مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۶۱ تا ۳٬۱۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
اقتصاد مالی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۱)
441 - 472
حوزههای تخصصی:
سلامت شرکت ها موضوعی است که به بحث تداوم فعالیت، ورشکستگی و درماندگی مالی در ارتباط است. از این رو، هدف پژوهش حاضر تاثیر سبک های تصمیم گیری بر سلامت شرکت ها در بازار سرمایه ایران است. برای اندازه گیری سلامت شرکت ها از شاخص تاب آوری، سلامت مالی و انعطاف پذیری مالی شرکت بهره گرفته شده است. پژوهش حاضر برحسب هدف، کاربردی و ازنظر روش های گردآوری داده ها، توصیفی-تحلیلی از نوع پیمایشی مبتنی بر رویکرد مدل یابی ساختاری است. جامعه آماری پژوهش، مدیران عالی و میانی شرکت های بورسی بوده و جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه استاندارد استفاده شده است. در این پژوهش به پیش بینی روابط علَی میان سبک های تصمیم گیری و سلامت مالی شرکت ها پرداخته شد. نتایج نشان داد که سبک تصمیم گیری آنی بر تاب آوری مالی و انعطاف پذیری مالی تاثیر می گذارد و همچنین، تاثیر سبک های تصمیم گیری اجتنابی، شهودی، عقلائی و وابستگی بر سلامت مالی مشاهده گردید. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که سبک های تصمیم گیری، گرایش به سلامت مالی پایین را با تقویت راهبری شرکتی و کیفیت ارائه صورتهای مالی کاهش می دهد.
تحلیلی بر تشابهات پنهان در دو داستان «داش آکل» و «رستم و اسفندیار»
منبع:
مطالعات ادبیات معاصر ایران سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
39- 49
حوزههای تخصصی:
صادق هدایت (1281- 1330 ش)، از شخصیت های ادبی نامدار ایران در دوره معاصر است که فعالیت های ادبی او صرفاً به یک حوزه خاص از ادبیات محدود نمی شود، بلکه او در حوزه های گوناگون ادبی، به صورتی جدی به فعالیت پرداخته و در هر حوزه، آثاری نفیس آفریده است. این شخصیت ادبی، به سبب گرایش شدیدی که به فرهنگ و ادبیات کهن ایران داشته است، مطالعات درخوری در آن انجام داده است و حاصل آن تألیفات و ترجمه های چندگانه ارزشمندی است که در این رابطه پدید آورده است. علاوه بر این، آشنایی عمیق صادق هدایت، با مبانی گوناگون ادبیات گذشته ایران، به او این امکان را داده است که از آن ها، برای غنای آثار داستانی خود، استفاده کند. «داش آکل»، داستانی کوتاه از صادق هدایت است که در مجموعه داستان «سه قطره خون» (1311)، منتشر شده است. این داستان، از جمله آثار داستانی صادق هدایت است که در آن، تأثیرپذیری این نویسنده، از ادبیات گذشته ایران، خاصه داستان «رستم و اسفندیار»، از کتاب «شاهنامه» (400 ه . ق)، سروده حکیم ابوالقاسم فردوسی (329- 416)، قابل ملاحظه است. در این پژوهش که توصیفی- تحلیلی است و داده های آن از اسناد و منابع کتابخانه ای تهیه شده، داستان داش آکل صادق هدایت با داستان رستم و اسفندیار شاهنامه فردوسی، مورد مقایسه قرار گرفته است، تا تشابهات میان آن ها مشخص شود. دستاورد پژوهش حاکی از آن است که داستان داش آکل، تشابهات اساسی و فراوانی با داستان رستم و اسفندیار دارد که مهم ترین آن ها در متن پژوهش، در قالب دو عنوان بررسی و تحلیل شده است.
ابعاد مؤثر در طراحی محیط درمانگاه های آموزشی از منظر سرزندگی دانشجویان پزشکی از دیدگاه متخصصان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
معماری و محیط های انسان محور دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ ماره ۱
91 - 110
حوزههای تخصصی:
محیط کالبدی درمانگاه های آموزشی شامل عناصری است که ارتقاء آن ها از منظر سرزندگی، موجب بهبود کیفیت فضای درمانگاه آموزشی و هم چنین ادراک بهتر و رضایتمندی دانشجویان پزشکی می شود. هدف از این پژوهش تبیین ابعاد مؤثر در طراحی محیط درمانگاه های آموزشی از منظر سرزندگی دانشجویان پزشکی از دیدگاه متخصصان است. در این پژوهش از روش تحقیق دلفی _ترکیبی استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه، متخصصان معماری و متخصصان آموزش پزشکی بودند به منظور انتخاب نمونه ها از روش نظریه ای و گلوله برفی استفاده شده است و حجم نمونه مصاحبه پس از اشباع نظری، 23 نفر از متخصصان را شامل می شود. سپس با کمک تکنیک کدگذاری باز و محوری و تشکیل جدول هدف محتوا، پرسشنامه محقق ساخته در قالب 110 سوال شکل گرفته و توسط متخصصان طی دو مرحله تکمیل گردیده است. در نهایت نتایج به روش تحلیل عامل Q استخراج شده و فرآیند تأثیر ابعاد بر متغیر های پژوهش مورد بررسی قرار گرفته اند. بر اساس یافته های تحقیق، تأثیرگذارترین عوامل بر طراحی محیط درمانگاه های آموزشی از دیدگاه متخصصان در ابعاد چهارگانه رنگ، نور، فضای سبز طبیعی و فضای سبز مصنوعی جای گرفتند. که بعد رنگ شامل چهار مقوله "نقش سازگاری رنگ با فضا، نقش رنگ در سرزندگی، تفکیک عرصه یا فضا با رنگ و متنوع کردن فضا با رنگ در فضاهای آموزشی درمانی " است و بعد نور شامل دو مقوله نقش نور و متنوع کردن فضا با نور است. نتایج این تحقیق مبین آن است که ابعاد چهارگانه رنگ، نور، فضای سبز طبیعی و فضای سبز نقش کلیدی در ایجاد و بهبود فضای آموزشی مطلوب در درمانگاه های آموزشی و بر سرزندگی و رضایت دانشجویان پزشکی تاثیر دارد. در نتیجه محیط یادگیری یکی از جنبه های مهم برنامه آموزش پزشکی است که باید در تمامی مراحل آموزشی مورد توجه قرار گیرد
تحلیل تطبیقی باغ کوشک های دوره قاجار و پهلوی با تأکید بر تحولات پوشش گیاهی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
معماری و محیط های انسان محور دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ ماره ۱
37 - 53
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تلاش دارد با مرور تطبیقی معماری باغ کوشک های دو دوره قاجار و پهلوی، به بررسی تغییرات و تحولات پوشش های گیاهی در این دوره ها بپردازد. هدف این پژوهش، سنجش میزان معناداری تطور و تغییرات ساختار کالبدی، کارکردی و مفهومی میان دو دوره مذکور است. این مطالعه در چارچوب پارادایم عمل گرایی و با روش آمیخته (کیفی کمی) انجام شده است. با توجه به ماهیت اکتشافی پژوهش، در بخش کیفی با راهبرد تحلیل محتوای تماتیک، مؤلفه ها از طریق کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی استخراج شدند و هفت مؤلفه در طراحی باغ کوشک ها مبتنی بر تحولات پوشش گیاهی شناسایی گردید. در بخش کمی، با بهره گیری از این مؤلفه ها، پرسشنامه ای محقق ساخت طراحی شد که روایی محتوایی و پایایی آن مورد ارزیابی قرار گرفت. برای مقایسه میان دو دوره، از آزمون من-ویتنی استفاده شد تا امکان مقایسه دو موقعیت وابسته (ارزیابی یک شاخص در دو دوره متفاوت توسط همان پاسخ گو) فراهم شود و در عین حال نسبت به نرمال نبودن توزیع حساس نباشد. جامعه آماری پژوهش شامل افراد دارای تجربه میدانی یا پژوهشی در حوزه باغ های ایرانی دارای کوشک بود و حجم نمونه ۵۱ نفر انتخاب گردید. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخت بود که روایی محتوایی و پایایی آن ارزیابی شد. نتایج تحقیق نشان می دهد باغ ایرانی در گذار از دوره قاجار به پهلوی دچار دگرگونی ظاهری، اما تداوم مفهومی شده و ساختار فضایی آن همچنان به عنوان یک زبان فضایی فرهنگی حفظ شده است. بر این اساس، راهکارهایی برای طراحی ارائه شده است
شناسایی و تبیین ویژگی های مکان سوم در دانشگاه ها و نقش آن بر تعاملات اجتماعی (موردمطالعه: لابی دانشکده معماری و بوفه دانشگاه صنعتی شاهرود)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت شهرنشینی مدرن موجب کاهش تعاملات اجتماعی و افزایش انزوای افراد شده است. در این شرایط، «مکان های سوم» به عنوان فضاهای عمومی غیررسمی، نقش کلیدی در تقویت ارتباطات اجتماعی ایفا می کنند. دانشگاه ها به عنوان جوامعی کوچک مقیاس، نیازمند چنین فضاهایی برای تعاملات غیررسمی، استراحت و گفت وگوی دانشجویان هستند. این پژوهش با روش توصیفی-کیفی و از طریق مشاهده میدانی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته، ویژگی های مکان های سوم (لابی دانشکده معماری و بوفه دانشگاه صنعتی شاهرود) و تأثیر آن ها بر تعاملات اجتماعی را بررسی می کند. یافته ها نشان دهنده نقش حیاتی این فضاها در ایجاد پیوندهای اجتماعی است. مشاهدات به صورت حضوری و با در نظر گرفتن شرایط زمانی در مکان های موردمطالعه انجام شد که چک لیستی بر اساس معیارهای اولدنبرگ برای ارزیابی ویژگی های اجتماعی و فضایی تدوین گشت. همچنین، مصاحبه ها به روش نمونه گیری در دسترس و با مشارکت ۱۰ نفر از کاربران هر یک از مکان ها انجام شد. انتخاب مشارکت کنندگان بر اساس منطق مطالعات کیفی و اشباع نظری صورت گرفت که شامل 6 سؤال اصلی برای درک بهتر ویژگی های مکان های سوم و تأثیر آن ها بر تعاملات اجتماعی بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوا بوده است. تبیین و تحلیل یافته های پیمایش میدانی بر اساس معیارهای مکان سوم اولدنبرگ نشان می دهد که لابی دانشکده فضایی دسترس پذیر برای تعاملات اجتماعی غیررسمی است و حس تعلق دانشجویان را تقویت می کند. بوفه دانشگاه نیز به عنوان مکانی خنثی و اجتماعی برای استراحت و گفت وگو شناخته می شود. مصاحبه ها تأیید می کنند که این مکان ها نقش مهمی در ارتباطات دانشجویی دارند و دانشجویان از آن ها برای گپ زدن، استراحت و تعاملات غیررسمی استفاده می کنند.
تحلیل مفهوم نئولیبرالیسم و کاربرد آن در روابط بین الملل
حوزههای تخصصی:
نئولیبرالیسم به سیاست ها و روندهایی اشاره دارد که از طریق آن ها منافع خصوصی تعداد نسبتاً معدودی تا جایی که امکان دارد بر زندگی اجتماعی حاکم می گردد تا سود شخصی شان به حداکثر برسد. نئولیبرالیسم که اساساً با سیاست های رِیگان و تاچِر مرتبط است، در دو دهه ی گذشته گرایش غالب اقتصاد سیاسی جهانی بوده است و اجزای سیاسی میانه رو بخش اعظم چپ و راست سنتی نیز آن را الگوی خویش قرار دادند. نئولیبرالیسم کوششی برای توضیح پیشرفت های صورت گرفته در اقتصاد سیاسی جهانی پس از جنگ های دوم با تأکید و تمرکز بر نقش مرکزی نهادها و سازمان ها در سیاست بین الملل بود. بنیانگذاران اندیشه نئولیبرالی، آرمان های سیاسی هم چون منزلت انسان و آزادسازی فردی را به عنوان اصولی بنیادین و ارزش های محوری تمدن برگزیدند. ما در این مقاله بر آنیم تا نئولیبرالیسم را در روابط بین الملل تحلیل نمائیم، از این رو در ابتدا ضمن تعریفی از نئولیبرالیسم به پیدایش و خاستگاه نظریه ی نیولیبرالیستی می پردازیم. ابعاد اصلی نئولیبرالیسم، دولت نئولیبرال و پیش زمینه نئولیبرالیسم، دیگر محورهای این مقاله را تشکیل می دهند.
جریان شناسی مطالعات سبک شناسی قرآن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر به روش تحلیل محتوا و با مقایسهٔ آثار، سعی در شناخت جریان های شکل گرفته در مطالعات سبک شناسی قرآن در ایران دارد و در همین راستا، جریان های موردنظر را از جهت زمان، افراد و ویژگی ها بررسی می کند. حاصل آنکه، دامنهٔ زمانی اواسط دههٔ هفتاد شمسی تا تابستان 1403 نشان می دهد که مطالعات سبک شناسی قرآن در ایران سه دوره را سپری نموده است: دورهٔ ورود مباحث سبک شناسی، دورهٔ رشد و گسترش این مباحث و دورهٔ ظهور رویکردهای پیچیده تر سبک شناسی در مطالعات قرآنی. این است که دورهٔ اول، از ویژگی هایی چون کلی گویی و مشخص نبودن چهارچوب های مباحث، ابتدایی و غیرکاربردی بودن مطالعات و ضعف در بنیان های نظری برخوردار است؛ دورهٔ دوم، با مشخصه هایی نظیر توجه به بنیادهای نظری، تطبیق مباحث بر آیات قرآن، تکثر پژوهش های صورت گرفته نسبت به دورهٔ اول و نوعاً تکراری و توجه به رویکردهای سبک شناسانهٔ متفاوت شناخته می شود؛ دورهٔ سوم، خصوصیاتی شامل تمرکز بر یک لایهٔ زبانی یا یک مؤلفهٔ خاص از یک لایهٔ زبانی، عمق بخشی به مطالعات، ظهور رویکرد سبک پژوهی انتقادی و ایجاد پیوند میان مباحث سبک شناسی با سایر مطالعات زبان شناسی، ازجمله معناشناسی و کاربردشناسی دارد.
تحلیل آرای مفسران فریقین درباره «کلمه باقیه» در آیه 28 سوره زخرف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
239 - 262
حوزههای تخصصی:
از جمله موارد اختلاف در میان مفسران فریقین، مفهوم «کلمه باقیه» در آیه «وَ جَعَلَها کَلِمَهً باقِیهً فی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ» است. نوشتار حاضر به روش توصیفی تحلیلی و با هدف کشف معنای کلمه باقیه، آرای این مفسران را احصا، دسته بندی و تحلیل کرده است. حاصل آنکه، مفسران با استدلال های گوناگون، سه معنای «اسلام» و «توحید» و «امامت» را در تفسیر کلمه باقیه ذکر کرده اند و براساس استدلال ها و شواهد قرآنی، روایی و ادبی، تفاسیر «اسلام» و «توحید» ناتمام بوده است. در مقابل، تفسیر کلمه باقیه به «امامت» با اِعمال اصلاحات لازم در استدلال های موجود، به عنوان تفسیر ارجح شناخته شد. آیات هم سیاق با آیهٔ مورد بحث، به روشنی گواهی می دهند که منظور از کلمه باقیه ، امامت است، چنان که روایات متعدد واردشده در تفسیر آیه نیز به صراحت مراد از «کلمه باقیه» را مشخص می کنند.
بازپژوهی معناشناختی «مال» از منظر فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۴۱
171 - 200
حوزههای تخصصی:
جاری شدن احکام فقهی مال بر اشیا نیازمند صدق عنوان «مال» بر آن هاست. احزار مالیت اشیا از آنجا ضرورت می یابد که در جامعه امروزی، مردم در روابط مالی و اقتصادی خود با مواردی مواجه اند که تطبیق عنوان مال بر آن ها به سادگی زمان گذشته نیست؛ از مواردی مانند «حق تألیف» و «حق سرقفلی» گرفته تا پدیده های نوظهوری همچون «امتیاز انواع بازی های رایانه ای»، «صفحات مجازی با دنبال کنندگان زیاد» و «ارزهای رمزپایه»؛ ازاین روست که تعیین ضابطه مالیت اشیا اهمیت دارد. این پژوهش ضمن دسته بندی و نقد دیدگاه های فقهی و ارائه تعریفی متفاوت از مال، با روش تحلیلی به این نتیجه دست یافته که مال یک عنوان عرفی-انتزاعی بوده و تنها راه احراز مالیت چیزی، توجه به معاوضات عرفیه و تحلیل رفتار عقلا در مورد آن است. براین اساس امکان ندارد شارع مالیت چیزی را ساقط کند، نهایت آنکه می تواند تنها از بعضی یا همه آثار مترتب بر آن همچون معامله شراب نهى کند؛ ازاین رو می توان گفت بسیاری از مشخصه هایی که در منابع فقهی برای «مال» مطرح شده، تکلفات بی مورد و نیازمند اصلاح است. به علاوه، استفاده از تعبیر «مال شرعی» صحیح نبوده و شرط دانستن «مالیت» برای عوضین نیز لغو است.
