مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱٬۶۶۱ تا ۴۱٬۶۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه بررسی عوامل اختلاف و تفاوت در اشتغال در دو منطقه شامل استان سیستان وبلوچستان و میانگین کشور و تجزیه آن به چهار عامل شامل تفاوت در ضرایب مستقیم، ساختار تکنولوژی بخشی، سطح تقاضای نهایی و ترکیب یا ساختار تقاضای نهایی است. برای این منظور از تکنیک تجزیه ساختاری فضایی در مدل داده- ستانده بین دو منطقه استفاده شده است. نتایج این مطالعه نشان داد که تفاوت در ترکیب تقاضای نهایی در استان سیستان و بلوچستان نسبت به میانگین کشور، موجب بالا بودن اشتغال به میزان 50674 نفر در استان نسبت به میانگین کشور شده است ولی پایین بودن سطح تقاضای نهایی استان نسبت به میانگین کشور موجب پایین بودن اشتغال کل استان به میزان 687993 نفر نسبت به میانگین کشور بوده است. همچنین بالا بودن ضرایب مستقیم اشتغال در استان نسبت به میانگین کشور موجب بالا بودن اشتغال استان به میزان 539805 نفر شده است. در نهایت تفاوت در ساختار تکنولوژی یا روابط بین بخشی موجب پایین بودن اشتغال به میزان 51521 نفر در استان نسبت به میانگین کشور بوده است. طبقه بندی JEL: R15, R22, J23
مرور و نقد کتاب جامعه شناسی ادبیات(مقاله علمی وزارت علوم)
مقاله حاضر به نقد کتاب جامعه شناسی ادبیات نوشته آلن سوئینگوود و دیانا لارنسون می پردازد. کتاب یادشده دومین اثر با عنوان جامعه شناسی ادبیات است که پس از ربع قرن به عنوان کتاب درسی دانشگاهی از سوی سازمان سمت به طبع رسیده است. کتاب ترجمه ای نیکو و ظاهری جذاب دارد. اشکال اصلی قدیمی بودن آن است. بر اساس توافقی ناگفته در حوزه ادبیات دانشگاهی ترجمه آثار قدیمی تلویحاً به معنای آن است که نویسنده نظریه پردازی گران قدر یا شارحی قابل اتکاست. کتاب حاضر، نوشته شده به سال 1970، در هیچ یک از این دو رسته نمی گنجد. به علاوه، میان نویسندگان کتاب و مترجم فارسی در شناسایی منزلت اثر وفاق وجود ندارد. نویسندگانْ کتاب را پیشنهادی برای مطالعه و تحقیق و مقدمه ای بر رشته ای می دانند که هنوز دانش منسجمی از آن در ادبیات انگلیسی زبان نیست.مترجم آن را اثری سترگ می داند که همانندی ندارد. حال آن که، گلچین نظری و خلاصه تاریخی کتاب از دو منظر محل اشکال اند. نخست، هر دو بخش به نحوی با رویکرد ضدپوزیتیویستی کتاب در تضادند: چه در منطق گزینش نظریه پردازان و وقایع و چه در صورت بندی و ارائه مطالب. دوم، خلاصه نظری و روشی، نابسنده است. در مجموع، با توجه به در دسترس بودن مجموعه غنی از مقالات و کتب متفکران جامعه شناسی ادبیات، جامعه شناسی فرهنگی، نقد ادبی، و فیلسوفان میان رشته ای کتاب مذکور برای تدریس چندان بسنده نمی نماید.
