متین انجم روز

متین انجم روز

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

ترا بشریت و چالش های نوین در نظریه های سیاسی: چالش ها و طرح واره های آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ترابشریت نظریه های سیاسی حاکمیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۸۲
مقدمه و اهداف: ترابشریت به عنوان جنبشی فکری و فلسفی که از دهه 1950 با ایده های جولیان هاکسلی آغاز شد، با بهره گیری از فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، مهندسی ژنتیک و نانوفناوری به دنبال ارتقای توانایی های جسمی، ذهنی و اخلاقی انسان است. این جنبش نه تنها به بهبود کیفیت زندگی و افزایش طول عمر می پردازد، بلکه با تغییر ماهیت انسانی، پرسش های بنیادین درباره هویت، اخلاق و سیاست مطرح می کند. ترابشریت مفاهیم سنتی سیاسی مانند حاکمیت، دموکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی را به چالش می کشد و نظریه های کلاسیک و معاصر سیاسی را نیازمند بازنگری می داند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر ترابشریت بر نظریه های سیاسی و شناسایی چالش های ناشی از آن برای مفاهیم بنیادین سیاسی است. سؤال اصلی پژوهش این استکه ترابشریت چگونه نظریه های کلاسیک و معاصر سیاسی را تحت تأثیر قرار داده و چه چالش هایی برای مفاهیم بنیادین سیاسی ایجاد می کند؟ سؤالات فرعی شامل تأثیر فناوری های ترابشری بر حاکمیت، دموکراسی، حقوق بشر و هویت ملی است. روش ها: این پژوهش از روش تحلیلی-توصیفی با تأکید بر تحلیل محتوای متون فلسفی و سیاسی بهره می برد. داده ها از منابع علمی معتبر، شامل آثار بوستروم، فوکویاما، هاکسلی، و متون کلاسیک (افلاطون، ارسطو، هابز) گردآوری شده اند. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر تلفیق نظریه های سیاسی کلاسیک (مانند قرارداد اجتماعی و عدالت طبقاتی) و معاصر (لیبرالیسم و پست مدرنیسم) است. با تحلیل تطبیقی این نظریه ها و طرح واره سازی آینده نگرانه (دموکراسی ترابشری، نئوفئودالیسم فناورانه، اقتدارگرایی زیستی)، چالش ها و فرصت های سیاسی ترابشریت ارزیابی شده و راهکارهای سیاستی پیشنهاد شده است. این رویکرد امکان بررسی جامع تأثیرات ترابشریت بر سیاست و ارائه چارچوبی برای مدیریت تحولات آینده را فراهم می کند. یافته ها: ترابشریت با تغییر ماهیت انسانی از طریق فناوری های نوین، چالش های متعددی برای نظریه های سیاسی ایجاد کرده است. نظریه های کلاسیک مانند دیدگاه های افلاطون و ارسطو که بر طبیعت ثابت انسانی تأکید دارند، با سیالیت ترابشریت ناسازگارند. برای مثال، طبقه بندی افلاطون بر اساس استعدادهای ذاتی با مهندسی ژنتیک که این استعدادها را تغییر می دهد، به چالش کشیده می شود. نظریه های معاصر مانند لیبرالیسم و پست مدرنیسم با تأکید بر برابری و تنوع هویتی انعطاف پذیرترند، اما در تنظیم نابرابری های فناورانه و حفظ حریم خصوصی با مشکل مواجه اند. ترابشریت حاکمیت دولت ها را با ظهور بازیگران غیر دولتی مانند شرکت های فناوری تضعیف کرده و چالش هایی مانند امنیت سایبری و حریم خصوصی ایجاد می کند. در حوزه دموکراسی، نابرابری های ناشی از دسترسی محدود به فناوری ها مشارکت سیاسی را تهدید کرده و خطر دستکاری افکار عمومی از طریق هوش مصنوعی را افزایش می دهد. در زمینه حقوق بشر، ترابشریت با تغییر ماهیت انسانی، بازتعریف حقوق بشر را ضروری ساخته و چالش هایی مانند تبعیض مبتنی بر فناوری و نقض حریم خصوصی را مطرح می کند. همچنین، فناوری های ترابشری با ایجاد هویت های ترکیبی، پیوندهای فرهنگی و هویت ملی را به چالش می کشند. طرح واره های آینده شامل دموکراسی ترابشری (توزیع عادلانه فناوری)، نئوفئودالیسم فناورانه (سلطه نخبگان)، و اقتدارگرایی زیستی (مهار دولتی) است که هر یک پیامدهای خاص خود را دارند. نتیجه گیری: ترابشریت نه تنها یک تحول علمی، بلکه یک انقلاب فلسفی و سیاسی است که نیازمند بازنگری در نظریه های سیاسی و تدوین چارچوب های حقوقی و اخلاقی جدید است. پیشنهادات سیاستی شامل ایجاد قوانین بین المللی برای تنظیم فناوری ها، تضمین دسترسی عادلانه، و تشکیل نهادهای نظارتی برای جلوگیری از سوءاستفاده است. در ایران، توسعه زیرساخت های حقوقی متناسب با ارزش های فرهنگی، برنامه های یارانه ای برای کاهش نابرابری، و تقویت پژوهش در این حوزه ضروری است.
۲.