تاریخ گذاری حدیث "... لَقَدْ جِئْتُکُمْ بِالذَّبْحِ ..." در مصادر روایی فریقین «با تأکید بر روش تعیین حلقه مشترک»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ گذاری مأثورات در نگاه مستشرقان علی رغم گذشت یک سده از مباحث نوین درحدیث پژوهی معاصر تلقی می شود؛ به گونه ای که بازشناسی شیوه آنان در تحلیل روایات از ضرورت این امر گواهی می دهد؛ زیرا قبول یا طرد نتایج آنان فارغ از آشنایی با شیوه حدیث پژوهان غربی میسر نخواهد بود. پژوهش حاضر نیز با نگاهی مشترک بر سند و متن گزاره "لَقَدْ جِئْتُکُمْ بِالذَّبْحِ"، در پی ارزیابی این پرسش است که تعیین حلقه مشترک، کدامین دوره را نخستین خاستگاه زمانی ترویج روایت معرفی می دارد. لذا این پژوهش با نظر به فقدان مطالعات حدیثی پیرامون تاریخ گذاری روایت مذکور در مجامع فریقین، برآن است تا ازگذار پاسخ به سؤال فوق مبتنی بر نتایج حاصل از تحلیل ترکیبی، کاستی های موجود را برطرف نماید. گفتنی است این نوشتار با بهره وری از شیوه توصیفی تحلیلی بدین رهیافت نایل آمد که تحلیل سندی و دلالی روایت بر مبنای مستندات نقلی و کلامی، تماماً از ضعف روایت و گسترش بی رویه آن در عصر فتوحات خلفا حکایت می نماید. نقل منفرد گزاره در مصادر شیعی و انتقال آن در مکتوبات "راوندی" و "طبرسی"، در قیاس با نخستین ورود روایت در سیره "إبن إسحاق" و انعکاس آن با تعدد طرق در منابع متاخرتر، از جمله مهم ترین برآیند حاصله از تحلیل ترکیبی روایت است .
شکیبایی سیاسی و کارکردهای آن در حکمرانی اخلاقی اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۹
50 - 27
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی و تحلیل نقش و کارکردهای شکیبایی سیاسی به عنوان یک فضیلت اخلاقیِ بنیادین در چارچوب حکمرانی اخلاقی از منظر اسلام است. شکیبایی سیاسی که بر اصول اعتدال و حکمت مبتنی است، چونان شاخصی کلیدی در فرایند اعمال قدرت و تعاملات سیاسی، ضرورت حفظ سعه صدر، رواداری، تحمّل دیدگاه ها و مواضع مخالف، خویشتن داری و پرهیز از کینه توزی را به روشنی نشان می دهد. این فضیلت اخلاقی باعث می شود که در کنشگری سیاسی، آزادی، حضور و نقش دیگران به رسمیت شناخته شود و تعاملات سیاسی در بستر اخلاق، عدالت و خردمندی شکل گیرد که در نهایت به تقویت حکمرانی مطلوب و همگرایی اجتماعی منجر می شود. مسئله اصلی پژوهش، بررسی کارکردهای شکیبایی سیاسی در حکمرانی اخلاقی از منظر اسلام است. پرسش این است که چگونه شکیبایی سیاسی با ویژگی های ذاتی خود مانند سعه صدر، تحمّل مخالف و خویشتن داری، می تواند چونان اصلی بنیادین و محوری در حکمرانی اخلاقی در نظام اسلامی، نقش آفرینی کند و چه تأثیرات گسترده ای بر بهبود کیفیت روابط قدرت، تعاملات میان دولت، نهادهای مدنی و شهروندان خواهد داشت؛ افزون بر این پژوهش در پی ارائه راهکارهای عملی و سازوکارهای مؤثر برای نهادینه سازی این فضیلت اخلاقی در ارکان حاکمیت و فرایندهای حکمرانی است تا از این طریق زمینه های گفتگوی سیاسی سازنده، تحمل اختلافات و مدیریت تعارض های اجتماعی به شکل مؤثرتری بهبود یابد و به پیشرفت سیاسی پایدار کمک شود. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و با استفاده از منابع اسلامی، متون فقهی و سیاسی، به روش اجتهادی مفاهیم کلیدی همچون شکیبایی، اعتدال، حکمت و رواداری به دقت بررسی شده اند. این روش امکان تحلیل عمیق و هم زمان تطبیقی مفاهیم با واقعیت های حکمرانی در نظام اسلامی را فراهم کرده است. داده ها به شکل توصیفی و تحلیلی از متون دینی استخراج گردیده و بر اساس رویکرد عقلانی و نقلی بررسی شده اند. نتیجه اینکه شکیبایی سیاسی، چونان فضیلتی اخلاقی، زمینه ساز تقویت عقلانیت و خردمندی در سطح جامعه است و به افراد و نهادها این امکان را می دهد که از دام احساسات گذرا و واکنش های هیجانیِ آنی فراتر روند. این قابلیت سبب می شود روابط میان شهروندان با دیدگاه ها و گرایش های مختلف به سمت همدلی، گفتگوهای منطقی و آرامش بخش هدایت شود و فضا برای تفاهم و مشارکت فعال تر فراهم گردد؛ افزون بر این شکیبایی سیاسی موجب ارتقای جایگاه نظام سیاسی در نظر مردم می شود و مشروعیت آن را تقویت می کند؛ زیرا پذیرش و احترام به دیدگاه های متنوع، موجب افزایش اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی می شود؛ همچنین این فضیلت نقش مهمی در پیش گیری از رفتارهای خشونت آمیز، افراطی و واکنش های هیجانی دارد و از بروز شکاف ها و تنش های اجتماعی جلوگیری می کند. این مجموعه کارکردها، شکیبایی سیاسی را به یکی از ارکان اساسی تحقّق حکمرانی اخلاقی و توسعه سیاسی پایدار تبدیل می کند. نتیجه نهایی اینکه شکیبایی سیاسی به عنوان یک فضیلت اخلاقی، رکن اساسی و زیربنایی حکمرانیِ اخلاقی در نظام اسلامی به شمار می رود و ضروری است که این فضیلت به شکل نظام مند، ساختاری و پایدار در ارکان مختلف حکومت نهادینه شود. تدوین منشور شکیبایی سیاسی از ضرورت های کلیدی برای تحقّق این هدف است. این منشور، اصول الزام آور برای رفتار مداراگرانه نهادهای حکومتی، تعیین فرایندهای شفاف و منظم گفتگو و مذاکره سیاسی در شرایط عادی و بحران، قواعد تنظیمی برای رفتار صبورانه احزاب، رسانه ها و نخبگان سیاسی، ضمانت های اجرایی مؤثر برای مقابله با رفتارهای تندروانه، افراطی و خشونت سیاسی و همچنین ایجاد سازوکارهای نظارتی مردمی برای پایش میزان پای بندی نهادهای حاکمیتی به این فضیلت را شامل می شود. این منشور می تواند بستر مناسبی برای رشد فرهنگ حکمرانی مطلوب، تعمیق عقلانیت سیاسی و تقویت فضای گفتگوی علمی و انتقادی فراهم آورد؛ همچنین روابط میان دولت، شهروندان و نهادهای مدنی را به صورت قانونی، منطقی و محبت آمیز تنظیم کرده، موجب جلب اعتماد و مشارکت گسترده مردم در فرایندهای سیاسی و اجتماعی شود. در نهایت این نهادینه سازی شکیبایی سیاسی، نظام سیاسی را به سمت پویایی، پیشرفت پایدار و انسجام اجتماعی هدایت می کند؛ بدین ترتیب شکیبایی سیاسی نه تنها عاملی بازدارنده در برابر طغیان، خشونت و ناشکیبایی سیاستمداران و قدرتمندان است، بلکه بستری مهم و کلیدی در تحقّق عدالت، تعامل مثبت و همدلی اجتماعی در جامعه اسلامی به شمار می رود و نقش مؤثری در تحکیم بنیان های حکمرانی اخلاقی و ایجاد جامعه ای همراه با رفاه، آرامش و ثبات سیاسی دارد.