شناسایی ویژگی های برنامه کتابخوان الکترونیکی ویژه کودکان نارساخوان: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به دنبال شناسایی ویژگی هایی است که با استفاده از آن ها بتوان یک برنامه کتابخوان الکترونیکی برای کودکان نارساخوان ایجاد کرد تا با کمک آن به مطالعه کتاب های داستان بپردازند.روش پژوهش: برای استخراج ویژگی های مذکور از روش مرور نظام مند استفاده شد و مدل پیشنهادی کیچنهام و چارترز به کار گرفته شد. جهت جمع آوری متون مرتبط، کلیدواژه های مربوطه در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی جستجو شد و تعداد 216 پژوهش (32 فارسی و 184 انگلیسی) پژوهش بازیابی شد. در بررسی اولیه با مطالعه عنوان، چکیده و نتایج مقالات، پژوهش های غیرمرتبط، تکراری و نامعتبر حذف شدند و در گام بعد پژوهش ها توسط دو تن از متخصصان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی اعتبارسنجی و غربالگری شدند. در نهایت، 74 پژوهش به زبان انگلیسی و 10 پژوهش به زبان فارسی (مجموعاً 84 پژوهش) مبنای تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: یافته ها منجر به شناسایی 4 دسته ویژگی فراگیر (جستجو، پروفایل، کتاب و رابط کاربر)، 12 ویژگی سازمان دهنده (شیوه جستجو، قابلیت های موجود در فهرست نتایج جستجو، اطلاعات شخصی کاربر، بخش کتابخانه من، بخش فعالیت های من، بخش شخصی سازی، اطلاعات توصیفی کتاب، نمایش الکترونیکی کتاب، ویژگی های تصویر، ابزارهای کمک کننده در خوانش بهتر کتاب و ویژگی های خاص رابط کاربر برای نمایش کتاب به کودکان مبتلا به نارساخوانی) و 180 ویژگی پایه شد.نتیجه گیری: ویژگی های استخراج شده در این پژوهش را می توان به دو دسته ویژگی های عام و ویژگی های خاص تقسیم بندی کرد. ویژگی های مرتبط با جستجو (شیوه جستجو و قابلیت های موجود در فهرست نتایج)، ویژگی های مرتبط با پروفایل کودکان نارساخوان (اطلاعات شخصی کاربر در پروفایل، بخش کتابخانه من، بخش خریدهای من، بخش فعالیت های من و بخش شخصی سازی) و ویژگی های مرتبط با رابط کاربر سامانه، در دسته ویژگی های عام قرار دارند و تمامی برنامه های کتابخوان که برای کودکان طراحی می شوند باید به آنها توجه کنند. برخی دیگر از ویژگی ها، خاص برنامه های کتابخوان کودکان نارساخوان هستند و صرفاً با در نظر گرفتن شرایط خاص این گروه، در طراحی به کار گرفته می شوند. ویژگی های مرتبط با نمایش الکترونیکی کتاب، تصاویر کتاب و ابزارهای کمک کننده در خوانش بهتر کتاب، در دسته این ویژگی ها قرار می گیرند.
نقش میانجی انگیزش پژوهشی در رابطه بین سواد اطلاعاتی و شایستگی پژوهشی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شایستگی های پژوهشی، یکی از متغیرهای کلیدی و تأثیرگذار در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی است که باید به آن توجه جدی شود. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی انگیزش پژوهشی در رابطه بین سواد اطلاعاتی و شایستگی پژوهشی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه پیام نور استان کرمانشاه و کردستان انجام شد.روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی با رویکرد معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه های پیام نور استان کرمانشاه و کردستان به تعداد 1200 نفر بود که تعداد 270 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه شایستگی پژوهشی یونسی و دیگران (1399)، پرسشنامه انگیزش پژوهشی صالحی و دیگران (1394) و پرسشنامه سواد اطلاعاتی یزدانی (1391) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 22 و برای بررسی برازش مدل پژوهش از نرم افزار SmartPLS استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که سواد اطلاعاتی بر انگیزش پژوهشی تأثیر مثبت و مستقیم دارد؛ انگیزش پژوهشی بر شایستگی پژوهشی تأثیر مثبت و مستقیم دارد؛ و سواد اطلاعاتی بر شایستگی پژوهشی تأثیر مثبت و مستقیم دارد. همچنین انگیزش پژوهشی در رابطه بین سواد اطلاعاتی و شایستگی پژوهشی نقش میانجی دارد. علاوه براین، نتایج پژوهش نشان داد که مدل مفهومی شایستگی پژوهشی براساس سواد اطلاعاتی با نقش واسطه ای انگیزش پژوهشی با مدل تجربی برازش دارد. نتیجه گیری: امروزه شایستگی های پژوهشی برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی ضرورت دارد و با توجه به نتایج این پژوهش می توان گفت که تقویت سواد اطلاعاتی و انگیزش پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی می تواند اثری مثبت بر رشد شایستگی های پژوهشی دانشجویان داشته باشد.
بررسی قضاوت بانوان در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در پرتو آیات سوره نساء، بقره، احزاب، زخرف و حدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۰)
28 - 44
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی قضاوت زنان در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در پرتو آیات قرآن کریم با درنظر گرفتن ابعاد فقهی و شرعی و مذهبی به منظور تجدید نظر قرار دادن و اصلاح و توضیح اصل 163 قانون اساسی انجام گرفته است.
روش: تحلیلی-توصیفی از نوع مطالعه ی موردی و ارزشیابی می باشد که به شیوه ی کتابخانه ای و با تحلیل محتوا و استنباط و استدلال انجام شده است.
