مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
تلفیق پایداری و آمایش در آموزش عالی هنوز در گام های ابتدایی خود مانده و با چالش های بسیاری روبه روست و بهبود سنجش و ارزیابی مداوم شاخص ها و مؤلفه های پایداری دانشگاهی می تواند باعث ایجاد تحول و ثبات در نظام آموزش عالی و کاهش نگرانی های روزافزون پایداری محیطی مؤسسات آموزش عالی شود. بنابراین هدف پژوهش حاضر ارزیابی و رتبه بندی شاخص های آمایشی پایداری محیطی واحدهای دانشگاه فرهنگیان تهران بوده است. این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش کلیه استادان و خبرگان آشنا با واحدهای دانشگاه فرهنگیان شهر تهران بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران 52 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی آن با استفاده از روش محتوایی و روایی سازه مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ تأیید شد. نتایج نشان داد آماره تی (612/0) مؤلفه مواد و مصالح پایداری محیطی معنی دار نیست و در حد متوسط است. اما آماره تی (549/24-) سیستم حمل ونقل، آماره تی (768/11-) بهره گیری از آب، آماره تی (435/10-) مدیریت زیست محیطی، و آماره تی (537/12-) انرژی و اتمسفر در سطح 001/0 منفی و معنی دار است. بنابراین میانگین این متغیرها به طور معنادار پایین تر از میانگین فرضی یعنی 3 است و در سطح نامطلوبی هستند. همچنین نتایج نشان داد وضعیت هیچ یک از شاخص های مربوط به مؤلفه های پایداری محیطی (مدیریت محیط زیست، سیستم حمل ونقل، مواد و مصالح، بهره گیری از آب و انرژی و اتمسفر) در وضعیت مطلوب و مساعدی قرار ندارد. بهبود وضعیت پایداری دانشگاه فرهنگیان مستلزم بازنگری اسناد بالادستی، سند چشم انداز دانشگاه فرهنگیان، و اهتمام ورزیدن به شاخص های آمایش سرزمین در برنامه ریزی است.
مقایسه تطبیقی شاخص های زیست پذیری محلات ناکارآمد راه ری و آخوند شهر قزوین بر اساس روش F’ANP(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
920 - 941
حوزههای تخصصی:
محله های قدیمی و فرسوده یکی از مهمترین مشکلات شهرنشینی امروزی به شمار می روند، بطوریکه در دهه های اخیر پدیده تنزل کیفیت محیط زیست آنها، پایداری شهرها را به خطر انداخته است. این بافت ها هسته های قدیمی شهرها هستند و به مرور زمان فرسوده و ناکارآمد شده اند و یا در دوران معاصر بدون رعایت ضوابط و مقررات معماری و شهرسازی شکل گرفته اند و با مشکلات جسمی، اجتماعی و اقتصادی زیادی روبرو هستند. تنزل شاخص های کیفی در فضاهای شهری این محلات یکی از معضلات متعددی است که این مناطق شهری با آن دست و پنجه نرم می کنند و از آنجاکه فضاهای شهری، اوج تجلی فضایی زندگی شهری و حضور شهروندان را نشان می دهد، تاثیر متقابل کاهش کیفیت فضاهای شهری بر تنزل زیست پذیری شهری، عمق و ابعاد این معضل در محلات قدیمی و فرسوده را روشن تر میسازد. لذا هدف تحقیق حاضر بررسی تطبیقی و مقایسه شاخص های زیست پذیری در محلات ناکارآمد راه ری و آخوند بوده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر فرایندی، توصیفی-تحلیلی و ازنظر داده کمی وکیفی (ترکیبی) می باشد. برای بررسی تطبیقی دو محله با هم (ذی صلاح) از آزمون F'ANP استفاده شد. نتایج حاکی از کیفیت نازل عوامل اتصال پذیری و یکپارچگی بافت شهری بوده که این عدم دید و دسترسی به برخی از فضا های شهری باعث ایجاد فضا های بی دفاع و مشکلات متعدد شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن بود که بعد اقتصادی در محله آخوند (55/0) و در محله راه ری (45/0)، بعد اجتماعی در محله آخوند (966/0) و در محله راه ری (51/0)، بعد کالبدی در محله آخوند (62/0) و در محله راه ری (37/0)، بعد زیست محیطی در محله آخوند (48/0) و در محله راه ری (52/0) و در نهایت بعد مدیریتی در محله آخوند (48/0) و در محله راه ری (52/0) بدست آمد. علاوه بر این در تحلیل با دیمتل، عوامل ایمنی و امنیت (115/0)، تأسیسات و تجهیزات شهری (097/0) و اشتغال و درآمد (078/0) بیشترین تأثیر را بر سایر مؤلفه ها داشتند و در نهایت پس از مطالعات تطبیقی، محله آخوند با وزن 62/0 شرایط بهتری نسبت به محله راه ری با وزن 476/0 داشت.
نقش گفت و گوی خانوادگی در خودخاموشی و تحمل پریشانی در مادران دارای فرزند 11تا 15 سال (با مشکلات درونی شده)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجاکه سلامت مادران در هر جامعه ای، یکی از ارکان مهم سلامت آن جامعه محسوب می گردد. هدف پژوهش حاضر تعیین نقش گفتگوی خانوادگی بر خودخاموشی و تحمل پریشانی مادران دارای فرزند با مشکلات رفتاری درونی شده شهر اصفهان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری4ماهه با گروه گواه و جامعه آماری شامل کلیه مادران و فرزندان دختر مدارس متوسطه دوره اول بودند. با روش نمونه گیری خوشه ای و هدفمند 40 فرزند دارای مشکلات رفتاری درونی شده همراه با مادرانشان انتخاب و به صورت تصادفی به گروه های 20 نفره آزمایش و گواه انتساب شدند. والدین گروه آزمایش در 7 جلسه ی 45 دقیقه ای تحت مداخله مبتنی برگفتگوی خانوادگی (بردزلی و همکاران، 1997) قرارگرفتند. ابزارهای پژوهش، مقیاس خودخاموشی (جک و دیل1992) ؛ مقیاس تحمل پریشانی(سیمونز و گاهر، 2005) و پرسشنامه مشکلات رفتاری آخنباخ (آخنباخ و رسکورلا، 2001) بود. داده ها با آزمون آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد که FTI در مرحله پس آزمون بر خودخاموشی و مؤلفه های آن و تحمل پریشانی و دو مؤلفه از چهار مؤلفه ی آن( تحمل وارزیابی) تأثیر دارد علاوه براین، نتایج در مرحله ی پیگیری نیز بر خودخاموشی و دو مؤلفه ی آن (خاموش کردن خود و خودتقسیم شده) تداوم داشت، اما در مورد تحمل پریشانی و مؤلفه هایش معنی دار نبوده است. درنتیجه از آنجاکه اصلی ترین گروه در تربیت کودکان، والدین هستند، لذا FTI می تواند با آموزش والدین در ارتقای فعالیت های مثبت بین والدین و فرزندانشان و کاهش مشکلات آنها، تاثیرگذار باشد.
شناسایی و اولویت بندی پیشران های توسعه منابع انسانی ملی با رویکرد شایسته پروری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
60 - 89
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در شرایط فعلی با شناسایی پیشرانهای توسعه منابع انسانی ملی و ایجاد فرصتهای آموزشی و شغلی برابر با رویکرد شایستهپروری، میتوان شکافهای اجتماعی و اقتصادی را کاهش داد و به اهداف توسعه پایدار دست یافت. از همین رو، هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و اولویتبندی پیشرانهای توسعه منابع انسانی ملی با رویکرد شایستهپروری است.
روش: روش اجرای این پژوهش، بر پایه تحلیل ماتریس اثرهای متقابل ساختاری با استفاده از نرمافزار میکمک بوده است. جامعه آماری این پژوهش، از ۱۵ خبره دانشگاهی و مدیر اجرایی حوزه منابع انسانی و رفتار سازمانی تشکیل شده است. دادههای این تحقیق، از طریق مصاحبه ساختاریافته و تکمیل پرسشنامه کیفی امتیازدهی، طبق ماتریس اثرهای متقابل ساختاری، جمعآوری و با نرمافزار آماری میکمک تجزیهوتحلیل شده است.
یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان داد که پیشرانهای آموزش و توسعه منابع انسانی ملی متناسب با نیازهای سازمانی (X3)، اهمیت رهبری در مدیریت استراتژیک سازمان در توانمندسازی و توسعه منابع انسانی ملی (X1) و بهکارگیری فناوریهای دیجیتال در توسعه منابع انسانی ملی (X2)، بیشترین تأثیرگذاری (نفوذ) و بیشترین تأثیرپذیری (وابستگی) را دارند. همچنین، پیشران بلوغ نوآوری در سیستمهای مدیریت منابع انسانی (X5)، کمترین تأثیرگذاری (نفوذ) و بیشترین تأثیرپذیری (وابستگی) را دارد. از طرفی، پیشرانهای هماهنگی استراتژیهای توسعه منابع انسانی ملی با استراتژیهای سطح کلان کشور (X7)، توجه به مؤلفههای فرهنگی و اجتماعی در مدیریت منابع انسانی ملی (X6)، اصلاح فرایندها و ساختارها و قوانین خطمشیگذاری منابع انسانی در سطح ملی (X4) دارای کمترین تأثیرگذاری (نفوذ) وکمترین تأثیرپذیری (وابستگی) هستند.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که سیاستگذاران و مدیران حوزه منابع انسانی ملی، در راستای بهبود وضعیت کاهش نابرابریهای اجتماعی و فرهنگی، ارتقای عملکرد اقتصادی دولت و افزایش رضایت عمومی، باید بر سه پیشران کلیدی آموزش و توسعه منابع انسانی ملی متناسب با نیازهای سازمانی، اهمیت رهبری در مدیریت استراتژیک سازمان در توانمندسازی و توسعه منابع انسانی ملی و بهکارگیری فناوریهای دیجیتال در توسعه منابع انسانی ملی، تأکید ویژهای در سطح کلان داشته باشند. در واقع، بر اساس بهکارگیری این پیشرانها، عملکرد منابع انسانی ملی در جهت بهبود پایداری و دستیابی به اهداف مشترک افزایش مییابد و به بهبود فرایندها، تصمیمگیریهای بهینه و رشد اجتماعی و اقتصادی در سطح ملی منجر میشود.
میانگین های متحرک روزانه و درون روزی بر روی صندوق های سرمایه گذاری در بازار بورس ایران با رویکرد مقایسه ای با استراتژی خرید و نگهداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۱)
147-172
حوزههای تخصصی:
معامله گران و سرمایه گذاران همواره به دنبال کسب سود بیشتر و یا کنترل ریسک های مرتبط با سرمایه گذاری های خود هستند. از دهه های گذشته، ابزارهای مختلفی برای دستیابی به این اهداف، توسعه یافته است. در این راستا، معاملات الگوریتمی به عنوان یکی از روش های برجسته در بازارهای مالی شناخته می شود که درصد قابل توجهی از معاملات بازار سهام ایالات متحده و سایر نقاط جهان را شامل می شود. این نوع معاملات بر اساس برنامه ها و الگوریتم های از پیش تعیین شده انجام می گیرد. تحلیل فنی و ابزارهای وابسته به قیمت های تاریخی مانند اندیکاتور و توابع قیمتی نوعی از این فیلتر ها و شرایط تعیین کننده ورود و خروج به یک دارایی مانند سهام است. میانگین های متحرک و استراتژی های برگرفته از آن ها همواره مورد توجه معامله گران و سرمایه گذاران در بازارهای مختلف بوده است. در این پژوهش، به بررسی سودآوری و عملکرد میانگین های متحرک روزانه و درون روزی با در نظر گرفتن دو پارادایم و رژیم متفاوت بازار شامل رونق و رکود همراه با 11 سنجه عملکرد پرداخته شده است و پس از آن یک اندیکاتور روندسنج دیگری به نام شاخص جهت دار میانگین با استراتژی میانگین های متحرک درون روزی ترکیب شد. در پیاده سازی این استراتژی، علاوه بر خریدوفروش صندوق های سرمایه گذاری، از نرخ بدون ریسک هم می توان بهره برد و هزینه معاملاتی نیز، در نظر گرفته شده است. در پژوهش حاضر، علاوه بر 3 استراتژی میانگین های متحرک روزانه، میانگین های متحرک درون روزی و میانگین های متحرک دورن روزی با فیلتر شاخص جهت دار میانگین، از استراتژی خرید و نگهداری نیز، استفاده شده است، تا یک مقایسه جامع بین استراتژی های مختلف صورت گیرد. نتایج پژوهش، نشان می دهد در رژیم های رونق، استراتژی میانگین های متحرک روزانه و در رژیم های رکودی استراتژی میانگین های متحرک درون روزی با فیلتر شاخص جهت دار میانگین بهترین عملکرد را خواهند داشت.
بررسی تاثیرموروفولوژی شهر تهران درتشکیل جزایر حرارتی با تاکید بر عملکرد هوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه تغییر کاربری اراضی شهری در کلان شهرهای از جمله تهران در دهه های اخیر روند افزایشی داشته است؛ لذا شکل گیری پدیده جزیره حرارتی شهر به عنوان یکی از معضلات زیست محیطی قابل بررسی است. افزایش ساخت وساز، تراکم و ارتفاعات ساختمانی باعث تغییر در هندسه و فرم مجتمع ها شده و در پی آن تغییر شرایط آب وهوایی و خرد اقلیم شهری را در پی خواهد داشت. در این پژوهش سعی شد به چگونگی تأثیر مورفومتری شهری بر شکل گیری جزیره حرارتی در شهر تهران پرداخته شود. منطقه موردمطالعه در این پژوهش شامل مناطق یک، دو و سه تهران است. روش های مورداستفاده در این پژوهش شامل (1) معادله عددی اوک و طراحی الگوریتم جهت شبیه سازی شدت جزیره حرارتی بوده است. در مرحله اول از داده های رقومی GIS که شامل بلوک های ساختمانی (پارسل) با فرمت پلیگون و عرض معابر (خیابان ) که بر اساس طرح تفضیلی ممیزی سال 1395 توسط شهرداری تهران تهیه و آماده گردیده بود، استفاده شد.(2) جهت مطالعه تأثیر هندسه شهر بر روی باد در نرم افزار Envi-met مدل سازی شد. نتایج بررسی ها نشان داد دو عامل ارتفاع ساختمان و عرض معابر (H/W) به عنوان دو عامل کلیدی در بررسی هندسه شهری نقش مهمی دارند؛ بنابراین در بررسی شدت جزیره حرارتی عامل ارتفاع ساختمان ها و بلندمرتبه سازی می تواند نقش مهمی در شکل گیری جزیره حرارتی داشته باشند. این در حالی است که هر چه ارتفاع ساختمان نسبت به عرض معابر بیشتر باشد به صورت مانعی در برابر خروج جزیره حرارتی عمل می کند. شدت جزیره حرارتی تطبیق داده شده با معادله اوک نشان داد که عامل ضریب ناهمواری ساختمان می تواند به عنوان عامل مهمی در تعدیل شدت جزیره حرارتی تأثیرگذار باشد. آنالیز فضایی تصاویر و خروجی های مدل Envi.met نشان داد که عوامل اصلی تراکم ساخت وساز و ارتفاع بنا تأثیر بیشتری نسبت به شیب و توپوگرافی منطقه بر انتقال سرعت باد دارند؛ بنابراین در بررسی طراحی شهری جهت مطالعات آینده به برنامه ریزی مناسب و مدیریت صحیح منابع جهت آسایش اقلیمی ساکنان نیاز است که با در نظر گرفتن اصول ایمنی معماری می توان به طراحی شهرهای زیبا و ایمن پرداخت.