عصبیت به مثابه گفتمان: بازاندیشی در نظریه «ابن خلدون» از منظر تحلیل گفتمان «فوکو»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: عصبیت ابن خلدون تحلیل گفتمان میشل فوکو قدرت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۵
نظریه عصبیت ابن خلدون و تحلیل گفتمان فوکو، دو دیدگاه متفاوت به پویایی های اجتماعی ارائه می دهد. مسئله این پژوهش، امکان بازخوانی عصبیت به مثابه گفتمان تاریخی برای تنظیم هویت و قدرت در جوامع پیشامدرن است. هدف، تطبیق این دو نظریه در سه محور قدرت، تحول اجتماعی و سوژه سازی با روش تحلیل نظری و تطبیقی است. یافته ها نشان می دهد که عصبیت مانند گفتمان فوکویی، از طریق روایت ها و آیین ها، انسجام و سلطه را بازتولید می کند، اما بر عوامل مادی متمرکز است؛ برخلاف تأکید فوکو که بر سازه های زبانی مبتنی است. این تطبیق، عصبیت را به یک سازه گفتمانی ارتقا داده، ابزاری برای تحلیل قدرت در تاریخ و امروز ارائه می دهد. نتایج، درک نظریه ابن خلدون را غنی تر کرده، چارچوبی برای تحلیل میان رشته ای ارائه می دهد. پیشنهاد می شود این تطبیق در بسترهای تجربی، مانند جنبش های قومی نیز آزمایش شود.
۳.

دموکراسی معرفتی و چالش های آن در خاورمیانه: بررسی امکان سنجی و موانع(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دموکراسی معرفتی خاورمیانه چالش های سیاسی خرد جمعی نهادهای دموکراتیک فرهنگ سیاسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۴
دموکراسی معرفتی، به عنوان رویکردی که بر نقش دانش و خرد جمعی در تصمیم گیری های سیاسی تأکید دارد، در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. این مقاله به بررسی امکان سنجی پیاده سازی دموکراسی معرفتی در منطقه خاورمیانه و چالش های پیش روی آن می پردازد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که دموکراسی معرفتی چیست و چگونه می تواند به بهبود کیفیت تصمیم گیری های سیاسی کمک کند؟ برای پاسخ به این پرسش، نقش دانش و خرد جمعی در فرآیندهای تصمیم گیری سیاسی تحلیل شده است. از منظر دموکراسی معرفتی، مشارکت گسترده تر شهروندان و بهره گیری از دانش جمعی می تواند کیفیت تصمیم گیری ها و مشروعیت نظام های سیاسی را افزایش دهد. با این حال، فرآیندها و مشارکت های دموکراتیک به تنهایی معیار کافی برای موفقیت یک نظام دموکراتیک نیستند، بلکه نوع شناخت مردم از نظم سیاسی نقش تعیین کننده ای دارد. افزایش مشارکت دموکراتیک ممکن است به عنوان شاخصی گمراه کننده از موفقیت دموکراتیک عمل کند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی نشان می دهد که موانع ساختاری، فرهنگی و سیاسی در خاورمیانه، از جمله نبود نهادهای دموکراتیک قوی، تنوع قومی-مذهبی و بحران های سیاسی، اجرای دموکراسی معرفتی را با چالش های جدی مواجه کرده است. در پایان، راهکارهایی برای غلبه بر این موانع ارائه شده است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان