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و رسانه ای در محیط شهری شکل می گیرد. روش : روش تحقیق، ترکیبی متوالی اکتشافی (کیفی - کمی) بود. در بخش کیفی، از نظریه پردازی زمینه ای (رویکرد گلیزر و اشتراوس) استفاده شد و با انجام ۲۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته با بدن سازان مرد شهر کرمان، مفاهیم اولیه استخراج گردید. در بخش کمّی، ابزار سنجشی (پرسش نامه محقق ساخته) مبتنی بر داده های کیفی طراحی و بین ۲۱۷ نفر از بدن سازان مرد باشگاه های شهری توزیع شد. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی (PCA) و چرخش واریمکس تحلیل شدند. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ (۰.۸۳) و روایی محتوایی با CVR (میانگین ۰.۷۸) تأیید شد. یافته ها : یافته ها نشان داد که هویت بریکولاژ بر پایه هفت عامل (اقتصادی - شهری، کسب هویت حرفه ای - شهری، فرهنگی-شهری، رسانه ای، جنسیتی، تکنولوژیک و روانی) شکل می گیرد که ۷۲٪ واریانس متغیرهای مرتبط با هویت بریکولاژ را تبیین می کنند. نتیجه گیری : هویت بریکولاژ بدنی مردان بدن ساز کرمان، یک هویت واکنشی - تطبیقی است که در تقاطع نیروهای اقتصادی، فرهنگی، رسانه ای و تکنولوژیک شهری شکل می گیرد. این هویت با کنشگری انتخاب گر، خودنمایی گزینشی و مقاومت هوشمندانه نسبت به فشارهای نرمال ساز، ساخته می شود. بدن در این میدان، هم ابزار سرمایه گذاری است، هم زبان بازنمایی طبقاتی - جنسیتی و هم رسانه ای برای هویت یابی فردی.
الگوی ساختاری تفسیری بازاریابی الکترونیکی در ورزش ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
نوآوری در مدیریت ورزشی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
149 - 159
حوزههای تخصصی:
هدف: توسعه پرشتاب و سریع فناوری که از سال ها پیش آغاز شده و همچنان ادامه دارد، منجر به گسترش وسیع آن در ابعاد گوناگون جامعه و رونق بیشتر در صنعت ورزش شده است. این تحقیق باهدف تدوین الگوی ساختاری تفسیری بازاریابی الکترونیکی در ورزش ایران انجام شد.
مطالعه تطبیقی «شگردهای متعارف سازی» در زمین سوخته و نخل های بی سر براساس نظریه جاناتان کالر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
136 - 181
حوزههای تخصصی:
اغلب آثار ادبی دارای ساخت و معنی منحصر و خاصی است که می توان آنها را به شیوه های گوناگون خواند و تعبیر کرد. ساخت و معنی به مثابه دارایی های بالقوه و نهفته در متون، پژوهشگران را در بررسی گفتمان، سطوح توصیفی و واقعی نمایی آنها یاری می رساند. براین اساس در پژوهش حاضر دو شگرد متعارف سازی در رمان های زمین سوخته و نخل های بی سر بحث و بررسی شده است. روش پژوهش دراین تحقیق برپایه تحلیل محتوا و رویکرد مورد استفاده توصیفی تحلیلی است. نتایج نشان می دهد که عملکرد صمیمانه، دقیق و موشکافانه احمد محمود در توصیف ها (رسوب توصیفی)، انتقال اندیشه ها،عمق بخشی و نمایشی کردن صحنه ها، همذات پنداری و همراهی خوانندگان را در پی دارد در حالی که فراست با عملکرد ادیبانه و کلی، در این محور موفقیت چندانی ندارد. بررسی سطح واقعی نمایی اجتماعی دو رمان تحت عناوین مردم شناسی و آسیب ها و معضلات اجتماعی در رمزگشایی سطوح داستانی و ایجاد تصاویر زیبا، زشت، خنثی، قدرتمند، ضعیف، عامی یا روشنفکر، قوی یا ضعیف، پاک یا پلید، سفید، سیاه یا خاکستری، امیدبخش یا ناامیدکننده، آرمانی درباره جنگ و مردمان آن روزگار، در ذهن مخاطب، بسیار مؤثر بوده است.