بررسی تاثیر احساسات سرمایه گذاران و بی توجهی سرمایه گذاران نهادی بر ریسک حسابرسی با در نظر گرفتن نقش تعدیلگری کیفیت حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بدنبال بررسی تاثیر احساسات سرمایه گذاران و بی توجهی سرمایه گذاران نهادی بر ریسک حسابرسی با در نظر گرفتن نقش تعدیلگری کیفیت حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بدین منظور جهت آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از روش حذف سیستماتیک، نمونه ای متشکل از 137 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1394 لغایت 1402 انتخاب گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از رگرسیون چندگانه و نرم افزار Eviews10 استفاده گردید. یافته های به دست آمده حاکی از آن است که بین احساسات سرمایه گذاران و ریسک حسابرسی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین بی توجهی سرمایه گذاران نهادی و ریسک حسابرسی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. ازطرفی کیفیت حسابرسی رابطه بین احساسات سرمایه گذاران و بی توجهی سرمایه گذاران نهادی و ریسک حسابرسی را تضعیف می کند. بررسی تعامل بین متغیرهای رفتاری سرمایه گذاران و عملکرد حسابرسی، به ویژه در بستر بازارهای نوظهور مانند ایران، ضرورتی انکارناپذیر دارد. چنین تحقیقاتی می تواند به نهادهای نظارتی، حسابرسان، مدیران مالی و سیاست گذاران کمک کند تا درک دقیق تری از ریشه های رفتاری نوسانات ریسک حسابرسی داشته باشند و راهکارهای مناسبی برای بهبود کیفیت گزارشگری مالی و ارتقاء اعتماد سرمایه گذاران ارائه دهند.
مقایسه اثربخشی روش آموزش مبتنی بر تحلیل رفتار و بدیعه پردازی بر هویت فردی و اجتماعی دانش آموزان نخبه ورزشی شهرستان بانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
131 - 155
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه اثربخشی روش آموزش مبتنی بر تحلیل رفتار و بدیعه پردازی بر هویت فردی و اجتماعی دانش آموزان نخبه ورزشی شهرستان بانه انجام گرفت. روش این پژوهش با توجه به اهداف و ماهیت پژوهش یک طرح نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان نخبه ورزشکار پسر مقطع متوسطه شهرستان بانه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. به منظور نمونه گیری با توجه به محدود بودن جامعه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. به طوری که برای هر گروه 15 نفر و جمعاً 45 نفر انتخاب شد. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های هویت فردی برزونسکی (1989) و هویت اجتماعی صفاری نیا و روشن (1390) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آماره های توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. نتایج نشان داد که بین روش آموزش مبتنی بر تحلیل رفتار، بدیعه پردازی و عادی بر هویت فردی دانش آموزان نخبه ورزشی پسر دوره متوسطه شهرستان بانه تفاوت معناداری وجود دارد به طوری که هر دو روش تحلیل رفتار متقابل و بدیعه پردازی بر هویت اطلاعاتی، هنجاری و سردرگم دانش آموزان مؤثر بوده اند. همچنین، بین روش آموزش مبتنی بر تحلیل رفتار، بدیعه پردازی و عادی بر هویت اجتماعی دانش آموزان نخبه ورزشی پسر دوره متوسطه شهرستان بانه تفاوت معناداری وجود دارد.
بررسی رابطه معناگرایی و مدیریت چالش های روحی از منظر قرآن کریم (با تأکید بر تفاوت های جنسیتی)
منبع:
دین پژوهی و کارآمدی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۷)
91 - 106
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم ضمن تأکید بر مشترکات انسانی به ویژگی های منحصربه فرد روحی و عاطفی مخصوص جنسیت نیز بها می دهد که می تواند توانمندی افراد در کنترل چالش های روحی را افزایش دهد. پژوهش حاضر با این پیش فرض که توجه به تفاوت های زنان و مردان و استعدادهای خاص هرکدام در مدیریت این چالش ها و نحوه کنترل آن ها، متغیر مهمی در تعیین تکالیف، مدیریت انتظارات و واگذاری مسئولیت ها به افراد دو جنس محسوب می شود درصدد پاسخ بدین سؤال است که از منظر قرآن کریم، زنان و مردان چگونه از معناگرایی برای مدیریت چالش های روحی و روانی و افزایش تاب آوری خود در مشکلات بهره می برند؟ بدین منظور در این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل محتوا، آیات برگزیده از قرآن کریم مورد بررسی قرار گرفت و درنهایت نتیجه گرفته شد که معناگرایی یک الگوی مداخله روان شناختی- فلسفی در رفع تنش های درونی است که در زنان و مردان عملکرد یکسانی ندارد؛ بدین ترتیب که مردان معمولاً سعی می کنند از طریق عمل گرایی و تلاش برای تغییر شرایط بیرونی و تسلط بر محیط، عوامل تنش زا را رفع کرده و چالش های درونی پیش آمده را برطرف کنند، درحالی که اغلب زنان به مهار احساسات مرتبط با جنسیت و کنترل عواطف خویش می پردازند. توجه به این قابلیت ها، می تواند در افزایش تأثیر مشاوره های روان شناختی و ارتقای جایگاه رویکرد مذهبی در آن نقش اساسی داشته باشد.