ترا بشریت و چالش های نوین در نظریه های سیاسی: چالش ها و طرح واره های آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: ترابشریت به عنوان جنبشی فکری و فلسفی که از دهه 1950 با ایده های جولیان هاکسلی آغاز شد، با بهره گیری از فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، مهندسی ژنتیک و نانوفناوری به دنبال ارتقای توانایی های جسمی، ذهنی و اخلاقی انسان است. این جنبش نه تنها به بهبود کیفیت زندگی و افزایش طول عمر می پردازد، بلکه با تغییر ماهیت انسانی، پرسش های بنیادین درباره هویت، اخلاق و سیاست مطرح می کند. ترابشریت مفاهیم سنتی سیاسی مانند حاکمیت، دموکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی را به چالش می کشد و نظریه های کلاسیک و معاصر سیاسی را نیازمند بازنگری می داند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر ترابشریت بر نظریه های سیاسی و شناسایی چالش های ناشی از آن برای مفاهیم بنیادین سیاسی است. سؤال اصلی پژوهش این استکه ترابشریت چگونه نظریه های کلاسیک و معاصر سیاسی را تحت تأثیر قرار داده و چه چالش هایی برای مفاهیم بنیادین سیاسی ایجاد می کند؟ سؤالات فرعی شامل تأثیر فناوری های ترابشری بر حاکمیت، دموکراسی، حقوق بشر و هویت ملی است. روش ها: این پژوهش از روش تحلیلی-توصیفی با تأکید بر تحلیل محتوای متون فلسفی و سیاسی بهره می برد. داده ها از منابع علمی معتبر، شامل آثار بوستروم، فوکویاما، هاکسلی، و متون کلاسیک (افلاطون، ارسطو، هابز) گردآوری شده اند. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر تلفیق نظریه های سیاسی کلاسیک (مانند قرارداد اجتماعی و عدالت طبقاتی) و معاصر (لیبرالیسم و پست مدرنیسم) است. با تحلیل تطبیقی این نظریه ها و طرح واره سازی آینده نگرانه (دموکراسی ترابشری، نئوفئودالیسم فناورانه، اقتدارگرایی زیستی)، چالش ها و فرصت های سیاسی ترابشریت ارزیابی شده و راهکارهای سیاستی پیشنهاد شده است. این رویکرد امکان بررسی جامع تأثیرات ترابشریت بر سیاست و ارائه چارچوبی برای مدیریت تحولات آینده را فراهم می کند. یافته ها: ترابشریت با تغییر ماهیت انسانی از طریق فناوری های نوین، چالش های متعددی برای نظریه های سیاسی ایجاد کرده است. نظریه های کلاسیک مانند دیدگاه های افلاطون و ارسطو که بر طبیعت ثابت انسانی تأکید دارند، با سیالیت ترابشریت ناسازگارند. برای مثال، طبقه بندی افلاطون بر اساس استعدادهای ذاتی با مهندسی ژنتیک که این استعدادها را تغییر می دهد، به چالش کشیده می شود. نظریه های معاصر مانند لیبرالیسم و پست مدرنیسم با تأکید بر برابری و تنوع هویتی انعطاف پذیرترند، اما در تنظیم نابرابری های فناورانه و حفظ حریم خصوصی با مشکل مواجه اند. ترابشریت حاکمیت دولت ها را با ظهور بازیگران غیر دولتی مانند شرکت های فناوری تضعیف کرده و چالش هایی مانند امنیت سایبری و حریم خصوصی ایجاد می کند. در حوزه دموکراسی، نابرابری های ناشی از دسترسی محدود به فناوری ها مشارکت سیاسی را تهدید کرده و خطر دستکاری افکار عمومی از طریق هوش مصنوعی را افزایش می دهد. در زمینه حقوق بشر، ترابشریت با تغییر ماهیت انسانی، بازتعریف حقوق بشر را ضروری ساخته و چالش هایی مانند تبعیض مبتنی بر فناوری و نقض حریم خصوصی را مطرح می کند. همچنین، فناوری های ترابشری با ایجاد هویت های ترکیبی، پیوندهای فرهنگی و هویت ملی را به چالش می کشند. طرح واره های آینده شامل دموکراسی ترابشری (توزیع عادلانه فناوری)، نئوفئودالیسم فناورانه (سلطه نخبگان)، و اقتدارگرایی زیستی (مهار دولتی) است که هر یک پیامدهای خاص خود را دارند. نتیجه گیری: ترابشریت نه تنها یک تحول علمی، بلکه یک انقلاب فلسفی و سیاسی است که نیازمند بازنگری در نظریه های سیاسی و تدوین چارچوب های حقوقی و اخلاقی جدید است. پیشنهادات سیاستی شامل ایجاد قوانین بین المللی برای تنظیم فناوری ها، تضمین دسترسی عادلانه، و تشکیل نهادهای نظارتی برای جلوگیری از سوءاستفاده است. در ایران، توسعه زیرساخت های حقوقی متناسب با ارزش های فرهنگی، برنامه های یارانه ای برای کاهش نابرابری، و تقویت پژوهش در این حوزه ضروری است.