یافته ها: یافته های پژوهش حاضرنشان میدهد، در قرآن کریم آیه ای یافت نمیشود که صراحتاً و به وضوح شایستگی زنان را جهت منصب قضاوت نفی نماید.لذا، تحریم قضاوت زنان برای بانوانی که شرایط علمی و اخلاقی آن را داشته باشند، از آیات قرآن دریافت نمی شود. آیه هایی هم که پیرامون قضاوت در قرآن کریم آمده، هیچ کدام صحت قضاوت را منوط به رجولیت نکرده است. بنا بر این با توجه به این که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران طبق موازین فقهی معین میشود، اصل 163 قانون اساسی به اصلاح و بازنگری و توضیح نیاز دارد.
شناسایی و استخراج باهمایی های زبان فارسی با استفاده از روش های رایانشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بازشناسی باهمایی ها در زبان فارسی پرداخته می شود. پژوهش های صورت گرفته زبان فارسی در این زمینه عمدتاً آماری و مقابله ای بوده است. هدف این پژوهش بازشناسی باهمایی ها به روش پیکره بنیاد و رایانشی است. برای این منظور از پایگاه داده زبان فارسی به عنوان پیکره پژوهش استفاده شده است. همچنین به علت نداشتن لغت نامه باهمایی ها در زبان فارسی مجموعه داده ای از باهمایی بر اساس کتاب فرهنگ زبان آموز پیشرفته فارسی ساخته شده است. با استفاده از بردارهای تعبیه fasttext مدل زبانی با شبکه حافظه کوتاه مدت ماندگار آموزش داده می شود. همچنین با تنظیم دقیق «پارس برت» فراخوانی این مدل زبانی با استفاده از لیست های هزارتایی باهمایی ها و ناباهمایی ها محاسبه شد. در انتها، بررسی مقابله ای بازشناسی باهمایی در موتور ترجمه گوگل با استفاده از ترجمه هزار جمله فارسی به انگلیسی که هر یک از جملات دارای یک باهمایی است، انجام شد. نتایج نشان می دهد که مدل «پارس برت» با فراخوانی 93/95 درصد و 8/85 درصد به ترتیب، به بازشناسی باهمایی و ناباهمایی و مدل زبانی آموزش دیده با شبکه حافظه کوتاه مدت ماندگار به ترتیب باهمایی و ناباهمایی را با فراخوانی 6/6 درصد و 0 درصد بازشناسی کرد. همچنین بررسی مقابله ایِ دقت ترجمه موتور گوگل در ترجمه باهمایی ها سه نتیجه را در بر داشت: 1) باهمایی به درستی بازشناسی و ترجمه شد، 2) باهمایی به درستی بازشناسی نشد و ترجمه به صورت تحت اللفظی و واژه به واژه است، و 3) باهمایی بازشناسی نشد و ترجمه غلطی صورت پذیرفته است.
مداقه ای در رویکرد محی الدین ابن عربی و لوازم آن در مودت اهل بیت (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
157 - 171
حوزههای تخصصی:
بر اساس آیه قرآن کریم و روایات فریقین، تنها خواست و پاداش رسالت پیامبر خاتم (ص) از مسلمانان، مودت نزدیکان آن جناب است و در برابر ابلاغ رسالتش هیچ پاداشی جز آن نخواسته است. محی الدین ابن عربی معتقد است که اگر کسی به تنها خواسته پیامبر اکرم (ص) توجه نکند، نمی تواند روز قیامت به صورت آن جناب بنگرد و توقع و امید شفاعت ایشان را داشته باشد. این مقاله ضمن مشخص کردن رویکرد شیخ در محبت و مودت اهل بیت و استخراج آن از منابع دسته اول، لوازم دیدگاه ایشان را مورد واکاوی و تحلیل قرار داده و به پرسش های ذیل پاسخ داده است: معنای مودت اهل بیت چیست؟ با توجه به معنایی که او از مودت ارائه کرده است، رویکرد ایشان چه لوازمی دارد؟ آیا شیخ به این لوازم ملتزم است؟ اگر ملتزم است، آن ها را با صراحت بیان کرده است؟ در پاسخ به این پرسش ها، به این نتیجه رسیده است: مودت اهل بیت، عبادت و از ارکان شریعت است. مودت ایشان به هیچ رو قابل انفکاک از محبت خود پیامبر اکرم (ص) نیست. مهر نورزیدن به آن بزرگواران، خیانت به پیامبر و نافرمانی از دستورات آن حضرت است و از همه مهم تر اینکه مودت، پایداری در محبت اهل بیت (ع)، امانت الهی و به معنای اطاعت و پیروی از فرامین و رهنمودهای ایشان است که فرجام آن، نافرمانی و سرپیچی از فرمان رسول خدا (ص) و خروج از شریعت آن جناب است.