مقایسه قوه متصرفه در فلسفه اسلامی با نواحی ارتباطی مغز در علوم اعصاب(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۱
83 - 116
حوزههای تخصصی:
در فلسفه اسلامی، قوه متصرفه، نقش کلیدی در پردازش اطلاعات ادراکی ایفا میکند. این قوه مسئول ترکیب و تفکیک صور حسی و معانی جزئی است و به عنوان حلقه واسط میان ادراک حسی و فعالیتهای عالیتر ذهن عمل میکند. در مقابل، علوم اعصاب نواحی ارتباطی مغز را شناسایی کرده که شامل شبکههای پیچیدهای در قشر مغز هستند و اطلاعات حسی مختلف را یکپارچه و تفسیر میکنند. از این رو پژوهش حاضر به این مسئله میپردازد که با وجود تشابهات کارکردی میان قوه متصرفه و نواحی ارتباطی مغز، آیا این دو در تبیین حقیقت و علت فاعلی ادراک نیز همسو هستند؟ هدف این است که از طریق مقایسه مفهومی و هستیشناختی و با روش تحلیل مقایسهای و با رویکردی تطبیقی، نسبت این دو الگو در تبیین پدیده یکپارچهسازی ادراکی روشن گردد.یافتهها نشان میدهد که اگرچه هر دو مفهوم در سطح کارکردی اشتراکات ساختاری قابل توجهی دارند، اما در سطح هستیشناختی در تعارضی بنیادین قرار میگیرند. از منظر صدرایی، علوم اعصاب صرفاً به «علل اعدادی» و سازوکارهای مادی میپردازد و از «علت فاعلی» حقیقی ادراک، یعنی نفس (روح) به عنوان خالق صور ادراکی، غافل است. بر این اساس تشابه کارکردی این دو الگو، تمایز هستیشناختی آنها را پنهان نمیکند و تبیین علوم اعصاب، با تمام دقتی که در توصیف سازوکارها دارد، از نگاه فلسفه صدرایی، قادر به تبیین حقیقت ادراک نیست. این تحلیل، گامی ضروری برای تعیین دامنه و حدود گفتوگوی بینرشتهای فلسفه و علوم اعصاب به شمار میآید.
الگوی خلافت تا عهد از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۲)
51 - 80
حوزههای تخصصی:
خداوند متعال برای اولین بار در آیه 30 سوره بقره به مسئله خلافت و در آیه 124 این سوره به مسئله امامت و بحث «عهد» اشاره فرموده است. به نظر می رسد در آیات 30 تا 124 سوره بقره سیری تحولی دیده می شود؛ به این ترتیب که خداوند متعال از انسان به عنوان «خلیفه» و سپس «امام» یاد و درنهایت به واژه «عهد» اشاره می کند. این موضوع به معنای تقدم زمانی یا مکانی این دو نیست، بلکه نشان دهنده مراتب وجودی و معنوی انسان است. محقق در این پژوهش در نظر دارد با مطالعه تفاسیر قرآن کریم، نسبت به تبیین چگونگی این سیر تحول اقدام و الگوی مرتبط را ارائه کند. روش تحقیق «تحلیل زمینه ای» و نوع تحقیق کاربردی است و جامعه آماری آن آیات 30 تا 124 سوره بقره است. به منظور تجزیه وتحلیل کیفی داده ها و استخراج الگو، از نرم افزارهای اکسل و مکس کیودا استفاده شده است. اهم یافته های اصلی این پژوهش دو محور کلیدی را نشان می دهد: نخست آنکه مفاهیم «خلافت»، «امامت» و «عهد» با دقتی زبانی و مفهومی در قرآن ارائه شده اند؛ دوم آنکه مقوله «قَوْل» به عنوان یک ابزار تحلیلی، برای تبیین فرضیه «خلافت تا عهد» از اهمیت بنیادینی برخوردار است. شواهد این اهمیت در گفت وگوهای متعددی از جمله گفت وگوی خداوند با موسی (ع)، موسی (ع) با بنی اسرائیل، خداوند با یهودیان و فرشتگان و درنهایت، گفت وگوی خداوند با آدم (ع) نمود یافته است. نتایج پژوهش نشان دهنده 42 مقوله مهم در الگوی مدنظر، ازجمله وفادار ماندن به میثاق الهی، پرهیز از ریاکاری و تفرقه افکنی در مسائل دینی، تفکر و تعقل در برابر قدرت و حکمت و معجزات الهی، اعتماد به اراده و حکمت الهی، صبر و شکرگزاری و پرهیز از کفر و نافرمانی است.
A Educational Analysis of the Quranic Concept of "Ṭalab" within the Framework of Traditional Quranic Hermeneutics and Its Implications for Educational Competencies(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This interdisciplinary study aims to provide a Educational analysis of the Quranic concept of " Ṭalab " (seeking/pursuit) within the framework of traditional Quranic hermeneutics, with a special emphasis on the perspective of Allamah Ṭabāṭabāʼī . The research seeks to deduce key educational competencies to address four challenges in Iran's educational system: "Rote memorization, information overload, learner passivity, and lack of skills." Using a multi-method qualitative approach that includes systematic review, conceptual decomposition, comparative analysis, logical retroductive analysis, and Frankena's practical inference, three core competencies were extracted: "The Competency of Self-Exposure/Placing Oneself in a Position of Exposure (with components of openness and the skill of listening), which fosters active learner engagement and targets the issue of passivity; the Competency of Sensitive and Methodical Seeking of the Original Meaning (emphasizing inquiry, reasoning, foresight, hermeneutical critique, vigilance, and doubt), which serves as an alternative to rote memorization and information overload; the Competency of Seeking the True Meaning (centered on truth-seeking and truth-acceptance, doubt, critical courage, being a reformer, and wise skills), which reduces the lack of skills by nurturing critical thinking and self-correction." The findings indicate that these competencies, by transforming the learning process into an active quest, enable the redesign of curricula based on hermeneutical skills. By linking Quranic hermeneutical theory to practical educational needs, this research offers a novel framework for educational transformation in Iran.