درک سازه تفکر استراتژیک در مطالعات سازمان و مدیریت: مرور کتاب سنجی و تحلیل محتوا
حوزههای تخصصی:
هدف: تفکر استراتژیک به عنوان یک شایستگی محوری برای مواجهه با پیچیدگی و عدم قطعیت محیطی، در طول حدود چهار دهه گذشته از طریق نظریه ها و رویکردهای متعدد و مختلف مراحل تکامل خود را طی کرده است. هدف اصلی پژوهش حاضر انجام یک مطالعه جامع کتاب سنجی بر دانشی است که در حدود چهار دهه اخیر در این حوزه انباشته شده است تا بینشی عمیق و کاربردی ارائه نماید.روش پژوهش: با پیروی از روش شناسی استاندارد کتاب سنجی، ابتدا پایگاه استنادی اسکوپوس مورد جستجو قرار گرفت و تعداد 766 مقاله یافت شد که پس از فاز پیش پردازش مقالات براساس الگوریتم پریزما، تعداد 148 مقاله وارد مرحله تحلیل گردید. به منظور تحلیل مطالعات، رویکردی آمیخته مورد کاربرد قرار گرفت، بدین صورت که تحلیل کتاب سنجی (کمی) بر روی پژوهش ها اعمال شد تا عملکرد، ساختار فکری، ساختار مفهومی و ساختار اجتماعی حوزه تفکر استراتژیک مورد بررسی قرار گیرد. همچنین در فاز کیفی، تعداد 30 مقاله برتر تحت تحلیل محتوای پنهان قرار گرفتند.یافته ها: بررسی شبکه همکاری نویسندگان نشان دهنده عدم وجود شبکه های همکاری در حوزه تفکر استراتژیک است. رهبری، فرهنگ سازمانی، مدیریت تغییر، کارآفرینی، نوآوری، مدیریت دانش و هوش مصنوعی به عنوان جهت گیری های کلیدی پژوهش در حوزه تفکر استراتژیک شناسایی شدند که دو مورد اول توجه بیشتری را در مطالعات به خود معطوف داشته اند. هفت مضمون اصلی (پیش نیازها، پیامدها، ابعاد، فعالیت های پشتیبان، ویژگی ها، حوزه های مرتبط در رشته مدیریت و روش شناسی) در تحلیل محتوای پنهان ظهور یافتند.نتیجه گیری: بینش های جامع ارائه شده در این مطالعه راهنمای ارزشمندی برای پژوهشگران، دانشجویان، مدیران و نشریات حوزه استراتژی خواهد بود که الزامات آن ها مورد بحث قرار گرفته است.
بررسی نقش خودکنترلی و شفقت به خود در پیش بینی تاب آوری براساس استرس ادراک شده و ناگویی هیجانی در پرستاران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : یکی از اثرات غیرمستقیم پاندمی کرونا بر روی سلامت روان، استرس ادراک شده است. ناگویی هیجانی می تواند رابطه بین استرس ادراک شده و سلامت روان را تعدیل کند. این مطالعه با هدف تعیین نقش میانجیگری خودکنترلی و شفقت خود در پیش بینی تاب آوری براساس استرس ادراک شده و ناگویی هیجانی در پرستاران انجام شد. روش کار : مطالعه به صورت مقطعی و از نوع همبستگی، بر روی 246 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های پاستور و بوعلی استان قزوین در سال 1400، اجرا شد. افراد به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های استرس ادراک شده، ناگویی هیجانی، خودکنترلی- فرم کوتاه، شفقت به خود و مقیاس تاب آوری انجام شد. یافته ها: ضریب مسیر کل بین استرس ادراک شده و تاب آوری (01/0> P ، 456/0- =β)، ناگویی هیجانی و تاب آوری (01/0> P ، 302/0- =β)، منفی و معنادار و بین شفقت به خود و تاب آوری (01/0> P ، 268/0=β)، خودکنترلی و تاب آوری (01/0> P ، 447/0=β)، مثبت و معنادار بود. همچنین ضریب مسیر غیرمستقیم بین استرس ادراک شده و تاب آوری از طریق شفقت به خود (01/0> P، 100/0- =β)، استرس ادراک شده و تاب آوری از طریق خودکنترلی (01/0> P، 144/0- =β) و بین ناگویی هیجانی و تاب آوری از طریق خودکنترلی (01/0> P، 167/-0=β) منفی و معنادار بود. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد میزان شفقت به خود و خودکنترلی می تواند به طور مثبت و معناداری تاب آوری را در پرستاران پیش بینی کند. یعنی پرستاران با نمره بالاتر شفقت به خود و خودکنترلی میزان تاب آوری بیشتری داشتند. عوامل روانشناختی از جمله خودکنترلی و شفقت به خود می توانند در عملکرد کادر بهداشتی درمانی، دقت و مهارت آن ها در ارائه خدمات مراقبتی مؤثر و همچنین حفاظت از خودشان در مقابل بیماری را تحت تاثیر قرار دهد.
حکم شرعی «تعمد و تمایل به جایز اضطراری و شبه اضطراری» در فقه هنر
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
185 - 216
حوزههای تخصصی:
در مواردی مانند اضطرار، باب تزاحم و مصلحت سنجی حاکم، ممکن است یک حکم حرام الهی عملاً به جایز تبدیل شود. در این تحقیق، چنین عملی را که ریشه در حرمت دارد اما به صورت موقت حلال شده، جایز اضطراری نامیده شده است. ممکن است مکلف در عرصه عمل فردی خود بخواهد این عمل جایز اضطراری را با قصد التذاذ و با قصد ارتکاب وجهِ حرامِ عمل انجام بدهد. چنان که در عرصه فقه حکمرانی بویژه حکمرانی هنر که ارتباط مؤثرتری با فرهنگ عامه دارد، حاکمیت ممکن است فعل جایز اضطراری را همراه با نوعی التذاذ و تعمد به وجهِ حرامِ عمل، تبلیغ و ترویج بکند. مسأله این تحقیق این است که قصد التذاذ از عمل جایز اضطراری و قصد ارتکاب وجهِ حرامِ آن عمل چیست؟ این مقاله با استفاده از روش اجتهادی این مسأله را با بررسی قیودی که در آیات مبارک اضطرار (مائده: 3،الانعام: 145و النحل: 115) به کار رفته بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که التذاذ از حلال اضطراری و نیز تعمد به ارتکاب وجهِ حرامِ این عمل، جایز نیست و دولت نیز در عرصه حکمرانی نباید به گونه ای عمل کند که موجب عادی سازی گناهی که در فرض اضطرار یا تزاحم یا مصلحت سنجی حاکم، حلال شده، بشود.