بررسی ظلم و گناه در عصر ظهور
منبع:
موعودپژوهی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰
29 - 36
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو درصدد است تا وضعیت ارتکاب به ظلم و گناه را در عصر ظهور حضرت بقیه الله الاعظم بررسی کند. یافته های تحقیق مبتنی بر ادله و استدلات عقلی و نقلی است و ثابت می کند که بروز و صدور گناه و ظلم و ستم در دوران ظهور کاهش چشمگیری دارد. تحقیق حاضر با پرداختن به علل و عوامل چنین کاهش چشمگیری در خلال بحث مشخص می کند که عواملی مانند فراگیری عدالت حقیقی، رشد و کمال عقل و علم بشر، جاری شدن خزائن و برکات آسمانی و زمینی بر انسان ها و هدایت ولایی امام حاضر از عوامل مهم این رویداد است. روایات زیادی در این زمینه وجود دارد که با روش گزینش و اهم و مهم بیان شده است.
حقوق اساسی در پرتو هرمنوتیک حقوقی
منبع:
تحقیق و توسعه در حقوق عمومی دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
370 - 397
حوزههای تخصصی:
هرمنوتیک فلسفی با تأثیر از فلسفه هایدگر و گادامر، انسان را هستنده ای هرمنوتیکی می داند و نظر به تفسیری بودن ماهیت انسان، بار تفسیر را بر دوش او می گذارد. در این معنا، تفسیر امری عارضی در صورت وجود ابهام در متن و همچون امری کمکی در فرایند فهم نیست، بلکه شرط اجتناب ناپذیر فهم است. هر فهمی در این معنا تفسیر است. تفسیر در این منظور تفسیری پویا با عنایت به زمان مندبودن و مکان مندبودن مفسر است. به عبارتِ دیگر تفسیر گذشته در پرتو حال صورت می گیرد و فهم در کاربرد است که به فهم بدل می شود. مفسر حقوق اساسی با چنین ماهیتِ تفسیری در تفسیر حقوق اساسی هم به سیاست و واقعیات روز جامعه توجه دارد و هم به اخلاق؛ بنابراین نه عمل گرایی پوچ است و نه آرمان گرایی کور. در این مقاله با مدد از یافته های فلسفه هرمنوتیک و اعمال آن در حقوق با مددجستن از رویکرد تفسیری رونالد دورکین در فلسفه حقوق، تلاش خواهد شد بر ماهیت تفسیری حقوق اساسی پرداخته شود. چنین رویکردی، تفسیری متفاوت از حقوق اساسی خواهد داشت. تفسیری که در بخش دوم مقاله ماهیت تفسیری انسان را در نظر دارد، اصول، راهنمای تفسیر هستند. حق ها در چنین تفسیری نقض نمی شوند، انسان در مقام تفسیر موجودی مسئول است، تفسیر ناگزیر از توجه به واقعیات بیرونی است، چنین تفسیری ضرورتاً پویاست، متکثر است و به حاکمیت قانون پایبند است. این چنین تفسیری به یکپارچگی نظام حقوق اساسی می انجامد.
خوانش تطبیقی مقاومت اسلامی در دو داستان کوتاه «الصغیر یذهب إلی المخیم» اثر غسان کنفانی و «مهاجر کوچک» از محمدرضا سرشار (با تکیه بر نظریه گفت وگومداری باختین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیاز فطری انسان برای زیستن با سایرین و دوری از انزوا، سبب شکل گیری انواع ارتباط و گفت وگو شده است؛ اما این ارتباط مستمر و در بستر تاریخ، زمان ها و مکان ها، دستخوش دگرگونی هایی شده است(مسئله). ادبیات نیز به روابط میان انسان ها و نوع گفتگوی حاکم بر این روابط، اهتمامی خاص داشته است؛ زیرا، که شاکله اصلی ادبیات، گفتگو و ارتباط است و بر همین اساس، انواع ادبی از جمله رمان شکل گرفته است. نظریه گفت وگومداری میخائیل باختین نیز بر همین مبنا پی ریزی شده است و باختین در آن، مؤلفه هایی مانند گفت-وگو، بینامتنیت، کارناوال و... را ارائه داده است. این پژوهش با روشی توصیفی_تحلیلی و برپایه مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی با تکیه بر منطق مکالمه باختین(روش)، درصدد پاسخگویی به این پرسش است که داستان های الصغیر یذهب إلی المخیم از غسان کنفانی و مهاجر کوچک از محمدرضا سرشار که هر دو در زمینه ادبیات مقاومت و بیان دشواری های پیش آمده برای کودکان و خانواده هایشان هستند، تا چه میزان نسبت به مؤلفه های انگاره باختین پایبند بوده اند؟(هدف).نتایج نشان دهنده آن است که: هر دو داستان دارای منطق گفتگویی و نوعی دموکراسی هستند و مؤلفه هایی از انگاره باختین همچون: انواع مونولگ، دیالوگ، معرفی شخصیت ها، زاویه دید در آنها وجود دارد؛ با این تفاوت که این دموکراسی در داستان مهاجر کوچک به طور محسوس تری قابل مشاهده است(یافته ها).
Emotional and Cognitive Effects of Long-Term Antipsychotic Medication Use: A Qualitative Study(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۲ No. ۲ (۲۰۲۴) : Serial Number ۶
12-19
حوزههای تخصصی:
This study aimed to explore the emotional and cognitive effects of long-term antipsychotic medication use. By understanding these impacts, the study seeks to provide a comprehensive view of the lived experiences of individuals who have been on antipsychotic medications for extended periods, highlighting both the benefits and the potential challenges. A qualitative research design was employed using a phenomenological approach to capture in-depth personal experiences. A purposive sampling method recruited 26 participants who had been on antipsychotic medications for at least five years. Data were collected through semi-structured interviews, which were transcribed verbatim and analyzed using thematic analysis to identify common themes and patterns in the participants' experiences. The study achieved theoretical saturation, ensuring that no new themes emerged from the data. The analysis revealed four main themes: emotional impact, cognitive effects, daily functioning, and social interaction. Participants reported significant emotional blunting, including reduced pleasure and emotional responsiveness, alongside cognitive impairments such as memory deficits and diminished attention span. Challenges in daily functioning, such as difficulties in managing routine activities and occupational tasks, were prominent. Social interactions were also affected, with participants experiencing reduced social engagement, dependency on support networks, and stigma related to medication use. These findings are consistent with previous studies, underscoring the profound impact of long-term antipsychotic use on various aspects of life. Long-term use of antipsychotic medications, while essential for managing severe psychiatric conditions, is associated with significant emotional and cognitive side effects that impact patients' quality of life. Healthcare providers should be aware of these effects and engage in regular assessments and open communication with patients to address and mitigate these challenges. Personalized treatment approaches, psychoeducation, and support groups can enhance patients' well-being and treatment adherence.
The Tea Party’s Influence on the Evolution of Conservative Republicanism in the United States(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۸, Issue ۴, Autumn ۲۰۲۴
755 - 787
حوزههای تخصصی:
After the historic victory of Barack Obama, the first African American president, a movement emerged whose adherents regarded the American dream as no longer realizable and saw the Democratic Party as a threat to the nation's existence. Rapidly garnering support from the Republican Party, particularly the conservative spectrum, this movement adopted a confrontational stance on social services, health care subsidies for the impoverished, and policies toward racial minorities. The Tea Party Movement sustained its efforts to rebuild and maintain conservative republicanism in the immediate aftermath of the 2008 presidential election with the support of the Republican Party, particularly its conservative wing. The early years of the Tea Party witnessed many successful candidates in congressional elections, which contributed to the party's stability and sustained its influence within the American political establishment. This review article investigates the way in which the Tea Party movement influenced conservative republicanism in the United States. It is argued that the Tea Party, which advocated for traditional white American values, has reconstructed conservative republicanism that was on the verge of collapse while attempting to maintain its existence despite all of its ups and downs. Furthermore, this movement contributed to the rise of Trumpism in America and was an essential factor in Donald Trump's triumph in the 2016 presidential election and his 2020 campaign.