تبیین عصمت انبیاء در پرتو آیه 46 سوره صاد؛ نقد دیگر آیات ارائه شده برای اثبات این مدعا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۲
231 - 250
حوزههای تخصصی:
عصمت از گناه، یکی از آموزه های بنیادین مکتب شیعه است که به پاکی و مصونیت پیامبران از ارتکاب معاصی اشاره دارد. این مقاله با روش پژوهشی تحلیل محتوا به بررسی دیدگاه علمای شیعه درباره عصمت و استدلال های آنان در این زمینه پرداخته است. در ابتدا، دلایل عقلی که برای اثبات عصمت انبیاء ارائه شده تبیین گردیده است. در ادامه، آیات قرآنی که توسط برخی علمای شیعه برای اثبات این نوع از عصمت مورد استناد قرار گرفته، تبیین و مورد نقد و تحلیل قرار گرفته اند. نویسنده مقاله با استناد به آیه 46 سوره صاد تلاش کرده تا این آیه را برای اثبات عصمت مورد توجه بیشتر قرار دهد. مزیت استدلال به این آیه آن است که هم عصمت انبیاء از معصیت را ثابت می کند و هم ماهیت آن را روشن می سازد و در نتیجه شبهاتی مانند مجبور بودن شخص معصوم به ترک گناه را منحل می کند. بر اساس یافته های این مقاله، عصمت ماهیتی «لطفی-علمی» دارد. هدف این مقاله ایجاد درک عمیق تر از مفهوم و ماهیت عصمت و شواهد قرآنی مرتبط با آن است، تا به تبیین نقش این مفهوم در اعتقادات و آموزه های اسلامی کمک کند و نیز ضعف برخی ادله ارائه شده توسط عالمان شیعه را نشان دهد.
بررسی کارکردگرایی به مثابه مبنای مدل های محاسباتی اراده آزاد در هوش مصنوعی از منظر حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
34 - 59
حوزههای تخصصی:
رویکرد محاسباتی به ذهن و ویژگی های ذهنی با تقریرهای مختلفی، ازجمله کارکردگرایی ماشینی زمینه مناسبی را برای طرح مدل های محاسباتی از اراده و تصمیم گیری آزاد در حوزه هوش مصنوعی فراهم آورده است. این رویکرد در این مسیر، موفقیت های نسبی نیز به دست آورده است؛ اما جای این پرسش است که مدل محاسباتی درباره اراده انسانی و مبانی فلسفی آن، در مواجهه با نگرش های فلسفی عمیق تری همچون حکمت متعالیه دچار چه کاستی ها و چالش هایی است؟ این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی مدل های محاسباتی ارائه شده برای اراده آزاد در هوش مصنوعی (با تمرکز بر رهیافت نمادین) می پردازد. در ابتدا، کارکردگرایی ماشینی به مثابه مبنایی فلسفی برای این رویکرد تحلیل می شود. سپس با اتکا به اصول و مبانی حکمت متعالیه، تبیینی جامع و انتقادی از این مدل ها ارائه و به پرسش محوری پژوهش پاسخ داده خواهد شد. یافته ها نشان می دهد که مدل های محاسباتی، فاقد ظرفیت وجودشناختیِ لازم برای تبیین حقیقت اراده اند. این تلقی، مؤلفه های بنیادینی همچون آگاهانه بودن، تجربه پدیداری و حیثیت التفاتی را که در تبیین صدرایی از اراده نقش محوری دارند، نادیده می گیرد. بررسی فلسفی این سنخ مسائل در حوزه هوش مصنوعی، جدا از آثار و پیامدهای فلسفی، در حوزه مسئولیت اخلاقی و حقوقی، به طور مستقیم در سیاست گذاری و قانون گذاری در این حوزه نیز تأثیرگذار است؛ ازاین رو ارزیابی ایده های مطرح شده از منظر مبانی فلسفه اسلامی، ضرورتی فلسفی و تمدنی است.
ارائه الگوی عملکرد بانک ها بر اساس حاکمیت شرکتی و ارتباطات سیاسی و پیش بینی آن بر اساس الگوریتم های (FA) ، (DT) و (SVM)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر بر پایه بررسی تبیین الگوی رگرسیون غیرخطی عملکرد بانک های تجاری بر اساس مؤلفه های حاکمیت شرکتی و ارتباطات سیاسی و پیش بینی آن بر اساس الگوریتم های FA ، DT و SVM بنا نهاده شده است. روش: پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- علّی تدوین شده و در گام اول؛ فرضیه های پژوهش تدوین شد. در ادامه اطلاعات مالی 17 بانک پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای یک دوره زمانی 10 ساله از ابتدای سال 1393 تا پایان 1402 استخراج؛ متغیرهای پژوهش محاسبه و از طریق رگرسیون خطی چند متغیره و شبکه های عصبی، به آزمون فرضیه ها پرداخته شده و در نهایت با استفاده از رگرسیون غیر خطی؛ الگوی بهینه ارائه شد. یافته ها: یافته ها بیان داشت اندازه هیأت مدیره بر عملکرد مالی بانک ها ، تأثیر معناداری ندارد، استقلال هیأت مدیره بر عملکرد مالی بانک ها ، تأثیر مثبت و معناداری داشته و دوگانگی نقش مدیرعامل بر عملکرد مالی بانک ها ، تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین بر اساس شبکه های عصبی؛ این نتیجه حاصل شد که الگوریتم کرم شب تاب در جهت پیش بینی عملکرد مالی بانک ها بر اساس معیارهای تعریف شده؛ عملکرد بهتری نسبت به الگوریتم های ماشین بردار پشتیبان و درخت تصمیم داشته است و همچنین الگوریتم درخت تصمیم عملکرد بهتری نسبت به الگوریتم ماشین بردار پشتیبان داشته است. نتیجه گیری: از آنجا که راهبری شرکتی می تواند به صورت مجموعه سازوکارهایی هدایت و کنترل بانک ها تعریف شود، این سازوکارها به صورت دستورالعمل ها و هنجار های فرهنگی تعریف شود که بانک ها می توانند از طریق رعایت نمودن آن ها، ضمن تحقق فرآیند شفافیت اطلاعاتی پاسخ گویی خود را مقابل ذینفعان بهتر نموده و فرآیند های کاری خود را بهتر نمایند. اینگونه سازوکارها می تواند ضمن کاهش هزینه های نمایندگی عملکرد بانک ها را نیز بهبود بخشد.
بررسی تطبیقی روش ماشین بردار پشتیبان و روش استنتاجی عصبی فازی سازگار جهت پیش بینی روند قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به گسترش روزافزون روش های پیش بینی در بازارهای مالی و نیز از آنجا که قیمت سهام یکی از مهمترین عوامل مؤثر در تصمیمات سرمایه گذاری است و پیش بینی آن می تواند نقش با اهمیتی در این زمینه ایفا کند هدف این پژوهش مقایسه کارآیی روش های ماشین بردار پشتیبان و سیستم استنتاج عصبی فازی سازگار در پیش بینی روند قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. نمونه مورد استفاده در این پژوهش 5 شرکت برتر صنعت آهن و فولاد که در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده می باشند، می باشد. به منظور شناسایی روند قیمت سهام از پنج متغیر قیمت پایانی سهام، مومنتوم سهم، نوسان قیمت سهام، مومنتوم شاخص کل اوراق بهادار تهران و نوسان شاخص کل اوراق بهادار تهران استفاده شده است پس از جمع آوری اطلاعات مورد نظر از سال ۱۳۹۰ لغایت ۱۴۰۰ با استفاده از تکنیک ماشین بردار پشتیبان و سیستم استنتاجی عصبی فازی سازگار روند قیمت سهام پیش بینی گردید و به منظور بررسی دقت پیش،بینی روند پیش بینی شده با روند قیمتی سهم در سال 1401 مقایسه گردید و میزان دقت هر کدام از روش های مورد نظر به دست آمد و در نهایت مشخص گردید در سه مورد از شرکت های مورد مطالعه سیستم استنتاجی عصبی فازی سازگار و در دو شرکت تکنیک ماشین بردار پشتیبان روند قیمت سهام را به صورت کارآمدتری پیش بینی می کند.
ساختار آینده گردشگری سلامت در نواحی روستاهای کوهستانی شهرستان سپیدان، تحلیلی بر زیرساخت ها و ملاحظات سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
21 - 40
حوزههای تخصصی:
گردشگری سلامت فرصتی منحصر به فرد برای توسعه اقتصادی پایدار روستایی، به ویژه در نواحی که سرشار از منابع طبیعی و فرهنگی است، ارائه می دهد. هدف پژوهش حاضر تمرکز بر رفع شکاف در درک چگونگی حمایت از گردشگری سلامت در سکونتگاههای روستایی کواهستانی شهرستان سپیدان از طریق توسعه زیرساخت ها و ملاحظات سیاسی است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش گردشگران سلامت هستند. با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی ( EFA )، پنج ویژگی اصلی منحصر به فرد بودن، امکانات، جاذبه ها، محیط طبیعی و درمان سلامت به عنوان اجزای حیاتی که تجربیات گردشگران را شکل می دهند و موفقیت مقصد را هدایت می کنند، شناسایی و با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی (CFA) تایید شدند. این پژوهش نقش حیاتی زیرساخت ها، مانند حمل و نقل و امکانات رفاهی، در افزایش دسترسی و جذابیت مقاصد روستایی را برجسته می کند. علاوه بر این، ملاحظات سیاسی، با تمرکز بر حفاظت از محیط زیست، گردشگری مبتنی بر جامعه و مشوق های سرمایه گذاری که توسعه پایدار گردشگری سلامت در نواحی روستایی شهرستان سپیدان را تشویق می کنند، مورد بررسی قرار می دهد. یک مدل پیشنهادی این ویژگی ها را با اقدامات زیرساختی و سیاسی ادغام می کند و توصیه های عملی برای ذینفعان برای ترویج گردشگری سلامت مبتنی بر نواحی روستایی که رشد اقتصادی محلی را تقویت می کند و در عین حال میراث طبیعی و فرهنگی را حفظ می کند، ارائه می دهد. یافته ها به درک گسترده تر چگونگی توسعه مقاصد گردشگری سلامت روستایی برای پاسخگویی به نیازهای در حال تحول مسافران مدرن و حمایت از استراتژی های گردشگری پایدار بلندمدت کمک می کنند.