بررسی نقش رسانه های اجتماعی در جنبش های اجتماعی جدید مطالعه موردی: جنبش جان سیاهان مهم است(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: در چند دهه اخیر، رسانه های اجتماعی به عنوان نیرویی محوری در شکل دهی به کنش جمعی و گفتمان عمومی ظهور کرده اند. در این بستر، جنبش های اجتماعی جدیدی پدیدار شده اند که بر خلاف اسلاف کلاسیک خود، بر فرهنگ، هویت و سازماندهی غیرمتمرکز تأکید دارند. نظریه جنبش های اجتماعی جدید از دیدگاه آلبرتو ملوچی، بر اهمیت هویت جمعی، کنش نمادین و ساختارهای مبتنی بر شبکه در بسیج افراد پیرامون اهداف مشترک تأکید می کند. یکی از برجسته ترین نمونه های معاصر، جنبش «جان سیاه پوستان مهم است» است که در سال ۲۰۱۳، پس از تبرئه جرج زیمرمن در ماجرای تیراندازی به تریوان مارتین شکل گرفت. این جنبش به سرعت از یک اعتراض محلی به پدیده ای جهانی بدل شد و در واکنش به نژادپرستی سازمان یافته و خشونت پلیس، حمایت گسترده ای را برانگیخت. این پژوهش در پی آن است که نقش رسانه های اجتماعی را در شکل دهی ویژگی ها و پویایی های جنبش جان سیاه پوستان مهم است بر اساس چارچوب نظری ملوچی بررسی کند. روش ها: این پژوهش از نظر نوع، نظری و از نظر رویکرد، توصیفی تحلیلی است. داده های پژوهش از طریق روش اسنادی گردآوری شده اند و شامل مقالات علمی، بیانیه های رسمی جنبش «جان سیاهان مهم است»، پست های منتشرشده در رسانه های اجتماعی و تحلیل های ثانویه پژوهشگران حوزه جنبش های اجتماعی هستند. تحلیل داده ها بر اساس رویکرد تحلیل نظریه محور انجام شده است؛ بدین معنا که مفاهیم نظری از پیش موجود، به عنوان چارچوب مفهومی برای سازمان دهی و تفسیر داده ها به کار گرفته شده اند. چارچوب تحلیلی این پژوهش بر نظریه جنبش های اجتماعی جدید آلبرتو ملوچی مبتنی است که بر شاخص هایی در سه سطح ماهیت، ساختار و اهداف جنبش تأکید دارد. فرآیند تحلیل در چهار گام بازسازی چارچوب نظری ملوچی؛ گردآوری داده های مرتبط با جنبش؛ تطبیق داده ها با شاخص های نظری؛ و تحلیل نقش رسانه های اجتماعی به عنوان متغیری مستقل در ارتباط با این شاخص ها انجام شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که جنبش «جان سیاهان مهم است» بسیاری از ویژگی های اصلی جنبش های اجتماعی جدید را که ملوچی مطرح می کند، در برمی گیرد. هویت جمعی این جنبش بر ارزش ذاتی جان سیاه پوستان متمرکز است و رسانه های اجتماعی این فرآیند را تسریع کرده اند. این سکوها به افراد اجازه می دهند تجربیات شخصی خود را به اشتراک بگذارند و از طریق هشتگ BlackLivesMatter به جنبش بپیوندند که منجر به همبستگی گسترده ای در میان گروه های مختلف شده است. کنش های نمادین نیز مانند زانو زدن در هنگام سرود ملی و اعتراضات جهانی پس از مرگ جورج فلوید در این جنبش نقش اساسی داشتند. این اقدامات که از طریق رسانه های اجتماعی گسترش یافتند، به نمادهای جهانی مقاومت در برابر نژادپرستی و بی عدالتی سازمان یافته تبدیل شدند. همچنین، ساختار غیرمتمرکز و شبکه ای جنبش که به شاخه های محلی استقلال داد و کنشگری دیجیتال را بدون نیاز به عضویت رسمی امکان پذیر کرد، با الگوی ملوچی در مورد سازماندهی غیر سلسله مراتبی جنبش های اجتماعی جدید مطابقت دارد. بااین حال، رسانه های اجتماعی چالش هایی را نیز ایجاد کرده اند که نیازمند بازنگری در نظریه ملوچی است. ساختار افقی این سکوها می تواند به پراکندگی پیام ها و فقدان انسجام در هویت جمعی منجر شود. سرعت بالای گفتگوهای آنلاین، علاوه بر افزایش دامنه اعتراضات، می تواند چرخه های کنشگری را تسریع کرده و منجر به فرسودگی فعالان شود. از سوی دیگر، وابستگی جنبش ها به سکوهای خصوصی مانند توییتر و فیسبوک، چالش هایی مانند سانسور، سوگیری الگوریتمی و مسائل مربوط به حریم خصوصی داده ها را مطرح می کند که در چارچوب اولیه ملوچی مورد توجه قرار نگرفته است. نتیجه گیری: با ترکیب دیدگاه های ارائه شده در چارچوب ملوچی و واقعیت های جنبش جان سیاه پوستان مهم است، این مطالعه نشان می دهد که چگونه رسانه های اجتماعی می توانند هم زمان ویژگی های جنبش های اجتماعی جدید را تقویت کنند و آن ها را پیچیده سازند. از شکل گیری سریع هویت جمعی تا گسترش دستور کارهای میان بخشی، سکوهای دیجیتال بازتاب جهانی جنبش را پررنگ تر کرده اند. درعین حال، گستره و سرعت کنشگری آنلاین نیز نشان می دهد که مفاهیم اولیه ملوچی باید مجدداً بازنگری شوند. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که پژوهش های آتی باید ایده های ملوچی را با در نظر گرفتن موضوعاتی مانند حکمرانی سکوها، تقویت الگوریتمی و فرسودگی کنشگری در محیط های برخط تطبیق دهند. با به روزرسانی الگوهای نظری موجود، پژوهشگران می توانند فرآیندهای پویایی را که در شکل گیری جنبش های اجتماعی قرن بیست ویکم و ظرفیت دگرگون ساز آن ها نقش دارد، بهتر تحلیل کنند.