بازآفرینی شهری ادراک مبنا؛ تبیین مدل بازآفرینی شهری مبتنی بر ادراک محیطی در بافت های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازآفرینی شهری به مثابه رویکردی کلیدی برای احیای بافت تاریخی شناخته می شود که با تأکید بر بعد ادراکی روان شناختی می تواند به حفظ هویت تاریخی فرهنگی هسته های تاریخی شهرها کمک کند. ادراک محیطی نیز فرایندی مؤثر بر نحوه رخداد تعامل انسان و محیط در روند بازآفرینی بافت های تاریخی است. به نظر می رسد ادبیات طراحی شهری درزمینه بازآفرینی شهری مرتبط با مفهوم ادراک محیطی، نوعی شکاف تحقیقاتی دارد. پژوهش پیش رو با هدف تبیین مدل بازآفرینی شهری مبتنی بر ادراک محیطی در بافت های تاریخی انجام شده است. به منظور دستیابی به مدل اولیه، ابتدا طی فرایندی مشخص با جست وجو در پایگاه های معتبر علمی داده، ۳۸ مطالعه انتخاب و محتوای آن ها درزمینه تم های مرتبط موضوعی بررسی شده است. پس از آن، با هدف تدقیق مدل اولیه مبتنی بر تکنیک دلفی در زمینه های طراحی شهری، مرمت شهری و روان شناسی محیطی، ابعاد، شاخص ها و چالش ها ارزیابی و چک لیستی برای تبیین مدل نهایی تدوین شده است. سپس با استفاده از روش آنتروپی شانون، شاخص های منتخب حلقه های دلفی وزن دهی شده اند. نتایج نشان می دهند مدل بازآفرینی شهری ادراک مبنا در بافت تاریخی در سه زمینه محیط، انسان و زمان با ده بعد محیطی، یک بعد انسانی و یک بعد زمانی پایه ریزی می شود. محیط به شکل عینی با ابعاد فرمی کالبدی، عملکردی، اجتماعی فرهنگی، زیست محیطی، اقتصادی و زیرساختی و به شکل ذهنی در سه بعد ادراک شناختی، احساسی و رفتاری تعریف می شود. انسان صرفاً با ویژگی های فردی تحت تأثیر دانش، انگیزه، حضور و تجربه و عامل زمان با لایه های گذر از تغییرات نقش اثربخشی دارد. تعیین اهمیت نسبی شاخص های منتخب نیز بیانگر این است که حس مکان، حس تعلق و دل بستگی مکانی در محیط ذهنی در درجه اول؛ مشارکت اجتماعی در محیط عینی، خوانایی و تصویرپذیری در محیط ذهنی و درنهایت محصوریت و مقیاس انسانی، تنوع فعالیتی و آسایش اقلیمی در محیط عینی در سطوح بعد به نسبت سایر شاخص ها درجه اهمیت بیشتری دارند.
مقایسه صفات بنیادین شخصیت بر اساس نظریه آیزنک در پدران نوجوانان با آسیب پذیری بالا و پایین به اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۷
۲۲۴-۲۰۳
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه صفات بنیادین شخصیت بر اساس نظریه آیزنک در پدران نوجوانان با آسیب پذیری بالا و پایین به اعتیاد انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان نوجوان پسر دوره دوم متوسطه شهر تبریز و پدران آنان در سال 1043 بود. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و از بین 250 نفر از نوجوانان پسر، 40 نفر با نمرات بالا و 40 نفر با نمرات پایین بر روی مقیاس ایرانی آمادگی برای اعتیاد بر اساس دو انحراف معیار بالاتر و پایین تر از میانگین انتخاب شدند. پرسش نامه شخصیتی آیزنگ نیز توسط پدران نوجوانان انتخابی به عنوان نمونه تکمیل شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری در نرم افزار اس پی اس اس نسخه 26 تحلیل شدند. یافته ها: بین صفات شخصیتی پدران نوجوانان با نمرات بالا و پایین در مقیاس آمادگی به اعتیاد تفاوت معنی داری وجود داشت. بطور خاص، پدران نوجوانانی که آمادگی بیشتری برای اعتیاد داشتند، در ویژگی های روان آزرده گرایی، برون گرایی و روان گسسته گرایی نمرات بالاتری داشتند. نتیجه گیری: الگوی تفاوت ها حاکی از آن است که ویژگی های شخصیتی خاص پدران می تواند با آسیب پذیری بیشتر نوجوانان در برابر اعتیاد مرتبط باشد. بنابراین، مداخلات آموزشی و درمانی می توانند با تمرکز بر اصلاح و تعدیل ویژگی های شخصیتی پدران در کاهش گرایش به اعتیاد احتمالی در پسران نوجوان این پدران نقش داشته باشند.