حکمرانی طبیعت محور: پیوند تئوری و اجرا برای همزیستی پایدار انسان و طبیعت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۱
415-450
حوزههای تخصصی:
این مقاله مدل حکمرانی طبیعت محور (NOG) را معرفی و بررسی می کند که رویکردی عملی مبتنی بر اصول محیط زیستی-اجتماعی و اولویت دادن به طبیعت در سازوکارهای حکمرانی است. هدف اصلی پژوهش، توسعه یک چارچوب مفهومی و تحلیلی بعنوان یک مدل حکمرانی برای تطبیق با نیازهای مختلف و حل چالش های اجتماعی-محیط زیستی فعلی در کشور ایران است. این چارچوب از طریق مرور ادبیات، تجربیات عملی، و همکاری با محققان ملی و بین المللی و ذینفعان محلی به وجود آمده و بر ادغام علوم مختلف، تعاملات انسانی-طبیعی، و قابلیت تطبیق پذیری تاکید دارد. چارچوب تحلیلی مدل NOG که شامل متغیرها و شاخص های قابل تنظیم است، به ذینفعان اجازه می دهد تا در فرایند تصمیم گیری مشارکت کنند. ابزار اصلی این چارچوب، راه حل های مبتنی بر طبیعت (NBS) است که به تسریع تغییر پارادایم حکمرانی کمک می کند و همسویی بیشتری بین اقدامات انسانی و الزامات محیط زیستی را ایجاد می کند. این مدل در سطح محلی مورد بررسی قرار گرفته است و نتیجه این بررسی در تدقیق مدل مفهومی و تحلیلی این مدل تاثیر بسزایی داشته است. اهمیت این پژوهش در پتانسیل آن برای تحول در پارادایم های حکمرانی است و در راستای نظریه حکمرانی تکاملی حرکت می کند و راه را برای تصمیم گیری های آگاهانه تر در تلاقی سیستم های انسانی و طبیعی هموار می سازد. نتایج پژوهش به عنوان استراتژی عملی برای مقابله با چالش های اجتماعی-محیط زیستی، الگویی برای سایر مناطق و کشورها در جهت دستیابی به حکمرانی طبیعت محور و همسوسازی توسعه انسانی با اولویت های محیط زیستی ارائه می دهد.
داعش و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در سوریه و عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
395-428
حوزههای تخصصی:
پویایی روند تحولات منطقه چالش ها و فرصت هایی برای ایران فراهم کرده بود. یکی از اصلی ترین چالش ها قوت گرفتن احتمالی احیای داعش در مرزهای ایران به ویژه عراق و سوریه بود. حفظ محیط استراتژیک و تأمین اهداف امنیت ملی برای هر کشوری در اولویت قرار دارد؛ از این رو، ایران در مقام یک قدرت منطقه ای به بحران آفرینی های داعش در قلمرو حیاتی خود بی تفاوت نبوده و نیست. لذا دور کردن خطرات از مرزهای خود، جلوگیری از ملتهب شدن فضای سیاسی و تهدید امنیتی و ایدئولوژیکی منطقه، حفظ تمامیت ارضی خود و رژیم های متحدانش و برقراری توازن منطقه ای از طریق مقابله با گسترش و قدرت گیری جریان های تکفیری در خارج از مرزهای خود از اهداف منطقه ای ایران بوده است. سؤال اصلی مقاله این است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال داعش در منطقه خاورمیانه (سوریه و عراق) چه تغییراتی داشته است؟ با توجه به تحولات منطقه ای، این سیاست چه تغییراتی پیش رو خواهد داشت؟ فرضیه تحقیق این است که مبارزه با جریان داعش به علت تحرک پذیری بیشتر در منطقه، عدم تمرکز در کشوری خاص و گسترش شاخه های منطقه ای، دشوار تر و مقابله با آن نیازمند اتحاد اطلاعاتی و امنیتی منطقه ای است. روش تحقیق مقاله توصیفی است و تجزیه و تحلیل داده ها بر مبنای منابع کتابخانه ای انجام شده است. بر اساس این تحقیقات، نتیجه گرفته شده که اقدامات یک جانبه امنیتی، نظامی و اطلاعاتی کشورهای منطقه ممکن است زمینه را برای قدرت گیری مجدد داعش فراهم کند و پیش از هر چیز، سیاست خارجی ایران در منطقه در قبال داعش باید بر مبنای تعاملات امنیتی و اطلاعاتی و حتی تشکیل سازمان منطقه ای با محوریت امنیتی- اطلاعاتی با کشورهای همسو باشد. اگرچه تحولات منطقه از منظر احتمال قدرت گیری داعش چالش هایی را ایجاد کرد، اما این تحولات فرصت مناسبی برای تقویت همکارهای منطقه ای در حوزه امنیتی و اطلاعاتی بود.