Teacher’s Use of Social, Discursive and Textual Practices and EFL Learners’ Development of Reading Comprehension: Insights from Critical Discourse Analysis in Foreign Language Pedagogy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The importance of teachers in promoting reading comprehension skills among learners is crucial in the field of English as a Foreign Language (EFL) education. This study aims to explore how teachers utilize social, discursive, and textual methods to enhance the development of reading comprehension skills in EFL learners. A total of 160 translation-majoring learners enrolled in a Reading Comprehension Course at Applied Scientific University (Rad) in Tehran were purposefully selected and divided into three experimental groups and one control group. The experimental groups received instruction based on Critical Discourse Analysis (CDA), which included social, discursive, and textual strategies to enhance their reading comprehension skills in the EFL classroom. To evaluate the effectiveness of the CDA-based instruction, pre- and post-tests on reading comprehension were conducted using a quasi-experimental design. The data obtained from these tests were analyzed using a one-way analysis of covariance (one-way ANCOVA). The results showed a significant improvement in reading comprehension among learners who were exposed to the CDA-based treatments, highlighting its essential role in promoting critical interaction with texts and enhancing overall language proficiency, while no significant improvement was observed in the control group. Additionally, social practice was found to be more effective than discursive and textual practices; however, no significant differences were observed between discursive and textual practices. The findings have implications for EFL teachers, learners, and curriculum planners, which can ultimately help make reading comprehension easier in EFL contexts.
Google Translate and Microsoft Bing Translator’s Challenges in Rendering Camus’s The Stranger from English to Persian(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۷, No. ۲, ۲۰۲۵
101 - 120
حوزههای تخصصی:
Machine translation (MT) of literary texts presents unique challenges due to their stylistic complexity and cultural nuances. This study evaluated the performance of Google Translate (GT) and Microsoft Bing Translator (MBT) in translating Camus’s The Stranger from English to Persian. Data collection for this study involved automated evaluation using the Bilingual Evaluation Understudy (BLEU) metric and human evaluation conducted by three experts using the Localization Industry Standards Association (LISA) rubric. The results showed that GT significantly outperformed MBT across nearly all dimensions. GT achieved a BLEU score of 21.57 compared to MBT’s 6.36, with superior n-gram precision at all levels. The human evaluation phase also revealed GT’s fewer critical and major errors in almost all categories compared to MBT. However, both systems struggled to preserve the aesthetic and philosophical richness of The Stranger . These findings highlight the persistent limitations of MT in literary translation, particularly for linguistically distant pairs like English and Persian. While MT shows potential as a supplementary tool, it remains unsuitable as a replacement for human translators in capturing the depth and artistry of literary works.
“Beyond a Thesis”: A Duo-Narrative Inquiry into Possible Selves of Generation-Z EFL Teachers in Graduate Education(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۴, N. ۴ , ۲۰۲۵
45 - 76
حوزههای تخصصی:
Teacher-researcher identity is commonly conceptualized as one of the central components of teachers’ professional identity. Such identity development is not only configured toward the past and present but also oriented toward the future. This retrospective duo-narrative inquiry aimed to portray such orientation by exploring the possible selves envisioned by two female Gen-Z EFL teachers upon the completion of their Master’s graduation theses in the Mekong Delta region. Informed by Possible Selves Theory, this study drew upon qualitative data collected from semi-structured interviews with two primary participants and two outsiders for data triangulation. Subsequently, data were analyzed utilizing thematic analysis for each case, followed by a cross-case analysis to identify convergences and divergences in their lived experiences. Findings revealed that participants reconstructed their teacher-researcher identity through three dimensions of possible selves, including the hoped-for, the ought-to-be, and the feared. They envisioned their identity as personally developed, institutionally grounded, yet potentially at risk of being contextually dissolved. The study was pedagogically significant for maintaining teachers’ motivation in the teaching profession through an envisioned sense of possible selves. Pedagogical implications were offered to inform Master’s students, teacher education programs, and tertiary institutions in Vietnamese contexts and beyond.
واکاوی انسجام دستوری در داستان مدیر مدرسه، اثر جلال آل احمد بر پایه نظریه هلیدی و حسن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
154 - 137
حوزههای تخصصی:
انسجام از ارکان اساسی هر متن است و از کنار هم قرار گرفتن واژه ها و ایجاد ارتباط معنایی، دستوری و کاربردشناختی جملات در متن به وجود می آید. هلیدی و حسن (1976) در زبان شناسی نقش گرا مقوله انسجام و زیرشاخه های آن شامل عناصر انسجام دستوری و واژگانی را مطرح کرده اند. مقاله حاضر با تکیه بر نظریه هلیدی و حسن عناصر انسجام دستوری در داستان کوتاه مدیر مدرسه نوشته جلال آل احمد را موردبررسی قرار می دهد. به این منظور، با استفاده از مثال های مختلف در داستان مذکور، نحوه کاربرد عناصر انسجام دستوری شامل ارجاع، حذف، جایگزینی و ادات ربط، در متن موردنظر تحلیل شد. نتایج نشان داد که به ترتیب، ارجاع (9/69 درصد) و ادات ربط (1/25 درصد) بیشترین تأثیر در انسجام و در مقابل، حذف (01/4 درصد) و جایگزینی (91/0 درصد) کمترین تأثیر را داشته است. این نتیجه با ویژگی های سبکی جلال آل احمد در زمینه محاوره نویسی کاملاً منطبق و همسو است. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که مدیر مدرسه از نظر به کارگیری عناصر انسجام دستوری ارجاع و ادات ربط، متنی منسجم بوده و نویسنده با انتخاب درست و بجای این دو عنصر در متن توانسته پیوند میان کلمات و جملات را به خوبی حفظ کند. آل احمد با کاربرد مناسب عناصر انسجام دستوری در این متن عملکرد موفقی در تأثیرگذاری آن و ترغیب خواننده داشته است.