نقش انتظار و مهدویت در گسترش عدالت خواهی و ظلم ستیزی در جهان امروز(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۷
194 - 210
حوزههای تخصصی:
مفهوم انتظار و مهدویت به عنوان یکی از اصول بنیادین تفکر شیعی، نقش مهمی در گسترش عدالت خواهی و ظلم ستیزی دارد. این آموزه، بر امید به ظهور امام مهدی(عج) به عنوان منجی موعود و برقرارکننده عدالت جهانی تأکید می کند. انتظار، تنها یک حالت منفعلانه نیست؛ بلکه از دیدگاه اسلامی، یک مسئولیت اجتماعی است که افراد را به تلاش برای برقراری عدالت و مقابله با ظلم در هر سطحی از جامعه تشویق می کند. در جهان امروز که نابرابری های اجتماعی، فساد، و ظلم در ابعاد مختلف گسترش یافته اند، ایده مهدویت می تواند انگیزه ای برای مقاومت در برابر ستم و تقویت ارزش های انسانی باشد. انتظار موعود به افراد و جوامع این پیام را می دهد که ظلم و بی عدالتی هرگز پایدار نخواهند بود و تحقق عدالت، یک هدف دست یافتنی است. از منظر عملی، این تفکر زمینه ساز حضور فعال انسان ها در صحنه های اجتماعی و سیاسی است، زیرا انتظار واقعی به معنای آمادگی برای ظهور منجی و ایجاد جامعه ای عادلانه است؛ بنابراین، مهدویت و انتظار به عنوان مفاهیمی امیدبخش، انسان ها را به مبارزه با بی عدالتی و تلاش برای بهبود شرایط جهانی سوق می دهند. این آموزه می تواند همگرایی میان ملت ها و ایجاد یک گفتمان جهانی برای صلح، عدالت و کرامت انسانی را تسریع کند. در مجموع، مهدویت به عنوان یک ایده فرازمانی، ابزار قدرتمندی برای تقویت روحیه عدالت طلبی و ظلم ستیزی در جهان معاصر محسوب می شود
پیش بینی سندرم پس از دفاع بر اساس ویژگی های شخصیتی و ارزش های شخصی با میانجی گری قدرت ایگو در دانشجویان فارغ التحصیل سال ۱۴۰۳ شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، پیش بینی سندرم پس از دفاع پایان نامه بر اساس ویژگی های شخصیتی و ارزش های شخصی با میانجی گری قدرت ایگو در میان دانشجویان فارغ التحصیل سال ۱۴۰۳ شهر اصفهان بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع توصیفی - همبستگی و مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموختگان مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه های شهر اصفهان در سال ۱۴۰۳ بود که از این میان، نمونه ای به حجم ۳۰۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه های شخصیت سنج نئو (۱۹۸۵)، مقیاس قدرت ایگو مارک استروم (۱۹۹۷)، پرسش نامه ارزش های شخصی آلپورت (۱۹۶۰) و پرسش نامه سندرم پس از دفاع پایان نامه استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS30 و AMOS29 استفاده شد. یافته های آماری نشان داد که برخی ویژگی های شخصیتی نظیر روان رنجوری با شدت بیشتری از این سندرم رابطه مثبت و معنادار دارند؛ درحالی که صفاتی چون وظیفه شناسی و دلپذیر بودن به صورت منفی این سندرم را پیش بینی می کنند. از سوی دیگر، ارزش های شخصی خودمحور و محافظه کارانه (مانند قدرت طلبی، امنیت و سنت گرایی) با افزایش احتمال تجربه این سندرم همراه بودند؛ در مقابل، ارزش های رشد محور و انعطاف پذیر نقش محافظتی ایفا کردند. همچنین تحلیل میانجی گری نشان داد که قدرت ایگو به عنوان ظرفیتی روانی برای انسجام، تعادل و مقاومت در برابر تنیدگی، نقش معناداری در کاهش تأثیر ویژگی های آسیب پذیر شخصیتی و ارزش های ناسازگار بر سندرم پس از دفاع دارد. در مجموع، می توان نتیجه گیری کرد که سندرم پس از دفاع پایان نامه پدیده ای چندعاملی است که متأثر از تعامل صفات پایدار شخصیتی، ساختارهای ارزشی و ظرفیت های درون روانی (نظیر قدرت ایگو) است.