بررسی انتقادی دیدگاه ماریا آلوارز در بابِ مثال های نقضِ فرانکفورتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
255 - 276
حوزههای تخصصی:
مسئله اساسی این پژوهش گزارشِ دیدگاه ماریا آلوارز در بابِ مثال های نقضِ فرانکفورتی و هدف از آن تحلیل انتقادی این دیدگاه براساس نقدِ نظر وی در بابِ سرشت کنش است. مطابق با «اصل امکان های بدیل»، کنشگر الف در قبالِ یک کنش به لحاظ اخلاقی مسئول است، تنها اگر کنشگر الف می توانست به گونه ای دیگر عمل کند. هدف از مثال های نقضِ فرانکفورتی، نشان دادنِ کذب این اصل است. در این مثال ها، کنشگری به تصویر کشیده می شود که با اینکه نمی تواند به گونه ای دیگر عمل کند، امّا همچنان در قبالِ کنش خودْ مسئولیت اخلاقی دارد. آلوارز که یکی از حامیانِ «اصل امکان های بدیل» است، با تکیه بر ضرورتِ وجودِ شرطِ «اجتناب پذیری» در ساختارِ «کنش»، مثال های نقضِ فرانکفورتی را به دلیلِ عدم رعایت این شرط به چالش می کشد. این رویکرد موردِ انتقاد برخی از فیلسوفان معاصر همچون جاستین کِیپس قرار گرفته است. کِیپس با ذکر مثالِ نقض، «اجتناب پذیری» را عنصر ذاتیِ «کنش» نمی داند و بر همین اساس معتقد است می توان مثال نقضِ فرانکفورتی را به گونه ای بازسازی کرد که در برابرِ اِشکال آلوارز مقاوم باشد. بر اساسِ نتایجِ این پژوهش، موضع کِیپس از حمایت شهودیِ قوی تری برخوردار است و در نتیجه باور به آن معقول تر است.
تدوین الگوی شبکه ای ثبات زناشویی با استفاده از بررسی متون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر ثبات زناشویی با استفاده از بررسی متون بود. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی بوده و درصدد بود با استفاده از بررسی متون به تدوین الگو در حیطه ثبات زناشویی اقدام نماید. از این رو، مجموعه مقالات منتشر شده داخل و خارج کشور که در حوزه ثبات زناشویی بودند، مورد بررسی قرار گرفت. الگوی شبکه ای تدوین شد و اعتبارسنجی آن با گروه های کانونی با کاربست روش دلفی فازی بررسی گردید. یافته ها: تحلیل مقالات حاکی از استخراج 9 متغیر اصلی بخشش، انعطاف پذیری، تنظیم هیجان، عشق و دوست داشتن، مهارت های ارتباطی، اهداف و معنای مشترک، تعهد زناشویی، رضایت جنسی و صمیمیت زناشویی بود که همگی بر ثبات زناشویی اثر گذاشته و در نتیجه کارکرد مطلوب خانواده را تحت الشعاع قرار می دادند. نتیجه گیری: نظر به اینکه وجود ارتباطات پیچیده بین متغیرهای موثر در ثبات زناشویی در قالب الگوی شبکه ای توسط تیم خبرگان پژوهش تایید گردید، بنابراین لازم است خانواده درمانگران، مشاوران و روانشناسان فعال در حیطه ازدواج و خانواده، در مداخلات درمانی که به مراجعین خود ارائه می کنند؛ به شبکه ارتباطی ارائه شده در این پژوهش توجه داشته باشند چرا که براساس آن می توان موفقیت یا عدم موفقیت یک مداخله را پیش بینی نمود و بدینسان از هدررفت هزینه های مشاوره و درمان برای مراجعین، پیشگیری نمود.
Principles of urban public spaces design based on social trust model and enhancing social interaction(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۴, Issue ۴ - Serial Number ۵۴, Autumn ۲۰۲۴
23 - 32
حوزههای تخصصی:
Considering the effects of public urban spaces on social interaction and participation, this study aimed to provide guidelines for designing public urban spaces to enhance social interaction and trust in urban spaces. In this research, a quantitative-qualitative research method is applied. Furthermore, the Delphi method was utilized for data collection to construct a content table and questionnaires. Randomized cluster sampling was implemented. The data underwent evaluation using SPSS, employing R factor analysis to generate an analytical model in Amos. The research findings suggest that physical attributes of the space, encompassing sociability, spatial diversity, flexibility, physical comfort, social trust and interaction, pedestrian accessibility, ease of navigation, and psychological comfort, significantly influence alterations in social interaction and trust within public urban spaces. The results demonstrate that social, physical, design, and psychological environmental characteristics in urban spaces establish the requisite conditions for enhancing socialization and pedestrian access, thereby fostering trust and social participation
Effectiveness of Emotion-Focused Therapy on Self-Efficacy and Posttraumatic Growth in Women with Breast Cancer(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The aim of this study was to examine the effectiveness of emotion-focused therapy on self-efficacy and posttraumatic growth in women with breast cancer. Methods: This quasi-experimental study (pre-test - post-test with control group) involved 30 women with breast cancer in Sari (2021) who were selected through purposive sampling and randomly assigned into two groups of 15 participants each, an experimental group and a control group. The measurement instruments used were the General Self-Efficacy Scale by Schwarzer and Jerusalem (1979) and the Posttraumatic Growth Inventory by Tedeschi and Calhoun (1996), completed by the participants. Subsequently, participants in the experimental group attended 10 sessions of 60-minute emotion-focused therapy over a period of ten weeks. However, no therapy sessions were conducted for the control group. Ultimately, data analysis was performed using the covariance analysis method. Findings: The analysis revealed that after the intervention, there was a significant difference between the control and experimental groups in both variables of self-efficacy and posttraumatic growth (p ≤ .05). Significant differences were observed in the components of self-efficacy (general self-preparedness and social self-efficacy) and three components of posttraumatic growth (relating to others, personal strength, and appreciation of life) between the women in the experimental and control groups (p ≤ .05); however, no significant differences were observed in the components of new possibilities and spiritual change. Conclusion: The use of emotion-focused therapy is an appropriate intervention to enhance self-efficacy and posttraumatic growth in women with breast cancer, which can be beneficial for improving psychological well-being and better coping with the disease and treatment.