تأثیر شش هفته تمرین شنا بر میزان پروتئین های AMPK و Sirt1 و عملکرد حرکتی رت های مدل مالتیپل اسکلروزیس القاء شده با کوپریزون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بیماری مالتیپل اسکلروزیس (MS) یکی از شایع ترین بیماری های التهابی مزمن سیستم عصبی مرکزی است که عملکرد حسی و حرکتی را تحت تاثیر قرار می دهد. از آنجا که فعالیت ورزشی ممکن است دارای فواید ضد التهابی برای این بیماران باشد، هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر شش هفته تمرین شنا بر میزان پروتیین کیناز فعال شده با AMP (AMPK) و سیرتوئین 1 (Sirt1) و عملکرد حرکتی رت های مدل MS می باشد. روش تحقیق: تعداد 36 سر رت نر با سن 12 هفته به طور تصادفی به چهار گروه: کنترل سالم، سالم تمرین، کنترل MS و تمرین MS تقسیم شدند. جهت القای بیماری MS، رت ها در گروه های بیمار به مدت شش هفته با غذای دارای کوپریزون با نسبت وزنی 5/0درصد تغذیه شدند. پروتکل تمرین شنا به صورت اختیاری به مدت شش هفته انجام شد، به این صورت که از مدت 10 دقیقه در هفته اول به 30 دقیقه در هفته ششم رسید. از عامل زمان به عنوان اضافه بار تمرینی در هفته های تمرین استفاده شد. پس از انجام آزمون های رفتاری روتارود و جعبه باز، بافت هیپوکمپ استخراج و مقادیر پروتئین ها اندازه گیری شد. داده ها توسط آزمون تحلیل واریانس یک راهه و سپس آزمون تعقیبی توکی، مورد بررسی قرار گرفت و سطح معنی داری 05/0>p در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج آزمون های جعبه باز و روتارود نشان داد که عملکرد فعالیت حرکتی و حفظ تعادل در گروه کنترل MS نسبت به گروه کنترل سالم، دچار اختلال شده؛ اما به دنبال فعالیت شنا، به صورت معنی داری بهبود یافته است (001/0=p). همچنین محتوای پروتئین های AMPK و Sirt1 در گروه کنترلMS، نسبت به گروه کنترل سالم، به صورت معنی داری کاهش پیدا کرد (001/0=p)؛ ضمن آن که مقادیر این پروتئین ها در گروه تمرین MS نسبت به گروه کنترل MS به صورت معنی داری افزایش یافت (به ترتیب با 001/0=p و 003/0=p). نتیجه گیری: احتمالاً فعالیت ورزشی شنا، با تنظیم میزان پروتئین های AMPK و Sirt1، می تواند یکی از مسیرهای احتمالی بهبود متابولیسم انرژی نورون ها و تنظیم فرآیندهای متابولیکی سیستم عصبی مرکزی باشد و همچنین سبب افزایش عملکرد حرکتی نمونه های حیوانی مبتلا به این بیماری شود. این یافته ها می تواند راهگشایی برای مطالعات انسانی در آینده باشد.
توانمندسازی زنان از طریق ورزش: گام هایی به سوی ترویج شمول اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش مدیریت ورزش سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
100 - 117
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف توانمند سازی زنان از طریق ورزش: گام هایی به سوی ترویج شمول اجتماعی می باشد. روش تحقیق از نوع تحقیقات کیفی با رویکرد تحلیل مضمون بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه ورزشکاران نخبه زن در ورزش کشور بود. انتخاب نمونه به تعداد لازم جهت رسیدن به اشباع نظری و به روش نمونه گیری گلوله برفی انجام شد (16 نفر). ابزار پژوهش مصاحبه اکتشافی بود. روایی نتایج پژوهش براساس شایستگی حرفه ای نمونه مصاحبه شده، روایی محتوایی چارچوب مصاحبه، میزان توافق مصححان کدگذاری (2 پژوهشگر خبره: 73/0) تایید شد. تحلیل داده ها با استفاده کدگذاری سه مرحله ای متناسب با روش تحقیق انجام شد. نتایج نشان داد که تعداد 251 کد شناسایی شد و از این رو 25 مضمون فرعی در چارچوب 8 مضمون اصلی مسابقات و رقابت ها، توسعه زیرساخت های ورزشی، حمایت مالی و منابع اقتصادی، آموزش و توانمندسازی، پذیرش اجتماعی و مشارکت، رسانه ها و پوشش اجتماعی، مدیریت و رهبری و فرهنگ سازی و آموزش عمومی کدگذاری گردید. ترویج شمول اجتماعی در ورزش زنان می تواند به افزایش اعتماد به نفس و خودباوری در میان زنان، گسترش فرصت های شغلی و اجتماعی، و تقویت جوامع محلی و جهانی منجر شود.
رویکرد کارگزاران افغان در مناسبات هیدروپلیتیک با ایران با تاکید بر روندپژوهی و آینده نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳ (پیاپی ۸۳)
185 - 220
حوزههای تخصصی:
منابع آب مشترک در جهت دهی به مناسبات هیدروپلیتیک کشورها نقش تعیین کننده ای دارند. سرچشمه رودخانه های هیرمند و هریررود در افغانستان است که به واسطه شیب زمین به سمت ایران سرازیر می شوند. از این رو افغانستان در مناسبات هیدروپلیتیک با ایران، موقعیت بالادستی دارد. این پژوهش بر آن است که رویکرد کارگزاران افغان به عنوان متغیر موثر در مناسبات هیدروپلیتیک این کشور با ایران را طی زمان بررسی کند. درون داد های مورد نیاز پژوهش با روش کتابخانه ای و میدانی گرد آوری شده است. یافته های پژوهش نشان داد روند مناسبات هیدروپلیتیک دو کشور، همکاری در سطوح تبادلات و حمایت های کلامی و بیان سیاست های شفاهی؛ درگیری و کشمکش در سطوح گزاره های کلامی که نشان دهنده ناهماهنگی در تعامل و وجود تنش در کلام با طرف ایرانی است. متغیرهای نیاز افغانستان به منابع آب برای توسعه، سیاسی کردن آب توسط طرف ایرانی، خشکسالی های پیاپی و حیثیتی سازی آب برای مردم افغانستان عوامل کلیدی موثر بر مناسبات هیدروپلیتیک افغانستان با ایران از دیدگاه کارگزاران و خبرگان افغان شناسایی شد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که همکاری های سازمان دهی شده اقتصادی بین دو کشور می تواند به ایجاد منافع پایدار و بهبود مناسبات هیدروپلیتیک دو کشور منجر شود.