مقایسه اثربخشی درمان راه حل محور و بهزیستی درمانی بر خودکارآمدی والدگری و تاب آوری مادران دارای فرزند مبتلا به سلیاک (با تاکید بر فرهنگ)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
1 - 14
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان راه حل محور و بهزیستی درمانی بر خودکارآمدی والدگری و تاب آوری مادران دارای فرزند مبتلا به سلیاک با تاکید بر فرهنگ می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل مادران دارای حداقل یک فرزند مبتلا به سلیاک و عضو انجمن سلیاک ایران در اصفهان بود. از بین جامعه مذکور، 60 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هرگروه 20 نفر) گمارده شدند. روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل با مرحله پیگیری 3 ماهه بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودکارآمدی والدگری دومکا(1996) و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون(2003) استفاده شد. گروه های آزمایش درمان راه حل محور و بهزیستی درمانی را هرکدام 8 جلسه 90 دقیقه ای را دریافت نمودند و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد که هر دو مداخله منجر به افزایش معناداری خودکارآمدی والدگری و تاب آوری شدند (P<0.05). و درمان راه حل محور در مقایس ه با بهزیستی درمانی تأثی ر بیش تری ب ر افزای ش خودکارآمدی والدگری داش ت. و بین اثربخشی دو مداخله بر تاب آوری در دو گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود نداشت. به علاوه، این نتایج درطول مرحله پیگیری نسبتا پایدار باقی ماند. بنابراین هر دو مداخله می توانند به عنوان مداخلاتی سودمند برای مادران دارای فرزند مبتلا به سلیاک به کار گرفته شوند.
تحلیل طراحی مبلمان پیاده رو و ارائه ی راهکارهای پیشنهادی برای ارتقا دسترسی پذیری افراد دارای ناتوانی جسمی - حرکتی (مطالعه موردی: شهر پردیس، فاز ۲)
منبع:
پژوهش های معماری نوین دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
83 - 102
حوزههای تخصصی:
دسترسی پذیری در فضاهای عمومی شهری، یکی از بنیان های تحقق عدالت فضایی و شاخصی اساسی در ارزیابی کیفیت محیط برای همه اقشار جامعه به ویژه افراد دارای ناتوانی جسمی - حرکتی است. در بسیاری از شهرهای ایران، از جمله شهر پردیس، مبلمان پیاده رو به لحاظ جانمایی، طراحی و تطابق با نیازهای ویژه کاربران با نارسایی های جدی مواجه است. این نواقص باعث شکل گیری موانع کالبدی، حذف ناخواسته اجتماعی، و محدودشدن تعاملات اجتماعی و حضور فعال افراد دارای محدودیت در فضاهای شهری شده است. غفلت از اصول طراحی فراگیر و انسان محور، در کنار عدم انطباق با استانداردهای جهانی دسترسی پذیری، موجب شده تا این فضاها از ایفای نقش فراگیر خود بازبمانند. پژوهش حاضر باهدف تحلیل وضعیت موجود مبلمان پیاده رو در شهر پردیس و ارائه راهکارهای طراحی کارآمد، متناسب با نیاز کاربران دارای محدودیت جسمی - حرکتی، انجام شده است. رویکرد تحقیق توصیفی - تحلیلی بوده و گردآوری داده ها با بهره گیری از روش های مشاهده میدانی سیستماتیک، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با کاربران و تحلیل محتوای اسناد شهری صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد نبود رمپ استاندارد، عدم پیش بینی فضای جانبی نیمکت برای استقرار ویلچر، کف پوش های لغزنده، مسیرهای باریک، و نبود تابلوهای اطلاع رسانی در ارتفاع مناسب از جمله عوامل مؤثر در کاهش دسترسی پذیری و کیفیت تجربه کاربران بوده است. براین اساس، چارچوبی طراحی مبتنی بر اصول عدالت فضایی، طراحی جهانی و انسان محور تدوین گردیده که ضمن ارتقای عملکرد مبلمان پیاده رو، می تواند در بازنگری سیاست های مدیریت شهری و ارتقای شمول پذیری فضاهای عمومی مورد بهره برداری قرار گیرد.