The Structural Model of Relationships Between Personality Pathology Dimensions and Cyberbullying Mediated by Contingent Self-Worth in Adolescent Girls(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The aim of the present study was to test the structural model of relationships between personality pathology dimensions and cyberbullying mediated by contingent self-worth in adolescent girls. Methods: This study was tested using the structural equation modeling method. The statistical population of this research included all adolescent female students in District 2 of Tehran during the 2020-2021 academic year. According to the data obtained from the Tehran Department of Education, their total number was 145,398. Based on Michel’s criteria (1993) and using multi-stage cluster sampling, 300 participants were selected as the sample. They responded to the Contingent Self-Worth Questionnaire by Crocker et al. (2003), the Cyberbullying Questionnaire by Antoniadou et al. (2016), and the short form of the Personality Inventory for DSM-5 (PID-5-BF). SPSS.22 and AMOS.22 software were used for data analysis. Findings: The findings from testing the structural model showed that the direct effect of abnormal personality on contingent self-worth was (-0.33), on cyberbullying (0.26), and the direct effect of contingent self-worth on cyberbullying was (-0.40). Contingent self-worth mediated the relationship between abnormal personality and cyberbullying, with the indirect effect of this relationship being (0.13) (P<0.01). Overall, the results indicated that the tested model had a good fit with the conceptual model (RMSEA=0.06; GFI=0.91). Conclusion: It can be concluded that contingent self-worth mediates the relationship between dimensions of abnormal personality and cyberbullying.
Comparison of the Effectiveness of Cognitive-Behavioral Therapy and Existential Therapy on Symptoms of Demoralization and Life Attitudes in Women Heads of Households in Welfare(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Family Therapy Journal, Vol. ۵ No. ۴, Serial Number ۲۳ (۲۰۲۴) Special Issue on Women Studies
105-113
حوزههای تخصصی:
Objective: The aim of the study was to compare the effectiveness of cognitive-behavioral therapy (CBT) and existential therapy on symptoms of demoralization and life attitudes in women heads of households in welfare in the city of Rasht. Methods: The research method was quasi-experimental with a pre-test, post-test, and follow-up design with two experimental groups and one control group. The statistical population included all women heads of households in the welfare organization of Rasht city (2159 individuals) in 2021. The sample size included 60 individuals who were randomly assigned to two experimental groups (20 individuals in the existential therapy group and 20 individuals in the cognitive-behavioral therapy group) and one control group (20 individuals). Then, each of the two experimental groups received 8 sessions of 90-minute group therapy. The cognitive-behavioral therapy was based on the cognitive-behavioral therapy protocol by Antony et al. (2013), and the existential therapy was based on the existential therapy protocol by Irvin Yalom (2016). The data collection tools included the Symptoms of Demoralization Questionnaire by Kissane et al. (2004) and the Life Attitudes Questionnaire by Battista (1973). Data analysis was performed using repeated measures ANOVA. Findings: Based on the effect size values, the effectiveness of both cognitive-behavioral therapy and existential therapy on the demoralization symptoms variable was 43%, and on the life attitudes variable, it was 62%. This effectiveness was significant and persistent (according to the follow-up test results), and both therapies had a lasting impact on the dependent variables. In the variables of demoralization symptoms (F=29.34, p=0.001) and life attitudes (F=62.36, p=0.001). Conclusion: The results showed that there was a significant difference between the three stages of pre-test, post-test, and follow-up in the variables of demoralization symptoms and life attitudes of women heads of households in the two experimental groups (cognitive-behavioral therapy and existential therapy), indicating the significant impact of both therapeutic methods on the research's dependent variables.