مطالعه زمینه ای عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در راستای توسعه گردشگری شهری قوچان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
213 - 234
حوزههای تخصصی:
امروزه توسعه گردشگری شهری و جذب توریست نیازمند مکانیزم های مختلفی است، که یکی اصلی ترین آنها، مشارکت مردمی می باشد. لذا ﻫﺪف اﺻلی پژوﻫﺶ، تعیین عوامل موثر بر مشارکت شهروندان در راستای توسعه گردشگری شهری قوچان است. این پژوهش، از نظر هدف، جزء پژوهش های بنیادی-کاربردی و دارای ماهیتی توصیفی- تحلیلی، همچنین از نظر روش، در گروه پژوهش های کیفی قرار گرفت. حجم نمونه برای مصاحبه از خبرگان در چارچوب اشباع نظری نهایی با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 30 نفر از افراد خبره (متخصصان، اساتید دانشگاه و مدیران شهری قوچان) انتخاب شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از روش گراند تئوری استفاده شد. از نتایج مصاحبه با افراد خبره جهت شناسایی مجموعه عوامل موثر در مشارکت شهروندان در راستای گردشگری شهری در قوچان با استفاده از روش تئوری زمینه ای، عوامل علی، با 17 مفهوم و 4 مقوله (گرایش به مشارکت و کارایی شهروندان، توسعه نهادهای مدنی، افزایش آگاهی و اطلاع رسانی و ارزیابی میزان مشارکت و شناسایی آن در ابعاد مختلف)، عوامل زمینه ای، 15 مفهوم و 4 مقوله (تقویت سرمایه و مشارکت اجتماعی شهروندان، تغییر ساختار قدرت در گردشگری، مدیریت یکپارچه و سواد فناوری)، عوامل مداخله گر، با 13 مفهوم و 4 مقوله (حمایت حاکمیت دولت از شهروندان و نظرات عمومی آنها، اصلاح رفتار سیاسی، ایجاد شبکه ای از ذینفعان گردشگری و تنظیم مقررات و قوانین در زمینه گردشگری و مشارکت شهروندان)، راهبردها، با 16 مفهوم و 6 مقوله (سناریوهای آینده نگاری جامع در تصمیمات سازمان ها در زمینه مشارکت شهروندان، ابتکار عمل و نوآوری، انعطاف پذیری و پذیرش شهروندان، تقویت رویکرد مشارکتی، اولویت با توسعه جامعه محور (مردم محور) به جای توسعه دولت محور برای افزایش کارآمدی گردشگری و افزایش ترغیب شهروندان با واگذاری مشاغل گردشگری به آنها) و در نهایت پیامدها، با 9 مفهوم و 3 مقوله (ایجاد انگیزه و اصلاح درک شهروندان نسبت به مشارکت در گردشگری، گردشگری پایدار و ایجاد گردشگری اجتماع محور در قوچان)، استخراج شد. نتایج کلی نشان داد توسعه فعالیت های گردشگری در ابعاد مختلف از سوی شهروندان در چارچوب الگوی توسعه گردشگری مشارکت محور، زمینه ساز پایداری گردشگری است.
راهبرد موازنه منطقه ای ایران در قفقاز جنوبی: تحلیل کنش گری در برابر محور ترکیه-آذربایجان-اسرائیل پس از جنگ دوم قره باغ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۴
49 - 62
حوزههای تخصصی:
جنگ دوم قره باغ در سال ۲۰۲۰، با ایجاد زلزله ای ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی، موازنه قدرت را به سود محور نوظهور ترکیه-آذربایجان-اسرائیل بازتعریف کرد. این تحول، ایران را با سه گانه ای از چالش های درهم تنیده مواجه ساخت: تهدید انزوای ژئوپلیتیکی از طریق «کریدور زنگزور»، تعمیق حضور نظامی-اطلاعاتی اسرائیل در مرزهای شمالی، و گسترش نفوذ ایدئولوژیک آنکارا. این مقاله با هدف تحلیلی جامع، ابعاد، ابزارها و محدودیت های راهبرد «موازنه فعال» ایران را واکاوی می کند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و توصیفی-تحلیلی و بر پایه چارچوب نظری رئالیسم نئوکلاسیک استوار است که کنش دولت را محصول تعامل فشارهای سیستمی و متغیرهای سطح داخلی می داند. یافته ها نشان می دهد ایران پس از دوره ای از انفعال، به راهبردی چندلایه شامل دیپلماسی مهارکننده، بازدارندگی نظامی معتبر، و رقابت ژئواکونومیک روی آورده است. با این حال، کارآمدی این استراتژی با موانع جدی داخلی، به ویژه آسیب پذیری اقتصادی ناشی از تحریم ها، و عدم قطعیت های خارجی، نظیر ابهام در نقش روسیه، روبروست. در نهایت، نتیجه گیری می شود که موفقیت پایدار این راهبرد به هماهنگی مؤثر ابزارهای سخت و نرم، مدیریت هوشمندانه ائتلاف ها، و تقویت بنیه اقتصادی داخلی برای پشتیبانی از یک سیاست خارجی فعال بستگی حیاتی دارد.
The Effect of Dialogue Journal Writing on Iranian English Language Learners’ Writing Performance in both Virtual and Traditional Education(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study explores the impact of dialogue journal writing on the writing performance of English Translation students in both virtual and traditional education at Payame Noor University, Iran. A sample of 150 undergraduate students was selected using convenience sampling. After administering the Oxford Placement Test to ensure homogeneity, 120 students who scored one standard deviation above and below the mean were chosen for the study. These students were divided into two experimental groups and two control groups. The study employed a pre-test/post-test design using writing tests to measure changes in performance. Peyton's guidelines were followed to ensure consistent dialogue journal writing entries. Analysis showed a significant increase in the writing performance among students who engaged in dialogue journal writing in both virtual and traditional education. The findings confirm that dialogue journal writing effectively enhances writing skills among virtual students more than traditional students. Language teachers can use this method to boost student engagement and improve writing skills, especially in virtual learning contexts. Future research should investigate the effects of dialogue journal writing on different demographics and other language skills. These insights highlight the potential of dialogue journal writing as a valuable tool for language teachers to improve educational outcomes in language classrooms.









